پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - آخرين عناوين هنر :: نسخه کامل http://deabel.org/vsni.wkac1lntpbc2t.html Tue, 19 Jun 2018 20:55:00 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Tue, 19 Jun 2018 20:55:00 GMT هنر 60 گفت‌وگو با عباس کرمی/ مداح باید به حاشیه‌های بی‌مورد نپردازد http://deabel.org/vdcaowne.49nei15kk4.html    احسان محمدی/ دعبل: «عباس کرمی» متولد ۱۳۴۱ش. و از چهارپایه‌خوانانی است که نسبت به این هنر اشراف کامل دارد. بیش از ۳۵ سال است که به مداحی و ذاکری اهل‌بیت(ع) می‌پردازد و در این امر از محضر استادانی هم‌چون مرحوم «محمد طلاچی» و مرحوم «حاج اسماعیل چاووش» بهره برده است. مخاطبان عباس کرمی ایشان را به عنوان مداحی می‌شناسند که وقت مستمعان را نمی‌گیرد و رعایت حال ایشان را می‌کند. او معتقد است: مداح باید به حاشیه‌های بی‌مورد نپردازد و عصارة کلام را بگوید؛ تا به این ترتیب بیشترین و بهترین بهره را به مستمعان برساند.    پیش از این در میزگرد بررسی نغمات و نوحه‌های مذهبی با حضور ایشان و استاد «سید علی‌محمد سادات رضوی» که با عنوان «الگوسازی و الگوسوزی رسانه‌ها» در همین سایت، پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد دعبل خزاعی، منتشر شده است، دربارة لزوم آموزش برای مداحان و ذاکران جوان گفتیم. عباس کرمی در آن گفت‌وگو تأکید مضاعفی بر این موضوع داشت که مداحی و ذاکری برای اهل‌بیت(ع) فقط همین چیزی که از صدا و سیما پخش می‌شود نیست و مجموعه‌هایی نظیر «بنیاد دعبل خزاعی» وظیفه دارند که میراث نهاد عزاداری اهل‌بیت(ع) و مخصوصاً صدا و آثار استادان این حوزه را به مخاطبانش معرفی و عرضه کنند. ضمن تأیید نظر ایشان، بر آن شدیم که در گفت‌وگوی مجدد با ایشان ضمن گرامی‌داشت یاد و خاطرة استادان چهارپایه‌خوانی در تهران، با این هنر که نمونه‌ای از میراث نهاد عزاداری برای اهل‌بیت(ع) است، بیشتر آشنا شویم.        دعبل: جناب کرمی چه شد که شما به چهارپایه‌خوانی علاقه‌مند شدید؟    کرمی: آشنایی‌ام با چهارپایه‌خوانی به قبل از انقلاب می‌رسد و دلیلش جذابیت و تردد جمعیت کثیر این‌گونه عزاداری در محوطه‌ها بود. آن موقع می‌دیدم که مخاطبانِ پیر و جوان، زن و مرد و ... به مداح گوش می‌دهند و چهارپایه‌خوان وظیفه داشت بیشترین مطالب را در کوتاه‌ترین زمان ارائه دهد. این موضوع برایم خیلی جالب توجه بود و مخصوصاً این‌که می‌دیدم چه تأثیر معنوی‌ای بر مخاطبان دارد.      دعبل: چهارپایه‌خوانی‌های بازار تهران یکی از جاذبه‌های این شهر گزارش می‌شود. کمی از این چهارپایه‌خوانی‌ها برایمان بگویید.    کرمی: این چهارپایه‌خوانی‌ها از قدیم‌الایام توسط هیئت‌های صنف‌ها برگزار می‌شد؛ به‌ویژه دهة 30 که اوج رونق آن بود. این مراسم پس از رفتن رضاشاه آزاد شد. با رسیدن هیئت‌ها جلوی امام‌زاده‌ها مداح چهارپایه‌خوانی می‌کرد و مردم هم قدری استراحت می‌کردند.      دعبل: چه جالب! یعنی چهارپایه‌خوانی تدبیر گردانندگان هیئت برای مدیریت مراسم نیز بوده است.    کرمی: در ایام شهادت اهل‌بیت(ع) به‌ویژه محرم، هیئت‌ها در تاسوعا و عاشورا از نقطه‌ای چون تکیه، حسینیه و ... ضمن نوحه‌خوانی نوحه‌خوان‌ها به سمتی مشخص حرکت می‌کردند و در راه گاهی نوحه‌ای دودمه می‌خواندند؛ به این ترتیب که هیئت‌ دو بخش می‌شود و هر قسمت نیمی از نوحه را اجرا می‌کند. در میانة راه نیز اگر سقاخانه، امام‌زاده، منزل شهید، منزل عالم و ... باشد، مداح روی چهارپایه می‌رود و گوشه‌ای از مقاتل را اجرا می‌کند. به این ترتیب مردم ضمن گریه و عزاداری قدری استراحت می‌کنند و گاهی جمعیت افزوده و یا کاسته می‌شود. این زمان فرصتی مناسب برای تعویض نوحه نیز بوده است؛ سپس با رسیدن به مقصد «یا الله» می‌گویند و مجلس تمام می‌شود.      دعبل: اجازه دهید یادی کنیم از چهارپایه‌خوانان قدیم.    کرمی: بله، خدا رحمتشان کند! استادانی چون حاج ‌مرزوق، حاج ابوک عرب، حاج حسن ناظم و شاگردش حاج اکبر ناظم، مرحوم طلاچی، مرحوم سید عباس زریباف، مرحوم حاج اسماعیل چاووش، مرحوم آقا محمد‌علی اسلامی، حاج احمد صالح و ... .      دعبل: پس از استادانی که نام بردید اخیراً هم چهارپایه‌خوانی مورد توجه استادان مداحی هست؟ ممکن است که از معاصرین هم کسانی را نام ببرید؟    کرمی: حاج قاسم قنات‌آبادی، حاج احمد حاتمی، حاج سید حسین اطهاری و تعدادی از جوانان که دربارة جوانان متأسفانه باید بگویم چندان تخصصی به این هنر توجه ندارند.      دعبل: چرا؟    کرمی: نمی‌دانم.      دعبل‌: بهترین روش آموزش چهارپایه‌خوانی چگونه است؟    کرمی: آموختن به‌ صورت حضوری و زنده.      دعبل: شما از چه سالی چهارپایه‌خوانی را آغاز کرده‌اید؟    کرمی: به صورت رسمی از سال ۱۳۶۱ش. که ۲۰ ‌ساله بودم. قبل از آن فقط کسب تجربه می‌کردم.      دعبل: چه‌طور؟    کرمی: با دیدن کار بزرگان در هیئت‌ها و تمرین بر روی آنها.      دعبل: از محضر استادی هم بهره برده‌اید؟    کرمی: البته. من به‌طور مستقیم و غیر مستقیم از محضر استادانم بهره برده‌ام. حاج محمدآقای طلاچی از بهترین چهارپایه‌خوان‌های دهه‌های 30 تا 60 بوده‌ که از محضر ایشان بهره برده‌ام و هم‌چنین مرحوم حاج اسماعیل چاووش، حاج سید عباس زریباف، حاج محمدعلی اسلامی و حاج احمد صالح.      دعبل: شیوة آموزش مرحوم طلاچی چگونه بود؟    کرمی: ایشان در هیئت‌هایی چون جوانان اتفاقیون یا صنف بزازها و ... می‌خواندند. ما در جلسات شرکت می‌کردیم و با گوش دادن به صدای ایشان بهرة خود را می‌بردیم. تأکید ایشان همیشه به استفاده از اشعار به‌جا و صحیح‌ خواندن بود. دربارة روایت‌های بدون خدشه و هم‌چنین محکم و قرص بودن مطالب از جهت اعتقادی تأکید داشتند.      دعبل: شما برای رعایت این نکات و تأمین محتوای مطالب مداحی و چهارپایه‌خوانی چه می‌کردید؟    کرمی: به صورت حضوری خدمت شعرا و مادحین می‌رسیدیم و اشعار و سبک‌های مناسب و وزین را دریافت می‌کردیم. از کتاب‌های صامت بروجردی، جوهری و ... نیز استفاده می‌کردیم.      دعبل: خود شما بعد از حدود ۳۵ سال مداحی و مشخصاً چهارپایه‌خوانی و خدمت در مجالس ابا عبدالله(َع) چه نکاتی را برای یک اجرای مناسب و مفید لازم می‌دانید؟    کرمی: اول اخلاص، بعد اطلاعات، آگاهی و مجلس‌شناسی. یک نکتة خیلی مهم نیز مراعات وقت مخاطبان است؛ این‌که مداح به حاشیه‌های بی‌مورد نپردازد و عصارة کلام را بگوید؛ تا به این ترتیب بیشترین و بهترین بهره را به مستمعان برساند.      دعبل: گویا مخاطبان شما، شما را با همین ویژگی‌ می‌شناسند؟    کرمی: نوحه‌خوانی که وقت مستمعان را نمی‌گیرد و رعایت حال ایشان را می‌کند.      دعبل: جناب کرمی یک اشارة کوتاهی کردید به این‌که جوانان چندان از عهدة ملزومات این هنر برنیامده‌اند. کمی دربارة نحوة اجرای مراسم مذهبی و جلسات عزاداری در آن روزها و این روزها برایمان بگویید؟    کرمی: بستگی به مجالس داشت؛ پنج‌روزه، ده‌روزه، هفتگی، ماهانه و ... . اغلب بعد از نماز جماعت و قرائت قرآن پیش‌منبرخوان اشعاری در مدح اهل‌بیت(ع) می‌خواند و گریزی به مصیبت می‌زد؛ سپس واعظ منبر می‌رفت و روضه می‌خواند. در پی آن یا مداح همان روضة واعظ را ادامه می‌داد و یا نوحه‌ می‌خواند که خود مقوله‌ای سوا بود و به مجلس حال و هوای خاصی می‌داد. استادان این امر و مداحان پیش‌کسوت در نحوة برگزاری این امور و کیفیت اجرای آنها حساس بودند و برای آن وقت می‌گذاشتند.      دعبل: حالا چه‌طور؟    کرمی: در اصل موضوع که گریه و روضه است، تفاوتی وجود ندارد؛ اما گاهی نواهای معشوقه‌های خیالی را در مورد این معشوق حقیقی می‌خوانند که مناسب نیست. اجراکنندگان این الحان نمی‌دانند که نواهای هم‌خوان با آداب و رسوم گذشتگان تأثیرگذارترین حالات را در ذهن و قلب مخاطب دارد. میزگرد بررسی نوحه‌ها و نغمات آیینی ]]> هنر Tue, 19 Jun 2018 13:41:56 GMT http://deabel.org/vdcaowne.49nei15kk4.html ما اصلاً موسیقی مذهبی را جدی نگرفته‌ایم http://deabel.org/vdcamwne.49new15kk4.html  احسان محمدی/ دعبل: «هوشنگ جاوید»، پژوهشگر موسیقی نواحی و آیینی ایران است که ۲۱ گونة موسیقایی مذهبی را احصاء کرده است. به عقیدة وی ما تا کنون موسیقی مذهبی را جدی نگرفته‌ایم. ایشان می‌گوید: مشکلی که در حوزة موسیقی مناطق، نواحی و موسیقی مذهبی داریم این است که در این حوزه هیچ کس طراحی برنامه نمی‌داند. جاوید ضمن نقدهایی که نسبت به فقدان برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های صحیح برای استفاده از ظرفیت موسیقی به‌ویژه موسیقی مذهبی برای تقویت نظام اجتماعی و مخصوصاً ایجاد وحدت در جهان اسلام دارد، راهکارهایی برای رفع موانع و قرار کردن در مسیر درست ارائه می‌دهد که در این گفت‌وگو می‌خوانید:      دعبل: حدوداً ۱۰ سال پیش من از شما شنیدم که موسیقی مذهبی در تقویت نظام اجتماعی مؤثر است و در مواردی گفته‌اید که ما از بازیابی، بازشناسی و برنامه‌ریزی دربارة موسیقی دینی ـ مذهبی غافل مانده‌ایم. به نظر شما این غفلت هنوز هم وجود دارد؟    جاوید: بله معتقدم غافل هستیم.      دعبل: ممکن است کمی بیشتر توضیح دهید.    جاوید: وقتی بنیاد دعبل تشکیل شد، من امیدوار شدم که نهادی تشکیل شده که می‌تواند در این زمینه تأثیرگذار باشد؛ ولی حس می‌کنم دست این نهاد نیز به گونه‌ای بسته شد. مثلاً شما همة مداحان را بیمه کرده‌اید؛ ولی آیا نوع تأثیرگذاری آنها را بررسی کرده‌اید؟ چه کسی در این خصوص کار پژوهشی‌ انجام داد؟ آیا رشتة موسیقی مذهبی در دانشگاه‌ها ایجاد شد؟ موسیقی مذهبی بسیار مهم است. نظام جمهوری اسلامی ایران آمد تا کارهایی انجام دهد. یکی از وظایف مهم او ایجاد زمینه‌های فرهنگی است. قطعاً زمینه‌های فرهنگی به تبلیغ نیاز دارد. آیا امروز زمینة فرهنگی ایجاد شده است؟ آیا کسی به آن فکر کرده است؟    ۴۰ سال از پیروزی انقلاب می‌گذرد. ما شورای انقلاب فرهنگی و فرهنگستان هنر و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان میراث فرهنگی داریم؛ اما از فرهنگ اسلامی و ایرانی یا از فرهنگ ایرانی مسلمان چه چیزی در اختیار داریم؟ در این سال‌ها فرهنگ اسلامی و ایرانی چقدر در معماری ایران تأثیر داشته است؟      دعبل: تقریباً هیچ. به نظر شما در این خصوص، یعنی دربارة برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری برای استفاده از ظرفیت موسیقی مذهبی جهت تقویت نظام اجتماعی، ضعف مدیریتی وجود دارد؟    جاوید: معتقدم طراحی و برنامه‌ریزی صورت نگرفته است.      دعبل: چطور ممکن است!؟ تعداد مؤسسات، نهادها و مجموعه‌هایی که در حوزة دین و مذهب فعالیت فرهنگی می‌کنند  ـ و بالتبع باید قبلاً برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری‌ای در این خصوص شده باشد ـ آن‌قدر زیاد است که گاهی موجب واکنش منفی هم شده است؛ مثلاً همین چالش اخیر دولت درخصوص بودجه‌های برخی نهادها که اغلب کار فرهنگی و مذهبی می‌کنند. حالا شما می‌فرمایید که اقداماتی که صورت می‌گیرد فاقد طرح و برنامه است؟    جاوید: کنار خیابان غرفه برپا کردن و به مردم شربت دادن یا سینه‌زنی پخش کردن کار فرهنگی نیست. به نسبت کار فرهنگی‌ای که مردان انقلابی، پیش از انقلاب انجام می‌دادند پس از انقلاب کارها بسیار ضعیف هستند. در گذشته دو برگه به نام شب‌نامه چاپ می‌شد و میلیون‌ها نسخه از آن کپی می‌گرفتند و در اختیار همگان قرار می‌دادند؛ اما امروز دو هزار کتاب چاپ و به همان بسنده می‌کنند. وقتی یک کتاب شش بار چاپ می‌شود احساس می‌کنند که برد کرده است؛ در حالی که باخت است؛ چون کار، درست صورت نگرفته است.    امروز همة رستوران‌ها، باشگاه‌ها، آسانسورها، تاکسی‌ها، اتوبوس‌ها و ... موسیقی دارند؛ یعنی در همة لحظات زندگی با موسیقی برخورد می‌کنیم؛ ولی کدام موسیقی و چه نوع موسیقی‌ای؟ برای یک دهه ساخت سرودهای میهنی ممنوع بود؛ یعنی کسی جرئت نداشت در مورد ایران و مردان ایرانی و حماسه سرود بسازد؛ چون گروهک‌هایی در دوره‌ای فعالیت‌هایی داشتند؛ حتی در دوره‌ای موسیقی نواحی و مناطق هم ممنوع بود.   از طرفی پس از پیروزی انقلاب و پس از شکل‌گیری موسیقی نواحی در شهرستان‌ها گروه‌های موسیقی در استان‌ها افزایش یافتند؛ چون برخی متوجه شدند که این کار می‌تواند منبع درآمدی برای آنها باشد. به این ترتیب انفجار و تورم گروه‌ها در شهرستان‌ها موجب شد تا عده‌ای سرخورده شده و بسیاری از گروه‌های دسته دوم و سوم به تهران بیایند. برخی از آنها اساتیدِ خود در شهرستان‌ها را زیر پا گذاشتند. در تهران به عده‌ای از کسانی که دم دست بودند اهمیت دادند که امروز به عنوان گروه‌های معروف بومی شناخته می‌شوند. رسانه سعی می‌کند برای ساخت یک برنامه هزینة کمی متقبل شود. رسانه از گروه‌هایی که از شهرستان‌ها به تهران کوچ کرده‌اند، استفاده می‌کند و اصلاً کیفیت کار اصیل برایش مهم نیست. برای رسانه فقط این مهم است که چیزی به نام موسیقی بومی را نشان دهد. این گروه‌ها در کرج، شهریار، ورامین، گرمسار و قزوین ساکن هستند و به آنها یک میلیون تومان می‌دهند تا اجرا کنند. آنها نیز یک میلیون تومان را میان خود تقسیم می‌کنند و مسیر رفت و برگشت آنها نیز هزینة بالایی ندارد.      دعبل: یعنی برای رفع تکلیف با وجود کارهای باکیفیت به سراغ کارهای ضعیف می‌رویم.   جاوید: برای شنیدن موسیقی مذهبیِ درست، مثلاً باید از «سراوان» گروه آورد. آنها ذکرهای صاحبی می‌خوانند. این‌که ذکرهای صاحبی چه جایگاه و بن‌مایه‌ای در کشور دارند بماند؛ اگر یک بار گروه سراوان به تهران بیاید تمام گروه‌های دیگر را فراموش می‌کنید؛ چون پیچیدگی ملودی و نوع ضرب‌آهنگ آنها بسیار زیباست. اینها از مکتب سند و پنجاب قدیم پیروی می‌کنند.    ریتم در موسیقی هند و پاکستان به چند دسته تقسیم می‌شود؛ در نوعی موسیقی نیایشی در جنوب هند خواننده بلافاصله نغمه را بر اساس ملودی تولید می‌کند. در سیستان و بلوچستان و به‌ویژه در بلوچستان کسانی که ذکر صاحبی می‌خوانند این‌گونه‌اند. آنها شعر شاعر را در اختیار دارند و یک ملودی را با بداهة عجیبی اجرا می‌کنند که اگر یک بار آن را ببینید، ساعت‌ها درگیر آن می‌شوید.      دعبل: این‌که درخصوص موضوعات فرهنگی و مذهبی و به‌ویژه موسیقی مذهبی کارهای باکیفیتی وجود داشته باشد، اما به دلایل اقتصادی سراغی از آنها گرفته نشود کمی دور از ذهن به نظر می‌رسد؛ شاید این آثار قدرت جذب مخاطب را ندارند. شاید دلایل دیگری هم هست.    جاوید: آقای درویشی تلاش بسیاری کرد تا جشنوارة موسیقی حماسی ایران در سال 1374ش. بنا شود. من همراه ایشان بودم و ما ثابت کردیم که موسیقی حماسی ایران کم‌ارزش نیست. تصور نکنید که اروپا حماسه دارد، حماسه‌ها و حماسه‌سازان ایران را هیچ کجا ندارد. در انگلستان افراد مختلفی اظهار می‌کنند که ای کاش یک فردوسی داشتیم.    ما برای فرهنگ خرج نمی‌کنیم، فقط حرف می‌زنیم. من همراه آقای رسول نجفیان سال 1392ش. در شبکة سحر، برنامه‌ای به نام «اینجا ایران» را اجرا کردیم که جمعه‌شب‌ها پخش می‌شد. این برنامه را صرفاً به فرهنگ مردمی اختصاص دادیم. اتفاقاً شب چله از سفرة مخصوص این شب استفاده کردیم و از آقای «فریدون جنیدیِ» اسطوره‌شناس همچنین آقای «ایرج افشار سیستانی» و آقای «خلعتبری» از جوانان پژوهشگر حوزة فرهنگ مردم دعوت کردیم. از خوانندگان آیین‌خوان مانند استاد «مهدی حمیدی» که در خواندن نواهای آیینی تبحر دارد و از آقای غیور از شاگردان خوب استاد «کسایی» برای نی زدن دعوت کردیم. از یک الی دو خوانندة جوان همچون آقای «کاظمی» و از چند گروه محلی هم دعوت کردیم. از آقای دکتر «عباس قنبری عدیوی»، عضو شورای انقلاب فرهنگی کشور هم خواستیم تا با لباس بختیاری در این برنامه شرکت کند. ایشان استقبال و در برنامه صحبت کرد. این برنامه آن‌قدر مورد تشویق قرار گرفت که سی‌دی‌های آن هنوز در کشورهای اروپایی به‌ویژه در سوئد و کانادا به فروش می‌رسد.      اروپایی‌ها انواع موسیقی‌های هیجان‌انگیز و کلاسیک را در اختیار دارند؛ اما حاج «قربان سلیمانی» از ایران به فرانسه و اروپا رفت و با یک دوتار و یک آواز ساده کاری کرد که صدها هزار نفر در آن مجلس گریه کردند و تحت تأثیر قرار گرفتند و نام او ماندگار شد. چطور می‌شود که از این دو سیم این همه نغمه و صدا ایجاد شود. این اتفاق برای اروپایی‌ها بسیار اهمیت داشت؛ ولی در کشور خودمان کسی به ایشان اهمیتی نمی‌دهد. حاج قربان سلیمانی دکتری داشت؛ ولی خانه‌اش گاز نداشت. دکتری داشت؛ ولی نان شبش را به‌سختی درمی‌آورد. مسئولان تصور می‌کنند با 120 یا 180 هزار تومان طرح تکریم از هنرمند وضعیت این پیرمرد درست می‌شود؛ در حالی که این پول بسیار ناچیز بود. امروز که آن 180 هزار تومان 18 هزار تومان هم ارزش ندارد. امروز هم همان حقوقی که آن زمان به هنرمندان می‌دادند، می‌دهند و ارزشی برای هنرمندان قائل نیستند.      حاج قربان سلیمانی، هنرمند بین‌المللی بود و جهان روی او حساب می‌کرد. ایشان از شورای موسیقی ایران جایزه نگرفته بود؛ بلکه از فستیوال آوینیون جایزه دریافت کرده بود. او موشک فرهنگی ساخت؛ اما ما از این موشک فرهنگی چگونه استفاده کردیم؟ آیا ترتیب کنسرت‌های متعدد در کشورهای مختلف خارجی را دادیم که فرصت پیاده شدن در خانه‌اش را هم نداشته باشد؟ نه. آیا کاری کردیم که در سفارت‌خانه‌های ایران در خارج از کشور برنامه اجرا کند؟ نه. آیا برنامه‌ریزی کردیم تا هنرمندان‌مان در سفارتخانه‌های خارجی آواز بخوانند؟ نه. آوازهای مذهبی ما از جمله سحرخوانی، مناقب‌خوانی و ... هر کجای دنیا اجرا شوند به شرط آن‌که ذاکر و ستایشگر آن درست باشد، مورد استقبال قرار می‌گیرد. بخش‌های فرهنگی سفارتخانه‌ها باید برای تبلیغ این نوع آثار هنریِ دیده‌نشده وارد کار شوند. بعد از آن ببینید چه اتفاقی خواهد افتاد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اصلاً برای چنین کارهایی برنامه‌ریزی نکرده است.      دعبل: فکر می‌کنید چرا مدیران برنامه‌ریزی برای موسیقی ندارند؟    جاوید: ما اصلاً موسیقی مذهبی را جدی نگرفته‌ایم. آواز ایرانی هنوز جزو رشته‌های دانشگاهی ما نشده است. به دلیل کوتاهی مدیران فرهنگی؛ چون در این خصوص بحث بازگشت سرمایه مطرح است. مشکلی که در حوزة موسیقی مناطق، نواحی و موسیقی مذهبی داریم این است که هیچ کس طراحی برنامه نمی‌داند. در دانشگاه رشته‌ای به نام مدیریت هنر ایجاد کرده‌اند؛ اما مدیریت هنر پیش‌تر به طراحی هنر نیاز دارد، حال فکر طراح کجاست؟ این حوزه نه تعریف مشخصی دارد و نه از آن حمایت می‌شود. اصلاً کسی سراغ آن نرفته است. خواه‌ناخواه موقعیت‌های مذهبی ما با موقعیت‌ها و آیین‌های ملی‌مان گره خورده است. مثلاً اگر بنیاد دعبل بتواند حمایت کند تا روی موضوع نوروز در مرثیه‌ها یا نوروز در مناجات‌های سحر کار کنیم، خواهید دید که چه نتایج ارزشمندی حاصل می‌شود. نمونة بسیار عامیانه و مردمی آن «محرم آمد و عیدم عزا شد/ حسینم وارد کرب و بلا شد»، است. اصلاً چنین اتفاقی در عید نوروز نیفتاده و عاشورا در نوروز رخ نداده است؛ ولی یک ایرانی چنین شعری سروده است. در مراثی ترکی، بایرام به معنای نوروز، چنان در مراثی به کار رفته است که شما را وادار می‌کند تا های‌های گریه کنید و به عاشورا بیندیشید. شاعر به آمدن بهار و پیوندش با عاشورا فکر کرده و آن را تصویر‌سازی کرده است؛ اما در 40 سال گذشته شاعرانی که برای آنها خیلی احترام هم قائلم آیا یک مناجات دلی سروده‌اند که کار ارزنده‌ای در جامعه باشد؟ سروده‌ای که مانند سرود ملی واقعاً در دل مردم نشسته باشد.      دعبل: این‌که ما از ظرفیت‌های موسیقی ملی و مذهبی‌مان استفادة درستی نمی‌کنیم به دلیل فقدان برنامه‌ریزی‌هاست یا به دلیل برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های نادرست است؟    جاوید: هم فقدان برنامه‌ریزی‌های درست و هم سیاست‌گذاری‌های نادرست. ما قدر و قیمت ذخایر معنوی ارزشمندمان را نمی‌شناسیم. شاهنامه‌خوان در جنگ چالدران کاری می‌کند که نیروهای صفوی تا آخرین نفر می‌جنگند و تسلیم دشمن نمی‌شوند. در بوشهر هستند کسانی که رئیس‌علی را دیده‌اند یا در کودکی چیزهایی از او به یاد دارند. آنها تعریف می‌کنند که رئیس‌علی قبل از این‌که به انگلیسی‌ها حمله کند دستور داد که شاهنامه‌خوانی کنند تا شجاعت ایجاد کند؛ اما الان چه می‌کنیم؟ در دورة جنگ نیز چنین اتفاقاتی افتاد. استاد «راغب» که امروز خانه‌نشین هستند و دو سال که بگذرد نسل نوجوانی که ده ساله شده‌اند اصلاً این هنرمند را به یاد نمی‌آورند ـ و من برای چنین برخوردهایی متأسف هستم ـ ایشان سرود «این پیروزی» را در 15 الی 16 ساعت ساخت. این شعر به مجرد این‌که از بلندگوهای جبهه پخش می‌شد سیل تیر دشمن به سمت بلندگوها می‌آمد. جالب است که حتی تعدادی از این بلندگوها را به عنوان میراث دورة جنگ نگه نداشتیم. من یک بلندگو دیدم که 280 تیر خورده بود. سرباز دشمن از قدرت سرود حماسی‌ای که از بلندگو پخش می‌شد بلندگوها را هدف گرفته بود و این تأثیرگذاریِ هنر درست است. در دورة جنگ «کامکار»ها ترانة «کجایید ای شهیدان خدایی» را ساختند. چه کسی تاج طلایی موسیقی انقلابی را به آنها اعطا کرد؟ باید به کامکارها تاج طلایی داد. آنها در دوره‌ای این ترانه را ساختند که حتی یک خوانندة حرفه‌ای حاضر نبود سمت رادیو و تلویزیون بیاید و آواز بخواند. آنها سرود تأثیرگذاری ساختند که امروز هم برای بسیاری از هم‌نسلان من نوستالژیک است؛ ولی با کامکارها چه کردیم و به آنها چگونه نگاه کردیم و الان کجا هستند؟ نباید چشم‌مان را روی هم بگذاریم. باید ببینیم که آن دوره چه اتفاقاتی افتاده است.   با پیروزی انقلاب، موسیقی کوچه و بازاری تغییر کرد؛ مثلاً خوانندة کوچه‌بازاری همچون آغاسی «حی علی خیرالعمل» خواند؛ ولی کسی به او نگفت که چنین کند او به خودی خود تغییر کرد؛ چون از مردم بود؛ ولی ما او را خوانندة طاغوتی خواندیم. حال الان چه چیزی در اختیار داریم؟ گذشته از این در هنرستان موسیقی دو دسته‌گی پدید آمد و سبب شد تعدادی از شاگردان پیرو یک خط و تعدادی دیگر پیرو خط دیگری شوند و اتفاقاً این دو جناح بعد از وقوع انقلاب اسلامی بدترین ضربه‌ها را به موسیقی کشور وارد کردند؛ چون تعدادی از آنها پیرو یک مکتب و گروهی دیگر پیرو مکتب دیگری بودند و هر دو در تقابل با یکدیگر قرار داشتند.           دعبل: نقش استادان، پژوهشگران و نخبگان این عرصه چه می‌شود؟ آیا شما به این وضعیت واکنشی نشان داده‌اید؟    جاوید: من در سال 1370ش. یعنی 26 سال پیش، جشنوارة موسیقی نی‌نوازان را راه‌اندازی و با مسئولان صحبت کردم تا اهالی بزرگ موسیقی را گرد هم آوریم و به موسیقی‌مان اهمیت دهیم و اگر اختلافی هم هست کنار بگذاریم و به حال فرهنگ جامعه‌مان دل بسوزانیم؛ اما امروز موسیقیدانی که دلش برای موسیقی ایران می‌سوزد به دلیل حمایت نشدن کنار نشسته است. آنهایی که کار می‌دانند و قصد دارند کار کنند، می‌گویند پول نیست و اگر پول ندهید کار نمی‌کنیم و البته این هم غلط است. دلسوزی برای موسیقی کافی نیست. از هر کدام از اهالی موسیقی بخواهید کاری انجام دهد حرف از پول و سرمایه می‌زند. این حوزه حمایت جدی می‌طلبد و شوخی ندارد؛ چون موسیقی در این سرزمین تشویقی بوده است نه اقتصادی. اشتباه کسی که اقتصاد هنر را مطرح کرد اینجا بود که اصلاً به مسئلة بانی و وقف توجهی نداشت. من، پژوهشگر موسیقی نواحی هستم و روی پای خود ایستاده‌ام. من به مناطق مختلف رفتم و جست‌وجو کردم و در طول یک سال حدود یازده هزار کیلومتر طی کردم تا موسیقی بومی‌مان را جمع‌آوری کنم؛ ولی هیچ کس از من استقبال نکرد. به نمونه‌ای از حمایت‌نشدن‌ها اشاره کنم که می‌تواند بدترین خاطرة زندگی من باشد و اشاره به بهترین شکلی که من کارم را انجام داده‌ام، ولی حمایت نشد. زمانی که مسئولیت موسیقی سازمان بسیج هنرمندان را در کانون مرکزی داشتم به همراه آقای «قنادیان» و یک هیئت علمی خوب به تاجیکستان سفر کردیم و در آنجا طرحی با عنوان «طرح موسیقی نعت» ارائه دادیم. با این منطق که اگر می‌خواهیم حرف انقلاب و اسلام، دین و مذهب را درست بیان کنیم باید به چنین مشترکاتی بنگریم. هنر نعت‌سرایی و نعت‌خوانی بزرگ‌ترین چیزی است که می‌شود از آن استفاده کرد.      دعبل: یک منبع خوب برای وحدت در جهان اسلام.    جاوید: بله. امروز آفریقا، انگلیس، سرخپوست‌ها، تونسی‌ها و کشورهای خاور دور، مسلمان دارند. اینها با نغمه‌های خود پیامبر اسلام(ص) را ستایش می‌کنند؛ حتی در اسپانیا مسلمان داریم. ما تصمیم گرفتیم نعت‌خوانی را به عنوان یک جشنوارة بین‌المللی در کشور آغاز کنیم و در ابتدا از اقیانوس هند و محدودة خزر آغاز کردیم. من تک‌تک کشورها را یادداشت کردم. این اتفاق مربوط به سال 1393ش. است در آن زمان رئیس دولت تاجیکستان و وزیر فرهنگ تاجیکستان با این تصمیم موافقت کردند و از ما خواستند تا نرخ‌های ارزی و دلاری را حساب کنیم آنها عنوان کردند که ما حاضر هستیم به‌صورت مشترک جشنواره را برگزار کنیم؛ چون جشنوارة نعت‌خوانی داریم؛ ولی بین‌المللی نیست و فقط در کشور خودمان برگزار می‌شود. ما به تهران بازگشتیم و برنامه را ارائه کردیم ... طرح به اجماعی رسید و از این دستگاه به دستگاه دیگر می‌شد و در آخر به ارتباطات اسلامی رفت. آنها گفتند که ما قرار است فعالیت‌هایی در این زمینه انجام دهیم؛ اصلاً چرا سازمان بسیج هنرمندان به سمت این‌طور کارها برود! من می‌خواهم بدانم چه کاری انجام داده بودند؟ و تا همین الان هم برای من سؤال است که اینها چه کاری انجام داده‌اند؟    ما یک زنجیرة هنری مهم در اختیار داریم و می‌توانیم همة کشورهایی که در این زنجیره پیوسته هستند به اینجا آوریم تا  برنامه‌های‌شان را ارائه دهند. چرا از ارائه می‌ترسیم؟ چرا عده‌ای نمی‌خواهند این اتفاق بیفتد؟ چون بازار موسیقی‌هایی که امروز داغ است، شکسته می‌شود، بازار آنها از بین می‌رود و صدمه می‌خورد. اثبات این موضوع برای من سخت است؛ ولی واقعیت قضیه غیر از این نیست.      دعبل: این مسئلة قابل تأملی است. شما قبلاً هم به این موضوعات در مصاحبه‌ها و یادداشت‌هایتان اشاره کرده‌اید؛ چرا این انتقادات شنیده نمی‌شوند؟    جاوید: عده‌ای نمی‌خواهند این انتقادات را بشنوند.      دعبل: آیا منفعتی برای نشنیدن دارند؟    جاوید: بله. با توجه به برنامه‌ریزی‌هایی که در کشور صورت گرفت، عده‌ای اسپانسر شدند؛ به تعبیر دیگر قانونی تصویب شد مبنی بر این‌که کارت فعالیت بدهند؛ به این ترتیب عده‌ای سرمایه‌گذار هنری شدند و این سرمایه‌گذارانِ هنری از چرخة حراست وزارت ارشاد گذشتند و کارت فعالیت گرفتند. چرخة گزینش وزارت ارشاد هم به قالب تفکر تعهدی آن فرد برای اجرای کار توجه می‌کند؛ که مثلاً از فلان فرد یا خوانندة فراری استفاده نکند. سرمایه‌گذاران هیچ‌گاه روی شخصی همچون «نورمحمد دُرپور» که در روستای مرزی ایران زندگی می‌کند سرمایه‌گذاری نمی‌کنند؛ بلکه روی بندهای جدیدی که به‌تازگی شکل گرفته‌اند سرمایه‌گذاری می‌کنند. سرمایه‌گذار با خود چنین فکر می‌کند که تا نورمحمد دُرپور بیاید و شناخته شود زمان بسیاری طول می‌کشد. آقای دُرپور، آقای «پورعطایی» یا «سهراب محمدی»، «عیسی قلی‌پور» و ... از مناقب‌خوان‌های بزرگ ایران هستند که در فضای مجازی نیز فعالیت ندارند؛ مگر این‌که چند جوان علاقه‌مند کارهای آنها را منتشر کنند که در آن صورت نیز به عنوان بچه‌های پاک و حزب‌اللهی خیلی جدی‌ گرفته نمی‌شوند. من معتقدم اهمیت آثار هنری این هنرمندان به درستی به نسل جوان شناسانده نشده است.      من در استان گلستان زندگی می‌کنم. این استان پهنه‌ای از اقوام مختلف از بلوچ، ترک، ترکمن، کرد و ... است. تنوع قومی خواه‌ناخواه تنوع هنری و فرهنگی ایجاد می‌کند. باورهای مختلف، لباس‌های زیبا و انگیزه‌های مختلف برای تولید و کار وجود دارد. جلوه‌های هنری خاصی در آنجا وجود دارد. نوع سینه‌زنی‌ها و سوگواری‌ها و لالایی‌خواندن‌ها متفاوت است. آیین‌ها از تولد تا مرگ با یکدیگر متفاوت‌اند. رنگارنگی بسیار زیبایی در آن استان داریم؛ اما مسئولان در این استان به سه الی چهار نفر کارت ارائه کرده‌اند تا به عنوان حامی و سرمایه‌گذار هنری در این استان فعالیت کنند. حال این سرمایه‌گذاران چه کاری انجام داده‌اند؟ برای چه کسانی کنسرت برگزار کرده‌اند؟ نمی‌خواهم با بیان نام بعضی از هنرمندان خدای ناکرده کار آنها را رد کنم؛ ولی باید بگویم که برای برخی خوانندگان با شعرهای من‌درآوردی با نرخ‌های بالای 60 هزار تومان و 70 هزار تومان کنسرت گذاشتند؛ ولی برای هنرمندان اصیل ایرانی سرمایه‌گذاری و حتی تبلیغات هم نمی‌کنند؛ به‌طوری که یکی از هنرمندان بزرگ و بااستعداد و مشهور به آنجا آمد و شب اول کنسرت برگزار کرد و شب دوم کنسرتش کنسل شد؛ چون مردم استقبال نکردند؛ چون تبلیغات خوبی صورت نگرفت و اسپانسر خوب عمل نکرد؛ ولی همان اسپانسر در کنسرت بعدی که از خواننده‌های پاپ استفاده کرده بود دو برابر آن ضرر را جبران کرد؛ اگر چهار بار چنین موسیقی‌هایی در آنجا اجرا شود چه می‌شود؟ ما بر چه اساسی از فرنگی‌ها تقلید می‌کنیم؟      دعبل: انگار همة مشکلات این حوزه مربوط به برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌هاست. گویا تفطن لازم درخصوص ظرفیت موسیقی و کارکردهای اجتماعی آن و به‌ویژه ظرفیت‌های موسیقی مذهبی وجود ندارد.    جاوید: موسیقی ایرانی بر روح انسان تأثیر می‌گذارد و روح را به آرامش وا می‌دارد. در گذشته بستری فراهم شد تا هنرمندان به عنوان رسانه عمل کنند. آنها در خیابان پرسه می‌زدند و رایگان برای مردم روضه، پند، مناقب و حمد می‌خواندند؛ اگر از یکی از آنها می‌خواستید که روضة حضرت عباس(ع) را بخواند همان‌جا برای‌تان می‌خواند. آنهایی که شمایل‌گردان و پرده‌گردان بودند فوراً پرده را نصب و تبلیغات خود را آغاز می‌کردند و اشک می‌گرفتند و تأثیرگذار بودند و برای این‌که مخاطبان را نسبت به مسائل دینی کنجکاو کنند معما طرح می‌کردند؛ مثلاً شعری می‌خواندند و از مخاطبان می‌خواستند فردا بیایند و پاسخ آن را بشنوند. فردای آن روز پس از ارائة پاسخ معما شعر دیگری می‌خواندند و از آنها می‌خواستند که پاسخ آن را فردا بشنوند این‌گونه مردم را مشتاق مسائل دینی می‌کردند.    اجرای هنرمندانِ امروز لحظه‌ای است؛ مثل یک اتفاقی است که می‌افتد؛ مثلاً یک فیلم حماسی که وقتی آن را تماشا می‌کنید گاهی دوست دارید در نقش هفت‌تیرکش باشید، گاهی دوست دارید جای شخصیت دیگر فیلم باشید و وقتی از سینما بیرون می‌آیید همة وقایع را فراموش می‌کنید و جریان زندگی همچنان ادامه دارد؛ ولی هنر آیینی و سنتی این‌طور نیست. آیین‌های حماسی، رزمی، پهلوانی، مذهبی، سوگ، سور و ... چندین شاخه دارند و حماسه‌های درونی نیز خود آیین دارند؛ مثلاً وقتی در خلوت خود پای ذکر می‌نشینید، آن ذکر آیین دارد. حتماً باید لباس‌تان تمیز باشد، در اتاق‌تان را ببندید، نصف شب بخوانید، یا زیر باران بخوانید، یا شمعی روشن کنید، یا زیر مهتاب بخوانید. باید این آیین و رسوم را به‌جا آورید، سپس وارد ذکر شوید.      ذکر یک حماسة درونی در شما ایجاد می‌کند که ممکن است در آن لحظه تفنگ‌تان را بردارید و هزاران نفر از دشمن را بکشید. یا قلم‌موی‌تان را بردارید و زیباترین تابلوی جهان را پدید آورید. یا سازتان را بردارید و بهترین آهنگ را بسازید. شکل‌گیری حماسة درونی به آیین نیاز دارد؛ اما امروز هر کسی خواننده، نوازنده و آهنگ‌ساز است. از کیفیت تولیدات متوجه این قضیه می‌شوید؛ مثلاً من صدای خوبی دارم و به یک آهنگ‌ساز 10 میلیون تومان پول می‌دهم تا برای من آهنگ بسازد. آهنگم را تولید می‌کند؛ ولی به درون‌مایة آن توجهی ندارم. اصلاً نیاز مردم برای من مطرح نیست. من می‌خواهم خودم را مطرح کنم. این آهنگ توسط ارشاد تأیید و وارد بازار می‌شود؛ اما مورد استقبال قرار نمی‌گیرد و منِ هنرمند مدعی می‌شوم که وزارت ارشاد باید از من حمایت کند و حداقل صد هزار نسخه از سی‌دی من را بخرد تا من ضرر نکنم. تازه الان به فکر ضرر می‌افتد در حالی که از لحظة اول باید به فکر می‌افتاد که چیزی نخواند که به ضررش تمام شود. یا ترانه‌ای تولید نکند که از سوی مخاطبان مورد استقبال واقع نشود. بسیاری از جوانان در شهرستان‌ها صدای خوبی ندارند؛ ولی کار خوبی برای آنها انجام شده است؛ ولی بعضی از آنها صدای خوبی دارند و کار خوبی برای آنها انجام نشده است. همة اینها دست به دست هم داده‌اند و عوامل سرخوردگی آنها را فراهم کرده است و نمی‌توان کاری برای آنها انجام داد؛ چون طراحی آنها از بنیاد غلط بوده است.    فرهنگ و ارشاد هستیم؛ ولی تا زمانی که افراد کار خلافی نکنند ارشاد نمی‌کنیم. وقتی خلاف کردند ارشاد می‌کنیم. وقتی می‌خواهند کار خوبی انجام دهند حاضر نیستیم آنها را راهنمایی کنیم. مرکزی ایجاد نکرده‌ایم که هر کسی قصد تولید ترانه دارد به آنجا مراجعه کند و از کارشناسان سؤال کند که آیا شعری که می‌خواهم بخوانم در جامعه خریدار دارد یا ندارد؟ آیا این شکل موسیقی‌ای که من کار می‌کنم در جامعه خریدار دارد یا ندارد؟ چون نه مرکز مشاوره داریم و نه طراحی برای موسیقی صورت گرفته است. هر شخصی، وارد این میدانِ گسترده می‌شود و باید قلاب انداخت و یکی دو نفر را خارج کرد. فضای موسیقی ایران چه در موسیقی مذهبی، چه در موسیقی آیینی و سنتی و چه در شکل‌های موسیقی دیگر شانسی شده است. اگر شانس با شما یار باشد پیروز میدان شده‌اید و اگر نه باخته‌اید.      دعبل: برای این‌که در مسیر بهتری قرار بگیریم چارة کار چیست؟    جاوید: اکنون جشنوارة موسیقی فجر به چه شکلی برگزار می‌شود؟ من معتقدم اگر می‌خواهند رقابت ایجاد کنند، باید اعلام کنند که جشنوارة فجر جشنوارة صدای انقلاب اسلامی است که 40 سال شهید داده و 40 سال اندیشة‌ اسلامی پشت آن است؛ اگر می‌خواهید اثری تولید کنید با این تفکر تولید کنید. سپس باید برای 10 خوانندة سنتی جوان فضا ایجاد کرد تا دو اثرشان را بیاورند و مردم داوری کنند؛ اگر دو سال این کار به همین شکل ادامه یابد اتفاق خوبی حاصل خواهد شد. امروز هم آهنگساز هم شاعرانی داریم که می‌دانند چه کنند؛ ولی آنها را اذیت می‌کنیم؛ مثلاً شاعر ناگزیر است که خود خواننده شود  و این بسیار بد است؛ چون با این روش اندیشة شاعر را از او گرفته‌ایم. او باید برای گذران زندگی‌اش آواز هم بخواند و این بدترین وضعی است که پدید آمده است. مرحوم «مشکاتیان» این تلنگر را 20 الی 25 سال پیش زد و گفت که چه وضعیتی ایجاد شده است. آهنگ‌ساز خواننده شده، خواننده نوازنده، نوازنده تنظیم‌کننده، تنظیم‌کننده صدابردار و آشفته‌بازاری ایجاد شده است. خدا به موسیقی امروز رحم کند.      یک نکتة مهم نیز، این‌که موسیقی ایران حاصل پیوند ادب و هنر است. وقتی این پیوند از میان رفت صدمه‌ها آغاز شد. حتی ادوار موسیقایی را از روی بحر‌هایی که شاعران برای شعر ایجاد می‌کردند، می‌گرفتند؛ مثلاً مخمس، تجمیس، بحر رمل، رجز، رمل مسدس، محذوف و بحر هزج. بحر که ایجاد می‌شد خوش‌صداها خوش‌شان می‌آمد. شاعر برای ماه رمضان یا برای نوروز شعر می‌گفت؛ سپس این اشعار خوانده می‌شد. اکنون نوروزیه و رمضانیة شاعران ما چقدر است؟ یا شعر مناقب‌شان چقدر است؟ بسم‌الله‌خوانی، هنری است که از بسم‌الله‌سرایی گرفته شده است. شاعری بسم‌الله را سروده و خواننده‌ای از آن خوش‌اش آمده و خوانده است. بعد از انقلاب اسلامی چند شاعر در مورد جمهوری اسلامی شعر سرودند تا خوانندة خوش‌صدایی آن را بخواند؟ تعداد آنها بسیار انگشت‌شمار است؛ البته آنها را هم بسیار آزار و اذیت کردند؛ مثل استاد «سبزواری» و استاد «مردانی» که خدا رحمت‌شان کند. بسیاری از مدعیان هم از جریان زندگی مردم و مسائل عادی زمانه دور افتادند. مردم به‌گونه‌ای زندگی می‌کنند و آنها هم به‌گونة دیگری شعر می‌سرایند؛ حتی جریان ترانه‌سرایی در قالب طنز نیز در دهة اول پس از انقلاب با زندگی مردم هم‌آهنگ بود؛ ولی بعد از آن تغییر کرد. پیش از این حتی سخنرانی‌های مذهبی نیز متأثر از فرهنگ عامه بود. مثلاً مرحوم «کافی» به مخاطبانش می‌گفت: شمارة تلفن خدا را می‌دانید؟ استاد «لطفی» هم آن زمان که مردم در خیابان‌ها شعارهای آهنگین می‌دادند همان شیوه را در اجرای گروهی قرار داد و ترانة «ژاله خون شد» را ساخت. این کار، خواننده ندارد؛ ولی همة مردم از زن و مرد آن را می‌خوانند. این اثر بسیار زیبا، انقلابی و مبتنی بر موسیقی ایرانی است. این سرود ساز ریتمیک ندارد. ساز آن تار و کمانچه و آواز آن گروهی است. این ترانه پس از ماجرای 17 شهریور ساخته شد. موسیقی آن سنتی است، تار آن حماسی نواخته می‌شود و ضربه‌ای که نوازنده به سازش وارد می‌کند همچون پای یک نظامی است که به روی زمین برخورد می‌کند؛ اگر بخواهید آن را تجزیه و تحلیل کنید مطالب بسیاری در اختیار شما قرار می‌دهد. استاد لطفی برای این‌که تأکید را افزایش دهد از کمانچه استفاده کرد. درست است که کمانچه در لحظاتی فالش است؛ ولی اصلاً مهم نیست؛ مهم این است که اثر، کاملاً انقلابی و بر اساس موقعیت و یک نوآوری عظیم است. بنابراین پیوند ادب و هنر و ارتباط با جامعه مهم است.      نکتة دیگر این‌که وقتی می‌خواهید موشک اتمی بسازید و از یک چیز نداشته داشته‌ای ایجاد کنید چقدر بودجه اختصاص می‌دهید؟ باید تمام تلاش و انرژی و نیروهای مستعد به همراه بخش عظیمی از بودجة مملکت را به کار بگیرید تا چیزی به نام انرژی اتمی را بومی کنید. برای ثبات فرهنگ انقلابی و ترویج و گسترش آن نیز باید به همان نسبت سرمایه‌گذاری بنیادی و دولتی صورت بگیرد؛ اما همة صحبت‌ها در این زمینه شعاری بیش نبوده است. من معتقدم اگر می‌خواهیم برای آیندة جامعه ترویج فرهنگ انقلابی و درست داشته باشیم باید به هنرهای ایرانی و اسلامی جدی‌تر بنگریم و در دانشگاه‌ها برای نداشته‌های‌مان فکری کنیم؛ مثلاً رشتة موسیقی مذهبی نه در سطح کاردانی و کارشناسی بلکه در مقطع دکتری ایجاد شود.      دعبل: جدی گرفتن آموزش موسیقی احتمالاً تأثیر ویژه‌ای در کاهش برخی آثار نامطلوب خواهد داشت. و خودبه‌خود بسیاری از آسیب‌های این حوزه را برطرف می‌کند.    جاوید: در گذشته آموزش موسیقی را در دبستان‌ها به عنوان یکی از دروس داشتیم. چه عیبی دارد الان هم چنین کنیم؟ حداقل مبانی اولیة موسیقی را به کودکان آموزش دهیم تا وقتی بزرگ شدند تفاوت‌ها را حس کنند. لااقل نامتوازن بودن اجراها را بفهمند و بتوانند یک منتقد خوب باشند. خیلی راحت می‌توانیم موسیقی را در شکل‌های سادة آن طراحی کنیم و از کلاس اول تا دوازدهم آرام‌آرام جوانان را به سمت موسیقی ایرانی و نواحی ببریم؛ مثلاً برای کلاس‌های اول دبیرستان تا سال آخر دبیرستان شکل‌های اصیل موسیقی سنتی و فاخر و موسیقی آیینی، نواحی و بومی را آموزش دهیم.    مجموعه‌های فعال در این حوزه مانند خانة موسیقی، انجمن موسیقی، مرکز موسیقی و ... باید از موازی‌کاری پرهیز کنند. ما به یک وزارت موسیقی یا به یک وزارت سینما و موسیقی یا یک وزارت هنر نیاز داریم. هیچ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی‌ای، مدیریت طراحی برای برنامه‌های هنری به‌ویژه موسیقی نداشته و ندارد. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نتوانسته هنرها را به‌درستی هدایت کند؛ مثلاً از نظر گرافیک در کجای دنیا قرار داریم؟ خوشنویسی جمهوری اسلامی ایران کجای دنیا قرار دارد؟ فقط در فعالیت‌های فردی موفق بوده‌ایم. بعد از آکادمیک شدن و بنیادی کار کردن، نظارت نیز اهمیت بسیاری دارد.      دعبل: استاد به عنوان سؤال آخر، برای جمع‌بندی این گفت‌وگو اگر نکتة مهمی به نظرتان می‌رسد بفرمایید.    جاوید: به عنوان حرف آخر بگویم کسانی که نفی فرهنگی می‌کنند، یادشان باشد که این نفی فرهنگی باعث مسخ فرهنگی می‌شود و به‌نوعی به خودمان صدمه وارد می‌کند. فردا افسوس می‌خورند و مؤاخذه می‌شوند در حالی که نمی‌دانند عامل مؤاخذه خود آنها هستند. الان زمان نفی فرهنگی نیست؛ باید نگاه، مثبت شود.   ]]> هنر Sat, 02 Jun 2018 11:13:31 GMT http://deabel.org/vdcamwne.49new15kk4.html مدح و نوحه باید درخور شأن اهل‌بیت(ع) باشد http://deabel.org/vdcdxn0s.yt0xj6a22y.html احسان محمدی/ دعبل: «محمدعلی بهتویی» متولد ۱۳۶۳ش. است. وی به دلیل نزدیکی محل سکونت با مرحوم حاج میرزا علی آهی و به واسطة شرکت کردن با پدر در جلسات مذهبی، از کلاس پنجم ابتدایی یعنی سال ۱۳۷۵ش. خدمت به اهل‌بیت(ع) را با نوحه‌خوانی شروع کرده است. بهتویی از محضر استادانی مثل حاج آقا آهی، حاج آقا اسداللهی، حاج علی انسانی، سیدمحسن حسینی، حاج غلامرضا سازگار و در دوران دانشجویی در مسجد دانشگاه از حاج سعید حدادیان بهره برده است. گوشه‌های آوازی را نزد استاد حسین روحانی آموخته و تحصیلات دانشگاهی او لیسانس الهیات و حقوق اسلامی است.    در گفت‌وگویی که قبلاً با حسین روحانی داشتیم، ایشان محمدعلی بهتویی را یکی از بهترین شاگردانش معرفی کرد و همین ما را بر آن داشت که گفت‌وگویی با وی داشته باشیم که در ادامه می‌خوانید:      دعبل: جناب بهتویی چرا گاهی پیرغلامان اهل‌بیت(ع) از شما جوان‌غلامان گلایه می‌کنند؟    بهتویی: خُب حق دارند.   دعبل: چرا؟ بهتویی: در اجرای برخی از دوستان ما چهارچوب مداحی از هم گسیخته است و اصولی که باید رعایت شود، نمی‌شود. طبیعی است که این باعث نگرانی استادان این عرصه می‌شود.      دعبل: این موضوع را بیشتر بشکافید. دقیقاً چه چیزی باعث نگرانی پیرغلامان و استادان این حوزه می‌شود؟    بهتویی: هر کس که می‌خواهد در هر رشته‌ای ترقی کند، باید آموزش ببیند. مداحی برای اهل‌بیت(ع) بخش‌های مختلفی دارد؛ مثل چشم‌پزشکی که تخصص‌های گوناگون دارد؛ عنبیه یک تخصص است و شبکیه یک تخصص دیگر دارد. مانند دکترِ چشم‌پزشکی که ممکن است کار و تخصصش با متخصصان دیگر در حوزة چشم‌پزشکی متفاوت باشد، مداحی نیز چنین است. مداحی که قصد دارد به صورت اصولی و سنتی مداحی را آموزش ببیند، باید کلاس برود و چارپایه‌خوانی را نزد یک استاد، بزمی‌خوانی را نزد استاد دیگر، منبری‌خوانی و مجلسی‌خوانی را نزد استاد دیگر و به‌طور کلی شکل‌های مختلف مداحی را آموزش ببیند.    در قدیم حاج حسن گودرزی، متخصص تدریسِ زمینه‌خوانی بودند که بسیاری از جوانان امروز آن را بلد نیستند؛ پیش از اینها بعد از پایان روضه، نوحة زمینه در حالت نشسته خوانده می‌شد؛ سپس دمپاره و بعد یک قسمت روضه خوانده می‌شد، ذکر حمد و شفا گرفته می‌شد و دم نوحه به‌طور ایستاده اجرا می‌شد؛ امروز این چهارچوب مداحی از هم گسیخته شده است.      دعبل: منظور شما این است که فقدان تمایل برای آموختن و مراعات نکردن اصول مداحی توسط برخی از مداحان جوان است که دغدغة استادان این حوزه است. چرا این وضعیت پیش آمده است؟     بهتویی: از سال ۱۳۷۶ش. به بعد یک جریان نوگرایی در حوزة مداحی شکل گرفت و نوحة واحدخوانی در مجالس باب شد. پیش‌تر در جلسات، واحد یک دست یا دو دست بعد از پایان نوحه به‌طور ایستاده خوانده می‌شد. سبک نوحة واحدخوانی به مرور زمان باعث تغییر در مضامین اشعار شد و درون‌مایة مداحی را در برخی از مجالس تغییر داد. اگر توجه داشته باشید، درون‌مایة ترانه با غزل متفاوت است. ترانه هر چیزی می‌تواند باشد؛ اما غزل، اخلاقی، حکمت‌آمیز یا حکمت‌آموز و عارفانه یا عاشقانه است. چنین چیزی نیز در نوحه وجود دارد؛ وقتی نوحه به نوحة واحد تبدیل شود ( مثلاً نوحة «عشق یعنی ...» که حاج محمود کریمی اجرا کرده است) دست شاعر برای حرف زدن باز می‌شود و مضامین اشعار و نوحه‌ها تغییر می‌کند.      دعبل: این تغییر در سبک، در جامعة مداحان جوان با اقبال روبه‌رو شد و در عین حال درون‌مایة مداحی را نیز تغییر داد.    بهتویی: بله، نوگرایی آقای نریمان پناهی، باعث تغییر درون‌مایة اشعار شد و نوحة واحدخوانی و واحدِ یک‌دست‌خوانی باب شد. بعد از آقای نریمان پناهی، سید جواد ذاکر، حمید علیمی و سید علی مؤمنی نیز این کار را انجام دادند و بعد از اینها جوانان به این سبک روی آوردند.      دعبل: پس احتمالاً مشکل درخصوص درون‌مایة برخی نوحه‌هاست و الا سبک که سلیقه‌ای است و نباید محل مناقشه باشد.    بهتویی: یکی از دلایل این موضوع و باب شدن این نوع نوحه‌خوانی این است که سنتی‌خوان‌ها مطلب جدیدی برای ارائه به جوانان نداشتند. سنتی‌خوان‌ها، ۲۰ قصیده از مرحوم کمپانی، یحیی اصفهانی و ... حفظ بودند و هر سال آنها را اجرا می‌کردند و نوآوری نداشتند؛ بنابراین وقتی جوانان این نوع سبک نوحه‌خوانی را دیدند و نوآوری را مشاهده کردند به این سمت حرکت کردند. با پخش و توزیع سی‌دی‌ها، جوانانی که صدایی داشتند از آنها الگوبرداری کردند و این سبک نوحه‌خوانی را کپی و در هیئت‌ها ارائه کردند. در این فرایند خیلی از نکاتی که یک مداح باید بیاموزد و بعد وارد این حوزه شود مغفول است. ممکن است شعر شعرای جوان از لحاظ اعتقادی ـ که مرحوم حاج آقا آهی نیز در این زمینه خیلی تأکید داشتند ـ ضعیف باشد. ممکن است درون‌مایه‌ها و مضامین شعری مشکل داشته باشند؛ حتی اگر سبک هیچ مشکلی نداشته باشد و خوب ارائه شده باشد.      دعبل: الان محتوای روضه‌ها و جلسات مداحی را بیشتر شاعران سامان‌دهی می‌کنند یا مداحان؟ این سبک‌ها با چه ساز و کاری ساخته می‌شوند؟ نحوة تعامل میان شاعران آیینی و مداحان و ذاکران اهل‌بیت(ع) چگونه است؟    بهتویی: کسانی مانند مجید اخشابی یا محمد اصفهانی یا علیرضا افتخاری، تصنیفی که ملودی آن فاخر است اجرا می‌کنند و در صدا و سیما پخش می‌شود و استادانی مانند علی معلم دامغانی که در شورای عالی موسیقی سازمان حضور دارند آن را تأیید می‌کنند. مداح این تصنیف‌ها را می‌شنود و به شاعر می‌گوید که آن را گوش کند و بر طبق ملودی آن شعر بگوید. ملودی‌گذاری سلیقة مداح و درون‌مایه و خلق مضمون سلیقة شاعر است.    اگر شعر صرفاً نقل روایت باشد، منظومه است. به قول استاد ساعد باقری، بعضی از شعرای آیینی منظومه‌سرا هستند؛ مثلاً شاعر داستان حضرت صدیقه(س) را که از امیرالمؤمنین(ع) انار طلب می‌کند، بدون کم و کاست به نظم تبدیل کرده است. اما گاهی شعر صرفاً نظم نیست؛ بلکه شاعر با تخیل، صور خیال، ایماژ و ایجاز به خلق مضمون دست می‌زند. مثلاً خلق مضمون و حس‌آمیزی در شعر شعرای آذری‌زبان بسیار فراوان است. اینجاست که تبحر مداح برای ارائة شعر بسیار مهم است تا حس‌آمیزی‌ای که شاعر در شعر به کار برده به گوش مستمع برساند؛ بنابراین خلق مضمون و درون‌مایه از شاعر است؛ اما ملودی در اختیار مداح است.      دعبل: ارزیابی شما از تعاملی که اکنون میان مداحان و شاعران آیینی هست، چیست؟    بهتویی: گاهی شاعرانی مانند مهدی زنگنه، محسن عرب‌خالقی و دوستانی دیگر که از شاعران جوان و خواننده نیز هستند، شعرشان قابل تقدیر است، یعنی اهل‌بیت(ع) را آن‌گونه که بایسته و شایسته است، می‌ستایند؛ اما بعضی شاعران ضعیف هستند و سبک‌ها و ملودی‌هایی که دریافت می‌کنند، غربی است. گاهی مداحی که اصالت ندارد به شاعری ضعیف که نسبت به اهل‌بیت(ع) آشنایی و مطالعه‌ای ندارد، سبک می‌دهد و نوحه‌های ضعیف تولید می‌شود.    وقتی استاد سازگار شعر می‌گوید، ایشان همة مجلدات بحارالانوارِ مجلسی را مطالعه کرده‌اند. شاعرانی مانند استاد علی انسانی یا استاد شفق یا استاد مجاهدی (پروانه) یا استاد مؤید اهل‌بیت(ع) را آن‌گونه که هستند می‌ستایند. هر چند که زبان ما قابل ستودن اهل‌بیت(ع) نیست و مدح اهل‌بیت(ع) را باید خود خدا بگوید. سبک استاد انسانی، سبک هندی است یعنی سبک بیدل دهلوی یا کریم کاشانی یا سبک صائب؛ بنابراین مستمع باید دریافت ادبی بالایی داشته باشد تا شعر استاد انسانی را متوجه شود؛ بنابراین سطح ادبی و معلومات آیینی مستمعان استاد انسانی یا شفق یا مجاهدی (پروانه) بالاست.      دعبل: منظور شما این است که مداحان با تعامل با استادان و شاعرانی که حساسیت بیشتری نسبت به درون‌مایه و مضامین مداحی اهل‌بیت(ع) دارند، می‌توانند ضمن بالا بردن کیفیت کار خود باعث ارتقاء مخاطبان خود نیز بشوند.     بهتویی: دقیقاً. به قول آقای انسانی اهل‌بیت(ع) منشأ، سرچشمه و مصدر فصاحت و بلاغت در کلام هستند. امیرالمؤمنین(ع) ادیب مطلق است. حضرت خطبه‌ای بدون نقطه می‌خوانند که هنوز بسیاری از منبریان و اهل خطبه متعجب هستند؛ یا سیدالشهدا(ع) که دعای عرفه را با آن مضامین معرفتی الهی و صنعت سجع و موازین که در دعا وجود دارد، می‌خواند؛ بنابراین کسی که می‌خواهد آنها را مدح کند باید قلم بسیار قوی‌ای داشته باشد و اهل‌بیت(ع) را در خور شأن خودشان بیان کند.        دعبل: شما خوتان هم شعر می‌گویید؟    بهتویی: بله. بسیار کم؛ البته مرحوم آهی گفته‌اند که این اشعار ارائه نشود.      دعبل: چرا؟ بهتویی: به نظرم اگر استادی مانند ایشان یا استادان دیگر به جوانی گفت که باید شعرت را تغییر دهی، باید تغییر دهد. آقای انسانی می‌گفتند که دهة ۵۰ که ناپخته بودم شعری با این مضمون گفتم: «ای جوان، من پدر پیر توام/ پدر پیر زمین‌گیر توام» ولی امروز متوجه شدم که این شعر در شأن اهل‌بیت(ع) نیست؛ بنابراین آن را تغییر دادم و آن را به: «ای جوان من پدر پیر توام/ پدرِ از دو جهان سیر توام» تغییر دادم؛ چون کاربرد مفهوم زمین‌گیری در شأن اهل‌بیت(ع) نیست. آقای انسانی می‌گفتند: به قول «مهرداد اوستا» وقتی شاعر شعر را ناپخته تحویل می‌دهد، دیگر صاحب شعر نیست؛ چون شعر را در دسترس قرار داده است؛ اما اگر آن را نگه دارد و به مرور زمان علم و تجربه او زیاد شود، می‌تواند آن را تغییر دهد.      دعبل: بسیار خوب! شما از اشعار کدام شاعران بیشتر در مداحی‌هایتان استفاده می‌کنید؟    بهتویی: از دوران نوجوانی با آقای سازگار مأنوس بودم. اشعار استاد مجاهدی و استاد مؤید و هم‌چنین از شاعران جوان آقای حیدری از انتشارات آرام دل را نیز می‌خوانم. از نوحه‌های آقای سیدمحسن حسینی هم بهره می‌برم.   دعبل: از چه سالی و چطور به مداحی و ذاکری اهل‌بیت(ع) علاقه‌مند شدید؟ بهتویی: من متولد ۱۳۶۳ش. هستم و به دلیل نزدیکی محل سکونتم با منزل مرحوم حاج میرزا علی آهی و آشنایی با ایشان و جامعة مداحان و به واسطة پدرم که در هیئات مذهبی شرکت می‌کردند، از ۱۲ سالگی به مداحی روی آورده‌ام. یعنی از سال ۱۳۷۵ش. وقتی کلاس پنجم ابتدایی بودم، خدمت به اهل‌بیت(ع) را با نوحه‌خوانی شروع کرده‌ام. در محضر استادانی مانند آقای آهی، حاج رضا اسدالهی، سید محسن حسینی، حاج غلامرضا سازگار و در زمان دانشجویی در مسجد دانشگاه نزد حاج سعید حدادیان و جناب استاد علی انسانی مداحی را آموزش دیده‌ام. مقداری از گوشه‌های آوازی را نزد استاد حسین روحانی آموزش دیدم و تحصیلات دانشگاهی‌ام لیسانس الهیات و حقوق اسلامی است. کارشناسی ارشد نیز قبول شدم؛ ولی به دلیل مشغله‌هایی که داشتم ادامه ندادم. ان‌شاء‌الله قصد دارم در رشتة ادبیات ادامة تحصیل دهم.      دعبل: شما تحصیلات حوزوی هم دارید؟    بهتویی: خیر، ولی در دوران تحصیل در لیسانس الهیات، ۴۰ واحد مبادی العربیه رشید الشرتونی، شرح لمعه و اصول استنباط را گذرانده‌ام.   دعبل: بسیار خوب؛ برای ارتقاء سطح کیفی کارها در جامعة ستایشگران و ذاکران اهل‌بیت(ع) چه پیشنهادی دارید؟ بهتویی: برای مراکزی مانند بنیاد دعبل خزاعی، خانة مداحان یا بسیج مداحان و ... پیشنهاد ائتلاف دارم. متأسفانه در این حوزه موازی‌کاری وجود دارد و گاهی حتی یکدیگر را رد هم می‌کنند؛ در صورتی که باید با یکدیگر همراه باشند. مثلاً بنیاد دعبل خزاعی موضوع بیمة مداحان را بر عهده دارد و کارشان بسیار خوب است؛ بنابراین دیگر نیاز نیست که دیگران وارد این حوزه شوند. به همین ترتیب باید یک تقسیم کار صورت گیرد و در حالی که همکاری و همراهی هست، حوزه‌های کاریِ هر یک از این مجموعه‌ها مشخص باشد.    در این حوزه باید جوان‌گرایی مد نظر مجموعه‌های مسئول و استادان پیشکسوت باشد؛ اما گاهی بعضی از ذاکران اهل‌بیت(ع) جوانان را پس می‌زنند. در حالی که باید به جوانان پر و بال بدهند و آنچه در سینه دارند به جوانان ارائه کنند تا جوانان پتانسیلی برای آینده باشند. گفت‌وگو با حسین روحانی؛ مداح اهل‌بیت(ع) و مدرس نغمات آیینی میزگرد بررسی نغمات و نوحه‌های مذهبی   ]]> هنر Mon, 28 May 2018 10:20:45 GMT http://deabel.org/vdcdxn0s.yt0xj6a22y.html جوشش هنر در ماه مبارک رمضان http://deabel.org/vdchvwnx.23nikdftt2.html  فضای روحانی و معنوی ماه مبارک رمضان آیین‌های جذابی را به‌وجود آورده که جزو میراث مذهبی و بخشی از هویت ملی ماست. از جمله، الحان و موسیقی‌های بسیاری با درون‌مایه‌های دعایی، استغاثه، مناجات و ... در سراسر کشور در این ماه مبارک برگزار می‌شود. تلاوت آیات نورانی قرآن، اذان، دعای سحر، دعای افطار،‌ دعای گشودن روزه، مناجات‌خوانی، سحرخوانی، مولودی‌خوانی در روز ولادت حضرت امام حسن مجتبی(ع)، نوحه‌خوانی، روضه‌خوانی، تعزیه‌خوانی در لیالی قدر و ایام سوگواری حضرت امام علی(ع) جزو آیین‌ها و مناسکی است که در ایام ماه مبارک رمضان چهرة جامعه را به‌طرز شگفت‌انگیزی لطیف و معنوی می‌کند.      ماهیت روحانی و معنوی ماه مبارک رمضان به‌گونه‌ای است که هنرمندان را به خلق آثاری با درون‌مایه‌های دینی و مذهبی سوق می‌دهد. مثلاً یکی از انواع موسیقی‌های مرسوم در ماه رمضان «صلوات‌خوانی» است. صلوات‌خوانی در پایان قرائت قرآن و قبل از آغاز بسیاری از مراسم از جمله جشن آغاز ماه رمضان، عید فطر، مولودی‌خوانی‌ها و ... به اجرا در می‌آید؛ به این ترتیب که یک نفر تک‌خوان اشعاری را در یکی از الحان موسیقی ردیف دستگاهی اجرا می‌کند و در پایان هر بیت حضار به‌صورت جمعی به هم‌خوانی ترجیع‌بند شعر که غالباً ذکر صلوات است می‌پردازند؛ مثلاً   تک‌خوان: خوش‌رحمتی است یاران صلوات بر محمد جمع: صل علی محمد صلوات بر محمد   تک‌خوان: گویید از دل و جان صلوات بر محمد جمع: صل علی محمد صلوات بر محمد   تک‌خوان: گر مؤمنی و صادق با ما شوی موافق کوری هر منافق صلوات بر محمد جمع: صل علی محمد صلوات بر محمد   تک‌خوان: در آسمان فرشته مهرش به جان سرشته بر عرش خوش نوشته صلوات بر محمد جمع: صل علی محمد صلوات بر محمد   تک‌خوان: صلوات اگر بگویی یابی هر آنچه جویی گر تو ز خیل اویی صلوات بر محمد جمع: صل علی محمد صلوات بر محمد   تک‌خوان: بی‌شک علی ولی بود پروردة نبی بود شاه همه علی بود صلوات بر محمد جمع: صل علی محمد صلوات بر محمد      «پیش‌خوانی»‌های ماه مبارک رمضان نیز همراه با صلوات است. در برخی از مناطق ایران، معمولاً از چند روز قبل از آغاز رمضان تا رویت هلال ماه مبارک، اجرای پیش‌خوانی صورت می‌گیرد؛ به این ترتیب که اشعاری با مضمون نزدیک شدن به این ماه مبارک و اظهار خوشحالی به دلیل بهره‌مندی از آن خوانده می‌شود. این اشعار نیز با دعوت مردم به فرستادن صلوات آغاز می‌شود و با اشعار گوناگون ادامه می‌یابد و لحنی شبیه به خوانش چاووشی‌ها دارد.      در برخی نقاط ایران هنگام رؤیت ماه، فردی خوش‌صدا با خواندن اشعاری خاص، مردم را دعوت به فرستادن صلوات می‌کند؛ سپس اشعاری دربارة فرارسیدن این ماه می‌خواند. گاهی در اجرای این مراسم هنرمندان دهل،‌کرنا و نقاره می‌نوازند. از دیگر جاذبه‌های هنری ماه مبارک رمضان «سحرخوانی» یا «مناجات‌خوانی»، «مناجات سحری»، «شب‌خوانی»،‌ «شوخوانی» و یا «سحرآوازی» با مضمونی نیایش‌گونه و درون‌مایه‌های توسل به درگاه خدا و اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) است.      یک نمونه از سحرخوانی‌های ماه مبارک رمضان «گلدسته‌خوانی» نام دارد؛ به این ترتیب که چند فرد خوش‌صدا راهی گلدسته‌های مساجد می‌شوند و به‌صورت تک‌نفری یا چندنفری پشت‌ سر هم مناجات می‌خوانند و در ادامه به صلوات‌خوانی، دعای سحر و اذان گفتن می‌پردازند. در بوشهر این مراسم «دم‌دم‌سحری» نام دارد و همراه با ساز ضربی «دمام» برای بیدار کردن مردم اجرا می‌شود.      در روز عید فطر نیز در برخی نقاط کشور الحان و نغماتی با نام‌های «رمضانیه‌خوانی»، «آوازهای یا رمضان»، «مرحبا الوداع» و ... با درون‌مایه‌های وداع با این ماه، درخواست بخشش گناهان،‌ قبولی طاعات و عبادات، گاه با سازهای کوبه‌ای یا بادی اجرا می‌شود.   ]]> هنر Sun, 20 May 2018 11:38:38 GMT http://deabel.org/vdchvwnx.23nikdftt2.html کاربرد صحیح ظرفیت‌های هنری در مداحی‌ http://deabel.org/vdca6ane.49nu015kk4.html  فرهاد کیاماری، مدیر مسئول آموزشگاه موسیقی آوای کهن و مدیر گروه موسیقی آوای مهر دماوند، از هنرمندانی است که در دوران کودکی به قرائت قرآن علاقه‌مند بوده و نزد پدر و پدربزرگش مداحی و تعزیه‌خوانی را نیز آموخته است. وی به مدت دو سال دبیر دفتر موسیقی آیینی در تهران بوده و از جمله اقدامات او راه‌اندازی سایت عاشورا موزیک در سال ۱۳۸۹ش. است. او علاوه بر آموزش موسیقی و نغمات آیینی در شهر دماوند، صاحب آثاری در این حوزه است که از جملة آنها می‌توان مجموعة نوحه‌نواهای مرحوم حسین‌بابای مشکین را نام برد؛ که به همراه پدرش حاج عباس کیاماری بازخوانی کرده‌اند. وی معتقد است که در موسیقی سنتی ایران ظرفیت‌های بسیاری برای کیفی‌کاری و غنی‌سازی فرم و محتوای جلسات مذهبی وجود دارد که هنوز چندان بهره‌برداری نشده‌اند. دربارة این موضوع گفت‌وگوی دعبل با ایشان را در ادامه بخوانید:   دعبل: آقای کیاماری گویا شما مدت‌هاست که بر روی جنبة موسیقایی نوحه‌های مذهبی کار کرده‌اید و این پژوهش‌ها منجر به نقدهایی درخصوص نحوة اجرای برخی مداحان و ذاکران اهل‌بیت(ع) از دیدگاه شما شده است.    شاید نگاه من به این مقوله، بیشتر هنری باشد؛ من در این حوزه از ابتدا به دنبال نوحه‌های خاص بوده‌ام. به نظر من، مداحی اصیل و قدیمی فراموش و دچار آفتی به نام موسیقی پاپ شده و این مقوله به‌درستی آسیب‌شناسی نشده است؛ بلکه فقط به مداحان گفته‌ایم که مثلاً فلان ترانه را نخوان، حتی گاهی دلیل هم نیاوردیم یا برای آن جایگزینی در نظر نگرفتیم. در حالی که ما نوحه‌های اصیلی داریم که برخی از آنها منهای محتوا به لحاظ ردیف‌های آوازی و دستگاه‌های موسیقایی بسیار غنی هستند.    جالب است که در گذشته بر عکس امروز، خواننده‌ها و آوازه‌‌خوان‌ها منتظر بودند مداحان بخوانند تا از روی آنها تقلید کنند؛ ولی امروز مداحان از روی خواننده‌ها تقلید می‌کنند. بسیاری از تصنیف‌ها برگرفته از نوحه‌ها هستند. چرا در گذشته در این زمینه ظرفیت پرباری داشتیم، ولی امروز به اینجا رسیده‌ایم؟ چه اتفاقی افتاده است؟   دعبل: چه اتفاقی افتاده است؟    اتفاقی که افتاده، این است: این یک جریان اعتقادی است و بسیاری توفیق یافته‌اند و وارد این حوزه شده‌اند؛ ولی بحث آموزش و پژوهش جدی گرفته نشده است؛ یعنی نقشه و برنامة خاصی برای آموزش آنها وجود نداشته است. درست است که مداح باید مقتل‌ و تاریخ بداند؛ در عین حال باید از یک‌سری آهنگ‌ها و نغمات آگاهی داشته باشد. چون می‌خواهد با احساس به وسیلة اصوات یک واقعه را بیان کند. بنابراین باید به الزامات آن توجه داشته باشد. موسیقی هنر بیان احساس به وسیلة اصوات است. برخی مسئولان و مداحان به این مقوله به‌طور علمی نگاه نکرده‌اند و در نتیجه این حوزه دچار آسیب‌های جدی شده است.   دعبل: اکنون چه کار می‌توانیم بکنیم؟    ما می‌توانیم جزواتی تهیه و با مداحان صداسازی کار کنیم و به آنها نغمات و نوحه‌های غنی را آموزش دهیم. نوحه‌های بسیاری با شعر و محتوای غنی وجود دارند، قدمت برخی از آنها ۳۰۰ـ۲۰۰ سال است؛ مثلاً نوحه‌های «حسین‌بابای مشکین». می‌توانیم پس از آماده‌سازی مداحان جوان و علاقه‌مند درخصوص مبانی نغمات و آوازها، به آنها این نوحه‌ها را ارائه کنیم تا آنها را بخوانند و روی آنها کار کنند. ما باید بتوانیم از ظرفیت‌های هنری به شکلی صحیح، در مداحی‌ها و جلسات مذهبی استفاده کنیم.   دعبل: گویا شما آشنایی با ردیف‌های آوازی را جزو لاینفک مداحی می‌دانید؟    دقیقاً همین‌طور است؛ چون ابزار کار است. به اعتقاد من مداحی هنر مقدس و فاخری است که لوازم و اسباب خود را نیاز دارد. بزرگان و قدیمی‌های مداحی با این مقوله آشنا بودند و با رعایت اصولی این کار و فعالیت را انجام می‌دادند. بزرگی می‌گفت: وقتی «حاج  اکبر ناظم» یک یا حسین! می‌گوید، اشک همه درمی‌آید. باید نگاه کرد که آن حنجره‌های بااخلاص طی چند سال به این درجه از پختگی رسیده‌اند. مرحوم پدربزرگم، «نصرالله کیاماری» از پیشکسوتان مداحی دماوند بودند. ایشان در مراسمی فقط یک بیت خواندند و همة مجلس منقلب شدند. اخلاص و استاد؛ نسل قدیم این مقوله را جدی می‌پنداشتند و کار می‌کردند. ایشان استاد داشتند. من نیز نکات بسیاری را از ایشان یاد گرفته‌ام.   دعبل: منظورتان از این‌که استاد داشتند این است که در زمینة فراگیری دستگاه‌ها استاد داشتند؟    بله. شاید نمی‌توانستند بگویند که فلان ردیف این اسم را دارد؛ ولی وقتی اجرا می‌کردند می‌توانستید تشخیص دهید که دقیقاً درست اجرا می‌کنند. ایشان با یک عقبه و تجربة چندین‌ساله به این نقطه رسیده‌اند. امروز هم تسلط مداحان و ذاکران اهل‌بیت(ع) بر این علم ضرورت دارد. در این خصوص لازم است که بتوانیم درست را از نادرست و سره را از ناسره تشخیص دهیم. برخی مداحان، آهنگ‌هایی را اجرا می‌کنند که از لحاظ محتوایی بسیار نازل است و در شأن این جایگاه نیست؛ حتی مداحان معروف نیز از این نوع آهنگ‌ها اجرا می‌کنند. البته این را هم بگویم که عده‌ای جدیداً به این مقوله علاقه‌مند شده‌اند و در آموزشگاه‌های موسیقی در کنار استادان آواز کار می‌کنند؛ اما من این نوع آموزش را توصیه نمی‌کنم.   دعبل: چرا؟    چون کسانی که صرفاً ردیف آوازی تدریس می‌کنند، کارشان بسیار گسترده است؛ مثلاً وقتی یک استاد آواز، دستگاه شور در ردیف آقای دوامی را آموزش می‌دهد، این دستگاه 20 گوشه دارد که همة آنها مورد نیاز مداحان نیست. شاید پنج الی 10 گوشة آن در محافل مختلف نیاز باشد؛ مابقی آن، گوشه‌های ریتمیک است که صرفاً کاربرد موسیقایی دارد. بنابراین عده‌ای به قصد آموختن برای کاربرد در جلسات مذهبی جذب این آموزشگاه‌ها می‌شوند و به دلیل گستردگی مطالب و غیر کاربردی تشخیص دادن مجموعه‌ای از آنها ادامه نمی‌دهند. به نظرم باید مراکزی با حضور متخصصانی که به این علم اشراف و دغدغة آن را دارند، تشکیل شود تا روند آموزش ناتمام باقی نماند.   دعبل: آقای کیاماری از صحبت‌های شما این‌طور برداشت می‌شود که برخی انتقادها به حال و هوای هیئات مذهبی و اجراهای مداحی به دلیل فقدان آموزش و استاد ندیدن مداحان است؛ این‌که برخی مداحان ردیف‌های آوازی را یاد نمی‌گیرند و به هنر اصیل مداحی مسلط نیستند؛ اما از منظری دیگر باید ببینیم که خود موسیقی سنتی نسبت به موسیقی‌های دیگر چقدر اقبال دارد؟ شاید اگر از این پنجره به موضوع نگاه کنیم دریابیم که اتفاقاً مداحان و ذاکران اهل‌بیت(ع) ذائقة مخاطب را دریافته‌اند و آگاهانه از اجراها به‌شیوة سنتی فاصله گرفته‌اند.    این نکته که شما می‌فرمایید درست است. امروز موسیقی سنتی ما بنا به دلایلی کم‌مخاطب شده است. ولی یک واقعیت وجود دارد و آن این‌که همیشه آثار فاخر در طول تاریخ، ماندگار هستند؛ مثلاً برخی تصنیف‌های استاد بنان برای همیشه ماندگار و شنیدنی است و خوانندگان بسیاری در سطوح مختلف آن را اجرا کرده‌اند؛ اما بسیاری از آثاری که به‌صورت زیرزمینی، علنی یا غیر علنی بازار را فراگرفته‌اند، قدمت و دوامی ندارند. آثاری که مبنا و چهارچوب درستی دارند، ماندگارتر هستند؛ مثلاً‌ «مرغ سحر» که معادل پیش‌خوانی و مداحی آن را نیز داریم و البته مدعی هستیم که این تصنیف برگرفته از مداحی است؛ چون تصنیفِ مرغ سحر متعلق به 80 سال پیش و پیش‌خوانی و مداحی آن متعلق به 150 سال پیش است. با این توضیح، به نظر من بسیاری از مداحی‌های امروز دوام ندارند و مانند حباب روی آب هستند و بسیار راحت از بین می‌روند. به‌علاوه، نکتة حایز اهمیت دیگر این است که اگر هنر اصیل موسیقی سنتی را یاد نگیریم و از آن در مداحی استفاده نکنیم، از یک بخشی از محتوای اصیل و ناب محروم می‌شویم؛ چرا که برخی مفاهیم و مضامین ناب در این قالب بهتر منتقل می‌شوند.   دعبل: چه‌طور؟    من به دلیل نوع شغل و گرایشی که دارم، همة انواع موسیقی را گوش می‌کنم. جالب است  بدانید مواردی که با اقبال عمومی مواجه شده‌اند و به‌نوعی در کارنامة هنری اشخاص ثبت و ضبط شده‌اند؛ محتوا و بنیاد آن بر اساس موسیقی سنتی و ردیف آوازی بوده است؛ مثلاً مبنا و چارچوب کارهای آقای «اصفهانی» ایرانی است؛ ولی با ادوات و سازهای جدید ارائه می‌شود. در بحث مداحی نیز این موضوع صادق است. من یقین دارم که بسیاری از مداحان جوان نمی‌دانند ما نوحه‌هایی داریم که در دستگاه‌های موسیقی به‌زیبایی اجرا شده‌اند. اگر می‌توانستیم این نوحه‌ها را در جایی ضبط و ثبت کنیم تا مداحان جوان از آنها الگو بگیرند، خوب بود؛ چون این نوحه‌ها واقعاً ماندگار هستند.   ]]> هنر Mon, 07 May 2018 13:03:01 GMT http://deabel.org/vdca6ane.49nu015kk4.html الگوسازی و الگوسوزی رسانه‌ها http://deabel.org/vdcefv8x.jh8wni9bbj.html          نقش ستایشگران و ذاکران اهل‌‌بیت(ع) در تاریخ تشیع نقش بی‌بدیلی است. در حقیقت تلاش مداحان و ذاکران اهل‌‌بیت(ع) در کنار آنچه بزرگان دیگر در حوزة تاریخ فقهی و کلام و عقاید شیعی انجام داده‌اند، حفظ و حراست از بنایی ساخته و پرداخته از عاطفه و عقلانیت است. در طول تاریخ اسلام شاهد آن هستیم که کسانی که با نیت‌های خالص و درست در جرگة ستایشگران و ذاکران حقیقی اهل‌بیت(ع) قرار می‌گیرند، چگونه فرآورده‌های عقلانی، فلسفی و حکمی شیعیان را با هنر آسمانی و موهبت الهی محبت خاندان اهل‌‌بیت(ع) آراسته‌اند و گاه چه خوب‌تر حقایق هستی را تبیین و تشریح کرده‌اند. محصول بخشی از این تلاش‌های ارزشمند، گنجینة گران‌بهایی از نوحه‌ها و نغمات، اشعار آیینی و ... است. بی‌تردید ادامة این روند نیازمند بررسی نقاط قوت و ضعف فعالیت‌هایی است که در این حوزه انجام شده و آنچه در ادامه می‌آید، میزگردی است که به همین منظور برگزار شده است. در این میزگرد از حضور ارزشمند ستایشگران و ذاکران اهل‌بیت(ع)، آقایان «سید علی‌محمد سادات رضوی»، «عباس کرمی»، «محمدعلی بهتویی» و «متین رضوانی‌پور» بهره برده‌ایم. این میزگرد را با طرح سؤالاتی از این قبیل آغاز کردیم که:      ـ به نظر شما موضوعات و مسائل مهم جامعة مداحان و ستایشگران اهل‌بیت(ع) چیستند؟    ـ گاه از طریق رسانه‌های مختلف، انتقادهای تندی نسبت به مداحان و ذاکران اهل‌بیت(ع) مطرح می‌شود؛ ریشة این انتقادها به چه موضوعاتی برمی‌گردد؟    ـ برای رسیدن به مطلوب‌ترین حالت ممکن درخصوص مداحی و ذاکری اهل‌بیت(ع) چه نکاتی را باید مد نظر قرار دهیم؟      رضوی: اگر بخواهیم پاسخ دقیقی به این سؤالات بدهیم، چاره‌ای نداریم جز این‌که وارد حوزة آسیب‌شناسی شویم. در این حوزه چیزی که مهم است، الگوهای ارزشمند، و استادهایی که بتوانند مداحی شایسته را برای نوجوان‌ها، جوان‌ها و علاقه‌مندان به تصویر بکشند، است که این موضوع حایز اهمیت بسیاری است.      دعبل: من گمان نمی‌کنم که الان به‌طور کل استادی در جامعه وجود نداشته باشد. همین الان در حوزه‌های مختلف مداحی و ذاکری اهل‌‌بیت(ع) استادان توانمندی هستند که بسیار خوب عمل می‌کنند و نقش مؤثری هم دارند.       کرمی: این ضعف الگوپذیرها را می‌رساند.      رضوی: و دوم آنهایی که الگو را به جامعه معرفی می‌کنند.      کرمی: بله، همین‌طور است..      بهتویی: رسانه      رضوی: بله، این خیلی مهم است. در گذشته تا آنجایی که من مطلع هستم، مانند هر شغل دیگری، کسانی که می‌خواستند وارد مداحی شوند، نزدِ یک پیش‌کسوت که جامعه آنها را قبول کرده و پذیرفته و به ‌عنوان کسی که شایسته و کارکشته این‌ کار است، می‌رفتند و شاگردی می‌کردند. در گذشته اگر کسی می‌خواست زرگر شود، می‌رفت پیش استاد زرگری؛ کسی که می‌خواست نانوا شود، می‌رفت پیش استاد نانوا و کسی هم که می‌خواست مداح شود، می‌رفت پیش یک استاد. می‌رفت پیش یک مداح شایسته و بایسته و کار کُشته. بعد آن مداح و آن استاد راهنمایی می‌کرد. گاهی حتی اجازه نمی‌دادند که شاگرد تا یک زمان معینی بخواند؛ تا زمانی که بتواند مطالب را در حد مطلوب ارائه کند. حتی برای لباس پوشیدن، عبا انداختن؛ اینها همه درجاتی داشت. به این ترتیب آن مداح از دوران طفولیت، بعد نوجوانی و سپس جوانی پرورش می‌یافت و کامل می‌شد. الان دیگر این قضیه نیست. الان دیگر استادها همان‌هایی شده‌اند که رسانه‌ها نشان می‌دهند. جوان‌ها تصور می‌کنند که فقط همین‌ها الگو و نمونه هستند.      کرمی: آفرین! همین‌طور است.      دعبل: اگر ما مدعی هستیم که ستایشگری و ذاکری اهل‌بیت(ع) روش و منش اصیلی را می‌طلبد که از دیرباز در جامعة ما مرسوم و متداول بوده که تحقیقاً و انصافاً هم همین‌طور است؛ پس علت اقبال به برخی روش‌ها و منش‌های بعضاً نادرست یا بی‌سلیقه یا کم‌سلیقه چیست؟      رضوی: یک دلیل آن این است که اذهان برخی از مردم هنوز متأثر از موسیقی‌های قدیمی آن‌چنانی است؛ بنابراین موسیقی‌هایی که الان توسط این عزیزان اجرا می‌شود پذیرا دارد. این است که دیگر نمی‌روند استاد ببینند. ضمن این‌که هنر به‌ذات سخت است. در حوزة هنر تا زحمت نکشی، تا مرارت نکشی، موفق نمی‌شوی. مداحی هم بدون تردید یک هنر است. هنر یعنی فن، فنی که هر کس نمی‌تواند اجرا کند. چون هنر است مخاطب دارد، بیننده دارد، شنونده دارد و فراگیری آن هم سخت است. در گذشته استادان هم در آموزش آن سخت می‌گرفتند. می‌گفتند که قصیده حفظ کن، غزل حفظ کن، شعر حفظ کن، روایت حفظ کن. متناسب با مناسبت‌های مختلف روایت و شعر حفظ کن؛ سپس بیا بخوان. اما حالا الگو فقط همان کاغذی است که آن آقا در رسانه دست می‌گیرد و همان سبکی که او می‌خواند؛ به همین دلیل آنهایی که واقعاً شایسته هستند ـ و ما در جامعه از این افراد حقیقتاً کم نداریم، افرادی که کارشان حایز اهمیت است ـ گمنام می‌مانند. گفت: بوستان جولانگه زاغ است و میدان زغن بی‌جهت نبود که بلبل در کناری مانده است      دعبل: البته در همین فضا هم مداحان و ذاکران جوانی هستند که سعی می‌کنند مسیر درست این راه را طی کنند. آقای بهتویی شما برای این‌که دچار این کاستی‌ها نشوید چه می‌کنید؟      بهتویی: الحمد لله رب العالمین من از دوران کودکی در محافلی مثل حسینیة بیت‌الحسن مجتبی و حسینیه‌هایی نظیر این شرکت می‌کردم که در آن‌جا خواننده‌ها سنتی‌خوان بودند. هم‌چنین استفاده از محضر استادانی نظیر حاج میرزا علی آقا آهی و استاد سازگار مرا از این آفت‌ها دور کرده است.      کرمی: مداحی هنر مقدسی است که همراه با تقوا و توسل به اهل‌بیت(ع) ثمربخش خواهد بود و هر کس این را مد نظر داشته باشد، در کارش موفق خواهد شد.      بهتویی: تأثیرگذاری مداح هم به سبب همان تقوا و توسل است. به قول مقدس نوری رحمةاله علیه صدق و اخلاص دو پلة منبر است ...      کرمی: احسنت! صدق و اخلاص! اگر ما به هنر بودن، مقدس بودن و سپس داشتن تقوا و توسل به اهل‌‌بیت(ع) توجه داشته باشیم، ادامة راه مطمئن‌تر خواهد بود.      دعبل: آقای رضوانی‌پور، برآیند آراء دوستان در این جمع حاکی از این است که میراث مکتب تشیع از رهگذر عزاداری‌ها، سوگواری‌ها، نوحه‌ها و نغمات آیینی، وزن بیشتری نسبت به ماحصل امروزی آن دارد؛ نظر شما چیست؟      رضوانی‌پور: البته در بحث موسیقایی آنها، به نظر من هیچ‌گونه کم‌ و کاستی ـ یا به عبارتی که گفته شد، آسیبی ـ ندارند و آنچه از نوحه‌ها و نغمه‌های آیینی از گذشته در دسترس داریم، نغمه‌های اصیلی محسوب می‌شوند؛ اما به لحاظ محتوای شعری، گاهی می‌بینیم که دچار خرافات و انحرافاتی شده‌اند..      بهتویی: در درون‌مایه و مضامین آنها هم مشکلاتی وجود دارد.      رضوانی‌پور: البته می‌شود در این موارد آهنگ‌ها را الگو قرار داد و روی آنها شعر جدید گذاشت. برای مثال در شهر شوشتر من نوحه‌ای را ضبط کردم که ملودی آن بسیار فاخر و عالی بود؛ اما در شعر می‌گفت: «شه گلگون‌عبا تنها ذلیل زمرة اعدا» که این واژة «ذلیل» واژة خوبی نیست و کم‌سلیقگی در آن به‌کار رفته است. از طرفی نمی‌شود موسیقی عالی این کار را نادیده انگاشت؛ به همین دلیل ما در این مورد مثلاً شعر را این‌طور تغییر دادیم: «شه گلگون‌عبا شهید زمرة اعدا» در این مباحث می‌توان از استادان هر دو حوزه کمک گرفت. به‌طوری که بخش موسیقی آن را استادان موسیقی ببینند که آیا بر اساس معیارها و میزان‌های موجود اصالت دارد یا خیر؟ و از لحاظ شعری هم خوب است که این مباحث در خدمت استادان این حوزه مطرح شود؛ تا آنها راهکار دهند؛ تا به این ترتیب کارهای خوب و بدون انحراف در اختیار علاقه‌مندان قرار گیرد؛ تا از آنها الگوبرداری کنند.      رضوی: نوحه‌هایی که شما فرمودید در گذشته ضعیف بوده، دلیلش این است که جنبة فولکلور داشته و از دل مردم برخاسته است. این نوحه‌ها را یک شاعر قوی نسروده، کسی به دلیل ارادت به اهل‌بیت(ع) کاری ارائه داده و نتوانسته واژه‌گزینی کند؛ اما در ادبیات ما، در میان قصاید و شعرها اتفاقاً قدما خیلی قوی‌تر بوده‌اند و ما این را به‌وضوح می‌بینیم. آرایه‌های ادبی‌ای که آنها به‌کار برده‌اند خیلی قوی‌تر از اشعار فعلی است. ولی موسیقی را به دلیل همان عرض اولم، رها کردند. چون شعر حفظ کردن سخت بوده، رها کردند. چون موسیقی آموختن سخت بوده، رها کردند و این ملودی‌های مبتذل را جایگزین کرده‌اند. ضمن این‌که من قبلاً هم بارها گفته‌ام که در این حوزه، نغمات و موسیقی‌هایی که فاخر هستند می‌مانند؛ مثلاً دربارة موسیقی‌هایی که اول انقلاب ساخته شد، مثل «خمینی ای امام ...» را که آقای «شاهنگیان» ساخت و مواردی دیگر را در نظر بگیرید؛ برخی از این آثار تا ابد می‌مانند.      بهتویی: نمونه‌اش اثر «حسین آرام جانم ...» که استاد «کریم‌خانی» خوانده و گرایش به دستگاه شور دارد. این اثر هم ماندگار است؛ به‌طوری که هم مداحان سنتی و هم مداحانی که به سبک‌های جدید می‌خوانند این را زمزمه می‌کنند. این تأثیر توجه به موسیقی است، همان‌طور که استاد فرمودند.      رضوانی‌پور: واقعاً همین‌طور است. اگر موسیقی سنتی مهجور مانده، به دلیل آن است که هیچ تبلیغی روی آن صورت نگرفته است؛ درحالی‌که مداحی سنتی در صورت ارائه به جامعه هنوز هم اقبال عمومی و گسترده دارد.      کرمی: ما یک دریای بیکران از یک گنجینة خیلی غنی داریم که همین موسیقی سنتی و گوشه‌های آوازی ماست. مادامی که به دنبال آن برویم، می‌توانیم گوهرهای نابی بیابیم.      رضوی: متأسفانه در رژیم گذشته موسیقی ملی ما مورد تهاجم قرار گرفت. یعنی کسانی که در تلویزیون و رادیو موسیقی می‌خواندند، اکثراً از فرهنگ قوی‌ای برخوردار نبودند. چون هنر تراوش افکار درون انسان نسبت به مخاطب است. ان‌شاءالله با دست‌به‌دست هم دادن دوستان بتوانیم آنچه خواست جامعه است و رضای خدا هم در آن هست، عملی شود.      کرمی: در رژیم گذشته چون ساختار رژیم به این شکل بوده که به دنبال یک جامعه و سیستم لائیک بود، از الگوسازی بزرگان در رسانه‌ها خبری نبوده است. بعد از انقلاب به نظر می‌رسد که مجموعه‌هایی نظیر «بنیاد دعبل خزاعی» خیلی جای کار دارند و وظیفه دارند که استادان گذشته را شناسایی کنند و با توجه به آثاری که از آنها به‌جا مانده ـ در ایام میلاد یا سوگواری اهل‌بیت(ع) ـ از نغمه‌های آنها پخش کنند؛ تا گوش شنوندة نسل جدید با این آثار و با این نغمه‌های قدیمی و گوشه‌های‌ آوازی آنها آشنا شود. نباید مداحی در صدا و سیما به عده‌ای خاص تعلق بگیرد؛ تا این‌طور به ‌نظر برسد که مداحی فقط همین است که رادیو و تلویزیون پخش می‌کند. چنین نیست و این دامنه، خیلی وسیع است.      رضوانی‌پور: در تأیید فرمایش‌های استاد، خوب است که نغمات اصیل هم به جامعه عرضه شود؛ تا فضای مداحی از حالت تک‌بعدی بودن در بیاید و مخاطب قدرت انتخاب داشته باشد. به این ترتیب هر کس می‌تواند آنچه را دوست دارد انتخاب کند.      دعبل: علاوه بر وظایفی که متوجه مسئولان و رسانه‌هاست، جامعة مداحان و ذاکران اهل‌‌بیت(ع) و علاقه‌مندانی که به‌تازگی وارد این حوزه می‌شوند چه وظایفی دارند؟      رضوی: یکی از ابزارهای مداحی داشتن «صدا»ست ـ هر چیزی ابزاری دارد ـ و دیگری «صوت» که من این دو چیز را مجزا از هم می‌دانم. صوت چیزی و صدا چیز دیگری است. شخصی ممکن است صدای آن‌چنانی نداشته باشد، فقط یک دونگ یا دو دنگ؛ اما ممکن است صدای قشنگی داشته باشد. شخص دیگری ممکن است که صدا داشته باشد، اما نتواند قشنگ بخواند. بنابراین یکی از ابزارها صداست. الان بنده احساسم این است که در مجالس کمتر به موسیقی ملی توجه می‌شود. البته منظورم همان موسیقی مذهبی است؛ چون موسیقی ملی و اصیل ما مدیون موسیقی مذهبی است.      بهتویی: وام گرفته از تعزیه است.      رضوی: کسانی که بتوانند از ظرفیت‌های موسیقی مذهبی استفاده کنند، تعدادشان در جامعه کم است؛ درحالی‌که در مجالس دیده می‌شود که جوانان به این سبک سنتی اقبال نشان می‌دهند. تا جایی که وقتی این سبک برای آنها اجرا می‌شود، مشتاق می‌شوند که بروند و در کلاس‌هایی که این سبک آموزش داده می‌شود، شرکت کنند. (من ابتدا به آنها می‌گویم که باید ببینیم که صدای اولیه وجود دارد یا خیر؟) اما متأسفانه در سال‌های اخیر خواننده‌هایی هم که مذهبی هستند کمتر به این نکته توجه می‌کنند و برای این منظور اقدامی نمی‌کنند؛ چون شیوه‌های جدید نه صدای آنچنانی می‌خواهد و نه نیازمند آشنایی به موسیقی اصیل ملی و در حقیقت مذهبی است و هر کسی می‌تواند آن‌طور بخواند، خیلی‌ها سراغ آن‌گونه خواندن می‌روند. به این دلیل که آموختن موسیقی اصیل سخت است.      کرمی: سخت است؛ اما تأثیرگذاری آن بیشتر است.      رضوی: بنابراین خیلی از دوستان ما، متأسفانه آشنا با موسیقی و ردیف‌خوانی نیستند و این نیز یکی از مشکلات است و باید مد نظر دوستان باشد.      دعبل: پیشنهاد شما برای حل این مسائل و مشکلات چیست؟      رضوی: رهبر معظم انقلاب در یکی از نشست‌هایی که با مداحان در ایام ولادت حضرت زهرا سلام‌الله علیها داشت، فرمودند: «سنت‌ها را حفظ کنید؛ اما نوآوری هم باشد.» حتی مثال هم زدند. گفتند، یک خانه‌ای را فرض کنید که الان سه طبقه است. شما این را تخریب نکنید، با یک معماری زیبا یک طبقه روی آن بگذارید. باید انسجام بیشتری بین دوستان و همکاران قدیمی ما باشد و اینها وقت بیشتری برای جوان‌ها بگذارند. باید برای مداحان جوان وقت گذاشت و این روش باید از طریق رسانه‌های مختلف پشتیبانی شود و دوستان ما هم تجارب خود را ـ خصوصاً ردیف‌خوان‌ها و کسانی که به این حوزه احاطه دارند ـ به جوانان علاقه‌مند انتقال دهند؛ البته اجرای این اقدامات سخت است.      رضوانی‌پور: یک نکته هم در این جا وجود دارد و آن این‌که، برخی پیرغلامان در قدیم دستگاه‌ها را بلد نبودند؛ ولی چون در آن زمان فقط یک نوع موسیقی و آن هم موسیقی ردیف ـ دستگاهی بود، هر چه آن عزیزان می‌خوانند به‌تبع در همان چارچوب بود. این موضوع می‌تواند یک روش آموزشی را ارائه دهد و شیوه‌ای از آموزش را برای جوانان امروز طراحی کند.      رضوی: در گذشته گروهی از واعظان و سخنرانان مانند مرحوم فلسفی بودند که به وعظ و سخنرانی می‌پرداختند. یک گروه هم مداحان بودند و گروهی هم در لباس روحانیت، روضه‌خوان بودند و در خانه‌ها و منازل روضه‌خوانی می‌کردند؛ آنها برای هر فصلی، هر مناسبتی و هر موسمی نوحة خاص آن زمان را داشتند و آن را در یک ردیف آوازی اصیل اجرا می‌کردند. خود اینها کارکرد الگودهی داشت. مراسم فاطمیه جدا بود، مسلمیه جدا بود، همین شیعتی که الان در اوج قرار دارد و از موسیقی قوی‌ای برخوردار است و چیزی است که سال‌های متمادی اجرا می‌شود و 100 سال دیگر هم اگر کسی آن را با موسیقی درست اجرا کند، گیرایی و جذابیت خودش را دارد و ماندگار است. ما از این‌گونه‌ها زیاد داریم؛ اما برخی از دوستان و همکاران ما این را اصلاً نمی‌دانند.      بهتویی: در گذشته وقتی مرحوم «اسماعیل‌خان مهرتاش» جامعة باربد را برپا می‌کنند، هنرجویان به آن اقبال نشان می‌دهند و دستگاه‌ها و ردیف‌ها و گوشه‌ها را می‌آموزند. آن بزرگان احساس نیاز می‌کنند و در کنار آن، رسانة آن زمان هم پشتیبانی می‌کند و کار آنها را تبلیغ می‌کند. به واسطة این شما می‌بینید که استاد «محمد منتشری» یا جناب آقای استاد «شجریان» و استاد «رضوی» که از آن جامعه برخاسته‌اند، مانده‌اند و روزبه‌روز هم پویایی دارند. بنابراین می‌بینیم که جناب «محمد منتشری» در قریب به 70 سالگی علاوه بر آوازهای بیات تهرانی که ایشان به‌زیبایی اجرا کرده‌اند، با «مجید اخشابی» دستگاه‌ها و گوشه‌ها را در دسترس جوانان قرار می‌دهند. چرا این رویه ادامه دارد؟ چون استاد اسماعیل‌خان مهرتاش با اقدامات خود بحث علمیت در موسیقی را آورد.    در آن زمان آقای «محمد کریمی» کاست‌های آوازی را ارائه می‌دهد و بعد «عبدالله‌خان دوامی» که استاد محمد کریمی است هم کاری ارائه می‌دهد و با تشخیص این نیاز و کارهایی از این قبیل که انجام شد، جامعة باربد به هنرستان و سپس هنرستان به دانشکده تبدیل می‌شود. الان هم «شاپور رحیمی» به‌عنوان یکی از شاگردان جناب مرحوم محمود کریمی شاگردان بسیاری را تحویل داده است. در مداحی هم موسیقی باید علمیت پیدا کند؛ به این معنی که یک هنرستان یا یک دانشکدة علمی ـ کاربردی با همة شق‌های مختلف مداحی که یکی از آنها موسیقی و موسیقی سنتی و اصیل است، کار کند؛ ادبیات، ادبیات آیینی، تاریخ، مقتل، زیبایی‌شناسی‌های مداحی و ... شق‌های دیگر این حوزه است که همگی رویکردی تخصصی نیاز دارند.    اصحاب رسانه و مدیران فرهنگی نیز باید دست ‌به ‌دست هم بدهند و مانند میرزا اسماعیل‌خان مهرتاش یک هنرستان و اگر ممکن است یک دانشکدة علمی ـ کاربردی برپا کنند؛ تا به‌صورت علمی با قضیه برخورد شود و تحت آموزش استادان دانشگاهی در حوزه‌های آواز، تاریخ، ادبیات آیینی و ... تدریس شود. پس از این نباید به هر کسی اجازة خواندن داده شود. در این حوزه کسانی باید انجام وظیفه کنند که آموزش دیده‌اند. اگر این اتفاق بیفتد، مداح در جامعه شخصیت پیدا می‌کند. رسانه هم علی‌القاعده پشتیبانی می‌کند و کار، علمی‌ می‌شود. به این ترتیب ـ به امید خدا ـ یک مقدار مسائل جانبی حل خواهد شد. کما این‌که این نیاز جامعه هم هست. یک روزی صوت مرتفع باب بود؛ اما امروز دیگر یک قاری یا یک مداح برای خواندن به صوت مرتفع نیاز ندارد. او باید با واج‌آرایی، هجا‌شناسی و معناگرایی بخواند. به قول استاد «تاج اصفهانی» که به آقای «افتخاری» گفته بود: «اول شما شعر را تحویل بده بعد صدایت را تحریر بده.» کسی که موسیقی بلد نباشد، شعر و مطلب را حرام می‌کند و به واسطة جهر صدایی که دارد، فقط صدایش را  پژواک می‌دهد.    لذا ان‌شاءالله باید این کار علمی شود و من همین‌جا از استاد «رضوی» که حضور دارند و بزرگان دیگر نظیر «ذبیح‌الله ترابی» و «حسام‌الدین سراج» تقاضا می‌کنم با همکاری «بنیاد دعبل خزاعی» و دوستان دیگر در «خانة مداحان» برای این منظور کاری کنند. ما دست نیاز دراز می‌کنیم و ان‌شاءالله دوستان دریغ نکنند. به قول استاد «علی انسانی» عده‌ای به دلیل کهولت سن و این‌که شخصیتشان شکل‌ گرفته است، هیچ؛ اما برای جوانانی که مانند موم و خمیر بازی امکان تأثیرگذاری روی آنها هست و آموزش‌پذیر هستند، باید کاری کرد. این جوانان باید در یک هنرستان و یا دانشکده به‌طور آکادمیک و علمی آموزش ببینند؛ تا شاکلة مداحی آنها شکل مناسبی بگیرد.   ]]> هنر Sat, 05 May 2018 06:56:45 GMT http://deabel.org/vdcefv8x.jh8wni9bbj.html