پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - پربيننده ترين عناوين ادب :: نسخه کامل http://deabel.org/vsnfim,da673w.giw.html Sat, 24 Feb 2018 16:28:39 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Sat, 24 Feb 2018 16:28:39 GMT ادب 60 یادی از محمدعابد تبريزي؛ بزرگمرد شعر عاشورايي ايران http://deabel.org/vdch.6nkt23nwmftd2.html سومين محرم است كه شاعري سترگ، مرثيه‌سرايي بزرگ كه هم‌سنگ عمان ساماني و نير تبريزي بود رخ در نقاب خاك نهان كرده است. توفيق ديدار با استاد محمّد عابد (1314 ولادت- وفات 1385) در همايش بزرگداشت يكصدمين سال درگذشت صراف تبريزي در تبريز نصيبم شد. به همراه روانشاد دكتر اسماعيل رفيعيان استاد نقيب و دوست عزيز محمّد طاهري خسروشاهي تصاويري به يادگار از اين ديدار باقي مانده است. دوست دانش‌پژوهم جناب دكتر اسمعيل‌زاده واسطه خيري شد، ويژه‌نامه‌هايي كه به مناسبت اولين و دومين سالگرد رحلت اين استاد شعر و ادب عاشورايي ايران به دستم رسيد؛ دريغم آمد از اين توفيق به دست آمده بگذرم؛ استاد عابد به اعتراف بزرگان شعر و ادب فارسي و آذري از بزرگان و اركان شعر عاشورايي ايران‌زمين است.استاد بهاءالدين خرمشاهي گفته است: «مثنوي‌هاي او يادآور مثنوي‌هاي بلندپايه و مايه نظامي است» (رخسار يار، ص 36) قصد درازنويسي ندارم آشنايان شعر وزين و فاخر مرثيه آذري با مجموعه ارزشمند «هديه بني‌هاشمي» آشنايند اين مجموعه گزيده مراثي عالي و كم‌نظير شعراي مرثيه‌سراي آذربايجان است كه در ايام جواني استاد عابد گردآوري و منتشر نموده است.استاد عابد پدر و مادري دلداده‌ي اهل بيت(ع) داشت؛ پدرش، مولانا يتيم مرثيه‌سراي اهل بيت(ع) بود و اشعار وزيني از وي بر جاي مانده است.استاد عابد خود گفته است: «من هر چه دارم از پدر بزرگوارم دارم و تنها ارثي كه از پدرم به ما رسيده است تعليم قرآن و نهج‌البلاغه است» (رخسار يار، ص 8) اشعار استاد عابد از عمق و معني بسيار برخوردار است كه كمتر مي‌توان همانندي براي آن يافت او قرآن و نهج‌البلاغه و بسياري از ادعيه را از حفظ بود و اشعار مرثيه‌اش تفسير و تجلي قرآن به شمار مي‌رود. يادش گرامي.شرح‌حال نسبتاً جامعي را يكي از شاگردانش استاد فاني تبريزي در ويژه‌نامه «آن ماه در محاق‌شده» نگاشته، مرور اين زندگينامه را به همراه گزيده‌اي چند از اشعار و مراثي او تقديم عاشقان اهل بيت عصمت و طهارت مي‌كنم.اين سطور پريشان،استاد محمّد عابد از شاعران معاصر ايران‌زمين بود، كه در وادي عرفان و ادب هنرمندي نامدار، سخنوري ساحربيان، عاشقي دلسوخته و عارفي روشن‌ضمير بود كه از دوران كودكي حافظ قرآن و مونس نهج‌البلاغه بود و به بركت اينها خود غواص بحر بيكران معارف الهي گرديده بود و با آشنايي كامل به دواوين بزرگان عرصه ادب و عرفان از جمله: مولانا، حافظ، سعدي، نظامي و... در طريق قرآن و اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم‌السلام) سير و سلوك مي‌نمود و از بزرگترين افتخارات آن سعيد فقيد اين بود كه از خادمين درگاه همايوني حضرات معصومين (عليهم‌السلام) است.زادگاهآن سخنور بزرگ در محله خيابان‌شهر تبريز به سال «1314 (ه‍. ش) در يك خاندان مذهبي كه همه فضاي لاهوتي آن از منار معنويت مستنير بود، ديده به جهان گشود و از ميامين همين انوار عرفان و جلوات ايمان بود كه جان و دل وي با انوار لاهوتي منور گرديد و همه ذوات وجودش در روشناي صفاگاهان ايمان و عرفان صفا يافت، پدر استاد عابد، شادروان استاد مولانا كه در شعر «يتيم» تخلص مي‌كرد، در عصر خود از نخبه شاعران و قدوه عارفان بود».دوران كودكياستاد از همان دوران كودكي پا به پاي پدر بزرگوارش مرحوم «مولانا يتيم» كه معروف به فضل و تقوي بود رشد و نمود كرد و با هوش سرشاري كه داشت از مكتب پدر، آنچه نياز بود آموخت و به همين ترتيب اولين استاد وي پدرش گرديد كه خود در اشعارش چنين مي‌فرمايد:جوز حق آمرزش روح پدر كو به راه شعر بودت راهبراو تو را ذكر حسيني ياد داد زنده‌كن يادش كه روحش شادباداستاد هميشه مي‌فرمودند: «من هر چه دارم از پدر بزرگوارم دارم و تنها ارثي كه از پدرم به ما رسيده است تعليم قرآن و نهج‌البلاغه است» و استاد شهريار «رحمـﺔ الله عليه» چقدر خوب اين موضوع را در قطعه «مفاخر آذربايجان» ياد مي‌كند:دگر «يتيم»، پدر شاعر و پسر شاعر وراثتي چه به از شعر، اگر پدر شاعرآري مولانا يتيم به همراه مادر مهربانش او را چنان تربيت نمودند كه تمامي وجودش پر از محبت اهل بيت عصمت و طهارت(ع) گرديد، و روح پاك او با ارواح قدسي آن بزرگواران پيوندي ناگسستني بست، كه خود در مقدمه كتاب ماه در محاق خطاب به «پسر فاطمه(ع)» چنين مي‌نويسد: «مادرم كه با شير ولاي تو مرا پروريد و نام دلنواز تو را با آواي شيرين لالايي آويزه گوش جانم كرده، هرگز از ياد نمي‌برم آن روز كه كودكي بيش نبودم، او را ديدم كه قطره‌هاي اشك چون پرده‌اي از حرير صورتش را پوشانده بود و كلمه‌اي زير لب زمزمه مي‌كرد، وقتي با كنجكاوي كودكانه كوشيدم علت را بفهمم، ديدم يا حسين‌گويان اشك به چهره جاري كرد و به من فهماند كه فرزندم امروز عاشوراست، روز شهادت امام حسين(ع) و يارانش».او 21 سال داشت كه پدر بزرگوارش به رحمت ايزدي پيوست و او را در غم فراق خويش ديده گريان نمود، و از آن پس مسئوليت معاش خانواده را به عهده گرفت و با مناعت طبعي كه داشت تا آخر عمر شريفش خود را بي‌نياز از خلق ديد. در اول جواني در بازار تبريز مشغول كار گرديد و در سال 1344 (ه‍. ش) كارمند رسمي بانك تجارت شد و بعد از 30 سال خدمت خالصانه در سال 1374 به افتخار بازنشستگي نائل آمد و روح قناعتي كه خداوند متعال به او بخشيده بود با عزت و سربلندي زندگي كرد.تحصيلاتاستاد تحصيلات حوزوي داشت و در اكثر علوم معارف اسلامي از جمله: فقه و اصول، فلسفه و عرفان، ادبيات عرب و پارسي و تفسير قرآن دانشمندي صاحب‌نظر و استادي توانا بود، و با بزرگاني چون استاد جعفري، استاد عمران صلاحي، دكتر مرتضوي، دكتر خيام‌پور، دكتر ترجاني‌زاده و آيت‌الله سلطان‌القرايي و... مراوده علمي و ادبي داشت كه آثار ارزشمند و بي‌نظيرش گوياي استادي اوست.ويژگي‌هاي شعر استاداستاد در تمامي قالب‌هاي شعر فارسي، از قصيده، غزل، مثنوي، قطعه، تركيب‌بند و... در مضامين مختلف ادبي، عرفاني، اخلاقي، تربيتي، رثائي و... استادي چيره‌دست و توانمند و نكته‌سنجي بود كه در عصر حاضر كمتر كسي را مي‌توان يافت كه همانند ايشان آگاه از لطايف ادبي و رموز عرفاني باشد.امّا در اشعار رثائي كه بيشتر در مدح حضرات معصومين(ع) خصوصاً حضرت اباعبدالله الحسين(ع) است، با روح لطيف خويش شعر را چنان به اوج رسانده است كه هر اهل ادب و بينش را مست و حيران مي‌نمايد و به تحقيق اشعار او خاطره دعبل خزاعي و فرزدق‌ها را در ذهن انسان زنده مي‌نمايد، او را با هيچ شاعري نمي‌توان سنجيد، چراكه او صاحب سبك بلكه «صاحب مكتب» است و در مكتب او جز «عزت اهل بيت عصمت و طهارت (ع)» هيچ‌چيز نمي‌گنجد، ولي اگر انسان مجبور به معرفي شخصيت ادبي او و مقايسه اشعار او با شاعران ديگر باشد، مي‌توان او را در رديف شاعراني چون فوأد كرماني، عمان ساماني، نيّر تبريزي قرار داد.«سخنور ساحربيان سرزمين ما استاد محمّد عابد كه به لحاظ احتوا بر مضامين عالي و برخورداري از بدايع بي‌بديل، استعارات و تشبيهات بي‌نظير، سلامت لفظ و عذوبت معني از چنان والايي‌هاي ارزنده‌اي بهره‌ور است كه نظاير آن را در دواوين اندك شاعري مي‌توان يافت و اگر قلل منيع شعر پارسي را مراتبي باشد، شكوه كلام و شعر پرانسجام اين شاعر شهير را بايد در فراز آن ديد.من اين سخن استاد شهريار آن شاعر آسمان‌شكوه را هرگز فراموش نكرده‌ام كه روزي در بين مشتاقانش فرمود: «اگر در همين عصر رتبت اول شاعري را به من ارزاني دارند من همين مقام را به «عابد» تفويض مي‌نمايم». استاد بدون ترديد يكي از ستاره‌هاي درخشان آسمان ادبيات شعر پارسي و آذري است كه تمامي اشعارش از مضامين عالي و پرمغز برخوردار است. او اولين شعرش را در 12 سالگي به زبان شيرين آذري در رثاي حضرت علي‌اكبر (ع) سروده است كه با مطلع زير شروع مي‌شود.اي سپهر حسنده رشك مه كنعان اوغول وي مناي كربلاده تشنه لب قربان اوغولو اولين شعر فارسي را نيز در همان دوران نوجواني با مطلع زير سروده است.شمع و من تا صبح شب را ديده‌گريان سوختيم هر يك اندر گوشه‌اي پيدا و پنهان سوختيمآري «عابد تنها يك عابد نبود، او عارفي بود كه با اوهام عارفانه و انديشه‌هاي عالي عروج مي‌كرد و بي‌هيچ رادع و مانعي «پاي بر فرق فرقدان مي‌گذاشت» و با يك نگرش عارفانه، جلوه‌هاي جمال جهان‌آراي يكتا شاهد ازلي را در پرده پندار و آيينه اوهام خويش عيان مي‌ديد و از ميامين همين اكسير عارفانه بود كه واژه واژه‌ي كلام عابد خدا را فرياد مي‌زد و از همين رهگذر، فريادهاي در گلو مرده‌ي تشنه‌كامان كربلا را به گوش جان مي‌شنيد و با فريادهاي رسالت كه رثاي خاندان اهل بيت عصمت و طهارت(ع) را با بي‌سابقه‌ترين سحّارهاي سخنوري به گوش جان دلدادگان مي‌رساند». استاد در مثنوي «ولادت نور» كه در خصوص ولادت رسول گرامي اسلام است، آن شب نوراني و ملكوتي را چنان ترسيم مي‌نمايد كه گويي با وجود جان الطاف الهي را احساس كرده و پرده از راز ازلي گشوده است.شب چراغان است بزم آسمان چشمه‌سار نور جوي كهكشاناختران قنديل طاق‌آويز شوق شمع بزم‌افروز شورانگيز شوقماه زرّين زورقي بي‌بادبان در دل درياي مينايي روانعطر جان دارد نسيم شامگاه گوئيا از باغ رضوان كرده راهشب بود آبستن اسرار حق تا برآرد جلوه‌ي ربّ‌الفلقچون سحر از جيب شب سرمي‌كشد پرده از انوار حق برمي‌كشدپاره مي‌گردد حجابات ظُلَم از فروغ طلعت حُسن قدمدور باش صبح راند تيرگي نور بزدايد ظُلَم با چيرگيزانكه از ره سرّ سرمد مي‌رسد موكب نور محمّد (ص) مي‌رسدانتظار روزگار آيد بسر نور حق زايد به تركيب بشر...استاد با نگاه عميق به صحنه‌هاي جان‌گداز واقعه كربلا مي‌نگرد و با حفظ صلابت لفظ و روح حماسي كلام، آتش بر دل و جان آدمي مي‌زند و چنان ذرات عالم را به تماشاي صحنه‌هاي خلق‌كرده خويش دعوت مي‌كند كه روح انسان را تسخير، و به عالم معني سير مي‌دهد و پرده از اسرار حقيقت مي‌گشايد و شنونده را با عظمت اهل بيت (ع) آشنا مي‌كند.ببينيد كه در مثنوي «ماه در تنور» چه غوغائي انگيخته:چرخ با خوبان بدانديشي كند اهل دل را زخم‌ها بر دل زنداز مسير خود سپهر گرد گرد مي‌نشاند بر رخ آيينه گردهمدم نودولتان، ارباب جود خار يا گل، به گلزار وجودهر كه فهمش بيش، دردش بيشتر هرچه خاطر صاف گردش بيشتر...ماه را دادند آن بداختران گردش وارونه در چرخ سنانسير او از كربلا آغاز شد سوي شهر كوفه راهش باز شدماه از بيداد اشرار جهول كرد اندر غرب خاكستر افولشب چراغ خلوت لاهوتيان شد به ظلمت خانه دشمن نهان...شمس برج وحدت رب‌الفلق نيمي اندر ابر و نيمي در شفقماه مهرافروز گردون وفاق گاه اندر انجلا، گه در محاق...سپس با ظرافت خاصي آمدن مادرش حضرت زهرا (سلام‌الله عليها) را به تنور خولي بيان مي‌كند:مادرش آمد براي ديدنش ديدنش، بوئيدنش، بوسيدنشو صحنه‌هاي بسيار ديدني و شنيدني را از زبان مادرش مي‌آفريند كه شخصيت امام حسين(ع) و عظمت حضرت فاطمه (س) را نشان مي‌دهد و انسان را شيفته آن بزرگواران مي‌كند.اگرچه جاي جاي كلام استاد پر از بدايع و صنايع ادبي است، ليكن او در مثنوي «صحبتي از قيامت» صنعت «تلميح» كه يكي از صنايع ادبي است بيش از 60 مورد به كار برده است و مي‌توان گفت كه اين مثنوي يكي از نمونه‌هاي بي‌بديل اين صنعت ادبي است و در حقيقت مثنوي «صحبتي از قيامت» تنها يك مثنوي نيست بلكه رساله‌اي است كامل در خصوص «قيامت» كه استاد با ظريف‌كاري‌هاي حساس روحي و رواني، انسان را با خويشتن خويش و راز آفرينش آشنا مي‌سازد و مرغ روح شنونده را چنان در صحنه‌هاي قيامت پرواز مي‌دهد كه گويي خود چندين بار قيامت را تجربه كرده است. از تمامي خوانندگان اين سطور خواهشمند است اين مثنوي زيبا را در كتاب «ماه در محاق» صفحه 173 مطالعه فرمايند، از ديگر آثار گرانقدر استاد قصيده‌ي بلندي با عنوان «جلوه‌ي حق» است كه در خصوص ولادت حضرت قائم(عج) سروده شده و سرتاسر اين قصيده غرّا پر از شور و غوغاست.شب چو به رخ برفكند زلف معنبر غاليه‌گون شد بسيط توده اغبرشب ولادت را با جلوه‌هاي زيبا و ملكوتي ترسيم و با استعارت بي‌بديل توصيف كرده و خلوت‌گزيني خويش را مطرح مي‌نمايد و گوئيا از جفاي سپهر شكوه‌ها دارد كه ناگهان سروش غيبي به فرياد مي‌رسد و مژده ولادت آن بزرگوار را نويد مي‌دهد.ناگهم از غيب داد مژده سروشي كاي ز جفاي سپهر سفله مكدّرهان چه نشستي به پاي خيز كه گيتي زينت ديگر گرفت و شوكت ديگرشور ديگري به جان مي‌رسد و دل آتش گرفته و از زبان سروش غيبي شور و حال ذرات هستي را با زباني معجزه‌گر بيان مي‌نمايد و با «حسن مطلع» زيبايي به مدح حضرت حجت(عج) مي‌پردازد و با پرده‌هايي كه ساز مي‌كند هنرنمايي‌هاي خاقاني و انوري و بزرگان عرصه ادب را به ياد مي‌آورد.مطلع رخشنده‌اي چو مهر جمالش جلوه‌كنان زد ز شرق فكرت من سراي به سرير ولا امير فلك فر حكم تو را طبع كاينات به چنبردر اين قصيده غرّا صلابت لفظ و معني و استعارات و تشبيهات بي‌نظير، فكرت هر سخن‌سنجي را غرق در انديشه و افكار او كرده و مسلط بودن او به دو زبان شيرين فارسي و عربي را در نهايت معني روشن مي‌نمايد.آري استاد به كلمات صامت و غير مصطلح هر دو زبان عربي و فارسي در جاي خويش چنان جاي مي‌بخشد كه انسان بلااراده فرياد مي‌زند: «سخن گفتي و دُر سفتي بنازم كلك جادويت».... «تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل»ويژگي‌هاي اخلاقي و اجتماعياو عاشق شيفته حق و دلداده اهل بيت عصمت و طهارت(ع) و مفسر قرآن بود، مردي مهربان و خوش‌برخورد و خوش‌مشرب، وسعت مشرب او چنان بود كه از كودك 5 ساله تا مرد 70 ساله در هر كسوتي كه بودند انس مي‌گرفت، از كارگر ساده گرفته تا بالاترين مقامات كشوري و معنوي، اهل عبادت، محبت، كرامت، بصيرت و حقيقت بود و اهل خلوت...او هميشه خود را خاكسار درگاه همايوني حضرات ائمه معصومين (ع) مي‌دانست و اشعار بي‌بديل خود را در مدايح و مراثي اهل بيت(ع) پريشان‌گويي مي‌خواند و خود در مقدمه كتابش چنين مي‌گويد:«من ناچيز به سائقه ارادت به آستان مقدس تو گاه بي‌گاه پريشان‌گويي كرده و خواسته‌ام خود را در رديف مداحان و مرثيه‌سرايان تو بشمارم، مي‌دانم به قدري بزرگوار هستي كه گستاخي‌هاي مرا با ديده اغماض بنگري و خطاهايم را ناديده بگيري...»آري استاد هيچ‌وقت دنبال شهرت و مقام نبود و هميشه مي‌فرمود: «الحمدالله كه خداوند متعال مرا از همگان بي‌نياز كرده و از شهرت و خودنمائي بيزارم ساخته است واِلا اگر غير از اين بود سال‌ها پيش مي‌بايست آثار من چاپ مي‌شد، نه در سنين آخر عمر كه شخص، ديگر نه هواي شهرت دارد و نه آرزوي تكاثر مال». با كساني كه ساده و پاك بودند، مهربان بود و با كساني كه اهل ريا و تزوير بودند، متكبر بود و هميشه مي‌گفت: رسول گرامي اسلام محمّد مصطفي (ص) فرموده است: «تكبر ورزيدن به اهل تكبر عبادت است».او با توجه به اينكه اهل خلوت بود، ولي در هيچ زماني از مشكلات اجتماعي جامعه بي‌خبر نبود و هر وقت احساس نياز مي‌ديد وظيفه خود را به نحو احسن انجام مي‌داد، او از ايام جواني با تبعيت از قرآن و اهل بيت عصمت و طهارت(ع) در چهارچوب مذهب تشيع سير و سلوك كرده و هميشه از كيان تشيع دفاع نموده است.در رژيم ستمشاهي چندين بار توسط مأموران رژيم دستگير مي‌شود و با عنايت خداوندي آزاد مي‌گردد. در سال 1340 (ه‍. ش) در مراسم ترحيم مرجع عاليقدر جهان تشيع حضرت آيت‌الله بروجردي (رحمـﺔ الله عليه) با خواندن اشعار خويش، چنان شور و حالي به مجلس مي‌دهد كه آتش به جان دشمنان ولايت و اسلام مي‌اندازد، كه تمامي بزرگان مات و حيران مي‌مانند، و مأموران ساواك كه در مسجد حضور داشتند اگر او را دستگير مي‌كردند، كمترين حكمي كه صادر مي‌شد اعدام بود، كه خود استاد مي‌فرمودند مرا با زيركي كامل از پنجره مسجد بيرون بردند و نتوانستند مرا دستگير كنند، اينك به چندين بند از اشعار استاد كه در مجلس ترحيم آن مرجع عاليقدر خوانده مي‌پردازيم.خادم دين رحلتندن تار اولوب دنياگوني صاحب دين الدي بولمم نولدي عاشوراگونيترك ايدوب دنياني بير نفس نفيس بي‌عديل ذات بي‌مانند شاهنشاه امكانه سليلشارح احكام قرآن هادي وجه سبيل صورت تقوي و حكمت معني فقه و اصولصاحب محراب و منبر مالك ملك قبولبا نهايت استادي بعد از سرودن 10 بند مخمس در رحلت آن بزرگوار، اشاره به كشف حجاب رضاخان پهلوي كرده و شعر را به اوج مي‌رساند و مجلس را به هم مي‌زند:سن يتوردون هر نه امر ايتدي سنه حكم كتاب آيه آيه جزء جزء و فصل فصل و باب بابهاردا تجويز ايلدون اما اولا كشف حجاب ياره ويردي قلبوه بو امره اقدام ايلينكافر مطلق ولي دعوي اسلام ايليناستاد در آن زمان فقط 26 سال از عمر پربركتش را سپري كرده بود و همچنين در پيروزي انقلاب اسلامي ايران و در دفاع مقدس هر چه در توان داشت در طبق اخلاص گذاشت، او عاشق شهيدان و شيفته ولايت بود و اشعاري كه در توصيف شهيدان انقلاب و جنگ تحميلي سروده است از بي‌نظيرترين اشعار تاريخ ادبيات دفاع مقدس است.او به حقيقت اهل دل بود و هر كجا اهل دلي مي‌يافت به او مهر مي‌ورزيد، انس او با استاد جعفري، شيخ جعفر مجتهدي و امثال آنها از اين قرار بود. نويسنده اين سطور چندين بار از عاشق شوريده اهل بيت عصمت و طهارت(ع) استاد منعم اردبيلي (رحمـﺔ الله عليه) در پيش استاد به نيكي ياد كردم تا اينكه استاد مشتاق شدند تا او را زيارت كنند. يك روز به حقير فرمودند كه برويم به اردبيل و از حاجي منعم ديدار كنيم، اطاعت كردم و به راه افتاديم، از شهرستان بستان‌آباد گذشته بوديم كه استاد فرمودند: دو بيت شعر به ذهنم آمد آنها را يادداشت كن، عرض كردم، استاد بفرماييد، او في‌البديهه فرمودند:مُنعم مكن منعم ز ديدارت خدا را آيينه مي‌خواهم تماشاي صفا رادل كندم از تبريز تا شايد ببينم در اردبيل آن جلوه ايزد نما راچنان‌كه مشاهده مي‌كنيد مطلع شعر خيلي در اوج سروده شده، رفتيم استاد منعم را زيارت كرديم و موقع برگشتن، استاد عابد فرمودند: انشاءالله خداوند اين ديدار ما را زيارت مؤمن به حساب مي‌آورد، آري هر كجا اهل دلي بود استاد سراغش را مي‌گرفت و سعي مي‌كرد تا به خدمتش برسد و از خرمن معنوي او خوشه‌هاي محبت و معرفت بچيند و اين تواضع و خاكساري بود كه شخصيت او را از همگان ممتاز مي‌كند و در نهايت عابد را عابد مي‌كند...فعاليت‌هاي ادبي و عرفانيفعاليت‌هاي ادبي و عرفاني و اجتماعي استاد در خصوص ترويج فرهنگ و ادب اسلامي بسيار قابل توجه است كه ما به صورت اجمال به چند نمونه اشارت مي‌كنيم:- تفسير قرآن و نهج‌البلاغه در هيأت‌هاي حسيني تبريز- شركت در انجمن‌هاي ادبي آذربايجان و استان‌هاي ديگر كشور اسلامي ايران- تشكيل محفل ادبي و شرح دواوين بزرگان عرصه ادب و عرفان از جمله: شرح ديوان حافظ- مثنوي معنوي مولوي- گلشن راز- آتشكده نير- عمان ساماني و...- نگاشتن مقدمه و ديباچه به ده‌ها كتب ادبي، عرفاني و فرهنگي...- شرح غزليات حافظ در انجمن ادبي اداره ارشاد اسلامي استان آذربايجان شرقي به مدت 12 سال- عضو هيأت امناي كتابخانه مركزي تبريز- تربيت شاگردان و شاعران بسياري در عرصه ادب و عرفان و اخلاق اسلامي و... كه بسياري از آنها هم‌اكنون كسوت استادي به تن كرده‌اند، كه از جمله مي‌توان استادان شكيب، شبخيز، عليزاده، صديق، شهبازي، باغبان، بلوري، علي، فغاني، حسني، خادم، آثم و... را نام برد.آثار ارزشمند استاداز استاد محمّد عابد سه جلد ديوان اشعار به زيور طبع آراسته شده كه عبارتند از: «ماه در محاق»، «مهر در شفق» و «ستاره سحرگاهي»؛ كه هر سه جلد در مدايح و مراثي حضرات معصومين (ع) مي‌باشند. و ديوان غزليات، قصايد و... آماده چاپ بوده و انشاءالله به زودي تقديم علاقه‌مندان مي‌گردد.استاد در مجموع بيش از بيست و پنج هزار (25000) بيت شعر سروده است كه در مضامين مختلف ادبي- عرفاني- اخلاقي- رثائي و... مي‌باشند. ضمناً به چندين كتب ادبي و عرفاني مقدمه يا ديباچه‌اي نوشته كه بعضي از آنها واقعاً يك رساله كامل عرفاني محسوب مي‌شود.داستان فراقحضرت استاد در اواخر عمر شريف خويش، به هر بهانه‌اي از «مرگ» صحبت مي‌كرد، گوئيا الهام شده بود كه ديگر «رفتني» است. بعد از هر نمازي، دعاي... وراحه عند الموت... را ورد زبان خويش كرده بود و اكثر بحث‌هايش در خصوص مرگ بود و قيامت.او در آخرين اثرش كه تقريباً يك هفته قبل از رحلتش سروده است مي‌فرمايند:نولوردي عمرده بير نچه لحظه فرصت اوليدي او لحظه لرده منه وصل يار قسمت اوليدينولوردي تك بوگون گورمييدي ديده‌ي غافل صباح روز قيامتده متن صحبت اوليديآري او از هر دارو و دكتري سير شده بود، ولي هرگز از توسل به اهل بيت عصمت و طهارت (ع) نااميد نبود و هميشه درمان درد خويش را در خاندان اهل بيت(ع) مي‌ديد.چهار ماه قبل از رحلتش توفيق تشرف به بارگاه ملكوتي حضرت ثامن الحجج علي ابن موسي الرضا (ع) يافته بودم، هنگام خداحافظي از استاد، فرمودند: اگر عريضه‌اي براي امام (ع) بنويسم، مي‌خواني، گفتم اطاعت مي‌كنم، استاد دست به قلم بردند و در سينه بيضاي كاغذ نقشي آفريدند كه هر بيننده‌اي را مبهوت مي‌كند آري نوشته بودند:السلام عليك ايها الامام الرئوفنشناخت طبيب دهر اگر درد مرا ننمود علاج اگر كمردرد مرااي شافي دردها تو درمان فرما تنها نه كمردرد كه هر درد مرااستاد ذوب در ولايت بود و هميشه درمان درد خود را از باب كرم اهل بيت عصمت و طهارت(ع) درخواست مي‌كرد، و در يك كلام استاد نظركرده اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم‌السلام) بودند.و سرانجام عنقاي بلندپرواز قله قاف تجرّد در سحرگاه روز سه‌شنبه تاريخ 14/9/85 در سن 71 سالگي بعد از مناجات صبحگاهي نداي ارجعي حضرت معشوق را عاشقانه لبيك گفت و از دار فاني به عالم باقي شتافت. و در گلزار شهداي وادي رحمت تبريز در كنار مزار شهيدان گلگون‌كفن (قطعه صديقين) به خاك سپرده شد كه مزار نوراني‌اش تا قيامت، قبله‌گاه عاشقان اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و سجده‌گاه صاحب‌نظران خواهد شد.چه خوش آرميدي به بزم شهيدان چه خوش‌رنگ و بوي شهيدان گرفتيتا نام مبارك حضرت سيدالشهدا (ع) هست، نام استاد عابد در كنار مولايش به عنوان صادق‌ترين بنده درگاه آن بزرگوار زنده خواهد ماند.روحش شاد و راهش پررهرو باداين سطور شمّه‌اي بود از زندگاني استاد زنده‌ياد مولانا محمّد عابد تبريزي به قلم اين كمترين كه چندين سال توفيق شاگردي او را داشته‌ام.آب دريا را اگر نتوان كشيد هم بقدر تشنگي بايد چشيدماه در خسوف«از مولانا يتيم»اشارهاستاد در مهرورزي به پدر و حفظ حرمت و اداي دين فرزندي نيز نمونه و الگويي پسنديده بود. در محافل و مجالس بزرگ و كوچك از ذكر جميل نام و يادش غفلت نمي‌كرد. ما نيز به پيروي از سيره‌ي حسنه‌ي آن معلم بزرگ اخلاق گزيده اشعار اين دفتر را با قطعه شعري از «مولانا يتيم» آغاز مي‌كنيم:عباس چون ز پاي درافتاد زخمدار بي‌ياور و معين به ميدان كارزارماه جمال انورش اندر محاق خون چشمش به روي گل او گشت ژاله باربگريست خون ز ديده برحال زار خويش بگريست بر غريبي و بر حال شهريارگفتا كه ماند بي‌كس و تنها برادرم اي خاك بر سر من و بر فرق روزگارچشم دلم به گونه‌ي قرطاس خون گريست نوك قلم به صفحه‌ي اوراق اشگبارخجلت برم ز كتب چنين حال دلخراش شرم آورم ز شرح چنان وضع ناگوارزيرا كه شير بيشه‌ي هيجا فتاده بود بي‌دست و پنجه با تن مجروح و زخمدارقاتل پر از عداوت و سرمست جام كبر مقتول بي‌حمايت و حيران و دلفگارغيرت ابا نمود، كه عجر آورد به خصم همت رضا نمود، بدين‌گونه جان‌سپارخنجر به دست دشمن و در كار خود جسور عباس زخم بر تن و در حال انكسارشيري كه دشمنان جفاكار در برش روباه وار بود همه در پي فرارسنگ و سنان و خنجر برّان و تيغ تيز جمعي زد از يمين و دگر جمع از يسارخود در پي دفاع ولي دست‌ها نبود چون بسملي به پنجه صياد كينه‌كاراز جرأت و تعدي اشرار، لاجرم هر دم به خاك تيره بودي مَهِ عذارپس با زبان خشك، علمدار تشنه‌كام رو كرد بر خيام شهش بي‌قرار و زارگفتا بيا بيا دگرم نيست چاره‌اي اي ملجأ تمام خلايق به روزگارشاهش ز خيمه آمد و در عرصه مصاف چشمش سوي برادر و در دست ذوالفقاربرداشت دشمنان ابوالفضل از برش تا شد خلاص شاخه‌ي گل از جفاي خاربنهاد رو، به روي برادر برادرش شد ز اجتماع شمس و قمر محشر آشكارفرمود كاي برادر و پشت و پناه من اي شمس روز روشن و بدر شبان تارافتاد نخل قامتت از تيشه‌ي جفا اي سرو بوستان دلم خود به پاي داربخرام تا به سوي خيامت همي برم مگذار چشم حسرت زينب به انتظاريارب به نور پاك حسين بن فاطمه بر حال غم فزاي ابوالفضل نامداردر روز رستخيز دو دست «يتيم» را از دامن حسين و ابوالفضل بر مداربهاي عصمت«گفتگوي حضرت زينب (ع) با برادر در راه شام»تا مصحف جمال تو گرديده منظرم آيات حسن توست به هر جا كه بنگرمجز آنكه بينم از جلواتت به هر نگاه سود از سواد ديده خونين نمي‌برمگلبوته‌ايست در سر ني اينكه بينمش؟ يا هست حسن وجه خدايي مصورّممن كشته ولاي تو هستم به جان تو بعد از تو نيست زندگي خويش باورمتا جام تشنگي به كفت داد آسمان پر كرد از عصاره‌ي خونابه ساغرمهستي تو، يا جمال ازل جلوه مي‌كند اين منظري كه گشته عيان در برابرمخورشيد در سر ني و غوغاي اهل شام اي واي من مگر كه به صحراي محشرماز هر چه غير دوست گذشتي به راه عشق من اندر اين معامله چون از تو بگذرم؟با گوش جان طنين اناالله بشنوم در چشم دل تجلي طور است منظرمتشريف ياد حسن تو را در حريم دل در هر قدم ستبرق جان را بگسترملب‌تشنگان آب بقاي لب تو را همراه خود به ظلمت شامات مي‌برمترصيع خاك راه تو را در مسير عشق بس درّها كه در صدف ديده‌پرورمجا بر فراز مسند خورشيد كرده‌ام افتاده تا ظلال ولاي تو بر سرماز عرش برتر است ستيغ وفا و من با شهپر وقار در آن اوج مي‌پرماين عزّتم بس است كه من خواهر توأم وين فخر بس مرا كه تو هستي برادرمعصمت بها گرفته ز عنوان زينبي عفت پناه يافته در زير معجرمباب نجات هست در كبريائيت من «عابدم» غلام تو اي شاه ذوالكرم5/2/1377تركيب‌بنداي پيشه‌ات كرامت و اي شيوه‌ات عطا غرق تنعّم از كرمت جمله ماسواذاتت منزّه از صفت و نعت و بحث و فحص ذكرت دواي شافي هر درد بي‌دوادر پيشگاه عزّ و جلال تو خاضعند ذرات كون، خواه نهان خواه برملااكسير عزت تو به خاصيت ازل بخشد به قلب پاكدلان فيض كيمياعزت در آستان تو سايد جبين به خاك شوكت به پيشگاه تو عجز است و ابتلامستضعفان ز فضل تو سر بر فلك، ولي مستكبران ز قهر تو چون خاك، بي‌بهاچون تافت چهر لطف تو از بنده‌اي، شود فرعون اگر بود، همه‌ي شوكتش هباخرد و كلان صباح و مسا بر درت به عجز آن يك جبين به سجده و اين است بر دعاانگيخت رحمت پي ارشاد آدمي بر راه راست سلسله‌ي خيل انبياآدم به فتح باب نبوت علم گشود تا بسته باب بعث نبي شد ز مصطفي (ص)بر كون تافت جلوه انوار سرمديآمد برون ز پرده چو نور محمّدينفسي به شكل حادث و با جلوه‌ي قِدَم از قدس زد به عالم ناسوتيان قدممنسوخ كرد ذكر اوائل به صيت خويش حق گفت و زان نقوش اباطيل زد به هممنسوخ كرد ذكر اوائل به صيت خويش حق گفت و زان نقوش اباطيل زد به همپر كرد از طنين هوالحق فضاي كون روزي كه بود حكمروا خلق را صنميك فرد در برابر جمعي ز هر فريق چون اختري محاط ز هر سوي در ظُلَمامّا شكست نور خدا موج تيرگي پاشيد هر چه بود ظلام و ظلم ز هماز جوهر نفوس منزه ز دود شرك توحيد گشت در همه عالم از او علمگسترد فرش قسط و عدالت چنان كه بود منظور كردگار توانا و ذوالنّعمبگسيخت رشته‌هاي نظام كهن كه بود مبناي آن به تفرقه و كينه و ستمتا بعد او نه سلسله‌ي شرع بگسلد بنمود ره به امت خود هادي اممكز عترت و كتاب بجويند راه راست وز اين دو ثقل بازستانند كيف و كمزين ره به امر خالق بيچون و لايريگرديد جانشين نبي مير اوليانفس رسول و آيت حق شير دادگر حق را ظهور كامل و مصداق مشتهرالگوي رادمردي مردان نيك‌نفس معيار زندگاني نيكان خوش‌سيرخصم خطا و حق‌كشي و فتنه و فساد بنياد كن ز دشمني و اختلاف و شرمجموعه‌ي فضايل ذات رسول حق منظومه‌ي شرايع دين، هادي بشرمفهوم انقلاب و تحرك به امر دين مصداق عدل و داد و به داد و دهش سمرعدلش چنان به اوج كه در موقف نماز زان تيغ كينه بوسه خونين زدش به سرعمري همه مصائب و دوري همه تلاش آن را نه عدّ و حصر نه اين را حد و شمرزان داغ‌ها كه يار علي بود در حيات داغ بتول زانهمه شد جانگدازتربا دست خود چو در دل خاكش نهان نمود اندر دو چشم حق‌نگرش شام شد سحرناطق به حق لسان حق از غصه باز كردبا جان خفته در لحد آغاز راز كرداي روشني فزاي چراغ شبانه‌ام بي جلوه‌ي تو ظلمت محض است خانه‌امتا پژمريد روي گلت رنگ غم گرفت باغ و بهار و گلشن و برگ و جوانه‌امتا دم زنم نمي‌زنم از غير دم، كه بود نامت سرود و نغمه و شعر و ترانه‌امشب‌ها سر مزار تو تنها كنم نوا بيگانه تا خبر نشود از يگانه‌امغم با تو ره نداشت به دل، حال مي‌كند خون در جگر فشار زمان و زمانه‌امتنها گذاشتي تو مرا ليك مشكل است تنها گذارد اين شرر جاودانه‌اممن خاضعم به پيش تو، من، كز سر خلوص مسجود اهل عشق بود آستانه‌امچون بيندت به خاك دو چشمم، كه بي‌دريغ شستي غبار راه تو اشك روانه‌امتنها شريك درد حسين و حسن منم بعد از تو اي غمت پي بودن بهانه‌امگاهي غم حسين كند خون سرشك من گاهي حسين بيگانه در خسروانه‌امبعد از من آنكه وارث ميراث انبياستعالم طفيل و او به همه مير و مقتداستآري حسن به قول علي ميرمؤمنين دست خداي بود كه آمد ز آستينستوار كوه حلم و بلند آيت وقار سرشار بحر بينش و ركن بناي دينجنگي به رنگ صلح عليه ستمگران چونانكه كند ريشه‌ي بيداد و كفر و كيندشمن به اوج قدرت و انصار ناتوان اسلام در مخاطره در بين آن و اينبا بينش خدايي و ادراك معنوي دريافت آن به حكمت حق آيت مبينكز جنگ جز شكست نصيبي نمي‌برد افتد از شكست خلل در اساس دينامّا به صلح، دين رهد از آفت زوال به به از اين درايت و انديشه‌ي رزينصلحي كه بود ضامن حفظ و بقاي شرع صلحي كه بود هادم اوهام مفسدينزين صلح شد زمينه مهيا كه پر كند از صيت حق حسين، همه پهنه‌ي زمينزين صلح شعله‌هاي فتن برنشست، تا خيزد به دشت عشق، چنان شور آتشينذرّات كاينات به شور آمد و نواتا زد علم به شدت بلا شاه كربلابگشود شقّه پيرهن رايت حسين تسخير كرد كون و مكان دولت حسينشد جذب دشت غم كه كند قبله‌گاه عشق هر چند مي‌كشيد حرم منّت حسينمرهون او مساعي افراد انبيا شد زنده نام جملگي از شوكت حسيناسلام سرخ‌رو شد و احكام روسفيد تا سوده شد به خاك سيه صورت حسينبگرفت مايه، نفس همه انقلاب‌ها از شورش مقدس و از نهضت حسينتفسير شد چنانكه خداوند گفته بود احكام مصحف از عمل و نيت حسينيادآور يگانگي ذات كبريا در كثرت گروه جفا وحدت حسيننجواي او به قتلگه آن‌گونه پرطنين كافاق و انفس است پر از صحبت حسيناكسير شور عشق شود آب هفت بحر گز ذره‌اي بدان رسد از تربت حسينذرات گر شوند مجاهد به راه عشق بوسند چون غبار، در همت حسيناو منعم است و هر كه جز او ريزه‌خوار اوچون ذره جذب چهره‌ي خورشيدوار اوبا چشم لطف و مرحمت او گر نظر كني كافر به زمره‌ي شهدا ترك سر كنداو با تكلمي ز لب هاتفي خطاب كين و عداوت از دل دشمن به در كندهر نفس پاك يك‌نفسش هم‌نفس شود جز او ز هر چه داشته صرف‌نظر كندنخل حقايق ازلي بارور شود چون نفحه‌ي بهار به هر جا گذر كندهر چند پرنشيب و فراز است راه عشق هموار گه به پا كند و گه به سر كندطفلي ز مهد خيزد و مردانه جان دهد آنجا كه شور عشق حسيني اثر كندجز راه او رهي به حقيقت نمي‌رسد هر چند سعي، راهروي بيشتر كنداسلام اوست آنچه جهان را كند بهشت جز آن بهشت نيز چو باشد سقر كندره مشكل است و پر خطر امّا توان سپرد او يك نظر به چشم عنايت اگر كندآن قدرت خدا كه به يك لحظه قادر است با امر حق جهان همه زير و زبر كندذات خدا نهان و عيان نور وجه اواز او و نور او همه‌جا پر ز گفتگوعالم پر از نداي حسين و نواي اوست دل در فغان به زمزمه‌ي نينواي اوستگلشن شود ز خون شهيدان اگر جهان ذوق و صفايش از چمن كربلاي اوستروزي جهان بگيرد اگر بانگ يا الاه شك نيست كز تموّج بانگ رساي اوستآب بقا كه زندگي جاودان دهد در پيش عارفان اثر خاكپاي اوستتنها نه از جهان كه ز جان نيز بگذرد صاحبدلي كه شيفته و مبتلاي اوستگو دردمند عشق نگردد پي دوا كاين درد را علاج ز دارالشّفاي اوستاز شوق باغ خلد نلرزد، اگر دلي اندر هواي بارگه كربلاي اوستمفتون هر تعلق و مجذوب هر هوس كفر است گفتن اينكه دلم آشناي اوستنشناخت بي حسين خدا را كسي به حق در جمله ماسوا نه خدا جز خداي اوستدين جُست ليك هيچ نشاني ز دين نديد سرگشته‌اي كه چشم به سوي سواي اوستآري چراغ اگر نبود در شب سياهرهرو كجا تميز دهد راه را ز چاهروزي كه خاك دشت بلاموج خون گرفت رنگ شفق از آن فلك آبگون گرفتروزي كه شد شكسته عمود خيام دين سستي اساس قائمه كاف و نون گرفتروزي كه ديو چيره به افرشته شد، ز بهت عقل بسيط راه ديار جنون گرفتروزي كه موج خيز بلا فُلك دين شكست تشويش، گردش فلك بي‌ستون گرفتدر حيرتم كه خون فرو رفته در زمين چون سر كشيد و دامن افلاك چون گرفتگم كرد آدميت خود آدمي و ز آن ببريد راه و پيش ره رهنمون گرفتجز خون نخواست ديدن و جز رنگ خون نديد چشمي كه بي‌فروغ شد و رنگ خون گرفتبخت بلند دامن خوبان ز كف نداد راه بدان طبيعت پست و نگون گرفتدستي به دستياري دست خدا شتافت يكدست دست ياري قوم زبون گرفتجاني به اوج لايتناهي گشود بال نفسي حضيض ذلت دنياي دون گرفتآن يافت جاودانگي از اوج ارتقااين شد تباه و فاسد و فاني و بي‌بهاتنها نه شاه كشور امكان ز جان گذشت در راه دوست از همه كون و مكان گذشتآري به غير دوست كه نبود گذشتني از هر چه در زمين و زمان مي‌توان گذشتاز آفتي كه نخل كهن را ز ريشه سوخت داند خدا چه بر سمن و ارغوان گذشتمرغي كه دام حادثه بودش مضيق خاك بگشود بال و از سر اين خاكدان گذشتخاري كه برگ غنچه‌ي تر خست نيش آن چون تير زهرگين ز دل باغبان گذشتگل پژمريد و غنچه به‌خون خفت و برگ سوخت يارب كدام آفت از اين گلستان گذشتآب بقا نثار لبي كز شرار دل خشكيد و تشنه از لب آب روان گذشتسروي شكست تا كه جبيني به خون نشست قدي خميد تا كه خدنگ از كمال گذشتبگذشتن از سر دو جهان مشكلي نبود امّا ندانم از ثمر دل چسان گذشتپير طريق عشق و وليّ جهانيان صد ره ز جان گذشت كز آن نوجوان گذشتيك تن به حال مرگ و دو جان بر لب از وفاگويي كه بود جان يكي و كالبد دو تابازار عشق گرم شد و رونق بلا تا غوطه زد به موجه‌ي خون شبه مصطفي(ص)بشكفت زخم‌ها به تنش همچون گل وزان بگرفت رنگ خون رخ سلطان كربلابگرفت پا نهال برومند باغ دين در پاي آن فتاد چون سلطان دين ز پاتا انعكاس خون علي جلوه‌گر بُود هرگز ز باغ دين نرود رونق و صفاننشست بانگ شور امامت به گوش او بشنيد تا ز نفس رسالت بيا بيااسلام، تا ز آفت بيداد وارهد شد اصغرش وقايه و شد اكبرش فداهرگز خلل‌پذير نباشد بناي دين محكم ز خون پاك شهيدان شد اين بناهرگز رواج و رونق آن نشكند كه هست از خون فروغ و جلوه‌ي اين درّ پربهاهر ذره شور عشق شود در همه جهان گر نكهتي ز دشت بلا آورد صباهر دست، تيغ گردد و برّد رگ فساد چون بشنود حديث دليران كربلاجايي كه شاه تشنه‌لب از اكبرش گذشتسر سود بر سپهر كسي كز سرش گذشتزينب نگار حجلگي حرمت حجاب شرح حيا و معني شرم، آيت حجابهر شاهدي مزين اگر از حجاب شد افزود او ز عفت خود زينت حجابزان ظلمت شبانه و بنشاندن چراغ مي‌خواست ابر ماه كند ظلمت حجابقومي كه خواست پرده اسلام بردرد لرزيد از مشاهده‌ي صولت حجابزينب به كوفه پرده به رخسار اگر نداشت دل‌ها نبود دستخوش هيبت حجابگفتند مرتضاست كه گويد سخن بلي اين آيتي نبود مگر آيت حجابچون صورتش نديده صدايش شنيده شد زينب علي خيال شد از دولت حجاباسلام بي‌حجاب ندارد قبول زن حاكي است از حجاب درون صورت حجابهست از حجاب قيمت زن در همه فعال هرگز مگو كه هست ز زن قيمت حجابتقوي و پرده هيچ جدايي‌پذير نيست تقوي چو نيست هيچ نه خاصيت حجاباسلام كشتي است و بود لنگرش حجابگر آن نه، اين يكي همه باشد در اضطرابدر بزم عشق دردكشي باده در كشيد پاي تعلّق از همه عالم به در كشيددر اوج ذوق مستي و شوق حضور دوست بشكست جام و ساغر خونين به سر كشيدتاريخ را ورق زد و هر صفحه لكه ديد بزدود و جاي آن خطي از نور و زر كشيدتا ديده غير دوست نبيند به كاينات نقشي ز حسن او به سواد بصر كشيدشب تيره بود و دامن آفاق پر كدر روشن خطي به جيب افق چون سحر كشيدبت بود و بت‌پرستي و آواي غول و ديو او لب گشود و نعره الله بركشيدشوري فكند در همه ذرات كاينات بر نقش كفر خطّ زوال و خطر كشيديكباره سوخت كشته بيداد و كينه را تا آن فروغ لامعه چون شعله سركشيدهر چند بوسه زد به سرش تيغ ناكسان او دست لطف بر سر نوع بشر كشيدمي‌رفت كاروان بشر در ره خطا اين كاروان به راه فلاح و ظفر كشيدآري اگر حسين نبود و قيام اوگمراه بود آدم و منفور، نام اوگلبوته‌ي شهادت و گلواژه‌ي جلال گلگونه‌ي جمال دلاراي ذوق و حالآويزه‌ي رواق ضريح شهيد عشق انگيزه‌ي تخيل اندوه و ابتهالنقش و نگار صفحه دلدادگي و شور شيرازه بند دفتر آزادي و جلالدرّي ثمين نثار پسين در حضور دوست تكميل زيب بزم لقا محفل وصالخورشيد در تجلي و اندر نما سهيل كوچك ولي بزرگتر از حيطه‌ي خيالنشكفته غنچه‌اي همه عمرش تبسمي نو جلوه اختري همه دورش دم زوالروح صفا و قرعه‌ي نبض وجود عشق خون رگ شهامت و سيّاله‌ي كمالاخطار جاودانه به بيداد و حق‌كشي اعلان حق به چيرگي ظلمت و ضلالپيكان زهردار چون بوسيد حلق او زد خنده‌اي و كرد ز تاريخ اين سؤالآيا سزاي آنكه دم از عشق حق زند اينست در تداوم ايام ماه و سالآري حقيقت است كه هر كس كه حق بگفتخونش چو لعل، خنجر الماس‌گونه سفتاز لاله ديد پر چمني در برابرش آمد دمي كه بر سر نعش برادرشلبريز، بركه‌اي به تموج ز خون گرم غلطان در آن، برادر با جان برابرشخاك سيه شفق زده همچون افق ز خون وز موج آن گرفته چو مه، روي انورشچون شاخه‌اي كه بشكند از نخل بارور تيغ جفا دو دست فكنده ز پيكرشآن ساقيي كه داشت بسي چشم‌ها به راه خون كرده دور چرخ ستمگر به ساغرشصد چشمه خون ز ديده به دامن نثار شد تا برسترد ژاله‌ي خونين ز عبهرشانگيخت شور حشر ز درد درون چو ديد بر روي خاك، قامت غوغاي محشرشزنگار دود آه، رخ چرخ تيره كرد شنگرف خون چو ديد به ياقوت احمرشعنقاي قاف همت و مردانگي و عشق در خاك و خون تپيده چو بشكسته شهپرشگويي نشد مجال كه سر گيردش ز خاك زين روي رو نهاد به روي برادرشناليد كاي نهال برومند باغ دينبشكست قامتم چون شكستي ز باد كين20/11/1358جلال ملوكانه«زبانحال حضرت ليلا به فرزندش در هنگامه وداع»كنار ايله حجاب تيره زلفي ماه منظردندريغ ايتمه علي لطف نگاهون جان مضطردنسپهر عارضوندن لمعه لمعه نور اولور ساطعآليب گوي سبق ماه رخون خورشيد انوردننه سودا وار باشوندا عالمي ترك ايتموسن بولممسني سرمست‌ايد و بدور ساقي غم هانسي ساغردنعوالم نظمني ايتمه پريشان، حال ليلي تكصبا قويما گذار ايتسون او گيسوي معنبردنبويون قربانيم قوي بير دولي گوزلي بويون گورسونآنان بار نظر درسين بله نخل تناوردنقيام امتون توجيه ايدر هنگامه‌ي حشريتاپيلماز ماصدق بو قامته سرو و صنوبردندولانديرما گوزون مستانه بو گردون گردان تككه ايلر منحرف گردونه‌ي امكاني محوردنفروغ عارضون گورسه عروس حجله‌ي گردونزواله خجلتندن ميل ايدرسرحدّ خاوردنشعاع آفتاب عارضون قويمور گوره گوزلرنه گوهرلر سَپَر خاك رهونده چرخ، اختردنآتا گر بير اشارتله كمان ابرو نظر تيرينخدنگ انداز گردوني سالار نه طاق اخضردندم باد سحرتك زلفوه هر دم ديَر آهيمبو دشتي رشگ چين ايلر شميم مشگ اذفردنآنان سنده اوغول محو ايليوبدور روحون، آختارماآناليق روحوني بو قالب ليلايه بنزردنگورن نقش بديع نسخه‌ي حسنون بولر ايلوبسخنگوي ازل عطف بيان حسن پيمبردنباخور گوز حسنوه هر نظره ده افزون اولور نوريوگرنه دل بولور بو مصحفين آياتني بردنخيال ايتديقجا كامه يتماقون، شوقيله گوز ياشيمگچر طوفان ايدنده هفت درياي مسجّردنجواهر سرمه‌ي دود دليله چشم مخموروناولوب مكحول آلا دل ديده‌ي جادوي عبهردنآنان روحي تجسّم تاپدي اولدي صورت اكبرگچور گور ايندي نه حاليله بو روح مصوّردنقتاله عزم ايدوبسن وير اجازه ايلوم آمادهمنظم بير قشون آه دل اشگ ديده‌ي تردنملوكانه جلاليله علم نصب ايله ميدانهدل آل حسنيله، جان شمشيريله قوم ستمگردننداي احمدي (ص) باشلا دل كفاره القا ايتهراس و رعب و وحشت نعره‌ي الله‌اكبردنعلي تيغ الده تأييد يدالهيله سن گوسترعلائم بو سپاهه قدرت بازوي حيدردنعدو دم ويرسا منع آبدن گوستر غروريلهلبون تا ايلسين مين لر حكايت آب كوثردنمباهات ايتسه دشمن كثرتندن آچ سر زلفونتوكولسون لشكر آردونجا دوشن آواره دل لردنصف مژگانله اعدا صفوفين برهم ايت يكسركمان ابرويه خم ويرمه هجوم تيغ و خنجردنسپاه كينه قلبنده نگاه نرگس مستونايدر آرتيق شراره مشتعل مين شعله آذردنشهادت شاهدين شوقيله استقبال ايله هرگزخيال ايتمه جفاي خصمدن بيداد لشكردنفروغ تابناك گوهر نفسون گوره بولمزاو گوزلر كه اولوبدور خيره برق نقره و زردنمقدسدور، شهادت كعبه سين طوف ايت صفائيلهبو درگاهين غبارين پاك ائدر جبريل شهپردنمناي عشقده مردانه قربان اول سنه قربانآنان قوي رتبه ده ممتاز اولا حوّا و هاجردنعلي قويما اولا آشفته فكرون فكر ليلادناسارتدور شهادت ملزمي امر مقدردنحريم عصمتين تضمين ايدوب حق حفظ ايده اماآلانماز پرده قوم كينه‌جو آل پيمبردنسنه باش تركني تعليم ايدن راه ديانتدهمنه تلقين ايدوب ال چكمييم بو قاره معجردنمصفّادور اگرچه اشك شبنم چهره‌ي گلدهتاپار اوزگه صفا حسنون بويانسا خون احمردنشهادتله يتيشمز ماجرا پايانه، سير ايلرباشون اوزگه مراحل، دور گردن مدوّردنجدا باشين باشون ترك ايلمز شامه كيمي بولّمكيمين وار تابي آيريلسون بله هم سرّ و همسردنفراقون سوزوني پايانه ويرمز عمر، پايانيويرر باش بو شرار جانگزا دامان محشردنحسين بن علي درگاهنه يوز دوندروب عابدكه عنوان وساطتله دوتوب دامان اكبردنرجاي واثق ايله، مدعا تحصيلني ايستربولر هرگز گدا اولموب اولا نوميد بو دردنمثنوي از استاد محمّد عابد تبريزياي شمسه‌ي كاخ آرزوها نام تو كليد گفتگوهااي نور شب سياه روزان با چهره‌ي چون مه فروزاناي آب رُخ بهار از تو ذوق گل و لاله‌زار از تواي باخته جان به راه جانان فرش ره تو ستبرق جاناي برُخي جلوه‌ي تو جانم عشق تو حقيقت روانماي نور چراغ عشق و عرفان تابيده به كلبه‌ي فقيراناي جان مرا فروغ امّيد ويرانه كجا و گنج توحيددر ظلمت شب چو مه رسيدي بر دختر خويش سركشيديديدي كه مرا كسي نمانده از زندگيم بسي نماندهديدي كه به لب رسيده جانم ديدي كه ضعيف و ناتوانمديدي كه نيازمند وصلم محو غم تست فرع و اصلمبرداد دلم نكو رسيدي مشتاقي من به چشم ديديديدي ز عمت اسير بندم ديدار ترا نيازمندمبا ياد تو واپسين دم من عشق من انيس و همدم منآخر نفسم، نفس، نه آتش چون شعله‌ي جانگداز و سركشكم مانده كه آشيانه سوزد بال و پر از اين زبانه سوزدآبي به شرار دل فشاندي اين شعله‌ي غم فرو نشانديديدي شب من قمر ندارد شام سيهم سحر نداردباز آمدي ايمه شب تار شد ز آمدنت سحر پديدارامشب غم و رنج من سرآيد شب مي‌رود و سحر برآيدمن مي‌روم و نشانه ماند چون نام تو جاودانه مانداين نام هميشه ماندگار است همپويه‌ي دور روزگار استداغ دل من ز لاله جويند شرح غم من به سبزه گويندرمزي ز سرشگ همچو باران اشگ تو و ابر نوبهارانشرحي ز غم دل بلاخيز افسردگي غروب پاييزمن گوهر شاهوار عشقم شايسته‌ترين نثار عشقممن زينت رشته اسارت من جلوه‌ي مشعل شهادتمن سايه‌ي آفتاب و ايمان من رشح سحاب شور و عرفانمن شمع حريم عشق و شورم من محرم خلوت حضورممن آينه‌ي تجلي حق من پرتو وجه نور مطلقمائيم به راه عشق سالك باقي همه فاني است و هالكبا شوق شهادت و اسارت رفتيم طريق استقامتتو كشته شدي كه گردد احيا آئين وفا و عدل و تقويمن گشتم اسير و شد به ايجاد آزادگي از اسارت آزادعزّ و شرف و وقار از ماست آينده روزگار از ماستمن محرم خلوت لقايم غم نيست خرابه هست جايمپايم به سرير طاق افلاك هر چند كه هست مفرشم خاكمن خاك‌نشين سدره جاهم تا در بر تست خانقاهاماي نطق تو شرح راز هستي عشق تو طريق حق‌پرستيبگشا لب و راز دل به من گو با دختر خويشتن سخن گوديدي كه چو شمع بزم سوزم باشد رمقي به جان هنوزمچون صبح دميدي از كنارم تا روي تو ديده جانسپارمديدي چو ستاره‌ي سحرگاه كم مانده ازين حيات كوتاهخورشيد من آمدي فروزان تا هديه كنم به جلوه‌ات جانديدي كه غريب و دلفكارم غير از تو كس دگر ندارماز بي‌كس خويش ياد كردي دل بود غمين تو شاد كرديديدي كه بهار من خزان است گل رفته خراب گلستان استبر گلشن من صفا فزودي صد عقده ز كار دل گشوديديدي كه اسيرم و غريبم بيمارم و ني به سر طبيبمديدي رُخ زرد و آه سردم باز آمدي اي طبيب دردمديدي دل من ز غصه صد چاك نمناك رُخم به خاك نمناكمهر پدري ز سر گرفتي از خاك رُخم تو برگرفتيديدي كه دو چشم من به راه است در حيرت آن رخ چو ماه استباز آمدي و غم از دلم رفت ظلمت ز فضاي محفلم رفتاي روي تو نقش لوح جانم اي باغ و بهار و گلستانمخواب است كه ديده كرده افسون يا چهره تو شده دگرگونبيند به عيان دو چشم گريان مرجان به عقيق گوهرافشانعكس دل من به قوت جان است يا صحبت چوب خيزران استخونين لب نوش دلكش تو شد آب دلم ز آتش تومن در سفر ديار عشقم همپاي تو رهسپار عشقمبگذار برم به زاد ره من گلبوسه ز گلشنت به خرمناي نطق تو شرح راز هستي عشق تو طريق حق‌پرستيبگشا لب و راز دل به من گو با دختر خويشتن سخن گومحتاج نوازش تو هستم اي دست خدا بگير دستماي فيض دمت مسيح‌پرور بگشا به سخن لب چو شكردوران گذشته آيدم ياد كز لطف تو بود خاطرم شادآغوش تو بود جايگاهم دامان تو مأمن و پناهمهر چند كه محرم حضورم نزديك تو ليك از تو دورمچون شد كه دگر سخن نگويي؟ رازم به تكلّمي نجوييگويي كه در اين سكوت رمزيست داند دل من كه راز آن چيستگويد به سكوت آن لب نوش با من كه شوم ز گفته خاموشخاموش شوم ز كشف اسرار تا فاش شود به محضر يارهر چند غمين و دردمندم گفتار ترا به كار بندماين گفت و دگر لب از سخن بست چون شاخه‌ي گل خميد و بشكستديدند خرابه جاگز نيان محنت طلبان، غم آفرينانماند از سخن آن عقيق پرنوش شد بلبل باغ عشق خاموشخاموش شد آن لب شكر بار با صد سخن از بيان و گفتاراسرار نهان به سينه بنهفت چشمان نخفته‌اش فرو خفتمژگان بلند سنبل‌آسا خوابيد به دور چشم شهلاآرام دل امام ابرار آرام غنود پيش دلدارمه ديد چو در خرابه تابيد خوابيده ستاره پيش خورشيد ]]> ادب Thu, 22 Jan 2009 07:07:26 GMT http://deabel.org/vdch.6nkt23nwmftd2.html اختتامیه سومین سوگواره پیامک‌های عاشورایی شب اريعين برگزار می‌شود http://deabel.org/vdca.wnmk49nmo5k14.html به گزارش خیمه، سومین سوگواره پیامک‌های عاشورایی با عنوان «بر آستان جانان» با همکاری سازمان تبلیغات اسلامی که در نیمه اول محرم برپا شد، مورد استقبال هموطنان به‌ویژه قشر جوان قرار گرفت که یکشنبه (شب اربعین حسینی) اختتامیه آن برگزار می‌شود. پیامک های ارسالی در چندین مرحله از سوی کارشناسان و شعرا مورد بازبینی و داوری قرار گرفت که در این میان 28 نفر به عنوان نفرات برتر انتخاب شدند و برای این نفرات 14 سفر کربلای معلی و 14 سفر مشهد در نظر گرفته شد که در این مراسم به آنها اهدا می‌شود.هدف از برگزاری این سوگواره آگاهی بخشی در مورد قیام امام حسین(ع)، گسترش فرهنگ عاشورایی و تولید و ترویج پیامک های مذهبی در بین هموطنان است.این اختتامیه یکشنبه ساعت 16 با حضور هنرمندان، شعرا و عموم هموطنان در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار می‌شود. ]]> ادب Sat, 14 Feb 2009 11:40:59 GMT http://deabel.org/vdca.wnmk49nmo5k14.html "اپراي عاشورا" در ايام محرم اجرا می شود http://deabel.org/vdcc.pq1a2bqx1la82.html به گزارش خیمه، اين نويسنده و كارگردان تئاتر گفت: «اين اپراي عروسکي همچون دو اپراي عروسکي "رستم و سهراب" و"مکبث" قابليت اجراهاي متعدد در شهرهاي مختلف ايران را نيز دارد و اميدوارم شرايط آن فراهم شود.» غريب‌پور افزود: «براي ضبط بخش‌هايي از موسيقي اين اپراي عروسکي چندي قبل به اوکراين سفر کردم و بخش اعظم آن ضبط شد و فقط بخش تک‌خوان‌هاي ايراني آن باقي مانده که بايد در ايران انجام شود، همچنين عروسک‌هاي اصلي آن ساخته شده‌اند.» غريب‌پور این روزها براي اجراي اپراي عروسکي "مکبث" و "رستم و سهراب" در شهر تورينوي ايتاليا به سر مي‌برد. ]]> ادب Sun, 05 Oct 2008 07:19:30 GMT http://deabel.org/vdcc.pq1a2bqx1la82.html ادامه حیات جایزه دعبل با نقد کتب برگزیده عاشورایی http://deabel.org/vdcauonu.49noo15kk4.html محمدرضا سنگری، عضو هیئت علمی بنیاد دعبل درباره فعالیت‌های بنیاد دعبل در حوزه فعالیـت‌های علمی و پژوهشی گفت: بنیاد دعبل برای اهداف فرهنگی و پژوهشی در حوزه عاشورا هیئت علمی تشکیل داده که چندین سال است در این حوزه فعالیت می‌کند و چندین نشست که عمدتاً ملی بوده، برگزار و مسائل مربوط به مداحان، ذاکران و شاعران اهل بیت(ع) را طرح کند. در این راستا ۱۰ نشست فقط در حوزه شعر عاشورایی داشتیم.وی افزود: مدت‌ها مسئله‌شناسی در حوزه عاشورا در هیئت علمی مطرح بود که ۱۰ قلمرو از جمله شعر مقتل‌شناسی، اخلاق مداحی و ... را مشخص کردیم که یکی از مهمترین آنها شعر عاشورایی بود و ۱۰ نشست در این راستا برگزار شد و مقالاتی نوشته شد و انعکاس اینها بعداً در نشریه خیمه مطرح شد که بازتاب خوبی بود.سنگری ادامه داد: کار دیگری که انجام شد، طرح منشور ستایشگری بود که ستایشگران باید متعهد و ملتزم به چه مسائلی باشند که تدوین شد و در چهار سال گذشته، این منشور در نشست پیرغلامان طرح و خوانده شده و همه آنها التزام خود را اعلام کرده‌اند.وی در ادامه با اشاره به تدوین کتاب «منشور ستایشگری» بیان کرد: این منشور با استخراج از مجموعه بیانات رهبری استخراج شد و در قالب کتابی منتشر شد که با نظام‌بندی خاصی آن را تدوین کرده و به چاپ رسیده است. همچنین کار دیگری که هیئت علمی انجام داده، جایزه دعبل و کتاب سال عاشوراست که نخستین دوره آن در سال گذشته انجام شد و دومین دوره آن در سال آینده برگزار خواهد شد.سنگری درباره تداوم این جایزه عنوان کرد: ما تاکنون نشست‌های نقد کتاب داشتیم که اصلی‌ترین کارمان نقد کتاب‌های برگزیده به ویژه در جایزه کتاب سال عاشوراست و تاکنون دو عنوان از این کتاب‌ها داوری شده و برگزاری این جایزه نیز تداوم می‌یابد و اواخر سال جاری فراخوان آن انجام می‌شود.وی در پاسخ به اینکه بسیاری از جوایز دولتی پس از چند دوره قادر به ادامه فعالیت نیستند، از این جهت بنیاد دعبل برای تداوم این جایزه چه برنامه‌ای دارد، بیان کرد: کاری که در اغلب این جوایز انجام نمی‌شود نقد کتاب‌های برگزیده است، در حالی که این کار در رابطه با جایزه دعبل انجام می‌شود و مکتوب این نقدها نیز منتشر می‌شود و از سوی دیگر ما به تألیف دو کتاب اقدام کرده‌ایم که ابعاد کار روشن شده و به زودی چاپ می‌شوند.این عضو هیئت علمی جایزه دعبل اظهار کرد: با توجه به اینکه فقر چنین آثاری احساس می‌شد، با بهره‌گیری از صاحبنظران که حدود ۴۰ نفر هستند، مشخص می‌کنند که برجسته‌ترین شعرهای عاشورایی ما در هزاره گذشته چیست و شاخص‌ترین شعرهای عاشورایی تاریخ انقلاب اسلامی تاکنون کدام‌ها هستند که این دو اثر در آستانه جمع‌آوری اشعار هستند.سنگری تصریح کرد: این شعرها از سوی صاحبنظران انتخاب می‌شود و آنها به این شعرها نمره می‌دهند و دلایل انتخاب این شعرها را عنوان می‌کنند که معلوم می‌کنیم صاحبنظران عصر ما کدام شعرهای برگزیده را انتخاب می‌کنند. در این راستا رضا اسماعیلی و سعید بیابانکی مسئولیت این کار را عهده‌دار شده‌اند. ]]> ادب Wed, 06 Apr 2016 06:19:17 GMT http://deabel.org/vdcauonu.49noo15kk4.html آثار برگزيده کنگره شعر عاشورايي چاپ شد http://deabel.org/vdcc.eq1a2bqo1la82.html به گزارش خیمه،‌ حجت‌الاسلام عبدالرضا خوشنويس در نشست خبري مراسم اختتاميه کنگره شعر عاشورايي با بيان اين که «آثار ارسالي هنرمندان استان‌های فارس، سيستان و بلوچستان، کرمان و هرمزگان در زمينه‌هاي شعر، داستان، قطعه ادبي، مقاله و پايان‌نامه است»، گفت‌: «از مجموع سه هزار و 48 اثر ارسالي، يک هزار و 842 اثر در زمينه شعر، 980 مقاله، 136 قطعه ادبي و 83 داستان و هفت پايان‌نامه بوده است.»وی افزود: «آثار ارسالي در دبيرخانه کنگره شعر عاشورايي بر اساس ملاک‌هايي از جمله از موضوع‌هاي مطرح شده در فراخوان، استناد تاريخي، رعايت نکته‌هاي ادبي، نوآوري وخلاقيت، رعايت قواعد عروضي، تخيل و مقبوليت اشعار و ارايه نشدن اثر در دوره‌هاي گذشته مورد بررسي و داوري هيات داوران قرار گرفتند.»مديرکل تبليغات اسلامي فارس تصریح کرد: «از سوي هيات داوران ‌در شعر هشت اثر، شش مقاله، سه داستان، قطعه ادبي و پايان‌نامه هر کدام يک اثر به عنوان آثار برتر انتخاب شدند و در روز 17 آذرماه در مراسم اختتاميه اين کنگره معرفي خواهند شد.»خوشنويس بیان کرد:‌ «تعدادي از آثار برگزيده کنگره شعر عاشورايي در کتابي به نام "خيمه‌گاه زخمي آب" چاپ شده است.» دبير علمي کنگره شعر عاشورايي نیز گفت: «سازمان تبليغات اسلامي در اقدامي موثر در امر گسترش شعر عاشورايي و ادبيات عام عاشورايي، اين کنگره را برگزار کرد.»محمدرضا خالصي با ابراز رضايت از آثار ارسالي به اين کنگره افزود: «با توجه به کيفيت و کميت آثار ارسالي به کنگره شب شعر عاشورايي، توجه به چند نکته براي سياست‌گذاري هاي آينده سازمان تبليغات اسلامي و سازمان‌هاي فرهنگي ضروري است.»وي با بيان اين که «کنگره شعر عاشورايي فرصت مناسبي براي دست‌اندکاران فرهنگي است تا در زمينه‌ها ي مختلف سرمايه‌گذاري کنند»، بیان کرد: «آثار ارسالي در زمينه شعر بسيار قوي بودند ولي در ساير زمينه‌ها بايد کارهاي بيشتر و جدي تر صورت گيرد.»دبير علمي کنگره شعر عاشورايي تصریح کرد: «در بخش داستان آثار ارسالي از استان هرمزگان کيفيت مطلوبي داشتند ولي ساير استان‌ها در اين زمينه ضعف داشتند.»خالصی در مورد مقاله ها و پايان نامه هاي ارسالي به دبير خانه کنگره گفت: «مقاله‌هاي خوبي به دبير خانه ارسال شده بود ولي بيشتر آنها بازگويي مقاله هاي قبلي بوده و نوآوري در آنها وجود نداشت، همچنين کمترين اثر ارسالي مربوط به پايان‌نامه‌ها بود.»وی تصریح کرد: «پايان‌نامه‌ها ارزشمند بودند ولي لازم است دراين زمينه، دانشگاه‌ها فعاليت‌هاي جدي تري داشته باشند.»زمينه‌سازي براي شناسايي، ساماندهي و جذب استعدادهاي نهفته در عرصه ادبيات آييني، برقراري ارتباط بيشتر اهل قلم و سازمان تبليغات اسلامي، زمينه سازي براي توليد، آماده سازي و تهيه منابع مورد نياز و کتاب‌هاي شعر براي جامعه مداحان، فرهنگ‌سازي آگاهي و شناساندن آسيب ها و معضلات در عزاداري و شادماني معصومان از اهداف برگزاري کنگره شعر عاشورايي عنوان شد.مراسم اختتاميه کنگره عاشورايي 17 آذرماه در سالن همايش باشگاه فرهنگيان در دو نوبت صبح و بعداز ظهر برگزار مي‌شود.در نوبت صبح هنرمندان آثار خود در زمينه‌هاي ‌شعر، مقاله، قطعه ادبي را ارايه خواهند کرد و در مراسم بعد ازظهر از نفرات برتر با اهدا جوايز تقدير مي‌شود. ]]> ادب Wed, 03 Dec 2008 08:26:54 GMT http://deabel.org/vdcc.eq1a2bqo1la82.html تمدید نمايشگاه هنر عاشورا تا اربعين در موزه هنرهاي معاصر فلسطين http://deabel.org/vdcg.t9qrak9nnpr4a.html به گزارش خیمه، در آستانه اربعين حسيني و تجديد عهد عاشقان با حماسه قدسي عاشورا، اين موزه زمان برگزاري نمايشگاه هنرعاشورايي را تا اربعين سالار شهيدان تمديد كرد. نمايشگاه هنر عاشورا شامل 3 بخش: رونمايي 12 نگين عاشورايي نقاشان معاصر در تجسم 12 بند محتشم كاشاني، پوسترهاي حبيب الله صادقي با مضمون عاشورا، نمايش اولين تصوير سازي عاشورا و روايات تاريخ اسلام در كتب چاپ سنگي و آثار ميرزا قلي خوئي وسرانجام كارگاه نقاشي قهوه خانه با حضور استادان پيشكسوت اين مكتب هم اكنون يك ماه در ميان استقبال علاقمندان به كار خود ادامه مي‌دهد. بنا بر گزارش روابط عمومي موزه هنرهاي معاصر فلسطين، اين نمايشگاه تا تاريخ 9 اسفند ماه ميزبان كليه علاقمنداني است كه تجلي عظيم ترين خاستگاه عاطفه، باور و آرمان و آئين شيعه در طول تاريخ رادر هنر معاصر ايران از دوران چاپ سنگي و اوايل قاجار تا تازه ترين آثار نقاشي نوگراي ايران با تكنيك و شيوه هاي مختلف از نزديك مشاهده خواهند كرد. ]]> ادب Sat, 23 Feb 2008 13:35:24 GMT http://deabel.org/vdcg.t9qrak9nnpr4a.html سومين جشنوارۀ ملی «نماز و نيايش از نگاه دوربين» برگزار می‌شود http://deabel.org/vdca.unek49n005k14.html به گزارش خیمه، مديركل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم گفت: «جشنوارۀ مذكور در سه بخش فيلم، فيلمنامه و عكس با هدف تشويق و ترغيب هنرمندان برای ارتقای سطح فرهنگ دينی و استفاده از ظرفيت‌های فيلم و عكس در موضوع نماز و نيايش و به طور كلی عبادت برگزار می‌شود.»محمد استادآقا افزود: «در بخش فيلم تاكنون سه هزار فراخوان در سطح كشور توزيع شده است و اين بخش با سه عنوان مسابقه، نمايش ويژه و بخش خارج از مسابقه فعاليت خواهد كرد.»مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بيان اين كه «فرصت ارسال آثار به جشنواره تا 10 آذرماه تمديد شده است»،تصریح کرد: «بخش نمايش ويژه، عنوان مسابقه ندارد و با هدف مقايسه آثار توليد داخل با آثار خارجی ارايه می‌شود و بخش خارج از مسابقه نيز ويژه آثاری است كه بعد از داوری ارسال می‌شود و از نظر كيفی در سطح قابل قبولی است.»وی درباره جوايز برگزيدگان اين جشنواره نيز بیان کرد: «در بخش فيلم به هفت فيلمساز در بخش‌های پويانمايی، فيلم داستانی، فيلم مستند و ... و يك تهيه‌كننده و در بخش عكس به سه نفر جايزه اعطا می‌شود.»مديركل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم خاطرنشان کرد: «جايزه بخش فيلم در تمامی رشته‌ها به نفر برتر تنديس و يك ميليون تومان و جايزه بهترين تهيه‌كننده نيز 600 هزار تومان است.»استاد آقا با بيان اين كه «شركت‌كنندگان در بخش فيلمنامه می‌توانند علاوه بر موضوعات عنوان شده آثار خود را با اقتباس از متون كهن ايرانی و اسلامی و يا قصص قرآنی ارسال كنند»، افزود: «به نفرات ممتاز در رشته عكس نيز تا سه نفر به ترتيب 500، 400 و 300 هزار تومان جايزه اعطا خواهد شد و در بخش فيلمنامه نويسی نيز به سه نفر به ترتيب 700، 500 و 300 هزار تومان جايزه اعطا می‌شود.»مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: «جشنواره مذكور توسط انجمن سينمای جوان قم و با همكاری انجمن سينمای جوان كشور و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی قم برگزار می شود.» مدير اجرايی این جشنواره نیز بیان کرد: «پيش‌بينی می‌شود تا 300 اثر در سه بخش به جشنواره ارسال شود كه 30 تا 40 فيلم در نهايت برای داوری انتخاب می شوند.»رضا ابوذر افزود: «تاكنون 50 اثر شامل؛ 25 فيلم، 10 فيلمنامه و 15 مجموعه عكس به دبيرخانه جشنواره ارسال شده است.»وی تصريح كرد: «آثار ارسال شده از 15 تا 30 آذر ماه بازبينی می شوند و در نهايت در جشنواره شركت داده خواهند شد.»مدیر اجرایی جشنواره با بيان اين كه «اين جشنواره در سال 85 نيز در قم برگزار شد ه است»، خاطرنشان کرد: «در سال 1385، 200 فيلمنامه، 130 فيلم و 150 عكس به دبيرخانه جشنواره ارسال شده است.»علاقه‌مندان برای ارسال آثار خود به جشنواره سوم می توانند اين آثار را به نشانی قم، بلوار سميه، سميه 33، شماره 38 ارسال کنند و يا برای كسب اطلاعات بيشتر با شماره 7737115 - 0251 تماس بگيرند.» ]]> ادب Mon, 17 Nov 2008 11:15:57 GMT http://deabel.org/vdca.unek49n005k14.html سریال«مختارنامه» سال 88 پخش مي‌شود http://deabel.org/vdch.-nxt23nqvftd2.html به گزارش خیمه، مختار، ابوعبيد بن ثقفي، سياستمداري با درايت، جنگاوري ورزيده و علوي تباری متعصب است؛ وی در زمان حركت امام حسين(ع) به سمت كوفه، به جرم همكاري با مسلم بن عقيل و پناه دادن او در منزل خويش، توسط عبيدالله ابن زياد زنداني مي‌شود و در روز عاشورا به دليل زنداني بودن نمي‌تواند امام حسين(ع) و ياران او را همراهي كند، اما پس از آزادي با متحد کردن شیعیان علیه حکومت یزید قیام می‌کند و با شعار "یالثارات الحسین" به خونخواهی امام حسین (ع) و شهدای کربلا، از قاتلان آنها انتقام می‌گیرد و آنها را از دم تيغ مي‌گذراند و در كوفه يك حكومت شيعي انقلابي تشكيل مي‌دهد. «مختارنامه» عنوان سريالي است كه داستان زندگي و قيام مختار ابوعبيد بن ثقفي را روايت مي كند؛ سريال "مختارنامه" سه بخش دارد كه در بخش نخست جواني زندگي مختارثقفي و در دو بخش ديگر ميانسالي تا شهادت وي را به تصوير مي كشد.این سریال از پرو‍‍‍ژه‌هاي تاريخي و محصولات رده "الف" مركز سيما فيلم است كه تهيه‌كنندگي آن را محمود فلاح برعهده دارد.«مختارنامه» از پروژه‌هايي است كه با صرف زمان، انرژي و هزينه فراوان ساخته مي شود و به خاطر مقطع خاص تاريخي كه به نمايش مي‌گذارد، از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.اين سريال كه ششمين ساخته داوود ميرباقري پس از مجموعه‌هايي همچون "امام علي(ع)" و "معصوميت از دست رفته" به شمار مي آيد، از بهمن سال 81 وارد مراحل پيش توليد شد و فيلمبرداري آن نيز به طور رسمي از فروردين 83 آغاز گشت. فيلمنامه اولیه اين كار تاريخي را محمدابراهیم سلطانی فر نوشته و حسن میرباقری، محمد بیرانوند و داوود میرباقری نيز در سه نوبت آن را بازنویسی كرده‌اند.اين سريال به شيوه 35 ميليمتري در کاشان، آبادان، ورامين، شاهرود و شوشتر فيلمبرداري مي‌شود، ضمن آنكه بخش‌هاي جنگي نيز در شهرك دفاع مقدس و احمدآباد مستوفي تهران در حال فيلمبرداري است.در اين مجموعه فريبرز عرب نيا، نقش مختار را ايفا مي كند و رضا رويگري، رضا كيانيان، عنايت شفيعي، فرهاد اصلاني، ژاله علو، فريبا کوثري، اکبر زنجانپور، نسرين مقانلو، پرويز پورحسيني، مهدي فخيم‌زاده، ويشکا آسايش، ژاله علو، سيامک اطلسي، داوود رشيدي، ولي الله شيراندامي، محمد صادقي، محمدفيلي، شهره‌لرستاني، فرخ نعمتي، كاظم هژير آزاد، نسرين مقانلو، ولي الله مومني، کريم اکبري مبارکه، امين زندگاني، ابراهيم آبادي، انوشيروان ارجمند، محمود اردلان، حبيب دهقان نسب، جعفر دهقان و... از ديگر بازيگران آن هستند.عوامل پشت صحنه اين سريال نيز عبارتند از:نويسنده و کارگردان: داود ميرباقري، تهيه‌کننده: محمود فلاح، نويسندگان اوليه: حسن ميرباقري، محمد بيرانوند، مدير فيلمبرداري: عظيم جوانروح، تدوين‌گر: مهدي حسيني وند، چهره پردازي: عبدالله اسكندري، مسعود ولدبيگي و محقق تاريخ اسلام: حجت الاسلام رسول جعفريان.در مورد جزئیات سریال مختارنامه در ماه‌های پایانی ساخت این پروژه عظیم تاریخی، با رضا استادی، مسئول روابط عمومی این مجموعه گفت‌وگویی کرده‌ایم.وی درباره "مختارنامه" گفت: «اين سريال به روايت زندگی پر فراز و نشيب و قيام حماسی و قهرمانانه مختار ابوعبيد ثقفی ملقب به ابواسحاق می‌پردازد؛ به مدد تمامی اسناد و مدارک باقی مانده، اين مقطع جاودانۀ تاريخی، يادآور جنبشی فراگير و اثرگذار است که پس از حادثهۀ عاشورا به رهبری مختار شکل می‌گيرد و با قصاص اشقيا و قاتلين امام حسين(ع) و ياران مظلومش به پيروزی می‌رسد.»رضا استادی افزود: «در اين سريال، جوانی، ميانسالی و کهنسالی مختار به عنوان شخصیت محوری به تصوير کشيده می‌شود؛ داستان سريال از روزهای پايانی خلافت امام حسن(ع) آغاز و به زمان امامت امام حسين(ع) می‌رسد و وقايعی را که منجر به قيام محرم سال 61 قمری شد را دربرمی‌گيرد، به تعبيری از زمان حکومت معاويه تا حکومت عبدالملک مروان.»مسئول روابط عمومی مختارنامه بیان کرد: «زمانی که امام حسين(ع) به همراه خانواده و يارانش آمادۀ سفر به کوفه می‌شود، مختار و افراد قبيله‌اش زمينه‌های استقال با شکوه از امام را فراهم می‌کنند ولی عبيدالله زياد با هراس از موقعيت به وجود آمده و حسب دستور يزيدبن معاويه برای گرفتن بيعت از امام و در هم شکستن همراهی و مقاومت کوفيان به ويژه ياران مختار، او را به عنوان رهبر جنبش در کوفه دستگير و به همراه ديگر علويان فداکار به زندان می‌اندازد.»وی می افزاید: «بدين ترتيب مختار در تمامی روزهای منتهی به واقعه عاشورا با دلی دردمند و خشمی فروخورده در بند و زندان حاکم کوفه است؛ در اين ميان توطئهۀ بنی‌اميه برای قتل مختار به نتيجه نمی‌رسد و اين فرماندهۀ دلاور و زيرک با وساطت عبدالله بن عمر و به کارگيریِ ترفندی هوشمندانه از زندان آزاد شده و مدتی بعد با فراهم کردن نيروهای وفادار و شجاع، قيام سراسری و سرنوشت ساز خود را آغاز می‌کند و سرانجام موفق به تشکيل حکومتی عدالتخواه می‌شود و ... .»خیمه: پيشنهاد انجام چنين پروژه اي چگونه به داوود ميرباقري رسيد، در شرايطي كه ظاهرا شهرام اسدي نيز در حال كار بر روي چنين پروژه‌اي بوده است؟استادی: سال 1381 پس از تعطيلات نوروز، محمود فلاح تهیه کننده فعلی سریال مختارنامه، متن فيلمنامه "توابين، «فیلمنامه اولیه سریال "مختارنامه" را که در آن زمان محمد ابراهیم سلطانی فر نوشته بود» را براي مشاوره درباره‌ انتخاب كارگردان به داوود میرباقری ارائه كرد.میرباقری در آن زمان منتظر به نتيجه رسيدن فيلمنامه‌ سلمان فارسي بود؛ در آن زمان به میرباقری خبر داده شد که توليد "سلمان" بنا به گفته مسئولان سازمان فعلا مقدور نيست و براي راه اندازي اين پروژه، نياز به فرصت بيشتري است ولي در حال حاضر امكان توليد سريال "توابين" وجود دارد.به اين ترتيب، ساخت مجموعه "سلمان فارسي" كه بخش اول قرارداد نگارش و تحقيق آن نيز اجرا شده بود به آينده موكول شد و ساخت سریال "مختارنامه" در اولویت قرار گرفت.بد نیست به این نکته هم اشاره شود که حدود ده سال پیش از این مقطع ـ یعنی حول و حوش سال‌های 71 ـ که داوود میرباقری در حال ساخت سريال "امام علي(ع)" بود، محمد ابراهيم سلطاني فر نيز مشغول تحقيق براي نگارش فيلمنامه "توابین" بود.متن نوشته شده توسط سلطانی‌فر به لحاظ تاريخي كاملا مستند بود و اين مسئله فضاي تاريخي دوره مورد نظر را براي گروه سازنده قابل لمس كرد، اما فيلمنامه به جهت تفاوت‌هايي كه با معيارهاي ذهني میرباقری داشت، به بازنويسي اساسي نياز داشت.فيلمنامه‌ اين مجموعه سه بار توسط حسن ميرباقري، محمد بيرانوند و خود میرباقری بازنويسي شده است و متن فعلي تنها از جهت حوادث مستند تاريخي با متن قبلي مشترك است و از لحاظ دراماتيك، متن پخته‌تري است و به معيارهاي دراماتيكي هم كه میرباقری به آنها اعتقاد دارد، نزديك‌تر است.خیمه: آيا مانند ديگر كارهاي مذهبي، مختارنامه ابتدا به صورت فيلم پخش مي شود؟استادی: خیر. مختارنامه یک سریال داستانی است و از ابتدا به صورت سریال پخش خواهد شد و تا این لحظه تصمیمی درباره استخراج یک نسخه سینمایی از آن گرفته نشده است. خیمه: هزينه هاي اين سريال به غير از بودجه اختصاص یافته از سوی سيمافيلم را چه ارگان‌ها و يا مؤسساتي تقبل كرده اند؟استادی: تمام بودجه تولید این سریال از طریق سیما فیلم تامین شده است.خیمه: شروع مراحل پيش توليد و توليد اين سريال از چه زماني بوده است؟ پيش بيني اوليه شما براي پایان كار چه تاريخي بود؟ اكنون پايان مراحل فيلمبرداري كار را چه زماني ارزيابي مي كنيد؟ زمان پخش اين سريال كي خواهد بود؟استادی: آغاز نگارش فيلمنامه، مهر ماه 1381 بود که قصه سريال "مختارنامه" از زمان حكومت معاويه آغاز و تا حكومت عبدالملك مروان ادامه پیدا مي‌کند و در فاصله اين دو مقطع تاريخي، 16 سال از زندگي مختار ثقفي به تصوير كشيده مي‌شود. نگارش فيلمنامه اوليه سريال مختارنامه از ابتداي سال 81 آغاز شد. فيلم‌نامه اوليه توسط حسن ميرباقري و محمد بيرانوند نوشته شد و داوود ميرباقري نیز نگارش نهايي فيلم‌نامه را انجام داد. در طول نگارش متن، حجت‌الاسلام رسول جعفریان به عنوان محقق تاریخ اسلام در كنار نويسندگان فيلمنامه حضور داشته تا از نظر مستندات تاريخي و ديني، متن نهايي با واقعيت‌هاي تاريخي و ديني مطابقت داشته باشد. فيلمنامه اين سريال بعد از نگارش به تأييد علماي ديني نيز رسيده است. آغاز پيش توليد: فروردين 1382 آغاز فيلمبرداري: فروردين 1383 آغاز تدوين همزمان: خرداد 1384 تاريخ تقريبي پايان فيلمبرداري: آذر 1387 تاريخ تقريبي آغاز پخش: پاییز سال 1388خیمه: فيلمبرداري اين پروژه در چه مكان‌هايي انجام شد؟استادی: بخش عمده‌ای از سریال مختارنامه در دکورهای ساخته شده در منطقه احمدآباد مستوفی در جنوب غربی تهران مقابل دوربین رفته است. در این منطقه دکورهای شهر کوفه، مکه و مدائن ساخته شده است.بخش‌های مهمی از این سریال نیز در بیابان‌های اطراف کاشان، منطقه عشق آباد ورامین، شهر آبادان و مناطق اطراف آن، شهرستان شاهرود و مناطق اطراف آن و شهرک سینمایی دفاع مقدس مقابل دوربین رفته است.خیمه: آيا استفاده از تنها يك دوربين براي فيلمبرداري چنين پروژه اي، كار را دشوار نمي‌كند، در حاليكه در فيلمي مثل دوئل به طور همزمان 4 دوربين فيلمبرداري مي كردند؟استادی: در ساخت سریال تلویزیونی مختارنامه در هر جایی که نیاز بوده، بنا به تشخیص مدیر فیلمبرداری از دو یا سه دوربین استفاده شده است؛ ضمن آنکه فیلمبرداری یک فیلم سینمایی به شکل همزمان با چهار دوربین مسئله‌ای بی‌سابقه در سینما و تلویزیون ایران است! خیمه: آيا بخشهايي در فيلمنامه وجود داشته كه به دليل كمبود بودجه حذف شده باشد؟استادی: خیر؛ تا این لحظه از فیلمنامه مختارنامه هیچ صحنه‌ای حذف نشده است.خیمه: ميانگين تعداد هنروران چند نفراست؟استادی: تعداد بازيگر اصلی: بیش از 60 نفرتعداد بازيگر فرعی: بیش از 140 نفرتعداد سياهی لشكر: بیش از 2000 نفر تعداد نيروهای انسانی درگير در پروژه: بیش از 1430 نفرتعداد لوکيشن‌های داخلی و خارجی: بیش از 122 لوکيشنميزان ساخت دکور: 7 هکتار در زمينی به وسعت 24 هکتارمحل ساخت دکور: در تهران، احمد آباد مستوفیتعداد اسب مورد استفاده در پروژه: بیش از 80 رأس.خیمه: براي آهنگسازي اين سريال چه كسي مدنظر است؟ استادی: درباره ساخت موسیقی متن این سریال هنوز تصمیمی گرفته نشده است و تصمیم گیری درباره این بخش از کار به پایان ساخت سریال موکول شده است.خیمه: در مجموع، اين سريال در چند دقيقه تهيه مي‌شود؟ استادی: این سریال در بیش از چهل قسمت 50 دقیقه‌ای تهیه می‌شود. حاشیه‌های "مختارنامه"تاکنون بيشتر صحنه هاي مربوط به اين مجموعه فيلمبرداري شده و تنها 15 درصد اين پروژه 1500 دقيقه اي باقي مانده است. به منظور تسریع در پخش، كار تدوين مجموعه از ابتداي سال 1384 آغاز شده و به صورت همزمان صورت مي گيرد.از آنجا كه منابع و مدارك تصويري از آن زمان وجود ندارد، گريم‌ها به صورت ذهني و پس از مشورت با كارگردان طراحي شده است. ازآغاز فيلمبرداري اين سريال بيش از 220 بازيگر در لوكيشن‌هاي مختلف مقابل دوربين رفته‌اند كه حدود 200 بازيگر مرد و 20 بازيگر زن بوده‌اند.به طور ميانگين روزانه 100 تا 300 هنرور بومي نيز در كنار بازيگران اصلي اين سريال مقابل دوربين رفته اند؛ تعداد اين هنروران بسته به صحنه‌هاي مورد نياز كار، از 30 تا 100 هنرور در نوسان است و گاه به 600 هنرور هم مي‌رسد.به طور ميانگين هر روز بين 50 تا 60 نفر چهره‌پردازي مي شوند و هر روز براي 40 تا 50 نفر از اين هنروران ريش كامل نصب مي‌شود و در كل براي حدود 90 درصد بازيگران ريش و در مواردي مو بافته شده است.تنها براي فيلمبرداري سكانس هاي مربوط به اردوگاه نخيله، مساحتي حدود ده هكتار زمين خاكبرداری و آماده سازی، چهار پل بر روي رودخانه هاي كوچك ساخته و 120 چادر برپا شد. لوكيشن اردو گاه نظامي نخيله در حاشیه رودخانه بهمنشیر در جنوب بود.فيلمبرداري سريال "مختارنامه" چندين بار به دليل نبود اعتبار مالي از سوي سيمافيلم، بيماري كارگردان، مشاركت كارگردان در ساخت برنامه هاي تبليغاتي انتخابات رياست جمهوري و آماده سازي دكورهاي شهر و دارالعماره متوقف شد.هنگامي كه خبر ساخت مختارنامه توسط ميرباقري اعلام شد، شهرام اسدي نيز مشغول آماده سازي سريالي با همين عنوان و موضوع بود!به اعتقاد دست اندركاران توليد اين سريال، مختارنامه يكي از عظيم ترين و فاخرترين پروژه هاي ايران و خاورميانه است كه از نظر ابعاد اجرايي و مالي نظير ندارد.پس از آغاز به كار مجموعه مختارنامه، مسئولان سيما فيلم با تاكيد بر لزوم ثبت و مستند كردن تجارب پروژه هاي تاريخي، از راه اندازي پروژه‌اي براي مستند كردن تجارب سريال هاي تاريخي در حال ساخت سيما خبر دادند. پروژه‌اي پژوهشي با نام فرآيند توليد پروژه مختارنامه به گردآوري تجارب هنري سريال مختارنامه مي‌پردازد.اغلب تهيه‌کنندگاني که در سيمافيلم در حال تهيه سريال يا تله‌فيلمي هستند، از واريز شدن بودجه‌هاي کلان سيمافيلم به سريال مختارنامه و امتيازهايي که براي گروه توليد آن در نظر گرفته‌اند، شکايت دارند و معتقدند توجه بيش از حد به گروه توليد مختارنامه، آسيب‌هايي جدي به توليدات آنها وارد ساخته است.در ديدار عزت الله ضرغامي، رئيس سازمان صدا و سيما از اين پروژه، گروه توليد پيش‌بيني كرد فيلمبرداري اين سريال تا پاييز سال جاري تمام شود تا بعد از پايان فيلمبرداري، اين سريال در سال 1388 براي پخش آماده شود. ]]> ادب Mon, 24 Nov 2008 07:17:09 GMT http://deabel.org/vdch.-nxt23nqvftd2.html نگاهی به فیلم موکب الاباء به کارگردانی باسل الخطیب http://deabel.org/vdcj.me8fuqeyysfzu.html  به گزارش خیمه، پخش این فیلم که محصول کشور لبنان است و سفر اسرای کربلا به شام را روایت می‌کند واکنش‌های متعددی را در پی داشت؛ در ادامه ترجمه یکی از این واکنش‌ها که در پایگاه اینترنتی www.annabaa.org ‌و به قلم نزار احمد منتشر شده است، می‌آید. نظیر چنین اتحادی که امروز در ساخت فیلم موکب الاباء توسط کارگردان سوری آقای باسل الخطیب وجود دارد، هیچ گاه در میان اعراب وجود نداشته است؛ این فیلم بیانگر و نشان دهنده‌ی مصائبی است که پس از واقعه‌ی خونبار عاشورا در سال 61 هجری قمری توسط عمال و حاکمان اموی بر کاروان اسرا و کودکان و کسانی که از حادثه کربلا جان سالم به در برده اند گذشته است.حضور بازیگر هنرمند و توانایی مثل آقای سلوم حداد قابل توجه و در این میان نقش حساس حضرت زینب(س) فراموش نشدنی است؛ چرا که او با پایداری و استقامت خویش در برابر آن مصائب، اثبات کرد که شهادت امام حسین(ع) به حق در راه اصلاح امت جدش بوده است. این فیلم توسط موسسه‌ی دولتی ساخت و توزیع فیلم‌های سینمایی بیروت ساخته شده و برای ساخت آن از موسسات و علمای کشورهای اسلامی لبنان، سوریه، مصر و ایران مجوز گرفته شده است. منابع و مصادر جهت تهیه‌ی فیلم‌ نامه‌ی این فیلم عبارتند از: - اسدالغابه فی معرفه الصحابه، ابن اثیر - الکامل فی التاریخ، ابن اثیر - لهوف فی قتلی الطفوف، سید بن طاووس - الفتوح، بن اعثم - المقتل، ابن مخنف - الاصابه، فی تمییز الصحابه، ابن حجر عسقلانی - مثیر الاحزان، ابن نماء - الطبقات الکبری، ابن سعد - بحارالانوار، علامه مجلسی - معجم البلدان، یاقوت حموی - مقتل الحسین، مقرم - تاریخ طبری ، طبری - نفس المهموم، شیخ عباس قمی - الحقائق، عبدالحسین شرف الدین - معالی السبطین، مازندرانی دراخبار آمده بود که شبکه‌های ماهواره‌ی عرب زبان از پخش این فیلم سر باز زده‌اند و کشور عربستان سعودی نیز مبالغ فراوانی را صرف کرد تا از پخش آن در شبکه‌های عربی جلوگیری کند و با توجه به این که در محتوای فیلم خلاف واقعیت و حقیقت وجود نداشت، و آن چه در آن یافت می‌شد، با سیره‌ی پیامبر اسلام(ص) که به محبت اهل بیت(ع) تشویق و توصیه نموده، هماهنگی داشت، جای این سوال باقی است که جلوگیری کشور عربستان سعودی و شبکه‌های ماهواره‌ی عرب زبان از پخش فیلم به چه منظوری و با چه اهدافی صورت می‌گیرد؟ بررسی فیلم موکب‌الاباء نشان می‌دهد برای چنین موضع گیری‌هایی دو علت وجود دارد؛ اول این که در فیلم، مسئول مستقیم گناه کشته شدن امام حسین(ع)، یزید بن معاویه معرفی می‌شود و این همان حقیقتی است که رهبران  ضلالت از همان آغازین روزهای عاشورای سال 61 تا کنون تلاش کرده‌اند با هر وسیله‌ی آن را تحریف کنند و یا حتی آن را محو نمایند؛ زمانی با ایجاد رعب و ترساندن و زمانی نیز با تطمیع؛ و اگر کسی به پایگاه‌هایی اینترنتی مخصوصا سایت‌هایی که صاحبان و اداره کنندگان آن ناصبی هستند، مراجعه کند در می‌یابد که آنها سعی می‌کنند شخص یزید بن معاویه را از خون امام حسین(ع) مبری نشان دهند. به این منظور است که گاهی اوقات، والی کوفه یعنی عبیدالله بن زیاد را متهم می‌کنند و بار دیگر شمربن ذی‌الجوشن را؛ تا می‌رسد به جایی که یهودیان و مسیحیان و آسمان و زمین و آب و هوا را مسئول اصلی قتل امام حسین(ع) می‌شمرند؛ گویی هیچ چیزی در رابطه با خون امام حسین(ع) به گردن یزید نیست. اما این فیلم دست روی نقاطی گذاشته و قاتل و مجرم و جانی را با انگشت مشخص نموده است؛ بدون هیچ کنایه و تردیدی، حال آن که واعظان درباری همه هَمّ و غم‌شان فقط توجیه اعمال حاکمان بوده است و مصلحت را در این نمی‌دیدند دستگاه اموی را متهم به ارتکاب چنین جرائمی کنند، پس چگونه یزید پسر امیرالمومنین معاویة بن ابی‌سفیان را متهم کنند؟ و این همان روشی است که امروزه خانواده حاکمان در کشورهای عربی و مسلمان از آن پیروی می‌کنند. زیرا با اعتراف به حقیقت، قبل از هر چیز آبروی خود را برده‌اند و قبل ازدیگران بر فاسد بودن خود صِحِّه گذاشته‌اند. دوم این که این فیلم اولین کار هنری از زمان رسول خدا(ص) تا به امروز است که درباره‌ی عترت رسول خدا(ص) صحبت کرده است؛ تقریبادر تمامی فیلم‌هایی که تاکنون از شبکه‌های مختلف پخش شده، تنها از یک سوی قضیه آن هم حاکمان و به عنوان حاکم اسلامی یاد شده تا جایی که احتمال می رفت مردم فراموش کنند که در تاریخ اسلام غیر از حاکمان دربار؛ بُعد دیگری نیز وجود دارد و آن هم اهل بیت(ع) هستند که نمونه‌ی اسلام حقیقی‌اند. همان‌‌هایی که سلام خدا بر آنهاست و نمونه‌ی کامل طهارت و التزام و ایمان به خدای متعال و تخلق به اخلاق و ویژگی‌های رسول اسلام(ص) هستند. آنها(دستگاه ناصبی) از این که مردم از بُعد دیگر ماجرا آگاهی پیدا کنند، هراس دارند و می‌خواهند ملت‌ها را در نادانی نگه دارند تا هرآن چه حاکمان و مسئولین امنیتی حکومت‌های پادشاهی استبدادی در نظر دارند به مردم بخورانند و سعی می‌کنند سیاست سرپوش گذاشتن برواقعیات را صبح و شام اجرا کنند تا حقیقت از پشت پرده‌های سیاست آنها خود را به مردم نشان ندهد. در واقع این ها همان روش را در پیش گرفته و دنبال می‌کنند که دستگاه اموی در قبال احادیث نبوی درباره‌ی حضرت علی(ع) انجام دادند؛ شروع به جعل احادیثی نمودند که سخن از مناقب معاویه و فرزندان ابوسفیان و هند می کرد. فیلم با اشاره به این موضوع که اعراب، انسان‌های متعصبی هستند تصریح می‌کند که تلاش‌های پنهانی در جهت مخفی نگه داشتن حقیقت هیچ ثمری نخواهد داشت و آنها هرگز نخواهند توانست که نور خدا را خاموش کنند، زیرا خداوند متعال همیشه به دنبال روشن نگه داشتن نور حقیقت است اگر چه که پیروان ابی سفیان مانع آن شوند. دربخشی از فیلم جایی که یزید در مجلس شام برلب و دندان اباعبدالله(ع) می‌زد، حضرت زینب(س) فرمود: ای یزید! اکنون که به گمان خویش راه های زمین و آسمان را بر ما بستی و ما را همانند اسیران می گردانی می پنداری که خدا ما را خوار و ذلیل ساخته وتو را عزیز گردانیده است؟ و این به خاطر آبروی تو نزد خداست؟ ... آرام آرام!  مزن بر لب و دندان برادرم. سپس حضرت ادامه داد: نیرنگت را به کار انداز، هر چه در توان داری انجام ده، به خدا قسم نام و  نشان وحی ما را محو نتوانی کرد و به جایگاه واقعی ما نخواهی رسید و ننگ این خیانت و ظلم را نتوانی شست، روزهای سطنت کوتاه است و اطرافیانت پراکنده خواهند شد. شکسته شدن حصاری که اموی های در اطراف داستان امام حسین(ع) کشیده اند باعث خوشحالی است و برتمامی انسانهایی که دوستدار شناساندن حقیقت هستند، لازم است با تکثیر و توزیع این فیلم و همچنین با استفاده از سایت های اینترنتی و سایت های گفتگو حقیقتی را که ائمه ی کفر و گمراهی سال ها سعی در محو آن دارند را گسترش دهند؛ و خوشا به سعادت کارگردان فیلم و دست اندرکاران آن که به واقع امام حسین(ع) را یاری داده و خداوند اجر آنها را به بهترین وجه خواهد داد. ]]> ادب Wed, 25 Jun 2008 06:12:27 GMT http://deabel.org/vdcj.me8fuqeyysfzu.html مجموعه ‌داستان مذهبی «نگاهی به سرخی آتش» منتشر مي‌شود http://deabel.org/vdci.3apct1az5bc2t.html به گزارش خيمه، نويسنده اين کتاب گفت: «اين كتاب كه برای گروه سنی نوجوان تنظيم شده است، به زهير يكی از ياران امام حسين(ع) در كربلا اختصاص دارد.»زهرا زواريان افزود: «زهير در حركت امام به كربلا به ‌گونه‌ای با امام همراه بود، البته او در مكان‌هايی اطراق می‌كرد كه با امام (ع) روبه‌رو نشود كه بخواهد به ياری ايشان برود، ولی ....»اين كتاب از سوی كانون پروش فكری كودكان و نوجوانان و به‌ عنوان يكی از كتاب‌های مجموعه «14 ستاره» كه به زندگانی چهارده معصوم(ع) می‌پردازد، تا دو ماه آينده روانه بازار نشر خواهد شد. از اين نويسنده، کتاب «كودكی مثل پاره ماه بود» نيز در دست چاپ است كه به دوران كودكی امام زمان(عج) می‌پردازد، در اين كتاب به‌ ويژگی‌ها و شخصيت خاص امامت در كودكی حضرت مهدی(ع) و معجزات ايشان در دوران كودكی اشاره شده است.«كودكی مثل پاره ماه بود» نيز از ديگر نوشته‌های اين نويسنده است كه از سوی انتشارات تربيت در 60 صفحه، ويژه نوجوانان به‌‌زودی روانه بازار نشر می‌شود.«بهشت را زينت كنيد» عنوان كتاب ديگری از زواريان است كه به ماجرای رانده شدن «فطروس» يكی از ملائكه خداوند از بهشت و شفاعت وی توسط پيامبر اكرم(ص) در روز ولادت امام حسين(ع) اشاره دارد.اين اثر جذاب را كه رويكرد و نگاه تازه‌ای به دين در ذهن نوجوانان شكل می‌دهد، انتشارات «تربيت» در نوبت چاپ دارد و تا دو ماه آينده وارد بازار كتاب می‌شود. ]]> ادب Wed, 15 Oct 2008 11:22:20 GMT http://deabel.org/vdci.3apct1az5bc2t.html «خیمه» در نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها http://deabel.org/vglj.oetfuqeavwvzfuusb..html ]]> ادب Wed, 19 Nov 2008 11:33:31 GMT http://deabel.org/vglj.oetfuqeavwvzfuusb..html مجموعه ‌تلويزيوني «آخرين غزل» زندگی پيامبر(ص) را به تصوير می‌کشد http://deabel.org/vdcc.sqia2bqoola82.html به گزارش خيمه، مجموعه تلويزيونی «آخرين غزل» محصول گروه معارف شبكه قرآن است و توسط بابك صفي‌خاني در 5 قسمت 45 دقيقه‌اي به نگارش درآمده است.خلاصه داستان درباره‌ عبدالمطلب جد پيامبر اكرم(ص) است که با خداي خود عهد مي‌بندد تا فرزند كوچكش عبدالله از حادثه‌اي نجات يابد. پس از سال‌ها عبدالله با آمنه ازدواج مي‌كند و از ايشان فرزندي زاده مي‌شود كه او را محمد(ص) نام مي‌نهند؛ محمد(ص) هنوز كودك است كه مادرش و جدش فوت مي‌كنند و عمويش ابوطالب سرپرستي او را به عهده مي‌گيرد و...عوامل سازنده «آخرين غزل» عبارتند از:كارگردان هنري: نادر برهاني،تهيه‌كننده: علي مهام، نويسنده: بابك صفي‌خاني، كارگردان تلويزيوني: بيژن صمصامي، طراح صحنه و لباس: شهرام قديري‌فرد،طراح چهره‌پردازي: بابك شعاعي، صدابردار: صالح حبيبي، تصويربرداران: رضا عسگري، محمود خياطان، محمد نوروزي، نورپرداز: امير روزبهاني، عكاس: رسول صفي‌زاده،روابط عمومي: فرامرز روشنايي،دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: هاشم علي‌اكبري، مدير تداركات: فولاد بوربور،مدير توليد: عزيز عليزاده. از بازيگران اين مجموعه تلويزيونی می‌توان به فخرالدين صديق‌شريف، سيامك صفري، شيوا ابراهيمي، ولي‌الله مؤمني، عطيه غبيشاوي، اسفنديار مهرتاش، هوشنگ هيهاوند، منوچهر عليپور، كرامت رودساز، معصومه كريمي، راحله رضايي، فائزه اشكانيان، زهرا سروش، كيميا مكاري، بهاره نصرتي، آزيتا رايجي، افسانه ناصري، سعيد نورالهي و ... اشاره نمود. ]]> ادب Wed, 17 Sep 2008 08:47:45 GMT http://deabel.org/vdcc.sqia2bqoola82.html اختتامیه «همايش تصوير عاشورا» با شعرخواني «گرمارودي» برگزار مي‌شود http://deabel.org/vdcicyaq2t1ar.bct.html به گزارش خیمه، پس از شعرخواني عاشورايي سيدعلي گرمارودي و اهداي جوايز برگزيدگان همايش تصوير عاشورا در سه بخش فيلم‌هاي «مستند»، «داستاني» و «انيميشن»، استاد «حسام‌‌الدين سراج» همراه با برخي اعضاي گروه بيدل، اقدام به اجراي قطعاتي از آلبوم «وداع» با مضمون نهضت و سوگواره «عاشورا» خواهد كرد.اختتاميه دومين همايش «تصوير عاشورا» رأس ساعت 18 عصر سه‌شنبه (دهم دي‌ماه 1387) در فرهنگسراي هنر «ارسباران» واقع در پل سيدخندان، خيابان جلفا برگزار خواهد شد. ]]> ادب Tue, 30 Dec 2008 03:34:49 GMT http://deabel.org/vdcicyaq2t1ar.bct.html مراسم اختتاميه کنگره شعر عاشورايي در شيراز برگزار شد http://deabel.org/vdcc.pq0a2bqxila82.html به گزارش خیمه، مديرکل تبليغات اسلامي استان فارس در این مراسم گفت: «کنگره شعر عاشورايي با هدف زمينه‌‌سازي جهت توليد منابع مورد نياز و کتاب‌هاي شعر براي جامعه مداحان و فرهنگ‌‌سازي و شناخت معضلات و آسيب‌ها در اشعار و متون ادبي برگزار شد.»حجت‌الاسلام عبدالرضا خوشنويس افزود: «آثار رسيده به دبيرخانه اين کنگره در تمام بخش‌هاي ادبي از جمله شعر، مقاله، داستان، قطعه ادبي، پايان‌نامه و مقاله و پژوهش است.»وي تصریح کرد: «3050 اثر به دبيرخانه ارسال شد که از اين تعداد، 19 اثر به عنوان آثار برتر اين کنگره انتخاب شده است.»مديرکل تبليغات اسلامي استان فارس از جمله ويژگي کنگره شعر عاشورايي را برگزاری آن در  آستانه محرم دانست و بیان کرد: «قبل از اعلام فراخوان کنگره پژوهش هاي ميداني صورت گرفت که آسيب ها را در متون ادبي، شعر و هنر مشخص کند تا کيفيت و کميت آثار در قالب اين پژوهش ميداني صورت گيرد.»خوشنویس با اشاره به اين که «آثار برگزيده علاوه بر شاخص‌هاي داوري در بحث آسيب‌شناسي نيز مد نظر قرار گرفتند»، خاطرنشان کرد: «کيفيت آثار رسيده در بخش شعر بسيار خوب و در بخش داستان ضعيف بوده است.»وی گفت: «براي اولين بار در کنگره هاي برگزار شده در فارس کتاب هايي از آثار با عنوان از خيمه گاه زخمي آب و مجموعه قطعات ادبي براي مداحان قبل از اعلام اسامي برگزيدگان چاپ و منتشر شده است.»در اين مراسم، امام جمعه موقت شيراز درباره نقش هنر و هنرمند افزود: «کربلا آن قدر مظلوم است که ظالماني از جمله فتحعلي شاه نيز براي او شعر گفته‌اند.»آيت‌الله علي شيخ موحد با بیان این که «هنرمند بايد بتواند بر اساس فقه، کار امام حسين(ع) را به زبان هنر خود به تصوير بکشد»، تصریح کرد: «هنرمند کسي است که بتواند حقيقت و توحيد را در آثارش تبيين کند نه ذهنيات خود را در جامعه پياده کند.»وی خطاب به شاعران و هنرمندان بیان کرد: «قدر اين نعمت را بدانيد و در جهت تبيين اسلام و انديشه هاي آن و ائمه حرکت کنيد زيرا که کار در اين زمينه خيلي کم انجام مي شود.»نخستين کنگره شعر عاشورايي با حضور علاقه‌مندان از استان‌هاي فارس، هرمزگان، کرمان و سيستان و بلوچستان در دو نوبت صبح و عصر و در نشست هاي بررسي علمي آثار برگزار و نفرات برتر هر رشته به شرح زير اعلام شد:در بخش مقاله و پژوهشصادق همايوني، سلسله مقالات و گفتارهايي درباره تعزيه و کتاب تاريخ تعزيهمهدي پارسايي، مقاله عاشورا و هنر خلق فضاحجت الاسلام ابوالحسن جباري، کتاب قيام امام حسين(ع)در بخش داستانمجيد ذاکري از هرمزگان، داستان عمو اصغر از من بزرگتر بودپروانه ماندگاري از هرمزگان، داستان زود برگردحسين فتاحي از فارس، داستان 14 قصه 14 معصومدر بخش پايان‌نامه‌هاي تحصيليدکتر غلامرضا کافي از فارس، نقد و تحليل شعر عاشورايي از عصر صفويه تا سال 80 خورشيديدر بخش قطعات ادبيدکتر پروين مرتضايي ازفارس، قطعه ادبي اشک‌هاي شکسته بر خورشيد عاشوراهيات داوران در بخش پايان‌نامه و قطعه ادبي اثر ديگري را شايسته تقدير ندانست.در بخش شعرمحمدمجتبي احمدي از کرمان، مجموعه اشعارعبدالحميد رحمانيان از فارس، مجموعه اشعارو حامد حسين‌خاني از کرمان، مجموعه اشعار نفرات اول تا سوم کنگره يک روزه شعرعاشورايي معرفي شدند. ]]> ادب Mon, 08 Dec 2008 10:53:03 GMT http://deabel.org/vdcc.pq0a2bqxila82.html تعزيه هنري است اساطيري و ايراني و پر رمز و راز http://deabel.org/vdcjfxetzuqeh.sfu.html به گزارش خیمه، تعزيه به عنوان يكي از گونه‌هاي نمايشي اصيل ايراني و اسلامي، با فرهنگ غني ايراني عجين شد و به صورت هنر ملي و ايراني درآمد؛ مردم پايان اين گونه‌ نمايشي را مي‌دانند، اما باز هم به تماشاي آن مي‌نشينند. تعزيه به دليل عُلقه عموم مردم به آن، نسبت به ديگر نمايش‌ها زنده ماند و توانست خود را حفظ كند؛ سير تكاملي تعزيه از دوران آل‌بويه در قرن چهار آغاز شد، اما به استناد مدارک تاريخي، اولين مجالس تعزيه و نسخ آن در دوره زنديه مشاهده شده است. اوج و تعالي اين هنر به دوره قاجار منسوب مي‌شود؛ تعزيه در دوره قاجار به اوج تكامل در معماري تكايا، تعداد نسخ، بافت دراماتيك، تنوع ادبي و موسيقي مي‌رسد، اما پس از آن، به علت از بين رفتن تكايا، تعزيه رفته‌رفته به دست فراموشي سپرده شد. بيشتر سفرنامه‌نويسان و مستشرقين در نوشته‌هاي خود چيزهايي را که از تعزيه ديده‌اند به نگارش آورده‌اند و اين رسم و آيين مذهبي را به عنوان هنري در فرهنگ ايران زمين قلمداد مي‌کنند که قرابت زيادي با هنر تئاتر دارد و پا‌به‌پاي درام‌هاي شرق و غرب پيش مي‌رود. درباره هنر تعزيه و جايگاه كنوني آن پاي صحبت داوود فتحعلي بيگي، كارگردان تئاتر و پژوهشگر تعزيه نشستيم؛ وي معتقد است ميراث معنوي و نمايش‌هاي سنتي و آييني، هيچ متولي مشخصي ندارد و بستگي به گرايش و علاقه برخي از مديران فرهنگي دارد كه بخواهد در دوره فعاليتش به فلان موضوع پرداخته شود يا خير. فتحعلي بيگي همچنين معتقد است بايد جايي وجود داشته باشد كه در آن به طور مستمر تعزيه يا شبيه‌خواني اجرا شود و 365 مجلس جداگانه تعزيه براي 365 روز در سال اجرا شود تا مردم بفهمند گستردگي تعزيه چيست. وي در ارتباط با ماندگاري تعزيه، بيشتر از مسئولان به خود مردمي كه نسبت به امام حسين(ع) علاقمند هستند اميدوار است. خیمه: در شرايط كنوني جايگاه تعزيه را نزد عامه مردم و نزد هنرمندان اعم از تئاتري و سينمايي چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ به نظر شما به اندازه كافي به اين موضوع توجه مي‌شود؟‌ فتحعلی بیگی: بحث عامه مردم از بحث هنرمندان جداست؛ عامه مردم اغلب به سبب اعتقادات و علاقه‌اي كه دارند و همچنين جاذبه‌هايي كه تعزيه دارد، هر زمان شرايطي براي اجراي تعزيه خوب فراهم شود، مي‌روند و مي‌بينند، اما خواص به‌ويژه هنرمندان سينما و تئاتر چند دسته‌اند.يك دسته مطلقا براي تعزيه اهميتي قائل نيستند و مي‌گويند كه دوره آن تمام شده است؛ يك دسته به تعزيه به عنوان يك سيستم اجرايي نگاه مي‌كنند و بهره‌برداري تجربي خوبي هم مي‌كنند؛ يك دسته هم فراتر از آن به تعزيه نگاه مي‌كنند. ولي آنچه مسلم است اين است كه هر اندازه تعزيه را بيشتر بشناسيد، بيشتر به آن علاقه‌مند مي شويد و بيشتر به ارزش‌هاي هنري و معنوي آن پي مي‌بريد. تعزيه يك هنري است اساطيري و ايراني و پررمز و راز كه هم آييني است و هم نمايشي و در دل فرهنگ ايراني بوجود آمده و رشد و اعتلا پيدا كرده است. خیمه: نگاه شما به تعزيه چگونه است؟ فتحعلی بیگی: من معتقدم جدالي كه در تعزيه است، جدال خير و شر است، خير و شر هم هيچ‌گاه تمامي ندارد؛ حالا ممكن است در قالب شخصيت‌هاي تعزيه آدم و حوا جلوه‌گر شود يا يوسف و زليخا يا اينكه در قالب تعزيه، نبرد امام حسين(ع) جلوه‌گر شود.طبق آن چيزي كه ما در فرهنگ ايراني و شيعي‌مان باور داريم خير و شر جدالش ابدي است و اصلا خود خير و شر يك اسطوره ايراني است. خیمه: اما وقتي از تعزيه سخن گفته مي‌شود، اغلب به ياد تعزيه و شبيه خواني واقعه روز عاشورا و نبرد امام حسين(ع) در كربلا مي‌افتند؟ فتحعلی بیگی: اين به دليل آن است كه متاسفانه تعزيه به اندازه كافي شناخته شده نيست؛ ما در يك دوره‌اي در تهران، 60 ـ 50 تكيه داشتيم، اما الان بيشتر اين تكايا يا كاملا از بين رفته يا تبديل به مكان ديگري شده است.بايد جايي وجود داشته باشد كه به طور مستمر تعزيه يا شبيه‌خواني اجرا شود تا 365 مجلس جداگانه تعزيه براي 365 روز سال اجرا شود تا مردم بفهمند گستردگي تعزيه چيست. خودبه‌خود كه تعزيه نمي‌تواند خود را به مردم بشناسد؛ در دوره‌اي هم كه اين اتفاق مي‌افتاده، باني داشته و بانيان اين شرايط را فراهم مي‌كردند. امروز هم به همت بانيان كه اكثرا غيردولتي هستند، تعزيه اجرا مي‌شود، اما آنان چون نذر مي‌كنند طبعا شرايط اجراي تعزيه‌هايي را فراهم مي‌كنند كه اغلب مقدسين هستند و به آن متوسل مي شوند؛ استثنائا در بعضي از جاها تعزيه‌هاي غريب هم خوانده مي‌شود. مثلا حسينيه خوانسار از جاهايي است كه روزها تعزيه دهه را مي‌خوانند كه مربوط به وقايع كربلاست و شبها تعزيه غريب مي‌خواند و هر سال هم چند تا تعزيه غريب جديد مي‌خوانند. خیمه: تعزيه غريب چيست؟ فتحعلی بیگی: تعزيه‌هايي كه خيلي به ندرت خوانده مي‌شود و ناآشناست را اصطلاحا «تعزيه غريب» مي‌گويند.تعزيه‌هايي كه زياد خوانده مي‌شود و تعزيه‌خوان‌ها به آن مسلط هستند مثل تعزيه شهادت مسلم يا حضرت عباس يا دهه محرم را «تعزيه خودي» مي‌گويند كه آشناست؛ تعزيه‌هايي كه كمتر تعزيه‌خواني هست كه به آن مسلط باشد و آداب اجراي آن را بداند، «تعزيه غريب» مي‌گويند. خیمه: اگر تعزيه متولي دولتي پيدا نكند كه آن را حمايت كند و بخواهد همين‌طور سينه به سينه منتقل شود، بعيد نيست به فراموشي سپرده شود؛ مسئولان امر در اين‌باره چه كرده‌اند؟ فتحعلی بیگی: نكته‌اي كه در ارتباط با ميراث معنوي و نمايش‌هاي سنتي و آييني وجود دارد اين است كه متاسفانه هيچ متولي مشخصي براي اين هنرها وجود ندارد و بستگي به گرايش و علاقه برخي از مديران فرهنگي دارد. اگر كسي باشد كه اين علاقه‌مندي در او وجود داشته باشد، زمينه‌هاي فرهنگي را براي كار بوجود مي‌آورد؛ اما به بركت وسايل ارتباط جمعي و امكان ثبت و ضبط تصويري آثار، اينكه اين هنرها به طور كلي منقرض شوند و ديگر اثري از آنها نماند، دور از ذهن است. ممكن است در يك دوره‌اي اجرا نشود، اما مي‌توان آثاري پيدا كرد كه آنها را بازسازي كرد؛ اما طبعا هر پديده هنري در هر نقطه‌اي از دنيا، اگر حامي نداشته باشد چه دولتي و چه غيردولتي، احتمال اينكه ادامه حيات بدهد خيلي ضعيف است و مقوله تعزيه و بقيه هنرهاي ما هم از آن مستثنا نيست.اما من بيشتر از مسئولان به مردمي كه نسبت به امام حسين(ع) علاقه‌مند هستند، اميد دارم و تا به حال هم علاقه‌مندي آنان بوده كه تعزيه را نگه داشته است. خیمه: پس مي‌شود گفت دو جريان در تعزيه وجود دارد كه غيردولتي‌ها هر اندازه هم تلاش‌شان زياد باشد چه براي اجرا يا احيا و ماندگاري و حفظ تعزيه، بدون پشتوانه دولتي به جايي نمي‌رسد؟ فتحعلی بیگی: بانيان خصوصي تلاش‌شان بيشتر در راستاي برآوردن نذوراتشان است؛ نذر كرده و حالا هم مي‌خواهد نذرش را ادا كند.همين به ماندگاري تعزيه كمك مي‌كند، اما او براي اينكه آموزشش سيستماتيك بشود يا تمامي رديف‌هاي دستگاه‌هاي موسيقي دقيقا هماني باشد كه از قديم ساخته و پرداخته شده، برنامه‌ريزي ندارد.آنها ديگر دغدغه اين چيزها را ندارند و متوجه آسيب‌هايي كه به تعزيه وارد مي‌شود، نمي‌شوند كه اين ديگر به عهده پيشكسوتان و كساني است كه عِرق ملي دارند و حساسيت فرهنگي دارند كه نگذارند اين اتفاق بيفتد. خیمه: چقدر ساخت فيلم‌هايي در خصوص تعزيه را براي احيا و ماندگاري تعزيه مفيد مي‌دانيد؟ فتحعلی بیگی: بهترين راه براي ماندگاري اثر هنري اين است كه درباره آن فيلم آموزشي ساخته شود كه اگر كسي بر فرض صد سال ديگر خواست تعزيه اجرا كند با ديدن اين فيلم بفهمد كه چگونه اين كار را انجام دهد. البته فيلم‌هايي درباره تعزيه توسط كارگردانان بزرگ كشور ساخته شده است كه قصد معرفي آن را دارند؛ اين كارها خوب است، اما من معتقدم آن معرفي زماني فايده دارد كه ما در داخل كشور سرمايه‌گذاري كنيم، گروه‌هاي بسيار ورزيده آماده كنيم كه مثل خيلي از هنرهاي ديگر بتوانند در سراسر دنيا اجرا داشته باشند. مثلا اُپراي پكن دائم به اطراف دنيا مي‌رود و اجرا مي‌شود ولي ما اين شرايط را براي تعزيه فراهم نكرده‌ايم؛ البته آن معرفي و آن نوع فيلم‌ها هم مي‌تواند اين كمك را بكند، اما به شرطي كه ما در داخل اين بضاعت‌ها راهم بوجود آوريم. ]]> ادب Thu, 02 Oct 2008 04:30:00 GMT http://deabel.org/vdcjfxetzuqeh.sfu.html