پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - آخرين عناوين فرهنگ :: نسخه کامل http://deabel.org/vsna.6hnk9gc4o5k14.html Sun, 21 Jan 2018 10:35:55 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Sun, 21 Jan 2018 10:35:55 GMT فرهنگ 60 تصویر اشتباه از فضای قرآنی/اهل بیت از کتابت قرآن با طلا خشنودند؟ http://deabel.org/vdcfttdm.w6d0yagiiw.html بیست و هفت دی ماه از اثر هنری «قرآن کشتی مطلا» با حضور آیت الله سعیدی تولیت آستان مقدس کریمه اهل بیت (س) و حسن روحانی  رییس جمهور در موزه حرم مطهر حضرت معصومه (س) رونمایی شد. علی اصغر موسویان هنرمند این اثر کل قرآن کریم را بر روی کشتی به طول سه متر، عرض یک متر و ارتفاع یک متر خلق کرده است. همچنین سال گذشته نیز  بزرگترین قرآن کریم نقره و طلای جهان با حضور آیت الله عبدالله جوادی آملی از مراجع تقلید در موسسه اسراء قم رونمایی شد. رائین اکبرخانزاده خالق این اثر بوده و ابعاد این قرآن کریم را ۱۴۱.۶ در ۹۱ سانتیمتر و مراحل کتابت این قرآن کریم حدود ۲ سال به طول انجامیده است. وزن این قرآن، ۱۰۰ کیلوگرم است که در ساخت آن از طلای ۱۸ و ۲۴ عیار، نقره و نیز مس به کار رفته شده است. این قرآن پس از به نمایش گذاشتن از شهرهای داخلی کشور در نمایشگاه های قرآنی خارجی از کشور نیز به نمایش درآمده و سپس به فروش رفته و تمام هزینه آن صرف کمک به کودکان سرطانی شد. خانزاده ۲۰ سال است مشغول کتابت قرآن بوده و این اثر، بیست و ششمین قرآن کریمی است که وی کتابت کرده است کوچکترین قرآن نقره جهان در ابعاد ۱۲ در ۱۶ سانتیمتر از جمله دیگر آثار اوست. رونمایی از کشتی قرآن مطلا با واکنش های فراوانی در شبکه های اجتماعی روبرو شده است این کشتی که وزن آن ۷۰ کیلو و از جنس برنز و طلا است قرار است به حرم امام حسین (ع) اهداء شود و به همین سبب نیز طرح آن کشتی نمادی از حدیث قدسی «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه» انتخاب شده است اما رونمایی از کشتی قرآن مطلا با واکنش های فراوانی در شبکه های اجتماعی روبرو شده است. این کشتی که وزن آن ۷۰ کیلو و از جنس برنز و طلا است قرار است به حرم امام حسین (ع) اهداء شود و به همین سبب نیز طرح آن کشتی نمادی از حدیث قدسی «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه» انتخاب شده است. بازتاب این خبر باعث شد تا افراد زیادی نسبت به این عمل واکنشی انتقادی داشته و سوال های زیادی را از دیدگاه هایی متفاوت بیان کنند. این اتفاق در حالی افتاد که حضور رییس جمهور در این رونمایی باعث تردید مردم نسبت به اطلاع وضعیت بد اقتصادی توسط رییس قوه مجریه بوده است. سوالهای جامعه این بود که مگرنه اینکه چندی پیش درپی اعتراض به مشکلات اقتصادی مردم دست به اعتراض زده و خواستار عدالت محوری شده بودند؟ پس چطور رییس جمهور می تواند با فهم این موضوعات در مراسم رونمایی از یک اثر دینی مذهبی که لباسی از جنس طلا دارد، بدون دغدغه حضور پیدا کند در حالی که سه سال است در مراسمی که تحت عنوان تجلیل از خادمان قرآن کریم که مبلغان قرآن هستند حضور پیدا نکرده و تنها به حضور وزیر ارشاد بسنده می شود. اگر ساده زیستی، توجه و اهتمام به فقرا و نیز پرهیز از رفتارهای اشرافی را سیرۀ رسول خدا، ائمه اطهار و علمای راستین بدانیم، آنگاه ساختن کشتی مطلا و قرآن مطلا را چگونه باید تفسیر کنیم؟  از سوی دیگر ماهیت این اثر نیز با سوالات فراوانی روبرو شده است. اینکه اثری فاخر در حوزه قرآن و عترت تولید می شود موجب رضایت است اما اینکه این اثر هنری تا چه اندازه ای می تواند کاربردی باشد نیز مورد بحث و بررسی است. به عنوان مثال اثر هنری در قالب فیلمنامه های قرآنی به مراتب تأثیرات بیشتری می تواند برای عموم جامعه داشته باشد تا یک اثری که تنها در موزه قابل مشاهده است. در قسمتی از صحیفه امام خمینی(ره) در دیدار ۳۰ شهریور ماه ۶۷ با هنرمندان و خانواده شهدا آمده است: «تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهنده اسلام ناب محمدی(ص) ائمه هدی (ع) فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخ تلخ و شرم ‏آور محرومیت ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون ‏آشام و نابودکننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی ‏درد و در یک کلمه اسلام آمریکایی باشد. هنردر مدرسه عشق نشان دهنده نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسیم تلخکامی گرسنگانِ مغضوب قدرت و پول است.  هنرمندان ما تنها زمانی می‏ توانند بی‏ دغدغه کوله بار مسولیت و امانتشان را زمین بگذارند که مطمئن باشند مردمشان بدون اتکا به غیر، تنها و تنها در چهارچوب مکتبشان، به حیات جاویدان رسیده‏ اند.» سید مهدی صدرالساداتی، فعال فرهنگی در این باره نوشت: «کشتی ای که نه می شود سوارش شد، نه می توان از قرآن آن استفاده کرد و فقط روی اعصاب مردمی است که با چند گرم از این کشتی زندگی شان زیر و رو می شود. مگر در تفکر الهی طلا و نقره چقدر ارزشمند است که شما با طلا تعظیم شعائر می کنید؟ خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید «اگر (تمکّن کفّار از مواهب مادی) سبب نمی‌شد که همه مردم امت واحد (گمراهی) شوند، ما برای کسانی که به (خداوند) رحمان کافر می‌شدند خانه‌هایی قرار می‌دادیم با سقف هایی از نقره و نردبان هایی که از آن بالا روند» (زخرف ۳۳) خب این کار اگر ارزشمند بود که خدا برای کفار نمی کرد!!؟ اگر سقف خانه طلا و نقره در این دنیا برای کسی تعظیم محسوب می شود که خدا نعوذ بالله خودش تعظیم کفار نمی کند! اتفاقا باید می فرمود سقف خانه پیامبر (ص) را از طلا می ساختم (تعظیم شعائر) ، نه اینکه درست برعکس !!!  آدم از تعجب شاخ در می آورد که آقایان دقیقا خود قرآن که سوره زخرف در آن است را به همان شکل تعظیم می کنند! الله اکبر از فهم معارف!! تمجید می کنند از این کشتی مطلا تا یک هنرمند دیگری به فکر بیافتد که چه اسراف کاری با طلا و دین می شود کرد و رفت پیش یک شیخ یا سید معمم و از آن رو نمایی کرد!؟» سید محمود رضوی، تهیه کننده سینما نیز نوشت: «مردم نان ندارند قرآن مطلا رونمایی می شود! خوب شد مشخص شد از قم تا تهران از علما تا زعما همه ماشاالله از درد مردم بی اطلاعند.» در ادامه این اعتراضات و  واکنش های منفی روابط عمومی آستان قدس با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که قرآن کشتی مطلا با هزینه شخصی ساخته شده و این آستان حمایت مادی از آن نداشته است. اما این باز هم چندان آتش انتقادات را کم نکرد و موضوع همچنان مورد واکنش افراد کارشناس و عموم جامعه واقع شد. در پی این واکنش ها، علی اصغر موسویان سازنده این اثر هنری به دفاع از خود پرداخت و در گفتگو با رسانه ها گفت: «برای ساخت این کشتی مطلا حدود ۴۰ میلیون تومان هزینه شده که همه این پول را خودم از اموال خودم پرداخت کرده‌ام و هیچ کمک دولتی و مردمی در این راستا دریافت نکرده‌ام. البته این بزرگ‌ترین افتخار برای من است که اموالم را در این راه خرج کنم زیرا می‌توانستم این پول را به جای تولید اثر هنری، صرف امورات زندگی و خانواده‌ام کنم. این را هم بگویم تمام محصولاتی که من ساخته‌ام از روز اول یعنی از حدود ۲۶ سال قبل همه با هزینه‌های شخصی بوده و همه این آثار به حرم مطهر حضرات معصومین(ع) اهدا شده است و از هیچ یک از این آثار نفع مالی نداشته‌ام.» وی با گلایه از هجمه‌هایی که اخیراً برای ساخت این کشتی بر علیه‌اش شده است،‌ گفت: «متأسفانه برخی از دوستان دانسته یا نادانسته هجمه‌های زیادی را بر علیه این کار انجام دادند در حالی که این یک اثر هنری است و شاید در تولید آثار مختلف هنری که برای قرآن و اهل بیت(ع) هم تولید نمی‌شوند هزینه‌های بسیار سنگین‌تر از این صرف شود که بسیاری از آنها با بودجه‌های دولتی است. اما متأسفانه ساخت این اثر هنری با هزینه بسیار پایین آن هم با نیت و عشق به اهل بیت(ع) با هجمه‌های بسیاری روبه‌رو شد که کاملاً کذب،‌ دروغ و بی‌اساس است.» موسوی درخصوص فرآیند ساخت این کشتی گفت:‌ «موضوع طراحی کشتی را با برخی دوستان مطرح کردم و نهایتاً‌ بدنه اصلی کشتی با جنس چوب ساخته شد و در روی آن ورق‌هایی از جنس برنز و برنج ساخته و نصب شد تا بتوانیم آیات قرآن کریم و برخی روایات را روی این ورق‌ها حک کنیم.« سازنده کشتی مطلا از کتابت کل قرآن روی بدنه کشتی خبر داد و گفت: «سپس با سوزن فولادی کل قرآن کریم را روی بدنه کشتی حک کردیم و کلمه مقدس «الله‌اکبر» به عنوان تذهیب دور تا دور کشتی نگارش شد.« وی ادامه داد: پس از اتمام حکاکی‌های آیات قرآن و روایات برای اینکه ورق‌های برنجی و برنزی رنگش یکدست شده و به مرور زمان سیاه نشود با آب طلا روکشی بر روی آن انجام دادیم که در مجموع حدود ۱۴۰ گرم طلا برای این کار استفاده شد. همچنین ورق‌های برنزی و برنجی استفاده شده بر روی کشتی حدود ۲۵ کیلو وزن دارد و مابقی وزن کشتی که حدود ۷۰ کیلو است، چوب است. اما حجت الاسلام زائری در کانال تلگرامی خود مشکل را فراتر از ۱۴۰ گرم طلا خواند و نوشت: «بعد از اعتراض عمومی نسبت به رونمایی کشتی قرآن مطلا در قم برخی بزرگواران نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و توضیحاتی منتشر کرده اند از این قبیل که این اثر هنری کلا هفتاد کیلو وزن داشته و در ساخت آن کلا صد و چهل گرم طلا به کار رفته است! محمدرضا زائری نوشت: مگر ایراد و اشکال این کار در میزان طلای مورد استفاده در ساخت کشتی قرآنی بوده که توضیح می دهید میزان طلا فلان قدر است و مگر بحث بر سر منبع تأمین مالی بوده که شرح می دهید خود هنرمند صاحب اثر هزینه را تأمین کرده است؟ مگر ایراد و اشکال این کار در میزان طلای مورد استفاده در ساخت کشتی قرآنی بوده که توضیح می دهید میزان طلا فلان قدر است و مگر بحث بر سر منبع تأمین مالی بوده که شرح می دهید خود هنرمند صاحب اثر هزینه را تأمین کرده است؟ مگر وقتی امیر مؤمنان به کارگزار خود نامه ای عتاب آمیز نوشت و از او به خاطر شرکت در مهمانی اشرافی گلایه کرد بحث بر سر این بود که چند بشقاب بر سر سفره بوده یا هزینه شام و ناهار از بیت المال تأمین شده؟ دوستان بزرگوار! آیا واقعا متوجه نیستید که اصل و اساس این کار محل اشکال و ایراد است؟ این که بعد از سی و نه سال انقلاب اسلامی -آن هم در شهر مقدس قم- کار به افتتاح کشتی مطلا برسد دردناک و تأثر آفرین است و با ماهیت آموزه های دینی و تفکر انقلابی تعارض دارد! مگر بحث بر سر میزان طلا یا منبع تأمین مالی بوده است؟ این پاسخ ها و توجیه ها مثل این است که کسی پایش را به سمت پدرش دراز کند و هنگامی که به خاطر بی احترامی مورد انتقاد قرار گیرد پاسخ دهد من فقط پایم را هفتاد سانتیمتر دراز کرده بودم نه هفتاد و سه سانتیمتر! یا فرض کنید کسی که جیب دیگران را زده بگوید من فقط هفتاد هزار تومان دزدیدم نه هفتاد و پنج هزار تومان! اشکال از تفکری است که حضور روحانیان و معممین بزرگوار -چه رییس جمهوری و چه امام جمعه- را به جای کوخ محرومان و کلبه خرابه مستضعفان در رونمایی کشتی مطلا روا می داند و توجیه می کند! بزرگواران! اشکال از تفکری است که حضور روحانیان و معممین بزرگوار -چه رییس جمهوری و چه امام جمعه- را به جای کوخ محرومان و کلبه خرابه مستضعفان در رونمایی کشتی مطلا روا می داند و توجیه می کند! بحث بر سر رفتار و کرداری نمادین است که قرآن کریم را در ورق طلا یا صفحه نقره منحصر می سازد و ما را به نقش و نگار دین سرگرم می کند، در همان حال که از عمل به قرآن در صحنه های زندگی غافل هستیم. مسأله غفلت از قرآن در عمل و مشغول شدن به آن در ظاهر است و به دلیل همین نقش نمادین اگر مثلا این رونمایی در موزه فلان مؤسسه هنری در اروپا و با حضور غیر روحانیان از مسلمانان ساکن اروپا رخ می داد هیچکس ایرادی نمی گرفت! اگر یک کت و شلواری کراواتی در «رم» از آن رونمایی می کرد خیلی فرق داشت با رونمایی آن با حضور یک عمامه به سر در «قم» و آن هم در شرایطی که میلیونها نفر از مردم مسلمان و صاحبان همین قرآن به خاطر چند میلیون تومان و چند صد هزار تومان گرفتار فقر و فحشا هستند! من البته کاملا به نیت و قصد هنرمند محترم صاحب اثر و همه دوستان و همراهان او -که برخی را می شناسم و به صدق نیت و تلاش و همت شان آگاهم- اطمینان دارم اما بیایید بدبینانه قضاوت کنیم و از خود بپرسیم آیا امکان ندارد روزی کسی بیاید و از جیب خودش هزینه کند تا ما را به دست خود دچار حرکت ها و رفتارهایی سازد که با روح فرهنگ علوی و اساس رویکرد انقلابی منافات دارد؟ مگر در طول تاریخ شیعه و لااقل در تاریخ معاصر -از دوره مرحوم آقاسید ابوالحسن اصفهانی تا کنون- کم بوده اند افرادی که یا با نقشه های طراحی شده سفارت انگلیس یا با نیات صادقانه فردی خواسته اند برای مرجعیت تقلید و زعامت حوزه هدیه ای بیاورند و عکسی بگیرند و ... و مگر برای رنگ کردن دیوار حسینیه جماران به مرحوم امام راحل کم اصرار کردند و مگر نبود یکی از مریدان و مقلدان ثروتمند مرحوم شهید سیدمحمدباقر صدر که می خواست برای ایشان از پول حلال خودش خانه بخرد اما هرچه کرد ایشان نپذیرفت و تا زمان شهادت مستأجر باقی ماند؟ دوستان بزرگوار، به خدا بحث بر سر گرم طلای به کار رفته در کشتی مطلا نیست، نگرانی از مسیری است که داریم به نام دین و حوزه و انقلاب و روحانیت می رویم. با نظر به واکنش های مختلف نسبت به این امر باید گفت مشخص شد که میزان طلا مساله ای نیست، مساله نفس عمل و سمت و سویی است که از این دست اتفاقات و کارهای قرآنی شکل می گیرد. در این مسیر فرقی میان قرآن طلا و قرآنی نوشته شده بر روی دانه برنج نیست چرا که قرآن تنها یک ظاهر نیست که البته ظاهر زیبا در جذب به آن موثر است اما قرآن باطنی دارد که تمام مردم جامعه نسبت به فهم آن باید احساس تکلیف کنند و مسئولان باید نسبت به فرامین الهی در جامعه کوشا باشند و در این بین نیز وقتی جامعه ای دست به اداهای دینی از جمله رونمایی چنین قرآنی بزند کاریکاتوری از مسائل مقدس خلق خواهد کرد که اعتقاد هنرمند نسبت به ثبت و انجام اثرش را از بین برده و باعث موجی از تقابلات منفی و تعارضات همراه با واکنش های تند می شود. با توجه به بحث و گفتگوهایی که در چند روز اخیر در باره نگارش قرآن با طلا رخ داده علی نصیری، رئیس موسسه معارف و وحی و خرد طی یادداشتی این مسئله را از منظر اهل بیت و علمای اسلام مورد بررسی قرار داده است. وی می نویسد: «مرحوم شیخ حر عاملی در کتاب تجارت بابی را با این عنوان گشوده است «بَابُ أَنَّهُ یُکْرَهُ أَنْ یُعَشَّرَ الْمُصْحَفُ بِالذَّهَبِ ...َ جَوَازِ کَوْنِهِ مُخَتَّماً بِالذَّهَبِ وَ تَحْلِیَتِهِ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» که دو روایت ذیل در این باب ناظر به بحث ماست:  طبق این روایت علامت گذاری در پایان هر ده آیه با طلا که گویا در عصر اهل بیت (ع) رواج پیدا کرده بود، مکروه اعلام شده است ۱- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ یُعَشِّرُ الْمَصَاحِفَ بِالذَّهَبِ فَقَالَ لَا یَصْلُحُ فَقَالَ إِنَّهُ مَعِیشَتِی فَقَالَ إِنَّکَ إِنْ تَرَکْتَهُ لِلَّهِ جَعَلَ اللَّهُ لَکَ مَخْرَجاً. سند روایت موثقه است.  سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ یُعَشِّرُ الْمَصَاحِفَ بِالذَّهَبِ؛ یعنی فردی که پایان هر ده آیه علامتی طلانشان می گذارد و از این طریق زندگی خود را می گذراند.  قوله «یعشر المصاحف» التعشیر أن یجعل علی رأس کل عشر آیات علامة وینقش ویزین. فَقَالَ لَا یَصْلُحُ؛ صلاح نیست تعبیری از کراهت است.  فَقَالَ إِنَّهُ مَعِیشَتِی فَقَالَ إِنَّکَ إِنْ تَرَکْتَهُ لِلَّهِ؛ ترک کار باید خالصانه و برای خداوند باشد.  جَعَلَ اللَّهُ لَکَ مَخْرَجاً؛ اگر کسی کاری ناروا را به خاطر خداوند رها کند، خداوند راه گریزی برای او می گذارد. حاکمیت روح توحید در سیره قولی و عملی اهل بیت (ع) مشهود است. طبق این روایت علامت گذاری در پایان هر ده آیه با طلا که گویا در عصر اهل بیت (ع) رواج پیدا کرده بود، مکروه اعلام شده است.  روایت دوم به این شرح است؛ از این که امام صادق (ع) نگارش قرآن با طلا را عیب گرفت و فرمود بهتر آن است که قرآن را با همان روش سابق و با قلم بنگارید، نشان می دهد که آنان با نگارش قرآن با طلا موافق نیستند ۲- وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَرَّاقِ قَالَ: عَرَضْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع کِتَاباً فِیهِ قُرْآنٌ- مُخَتَّمٌ مُعَشَّرٌ بِالذَّهَبِ وَ کُتِبَ فِی آخِرِهِ سُورَةٌ بِالذَّهَبِ فَأَرَیْتُهُ إِیَّاهُ فَلَمْ یَعِبْ فِیهِ شَیْئاً إِلَّا کِتَابَةَ الْقُرْآنِ بِالذَّهَبِ فَإِنَّهُ قَالَ لَا یُعْجِبُنِی أَنْ یُکْتَبَ الْقُرْآنُ- إِلَّا بِالسَّوَادِ کَمَا کُتِبَ أَوَّلَ مَرَّةٍ. وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَرَّاقِ‏ مِثْلَهُ. عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَرَّاقِ؛ نام خود گواه است که شغل پدر و پسر صحافی بوده است.  قَالَ: عَرَضْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع کِتَاباً فِیهِ قُرْآنٌ- مُخَتَّمٌ؛ مهر و موم شده. مُعَشَّرٌ بِالذَّهَبِ؛ سر هر ده آیه طلاکوب شده است. پیداست در دوران اهل بیت (ع) تذهیب قرآن و نقش و نگار کردن آن رواج داشته است.  وَ کُتِبَ فِی آخِرِهِ سُورَةٌ بِالذَّهَبِ؛ افزون بر تذهیب در پایان هر ده آیه، یک سوره در آخر قرآن با طلا نگاشته شده بود.  فَأَرَیْتُهُ إِیَّاهُ فَلَمْ یَعِبْ فِیهِ شَیْئاً؛ عیبی در آن نگرفت.  إِلَّا کِتَابَةَ الْقُرْآنِ بِالذَّهَبِ؛ قرآن نباید با طلا نگاشته شود.  فَإِنَّهُ قَالَ لَا یُعْجِبُنِی أَنْ یُکْتَبَ الْقُرْآنُ- إِلَّا بِالسَّوَادِ کَمَا کُتِبَ أَوَّلَ مَرَّةٍ؛ قرآن را با همان مرکب سیاه که در گذشته رایج بود، بنگارند.  از این که امام صادق (ع) نگارش قرآن با طلا را عیب گرفت و فرمود بهتر آن است که قرآن را با همان روش سابق و با قلم بنگارید، نشان می دهد که آنان با نگارش قرآن با طلا موافق نیستند.  مراجعه به آراء فقهاء نیز نشان می دهد که برخی از آنان تذهیب قرآن و کتابت آن با طلا را حرام ولی عموماً مکروه می دانند.  یکی از دلایل این امر آن است که آموزه های دینی از دور بودن تمام مظاهر دینی از پیرایه های دنیوی تاکید دارند.» بر همه اینها باید افزود که آیا ارائه چنین تصویری از فعالیت های قرآنی باعث ایجاد تصوری غلط از فضای قرآنی و فعالیت های قرآنی سودمند نخواهد شد؟ فعالیت های که علی رغم بی توجهی مسئولین و کاهش بودجه همچنان به کار خود ادامه می دهند تا روح قرآن و معارف قرآنی و انس با قرآن را در جامعه ترویج کنند. ]]> فرهنگ Sun, 21 Jan 2018 07:03:20 GMT http://deabel.org/vdcfttdm.w6d0yagiiw.html طلب شفاعت از امام هشتم در ترکیب‌بند محتشم کاشانی http://deabel.org/vdceen8x.jh8wzi9bbj.html عمده شهرت محتشم کاشانی (شاعر سده دهم هجری و هم‌دوره صفویه) بیشتر به دلیل دوازده بند معروف او با مطلع «باز این چه شورش است که در خلق عالم است.» بوده است. اما این شاعر به غیر از اين ترکیب‌بند، در آثار دیگر خود نیز دوستی و ارادتش را نسبت به رسول خدا (ص) و خاندان ایشان ابراز كرده است. در بند یازدهم یکی از این ترکیب‌بندها که در مرثیه خواجه عبدالغنی سروده شده است، دعای شفاعت رسول خدا و اهل بیت ایشان، از جمله حضرت علی(ع) و امام رضا(ع) در حق خواجه عبدالغنی است. شعر پیش رو بند یازدهم این ترکیب‌بند است که با هنرمندی خاصی سروده شده است:   تو را به سایهٔ طوبی و سدرهٔ جا بادا نوید آیهٔ طوبی لهم تو را بادا زلال رحمت حق تا بود بخلد روان روان پاک تو در جنت‌العلا بادا اگرچه آتش بیگانگی زدی بر من به بحر رحمت حق جانت آشنا بادا در آفتاب غمم گرچه سوختی جانت به سایهٔ علم سبز مصطفی بادا چو تلخکام ز دنیا شدی شراب طهور نصیب از کف پر فیض مرتضی بادا نبی چو گفت شهید است هرکه مرد غریب تو را ثواب شهیدان کربلا بادا دمی که حشر غریبان کنند روزی تو شفاعت علی موسی رضا بادا چو رو به جانب جنت کنی ز هر جانب به گوشت از ملک جنت این ندا بادا   که ای شراب اجل کرده در جوانی نوش بیا و از کف حورا می طهور بنوش ]]> فرهنگ Sun, 21 Jan 2018 06:43:24 GMT http://deabel.org/vdceen8x.jh8wzi9bbj.html یک سوم آموزه‌های دینی اسلام تاکید بر اخلاق‌مداری است http://deabel.org/vdcb8sbf.rhb58piuur.html اینکه در آداب رفتار اسلامی حتی بر حق مجرم تاکید شده، از ویژگی‌های دینی است که سراسر محبت و رحمت و رأفت است. اخلاق اسلامي در برقراری روابط اجتماعی، موضوع گفت‌وگوي خبرگزاري رضوي با حجت‌الاسلام مسعود آذربايجاني دانشیار گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است که در ادامه مي‌خوانیم. یک سوم آموزه‌های اسلامی دعوت به رعایت اخلاق است حجت‌الاسلام مسعود آذربايجاني، دانشیار گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با يادآوري تاکید آموزه‌هاي قرآني بر دوری از رذیلت‌های اخلاقی، گفت: بیش از یک سوم آموزه‌های دینی و محورهای قرآنی به موضوع اخلاق اجتماعی و معاشرت‌های اجتماعی اشاره مستقیم دارد. روابط اجتماعی از منظر خداوند متعال ودین اسلام به قدری اهمیت دارد که برخی از سوره‌های قرآن به صورت مستقیم به آن اشاره کرده‌اند. وي با بيان اينكه اهمیت رفتارهای مطلوب و نهی از رفتارهای ناشایست، از ویژگی‌های مهم و محورهای قابل توجه در سوره مبارکه حجرات است، افزود:  خداوند متعال در سوره حجرات با پرداختن به محورهای رذیلت‌های اجتماعی که منجر به از بین رفتن معاشرت صحیح اجتماعی می‌شود انسان‌ها را به خودداری از رفتارهایی چون غیبت کردن از دیگران، تجسس در کار یکدیگر، صدا کردن یکدیگر با القاب زشت و تهمت زدن به دیگران دعوت کرده است. این موارد به قدری مهم است که قرآن کریم، مومنین و براداران ایمانی را به شدت از آنها برحذر داشته و بر دوری از آن تاکید دارد. جایگاه والای معاشرت در روایات اسلامی این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه موضوع معاشرت جایگاه ویژه‌ای در روایت‌های بزرگان دین دارد، خاطرنشان كرد: موضوع معاشرت به قدری در آداب اسلامی مهم است که بسیاری از بزرگان دین و علمای اسلام در کتاب‌های خود به آن پرداخته و بر رعایت آن تاکید کرده‌اند که از آن میان می‌توان به موضوعاتی که در باب معاشرت در کتاب اصول کافی آمده است اشاره کرد. در روایات اسلامی، مسلمانان همواره بر دوری گزیدن از حرکت به سمت لغزشگاه‌هایی که منجر به سقوط اخلاقی می‌شوند ترغیب شده‌اند؛ چرا که برخی لغزشگاه‌ها می‌تواند روابط اجتماعی را به چالش کشیده و آسیب‌های زیادی به حریم فردی، خانوادگی و اجتماعی وارد کنند. برقراری ارتباط اجتماعی، عمل نیکو است حجت‌الاسلام مسعود آذربایجانی استاد حوزه و دانشگاه  در ادامه با اشاره به برخی مسائل کوچک اما پر اهمیت معاشرت از دیدگاه اسلام، گفت: مسائل اخلاقی و روابط اجتماعی در اسلام به قدری ارزشمند است که حتی بر جزئی‌ترین موارد روابط اجتماعی از جمله چگونگی انجام تحیت، مصافحه و در آغوش کشیدن هم حدود 10 دستور آمده است. اینکه فرد سلام‌کننده تا چه میزان ثواب می‌کند و پاسخ‌دهنده از چه مقدار ثواب برخوردار می‌شود؛ اینکه اسلام برای هر یک از موارد یاد شده ویژگی و پاداشی قائل شده است، به دلیل اهمیت آن است. حتی در قرآن بر این موضوع تاکید شده است که حتما باید پاسخ سلام داده شود و شما موظف هستید در پاسخ سلام فرد مقابل با جواب (سلام علیکم) روابط اجتماعی ایجاد شده را توسعه دهید، حتی توسعه کلامی نیز اهمیت دارد. با غیرمسلمانی که عناد ندارد دشمنی نکنید این  کارشناس دینی در ادامه گفت: اسلام حتی برای مصافحه و در آغوش گرفتن مسافر و برقراری روابط گرم با مسافر دستوراتی دارد بنابراین با توجه به اهمیتی که دین اسلام برای رفتارهای اجتماعی قائل شده است، درمی‌یابیم كه نه تنها در برابر اطرافیان و خانواده خود مسوول توسعه روابط سالم هستیم بلکه این موضوع در وسعت بزرگتری توصیه شده است. در آموزه‌های دینی به معاشرت اجتماعی و رعایت ادب و نزاکت بسیار تاکید شده است، حتی از بعد دیگر طبق آیاتی که در سوره ممتحنه آمده است، مسلمانان نباید نسبت به غیرمسلمانان که با آنها سر جنگ ندارند بدرفتاری کنند بلکه خداوند مسلمانان را به رعایت قسط و عدالت و توجه به نیکی کردن و حفظ ادب با غیرمسلمانان دعوت می‌کند و دستور می‌دهد با آنها هم به نیکی رفتار کنید. پس رعایت ادب و نیکی حتی با دشمنان و مخالفین، دستور قرآنی است. هرگز به دشمن هم دشنام ندهید آذربایجانی درباره رفتار امام علی(ع) در برخورد با دشمنان، گفت: در جنگ صفین که دشمنان به امام علی(ع) دشنام می‌دادند، اصحاب امام که از دیدن چنین رفتاری آزرده‌خاطر شده بودند در صدد برآمدند تا به صورت متقابل به آنها دشنام دهند که حضرت آنها را از این کار به شدت برحذر داشت و به آنان تاکید کرد که ما با آنها در نبرد هستیم اما هرگز حق دشنام دادن به آنها را نداریم. در آداب حقوق اسلامی به صراحت به این موضوع تاکید شده است که حتی نسبت به فرد محکوم نیز حق بدرفتاری و توهین ندارید، چرا که حد متهم بر او جاری می‌شود بنابراین باید بر طبق مقررات وعاری از هر گونه بی‌احترامی حتی با متهم رفتار شود. الفاظ برخی رسانه‌ها غیرشرعی است حجت‌الاسلام آذربایجانی در بخش ديگر اين گفت‌وگو با انتقاد از بی‌توجهی رسانه‌های کشور در ترویج الگوی رفتاری اسلامی، گفت: طبعا آنچه به عنوان رفتار فردی، اجتماعی و خانوادگی مشاهده می‌کنیم در بسیاری از جهات بر خلاف آموزه‌های اسلامی است. امروز رسانه که باید اشاعه‌دهنده الگوی مطلوب اسلامی به جوانان و نوجوانان باشد از تعابیر و الفاظی استفاده می‌کند که در شأن رفتار جامعه اسلامی نیست. حق مجرم در آداب رفتاری محفوظ است وی در خصوص حق مجرم در رعایت آداب معاشرت اجتماعی نيز خاطرنشان شد: به عنوان مثال در موضوع کسانی که آرامش جامعه را در اغتشاشات به هم می‌زنند، حق برخورد قانونی با آنها وجود دارد اما توهین و هتک حرمت دیگران محکوم و از منظر اسلام به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. شاید یکی از دلایل اینکه هیجانات عده‌ای در فضای مجازی برای توهین کردن افزایش یافته است رواج توهین و آسان‌انگاری آن در جامعه است که آن را به امری معمول و به دور از قبح تبدیل کرده است. آذربايجاني افزود: قرآن مجید به صراحت بر این موضوع تاکید می‌کند که حتی به  کسانی که غیر خدا را می‌پرستند نباید دشنام دهید چراکه منجر به اهانت کردن آنها به اسلام و مقدسات اسلامی می‌شوید. توهین کردن و توهین شنیدن یک استدلال عقلی کاملا منطقی است که اگر شما دشنام دهید آنها هم به مقدسات و امور مورد احترام شما دشنام می‌دهند، بنابراين نباید حتی نسبت به دشمنان خلاف رفتارهای اجتماعی نیکو برخورد داشته باشیم. مسوولین مراقب رفتارهای خود در شبکه‌های مجازی باشند حجت‌الاسلام دکتر مسعود آذربایجانی در پایان اظهار داشت: واجب است که آداب حضور در شبکه‌های اجتماعی را به فرزندان‌مان بیاموزیم تا آنها بدانند که حتی در فضای مجازی نیز باید رفتار مناسب و در شأن یک مسلمان داشته باشند. مسئوولین نیز در این مورد باید مراقب رفتار و بیان خود باشند چراکه آنها بیشتر از سایرین زیر ذره‌بین نگاه مردم قرار دارند و اصولا الگوهایی برای جامعه به شمار می‌روند بنابراین مردم به راحتی از رفتارها و گفتارهای آنها عبور نمی‌کنند.   ]]> فرهنگ Sat, 20 Jan 2018 10:21:58 GMT http://deabel.org/vdcb8sbf.rhb58piuur.html دوست دارم شمع باشم/ علامه امینی گفت اگر منبر بروم تمام هیأت‌ها تعطیل می‌شوند http://deabel.org/vdci3wap.t1aru2bcct.html خیمه: حبیب‌الله فرزند محمدحسین در سال ۱۳۰۲ش در تبریز به دنیا آمد. شش ساله بود که همراه خانواده‌اش به تهران مهاجرت کرد. چایچیان تحصیلات خود را در تهران در مدرسه ایران و آلمان به پایان رساند، سپس به استخدام بانک ملی ایران درآمد. او که اهل ذوق و شعر بود پس از آشنایی با علامه امینی اشعار غیر مذهبی خود را از بین برد و تا پایان عمر برای ائمه شعر گفت. شاید امتیاز حسان پیش و بیش از توانایی او در سرایش اشعار و قوت آثارش به متقدم بودن او در این حوزه بازمی‌گردد، چنانکه در آن زمان کمتر شاعر مذهبی متمرکز و اهل‌بیتی پیدا می‌شد و حسان پیشتاز این عرصه بود و به نحوی خط شکن. استاد حبیب الله چایچیان در روز پنج‌شنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ش درگذشت. آنچه می‌خوانید به همت دوستان در مجمع شاعران انجام گرفته و باید از یاری مخلصانه جواد حیدری و جواد هاشمی صمیمانه قدردانی کنیم.   تخلص «حسان» که شما برای خودتان انتخاب کرده‌اید از کجا آمده است؟ تخلص از خلاصه می‌آید و تمام مشخصات انسان را در یک الی دو کلمه دربر دارد. منتها شرایطی دارد؛ تخلص باید کوتاه باشد تا بتوان در همة قالب‌ها و ردیف‌ها آن را به کار برد. شعرای بزرگ و کوچک هر کدام تخلصی دارند. خدا شعرای بزرگ گذشته و حاضر را رحمت کند به ویژه شعرای شهر مشهد را که به دلیل توجه حضرت رضا (ع) شعرای آیینی بسیاری دارد. وقتی به همراه مادر و مادربزرگم برای اولین بار به کربلا مشرف و وارد حرم شدم، فهمیدم که اینجا جای استجابت دعاست با خودم گفتم؛ چه چیزی از ایشان بخواهم، به ایشان گفتم که آقا حالا که شما این عنایت را کردید، لطف کنید طبع من را به مناجات، قرآن، مدح و مرثیة چهارده معصوم و پند و اندرز اختصاص دهید و تصادفاً بعدها متوجه شدم که این دعا مستجاب شد. دیوانی داشتم با موضوعات مختلف به این معنا که هر موضوعی به نظرم زیبا آمده بود به شعر درآورده و در آن قرار داده بودم. آن دیوان را به کلی با یک تصمیم خداپسندانه و با کمک امام زمان(عج) از بین بردم؛ اگر آن را از بین نمی‌بردم هر موضوعی که به نظرم می‌آمد به آن دیوان ملحق می‌شد. بعد از این تصمیم متوجه شدم که باید تخلصی انتخاب کنم که برای آینده مزاحمتی نباشد؛ بلکه مناسبت باشد به همین دلیل به قرآن متوسل شدم که سورة الرحمن آمد؛ وقتی این سوره را از ابتدا تا انتها خواندم متوجه شدم حسان تنها لغتی است که جامع و کوتاه و برای تخلص مناسب است. حسان به معنای نیکو و زیباست. معنای آن متناسب با من نبود بنابراین جست‌وجو کردم تا معنای معنوی و عاشقانه‌ای پیدا کنم، تا به کتاب لغتی رسیدم که در آن حسان به معنای حسن و حسین آمده بود. می‌خواستم به امام حسین (ع) اشاره شود که به حسنین اشاره شده بود. به نظرم زیباترین تخلص این است که حسنین در آن باشد. این اولین قدم من برای اشعار آیینی بود. مهم‌تر از همه اینکه توجه امام زمان (عج) را احساس می‌کردم که همیشه در گفتن شعر به من خط می‌داد؛ یعنی هر شعری که می‌گفتم یا به مدح اهل بیت (ع) یا به مصیبت آنها ختم می‌شد؛ به همین دلیل اشعار غیر آیینی را از بین بردم. «ای اشک‌ها بریزید»، «خلوتگاه راز» و «زمزمه‌های قلب من» سه دیوان اصلی من هستند؛ ولی قبل از این سه دیوان «گل‌های پرپر»، «خزان گلریز»، «باغستان عشق» و «سایه‌های غم» را سرودم که بعد از انتشار به «ای اشک‌ها بریزید» تبدیل شدند و به عقیدة برخی نثرش بر نظمش ترجیح دارد.   اولین دیدارتان با علامه امینی را به یاد دارید؟ چه سالی بود؟ شعری دربارة حضرت ابالفضل (ع) سبب شد تا من با علامه امینی آشنا شوم و افتخار شاگردی ایشان را داشته باشم. من وارد مسجدی شدم، واعظی بالای منبر بود و کوشش کرد که نام من را به یاد بیاورد؛ ولی یادش نیامد و گفت که صاحب «گل‌های پرپر» آمد، صلوات بفرستید. در موقع سخنرانی از اشعار فرزدق خواند و در میانة اشعار حافظه‌اش یاری نکرد و از من پرسید؛ بقیة این شعر را به یاد دارید؟ گفتم؛ آقا من شعری که امروز گفتم به یاد ندارم شما می‌پرسید هزار سال پیش فرزدق چه گفت. این خاطره حکایت شماست من می‌گویم حافظه‌ام یاری نمی‌کند آن وقت شما می‌پرسید چه سالی بود؟ کارمندی که شعبة ارز مشهد را اداره می‌کرد به مسافرت رفت و کسی که باید آنجا را اداره می‌کرد باید زبان خارجی می‌دانست؛ بنابراین من هر سال چند ماه به آنجا می‌رفتم. در یکی از این سفرها علامه امینی تشریف آوردند و من محضر ایشان رفتم و شعر خواندم. مداحی در محضر مبارک علامه امینی شعری از من را با لحن بسیار زیبا خوانده بود و علامه امینی بعد از شنیدن آن که بسیار منقلب شده بود، برای دیدن من اظهار تمایل کرد؛ به محضر ایشان رفتم و حلقة اتصال و وسیلة ملاقات ما این شعر بود. این شعر زبان حالی از حضرت ابالفضل العباس (ع) دارد. من با ایشان ملاقات کردم و این ملاقات‌ها سبب استفادة بیکران من از ایشان شد؛ مطالبی که ایشان می‌گفت در اشعارم منعکس می‌کردم. شعر از من، ولی مطالب از ایشان بود؛ مثلاً ایشان گفته بود که اگر خواستید وارد حرم شوید و مطمئن باشید که حضرت فوری به شما توجه می‌کند، بگویید؛ السلام علیک یابن فاطمه الزهرا؛ اگر این جمله را بگویید حضرت فوری به شما توجه می‌کند؛ چون می‌خواهد بداند چه کسی است که نام مادرش حضرت زهرا (س) را آورده است. این نکته‌ها که گاهی در اشعارم منعکس شده‌اند به دلیل حضور ایشان است. آن شعر که حلقة اتصال من و علامه امینی بود وصف حال حضرت ابالفضل العباس (ع) است که دور خیمه‌ها می‌گردد و خطاب به حضرت سیدالشهدا (ع) عرض می‌کند؛ «دوست دارم شمع باشم تا که خود تنها بسوزم بر سر بالینت امشب از غم فردا بسوزم دوست دارم هاله باشم تا ببوسم روی ماهت یا شوم پروانه از شوق تو بی‌پروا بسوزم دوست دارم ماه باشم تا سحر بیدار باشم تا چو مشعل بر سر راهت در این صحرا بسوزم دوست دارم سایه باشم تا در آغوشم بخوابی چشم دوزم بر جمالت، زان رخ گیرا بسوزم دوست دارم لاله باشم بر سر راهت نشینم تا نهی پا بر سرم وز شوق سر تا پا بسوزم دوست دارم خال باشم بر رخ مهر آفرینت از لبت آتش بگیرم تا جهانی را بسوزم دوست دارم خار باشم دامن وصلت بگیرم تا ز مهر آتشین‌ات ای گل زهرا بسوزم دوست دارم ژاله باشم من به خاك پایت افتم تا چو گل شاداب باشی و من از گرما بسوزم دوست دارم خادمت باشم كنم دربانیت را دل نهم در بوتة عشقت شها یكجا بسوزم دوست دارم اشك ریزم تا مگر از اشك چشمم تو شوی سیراب و من خود جای آن لب‌ها بسوزم دوست دارم كام عطشان تو را سیراب سازم گرچه خود از تشنه كامی بر لب دریا بسوزم دوست دارم دستم افتد تا مگر دستم بگیری لحظه‌ای پیشم نشینی تا سپندآسا بسوزم دوست دارم در دلم افزون شود مهرش حسانا تا ز داغ حسرت آن تشنه‌لب سقا بسوزم»   معتقدم کرم حضرت ابالفضل (ع) بیشتر از آن بود که به واسطة این شعر به من صلة دنیوی یا اخرویِ معمولی بدهد. صلة این شعر ملاقات علامه امینی بود. خوب است بدانید که کتاب فاطمه الزهرای علامه امینی را دوست عزیز از دست رفته‌ام آقای دستمالچی با زحمت فراوانی ضبط کرد و به دست من پیاده شد.   با آقای دستمالچی چگونه آشنا شدید؟ پیش از من ایشان با علامه امینی ارتباط داشت. عشق و علاقة وافری به پیامبر (ص) و آل ایشان داشت و به دلیل همین عشق و علاقه دنبال علامه امینی می‌رفت؛ حتی گاهی کارهای خود را رها و به کارهای ایشان رسیدگی می‌کرد. آقای دستمالچی هم از طرف مادری و هم از طرف پدری با من نسبت فامیلی دارد. پدر آقای دستمالچی دوست صمیمی پدرم بود و به خانة پدری‌ام در خیابان شاپور رفت و آمد می‌کرد به یاد دارم خانة پدرم پر از درختان توت بود که پدرم به باغبان دستور می‌داد تا برای پدر آقای دستمالچی توت بیاورد.   این نوارهایی که به کتاب تبدیل شد در مشهد ضبط شده‌اند یا در تهران؟ در کتابم نوشته‌ام که در آن زمان که علامه امینی ساکن نجف اشرف بود و تابستان هر سال به تهران می‌آمد عارفی نکته‌دان، استاد ولایت و عرفان، عاشقِ دلباختة عطرت و قرآن و دوست بزرگوارم حاج کریم دستمالچی در انجام امورِ مربوط به ایشان و کتابخانة حضرت امیرالمؤمنین (ع) شبانه‌روز کوشا بود و در راه خدمت علامه امینی به اهداف مقدس او، آنچه در توان داشت صمیمانه ایثار می‌کرد. در یکی از این سفرها آن دوست ارجمند با همتی عارفانه و با اصرار و پیگیری مداوم و عاشقانه علامه امینی را مهیا ساخت تا مطالبی بسیار جالب دربارة مقام ولایت کبرای حضرت صدیقة زهرا (س) بیان فرماید در حالی که آن عارف ربانی تنها مخاطب گفتار علامه امینی بود. آن مطالبِ بسیار ارزنده در نوارهای منحصر به فرد ضبط شد تا بیش از 15 سال با دقت و علاقه‌ای کم‌نظیر توسط ایشان نگهداری شد. طی این مدت، آنان که از وجود این نوارها مطلع بودند بی‌صبرانه تکثیر نوارها یا پیاده کردن گفتار را درخواست می‌کردند تا به صورت کتابی در دسترس همه قرار گیرد و چون مطالبِ عالمانة مذکور به طور خصوصی خطاب به یک نفر ایراد شده بود بدون اینکه در این مورد به مراعات نظم و دقت کامل در جمله‌بندی و ادای کلمات چنان‌که در سخنرانی‌های رسمی و عمومی معمول است، نیازی باشد؛ بنابراین به نظر رسید که بهتر از تکثیر نوارها همان پیاده کردن نوارهاست تا تنظیم جملات و بازنویسی کامل آن گفتار بدون اینکه در مفهومِ آن مطالبِ سنگینِ عالمانه و پربار تغییری حاصل شود. در همان ایام که دوست بزرگوارم تصمیم به پیاده کردن نوارها گرفت و مرا برای این کار مهم انتخاب کرد و در تسریع انجام آن تأکید و اصرار داشت شبی در یک رؤیای صادقه (در مشهد) علامه امینی را دیدم که بر فراز تختی نشسته است و جمعی از علاقه‌مندان و عاشقان مقام والای حضرت زهرا (س) بر گرد او نشسته و بی‌تابانه درخواست انتشار آن فرمایشات را داشتند، همان‌گونه که علامه امینی در زمان حیاتش با لحنی زیبا و دلنشین دستور می‌داد در مجالس علمی و آموزنده‌اش به قرائت اشعارم مفتخر شوم در آن رؤیای صادقه نیز در حالی که با دست به سوی من اشاره می‌کرد، فرمود؛ حسان مأمور انجام این کار است. من آنچه در توان داشتم در انجام این مأموریت مقدس و معنوی به کار بردم گاهی برای نگارش عبارت نامفهوم و کلمات نامأنوس و اسامی صدها مؤلف و آثارشان که علامه امینی آنها را با مهارت، سرعت و تسلط کم‌نظیری ادا فرموده است حتی بیش از ده بار به نوار آن گفتار گوش داده‌ام با وجود این هر سهو و نارسایی و اشتباهی در این کتاب گرانبها به نظر خوانندگان عزیز برسد از منِ ناچیز است.   این کتاب را در مشهد در کنار آقای دستمالچی از روی نوار پیاده کردید؟ نه. در تهران و در غیاب ایشان پیاده کردم. من به فرزندان علامه امینی اختیار دادم که آن‌طور که حساسیت دارند در آن تغییرات اعمال کنند؛ من اذعان می‌کنم که شایسته بود این گفتار سنگین، عالمانه، پربار و جاودانه با شرح و تفسیر و حواشی مفصلی پیاده شود تا بهتر حق مطلب ادا گردد؛ ولی با توجه به اینکه حتی قرآن که کلام خدا در والاترین سخن‌هاست؛ اگر فقط به صورت تفاسیر بسیار مفصل چاپ و منتشر می‌شد عدة کثیری که حوصله و مجال کمتری برای مطالعه دارند همواره از فیوضات بی‌پایان آن بی‌بهره می‌ماندند و به همین جهت است که در تمام قرون و اعصار کلام خدا به طور ساده با ترجمه و تفسیر مفصل به هر سه صورت چاپ و در دسترس و مورد استفادة عموم قرار داده شده است. من نیز با پیاده کردن متن این گفتار فقط قدم اولیه را در نشر این اثر برداشته‌ام و به نظرم صلاحیت شرح و تفصیل و حاشیه‌نویسی مطالب این کتاب را بیش از هر کس دو استاد محقق و دانشمند حجت‌الاسلام حاج آقا رضا امینی و حجت الاسلام حاج آقا هادی امینی فرزندان ارجمند علامه امینی دارا می‌باشند که امید است در آینده به این امر مهم اقدام فرمایند. البته دو فرزند دیگر علامه امینی یعنی محمد و احمد این کار را به بهترین نحو انجام دادند. چقدر طول کشید تا کتاب فاطمه‌الزهرا آماده شود؟ خیلی طول کشید؛ چون به دقت بسیار زیادی نیاز داشت؛ اگر یکی از روایات آن را بخوانم متوجه می‌شوید که چقدر مشکل است. آقای دستمالچی نوارها را از ترس اینکه به نحو خوبی پیاده نشوند در اختیار کسی قرار نمی‌داد؛ وقتی علامه امینی صحبت می‌کرد من به همراه دو نفر دیگر از همکاران بازاری آقای دستمالچی حضور داشتیم. ایشان از نوارهای ریلی بزرگ برای ضبط سخنان علامه امینی استفاده می‌کرد. مشکل سخنرانی‌ها این بود که وقتی علامه امینی سخنرانی می‌کرد بچه‌های کوچک یعنی احمد آقا و محمد آقا می‌آمدند و شیرین‌زبانی می‌کردند و علامه امینی به دلیل عشق پدری آنها را در آغوش می‌گرفت و آنها را می‌بوسید و اینها هم ضبط می‌شد و نمی‌شد که ضبط را متوقف کنیم؛ اگر خدای ناکرده به فکر بعضی می‌افتاد که این سخنان را پخش کنند لطمة بزرگی به موقعیت علامه امینی می‌خورد. لطف خدا بود که آقای دستمالچی آنها را نگه داشت تا پخش نشوند؛ اگر افرادی این نوارها را در آن سوی کرة زمین می‌شنیدند با خود می‌گفتند که این چه عالمی است که وسط منبرش بچه‌هایش را در آغوش می‌گیرد و بازی می‌کند.   الان این نوارها در اختیار شماست؟ نه در اختیار آقای دستمالچی بود؛ حتی اصل آن را به من نداد. حتی به علامه امینی هم نداد. علامه امینی از آقای دستمالچی خواست که نوارها را به او بدهد تا آنها را مرور کند. آقای دستمالچی گفت که حضرت آقای امینی نوارها مال من است و حرف برای شماست. نمی‌خواهم نوارها را بدهم. شبی خواب دیدم که به من مأموریت داده‌اند که نوارها را پیاده کنم؛ بنابراین با آقای دستمالچی تماس گرفتم و او گفت که اتفاقاً امروز تصمیم گرفته‌ام که اینها پیاده شوند. علامه امینی در وصیت‌نامة خود به آقای دستمالچی اختیاراتی داده بود تا چنین کند.     آقای دستمالچی خیلی سال پیش‌تر از شما با علامه امینی آشنا بودند؟ دوباره سراغ حافظة من رفتید. یقیناً و یقیناً آقای دستمالچی سابقه‌اش از من بیشتر بود. آقای دستمالچی کارگشای جنبه‌های مادی علامه امینی و کارگشای کتابخانة علامه امینی هم بود. زحمتی که آقای دستمالچی کشید کمتر کسی کشید.   برای آقای دستمالچی هم شعر گفته بودید؟ برای آقای امینی شعر گفتم. اخیراً کاروانی به سمت نجف حرکت می‌کرد که به یکی از اعضای آن گفتم که سر قبر آقای امینی می‌روید سلام من را برسانید. او گفت که من خیلی نجف می‌روم؛ ولی ایرانی‌ها توجه ندارند که قبر ایشان کجاست. پرسیدم؛ چرا؟ گفت؛ برای اینکه علامتی ندارد. علامه امینی در کتابخانة علامه امینی دفن است. او زحمت بسیاری برای آن کتابخانه کشید. گمان می‌کنم؛ اگر این همه زحمت نمی‌کشید هنوز زنده بود. علامه امینی تعریف می‌کرد که وارد کتابخانه‌ای در هندوستان شدم که کتاب‌های بسیار عظیمی داشت متوجه شدم که اینجا خیلی کار دارم متصدی را صدا کردم و گفتم؛ چقدر می‌توانم اینجا بنشینم؟ گفت؛ یک ساعت یا دو ساعت. متصدی تصور می‌کرد که علامه یک فرد عادی است. علامه امینی گفت؛ این‌طور نه منظورم این است که کتابخانه در اختیار من باشد هر کتابی را می‌خواهم بردارم و نگاهی کنم و مطالبی را از آن بردارم. علامه امینی خود را معرفی کرد و متصدی گفت که من می‌توانم کلید را شش بعدازظهر به شما بدهم و شش صبح فردا از شما تحویل بگیرم. کافی است؟ علامه گفت؛ دیگر چاره‌ای نیست. علامه تعریف می‌کرد؛ در یکی از این شب‌ها که بی‌اندازه گرم بود کتابی را که متعلق به اهل سنت بود مطالعه می‌کردم. این کتاب بسیار مهم و در مدح اهل بیت (ع) بود. فتوکپی هم که نبود تا از آن کپی بردارم، نمی‌دانستم چه کنم؟ یک مقدار می‌خواندم، یک مقدار می‌نوشتم همین‌طور که روی زمین نشسته بودم متوجه شدم زیر پایم خیس شده است، وحشت کردم و با خود گفتم؛ حتماً یکی از لوله‌های آب کتابخانه ترکیده است و الان این کتابخانه را آب می‌گیرد. به فکر چاره بودم که دستم را زیر پایم کشیدم تا بدانم مسیر آب از کجاست؛ اما متوجه شدم که عرق بدن خودم است آنقدر نشسته و مطالعه کرده بودم و از شدت گرما عرق ریخته بودم که فرش کتابخانه خیس شده بود. آقای دستمالچی نوارهای بسیاری از علمای مختلف داشت که یکی از آنها علامه امینی بود. او دوست داشت از هر عالم و دانشمند و شاعر و مداحی نوار ضبط شده داشته باشد. نمی‌دانم این نوارها بعد از او چه شدند؛ چون فرزند نداشت.   در مورد شعری که درباره پرچم گفتید، توضیح دهید. این شعر بسیار کوچک ولی مؤثر بود. من برای علامه امینی پس از بازگشت از یک سفر شعری سرودم؛ اما ایشان من را صدا کرد و گفت که من تو را از این عاقل‌تر می‌دانستم، گفتم؛ من کار بدی نکردم. گفت؛ عوض اینکه فکرت را صرف مدح من کنی، علی (ع) را مدح می‌کردی نفعت بیشتر بود. «خداست یار علی و علی‌ست یار امینی چو بوده خدمت مولا همیشه کار امینی ز کار او نه همین شیعه مفتخر بود امروز که فخر علم جهان است شاهکار امینی زالغدیر عیان شد که از عنایت یزدان علی نهاده علومی در اختیار امینی گذشت یکه و تنها زعرض و طول زمان‌ها زمانه شد متحیر زابتکار امینی زهمتش شده برپا کتابخانة مولا فراهم آمده گنجی زاعتبار امینی گرفت مرغ زمان را اسیر قید مکان کرد علوم گرد هم آمد زپشتکار امینی به باغ عشقُ ولایت اگرچه کمترم از خار ولی سایه‌نشین گشته‌ام کنار امینی حسان به گلشن جنت چگونه ره ندهندم که باشد این دل شوریده دوستدار امینی»     لطفاً ماجرای آن چهار کتاب را هم تعریف کنید؟ اولین کتاب من «گل‌های پرپر» نام دارد. خاطرة زیبایی دارم و آن اینکه مطالب وقتی صد صفحه می‌شد آنها را چاپ می‌کردم؛ مثلاً گل‌های پرپر، خزان گلریز، باغستان عشق، سایه‌های غم. وقتی این کتاب چاپ شد به شمیران نزد مادرم رفتم تا کتابم را به او که سادات بود تقدیم کنم؛ چون این کتاب نتیجة دعا و معنویت ایشان بود. وقتی نزد مادرم رفتم گریه کرد و گفت که دیشب خواب عجیبی دیدم و آن اینکه چیزی مانند هلی‌کوپتر بالای سرم آمد و اوراقی پخش کرد و من آنقدر صبر کردم تا برگه‌ها پایین بیایند و یکی از آنها را بردارم و وقتی یکی از آنها را برداشتم، متوجه شدم که روی آن نوشته «گل‌های پرپر» و فهمیدم که این کتاب متعلق به توست. من هم کیفم را باز کردم و گفتم این هم یک برگه از آن. خدا رحمت کند مادرم را یقین دارم که این سه جلد دیوان اثر لطف خدا و چهارده معصوم (ع) و در درجة بعد اثر شیر پاک و قلب پاک و محبت بی‌پایان مادرم است.   علامه امینی وقتی به تهران می‌آمدند به خانة آقای دستمالچی می‌رفتند؟ نه. مقید نبودند که به خانة آقای دستمالچی بروند؛ ولی به محض ورود به ایشان اطلاع می‌دادند. آقای دستمالچی هم به محض اطلاع به من اطلاع می‌دادند که جمعه‌ها یک اجتماعی صورت می‌گرفت. خیلی خواهش کردند که علامه امینی در تهران به منبر برود؛ ولی علامه امینی با توجه به آن دید وسیعی که داشت مخالفت کرد و گفت منبر نمی‌روم؛ چون اگر بالای منبر بروم تمام هیئت‌های قرآنی و حسینی تعطیل می‌شود؛ چون همه عادت کرده‌اند که جمعه‌ها پای سخن من بیایند و اگر من بروم همه فکر می‌کنند که تمام شده است؛ اما بالاخره با اصرار بسیار زیاد در خانة یکی از دوستان من که فرش فروش بود و خانة بسیار بزرگی داشت ایشان موافقت کرد که یک جمعه منبر برود. ایشان منبر رفت و طبق معمول من هم احضار شدم. آن روز علامه امینی بالای منبر و آقای دستمالچی کنار منبر و من هم کنار آنها ایستادم. علامه امینی منبر رفتند؛ ولی با آن شرط که منحصر به فرد باشد. ایشان بالای منبر دربارة حضرت علی (ع) صحبت می‌کرد که یادداشتی به ایشان دادند با این مضمون که نویسنده‌ای از دانشگاه الازهر مصر به مشهد رفته و برای بازگشت به مصر به تهران آمده است و چون از حضور شما در تهران آگاهی یافته برای دیدن‌تان آمده است. آقای امینی در داغ‌ترین قسمت سخنرانی خود گفت؛ من سخنم را قطع می‌کنم تا ایشان بیاید با هم صحبت کنیم. نویسندة مصری وسط منبر آمد و آقای امینی هم پایین‌تر آمد تا با یکدیگر صحبت کنند. آقای امینی با لحن دلنشینی که داشت، گفت که بارک الله، به زهرا پناه بردی. نویسندة مصری، سنی بود. علامه امینی صحبت می‌کرد و مردم هم اشک می‌ریختند. آن نویسنده گفت که من شعری دربارة حضرت رضا (ع) گفتم و قصد کردم اولین بار نزد ایشان بخوانم؛ بنابراین به مشهد آمدم و شعر را خواندم. علامه امینی از نویسندة مصری درخواست کرد که شعرش را بلند بخواند؛ او هم شعرش را خواند. باید زمان به عقب بازگردد و شما دوباره آن جلسه را ببینید. بهشت به پای آن نمی‌رسد. بعد از اینکه نویسندة مصری شعرش را خواند علامه امینی طبق عادت همیشگی گفت؛ حسان تو هم شعرت را بخوان. من هم حافظه یاری‌ام نمی‌کرد و دفترم هم کنارم نبود. به همین دلیل به آرامی به ایشان گفتم که حضرت آقای امینی من دفترم پهلویم نیست. اصلاً گوش نمی‌داد که من چه می‌گویم؛ بنابراین به حضرت رضا (ع) متوسل شدم و گفتم که حضرت آقای امینی دیشب شعری دربارة حضرت رضا (ع) گفتم که تصادفاً تمام نیست، به ترکی گفت؛ «جانت دربیاید همان را می‌گویم؛ یعنی نمی‌فهمی من جیب تو را می‌بینم، امینی را نشناختی من آن را می‌بینم آن را بخوان». من هم شروع کردم به خواندن؛ «حاجتم بود گر چه بیت‌الله / قسمتم شد طواف کرب و بلا» این را که خواندم دانشمند مصری پایین آمد و من را در آغوش گرفت و گفت؛ «چه کار کردی؟» گفتم؛ «هیچی شعری که دیشب گفته بودم خواندم». گفت؛ «متوجه نشدی بیت به بیت شعر من را به فارسی ترجمه کردی؟».   آیا علامه امینی توصیه‌های خاصی به شعرا داشته‌اند؟ علامه امینی روز تولد حضرت علی (ع) به من گفت که حسان دربارة تولد حضرت علی (ع) در بیت‌الله شعر گفته‌ای؟ گفتم؛ بین شعرهایم گفته‌ام. ایشان گفت که این کافی نیست برای هر شاعر مذهبی واجب است که یک شعر مستقلاً برای تولد حضرت علی (ع) در بیت‌الله بگوید. من هم آن شعر کوتاه را به دستور ایشان گفتم.   آیا در سفری همراه علامه امینی بوده‌اید؟ نه.   استاد شما یک مثنوی با عنوان «زین قصه که عقل می‌شود مات» دارید. این مثنوی را به دستور علامه امینی سرودم. موضوعاتی که به علامه امینی مربوط است همه معجزه‌آساست. حال به وسیلة من باشد یا به وسیلة شما باشد یا کس دیگری باشد و این را حمل بر این نکنید که فقط به من توجه داشته است؛ مثلاً وقتی شعر من ترجمة شعر نویسندة مصری درآمد این را به حساب من می‌گذارند که بسیار خطرناک است. باید این موضوع را به حساب علامه امینی و حضرت علی (ع) بگذارید. گاهی خدمت علامه امینی می‌رسیدم و از ایشان می‌خواستم که اگر مطلبی به نظرشان می‌رسد بیان کنند تا در آن باره شعر بگویم. نزدیک سوم شعبان بود خدمت ایشان رسیدم و پرسیدم که مطلبی به نظرشان می‌رسد. علامه امینی بیان کردند که اگر بتوانی این حدیث را به شعر دربیاوری خوب است. حدیث به زبان عربی و بسیار سنگین بود. من گفتم که قبلاً مشکل یکی بود که «چه بگویم؟» و حالا مشکل دو تا شد که «این را چگونه بخوانم؟ و از کجا گیر بیاورم؟». البته علامه امینی جوابی ندادند؛ یعنی جواب ابلهان خاموشی است؛ یعنی همه چیز را نمی‌شود علنی گفت. من به خانه آمدم، جمعه بود و گاهی اشک می‌ریختم و ناراحت بودم و با خود می‌گفتم که خدایا چه کنم علامه امینی نمایندة حضرت علی (ع) و حضرت امام زمان (عج) به من گفت که فلان حدیث را به شعر دربیاورم؛ اما مضمونش در ذهنم نمانده است. همان لحظه صدای زنگ در آمد و شخصی جلوی در بود که من نمی‌شناختم. او گفت که حسان، سوم شعبان نزدیک است و من کتاب‌هایم را مطالعه می‌کردم این روایت در کامل‌الزیارات بود که به نظرم آمد آن را به شما برسانم؛ بلکه یکی از روایات آن را به شعر دربیاورید. من کتاب را در دست گرفتم و او رفت. کتاب را بالای طاقچه گذاشتم و داشتم از حال می‌رفتم و با خود می‌گفتم مگر ممکن است به این صورت عنایت شود. کتاب چاپ قدیمی و حاشیه‌هایش مشکل داشت با خود گفتم این را باز کنم و ببینم، می‌توانم آن شعر را بخوانم؛ وقتی کتاب را باز کردم همان روایت را که علامه امینی بیان کرده بود، دیدم. به ائمه (ع) توسل کردم که حال و هوای این شعر را داشته باشم و این چند بیت را بر اثر سخنان علامه امینی سرودم؛ زین قصه که عقل می‌شود مات / نقل است زکامل‌ الزیارات میلاد حسین بود و احمد / در منزل دخت خویش آمد در خانه حسین بود و زهرا / یعنی که جهان عشق بود معنا از نور جمال تازه مولود / آن خانه شده بهشت موعود احمد بنشست و سجده‌ها کرد / وز شکر خدا از این عطا کرد از شوق وصال، اشک‌ها ریخت / لبخند به اشک دیده آمیخت...   هفتة بعد که نزد علامه امینی رفتم ایشان گفت که شعرت را بخوان. اصلاً نپرسیدند که شعر را گفتی یا نگفتی، اصلاً روایت را پیدا کردید یا نکردید. این سؤالات در مکتب ایشان حل شده بود. من هم شعر را خواندم وقتی بیت «زین قصه که عقل می‌شود مات / نقل است زکامل ‌الزیارات» را خواندم علامه امینی به احترام عنایت حضرت علی (ع) ایستاد و دوباره نشست و به ترکی گفت که «به سر و گوشت نمی‌آید با این بیت شروع کنی. این کار کار امینی است نه کار تو که هنوز شروع نکرده سند ذکر کنی».     حال علامة امینی در هیئت چگونه بود؟ علامه امینی اغلب نزدیک آستانة در می‌نشست؛ ولی حال ایشان توصیف‌ناپذیر است.       ]]> فرهنگ Wed, 17 Jan 2018 10:03:43 GMT http://deabel.org/vdci3wap.t1aru2bcct.html علامه امینی، مدافع شهیر تشیع/ واکنش علما به کتاب الغدیر چه بود؟ http://deabel.org/vdch6mnx.23nivdftt2.html حجت الاسلام علی‌رضا هادی‌زاده: علامه امینی، نویسنده کتاب گرانقدر الغدیر عمر پربرکت خود را در اثبات حقانیت امام علی (ع) صرف کرد و اندیشمندان اسلامی واکنش های بسیاری درمورد کتاب او داشتند. در این گزارش که به مناسبت ۲۸ ربیع الثانی سالروز وفات این عالم جلیل القدر نگاشته شده به این واکنشها اشاره شده است. فرزند آقا میرزا احمد امینی ملقب به علامه امینی از علما ومراجع بنام شیعه و نویسنده کتاب دائرةالمعارفی الغدیراست که در قرن ۱۴ در سال ۱۳۲۰ ه. ق برابر با ۱۲۸۱ ه. ش در روستای سردها شهرستان سراب از توابع تبریز و در خانواده‌ای سرشناس و عالم، دیده متولد می‌شود جد او امین‌الشرع از روحانی‌های معروف تبریز بود.عبدالحسین تحصیلات مقدماتی اش را در تبریز می‌گذراند. در جوانی به نجف اشرف مشرف می‌شود و بعد از گذراندن مراحل تحصیلی و رسیدن به رتبه اجتهاد نزد مراجع معروف وقت نجف، به تبریز بازمی گردد. بعد از مدتی تدریس و تحقیق در تبریز دوباره به نجف می‌رود برای انجام و اتساع پژوهش‌های تاریخی معروف خود برای همیشه در آنجا می‌ماند. عبدالحسین پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در تبریز در سن ۱۶ سالگی برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرف می‌شود و تا حدود ۳۲ سالگی در آنجا مشغول کسب معارف الهی می‌شود و در ۳۲ سالگی به زادگاه خود تبریز مراجعت نموده و اوقاتش به تدریس و تحقیق سپری شد که کتاب نفیس تفسیر فاتحة الکتاب را این زمان نگاشت. علامه امینی که عشق امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام در جانش فروزان بود، نمی توانست فراق حضرتش را تاب بیاورد و مجدداً به نجف اشرف مشرف شد. خودشان بارها می‌فرمودند: «هر گاه پشت میز می‌نشستم که الغدیر را بنویسم مثل این که امیرالمومنین علی علیه السلام را در کنار میز می‌دیدم که مطالب را به من دیکته می‌فرمودند»  دائرةالمعارف یازده جلدی الغدیر به زبان عربی و ۲۲ جلدی به‌زبان فارسی که خلاصه آن به چند زبان دنیا هم ترجمه شده است سرامد تألیفات علامه امینی و حاصل زحمات ۴۰ ساله اوست.کتاب گران‌سنگ «الغدیر» علامه امینی اثری است بی نظیر و باید بگوییم که ایشان در تألیف این کتاب همواره مورد توجّه و عنایت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام می‌بوده است، همان گونه که خودشان بارها می‌فرمودند: «هر گاه پشت میز می‌نشستم که الغدیر را بنویسم مثل این که امیرالمومنین علی علیه السلام را در کنار میز می‌دیدم که مطالب را به من دیکته می‌فرمودند». الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب، به معنای غدیر در کتاب [= قرآن]، سنت، و ادبیات است. انتخاب این عنوان برای این کتاب به این معناست که کسی که منکر حدیث غدیر و امور وابسته به آن شود، در حقیقت منکر قرآن، سنت، ادبیات، تاریخ و مجمع علمی شعر عرب شده است به این دلیل که نویسنده مدعای خود را با اسناد متقن و شواهد قطعی از هر سه منبع مذکور، به اثبات رسانده است. ایشان زحمات بسیاری را برای نگارش ان متحمل شده است و از برجسته‌ترین اشخاصی است که به دلیل دفاع از حریم اسلام و تشیع مخصوصا دفاع از مقام والای امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام رسالت بزرگ خود را به خوبی انجام داده است.   الغدیر به بررسی تفصیلی مسئله ولایت تشیع از جنبه‌های گوناگون تاریخی، تفسیری، روایی و حدیثی، فقهی، ادبی، کلامی و اصولی پرداخته است.  علامه امینی برای تالیف این اثر مرجع به کشورهای گوناگونی سفر می‌کند. ایشان در نگارش این اثر فرموده اند من برای نوشتن الغدیر ۱۰۰۰۰ کتاب را از بای بسم الله تا تای تمت خوانده ام و به ۱۰۰۰۰۰ کتاب مراجعه به صورت مکرر داشته ام. علامه امینی برای گردآوری مطالب الغدیر سفرهای پژوهشی بسیار داشته است این سفرها بالجمله به مطالعه و استنساخ و تهیه مأخذ و ملاقات ودیدار با استادان سپری می‌شده. از جمله کشورهایی که ایشان با این هدف به آنها سفر داشته میتوان عراق، پاکستان، مغرب، هند شهرهای حیدرآباد، دکن، علیگره، لکنهو، کانپور، جلالی و مصر شهرهای رامپور، فوعه، معرفه، قاهره و سوریه شهرهای حلب، نبل و دمشق را برشمرد. ویژگی مهم و ارزشمند این اثر بهره بی‌واسطه و متناوب از آثار اجماعی اهل سنت در اثبات ولایت و عقاید شیعه امامیه می‌باشد. اثر علامه امینی علاوه بر جهان اسلام، امروزه از جمله مراجع اولیه پژوهشی شیعه شناسان در کرسی‌های دانشگاهی غرب می‌باشد ویژگی مهم و ارزشمند این اثر بهره بی‌واسطه و متناوب از آثار اجماعی اهل سنت در اثبات ولایت و عقاید شیعه امامیه می‌باشد. اثر علامه امینی علاوه بر جهان اسلام، امروزه از جمله مراجع اولیه پژوهشی شیعه شناسان در کرسی‌های دانشگاهی غرب می‌باشد. آری علامه امینی با نام کتاب الغدیرمعرفی شده اند اما بهتر است ایشان را یکی از شهیرترین مدافعان شیعه بنامیم. کتاب گران سنگ او در تبیین حدیث غدیر به رشته تقریر درآمده اما رفع شبهات و خرده‌گیری بر مواضع مخالفان یکی از جلوه گر ‌ترین محورهای کتاب او است. زمانی که شبهات مختلف و سؤالات، از هر سمت و جانب مکتب شیعه را هدف قرار می‌دهد، علامه امینی انبوهی از این مواضع را تبیین می‌کند و به آن‌ها پاسخ می‌دهد.این عالم عالی قدر و والا اگر چه با تدوین کتاب گران سنگ الغدیر، به اثبات مهم‌ترین عقیده شیعه پرداخته است، اما مسلک‌های ناروایی که مکتب شیعه را مورد نقد و اتهام قرار می‌دهند را هم مورد امعان و موشکافی قرار می‌دهد و ضعف اندیشه‌ای آن‌ها را به نمایش می‌گذارد و اندیشه صواب شیعه را برای بار دیگر به اثبات می‌رساند. در پی چاپ آثار علامه هجم انبوه نامه‌ها و پیام‌های علمای اسلام و اندیشمندان از سراسر جهان به سمت او می‌امد و هرکدام به نوعی از حیث‌های مختلف و گوناگون اثر علامه را فاخر دانسته و مورد تمجید فراوان قرار می‌دادند. دقیق شدن در مضمون هر یک از این نامه‌ها می‌تواند از جمله راه هایی باشد که به خصائص و ویژگی‌ها و وجه ممیز و توانمندی علمی و مهارتی اعجاب آور علامه در زمینه پژوهش و تحقیق پی برد. آیت اللّه ابوالحسن اصفهانی رحمه الله مرجع بزرگ آن عصر در تمجید از مؤلّف و اثر علامه نوشتند: «کتاب ارجمند شهیدان راه فضیلت را با امعان نظر نگریستم و دیدم با حسن ظنّی که به مؤلّف امینش علاّمه امینی دارم، مطابقت دارد. این پرچم دار دانش و ادب و قهرمان جنبش فکری اسلامی، همان گونه است که زیبنده دانش و فضیلت و رأی و بصیرت است. خدا این مجاهد مدافع را مدد نماید و بازوی این قهرمان را که از افتخارات و حریم همرایانش پاسداری می‌نماید بگیرد و در نشر فضائل و افتخارات رجال مذهبش یاری دهد». آیت اللّه شیخ محمدحسین غروی اصفهانی در تقریظی که بر کتاب شهیدان راه فضیلت نوشته اند، درباره این اثر و مؤلّفش می‌نویسند: از مطالعه شهیدان راه فضیلت و آن مایه از علم و تاریخ صحیح و تتبّع و بررسی موشکافانه و امانت نقل که در آن نهفته است، پی بردم که مؤلّفش حائز این هردو امتیاز است: هم حُسن انتخاب دارد و هم حسن ترتیب بیان... این هردو، دو برهانند بر نبوغ امینی در زمینه هنر نویسندگی و فضیلت راست گویی و دانشجویی و برچیره دستی وی در ساخت و پرداخت سخن... من بی اختیار زبان به ثنایش می‌گشایم که در فراهم کردن گزارش‌های تاریخی پراکنده چنین سخت کوشیده و در زنده کردن نام و یاد مجاهدان دانشمندی که خون خویش را به پای فضیلت نثار کرده اند احساسات گرم نشان داده و غیرت و همت به خرج داده است. غیرت علاّمه امینی و عشقی که به هم سلکانش می‌ورزید او را واداشته تا پی دانشمندانی را بگیرد که برای دفاع از فضیلت و راستی و در میدان نبرد اعتقادی و فکری به خون کشیده شده اند... علاّمه امینی پرچمدار علم، مظهر راستی، مرد تبلیغات اسلامی و نابغه خاندانی بزرگ و مشهور است شیخ محمّد خلیل الزین العاملی در مقدمه‌ای که به کتاب شهیدان راه فضیلت نگاشته اند. در معرفی کتاب و توصیف ویژگی‌های علاّمه امینی عبارات بسیار رسایی دارند که از جمله می‌نویسند: امّا غیرت علاّمه امینی و عشقی که به هم سلکانش می‌ورزید او را واداشته تا پی دانشمندانی را بگیرد که برای دفاع از فضیلت و راستی و در میدان نبرد اعتقادی و فکری به خون کشیده شده اند... علاّمه امینی پرچمدار علم، مظهر راستی، مرد تبلیغات اسلامی و نابغه خاندانی بزرگ و مشهور است... کتاب بی همتایش، شرح حال بزرگ ترین دانشمندان و نویسندگان شیعه را در بر گرفته است. آن دانشمندان که افکار عمومی را زیر بال تربیت داشته اند و سرنوشت میلیون‌ها انسان را در پهنه جهان اسلام به دست علمایی که شرح حالشان در این جا آمده پیشوایان مذهب شیعه اند و نمایندگان عقیده و رأی تشیع و تعیین کنندگان سرنوشت این واحد بزرگ اجتماعی و حاملان اخبار و عقاید خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ؛ همانان که با جهاد و مقاومتشان علوم و معارف شکوفا شد و خورشید دانش و دین بر مدار وجودشان می‌گردد.  شیخ آقا بزرگ تهرانی درباره کتاب شهیدان راه فضیلت می‌نویسند: به این گلزار دل فروز نظر کردم و هرچه دیدم گل و لاله بود و بید و نارونی که از نسیم سحری به وجد آمده باشد؛ گلزاری که باغبان خوش سلیقه و دل سوخته‌ای چون امینی برپا کرده است. عطری بر آن پاشیده که بوی مشک را از یاد می‌برد و خوشه‌های گوهرین پرورده که گردن و سینه و گوش را می‌آراید. خاطره مجد و شکوه دیرینه را به یاد آورده و افتخارات اجدادی را فرا دیده نهاده است... بر استاد گران مایه هنرمندی هزارآفرین که مظهر راستین دین است و جمال آیین و مردی پریقین به خاطر شاهکاری که برای امتش پدید آورده و جهدی که نموده و هنری که به خرج داده است. پروردگار آمرزنده از طرف شهیدان نیک بخت چنان پاداشی در بازپسین زندگی دهدش که وی آنان را بدین کار داده است. شیخ محمّد دحدوح در توصیف ویژگی‌های الغدیر این دانشمند سخت کوش از علمای حلب در ضمن یک نامه و مقاله شیوایی چنین می‌نویسند:... الغدیر اموری را پابرجا و استوار ساخت و اوهامی را برطرف نمود و حقایقی را ثابت کرد و چیزهایی را مدلل نمود که ما به آنها وقوفی نداشتیم و نمی دانستیم و سخنان و مطالبی را ابطال کرد که قرن‌ها بر مبنای آن مطالب نکوهش‌ها می‌شد و ما چنین می‌پنداشتیم که آن مطالب مطابق واقع است و نمی دانستیم در کجا آمده. این دانشمند بزرگوار و متتبع در عین این که محبّت سرشار و شیفتگی سراسر وجود او را فرا گرفته، از عصبیت و هواهای نفسانی دور است استاد محمدعبدالغنی، محقق و فاقد معروف مصری می‌نویسد: دانشمند بزرگوار «امینی» از زلال محبّت امام علی علیه السلام و پیروان او سیراب گشته و این امر او را بر آن داشته که برای به دست آوردن وسیله قرب به پیشگاه خاندان بزرگ علوی، از بذل عزیزترین نیروهای روحی و جسمی خود دریغ ننماید واز فروغ دانش و بینش خود تا آن جا استفاده کرده که به ندای کیش و مذهب خود پاسخ دهد و وظیفه نهایی خود را ایفا نماید. آری آیین دوستی و دل دادگی چنین است و این چنین دوستی و فداکاری در خور ملامت نیست؛ زیرا باید اذعان کرد که این دانشمند بزرگوار و متتبع در عین این که محبّت سرشار و شیفتگی سراسر وجود او را فرا گرفته، از عصبیت و هواهای نفسانی دور است. او دانشمندی است که نتیجه علم و بینش خود را در راه دوستی بی پایان به علی علیه السلام و شیعیان او به کار برده و در عین حال عواطف نفسانی خود را تحت نظام برهان از سرکشی باز داشته و این چنین پایداری در وادی محبت است که در خور ملامت نیست. دکتر محمّد غَلاّب، فیلسوف معروف مصری، در نامه‌ای به مرحوم علامه امینی می‌نویسد: «ما یقین داریم که جوانان امروز دنیای اسلام از این ثمره‌های خوشگوار بهره خواهند برد، به ویژه که بیشتر نوشته‌های این روزگار، سبک وزن و بی ارزش است و حرکت علمی و ادبی اکنون به صورت تجارت صرف درآمده است. کتاب حضرت شما در وقتی مناسب به دستم رسید؛ زیرا من هم اکنون سرگرم تحقیق و تألیف در بخش هایی چند از مسائل اسلامی هستم. از این رو برای من بسیار اهمیّت دارد که اصول اساسی و آرای درست شیعه اثناعشری، در برابرم، روشن و مستند قرار داشته باشد تا دیگربار، در برابر این فرقه جلیل (چونان فلان و فلان (دکتر طه حسین، احمد امین مصری) و دیگر نویسندگان تازه کار شتابزده، دچار لغزش نشویم. مؤلّف الغدیر کتاب خویش را از بحث هایی دامنه دار درباره مسائل بسیاری از شریعت و تاریخ آکنده است؛ بحث هایی که نظرگاه شیعه را روشن می‌کند و بر اهل سنت واجب است آن را به درستی بشناسند استاد عادل غضبان مدیر مجله الکتاب قاهره درباره الغدیر می‌نویسد: «مؤلّف الغدیر کتاب خویش را از بحث هایی دامنه دار درباره مسائل بسیاری از شریعت و تاریخ آکنده است؛ بحث هایی که نظرگاه شیعه را روشن می‌کند و بر اهل سنت واجب است آن را به درستی بشناسند. بنابراین باید به منابع و کتبی مراجعه کنند که تحریف نشده؛ زیرا همین شناخت درست نظرگاه‌های مختلف است که می‌تواند شکاف میان مسلمین را از میان بردارد تا ملت‌های مسلمان توانمند گردند و صف‌های آنان یکی شود». دکتر عبدالرحمان کیالی می‌نویسند: «دنیای امروز چه قدر احتیاج دارد که به عمق اختلاف در مسئله خلافت بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بهتر پی ببرد... و بداند که چرا مسلمانان دچار انحطاط شدند تا کارشان امروز به این وضع کشانده شده است و مسلمانان بدانند که چه باید بکنند تا میان آنها «وحدت کلمه» به وجود بیاید و با ایجاد جبهه واحدی دست به یک نهضت دینی، سیاسی، اقتصادی، ادبی، و علمی بزنند. آیا ممکن است گذشته را جبران کنند و عقب ماندگی‌ها را ترمیم نمایند؟... کتاب الغدیر با دربرداشتن سنت پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم و تاریخ و علم و ادب و اخلاق و حقایق و اقوال، مسأله خلافت را کاملاً روشن کرده است. بنابراین بر هر مسلمانی لازم است که مطالب این کتاب را در صفحات دل خود ثبت کند و بداند که مورّخان در رساندن حقیقت چقدر کوتاهی کردند و از بیان حقیقت فاصله گرفتند. ما امید داریم در آینده در پرتو روشنایی الغدیر گام برداریم تا رشد و عزّت و قوّت اسلامی خود را باز یابیم. استاد یوسف اسعد داغر بیروتی محقق برجسته مسیحی و مؤلّف مَصادِرُ الدَّراسَةِ الاَدَبِیّة می‌نویسد: «به خدا سوگند، اگر برای شیعه در قرن چهاردهم قمری جز امینی بزرگ و الغدیرش و مرحوم سیدمحسن امین و اعیان الشیعهاش و علامه کبیر شیخ آقا بزرگ و الذریعهاش نبود، در نظر خردمندان، همین مردان دین برای خدمت به علم و اجتماع و هدایت افکار کافی بودند». علاّمه بزرگوار سیدشرف الدّین نسبت به الغدیر: گفتار ما در مقام تقریظ و قدردانی از ادای حقّ بزرگی که تو بر گردن مسلمانان پیدا کردی عاجز است. کتاب الغدیر از حدّ ستایش بالاتر است. این کتاب مثل و مانندی ندارد. همین قدر می‌گویم که امّت اسلامی تو را از پهلوانان نادری که در عرصه علم و جهاد به وجود آمده اند می‌داند و از خداوند تبارک و تعالی می‌خواهد که بازویت را محکم و در پیمودن این راه نورانی خیر و صلاح که در پیش گرفته‌ای تایید نماید». تقریظ مرجع بزرگ جهان تشیّع حضرت آیة اللّه سیدعبدالهادی شیرازی رحمه الله بر کتاب الغدیر: از حقایق بسیار روشن و مبین این است که کتاب ارزشمند الغدیر نوشته رهبر دینی بی نظیر و مصلح کبیر و معلم اخلاق حجت الاسلام امینی نجفی از عالی ترین چیزهایی است که دانشگاه بزرگ اسلامی و نجف اشرف به آن فخر می‌کند، چنان که فخر تمام مسلمین می‌باشد. اگر مؤلف عالی قدر این کتاب (علامه امینی) در میان ما نبود و نمی دیدیم که او به تنهایی اقدام به این عمل بزرگ نموده، جا داشت که گمان شود این کتاب اثر گروهی است... نویسنده آن در جهان دانش بی نظیر است و کسی به پای او نمی رسد و اگر به این دائرة المعارف الغدیر دست یافتی خود را در ساحل آب جوشانی خواهی یافت که هرگز تمام نمی شود و از آن بر نمی گردی مگر آن که جانت را از معارف الهی و حافظه ات را از تعالیم قدسیه دینی پر خواهی دید». استاد عبدالفتّاح عبدالمقصود مصری، نویسنده معروف می‌نویسد: «امینی آن غوّاص و شناوری است که موکلّ و مکفّل شده به پرده برداشتن گوهرهای گران قدر از دریا... امینی جهانی است وسیع که در آن هوش و حافظه خوانندگان گم می‌شود... جهان بدون علی علیه السلام بازار گم راهی است و انسانیّت بی وجود او کانون جاهلیّت و نادانی است». استاد علامه محمدتقی جعفری رحمه الله درباره علامه امینی می‌نویسد: «عبدالحسین امینی، یکی از موثرترین گامهای بلند را در زدودن گرد و غبار تاریخ از چهره امیدبخش علی بن ابی طالب علیه السلام برداشته است». و الحق صاحب الغدیر... کردارها را روشن کرد، اسرار اعمال سلف را باز نمود، تاریخ را دوباره پیش چشم ما گذاشت و به تعبیر شیخ محمّد سعید دَحدوح حلبی، از گذشته فیلمی تهیه کرد و به ما نشان داد تا حقایق را نه تنها بدانیم، بلکه ببینیم استاد محمدرضا حکیمی در توصیف علامه امینی می‌گوید: «و الحق صاحب الغدیر... کردارها را روشن کرد، اسرار اعمال سلف را باز نمود، تاریخ را دوباره پیش چشم ما گذاشت و به تعبیر شیخ محمّد سعید دَحدوح حلبی، از گذشته فیلمی تهیه کرد و به ما نشان داد تا حقایق را نه تنها بدانیم، بلکه ببینیم و این بود روحیه و اخلاص و وسیع نگری مردی که خویشتن را فدای حقیقت بزرگ کرد... الغدیر را به عنوان کتابی اصلاحی و تفاهمی به جهان تقدیم کرد او به اقتضای بحث علمی رعایت واقع تاریخی پژوهش‌های خویش را با کمال حریّت و قاطعیّت دنبال می‌کرد و برای زنده نگاه داشتن شعله ولای علی در جان‌ها زبان آتشین خویش را هیچ گاه به کام نمی برد. راست و صریح و قاطع سخن می‌گفت و مدرک ارائه می‌کرد و با خلوص و امانت تمام به نقد تاریخ و حدیث می‌پرداخت». واستاد شهریار در شعرش چه زیبا در وصف الغدیر علامه امینی یاد می‌کند: مؤلّف الغدیر فاتح فتح الفتوح رایت این فتح گو به عرش بر کوبدا علامه امینی سال ۱۳۷۳ هجری قمری، هشت سال پس از انتشار نخستین جلد کتاب «الغدیر» در اثبات ارادت خود به امیرالمومنین علی علیه السلام به تاسیس کتابخانه‌ای در شهر نجف در محله حویش در در شارع الرسول مبادرت ورزید که نام آن را «مکتبة الامام امیرالمؤمنین علیه السلام» قرار داد و در روز عید غدیر به دست خود ایشان افتتاح گردید. در حال حاضر بیش از ۴۲ هزار عنوان کتاب در ان وجود دارد که از این تعداد ۴۰۰۰ عنوان آن خطی، ۴۰۰ عنوان آن نسخه عکسی و ۷۵۰ عنوان آن نسخه فیلمی می‌باشد. و از نظر کیفیت در شمار با ارزش تریـن کتابخانه های علمی دنیای اسلام است. خصائص عملی و اخلاقی علامه همچون مقام‌های علمی ایشون می‌درخشند و بسیار از جمله: عبادت و راز و نیاز ونمازهای مستحبی بسیار که مشتاق بودند؛ نماز شب می‌خواندند و پس از نماز صبح، یک جزء کامل قرآن را با تدبر تلاوت می‌فرمودند. زهد و تقوا که با اینکه ۴۰سال در نجف ساکن بودند، خانه شخصی نداشتند.امانتداری،استقامت، غنی بودن روح، صریح بودن، قلـم و بیان شیوا و رسا، چهره و سیمای دل نشیـن و آراسته به صفات کـریمه، تـوکل، ادب، شجـاعت، شخصیت کاریزما و در مقام دفاع از حق و حقیقت؛ که مثل ایشان در میـان قرون و اعصار کـم نظیـر است اما عالی‌تریـن و والاترین صفت ممتاز و ارزشمند علامه محبت و ولای کامل نسبت به خاندان رسالت بوده که قله همه مزایای وجودی او به شمار می رفته است که همه عمر مجذوب خاندان آل الله میبوده و مستغرق در دریای ولایت که آخرالامر محبت مولایش او را تبخیر کره و او نیز بر همه عالم میبارد که هم خودش زنده شد و هم دیگران را زنده می‌کند.ما فقط قطره‌ای از این ولایت را چشیده ایم و علمای ما قطره‌ای از این ولایت اند حال اگر دریا به تجلی آید چه می‌شود! تلاش و پشتکار و ممارست بـی درنگ علامه سبب شد، دچار کسالت و ناراحتی جسمی شوند و در نهایت به دنبال شدّت یافتن کسالت در ظهر روز جمعه ۱۲ تیر ماه ۱۳۴۹ه. ش (۲۸ ربیع‌الثانی ۱۳۹۰ه .ق) پس از ۶۸ سال تلاش و ممارست علمی در تهران دار فانی را وداع گفتند و پیکر پاک و مطهر ایشان پس از تشییعی انبوه در تهران و شهرهای بغداد، کاظمین، کربلا و نجف به کتابخانه امیرالمؤمنین در نجف که خود بنیان گذارش بود انتقال و به خاک سپرده شد و رحلت این عالم عالی قدر و صاحب تقوا و کرامت برای امت اسلام و مسلمین یک مصیبت عظمی بجای گذاشت و عامه مسلمین بالاخص شیعیان جهان را در غم و اندوه فرو برد و الغدیر وی چراغ فروزان خانه دل‌های مصفا شد و موجب هدایت بشریت. ]]> فرهنگ Wed, 17 Jan 2018 09:52:25 GMT http://deabel.org/vdch6mnx.23nivdftt2.html باب عاشورا باز نیست http://deabel.org/vdcgun9w.ak9xz4prra.html می‌دانیم که باب نماز بر روی هرگونه نوآوری، افزایش یا کاهشی نسبت به حالت شرعی خود بسته است. همه عبادت‌ها این گونه‌اند. رفتار با این عبادت‌ها محکوم به ضوابط، قیود خاص و عام شرعی است که امکان خروج از آن‌ها وجود ندارد. احیای عاشورا تجسم احیای دین و ذکر اهل‌بیت(ع) است؛ چه، درون ذکر آن و خود ذکر آن، ذکر دین است. با این اوصاف آیا باب عاشورا کاملاً باز است که هر چه می‌خواهیم و هر چه به ذهن مان می‌رسد بدون قید و شرط به آن بیافزاییم؟ سپس ادعا کنیم هرچه را وارد احیای عاشورا کرده‌ایم، شعائر است و بر تمسک به آن اصرار بورزیم و به اندازه اصول شرعی به آن وزن بدهیم؟ برادران مومنم، قطعاً این طور نیست و اگرنه از مرزهای دین خارج شده‌ایم و پس از مدتی خود را در برابر دین بیگانه‌ای می‌یابیم که خواسته‌ها، کاستی‌ها، تعصب‌ها و جهالت‌های زیادی از جانب ما وارد آن شده است. همچنین پس از مدتی به خود می‌آییم و می‌بینیم در حال نبرد به خاطر این دین جعلی هستیم می‌کشیم و کشته می‌شویم! آیا این چیزی جز یک منکر عظیم است؟ احیای عاشورا همچون بیان واقعیت‌های انقلاب حسین(ع) و ارزش عظیم آن در احیای دین، روش‌های منصوص خود را دارد، از جمله ناله بر دردهای او و گریه ایمانی بر مصیبت وی، همچنین روش‌های مباحی دارد که حرام یا مکروه نیستند و از شبهه دور هستند و موجب وهن مذهب نیستند یا آسیب‌هایی که مورد رضایت شریعت نباشد برای فرد عزادار در پی ندارد. این روش‌های مباح هیچ‌گاه عنوان شعائر به خود نمی‌گیرند. این‌ها روش‌های مباحی برای احیای عاشورا هستند که ما یک، دو، سه یا چند سال آن‌ها را انجام داده‌ایم. اما آیا این موضوع، آن کار را تبدیل به یک آیین دینی می‌کند؟ نه، مباح می‌ماند و هیچ گاه عنوان شعائر به خود نمی‌گیرند. مثلاً اگر وسایل نقاشی حلال معینی در شرایط خاصی برای احیای یاد دین و اهل‌بیت(ع) و خدمت شایسته به انقلاب طف به کار گرفته شد، این وسیله و محصول آن به یک وسیله مقدس و ثابت در دین تبدیل نمی‌شود. فرض کنید یک نقاشی را در عزاداری عاشورا استفاده کرده‌ایم و تاثیر مثبتش را نیز گذاشته است و نقاشی حلال هم بوده، اما آیا این باعث می‌شود این روش یا نقاشی کردن تبدیل به یک شیوه مقدس شود؟ آیا همین نقاشی که در این موقعیت کشیده شده است، یک آیین دینی است؟ نه. این وسیله و محصول آن به یک وسیله مقدس و ثابت در دین تبدیل نمی‌شود و این کارها آن را ذیل عنوان شعائر در نمی‌آورد. در غیر این صورت فردا اگر کسی این کار را نکرد می‌گوییم چرا از دین خدا دست برداشت. آن‌چه از جانب اهل‌بیت رسالت قطعی و یقینی است این است که خواسته‌اند ما مردان شایسته‌ای باشیم که در راه خدا فداکاری می‌کنند و دین خود را از ایشان(ع) می‌گیرند و از فرمان‌هایشان اطاعت می‌کنند و نمی‌گذارند امرونهی خودشان خارج از امرونهی الهی و برخاسته از چیزی جز رضایت الهی باشد. آن‌ها ما را گربه، سگ یا الاغ خود نمی‌خواهند. آیا علی بن ابی طالب(ع) می‌خواهد ما سگ او باشیم؟ گربه باشیم؟ الاغ باشیم؟ نه، حاشا. اگر کسی در هنگام حیات معصوم(ع) به در خانه ایشان می‌رفت و برای اظهار خاکساری نسبت به امام(ع) مثل سگ می‌نشست و پارس می‌کرد و زوزه می‌کشید، فکر می‌کنید امام چه رفتاری با او می‌کرد؟ نسبت به او سکوت می‌کرد؟ نسبت به کارش سکوت می‌کرد؟ از او تشکر می‌کرد؟ او با طرد و خشم امام مواجه می‌شد، همان گونه که ائمه با اهل غلو نسبت به خودشان شدیدتر از این رفتارها را انجام دادند. آیا امامی از اهل‌بیت(ع) راضی می‌شود کسانی برای بزرگداشت امام و اظهار اطاعت و روحیه فداکاری، بر روی شکم و سینه به در خانه وی بروند و از بدن ایشان خون جاری شود؟ آیا راضی می‌شوند شیعه آن‌ها هنگام زیارت ایشان که به نزد خدا شتافته‌اند، در گردنش زنجیر سگ بیاندازد؟ اما ما امروز همه این کارها را انجام می‌دهیم و آن‌ها را شعائر می‌شماریم و سخاوتمندانه صفت شرعی بودن، محبوب بودن و استحباب را هم به این کارها تقدیم می‌کنیم! این یک جنایت بزرگ علیه دین است. اهل‌بیت(ع) چه زمانی راضی شده‌اند زنان‌شان در صحنه‌های جالب توجه، تماشاگه مردان باشند و از آنها عکس گرفته شود و در دسترس همه گذاشته شود تا از این موضوع درباره زنان شیعیان‌شان راضی باشند؟ آیا اهل‌بیت(ع) که بر شرافت و حرمت زنان خود اصرار دارند اما خوشحال می‌شوند زنان شیعیان‌شان خود را در معرض هتک شرافت و حرمت قرار دهند؟ و به نام عزاداری برای حسین(ع) از خانه خارج شوند و تماشاگه مردان و در معرض نگاه‌های جستجوگر و لذت‌جوی آنان قرار گیرند؟ نه. همچنین اهل‌بیت راضی نیستند قداست قرآن کریم خدشه‌دار شود و بخشی از سخنان مخلوقان به عنوان آیه آن تلقی گردد و با غنا خوانده شود و عزاداران آن را درحال حرکات بی‌ضابطه تکرار کنند. ولایت اهل‌بیت(ع) عبارت است از علاقه به آنان، خشم از دشمنان ایشان، پذیرفتن فرمان الهی و رها کردن نهی الهی و انتخاب اهل‌بیت به عنوان راه دریافت امر و نهی الهی.   ]]> فرهنگ Wed, 17 Jan 2018 06:43:25 GMT http://deabel.org/vdcgun9w.ak9xz4prra.html بزرگداشت استاد «مشفق کاشانی» در حوزه هنری http://deabel.org/vdcenn8x.jh8w7i9bbj.html مرکز آفرینش‌های ادبی این سازمان طبق برنامه‌های پیشین خود تصمیم به برگزاری برنامه‌های متعدد در روز پایانی دی‌ماه 96 دارد. این مرکز که تاکنون فعالیت‌های بسیاری در زمینه شعر و ادبیات فارسی داشته است همانند ماه‌های گذشته به برپایی نشست‌های تخصصی و نقد و بررسی آثار ادبی می‌پردازد. مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری روز شنبه مورخ 30دی‌ماه 96 با برگزاری سه برنامه متوالی در یک روز فعالیت‌های ادبی خود را پی ‌می‌گیرد. به این ترتیب صبح تاریخ یادشده ساعت 10:30 الی 12:30 نشست «کبوتران مسجد دوردست» در سالن جلسات مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری برگزار می‌شود. این برنامه به بررسی آثار ادبی مربوط به فلسطین و فعالیت‌های شاعران و نویسندگان این عرصه می‌پردازد. به طور معمول چهره‌های دعوت شده در این برنامه شامل شاعران و نویسندگان انقلابی و ادبیات پایداری ایران و دیگر کشورهای جهان می‌شود. همچنین در این روز مراسم بزرگداشت «مشفق کاشانی» و «شهید احمد زارعی» از سوی مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری ساعت 15 الی 17 در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار می‌شود. مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری اهمیت ویژه‌ای به مشاهیر ادبی کشور در سال‌های گذشته داده است و برای زنده‌ نگه‌داشتن نام، یاد و آثار آن‌ها برنامه‌های خوبی را تاکنون برگزار کرده است. «یک ماه، یک‌ کتاب» از سلسله برنامه‌هایی است که مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری با رویکرد معرفی و بررسی شعر زنان هر ماه برگزار می‌کند. این برنامه نیز شنبه 30دی‌ماه ساعت 16:30 الی 18:30 در سالن سلمان هراتی حوزه هنری میزبان علاقه‌مندان به شعر است. این برنامه دوازدهمین برنامه «یک ماه، یک‌ کتاب» است که برگزار می‌شود. گفتنی است علاقه‌مندان برای شرکت در برنامه‌های مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری می‌توانند با توجه به ساعات و تاریخ اعلام شده به نشانی انتهای خیابان سمیه، نرسیده به پل حافظ مراجعه کنند. ]]> فرهنگ Mon, 15 Jan 2018 10:17:03 GMT http://deabel.org/vdcenn8x.jh8w7i9bbj.html آیت‌الله قمی: شهدای کربلا روایتگران واقعی عاشورا هستند http://deabel.org/vdcb5sbf.rhb5gpiuur.html آیت‌الله محسن قمی در همایش گردهمایی سالانه "روایتگران حماسه عاشورا" در سالن اجتماعات حوزه نمایندگی ولی‌فقیه در امور حج و زیارت اظهار داشت: راویان واقعه عاشورا کار بسیار ارزشمندی می‌کنند که سبب می‌شود هرسال، اربعین حسینی با شور و حرارت بیشتری برگزار شود. معاون ارتباطات و بین‌الملل دفتر مقام معظم رهبری افزود: وقتی زائران به این راهپیمایی عظیم می‌آیند، باید دست‌پر برگردند و این امر، وظیفه مبلغان و راویان را در این زمینه سنگین می‌کند، خوراک فکری، فرهنگی و معنوی باید به زبان‌ها و ابزارهای مختلف به زوار داده شود. وی ادامه داد: رهبر معظم انقلاب فرمودند که در هر امری ما یک سیرت و یک صورت داریم، بنده هم می‌گویم که اربعین یک سیرت و یک صورت دارد که این دو اصل از اهمیت بالایی برخوردار است، نباید فقط به‌صورت فکر کنیم و سیرت فراموش شود. عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: رسالت اصلی شما که سیرت کار را تشکیل می‌دهد، روایتگری است، روایتگران در دریافت، نگهداری و انتقال پیام باید صادق باشند، راویان واقعی حادثه عاشورا، شهدا هستند که روایت درستی از عاشورا را با رفتار و گزینش شیوه زندگی خود ارائه کردند. وی افزود: اگر می‌خواهیم راوی واقعی عاشورا باشیم، باید سیرت شهدا را ضمیمه کار خود کنیم و آن را در عمل هم نشان دهیم، تراوش قلم اگر با بصیرت و اخلاص باشد، شهیدپروری می‌کند، صورت انقلاب این است که نظام و حکومتی وجود دارد و انتخاباتی برگزار می‌شود، اما سیرت آن عدالت، توجه به خداوند متعال، رشد معنویت و عقلانیت و رشد ارزش‌های اخلاقی در میان مردم است. آیت‌الله قمی در ادامه گفت: پس از رحلت شهادت گونه رسول اکرم(ص)، حجاب مردم خوب بود، قرآن تلاوت می‌شد و صفوف نماز جمعه هم طولانی‌تر از امروز بود اما در آن دوران سیرت اسلام نادیده گرفته‌شده بود، پس مهم‌ترین کار ما توجه به سیرت دین، کربلا و اربعین و درس‌هایی است که باید از این واقعه بگیریم. وی خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب فرمودند ما 100 درس از عاشورا می‌توانیم دریافت کنیم که یک نمونه آن زمان‌شناسی است، توابین و نهضت مختار اگر زمان‌شناس بودند، تحولات خیلی متفاوتی رخ می‌داد. معاون ارتباطات و بین‌الملل دفتر مقام معظم رهبری اظهار داشت: در اتفاقات و مثلث شوم اخیر، عنایات حضرت حق و زمان‌شناسی مردم بود که افکار و نقشه‌های دشمن را برملا کرد، شرح صدر مقام معظم رهبری را در سخنان اخیر ایشان با مردم قم شاهد بودیم. وی ادامه داد: برخی جریان‌ها، مسئولان و افراد دیگر، کارهای زیادی در این اتفاقات انجام دادند، اما رهبر معظم انقلاب همه را زیرپوشش قرار دادند و دست پدرانه به سر همه اقشار و گروه‌ها کشیدند، برخی در ابتدا ساده‌لوحانه برخورد کرده و برخی هم فاصله گرفته بودند و متوجه پشت پرده نبودند، حتی برخی از روی جهالت بر مواضع نادرست خود پافشاری می‌کردند. معاون ارتباطات و بین‌الملل دفتر مقام معظم رهبری افزود: رهبر انقلاب با بیانات خود همه را متحد کردند تا در مقابل مثلث دشمن ایستادگی کنند، دشمن نشان داد که نسبت به انقلاب خیلی ساده‌لوح و ابله است و این در حالی است که حدود 40 سال است با انقلاب اسلامی در حال دشمنی هستند. وی خاطرنشان کرد: دشمنان ما از شکست‌های پی‌در‌پی خود درس نمی‌گیرند، ترامپ و افسران آمریکا باید این درس‌ها را یاد بگیرند و این در حالی‌که است که برخی مشاوران آمریکایی به این نتیجه رسیده‌اند و می‌گویند ما کاری به کار جاهای دیگر نباید داشته باشیم چون وضع اقتصادی آمریکا به نابودی نزدیک شده است. آیت‌الله قمی گفت: اکنون‌که رهبر معظم انقلاب دست پدری بر سر همه ما کشیدند، حالا نوبت همه ما است که اقداماتی در این راستا انجام دهیم و از اقدامات سوری هم باید پرهیز کنیم، رهبر معظم انقلاب هیچ‌گاه حرفی را در خفا نمی‌گویند که خلاف آن را در علنی بگویند و همچنین در علنی هیچ‌گاه حرفی بیان نمی‌کنند که خلاف آن را در خفا بگویند. وی ادامه داد: باید به مباحث مبارزه با مفاسد اقتصادی، مراقبت از اطرافیان خود، توجه به فقرا و مستمندان، طرح مباحث مربوط به عدالت و موضوعات مطرح‌شده در انتخابات توجه بیشتری داشته باشیم، در روایات تأکید شده که اگر وضع وزندگی مسئولان از وضع متوسط مردم بالاتر باشد، مردم از طرف شما پراکنده می‌شوند و این درسی است که مقام معظم رهبری و امام خمینی(ره) به ما داده‌اند. عضو مجلس خبرگان رهبری در پایان اظهار داشت: به امام خمینی(ره) گفتند که می‌خواهیم بزرگداشتی برای آقا مصطفی بگیریم و ایشان فرمودند، روزانه شهدای زیادی به کشور وارد می‌کنند، چطور انتظار دارید که من برای فرزند خود بزرگداشت بگیریم، این سیره امام و رهبری است که دل‌ها را به‌طرف خود جذب می‌کند، ما باید تکلیف خود را پس از رهبر معظم انقلاب با مردم قم در 19 دی در نظر بگیریم و طبق آن عمل کنیم. ]]> فرهنگ Sat, 13 Jan 2018 12:35:16 GMT http://deabel.org/vdcb5sbf.rhb5gpiuur.html مناسبت‌های مذهبی، اسلام را در جامعه نگه داشته است http://deabel.org/vdca6mne.49nuw15kk4.html حجت‌الاسلام و المسلمین رفیعی در سخنرانی خود در حرم حضرت معصومه(س) به موضوع  عواقب گناه پرداخت و افزود: زندگی آمیخته با گناه عاقبتی جز جهنم ندارد.   وی ادامه داد: بسیاری از افراد وارد جهنم می‌شوند، اما خلود در جهنم برای همه افراد نیست، عده ای همیشه در جهنم باقی خواهند ماند و آنان کسانی هستند که کافر، بی اعتقاد به خدا واهل ضلالت و گمراهی باشند.   استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه تنها گناهی که خداوند آن را نمی‌آمرزد، شرک است، گفت: بزرگ ترین گناه برای انسان، شرک به خداوند است.   حجت‌الاسلام و المسلمین رفیعی ادامه داد: انجام گناه و تکرار گناه موجب می‌شود که همه وجود انسان تبدیل به گناه شود، به همین دلیل در روایات تاکید شده است که انسان به محض انجام گناه استغفار کند، رسول اکرم(ص) با وجود اینکه مقام عصمت  داشت ولی پس از شرکت در هر مجلسی استغفار می‌کرد.    وی در اد امه با اشاره به فلسفه پنج وعده نماز در روز تصریح کرد: این پنج وعده برای این است که انسان مرتب در طول روز به خداوند توجه داشته باشد و دست به گناه نزند و اقامه نماز به نفع خود انسان است.   استاد حوزه علمیه قم مناسبت‌هایی چون عاشورا، اربعین و رمضان را بهانه ای برای یاد خداوند و ائمه معصومین(ع) دانست و افزود: مناسبت‌های مذهبی، اسلام را در جامعه زنده نگه داشته است.   استاد حوزه علمیه گریه بر مصیبت امام حسین(ع) را راه رسیدن به بهشت عنوان کرد و افزود: کسی که بر مصیبت امام حسین(ع) گریه کند، دست از گناه برمی‌دارد.   حجت‌الاسلام و المسلمین رفیعی انفاق در راه خدا، کنترل خشم، گذشت و احسان به دیگران را از دیگر راه‌های رسیدن انسان به بهشت عنوان کرد. ]]> فرهنگ Sat, 13 Jan 2018 12:33:11 GMT http://deabel.org/vdca6mne.49nuw15kk4.html مردانِ بزرگ در شمار نمی‌گنجند http://deabel.org/vdcjyiet.uqe8yzsffu.html از شمارِ دو چشم، یک تن کم / وز شمارِ خرد، هزاران بیش این بیت را در اندوهیادِ استاد حبیب‌الله چایچیان زمزمه می‌کنم، اما نه به رسمِ ذکرِ خیر از رفتگان، که البته رسمِ نکویی است، بلکه از آن روی که بزرگ‌مردانی چون استاد حسان، چندان پرشمار نیستند از آن روی که قدر ایشان در شمار، نمی‌گنجد؛ اولئک والله الاقلّون عدداً و الاَعظمونَ عندالله قدراً. انسان‌های بزرگ، با زندگی‌شان، با آثارشان و با مرگ‌شان، گره از کار انسان و جهان می‌گشایند، دشوارترین پرسش‌ها‌ی زمانه را پاسخ می‌دهند و بر تیرگی‌ها، نور می‌افشانند. شاعری که سخن‌گوی دین و معنویت است، به واقع از چه چیزی حرف می‌زند؟ از تاریخ وقایع مرتبط با دین و زندگی شخصیت‌های مذهبی؟ از برداشت‌ها و تأویل‌ها و تفسیرهای عرفانی و فلسفی از اندیشه‌های دینی؟ از عواطف شخصی و شادمانی‌ها و غم‌ها در اعیاد و سوگواری‌ها؟ از احکام فقهی و عبادات و زیارات و مناسک و مراسم مذهبی؟ می‌توان گفت که این موضوعات و بیش از این‌ها در سروده‌های شاعرانِ اهل دیانت، آمده است و هر کدام اهمیت و مقبولیت خاص خود را دارد. اگر چه هر شاعری به اقتضای علایق و مطالعاتِ خود به یکی از این گونه‌های موضوعی، ممکن است دل بستگی بیشتری داشته باشد. اما از این‌ها مهم‌تر آن است که شعر، هنگامی به ذات شعر نزدیک‌تر است که سخن‌گوی جانِ و روانِ شاعر باشد و در زبان و بیان، با مقتضای حال و مقام، همراهی کند. یعنی افزون بر شیوایی و رسایی و زیبایی پاسخ‌گوی نیاز زمان باشد. شاخه‌ای از شعر مذهبی که در مسجد و هیئت و حسینیه، رواج دارد، به هر نامی که بنامیم، همواره بر سر این دو راهی بوده است که برای رسایی و تأثیر بر مخاطبانِ پرشمار، ناگزیر از سادگی در زبان وبیان است، اما این سادگی گاهی موجب سهل انگاری و بی‌توجهی به دقائق کلام شاعرانه است. و از آن سوی، توجه به فنون شاعری در چنین شعرهایی، آن‌ها را از دسترسِ فهم عامه دور می‌کند. از دیر باز،  شعر مذهبی یکی از این دو راه، را پیش روی داشته است. توجه به اقبال عام و روی‌گردانی از فنون بلاغی و زبان وبیان شاعرانه، یا رعایتِ پسندِ اهل شعر و چشم پوشی از مخاطبانِ پرشمار و مشتاقِ شعرهایی مذهبی.  شعر بزرگانی چون استاد فقید حبیب‌الله چایچیان، این دو گانگی را از میان بر‌می‌دارد و نشان می‌دهد که می‌توان شعرِ استوار و فصیح وبلیغ سرود و در عین حال این استواری سخن با سادگی و تأثیرگذاری عاطفی و فکری همراه باشد؛ چندان که نه فخامت زبان مانع رسایی شود و نه سادگی و صمیمیت شعر، دستاویزِ نازل شدنِ زبان و مضامین و غفلت از زیبایی‌های کلامِ شاعرانه شود. استاد حسان در شعر مذهبی، از آرمانگرایی اجتماعی سخن گفت اما شعرش هرگز، بیانیۀ حزبی نشد. از اندوه و اشک سخن گفت، اما هرگز سخن‌گوی ذلت و حقارت و انفعال نبود. در مدح و منقبتِ اهل بیت علیهم‌السلام، سرود اما هرگز، بر طریقِ وحدت شکنی گام ننهاد و به غوغاییانِ مروجِ عصبیت، اقبال نکرد. و از همه مهم‌تر این که؛ حُسنِ شهرت و آبرویی را که در گذارِ سالیان، از مجاورت بر آستان اهل بیت علیهم السلام اندوخته بود، در حواشی آستانِ اهل سیاست به نمایش نگذاشت. در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم ]]> فرهنگ Sat, 13 Jan 2018 09:48:34 GMT http://deabel.org/vdcjyiet.uqe8yzsffu.html نقد نوحه نواحی در هیئت علمی دعبل http://deabel.org/vdccp0q1.2bqio8laa2.html دومین جلسه‌ی دوره سوم هیئت علمی بنیاد دعبل به ریاست دکتر محمدرضا سنگری و با حضور اعضا آقایان استاد محمد اسفندیاری، استاد مهدی امین‌فروغی، دکتر اسماعیل امینی، دکتر جبار رحمانی، دکتر مسلم نادعلی‌زاده، سعید طاووسی مسرور، محسن حسام مظاهری و امیرعیسی ملکی صبح روز سه‌شنبه 19دی‌ماه 96 برگزار شد. این جلسه با موضوع ارزیابی، نقد و بررسی پروژه‌ی «نوحه‌ی نواحی» و با حضور مجری و پژوهشگر طرح آقای متین رضوانی‌پور برگزار شد و در آن اعضای هیئت علمی به تفصیل درباره‌ی نقاط قوت و ضعف روند اجرایی پروژه تاکنون و بایسته‌ها و الزامات استمرار پروژه در آینده سخن گفتند. ]]> فرهنگ Wed, 10 Jan 2018 06:15:07 GMT http://deabel.org/vdccp0q1.2bqio8laa2.html کشف حجاب یا منع حجاب؟/ کشف حجاب پیش از دوران مشروطه آغاز شد http://deabel.org/vdcf1jdm.w6d0cagiiw.html واقعه کشف حجاب رضاخان، از جمله اتفاقات مهم و قابل توجه در تاریخ ایران است که نمونه ای بسیار روشن از استبداد و مدرن سازی جامعه ایرانی با زور تفنگ و سرنیزه را به نمایش می گذارد. واقعه ای که در عین تلاش بسیار حکومت پهلوی و صرف توان و انرژی فراوان از امکانات کشور موفق نبود و مغلوب قدرت فرهنگ شد. به مناسبت ۱۷ دی ماه، سالروز صدور فرمان کشف حجاب به سراغ دکتر هادی وکیلی، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد رفته ایم تا پیرامون این اتفاق تاریخی به گفتگو بپردازیم؛ *در ابتدا و پیش از آنکه به موضوع کشف حجاب بپردازیم لطفاً مختصری پیرامون خود حجاب و جایگاه تاریخی آن در ایران توضیحی بفرمایید. در کشور ایران تا جایی که اطلاعات تاریخی و باستان شناختی وجود دارد باید گفت که جامعه ایرانی چه از عصر بسیار کهن و باستانی خود -یعنی پیش از هخامنشیان- و چه در دوره تاریخی خود – که از زمان هخامنشیان آغاز می شود – تا به امروز جامعه ای معتقد به پوشش و عفاف بوده است. در تمامی تصاویر و نقش برجسته های قرون قبل از ظهور اسلام و بعد از آن چه مرد و چه زن ایرانی پوشش کامل داشته اند. یعنی هم لباس سر داشته اند و هم لباس تن و پا. از این رو می توان جامعه و فرهنگ ایرانی را با فرهنگ و تمدن های دیگری از جمله یونان، که در آن گاهی اوقات مردان و زنان عریان یا کم پوشش بوده اند متفاوت دانست. جامعه ایرانی چه از عصر بسیار کهن و باستانی خود -یعنی پیش از هخامنشیان- و چه در دوره تاریخی خود – که از زمان هخامنشیان آغاز می شود – تا به امروز جامعه ای معتقد به پوشش و عفاف بوده است مبتنی بر این پیشینه، جامعه ایرانی همواره علاوه بر اینکه عفیف بوده، محجب و با پوشش هم بوده است. یعنی این دو پدیده و مسئله با هم ارتباط دارند. برخی فکر می کنند می توان عفیف بود ولی حجاب نداشت و یا بعضی ممکن است با حجاب باشند ولی عفیف نباشند. اما جامعه ایرانی در طول تاریخ خود هم عفت بالایی داشته و هم پوشیده بوده است. حتی مردان هخامنشی از جمله کوروش، داریوش و کمبوجیه پوشش کامل سر، تن و پا داشته و ضمن وجود اقتدار در سیمای خود شکل یک انسان زیبا و متین را به خود گرفته اند. زنان هم به همین صورت بوده اند. در تمامی این تصاویر، شواهد و اسناد تاریخی زن ایرانی هم پوشیده بوده و هم رفتاری مبتنی بر حیا و عفت داشته است. فردوسی از نوعی پوشش شبیه به چادر امروزی در اثر خود یاد می کند به نام اشکوبه که زنان ایرانی در آن زمان بر تن می کرده اند و حتی از قول منیژه دختر افراسیاب می گوید که: «منیژه منم دخت افراسیاب/ برهنه ندیده تنم آفتاب». یعنی نه مرد غریبه، که حتی آفتاب هم تن من را بدون پوشش ندیده است و این در آن زمان هم ارزشی والا برای زن ایرانی بوده است. زمانی هم که اسلام به ایران می آید همین عفاف و پوشش را تأیید کرده و چارچوب تعریف شده تری به آن می دهد. فردوسی از نوعی پوشش شبیه به چادر امروزی در اثر خود یاد می کند به نام اشکوبه که زنان ایرانی در آن زمان بر تن می کرده اند و حتی از قول منیژه دختر افراسیاب می گوید که: «منیژه منم دخت افراسیاب/ برهنه ندیده تنم آفتاب» اما در نقطه مقابل هم جریان ضد حجاب چندبار وارد تاریخ ایران شده است. اما در هیچ دوره ای نتوانست جایی در فرهنگ ایرانی باز کند. در همان ایران باستان زمانی که اسکندر و بعد سلوکیان وارد ایران شدند فرهنگ آنان فرهنگ پوشش رایج در جامعه ایران آن زمان نبود. به تعبیر امروزی بی حجاب یا بد حجاب بودند. اما در جامعه ایران پذیرشی نسبت به آنان رخ نداد. همین طور گویا زنان مغولی و یا برخی دیگر از اقوام مهاجر به ایران پوشش کامل نداشتند اما فرهنگ و جامعه ایرانی همه آنها را در خود هضم کرده و آنها نوع پوشش ایرانی را بر تن کردند. *در تاریخ معاصر ایران چطور؟ ریشه های کشف حجاب رضاخانی را چطور باید در تاریخ جستجو کرد؟ در دوره معاصر تهاجمی که به عنوان تهاجم غرب می شناسیم روی داد. با این تفاوت که اگر این تهاجم در بسیاری از کشورها به شکل نظامی و استعماری اتفاق افتاد، در ایران به دلیل آنکه نتوانست به طریق مستقیم نظامی ورود کرده و روش کمپانی های اقتصادی هم با فتواهای عالمان شیعه جمله میرزای شیرازی با بن بست مواجه شد، لذا روش ها و ابزار دیگری به کار گرفته شد که همان ابزار فرهنگ بود. چرا که متوجه شدند تا زمانی که جامعه ایرانی فرهنگ اسلامی و ایرانی اصیل خودش را دارد غرب و استعمار نمی تواند در اینجا نفوذ کند. بنابراین پروژه حذف عناصر مهم فرهنگی ایرانی در دستور کار استعمار قرار گرفت. جریان ضد حجاب چندبار از جمله در دوره سلوکیان، مغولان و برخی اقوام مهاجر دیگر وارد ایران شد اما همه آنها در فرهنگ و جامعه ایرانی هضم شدند یکی از مواردی که به شدت مورد توجه استعمار قرار گرفت مهمترین کانون اجتماعی در ایران، یعنی نهاد خانواده بود. در این میان هرچند قوام مدیریتی نهاد خانواده با مرد است اما نظام تربیتی آن با زن است. یعنی زن در خانواده عامل اصلی تربیت اعضای خانواده بوده و مرد بیشتر مدیر اقتصادی، اجتماعی و بیرونی خانواده است. بنابراین از اواخر دوره مشروطه تا به امروز زن مورد هدف قرار گرفت. در این زمینه کارهای زیادی صورت گرفت که یکی از آنها خارج کردن زن ایرانی از هویت خود و تبدیل آن به زنی از جنس زنان مبتذل غربی بود. الگویی که حتی الزاماً همه زن های غربی هم اینگونه نیستند. بنابراین سعی کردند تا زنان جهان سوم را به گونه ای شکل دهند که از هویت خود بیزار بوده و بخواهد ادای غربی ها را در بیاورد. زمانی که زن، مدل و الگوی کشور استعمارگر را انتخاب کند، دیگر نفوذ در آن کشور دشوار نیست چرا که عنصر تربیتی جامعه جذب شده است. بر این اساس بود که پروژه کشف حجاب از پیش از دوران مشروطه آغاز شد. برخی از جریانات از قبیل بابیت و بهاییت آن را ترویج کردند که داستان مربوط به قره العین که گویا به صورت رسمی کشف حجاب کرد از جمله آن است. *قره العین کشف حجاب کرد یا فقط روبنده را در جلوی مردان از صورت برداشت؟ این محل بحث است؛ برخی می گویند فقط روبنده را برداشته و از این کار تعبیر به کشف حجاب کرده اند. اما گزارش های دیگری داریم که بسیار هم پر تکرار است و نشان می دهد که ایشان در جمع و جلسات مردانه حضور بی حجاب داشته است؛ یعنی بدون روسری. جامعه بهائیان هم او را به همین شکل تبلیغ می کنند. بعد از این در دوران بعد از مشروطه هم در مجلات و روزنامه ها دیده می شود که تبلیغاتی مبنی بر عدم حجاب صورت می گرفت و حجاب را متعلق به قرون وسطی و علامت عقب ماندگی می دانستند. لذا تا قبل از رضاشاه می بینیم که بخشی از بدنه روشنفکری از جمله روزنامه نگاران و شاعرانی مانند ایرج میرزا مبلغ بی حجابی بودند. حتی آنچه که در اشعار ایرج میرزا دیده می شود فقط این نیست که حجاب را نشانه عقب ماندگی بداند، بلکه در اشعارش به صراحت می خواهد که زن بی حیا شده تا مورد سوء استفاده امثال خود او قرار بگیرد. در کمال وقاحت هم داستان هایی تعریف می کند. پروژه کشف حجاب از پیش از دوران مشروطه آغاز شد و برخی از جریانات از قبیل بابیت و بهاییت آن را ترویج کردند که داستان مربوط به قره العین که گویا به صورت رسمی کشف حجاب کرد از جمله آن است در عین حال این روش در جامعه فرهنگ مدار ایرانی جایی پیدا نکرده و نویسندگان و روزنامه نگاران توانمند زیادی به میدان آمده و از حجاب دفاع کردند. جالب است که حتی در نشریات زنان همان دوره – یعنی قبل از رضاشاه- بعضی از زنان قاطعانه از حجاب دفاع کرده اند. یا رساله های زیادی در این زمینه نوشته شد که آقای رسول جعفریان هفتاد رساله ای که در دفاع از حجاب در همین سال های بعد از مشروطه نوشته شده است را در مجموعه ای منتشر کرده است. حتی فعالیت ها و تبلیغات همراه با خشونت تیمورتاش و برخی از اعوان و انصارش در دوره رضا شاه هم در تبلیغ کشف حجاب موفق نبود و مورد مقاومت جامعه ایرانی قرار گرفت. یا مثلاً زمانی که ثریا ملکه افغانستان به همراه امان الله خان پادشاه این کشور در پاریس کشف حجاب کرده و می خواست از ایران به طرف افغانستان برود و در ماشین روباز و بی حجاب در ایران ظاهر شد، مورد اعتراض و حتی حمله مردم ایران در برخی از مناطق از جمله سبزوار قرار گرفت و به ماشین او سنگ پرتاب کردند. بنابراین انگلیس با واسطه هایی از قبیل اردشیر و شاپور جی، فروغی و دیگران آمده و رضاخان را تحریک و حمایت کردند که این کار را دولت باید با اقتدار، اجبار و فشار و اگر هم لازم شد با خشونت انجام دهد. بنابراین رضا شاه بعد از آنکه در سال ۱۳۱۳ به ترکیه سفر کرد و از این سفر بازگشت، رسماً اعلان کشف حجاب کرد. *این جریان مخالفت با حجاب را توسط روشنفکران و نویسندگان را تا چه حد باید پروژه ای از سوی غرب دانست و تا حد می توان آن را یک پروسه و در نتیجه ارتباط روشنفکران با غرب و تأثیرپذیری و شیفتگی نسبت به آن به شمار آورد؟ اگر بخواهیم به موضوع روندی و پروسه ای و بدون دخالت عوامل بیرونی نگاه کنیم و خود روند را در درون خودش تحلیل کنیم باید گفت نویسندگان و روشنفکران ایرانی یا آنچه به عنوان فمینیسم ایرانی از آن یاد می شود، بیشتر دنبال حقوق زن بوده اند. لذا اینها الزاماً قائل به بی حجابی نبودند. در حقوق زنان هم بیشتر بر روی آموزش زنان تمرکز داشتند. یعنی بحث تحصیل و آموزش دختران و زنان را مطرح کرده و بعد از آن هم ورود زنان به محیط های اجتماعی، اداری و امثال اینها را مطرح می کردند و یا از جایگاه زن در قوانین و شفاف سازی حقوق آن سخن می گفتند. بخش زیادی از مطالبات خود زنان، یا مردانی که رویکرد فمینیستی داشته اند از این جنس بوده است. از این رو الزاماً دنبال کشف حجاب نبودند. خود زنان در روزنامه هایشان از جمله روزنامه تندی مانند شکوفه، دنبال این هستند که این موارد را حل کنند. اما نگاه دولت رضاشاه اینگونه نیست. در نگاه این دولت در حالی که بسیاری از آزادی ها به زن داده نمی شود، یکی از آزادی های مهم او هم که آزادی حجاب است، گرفته می شود. اتفاقاً هرچند رضاشاه روز ۱۷ دی را روز آزادی زنان نام گذاشت ولی این اقدام را نمی توان اعطای آزادی دانست. چرا که قصد داشت حجابی را که فرهنگ ۹۹ درصد از اعضای جامعه بود به اجبار ممنوع کند. اگر رضاخان می گفت از ۱۷ دی هرکس می خواهد حجاب داشته باشد و هرکسی که نمی خواهد می تواند بی حجاب باشد، این می شد کشف حجاب و آزادی زنان در حوزه حجاب. در حالی که او این کار را نکرد. حتی به غلط این روز را روز کشف حجاب می نامیم. کشف حجاب از قبل شروع شده بود. روز ۱۷ دی ۱۳۱۴ روز منع حجاب است. در ایران حتی زنان زرتشتی و ارمنی هم با حجاب بودند. الان هم زنان زرتشتی در یزد را می بینید که با حجاب هستند. آن وقت رضاشاه اعلام کرد که زن ایرانی باید به اجبار بی حجاب باشد. با خشونت هم این را آغاز و اعمال کرد. بنابراین از این روز، روز اسارت زن شروع شد نه روز آزادی زن. چرا که زمانی که شما بخواهی آنچه را که فرهنگ و خواست یک جامعه است با زور شمشیر و سرنیزه عوض کنی این آغاز اختناق است نه آزادی. *در این جامعه ای که می فرمایید مردم همه معتقد به حجاب بودند، در حد فاصل بعد از مشروطه تا زمان رضاخان و بعد از آن تا سال های ۱۳۱۴ برخورد حکومت و مأموران حکومتی با افرادی که حجاب نداشتند چگونه بود؟ آیا اجبار و برخوردی نسبت به افراد بی حجاب توسط حکومت وجود داشت؟ در دوره قاجار که تقریباً می توان گفت که نداشته ایم که زنی بخواهد در جامعه بی حجاب راه برود. چرا که جامعه اصلاً این را نمی پذیرفت. فقط به ندرت زنانی که بدنام و بدکاره بودند با پوشش های نامناسبی ظاهر می شدند. اتفاقاً به همین دلیل هم حتی خود روشنفکران غرب زده هم خیلی خودشان را این طور نشان نمی دادند. حتی جالب است که وقتی رضاشاه اعلان کشف حجاب کرد، در اسناد آمده که به رضاشاه گزارش می دهند که  بعد از فرمان شما زنان بدکاره خوشحال شده و با بی حجابی خود آبروی این برنامه را برده اند. تا جایی که دولت به امنیه بخشنامه می کند که به زنان بدکاره بگویند شما حق ندارید که کشف حجاب کنید. چون آبروی کار را می برید. *زنان روشنفکر و وابسته به شخصیت های درباری چطور؟ اینها حدفاصل به قدرت رسیدن رضاخان تا سال ۱۳۱۴ چگونه رفتار می کردند؟ اینها چرا، بی حجاب ظاهر می شدند. اما آن هم کم و به ندرت. آن هم در برخی از خیابان های شهرهای بزرگ نه کل جامعه. مثلاً در تهران خیابان لاله زار را بر اساس الگوی شانزهلیزه پاریس درست کرده بودند که تئاتر و سالن نمایش داشته و امثال این افراد شب ها به آنجا آمده و بی حجاب قدم زده و قهوه می خوردند. مردم هم چون می دانستند حکومت از اینها حمایت می کند جرأت نمی کردند با اینها درگیر شوند. ولی اصلاً تعداد قابل توجهی نبودند. بنابراین نه تا سال ۱۳۱۴ و نه بعد از سال ۱۳۲۰ که رضاشاه برکنار شد، ما تعداد زنان بی حجاب قابل توجهی نداریم. پروفسور پیتر ایوری که انگلیسی بوده و استاد دانشگاه کمبریج است، کتابی دارد به نام تاریخ ایران معاصر. در جلد سوم کتابش می گوید با وجود اینکه ۶ سال رضاشاه تمام انرژی، ثروت و قدرت حکومت را خرج پروژه بی حجاب کردن جامعه کرد، اما از این طرح استقبال نشد و وقتی او رفت حدوداً کمتر از ۳ هزار زن بی حجاب در ایران بوده اند. آن هم ایرانی که ۱۸ تا ۲۰ میلیون جمعیت داشت. این نشان می دهد که پروژه او اصلاً مورد استقبال زن ایرانی قرار نگرفت. *سختگیری برای اجرای این پروژه در چه وسعتی از کشور بود؟ آیا فقط در شهرهای بزرگ شدیداً سختگیری می کردند یا اینکه در شهرهای کوچک هم کشف حجاب صورت گرفته و آنجا هم سختگیری و اجبار وجود داشت؟ پروژه در تمام شهرها اجرا شد. هم بزرگ و هم کوچک و حتی در ماه های بعد هم اعلان شد که در روستاها هم باید اجرا شود. لذا با خشونت تمام در کل کشور پیگیری و اجرا شد. چندین جلد کتاب از اسناد این اتفاق تاکنون چاپ شده که مطابق این اسناد با قاطعیت و خشونت این کار را در سراسر کشور آغاز کردند. این اسناد اختلافی هم نیست. حتی خود وابستگان رژیم هم از جمله اشرف و محمدرضا هم در تاریخ نگاری هایشان هم با افتخار به آن اشاره کرده اند. من به عنوان مثال بخشی از خاطرات محمدرضا پهلوی را برای شما می خوانم. او در کتاب «مأموریت برای وطنم» و در صفحات ۴۹۴ تا ۴۹۶ می نویسد: «در سال ۱۳۱۳ آموزگاران و دختران دانش آموز از داشتن حجاب ممنوع شدند» - توجه کنید که نمی گوید آزاد شدند که حجاب نداشته باشند می گوید ممنوع شدند.- «و افسران ارتش با زنانی که حجاب داشتند راه نمی رفتند» -یعنی اجازه نداشتند با همسر با حجاب به خیابان بیایند- «بالاخره در روز ۱۷ دی ۱۳۱۴ پدرم با اعلان کشف حجاب قدم نهایی را در این راه برداشت و به موجب این دستور هیچ زن و یا دوشیزه ای حق پوشیدن چادر و یا نقاب نداشت و اگر زنی با روبند و چادر در کوچه پیدا می شد، پاسبان از وی تقاضا می کرد که روبنده خود را بردارد و اگر امتناع می کرد جبراً چادر او را بر می داشتند. تا زمانی که پدرم سلطنت می کرد در سراسر کشور این امر برقرار بود. بدین ترتیب ایران پس از ترکیه دومین کشور مسلمانی بود که رسماً حجاب را ممنوع ساخت.» در دوره رضاخان و حتی قبل از کشف حجاب، افسران ارتش با همسران خود یا هر زن دیگری که محجبه بود حق نداشتند در خیابان راه روند البته خطایی در این متن از محمدرضا وجود دارد که تلویحاً می خواهد بگوید رضاشاه در این پروژه فقط با چادر و روبنده مخالف بود. در حالی که این طور نیست و اسناد آن دوره به خوبی نشان می دهد که حتی پوشیدن روسری هم ممنوع بود و باید کاملاً بی حجاب به خیابان می آمدند و این برای دولتی که ادا و ادعای ایران باستان و فرهنگ ایرانی داشت جالب است. چرا که این رفتار به هیچ وجه با فرهنگ ایرانی زمان کوروش و داریوش همخوانی نداشت. جالب است که چون برای زن ها سخت بود که کاملاً بی حجاب به خیابان بیایند و دولت هم آن ها را مجبور کرده بود در خیابان بی حجاب باشند، خود زن ها از آنجایی که می توانستند کلاه داشته باشند، کلاهی درست کرده بودند که تا حد زیادی کار پوشش سر را انجام می داد. البته بخش زیادی از زنان هم مخالفت کرده و به خیابان نیامدند که مقالات و تحقیقات زیادی هم در این زمینه نوشته شده است. از جمله در مجموعه مقالات همایش گوهرشاد که پارسال در مشهد برگزار شد، دهها مقاله علمی خیلی خوب در همین زمینه نوشته شده است که مطالعه آنها را توصیه می کنم. *بسیار سپاسگزارم؛ اگر در پایان نکته ای دارید بفرمایید. در مجموع این مسئله نشان داد که مسائل فرهنگی مهمی که جز اصالت های یک جامعه است، اگر مورد دستبرد حکومت ها یا عناصر بیگانه قرار بگیرد، جامعه در برابر آن مقاومت می کند. اما باید توجه داشت که امروز ابزارهای دشمن عوض شده است و همان کسی که می خواست به زور فرهنگ را عوض کند حالا روش را عوض کرده و به اصطلاح امروزی با جنگ نرم و تبلیغات وارد شده است تا بتواند حجاب را در ذهن و باور زن ایرانی تضعیف کند. اگر حجاب که بخشی از فرهنگ جامعه است از دست برود، ممکن است بخش های دیگر جامعه از جمله اقتصاد، فرهنگ و سیاست ما هم از دست برود. جامعه ایرانی باید به فرهنگ خود مفتخر باشد، چرا که تمامی فرهنگ ۲۵۰۰ ساله ما چه فرهنگ پیش از اسلام ما و چه در دوره اسلامی مورد افتخار ما بوده است. بنابراین باید به فرهنگ خود باورداشته و به آن بنازیم و از مؤلفه های این فرهنگ که یکی از آنها پوشش و عفت است چه برای مرد و چه برای زن، حفاظت کنیم. ]]> فرهنگ Sun, 07 Jan 2018 07:18:26 GMT http://deabel.org/vdcf1jdm.w6d0cagiiw.html مشترکات تشیع و تسنن بسیار بیشتر از اختلافات است http://deabel.org/vdcd5o0s.yt0xj6a22y.html حجت الاسلام سید عبدالله حسینی در مراسم افتتاح دومین کنگره بین المللی شعر پیامبر مهربانی(ص) در زاهدان ازسوی دبیرکل مجمع تقریب مذاهب از برگزارکنندگان این برنامه برای ایجاد این فرصت قدردانی و اظهار کرد: ملت ایران برای حمایت از برادران و خواهران اهل سنت در فلسطین 38 سال رنج و سختی را تحمل کرده است. وی افزود: این رویکرد نشان از توجه جمهوری اسلامی ایران به برادران اهل سنت همانند برادران شیعه دارد. وی ادامه داد: در قرآن کریم آیه ای است که نه تنها مسلمانان بلکه پیروان سایر ادیان الهی را به وحدت فرا می خواند. مشاور دبیر کل مجمع تقریب مذاهب گفت: وقتی می توانیم میان پیروان ادیان الهی تقریب ادیان داشته باشیم نباید از قرآن کریم به عنوان دعوت کننده مردم به وحدت غافل شویم. حجت الاسلام حسینی افزود: دلیل اینکه خدواند در آیه شریفه واعتصموا... فرمودند به «ریسمان» الهی نه به «زنجیر» چنگ بزنید این است که زنجیر با جدایی یک حلقه از هم گسسته می شود و هر قسمت یک زنجیر مستقل را تشکیل می دهد اما ریسمان به سادگی نابود شدنی نیست زیرا از تارهای زیادی تهیه شده و چنانچه یک یا چند تار آن کنده شود از هم گسسته نخواهد شد مگر اینکه آخرین رشته هم از بین برود. مدیرکل دفتر امور مجلس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این کنگره با ابراز خرسندی از حضور در جمع شعرا و بزرگان فرهنگ و ادب اظهار داشت: فلسفه وجودی چنین همایش هایی با محوریت اشرف مخلوقات و خاتم پیامبران(ص)، تقویت وحدت در جهان است. حجت‌ الاسلام سید علی حسینی تصریح کرد: برگزاری این گونه برنامه ها فرصت مناسبی برای بیان خوبی ها، مهربانی ها، علم و دانایی پیامبر مکرم اسلام(ص) به زبان شعر است. وی افزود: هنر، فرهنگ را صیقل می دهد و از نسلی به نسل دیگر منتقل می کند و برگزاری برنامه هایی مانند امروز اشاعه دهنده صداقت و راستی شخصیت وجودی نبی مکرم اسلام (ص) به جامعه است. مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: هزار و 21 اثر به زبان های فارسی، بلوچی، ترکی، کردی، عربی، ترکمن، اردو، پشتو و گویش سیستانی به دبیرخانه دومین کنگره بین المللی شعر پیامبر مهربانی(ص) این استان ارسال شده است. حسین مسگرانی افزود: برگزاری این کنگره 2 روزه با هدف ترویج و توسعه وفاق و همدلی برای تقویت پیوند میان پیروان مذاهب اسلامی و معرفی مشترکات در گستره ایران و جهان اسلام، تولید و معرفی آثار فاخر ادبی با محتوای وحدت اسلامی تا فردا 14 دی ادامه دارد. وی خاطرنشان کرد: کنگره بین المللی شعر پیامبر مهربانی(ص) از 2 بخش شعر نو و کلاسیک تشکیل شده و 12 داور برجسته کشور آثار رسیده به دبیرخانه را مورد داوری قرار دادند که نفرات برتر در آیین اختتامیه تجلیل می شوند. وی تصریح کرد: علاوه بر هنرمندان کشوری و استانی شعرای کشورهای افغانستان، پاکستان، عراق، ترکیه، ترکمنستان و آذربایجان آثار خودشان را به این کنگره ارسال کرده اند. مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان برپایی کارگاه آموزشی را از جمله برنامه های جانبی کنگره بین المللی شعر پیامبر مهربانی(ص) ذکر کرد و گفت: آثار دریافتی شعرا در این کنگره به صورت مجموعه چاپ می شود. به گزارش ایرنا شماری از شعرای شرکت کننده در نشست امروز کنگره به قرائت اشعار خود در وصف مهربانی نبی مکرم اسلام(ص) و تقویت وحدت پرداختند. دومین کنگره بین المللی شعر پیامبر مهربانی(ص) با قرائت پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و با حضور شعرای داخل و خارج از کشور در کنار شعرای سیستان و بلوچستان امروز /چهارشنبه/ در سالن فرهنگی و سینمایی هلال زاهدان آغاز شد. ]]> فرهنگ Sat, 06 Jan 2018 10:04:42 GMT http://deabel.org/vdcd5o0s.yt0xj6a22y.html استاد سازگار: شعر آیینی نسبت به گذشته از وضعیت مطلوبی برخوردار است http://deabel.org/vdcce0q1.2bqi48laa2.html استاد غلامرضا سازگار در حاشیه محفل شاعران آیینی با بیان اینکه شعر آیینی در جامعه نسبت به اشعار دیگر جایگاه والایی دارد، اظهار ‌کرد: شعرآیینی به اهل‌بیت عصمت و طهارت متصل است و همین وجه تمایز، شعر آیینی را از دیگر اشعار متمایز می‌کند. وی با تاکید بر اینکه در راستای ترویج شعر آیینی باید اقداماتی صورت بگیرد، گفت: شاعران فعال در این زمینه، باید سطح فعالیت‌های خود را نسبت به گذشته توسعه دهند تا شاهد رواج شعر آیینی باشیم، شاعران با اشعار قوی و زیبا در ترویج این امر مهم می‌توانند تاثیر گذار باشند، رسانه‌ها هم در ترویج مقوله شعر آیینی باید فعال باشند. پیشکسوت شعر آیینی ادامه داد: خوشبختانه در شرایط کنونی شعر آیینی نسبت به گذشته از وضعیت بسیار مطلوبی برخوردار است، جایگاه کنونی شعر آیینی یکی از برکات انقلاب اسلامی و نفس به حق و پاک مردم شهید پرور جمهوری اسلامی ایران است. سازگار به فعالیت‌های آستان قدس رضوی در عرصه ادبی اشاره ‌کرد و افزود: حدود 40 سال بنده با شاعران مشهدی در ارتباط بودم و به این شهر مقدس رفت و آمد داشتم، لذا در جریان زحمات مسئولان آستان قدس رضوی در راستای برپایی نشست های شعر و شاعری هستم و به عقیده من تاکنون آستان قدس رضوی به این امر مهم توجه داشته و خواهد داشت تا انشاءالله جوانان بیش از پیش به سمت این گونه اشعار جذب شوند. گفتنی ‌است؛ محفل شاعران جوان تحت عنوان «تشرف» به همت انجمن ادبی رضوی و با میزبانی دفتر ارتباطات مردمی آستان قدس در حرم مطهر رضوی برگزار شد و در این محفل ادبی شاعران آیینی در وصف شهادت حضرت زهرا(س) به شعرخوانی پرداختند.   ]]> فرهنگ Sat, 06 Jan 2018 07:39:22 GMT http://deabel.org/vdcce0q1.2bqi48laa2.html غالب علمای شیعه بر سلامت قیام مختار اتفاق دارند http://deabel.org/vdcayyne.49nua15kk4.html چهاردهم ربیع الثانی سالروز قیام مختار به خونخواهی قیام امام حسین (ع) بود. حرکتی که اگرچه به خونخواهی شهدای کربلا صورت گرفت اما پرسش های بسیاری را هم گرداگرد این شخصیت تاریخی ایجاد کرد. آنچه در ادامه می آید بخش اول گفتگو با حجت الاسلام محمد هادی یوسفی غروی، کارشناس برجسته تاریخ اسلام است. حجت الاسلام یوسفی غروی، عضو کمیته مدارج علمی حوزه، عضو شورای کتاب مجمع جهانی اهل بيت، عضو انجمن تاريخ پژوهان كشور، عضو شورای برنامه ريزی رشته ی تخصصی تاريخ اسلام حوزه علمیه قم، عضو مجمع انديشه ی اسلامی (مجمع الفكر الاسلامي)، عضو کمیته حوزه ای فقه و مبانی حقوق، علوم قرآن و حدیث و ادبیات عرب است.   برخلاف محققان و پژوهشگران که چهره های تاریخی نزد آن ها تصویری تحقیقی دارند و داوری این محققان درباره چهره و سیمای این افراد وابسته به منابع و مستندات تاریخی است عامه مردم تصوری که از یک شخصیت تاریخی دارند بیشتر به دیده ها و شنیده های آن ها برمی گردد. این قضیه درباره مختار به عنوان یک چهره بحث برانگیز در تاریخ اسلام و تشیع هم صادق است. ما مختار را با ساخت سریال "مختارنامه" در تلویزیون شناختیم که عمدتا تصویری مثبت از این شخصیت ارائه کرده بود. پرسش بنده از شما این است که مستندات درباره مختار چه نکته ای را برای ما گوشزد می کند و آیا می توان در مجموع مختار را پیرو اهل بیت (ع) دانست؟   بعضی از شخصیت ها در طول تاریخ مورد وفاق و اتفاق هستند و کسی در آن ها اختلافی یا علامت استفهامی ندارد اما برخی از شخصیت ها این گونه نیستند و درباره آن ها بگو مگو و بحث وجود دارد که از آن جمله می توان به مختار ابن ابی عبید ثقفی است. البته در همین آغاز بحث بگویم که یکی از اشتباهات ما این است که گاه می بینیم که اسم مختار را مختار ابن ابی عبیده ثقفی می نویسند که صحیح نیست. در بحث رجال که به بررسی شخصیت های تاثیرگذار در اسلام و راویان اخبار می پردازد ما کتاب "قاموس الرجال" علامه شیخ محمدتقی شوشتری را داریم که آنجا هم به این بحث می پردازد.  خب اهل سنت همه به اتفاق مختار را یک خارجی یعنی خروج کننده بر خلیفه می دانند و میان مختار و هر خارجی دیگری که علیه خلیفه زمان خروج کرده است فرقی نمی گذارند و مختار را یکی از خوارج بر بنی امیه و حتی بدتر از برخی خوارج دیگر می دانند.   چرا بدتر از خوارج دیگر؟   او را متهم می کنند که مختار مدعی وحی و نبوت بوده است و در این باره حدیثی را به پیامبر (ص)  نسبت می دهند که پیامبر (ص) می فرماید که دو نفر از قبیله ثقیف،  مُبیر یعنی منشا فساد و تباهی هستند و عده زیادی را گمراه می کنند. یکی از این دو را اهل تسنن به حجاج ابن یوسف ثقفی که از عمال بنی امیه بود و بیشترین خونریزی ها را در طول تاریخ اسلام انجام داد تطبیق می دهند و شخص دیگری که در حدیث منسوب به پیامبر (ص) مدعی هستند که پیامبر فرموده او از قبیله ثقیف و آدم کذاب و دروغگویی است تطبیق بر مختار ابن ابی عبید ثقفی می کنند.   دیدگاه شیعه درباره مختار چگونه است؟   اختلافاتی در این زمینه وجود دارد لذا چندین رساله از چند عالم شیعه برای مختار نوشته شده اما غالب شیعه یعنی 99 درصد بر این باور هستند و می شود گفت از رساله های علمای شیعه که درباره مختار نوشته شده برمی آید که جمله درصدد تنزیه مختار هستند. البته تعدد این رساله ها معنی اش این است که شخصیت مورد نظر مورد اختلاف است و علامت های استفهام درباره او وجود دارد  و توقف های آقایان بر روی مختار به معنای طرح آن علامت های استفهام و تهمت ها و جواب گفتن بر آن هاست.  در مجموع اما اگر ما بخواهیم همه این رساله ها و مکتوبات را بررسی کنیم به طور کلی می توان گفت که نظر اغلب علمای شیعه بر تنزیه مختار است و آنچه در میان مردم هم مشهور است بر همان تنزیه است و عامه مردم هم نظر مثبتی به او دارند چون به هر حال نظر عموم یا به تعبیری عوام، تابع خواص است. این یک قاعده بوده و غالبا در هر برهه ای از تاریخ و هر مکان و هر زمانی نظر عوام، تابع خواص آن مردم بوده است. البته در برخی از مقاطع تاریخی هم اتفاق افتاده که خواص نظری داشته اند و عوام، نظری دیگر.   همچنان که اشاره شد نظر غالب شیعه اعم از خواص و عوام بر تنزیه مختار است و آخرین عالم شیعی که رجال نوشته یعنی درباره شخصیت های تاریخی مخصوصا راویان اخبار ائمه یا ملحقین به آن ها تالیف داشته مرحوم آیت الله حاج سید ابوالقاسم خویی نجفی بوده که ایشان در 23 جلد و با مستدرکات 25 جلد  کتاب "معجم رجال الحدیث" را نگاشته اند که به ترتیب الفبا رجال راویان حدیث ائمه و ملحقین را بررسی کرده و در حرف میم به مختار ابن ابی عبید ثقفی پرداخته که راوی خبری از امیرالمومنین  یا ائمه علیهم السلام  بوده است. این عالم شیعی نیز در این کتاب جزو کسانی است که طرف مثبت مختار را گرفته و مختار را تنزیه و اکثر تهمت ها و علامت های استفهام را رد کرده و اخبارش را ضعیف و غیر قابل قبول و در آن سو مختار را اهل نجات دانسته است.   در یک کلمه به عنوان بررسی تاریخی روی هم رفته نمی توانیم تابع نظر اهل سنت باشیم که مختار را شخصی آتشی و اهل جهنم دانسته اند و قائل به هلاکت مختار بوده اند. شیعه قائل به این است که مختار اهل نجات است. البته معنای این سخن این نیست که مختار منزه از هر گونه علامت سوال و استفهامی باشد. مختار در میان شیعیان عراق که مرکزیت آن کوفه بود جزو کسانی است که به تعبیری شیعه سیاسی بودند. کسانی که بر سر دوراهی آل ابیطالب و آل ابی سفیان قرار داشتند. البته این ها در تصدی امور مسلمانان و اداره کشور، بنی امیه را بر آل علی ترجیح نمی دادند،  این معنای شیعه سیاسی است. البته وقتی کسی قائل به ترجیح سیاسی باشد معنای این حرف این است که به طریق اولی در بحث اعتقادات، آل علی را به بنی امیه هم ترجیح خواهد داد. ]]> فرهنگ Sat, 06 Jan 2018 06:14:38 GMT http://deabel.org/vdcayyne.49nua15kk4.html