پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - پربيننده ترين عناوين ادبیات :: نسخه کامل http://deabel.org/vsng.n19rkjoaqpr4a.html Tue, 17 Apr 2018 14:30:51 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Tue, 17 Apr 2018 14:30:51 GMT ادبیات 60 ۹۰ اشکال اساسی در نحوه اعزام زائران اربعین وجود دارد http://deabel.org/vdcaeine.49nu015kk4.html معاون امنیتی وزیر کشور در کرمانشاه در دیدار با موکب داران استان گفت: امسال به دستگاه‌ها اعلام کردیم که اجباری برای خدمات ‌دهی به زائران اربعین حسینی وجود ندارد و سیستم مدیریت مراسم اربعین امسال بصورت استانی و مردمی انجام می‌شود. حسین ذوالفقاری افزود: ایراداتی در نحوه اعزام ‌زائران اربعین حسینی وجود دارد و در واقع بیش از ۹۰ اشکال اساسی در کار ما وجود دارد که باید آنها را برطرف کنیم. وی گفت: هر ساله دو میلیون و ۳۰۰ هزار زائر برای مراسم اربعین راهی کشور عراق می‌شوند و به دنبال آن هستیم تا امور حاکمیتی مانند امنیت، بهداشت و درمان داخل کشور و عبور و مرور را ساماندهی کنیم و به تدریج سهم دستگاه‌های حاکمیتی در بخش‌های خدماتی را کاهش دهیم. ذوالفقاری ادامه داد: امسال به دستگاه‌ها اعلام کردیم که اجباری برای خدمات دهی به زائران اربعین حسینی وجود ندارد و سیستم مدیریت مراسم اربعین استانی و مردمی انجام می‌شود. وی افزود: موکب‌های ایرانی در عراق فعالیت می‌کنند و لذا عملکرد ما در عراق به شکلی باید باشد که افتخار تاریخی مردم این کشور به عنوان زائر اربعین حسینی خدشه‌دار نشود. معاون امنیتی وزیر کشور گفت: بنا نیست که تمام اسکان و تغذیه زائران اربعین حسینی را تهیه و پرداخت کنیم و بخش خصوصی و ساکنان طول مسیر تردد زوار باید در بحث خدمات دهی به زائران اربعین حسینی تقویت شود. قائم مقام رئیس ستاد اربعین کرمانشاه نیز در این مراسم گفت: احتمال بازگشایی مرز خسروی از سه ماه قبل از ایام اربعین وجود دارد. جعفر همتی افزود: مذاکراتی با طرف عراقی برای بازگشایی مرز خسروی انجام شده است و براساس این مذاکرات به احتمال بیش از ۹۵ درصد مرز خسروی از حدود سه ماه قبل از ایام اربعین برای تردد زائران بازگشایی می‌شود. قائم مقام رئیس ستاد اربعین کرمانشاه گفت: امکانات مناسب زیرساختی و تجهیزاتی در مرز خسروی فراهم است. همتی افزود: پیش بینی می شود استان کرمانشاه میزبان ۷۰۰ هزار تا یک میلیون نفر زائر در مرز خسروی خواهد بود. * ابلاغ اعتبار آماده‌سازی مرز خسروی اعتبارات لازم برای آماده سازی مرز خسروی توسط وزارت کشور ابلاغ شده است وضرورت دارد کمیته زیرساخت ملی طرح جامعی را برای ساماندهی مرز خسروی آماده کند. استاندار کرمانشاه در این باره گفت: بازگشایی مرز خسروی تبدیل به یک مطالبه عمومی برای کل مردم استان کرمانشاه شده است ومردم نشاط و امیدواری را در بازگشایی این مرز می‌بینند. هوشنگ بازوند گفت: اعتبارات لازم برای آماده‌سازی مرز خسروی توسط وزارت کشور به ما ابلاغ شده است و تقاضا می‌کنیم که کمیته زیرساخت ملی یک طرح جامع برای ساماندهی مرز خسروی آماده کند تا بر اساس آن پیش برویم. وی افزود: بازگشایی مرز خسروی می‌تواند در افزایش نشاط و امیدواری در میان مردم مناطق زلزله‌زده که عمدتاً مرزنشین هستند ایجاد کند و تا اندازه‌ای از غم آنها بکاهد. ]]> ادبیات Sun, 11 Mar 2018 04:22:45 GMT http://deabel.org/vdcaeine.49nu015kk4.html مرثیه خوانی برای حضرت زهرا(س) به زبان آذری/ حاج منصور زمان شعار http://deabel.org/vdcjmiet.uqe8xzsffu.html دریافت ]]> ادبیات Wed, 31 Jan 2018 09:33:38 GMT http://deabel.org/vdcjmiet.uqe8xzsffu.html جایگاه «اصلاح گری» و«اندیشه ورزی» در شعر پارسی http://deabel.org/vdcc1mq1.2bqi48laa2.html پیامبراکرم(ص): «العلم میراثی و میراث الأنبیاء من قبلی:علم میراث من و میراث پیامبران پیش از من است.ر نهج الفصاحه» «العلم حیاه الإسلام و عماد الإیمان و من علم علما أتم اللَّه له أجره و من تعلّم فعمل علّمه اللَّه ما لم یعلم:علم حیات اسلام و ستون ایمان است و هر که علمى بیاموزد خدا پاداش او را کامل کند و هر که تعلیم گیرد و عمل کند خدا آنچه نمى داند به او تعلیم دهد.ر نهج الفصاحه». *** چون شود اندیشۀ قومی خراب ناسره گردد به دستش سیم ناب میرد اندر سینه‌اش قلب سلیم در نگاه او کج آید مستقیم بر کران از حرب و ضرب کائنات چشم او اندر سکون بیند حیات موج از دریاش کم گردد بلند گوهر او چون خزف ناارجمند پس نخستین بایدش تطهیر فکر بعد از آن آسان شود تعمیر فکر «علامه اقبال لاهوری» با بررسی کارنامه شعر و ادب پارسی، به خوبی می توان دریافت که نام آوران و بزرگان این عرصه، همواره در قامت یک آسیب پژوه دینی و «مُصلح اجتماعی» ظهور کرده و هنر شعر و شاعری را در مسیر اصلاح ناهنجاری‌های اجتماعی و اخلاقی به خدمت گرفته اند. عصاره و جانمایه اشعار شاعرانی چون: فردوسی، ناصرخسرو، سنایی، عطار، مولانا، سعدی، حافظ، صائب، بیدل، اقبال لاهوری، پروین اعتصامی و… به نوعی نقد و کالبدشکافی سلوک دینی و موید این ادعاست. شاعران مصلح با الهام از آموزه‌های وحیانی و قرآنی بر این اعتقاد و باورند که هیچ جامعه ای رنگ سعادت و رستگاری را نخواهد دید، مگر آن که مردم از پیله انفعال و رخوت بیرون بیایند و با اراده ای استوار به تغییر وضع موجود اهتمام کنند. چنان که خداوند در آیه ۱۱ سوره مبارکه «رعد» می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم: خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.» انسان صالح در گام اول، خودش را اصلاح می کند و در گام دوم در قامت یک مصلح اجتماعی به اصلاح جامعه می پردازد. لازمه اصلاح، حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب و موعود است، و این امکان پذیر نیست مگر این که ما کاستی‌های وضع موجود و برجستگی‌های وضع مطلوب را دریابیم و بشناسیم. بنابراین لازمه تغییر و اصلاح، داشتن معرفت و شناخت است. بدون شناخت امکان هیچ گونه تغییر و اصلاحی وجود ندارد. نتیجه آن که انجام «عمل صالح» بدون شناخت و معرفت اصیل دینی ممکن نیست. رسالت شاعران مُصلح شاعران مصلح، همواره با سروده‌های خود جامعه اسلامی را به «بصیرت» دعوت می کنند و رسالت خود را در این می‌دانند که به مسلمانان شیوه درست اندیشیدن و درست دیدن را بیاموزند. آنان بر این باورند که یک انسان مسلمان باید در عین اطاعت و بندگی حق، به فلسفه امور و احکام اسلامی آشنا باشد، و در برخورد با جهان پیرامونش واکنش‌های مناسب از خود نشان دهد و بتواند به تجزیه و تحلیل مسائل بپردازد. یک مسلمان اصیل هرگز نباید در دایره «عادت» و «تقلید طوطی‌وار» حرکت کند. رسالت یک مسلمان مسئول و آگاه این است که «تفکر نقادانه» را در خود تقویت نماید و نسبت به ناهنجاری‌ها و نابسامانی‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی واکنش مناسب نشان دهد. یک مسلمان باید در اظهار عقیده خویش توانایی داشته باشد. یک مسلمان باید قدرت تمیز خوب و بد را پیدا نماید و هر مسئله‌ای را به طور کورکورانه نپذیرد. یک مسلمان باید شهامت گفتن «نه» را داشته باشد و در برخورد با هر پدیده، قبل از پذیرش بی‌چون و چرای آن، به ارزیابی آن بپردازد. یک مسلمان باید عارف و شاعر(انسان دارای شعور) به معنای واقعی کلمه باشد. یک مسلمان باید عقاید خود را بدون«خودسانسوری»وآزادانه بیان کند و خلاصه کلام آن که یک مسلمان باید «خودباوری»، «اعتماد به نفس» و «شخصیت» داشته باشد و برای رای و نظر خود ارزش قائل گردد. شاعران مصلحی چون «اقبال» می‌خواهند جامعه اسلامی را از خواب انفعال و تقلید و عادت بیدار کنند و آنان را به «تفکر»، «اندیشیدن»و«نگریستن»وادارند.چرا که رسالت یک مسلمان اصیل، پیش و بیش از هر چیز، تلاش برای فتح قله‌های «بصیرت» و «اجتهاد» است. مسلمانی که از اسلام فقط «تقلید کردن» را خوب آموخته است، به درد آینده اسلام نمی‌خورد. چرا که آینده اسلام در انحصار انسان‌های مجتهد، خودآگاه و جهان‌آگاه است. علیرغم این تفکر که اجتهاد در دین فقط وظیفه عالمان دینی است، با بازخوانی آموزه‌های اصیل وحیانی و قرآنی و روایات و احادیثی که از خاندان رسالت(علیهم السلام) برای ما به یادگار مانده است، در می یابیم که «اجتهاد»، «تدبر» و «تفقه» در دین، تنها منحصر به عالمان دینی نیست، بلکه یک تکلیف عمومی و همگانی و وظیفه هر مسلمان مسئول است. مظلومیت «عقل» در شعر و ادب پارسی تا توانی با خرد بیگانه باش عقل را غارت کن و دیوانه باش علیرغم همه تاکیدی که در اسلام بر اندیشه و اندیشه ورزی شده است و خداوند گروهی را که در آیات الهی تعقل و تدبر نمی کنند«اولئک کالانعام بل هُم اَضلرقرآن،اعراف۱۷۹» می خواند؛ یعنی «چهارپایانی که در گمراهی به سر می برند، بلکه گمراه تر از آنان»؛ متاسفانه امروز در شعر پارسی و به بهانه تکریم عشق، آنقدر«عقل مُکرم»را ذلیل و خاک بر سر کرده ایم که نسل امروز برای اندیشه ورزی و عقلانیت، محلی از اعراب قائل نیست. به خاطر همین تلقینات غلط، مخاطب شعر پارسی عقل را موجودی طفیلی، فضول و مزاحم می داند که باید کمر به قتلش بست و بنیانش را بر باد داد! در حالی که در آموزه‌های اصیل دینی می خوانیم که اولین آفریده خدا «نور» و «لوح و قلم» بوده است که دلالت بر عقل و دانایی می کند. چنان که در قرآن نیز می‌خوانیم: «اللَّهُ نُورُ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ». این عادت ادبی شایسته ما به عنوان یک ایرانی مسلمان نیست که با دست عرفان، دائم توی سر عقل بزنیم و عقل مُکرم را در شعر و ادبیات به حاشیه رانده و خانه نشین کنیم. در آموزه‌های دینی هیچ‌گونه تقابلی بین فلسفه و عرفان و «عقل و عشق» نیست. چنان که امام خمینی(ره) در تبیین جایگاه فلسفه گفته است:« فلسفه وسیله است، خودش مطلوب نیست. وسیله است برای این که شما مسائل را، معارف را با برهان به عقل تان برسانید، هنرش همین قدر است.ر تفسیر سوره حمد، ص۱۰۹ و ۱۱۰٫» بر اساس نص صریح آیات قرآن و همچنین احادیث و روایاتی که از بزرگان دین برای ما به یادگار مانده است، عقل و عشق در جهان بینی اسلامی مُکمل یکدیگرند و بدون استمداد از حضرت عقل، نمی توان در عشق به کامیابی و در زندگی به سعادت و رستگاری دست یافت. برای تقویت گفتمان انتقادی و تفکر نقادانه باید به تقابل کاذب «عقل و عشق» در ادبیات پایان بدهیم و ضمن عرض ارادت به عشق، به پیروی از بزرگان شعر و ادب پارسی به تکریم اندیشه ورزی و عقلانیت بپردازیم. بازخوانی نمونه‌هایی از آثار بزرگان در ستایش عقل خالی از لطف نیست: دانش اندر دل چراغ روشن است وز همه بد بر تن تو جوشن است (رودکی) خرد بهتر از چشم و بینایی است نه بینایی افزون ز دانایی است؟ (ابوشکور بلخی) خرد چشم جان است چون بنگری تو بی‌چشم جان، آن جهان نسپری (حکیم فردوسی) کشتی خرد است دست در وی زن تا غرقه نگردی اندرین دریا (حکیم ناصرخسرو) با نوریان بگو که زعقل بلند دست ما خاکیان به دوش ثریّا سواره ایم (علامه اقبال) بدیهی است که عقل مورد ستایش در آموزه‌های دینی و ادبیات پارسی، عقل انسانی است، نه عقل نفسانی(عقل جزوی). عقلی که چراغ راه انسان در ظلمات و یار و مددکار او در تشخیص مصالح و مفاسد است. عقلی که مورد ستایش همه اندیشمندان، فلاسفه و عالمان دینی است. چنان که «غزالی» نیز در کتاب «تکوین عقل عربی» در باره آن می‌گوید: «شریف‌ترین مُبدعات عقل است و او (خدا) آن را ابداع کرد.» مولانا، و دعوت به «اندیشیدن» مولانا که خود تربیت یافته مکتب انسان ساز قرآن و عترت است، بر این اعتقاد و باور است که انسان آگاه باید در مسیر اجتهاد گام بردارد تا منزل «تقلید» را پشت سر نهد و به مقام «تحقیق» برسد، و این ممکن نیست مگر با تقویت گفتمان انتقادی و تمرین اندیشه ورزی در شعر و ادب پارسی. از همین رو، در ذهن و زبان مولانا «تفکر» و «اندیشیدن» از جایگاه بسیار والایی برخوردار است: ای برادر تو همان اندیشه ای مابقی خود استخوانی و ریشه ای *** جهد کن تا پیر عقل و دین شوی تا چو «عقل کل» تو باطن بین شوی از عدم چون عقل زیبا رو گشاد خلعتش داد و هزارش نام داد مولانا اندیشه ورزی را سرمایه دانایی و توانایی و در تقابل با تقلید کورکورانه می داند و می گوید: خلق را تقلیدشان بر باد داد که دو صد لعنت بر آن تقلید باد خداوند نیز در قرآن تقلید در اصول و عقاید را جایز نمی داند و مومنان را به تفکر و تدبر در دین دعوت می کند:«و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ماوجدنا علیه اباؤنا اولوکان الشیطان یدعوهم الی عذاب السعیرر سوره لقمان- آیه ۲۱) ترجمه: هنگامی که (از جانب پیامبران) به آنها (که شرک را برگزیده‌اند) گفته می شود: پیروی نمائید از آنچه خداوند نازل نموده است، گویند ما از آنچه پدران خویش را بر آن یافته ایم پیروی می نمائیم،‌ آیا اگر شیطان آنان را به سوی جهنم هم فرا خواند(باز آنها پیروی خواهند نمود؟) طبق آموزه‌های اصیل قرآنی، وظیفه یک مسلمان مسئول و آگاه این است که برای فهم دین – در حد بضاعت علمی خویش – اجتهاد نماید، بخصوص در حوزه «عقاید» که غیرقابل تقلید است. اجتهاد در عقاید وظیفه هر مسلمان است. پیروی از معصوم نیز بر اساس منطق و بر پایه پشتوانه‌های عقلی است. به این معنا که ما به حکم عقل، کلام معصوم را حجت قرار می دهیم. اجتهاد در معنای عام آن، به معنای تلاش برای فهم عقاید و آموزه‌های دینی، جوهر و جانمایه جهان بینی اسلامی و شیعی است. امام علی(ع) در حدیثی با تاکید بر این دقیقه می فرماید: «اِنَّمـَا الْبـَصـیـرُ مـَنْ سـَمـِعَ فـَتـَفـَکَّرَ وَ نـَظـَرَ فـَاءَبـْصـَرَ وَانْتَفَعَ بِالْعِبَرِ، ثُمَّ سَلَکَ جَدَداً واضِحاًر انـسـان بـا بـصـیـرت کـسى است که بشنود و خوب بیندیشد و بنگرد و ببیند و از تجارب دنیا بهره گیرد، سپس در راه روشن حرکت کند.ر نهج البلاغه ، خ ۱۵۲، ص ۴۷۳ ـ ۴۷۴٫» امام صادق(ع) نیز می فرماید:«تاهَ مَن جَهِلَ وَ اهتَدی مَن أبصَرَ وَ عَقَلَر هر که جهالت ورزید هلاک شد و هر که با دیده ی بصیرت نگریست و تعقل کرد، هدایت یافت.ر کافی، ج ۲، ص ۴۸٫» در حدیثی از امام کاظم (ع) نیز می خوانیم: «تفقهوا فی دینِ الله فَأنَّ الفِقهَ مِفتاحُ البَصیرةِ وَ تَمامُ العِبادَةِر در دین خدا تفقه و کاوش کنید، چرا که فقه و فهم دین، کلید بصیرت و کامل کننده عبادت است.ر بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۲۴۷٫» دو حدیث زیر از مولی الموحدین، علی(ع) نیز مؤید این معناست که گمشده انسان مسلمان بصیرت است و بدون بصیرت نمی توان در مسیر عبودیت و بندگی و متابعت از بزرگان دینی به سرمنزل مقصود رسید:«إنَّ نورَ البصیرةِ روحُ الحَیاهِ الَّذی لا ینفَعُ ایمانُ إلاّ به مَعَ اتَّباعِ کَلِمَهِ اللهِ وَ التَّصدِیقِ بِهَار به درستی که نور بصیرت و بینش، روح و اصل حیات است و ایمان جز با آن و متابعت کلمه الله و قبولی آن سودی ندهد.ر بحارالانوار، ج ۳۰، ص ۳۸٫» «فَإنَّما البَصیرُ مَن سَمِعَ فَتَفَکَّرَ وَ نَظَرَ فَأبصَرَ وَانتَفَعَ بَالِعَبرِر انسان بصیر کسی است که بشنود و بیندیشد، نگاه کند و ببیند و از عبرتها بهره گیرد.ر میزان الحکمه، ح ۱۷۳۲٫» محک زدن گفتار بزرگان ادبی با قرآن و عترت در ادبیات پارسی، گاهی به گزاره‌های غلطی در قالب منظوم و منثور بر می خوریم که چون این گزاره‌ها از زبان بزرگان ادبی نقل شده است، آنها را بدون چون و چرا می پذیریم و تکرار می کنیم. این پذیرش به معنای مرعوب بودن در مقابل بزرگان و نوعی تقلید بی چون و چرا از آنهاست. بله، فردوسی و عطار و مولانا و سعدی و حافظ جزو مفاخر و مشاهیر ادبی ما هستند و احترام آنها واجب است، ولی احترام گذاشتن به این معنا نیست که ما در مقابل آنان تسلیم محض باشیم و بدون تدبر و تفکر هر چه که آنان گفته اند را بپذیریم. اسلام با چنین طرز تفکری مخالف است. ما باید گفتار بزرگان را با معیار قرآن و عترت محک بزنیم و آنچه که مطابق با آموزه‌های اصیل دینی است بپذیریم و آنچه که مخالف آنهاست، کنار بگذاریم. استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری در این خصوص می گوید:«سعدی خودمان در یک رباعی چنین اشتباه بزرگی کرده است، می‌گوید: من آن مورم که در پایم بمالند نه زنبورم که از نیشم بنالند می گوید من آن مورچه‌ ای هستم که زیر پا لگدم می‌کنند، زنبور نیستم که نیش بزنم و از نیشم ناله کنند. کجا خود شکر این نعمت گزارم که زور مردم آزاری ندارم نه آقای سعدی! مگر امر دایر است که انسان یا باید مور باشد و یا زنبور که می‌گویی من از میان مور بودن یا زنبور بودن، مور بودن را انتخاب می‌کنم؟ تو نه مور باش که زیر دست و پا له شوی و نه زنبور باش که به کسی نیش بزنی. سعدی این‌طور باید می‌گفت: نه آن مورم که در پایم بمالند نه زنبورم که از نیشم بنالند چگونه شکر این نعمت گزارم که دارم زور و آزاری ندارم اگر آدم زور داشته باشد و آزاری نداشته باشد، جای شکر دارد و الّا اگر زور نداشته باشد و آزار هم نداشته باشد، مثل این می‌شود که شاخ ندارد و شاخ هم نمی‌زند. اگر شاخ داشتی و شاخ نزدی، آن وقت هنر کرده‌ای.»(مجموعه‌ آثاراستاد شهید مطهری، ج۲۳، ص: ۱۷۳.) ادبیات و «تفکر نقادانه» دقیقه ای که استاد مطهری بر آن تاکید کرده، تقویت«تفکر نقادانه» و بیرون زدن از دایره «تقلید» است. یعنی باید با چشم و گوش باز حرف‌ها را شنید و بعد از تجزیه و تحلیل عقلانی آنها را پذیرفت. چنان که خداوند در قرآن می فرماید: «الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ: همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند، آنان کسانی هستند که خدا هدایت شان کرده ، و آنها خردمندان اند.ر قرآن کریم، سوره زمر، آیه ۱۸» در آموزه‌های وحیانی و قرآنی بسیار بر این مهم تاکید شده است. این که در مقابل عقاید دیگران منفعل نباشیم و هر حرفی را با عقل و منطق و معرفت دینی بسنجیم و بعد از یقین به درستی آن، بپذیریم. چرا که در اسلام «آگاهی و معرفت» دو نوع است: ۱ – معرفت مسموع ۲ – معرفت مطبوع٫ چنان که امام على(ع) در حدیثی مى فرماید:«العِلمُ عِلمانِ: مَطبوعٌ و مَسموعٌ و لایَنفَعُ المَسموعُ إذا لَم یَکُنِ المَطبوعُ: دانش، دو گونه است: مطبوع و مسموع٫ دانش مسموع، بدون دانش طبیعى، سودمند نیست.» منظور از «علم مسموع»، علمی است که از دیگران یا از طریق مطالعه کتاب به دست آمده است. یعنی منبع آن گفته‌ها و شنیده‌های دیگران است. «علم مطبوع» اما به علمی گفته می شود که حاصل کشف و شهود و سیر وسلوک علمی انسان است. علمی که محصول اندیشیدن، تفکر، تدبر و خلافیت است. مطالعه کتاب، تنها راهی برای کسب علم مسموع است. ولی زمانی «علم مسموع» ارزش دارد که با «علم مطبوع» در آمیزد و ارزش افزوده پیدا کند. یعنی منجر به رشد «تفکر نقادانه و خلاقانه» در انسان شود. توجه به این مسئله، هنگام مطالعه آثار منظوم و منثور پارسی – بخصوص ضرب المثل‌ها – بسیار مهم است. شایسته است آثار بزرگان ادبی را با دید انتقادی بخوانیم و هر ضرب المثلی را به صرف این که سخن «بزرگان ادبی» است، نپذیریم . یادمان باشد که حرف بزرگان وحی مُنزل نیست. دیگر این که هر کتابی با هر محتوایی نیز مصداق «یار مهربان» نیست. نباید در مقابل مطالبی که از کتاب‌ها فرا می گیریم تسلیم محض باشیم. به این دقیقه توجه داشته باشیم که صرف کتاب خواندن و افزودن بر محفوظات، دردی از ما دوا نمی کند، آنچه که در کتاب و کتابخوانی باید مورد توجه قرار گیرد این است که مطالعه قدرت تفکر نقادانه را در ما تقویت کند. یعنی در فرایند مطالعه مواظب باشیم که دچار استحاله فرهنگی نشویم؛ به گونه ای که کتاب‌ها به جای ما فکر کنند و شخصیت ما را بسازند! حواسمان باشد که مطالعه ما را به انبار «محفوظات» تبدیل نکند، بلکه مطالعه راهکاری برای تقویت قدرت تحلیل و ارزیابی علمی در ما باشد، تا بتوانیم محفوظات خام را به «معلومات» راهگشا و کاربردی تبدیل کنیم. نقل داستانی از استاد شهید آیت الله مطهری در این خصوص، خالی از لطف نیست. استاد مطهری در فرازی از کتاب « تعلیم و تربیت در اسلام» می گوید: «یک وقت یک خارجی آمده بود کرج، با یک دهاتی روبرو شد. این دهاتی‏ خیلی جواب‌های نغز و پخته‏ای به او می‏داد. هر سؤالی که می‏ کرد، خیلی عالی‏ جواب می‏داد. بعد او گفت که تو اینها را از کجا می ‏دانی؟ گفت: «ما چون سواد نداریم، فکر می‏ کنیم». این خیلی حرف پرمعنایی است. آن که‏ سواد دارد، معلوماتش را می‏ گوید، ولی من فکر می‏کنم، و «فکر» خیلی از سواد بهتر است. این مسأله که باید در افراد و در جامعه رشد شخصیت فکری و عقلانی پیدا بشود – یعنی قوه تجزیه و تحلیل در مسائل پیدا بشود – یک مطلب اساسی‏ است؛ یعنی در همین آموزش‌ها و تعلیم و تربیت‌ها در مدرسه‏ها وظیفه معلم‏ بالاتر از این که به بچه یاد می‏دهد اینست که کاری بکند که قوه تجزیه و تحلیل او قدرت بگیرد، نه این که فقط در مغز وی معلومات بریزد، که اگر معلومات خیلی فشار بیاورد ذهن بچه راکد می‏شود.» جان کلام آن اینکه باید در مکتب شعر و ادب پارسی، به دنبال تقویت «تفکر نقادانه» و تربیت نسلی «پرسشگر» و «خلاق» باشیم، و این ممکن نیست مگر با بازشناسی و تکریم مقام رفیع و بی بدیل «عقل» و ستایش «دانایی» و بینایی. برای تاکید بر این دقیقه، با سروده ای از حکیم ابوالقاسم فردوسی در ستایش «خرد» سخن را به پایان می برم: کنون ای خردمند وصف خرد بدین جایگه گفتن اندر خورد کنون تا چه داری بیار از خرد که گوش نیوشنده زو برخورد خرد بهتر از هر چه ایزد بداد ستایش خرد را به از راه داد خرد رهنمای و خرد دلگشای خرد دست گیرد به هر دو سرای ازاو شادمانی وزاویت غمی است وز اویت فزونی وز اویت کمی است خرد تیره و مرد روشن روان نباشد همی شادمان یک زمان چه گفت آن خردمند مرد خرد که دانا ز گفتار از برخورد کسی کو خرد را ندارد ز پیش دلش گردد از کرده خویش ریش هشیوار دیوانه خواند ورا همان خویش بیگانه داند ورا ازاویی به هر دو سرای ارجمند گسسته خرد پای دارد ببند خرد چشم جان است چون بنگری تو بی‌چشم شادان جهان نسپری نخست آفرینش خرد را شناس نگهبان جانست و آن سه پاس سه پاس تو چشم است وگوش و زبان کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان خرد را و جان را که یارد ستود و گر من ستایم که یارد شنود حکیما،چو کس نیست گفتن چه سود ازاین پس بگو کافرینش چه بود تویی کرده کردگار جهان ببینی همی آشکار و نهان به گفتار دانندگان راه جوی به گیتی بپوی و به هر کس بگوی ز هر دانشی چون سخن بشنوی از آموختن یک زمان نغنوی چو دیدار یابی به شاخ سخن بدانی که دانش نیاید به بن ]]> ادبیات Tue, 17 Apr 2018 09:22:38 GMT http://deabel.org/vdcc1mq1.2bqi48laa2.html محمدرضا سنگری: چرا شعر توحیدی از آثار ادبی امروز حذف شده است؟ http://deabel.org/vdcbzwbf.rhb8fpiuur.html شعر توحیدی با نیایشی یکی از زمینه‌های مهم محتوایی شعر فارسی است‌ که نه تنها در حوزه محتوایی که در حوزه مضمون‌سازی نیز حضوری پررنگ دارد. طبق سنت گذشته در ابتدای دواوین شعری و آثار نویسندگان، بدون در نظر گرفتن موضوع این آثار، بخشی به حمد پروردگار و منقبت حضرت رسول(ص) اختصاص دارد. علاوه بر این، شاعر در خلال سروده‌های خود و به فراخور موضوع، گریزی به این دست از اشعار زده و با پروردگار خود نجوا می‌کند. این رویکرد در شعر امروز کمتر به چشم می‌خورد؛ به طوری که به گفته کارشناسان جز معدود آثاری، کمتر می‌توان ردی از این دست از اشعار در دیوان شاعران امروز یافت. در بررسی سروده‌های توحیدی و روند آن در شعر امروز، چند پرسش به ذهن می‌رسد. زندگی امروز و اندیشه‌های مسلط بر زندگی انسان امروز چقدر در این روند تأثیرگذار بوده است؟ چرا شاعرانی که در حوزه‌های آئینی توانا و فعال‌اند، کمتر به این موضوع توجه کرده‌اند؟ سروده‌های موجود از شعر توحیدی امروز بیشتر به چه موضوعاتی می‌پردازد و چه محورهایی را مد نظر قرار داده است؟ و... . محمدرضا سنگری، شاعر و استاد دانشگاه، در همین رابطه معتقد است که سهم خدا از شعر امروز کم شده و اگر قرار است بر تعداد این سروده‌ها افزوده شود،‌ باید توجه شاعران و سرایندگان را به این سمت جلب کرد؛ می‌توان با برگزاری کنگره‌های شعر توحیدی در این رابطه، از ضعف‌های موجود در این حوزه کاست. او با اشاره به سنت ادبی در این زمینه در ادبیات فارسی می‌گوید: یکی از سنت‌های ادبی در آغاز دواوین شعری و منظومه‌ها حمد و ستایش الهی است. منظومه‌های بزرگ فارسی مانند شاهنامه، حدیقة‌الحقیقه، منظومه‌های عطار، بوستان سعدی، منظومه‌های نظامی و دیوان شاعران در طول بیش از یک هزاره به این ویژگی آراسته است. ذکر صفات الهی، عجز در پیشگاه وی و طرح خواست‌ها و نیازها ارکان نیایش‌ها را تشکیل می‌دهد. سنگری معتقد است؛ تصور ادبیات بدون نیایش و مناجات، برای هیچ آیین و ملت و سرزمینی ممکن نیست. به گواهی قدیم‌ترین متون مکتوب بشری و متون به جای مانده از ادیان و آیین‌ها، نیایش و دعا و مناجات بخش قابل توجهی از آثار منثور و منظوم را به خود اختصاص داده است. مرور قدیم‌ترین منظومه حماسی جهان، حماسه گیلگامش در بین‌النهرین قدیم، منظومه‌های رامایانا و مهابهاراتا در هند باستان، ایلیاد و ادیسه در یونان باستان، انه‌اید ویرژیل شاعر رومی، و همة حماسه‌هایی که در هزاره دوم میلادی نگاشته شده‌اند مانند حماسة نی‌بُلونگن آلمانی در سال 1200 میلادی، کمدی الهی دانته در قرن سیزدهم و چهاردهم میلادی در فرانسه، و بهشت گمشده جان میلتون انگلیسی در قرن هفدهم میلادی نشان از نیایش و مناجات دارند. حماسه عظیم شاهنامه‌ی فردوسی در ایران نیز در جای‌جای خویش به نیایش قهرمانان به‌ویژه رستم پرداخته است. نویسنده کتاب «از نتایج سحر» با اشاره به تغییر رویه شاعران در قبال شعر نیایشی و توحیدی تأکید می‌کند: این سنت دیرینه افتتاح و اختتام دواوین شعری و‌ آثار و تألیفات با نیایش و دعا ‌باعث شده است که به‌ندرت بتوان دیوانی پیدا کرد که در آن نیایش و مناجات و تحمیدیه نباشد؛ این در حالی است که در شعر امروز کمتر می‌توان این دست از سروده‌ها را دید. طبق بررسی‌هایی که انجام داده‌ام، از میان 100 دفتر شعری بررسی شده،‌ تنها پنج اثر در خود شعر توحیدی یا نیایشی داشته‌اند و این میزان سهم اندک این دسته از سروده‌ها در ادب فارسی امروز را نشان می‌دهد. سنگری ادامه می‌دهد: ما کنگره‌های متعددی برای شعر آئینی برگزار می‌کنیم؛ کنگره شعر عاشورایی، شعر علوی، شعر مهدوی و ... اما کنگره‌ای برای خدا نداریم. شاید این حرف شوخی به نظر برسد، اما به نظرم با برگزاری کنگره‌ای در این زمینه می‌توان تاحدودی ضعف‌ها و کاستی‌های موجود در این زمینه را کاست. او در پاسخ به این پرسش که بعد از انقلاب انتظار می‌رفت که بر شمار این دسته از سروده‌ها افزوده شود، اما بررسی‌ها خلاف این موضوع را نشان ‌می‌دهد، می‌گوید: همانطور که قبلاً هم اشاره شد، تعداد سروده‌هایی که به موضوعات نیایشی اختصاص دارد در این برهه زمانی در مقایسه با گذشته بسیار کم است. حضور چشمگیر نیایش‌ها و مناجات‌ها در سال‌های دفاع مقدس در جبهه و پشت جبهه و تداوم آن‌ها باعث شد که در سروده‌ها هم نام ادعیه و زیارات مانند کمیل، ندبه، عرفه، عاشورا، و آل یاسین راه یابد و هم مضامین این ادعیه و زیارات دست‌مایه خلق مضامین شعری شود. یکی از نکات جالب این است که شعر توحیدی در بعد از انقلاب برخلاف شیوه مرسوم و سنت رایج در گذشته است. در گذشته دفاتر شعری با تحمیدیه و نیایش آغاز می‌شد، اما امروزه تقریباً این رویه منسوخ شده است. به گفته این استاد دانشگاه، شکل و محتوای شعر نیایشی نیز بعد از انقلاب تغییر کرده است. اگر در گذشته شاعر بیشتر به موضوعات فردی و بیان حالات شخصی در نیایش‌ها می‌پرداخت، امروزه شاعر از این فرصت برای بیان موضوعات اجتماعی بهره می‌برد. ]]> ادبیات Sat, 01 Jul 2017 07:47:01 GMT http://deabel.org/vdcbzwbf.rhb8fpiuur.html مناسکی به وسعت یک تاریخ http://deabel.org/vdcfvmdm.w6d00agiiw.html هر ساله با فرارسیدن اربعین حسینی خیل علاقه‌مندان به خاندان عصمت و طهارت را شوری وصف ناشدنی در بر می‌گیرد و حال و هوایی غریب بر آن‌ها چیره می‌شود. اما چه می‌شود که چنین وضعیتی برای شیعیان در این ایام به وجود می‌آید؟ ریشه و تاریخچه آیین گرامیداشت اربعین چیست؟ و چه رویدادهای تاریخی مهمی در روز اربعین به وقوع پیوسته است؟ شاید پاسخ به این پرسش‌ها بتواند ابعاد تازه‌تری از چگونگی شکل‌گیری این آیین و رسوم مربوط به آن را به دست دهد. از این رو، مطالعه وضعیت کاروان اسرای کربلا و ورود احتمالی آن‌ها در روز اربعین به صحرای نینوا خالی از لطف نیست. به هرحال پس از هفت روز که اهل بیت در شام بودند، به دستور یزید، نعمان بن بشیر وسایل سفر آنان را فراهم کرد و کاروان به همراهى مردى امین به سوی شهر مدینه راهی شدند. در هنگام حرکت، یزید امام سجاد علیه السلام را فرا خواند تا با او وداع کند، و گفت: خدا پسر مرجانه را لعنت کند! اگر من با پدرت حسین ملاقات کرده بودم، هر خواسته‌‏اى که داشت، مى‏‌پذیرفتم! و کشته شدن را به هر نحوى که بود، گرچه بعضى از فرزندانم کشته مى‏‌شدند از او دور مى‌ کردم! ولى همان‌گونه که دیدى شهادت او قضاى الهى بود! چون به وطن رفتى و در آنجا استقرار یافتى، پیوسته با من مکاتبه کن و حاجات و خواسته‏‌هاى خود را براى من بنویس! آنگاه دوباره نعمان بن بشیر را خواست و براى رعایت حال و حفظ آبروى اهل بیت به او سفارش کرد که شبها اهل بیت را حرکت دهد و در پیشاپیش آنان خود حرکت کند و اگر على بن الحسین را در بین راه حاجتى باشد برآورده سازد؛ و نیز سى سوار در خدمت ایشان مامور ساخت؛ و به روایتى خود نعمان بن بشیر را و به قولى بشیر بن حذلم را با آنان همراه کرد. همان‌گونه که یزید سفارش کرده بود به آهستگى و مدارا طى مسافت کردند و به هنگام حرکت، فرستادگان یزید بسان نگهبانان گردا گرد آنان را مى‏‌گرفتند، و چون در مکانى فرود مى‌‏آمدند از اطراف آنان دور مى‌‏شدند که به آسانى بتوانند وضو سازند. اربعین اهل بیت علیهم السلام به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهى جاده عراق و مدینه رسیدند، چون به این مکان رسیدند، از امیر کاروان خواستند تا آنان را به کربلا ببرد، و او آنان را به سوى کربلا حرکت داد، چون به کربلا رسیدند، جابر بن عبد الله انصارى را دیدند که با تنى چند از بنى هاشم و خاندان پیامبر براى زیارت حسین علیه السلام آمده بودند، همزمان با آنان به کربلا وارد شدند و سخت گریستند و ناله و زارى کردند و بر صورت خود سیلى زده و ناله‏‌هاى جانسوز سر دادند و زنان روستاهاى مجاور نیز به آنان پیوستند، زینب علیها السلام در میان جمع زنان آمد و گریبان چاک زد و با صوتى حزین که ‏دلها را جریحه‌‏دار مى‌کرد مى‏‌گفت: «وا اخاه! وا حسیناه! وا حبیب رسول الله و ابن مکه و منا! و ابن فاطمه الزهراء! و ابن علی المرتضى! آه ثم آه!» پس بیهوش شد. آنگاه ام کلثوم لطمه به صورت زد و با صدایى بلند مى‌‏گفت: امروز محمد مصطفى و على مرتضى و فاطمه زهرا از دنیا رفته‌‏اند؛ و دیگر زنان نیز سیلى به صورت زده و گریه و شیون مى‌کردند. سکینه چون چنین دید، فریاد زد: وا محمداه! وا جداه! چه سخت است بر تو تحمل آنچه با اهل بیت تو کرده‌‏اند، آنان را از دم تیغ گذراندند و بعد عریانشان کردند! عطیه عوفى مى‌گوید: با جابر بن عبد الله به عزم زیارت قبر حسین علیه السلام بیرون آمدم و چون به کربلا رسیدیم جابر نزدیک شط فرات رفته و غسل کرد و ردایى همانند شخص محرم بر تن پوشید و همیانى را گشود که در آن بوى خوش بود و خود را معطر کرد و هر گامى که بر مى‌‏داشت ذکر خدا مى‌‏گفت تا نزدیک قبر مقدس رسید و به من گفت: دستم را بر روى قبر بگذار! چون چنین کردم، بر روى قبر از هوش رفت. من آب بر روى جابر پاشیدم تا به هوش آمد، آنگاه سه مرتبه گفت: یا حسین! سپس گفت: «حبیب لا یجیب حبیبه!» ، و بعد اضافه کرد: چه تمناى جواب دارى که حسین در خون خود آغشته و بین سر و بدنش جدایى افتاده است! ! و گفت:«فاشهد انک ابن خیرالنبیین و ابن سید المومنین و ابن حلیف التقوى و سلیل الهدى و خامس اصحاب الکساء و ابن سید النقباء و ابن فاطمه سیده النساء، و مالک لا تکون هکذا و قد غذتک کف سیدالمرسلین و ربیت فی حجرالمتقین و رضعت من ثدی الایمان و فطمت بالاسلام فطبت حیا وطبت میتا غیر ان قلوب المومنین غیر طیبه لفراقک و لا شاکه فی الخیره لک فعلیک سلام الله و رضوانه و اشهد انک مضیت على ما مضى علیه اخوک یحیى بن زکریا.» من گواهى مى ‏دهم که تو فرزند بهترین پیامبران و فرزند بزرگ مومنین هستی، تو فرزند سلاله هدایت و تقوایى و پنجمین نفر از اصحاب کساء و عبایى، تو فرزند بزرگ نقیبان و فرزند فاطمه سیده بانوانى، و چرا چنین نباشد که دست سیدالمرسلین تو را غذا داد و در دامن پرهیزگاران پرورش یافتى و از پستان ایمان شیر خوردى و پاک زیستى و پاک از دنیا رفتى و دلهاى مومنان را از فراق خود اندوهگین کردى پس سلام و رضوان خدا بر تو باد، تو بر همان طریقه رفتى که برادرت یحیى بن زکریا شهید گشت. آنگاه چشمش را به اطراف قبر گردانید و گفت: «السلام علیک ایتها الارواح التی حلت بفناء الحسین و اناخت برحله، اشهد انکم اقمتم الصلوه و آتیتم الزکوه و امرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر و جاهدتم الملحدین و عبدتم الله حتى اتاکم الیقین.» سلام بر شما اى ارواحى که در کنار حسین نزول کرده و آرمیدید، گواهى مى‏ دهم که شما نماز را بپا داشته و زکوه را ادا داده و به معروف امر و از منکر نهى کردید، و با ملحدین و کفار مبارزه و جهاد کرده، و خدا را تا هنگام مردن عبادت کردید. و اضافه کرد: به آن خدایى که پیامبر را به حق مبعوث کرد ما در آنچه شما شهدا در آن وارد شده‏‌اید شریک هستیم. عطیه مى‏‌گوید: به جابر گفتم ما کارى نکردیم! اینان شهید شده‌‏اند. گفت: اى عطیه! از حبیبم رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که مى‌فرمود: «من احب قوما حشر معهم و من احب عمل قوم اشرک فی عملهم»؛ هر که گروهى را دوست داشته باشد با همانان محشور شود، و هر که عمل جماعتى را دوست داشته باشد در عمل آنها شریک خواهد بود. اربعین و اختلاف اقوال در تاریخ حبیب السیر آمده است: یزید بن معاویه سرهاى مقدس شهدا را در اختیار على بن الحسین علیهماالسلام قرار داد، و آن بزرگوار در روز بیستم ماه صفر آن سرها را به بدنهاى پاکشان ملحق کرد و آنگاه عازم مدینه طیبه شد. ابوریحان بیرونى در آثارالباقیه گفته است: در روز بیستم ماه صفر، سر مقدس حسین علیه السلام به بدن مطهرش باز گردانیده و دفن شد به هنگامى که اهل بیت امام حسین علیه السلام بعد از بازگشت از شام در روز اربعین جهت زیارت آمده بودند. سید ابن طاووس در اقبال مى‏گوید: چگونه روز بیستم ماه صفر، روز اربعین است در حالى که حسین صلوات الله علیه روز دهم محرم به شهادت رسید، بنابراین اربعین، روز نوزدهم ماه صفر باید باشد. آنگاه سید مى‌گوید: محتمل است ماه محرم سال 61 کم بوده است، یعنى 29 روز بوده که طبعا بیستم ماه صفر، روز اربعین است، و احتمال دارد که ماه محرم تمام بوده ولى چون امام حسین علیه السلام در پایان روز عاشورا شهید شده لذا روز عاشورا را به حساب نیاورده‌‏اند. و در مصباح آمده است: حرم حسین علیه السلام در روز بیستم ماه صفر به همراه على بن الحسین به مدینه رسیدند، و شیخ مفید همین قول را اختیار کرده است، و در غیر مصباح آمده است که ایشان در روز بیستم ماه صفر بعد از مراجعت از شام به کربلا رسیدند. همانگونه که در نقلهاى ذکر شده مشهود است اهل بیت علیهم السلام در همان سالى که حادثه کربلا رخ داد ـ سال 61 ـ پس از مراجعت از شام و در روز اربعین به کربلا آمدند، و یا این که در سنه 62 یعنى یک سال بعد از شهادت رهسپار کربلا شده ‏اند؛ و ما در اینجا به صورت اختصار عینا آنچه در این رابطه گفته و یا نوشته شده است ذکر مى‏ کنیم: قول اول: اهل بیت در همان سال 61 پس از مراجعت از شام و در روز بیستم صفر به کربلا وارد شدند، و این همان قول صاحب تاریخ حبیب السیر است که قبلا بازگو کردیم، و در الآثارالباقیه ابوریحان نیز همین قول آمده و ظاهر عبارت سید ابن طاووس در اللهوف هم همین مطلب را مى‌‏رساند و ابن نما در مثیرالاحزان نیز همین قول را نقل کرده است. قول دوم: اهل بیت علیهم السلام همان سال در روز بیستم صفر به کربلا و قبل از رفتن به شام از کربلا عبور کردند و بر مزار شهیدان خود عزادارى برپا کردند، و سپهر مولف ناسخ التواریخ بر این قول است. و این احتمال گرچه بعید به نظر مى‌‏رسد، زیرا در نقلى بدان اشاره نشده است ولى احتمالى است که ثبوتا مانعى ندارد و دلیلى براى اثبات آن نیست. قول سوم: آل البیت در سال 62، یعنى یک سال بعد و در روز بیستم صفر به کربلا آمده‌اند. صاحب قمقام زخار مى‌‏گوید: مسافت و عادت تشریف فرمایى به حرم حضرت سیدالشهداء علیه السلام در روز اربعین سال 61 هجرى به کربلاى معلى مشکل، بلکه خلاف عقل است؛ زیرا امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به درجه رفیع شهادت نائل آمد و عمربن سعد یک روز براى دفن کشتگان خود در آنجا توقف و روز یازدهم به جانب کوفه حرکت کرد و از کربلاى معلى تا کوفه به خط مستقیم حدودا هشت فرسخ است، و چند روزى هم عبیدالله بن زیاد اهل عصمت را در کوفه براى معرفى آنان و کار بزرگى که صورت گرفته و ارعاب قبایل عرب نگاه داشت تا از یزید خبر رسید که اهل حرم را به دمشق اعزام دارد و او هم اسیران را از راه حران و جزیره و حلب به شام فرستاد که مسافت دورى است و فاصله کوفه تا دمشق به خط مستقیم تقریبا صد و هفتاد و پنج فرسخ است و پس از ورود به شام به روایتى تا شش ماه اهل بیت را نگاه داشتند تا آتش شعله ‏ور غضب یزید خاموش شد و پس از حصول اطمینان از عدم شورش مردم موافقت کرد که حضرت سجاد با اهل حرم به مدینه بازگردد. پس چگونه این همه وقایع مى‌‏تواند در چهل روز صورت گرفته باشد، قطعا ورود اهل بیت علیهم السلام به کربلا در سال دیگر بوده است که سال شصت و دو هجرى ‏باشد و هر کس به نظر تدبر در این مساله بیندیشد نامه نگار را تصدیق خواهد کرد، و جابربن عبدالله هم در اربعین شصت و دو به زیارت مشرف شده است و شرافت جابر در این است که او اولین کسى است که از صحابه کبار و مخلصین سوگوار به این سعادت نایل آمده است، کفى به فخرا، و نامه ‏نگار در این قول منفرد است: مى‏ گویم و مى آیمش از عهده برون! و الله ولى التوفیق. قول چهارم: احتمال دیگرى وجود دارد که اهل بیت ابتدا به مدینه آمدند و از مدینه عازم کربلا شدند و سر مقدس امام را نیز در این سفر با خود برده و به بدن مطهر حسین علیه السلام ملحق کرده‌اند، اما نه در اربعین سال 61 هجرى بلکه پس از مراجعت به مدینه به کربلا رفته‌‏اند. ابن جوزى از هشام و بعضى دیگر نقل کرده است که سر مقدس حسین علیه السلام با اسیران به مدینه آورده شد، و سپس به کربلا حمل شده است و با بدن مطهر دفن شده است. و از بعضى از مورخان نقل شده است که: صورت حال جریان اقتضاء مى‌‏کند که اهل بیت در مدتى بیش از چهل روز از زمان شهادت امام حسین علیه السلام به عراق یا به مدینه رفته باشند، و بازگشت آنها به کربلا، ممکن است، ولى روز بیستم صفر نبوده است زیرا جابربن عبدالله انصارى هم از حجاز آمده بود و رسیدن خبر به حجاز و حرکت جابر از آنجا قهراً زمانى بیش از چهل روز را مى‌طلبد. یا این که باید بگوییم جابر از مدینه نیامده بود بلکه از کوفه و یا از شهرى دیگر عازم کربلا شده بود. توقف در کربلا خاندان داغدیده رسالت پس از ورود به کربلا براى شهیدان خود به عزادارى پرداختند، چون هنگام حرکت به سوى کوفه اجازه عزادارى به آنان نداده بودند، و همانگونه که سید ابن طاووس در اللهوف نقل کرده است که «و اقاموا المآتم المقرحه للاکباد» «ماتمهاى جگرخراش بپا داشتند» ، و تا سه روز امر بدین منوال سپرى شد. حرکت از کربلا اگر زنان و کودکان در کنار این قبور مى‌ماندند، خود را در اثر شیون و زارى و گریستن و نوحه کردن هلاک مى‏‌کردند، لذا على بن الحسین علیهماالسلام فرمان داد تا بار شتران را ببندند و از کربلا به طرف مدینه حرکت کنند. چون بارها را بستند و آماده حرکت شدند، سکینه علیهاالسلام اهل حرم را با ناله و فریاد به جانب مزار مقدس امام جهت وداع حرکت داد و جملگى در اطراف قبر مقدس گرد آمدند. سکینه قبر پدر را در آغوش گرفت و شدیدا گریست و به سختى نالید و این ابیات را زمزمه کرد: بلا کفن و لا غسل دفینا الا یا کربلا نودعک جسما لاحمد و الوصی مع الامینا الا یا کربلا نودعک روحا ]]> ادبیات Wed, 08 Nov 2017 06:56:30 GMT http://deabel.org/vdcfvmdm.w6d00agiiw.html حجت ‌الاسلام ریاضت: مداحان امانت داران اهل بیت(ع) هستند http://deabel.org/vdcfxtdm.w6d0vagiiw.html حجت الاسلام محمود ریاضت با اشاره به ایام سوگواری دهه فاطمیه اظهار داشت: مداحان یکی از امانتداران اهل بیت (ع) هستند که با مداحی خود فضایل اخلاقی ائمه و امام معصوم (ع) را گسترش می‌دهند. وی با اشاره به تفاوت اعتقاد نظری و عملی در انسان افزود: اعتقاد نظری اعتقادی فراگیر است که عموم مردم در آن اشتراک نظر دارند. وی بااشاره به اینکه این در حالی است که اعتقاد عملی که باید در عمل به ارزش‌ها اجرایی شود نیازمند تقویت است.تصریح کرد: این مهم از طریق تعمیق باور‌های دینی در انسان و عمل به فرائض دینی معنا می‌شود. استاد حوزه و دانشگاه از بسیجیان نیزبه عنوان پیروان واقعی اهل بیت (ع) نام برد و گفت: وقتی مسئولیتی را می‌پذیریم در قبال درست انجام دادند آن مسئول هستیم. حجت الاسلام ریاضت افزود: صداقت و امانتداری از اصول مهم یک مسئولیت است که رعایت آن سبب عاقبت بخیری فرد می‌شود. ]]> ادبیات Mon, 05 Feb 2018 06:43:10 GMT http://deabel.org/vdcfxtdm.w6d0vagiiw.html واقعه‌ی کربلا و بازنمایی عملکرد گفتمان حاکم در تاریخ‌نگاری ابومخنف http://deabel.org/vdcjyiet.uqey8zsffu.html تاریخ اسلام و ایران، تابستان ۱۳۹۴ - شماره ۲۶ علمی-پژوهشی (۲۰ صفحه - از ۲۹ تا ۴۸) چکیده شرح مفصل جزئیات رویدادهای مرتبط با قیام امام حسین(ع) و ابعاد مختلف آن از ویژگی‌های تاریخ‌نگاری ابومخنف است. اگرچه برخی پژوهشگران، جایگاه ابومخنف و اثر او در تاریخ‌نگاری اسلامی را مورد بررسی قرار داده‌اند، اما در مقاله‌ی حاضر، با تکیه بر رویکرد نظریه‌ی تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، نحوه‌ی بازتاب کوشش-های گفتمان حاکم برای هژمون ماندن، در گزارش ابومخنف از واقعه‌ی کربلا مورد توجه قرار گرفته‌است. بر اساس بررسی انجام شده، استفاده‌ی گفتمان حاکم از برجسته‌سازی و حاشیه‌رانی، چه در بعد نرم‌افزاری (نامه‌ها و سخنرانی‌ها) و چه در بعد سخت‌افزاری (تهدید، ایجاد خفقان و استفاده از نیروی نظامی تا حذف فیزیکی مخالفان با استفاده از مداخلات هژمونیک)، در متن تولیدی ابومخنف بازنمایی شده‌است. او همچنین شیوه‌های مشروعیت‌سازی گفتمان حاکم و بهره‌گیری از روش‌های مختلف؛ از دروغ‌گویی، عوام‌فریبی و تطمیع بزرگان تا غیریت‌سازی و تأکید بر اطاعت از حاکمیت و دین‌محوری برای حفظ اقتدار این گفتمان را در اثر خود بازتاب داده‌است. ]]> ادبیات Sat, 03 Sep 2016 12:27:10 GMT http://deabel.org/vdcjyiet.uqey8zsffu.html استاد دانشگاه آنکارا: محتشم با ترکیب‌بند عاشورایی به جایگاهی والا رسید http://deabel.org/vdceep8x.jh8zzi9bbj.html قیرلانگیج حجابی، استاد دانشگاه آنکارا در نشست تخصصی «زندگی، آثار و اندیشه محتشم کاشانی» در کنگره بین‌المللی این شاعر پرآوازه اظهار کرد: استحکام شعر محتشم در رسیدن به این موفقیت نقش مهمی دارد و این استحکام توجه شاعران ترکی زبان را نیز جلب کرده است. وی افزود: تحولاتی که در دوران صفویه در ایران رخ داده است در مناطق دور و نزدیک اسلامی و به ویژه در سرزمین عثمانی تاثیر گذاشته و شاعران به امام حسین علیه‌السلام و اهل‌بیت (ع) بیشتر توجه کرده‌اند. قیرلانگیج حجابی گفت: در دوره‌های پیش از صفویه، شاعران در آثار خود به فضائل امام علی (ع) و امام حسین (ع) توجه می‌کردند اما در دوره صفویه مقوله علاقه به ائمه و اهل‌بیت  (ع) جامع‌تر، گسترده‌تر و توصیف و مدح رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و خلفای راشد کم‌رنگ‌تر شده است. وی ادامه داد: پس از دوره صفویه، توجه شاعران به اهل بیت و امامان (ع) بیشتر شد و در این دوره در ادبیات گرایش‌های جدیدی مطرح شد که با فضاهای فرهنگی، ادبی و سیاسی پیوند خورده است. وی تاکید کرد: باید اذعان کرد محتشم با ترکیب بند عاشورایی به جایگاه والایی رسید و مبالغه نیست اگر بگوییم محتشم در دوره‌های بعد از صفویه مورد استقبال شاعران عثمانی نیز قرار گرفت و در شعر ترکی شاهد مرثیه‌سرایی‌های بسیار خوبی بوده‌ایم. قیرلانگیج حجابی در پایان در خصوص منظومه‌های عاشورایی در ادبیات ترکی گفت: در ادبیات ترکی منظومه مقتل نوشته شده که در منظومه‌های عاشورا به آن «محرمیه» گفته می‌شود و در برخی از محرمیه‌ها در اجتماع‌ها و نشست‌های تعزیه با موسیقی خوانده می‌شود. «کمال الدین علی محتشم کاشانی» اوایل قرن نهم هجری و همزمان با پادشاهی شاه تهماسب صفوی در کاشان چشم به جهان گشود و در ربیع الاول سال ۹۹۶ درگذشت. شعر عاشورایی بسیار معروف با مطلع «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» از جمله اثرهای گران‌سنگ این شاعر پرآوازه مرثیه‌سرای کشور است.   ]]> ادبیات Sat, 15 Apr 2017 05:29:58 GMT http://deabel.org/vdceep8x.jh8zzi9bbj.html «عمود ۱۴۰۰» در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود http://deabel.org/vdcjtmet.uqevazsffu.html «عمود 1400» نوشته علی اکبر والایی در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه می‌شود. بر اساس این گزارش، اثر تازه منتشر شده «عمود 1400» روایت سفر پیاده‌روی اربعین والایی است که به رشته تحریر در آمده است. این اثر از سوی نشر «احیاء» در سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران عرضه می‌شود. والایی در کنار داستان‌های خود که برای بزرگسالان و نوجوانان نوشته، امسال این اثر را نیز روایت کرده است. در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: دل تاریکی، گذر در بافت سنتی محله‌های شهر کربلا، برایم تازگی‌هایی دارد که حس نوستالوژیک دیرآشنایی را در ذهنم زنده می‌کند. پس از صرف غذای نذری، تا ساعتی در کوچه پس کوچه‌های محله، قدم می‌زنم و به اهالی‌اش می‌نگرم که فکر و خیال را می‌برد به هزاره تاریخ، به دورتر و دورتر؛ به مردمان عصر صدر اسلام. این خانه‌های کاهگلی با درهای چوبین و کوبه‌‌های فلزی‌اش برای دق‌الباب، کورسوی نور درون خانه‌هایش، با حزنی که هوای محله را آغشته است؛ انگار علی را کم دارد... ]]> ادبیات Mon, 01 May 2017 06:37:57 GMT http://deabel.org/vdcjtmet.uqevazsffu.html نگاهی به پیشینه مراسم سوگ ایام محرم؛ عزای آل‌رسول(ص) در تاریخ ایران http://deabel.org/vdch-znx.23ni-dftt2.html پیشینه عزاداری سیدالشهدا(ع) در ایران به دوران تشکیل نخستین محلات شیعه‌نشین در شهرهای این سرزمین باز می‌گردد. توصیه  به برپایی عزاداری به مناسبت ایام شهادت سالار شهیدان(ع) و تلاش برای زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره این قیام جاودانه، باعث می‌شد که شیعیان، صرفنظر از نوع مذهب و گرایش فکری، نسبت به برگزاری این مراسم و تداوم آن، اهتمام داشته باشند. با این حال، بخشی از گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که عزاداری در ماه محرم، تنها مختص شیعیان نبود و برخی دیگر از مذاهب اسلامی نیز دست‌کم به صورت محدود، حرمت این ایام را نگه می‌داشتند و در آن به عزاداری می‌پرداختند؛ چرا که احترام به اهل‌بیت(ع) موضوعی مهم در تفکرات اعتقادی اهل سنت محسوب شده و می‌شود. «ابوریحان بیرونی» در کتاب «الآثار الباقیه عن القرون الخالیه» که آن را در جوانی به‌رشته تحریر درآورده است، به‌مسأله حرمت دهه اول محرم در میان مسلمانان اشاره می‌کند و این، نشان می‌دهد که در جوامع مسلمان و از جمله در میان مسلمانان ایرانی، عزاداری برای شهادت امام حسین(ع)، از نخستین قرون پس از این واقعه جانگداز، موضوعیت داشته است. «بیرونی» می‌نویسد:«أَمّا الشّیعه، فإنَّهُم ینوحُون وَ یبکونَ أَسَفا لِقَتلِ سَیدالشهداء فیه؛ اما شیعیان در روز عاشورا به خاطر قتل سیدالشهدا(ع) نوحه‌خوانی کرده و گریه می‌کنند.» با این حال، نباید از یاد بُرد که شیوه عزاداری، مانند امروز، در همه جا یکسان نبود و هر طایفه و گروهی، بسته به موقعیت جغرافیایی، فرهنگی و اعتقادی، مراسم خاص خود را برگزار می‌کرد. با این حال، اگر بنا باشد به عزاداری‌هایی شبیه به مشی و سیاق امروزی بپردازیم، ناچاریم چند قرن جلوتر بیاییم و شروع آن را در عهد حکومت علویان طبرستان و آل بویه جست‌وجو کنیم. نخستین شیعیان ایران و مسأله عزاداری در قرن‌های 4 و 5 هجری، تشیع، مذهب قالب برخی شهرهای ایران بوده است. به نوشته «علی اصغر فقیهی» در کتاب «تاریخ آل‌بویه»، «در بعضی از شهرهای بزرگ، محله‌های شیعه‌نشین وجود داشت. شیعیان ایران و عراق، بیشتر جعفری و اثنی عشری بودند، اما تعدادی اسماعیلی و زیدی نیز، در پاره‌ای از نواحی سکونت داشتند.» یکی از مهم‌ترین محله‌های شیعه نشین ایران، محله‌ای به نام «مسلحگاه» در شهر ری بود. طبق نظر «حسن بن محمد قمی» در کتاب «تاریخ قم»، در این دوره تاریخی، در شهرهای کاشان، کرج، آوه، تفرش و فراهان غلبه با شیعیان بود و شعائر دینی آنها رواج کامل داشت. همچنین، در مناطق جنوبی حاشیه دریای خزر، یعنی دیلمان و طبرستان که از دیرباز به‌عنوان پناهگاه علویان محسوب می‌شد، تشیع و آداب و اعتقادات آن، بر دیگر مذاهب اسلامی رجحان داشت. بنابراین، حق داریم که این شهرها و مناطق را نخستین مکان‌هایی بدانیم که در آنها، عزاداری ماه محرم، با رویکردی کاملاً اعتقادی و شیعی برگزار می‌شد. آل‌بویه و نخستین عزاداری‌های عمومی با این حال، آن‌چه در تاریخ مشهور است و بیشتر به چشم می‌آید، آن است که آل بویه، پس از تسلط بر بغداد، عزاداری بر سیدالشهداء(ع) را به‌صورت عمومی رایج کرد. آل‌بویه، فرزندان «بویه ماهیگیر» که از اهالی خطه گیلان و پیرو مذهب شیعه بودند، توانستند با کاردانی و تهور، بر بخش‌های عظیمی از ایران و عراق مسلط شوند و پایتخت خلافت عباسی را در اختیار بگیرند. این زمان، مقارن با فعالیت برخی علمای نامدار شیعه مانند شیخ مفید و شیخ طوسی بود. طبق گزارش‌های تاریخی موجود، ظاهراً عزاداری بر مصیبت شهادت امام حسین(ع) و یارانش، در دوره آل‌بویه، تنها محدود به روز عاشورا بوده و دهه اول محرم را در بر نمی‌گرفته است. «فقیهی» می‌نویسد:«معزالدوله در سال 352 هـ‌ .ق دستور داد که مردم در روز عاشورا گرد یکدیگر جمع شوند و اظهار حزن (و عزاداری نسبت به امام حسین علیه‌السّلام) کنند. در این روز بازارها بسته شد، خرید و فروش موقوف شد، قصابان گوسفند ذبح نکردند، هریسه پزها، هریسه (حلیم یا آبگوشت) نپختند، مردم آب ننوشیدند، در بازارها خیمه برپا کردند و بر آنها پلاس آویختند، زنان بر سر و روی خود می‌زدند و بر حسین علیه السّلام ندبه می‌کردند، در این روز نوحه گری و ماتم به پا شد.» برگزاری مراسم روز عاشورا تا پایان دوره آل‌بویه ادامه پیدا کرد و پس از آن، از رونقش بشدت کاسته و در برخی نقاط، ممنوع شد. عزاداری در عصر تسلط ترکان غزنوی و سلجوقی پس از اضمحلال آل‌بویه و قدرت گرفتن غزنویان، محدودیت‌های شدیدی برای شیعیان به وجود آمد. این محدودیت‌ها، بیشتر بواسطه اقدامات و فعالیت‌های اسماعیلیه و «قِرمَطیان» بود که ظاهراً گروهی از اسماعیلیه محسوب می‌شدند. آنها در سال 317 هـ‌ .ق، در ایام حج، به مکه حمله کرده و ضمن کشتار حجاج، اموال آنها را به یغما برده بودند؛ از این رو، در میان تمام مسلمانان، رویکردی منفی و توأم با انزجار، نسبت به قرمطیان وجود داشت. به طوری که هر فرد مخالف با حکومت، به جرم قرمطی‌گری، به پای میز محاکمه کشانده و اعدام می‌شد؛ «حسنک وزیر» که «بیهقی» در تاریخ خود به زندگی و مرگ وی پرداخته است، یکی از این متهمان سیاسی بود که با انگِ قرمطی بودن، بر دار کشیده شد. با وجود این، برخی گزارش‌ها از تدأوم عزاداری بر واقعه جانگداز کربلا، در شهرهای شیعه‌نشین و غیر آن خبر می‌دهد؛ هرچند که این گزارش‌ها، محدود و اندکند. «رسول جعفریان» در کتاب «تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا طلوع دولت صفوی»، به برخی از این موارد که مربوط به شهرهایی مانند قزوین و ورامین است، اشاره می‌کند. مفصل‌ترین گزارشی که در این زمینه و از این دوره تاریخی وجود دارد، مربوط به «عبدالجلیل قزوینی رازی»، نویسنده و عالم قرن ششم هجری است. او در کتاب «النقض» که برای پاسخگویی به مخالفان شیعه امامیه به رشته تحریر درآمده است، به همراهی گروه‌هایی از اهل‌سنت با شیعیان، در برگزاری مراسم روز عاشورا اشاره می‌کند و می‌نویسد:«آن‌گاه که [به لحاظ دوره تاریخی] فروتر آیی، معلوم است که خواجه بومنصور، [بزرگ] ماشاده(یکی از محلات قدیم اصفهان) به اصفهان که خود در مذهب سنت، در عهد خود، مقتدا بوده است، هر سال این روز(عاشورا)، تعزیت به آشوب و نوحه و غریو داشته‌اند.» او در بخشی از اثر ارزشمند خود، از عزاداری اهالی همدان و نیشابور نیز اطلاعاتی به دست می‌دهد و می‌نویسد:«اما به همدان، اگرچه مُشَبَّهه(فرقه‌ای از اهل‌سنت) را غلبه باشد، برای حضور رایت سلطان و لشکر ترکان، هر سال مجدالدین مذَکر همدانی در موسم عاشورا این تعزیت به صفتی دارد که قُمّیان را عجب آید و خواجه امام نجم‌المعالی بن ابی‌القاسم بزاری به نیشابور، با آنکه حنفی مذهب بود، این تعزیت به غایت کمال داشتی و دستار برگرفتی و نوحه کردی و خاک پاشیدی و فریاد از حد بیرون کردی.» سربداران و گسترش اعتقادات شیعی با حمله مغول به ایران و اضمحلال خلافت عباسی، شیعیان توانستند بدون مانع جدی، فعالیت‌های خود را گسترش دهند. بی‌تردید، حضور علمای نامدار شیعه، همچون خواجه نصیرالدین طوسی در دربار ایلخانان، بر این شرایط تأثیری مستقیم داشت؛ تا جایی که مطابق برخی روایات تاریخی، «اولجایتو» یا همان «سلطان محمد خدابنده»، به تشیع گروید و به ترویج این مذهب، اهتمام فراوان داشت. رویکرد «اولجایتو» در برخورد با سایر مذاهب اسلامی، بسیار تندتر از «آل‌بویه» بوده است. بنابراین، اصلاً بعید نیست که در دوران او، عزاداری برای سالار شهیدان(ع)، با شدت و حدت بیشتری دنبال شده باشد. در اواخر دوره مغول، تشیع توانسته بود بن‌مایه‌های درونی خود را بازیابی کند و در عرصه فرهنگ عمومی و سیاست، به کار گیرد. مقابله با ظلم و بیداد مغولان که در اواخر دوره ایلخانی به اوج خود رسیده بود، ضرورت بهره‌گیری شیعیان از آموزه‌های ظلم‌ستیزانه برگرفته از واقعه عاشورا را دوچندان می‌کرد. به همین دلیل، پس از تشکیل حکومت سربداران در باشتینِ سبزوار، در سال 738 هـ.ق، این آموزه‌ها، در عمل به کار گرفته شد و باعث تقویت تشیع شد. هرچند از برگزاری مراسم عزاداری در دوران حکومت سربداران خراسان، اطلاعات زیادی در دست نیست، اما چنان که شهرت دارد، آنها مراسمی ویژه در روزهای جمعه داشتند که درآن، برای ظهور امام عصر(عج) دعا می‌کردند. این مراسم به صورت نمادین برگزار می‌شد و طی آن، اسبی سفید را با سلاح و ادوات نظامی می‌آراستند و در کوچه‌ها و خیابان‌های باشتین می‌گرداندند. «اصغر حیدری» در کتاب «تاریخ و جلوه‌های عزاداری امام حسین(ع) درایران با تکیه بر دوره صفویه»، فصلی را به این دوره تاریخی اختصاص داده و از اهمیت آن در تاریخ عزاداری ایران سخن گفته‌است؛ هرچند الگوها و شیوه عزاداری محرم در دوره سربداران، چندان معلوم و مشخص نیست. با توجه به مطالبی که به طور خلاصه عنوان شد، می‌توان گفت که پیش از رسمیت یافتن مذهب تشیع در ایران عصر صفوی، عزاداری بر مصیبت سالار شهیدان(ع) در بسیاری از مناطق ایران، رواج داشته است. شیوه عزاداری ایرانیان در این دوره تاریخی، نسبت به دوره‌های متأخر، متفاوت بود، به این معنا که برخی از آداب و رسوم مورد استفاده در دوره‌های بعدی هنوز درمیان عزاداران شناخته شده نبود و رواج نداشت. البته، بدون تردید، مقتل‌خوانی و نوحه‌خوانی، مانند امروز، دو بخش مهم از برنامه عزاداری‌ها را تشکیل می‌داد. «رسول جعفریان» در این زمینه می‌نویسد:«مقتل‌خوانی در ایران پیش از عصر صفوی کاملاً رایج بوده است. کاشفی در مقدمه روضة الشهداء به این مطلب اشاره کرده است. افزون بر آن، مقتل ابوالمفاخر رازی... نشان می‌دهد که تا چه اندازه این کار مرسوم بوده است. در ایران این مراسم نه تنها توسط شیعیان، بلکه توسط سنیان نیز انجام می‌گرفت.» صفویه و تحول رسم عزاداری محرم در ایران صفویه دودمانی بود که خود را به ائمه‌اطهار(ع) منسوب می‌کرد. شاه اسماعیل اول، نخستین پادشاه صفوی، پس از یکپارچه کردن ایران، تشیع اثنی‌عشری را به‌عنوان مذهب رسمی ایران برگزید و به این ترتیب، آن را به مثابه ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود مورد استفاده قرار داد. با روی کار آمدن صفویان، چهره فرهنگی و مذهبی ایران دچار تغییرات فراوانی شد. آنها به عزاداری ایام محرم، شکوه خاصی بخشیدند. به احتمال زیاد، برگزاری عزاداری دهه نخست ماه محرم، از دوره صفویه مرسوم شده است. آنها از شیوه‌هایی در برگزاری عزاداری استفاده کردند که تا پیش از آن سابقه نداشت. زنده‌یاد دکتر علی شریعتی، در کتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» که در آن به رویکردهای مذهبی صفویان سخت تاخته است، به سازمانی اشاره می‌کند که توسط صفویان برای ساماندهی امور عزاداری ایجاد شد. او معتقد است که آنها، برخی شیوه‌های عزاداری را از دیگر ادیان وام گرفته‌اند. اینکه ادعای آن مرحوم، تا چه اندازه با صحت قرین و مستند است، نیازمند تتبع و پژوهش همه‌جانبه دارد؛ اما در این مسأله نمی‌توان تردید کرد که گرایش صفویه به هر چه پرشکوه‌تر برگزار کردن مراسم عزاداری، ریشه در تلاش آنها برای جلب مشروعیتِ مبتنی بر گرایش به مذهب شیعه داشت. به هر نحو، این رویکرد صفویان، سبب رونق عزاداری ایام محرم شد و بتدریج، رسم و رسومات خاصی، بر آن‌چه در گذشته رایج بود، اضافه شد. عزاداری عصر صفوی در آثار جهانگردان مراسم عزاداری شهادت سالار شهیدان (ع) در دوره صفویه، بشدت مورد توجه سیاحان و جهانگردان اروپایی قرار داشت. کمتر سفرنامه‌ای از آن دوره برجای مانده است که بخشی از آن به شرح این مراسم اختصاص نیافته باشد. «تاورنیه»، گوهر فروش و جهانگرد فرانسوی که شاهد برپایی مراسم عزاداری در دربار شاه سلیمان صفوی بوده‌است، در این باره می‌نویسد:«شاه سلیمان اول صبح [عاشورا] در وسط تالار جلوس کرد و بزرگان همه بر پا ایستاده بودند. مسئولیت برپایی نظم به بیگلر بیگی سپرده شده بود... بعد از آن بیگلر بیگی شروع به داخل کردن دسته‌ها کرد. هر دسته عماری داشت که 8 تا 10 نفر آن را حمل می‌کردند و در هر عماری، تابوتی گذارده و روی آن را با پارچه زری پوشانده بودند.» او به عزاداری مردم در دهه نخست محرم نیز اشاره می‌کند و می‌افزاید:«مدت 8 یا 10 روز قبل از مراسم عاشورا، معتقدترین شیعیان، سراسر بدن و چهره را سیاه می‌کنند.» «دلاواله»، «کاتُف»، «اولئاریوس» و «کمپفر» نیز، از جمله جهانگردانی هستند که به عزاداری دهه نخست ماه محرم در ایران پرداخته‌اند. طبق روایت آنها، در این روزها مراسم روضه‌خوانی و منابر وعظ برقرار بود. نکته جالب توجه این است که مجالس شبانه و همچنین، مراسم شام غریبان هم در این دوره وجود داشت. «تاورنیه» می‌نویسد:«همین که خورشید غروب می‌کند، در گوشه میدان‌ها و بعضی چهارراه‌ها، منبرهایی را برای واعظان برپا می‌کنند و همه برای گوش دادن به سخن آنها می‌آیند و مردم آماده مراسم می‌شوند.» در این دوره، مراسم برپایی روضه در خانه‌ها نیز رونق گرفته بود. «دلاواله»، جهانگرد ایتالیایی که شاهد برگزاری این جلسات عزاداری خانگی بوده‌است، در این باره می‌نویسد:«بعضی خانه‌ها که با چراغ‌های فراوان و علامات عزاداری و پرچم‌های سیاه مشخص شده‌اند، محل برپایی عزاداری هستند و همسایه‌ها و اطرافیان برای شرکت در مراسم، به این خانه‌ها می‌روند.» همان‌طور که پیش از صفویه، مقتل‌خوانی رواج داشت، پس از آن نیز، مقتل‌خوانی یکی از اجزای مهم عزاداری‌ها محسوب می‌شد. «کمپفر»، جهانگرد آلمانی که شاهد یکی از مراسم‌ مقتل‌خوانی بوده است، می‌نویسد:«مردم، قبل از ظهر، به میدان‌ها و معابر عمومی می‌آیند و با کمال احترام، به سخنان ملا که روزانه یکی از فصول ده‌گانه کتاب روضة الشهداء(*) را می‌خواند، گوش فرا می‌دهند؛ فصل آخر این کتاب، شامل گزارش و شرح شهادت [امام] حسین(ع) است.» تداوم رونق عزاداری بعد از صفویه با وجود فروپاشی حکومت صفویان به دست «هوتکیان»(یکی از اقوام شرق افغانستان امروزی)، تغییری در مذهب رسمی ایران به وجود نیامد. تشیع چنان در فکر و زندگی مردم ریشه داشت که هیچ کس نمی‌توانست فکر کنار زدن آن را در سر بپروراند. مراسم مربوط به ایام محرم، چنان‌که در دوره صفوی، در دوره افشاری نیز ادامه پیدا کرد و در عصر زندیه، هنر «تعزیه‌خوانی» نیز، به آن افزوده شد. برخی معتقدند که نخستین تکیه‌ها، در این دوره تاریخی پدیدار شدند. در دوره قاجار، روش پیشینیان در برگزاری عزاداری سیدالشهداء(ع) تداوم یافت، اما متأسفانه رسوم نامتعارفی مانند قمه‌زنی هم رواج پیدا کرد. هرچند که چنین رفتارهایی، در دوره صفویه هم وجود داشت و جهانگردانی مانند «اولئاریوس» نیز در سفرنامه‌هایشان به برگزاری آنها اشاره کرده‌اند، اما شاید بتوان دوره قاجار را، عصر به اوج رسیدن چنین فعالیت‌هایی دانست. استفاده از روایات ناصحیح در عزاداری‌ها نیز، در این دوره بسیار شایع شد؛ تا آن حد که شخصیتی مانند مرحوم «محدث نوری»، ناچار شد در سال 1280 هـ.ش، کتابی به نام «لؤلؤ و مرجان» را به رشته تحریر درآورد و نسبت به برخی داستان‌های غیرواقعی و رسوم نامتعارف که در مجالس عزاداری رایج شده بود، انتقاد کند. پی‌نوشت: البته باید توجه داشت که بسیاری از اندیشمندان و اسلام‌شناسان معاصر، مانند استاد شهید مرتضی مطهری، نسبت به صحت محتوای کتاب روضة الشهدای کاشفی، تردید فراوان داشتند و برخی از آنها، استفاده از این کتاب را یکی از دلایل رواج روایت‌های غیرصحیح درباره واقعه عاشورا می‌دانستند. ]]> ادبیات Mon, 02 Oct 2017 05:36:09 GMT http://deabel.org/vdch-znx.23ni-dftt2.html هم‌اندیشی جریان‌شناسی شعر اربعین http://deabel.org/vdccsxq1.2bqim8laa2.html رئیس کمیته فرهنگی اربعین حسینی اظهار کرد: با هماهنگی رئیس ستاد فرهنگی اربعین و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در عراق، حجت‌الاسلام والمسلمین اباذری و تولیت عتبه حسینی، هم‌اندیشی شعرای آیینی ایرانی و عراقی در یک گردهمایی ۳ روزه در کربلای معلی که در آن به بحث و بررسی جریان‌شناسی شعر عاشورا و ارائه آخرین سروده‌های شعر عاشورایی و اربعینی می‌پردازند، برگزار می‌شود.    حجت‌الاسلام احمدی، رئیس کمیته فرهنگی و آموزشی ستاد مرکزی اربعین بیان کرد: استفاده از ظرفیت بزرگ و اثرگذار شعرا و ادبا یکی از بهترین شیوه‌ها در تولید ادبیات و گفتمان‌سازی فرهنگ اربعین و نهضت الهی عاشوراست. به همین منظور در برنامه فرهنگی سال ۱۳۹۶ اربعین حسینی که به تصویب ستاد مرکزی اربعین و ستاد فرهنگی اربعین رسید، با مساعدت و پشتیبانی و حمایت عتبه حسینی، جمعی از شعرا و نخبگان ادبی ایران و عراق در مجمّع حضرت سیدالشهدا(ع) به میزبانی عتبه حسینی گرد هم می‌آیند و در یک نشست ۳ روزه که از روز یکشنبه، ۲۶ شهریور آغاز می‌شود و تا روز سه‌شنبه، ۲۸ همین ماه ادامه می‌یابد، به شعرخوانی، بررسی ادبیات آیینی و اشعار اربعینی و پیشینه تاریخی و جریان‌های ادبی شعر اربعین می‌پردازند. وی افزود: حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد محمدزمانی، شاعر آیینی که مسئولیت گروه شعر و ادب کمیته فرهنگی را برعهده دارد، مدیریت این نشست سه روزه را به صورت مشترک با علی کاظم سلطان، مسئول بخش فعالیت‌های فرهنگی‌ عتبه حسینی(ع) برعهده خواهد داشت. رئیس کمیته فرهنگی درباره انتشار مباحث این نشست‌ها گفت: یک گروه مستندساز کاروان اعزامی شاعران به عتبات عالیات را همراهی می‌کند که همه مباحث و اشعار ارایه شده ضبط و تدوین و از طریق سامانه الاربعین (www.alarbaeen.ir) در اختیار رسانه‌ها و عموم مردم قرار می‌گیرد و مباحث تخصصی آن نیز تدوین و منتشر خواهد شد. وی بیان کرد که این آغاز یک حرکت مستمر و بزرگ است که زمینه برپایی کنگره شعر حسینی بین شعرای جهان اسلام را رقم خواهد زد تا از سال آینده شعرا و ادبایی از کشورهای دیگر نیز به این نشست دعوت شوند.  ]]> ادبیات Sat, 16 Sep 2017 06:01:29 GMT http://deabel.org/vdccsxq1.2bqim8laa2.html داوود میرباقری: تولید مجموعه سلمان کلید خورد http://deabel.org/vdcd5s0s.yt0xn6a22y.html داوود میرباقری در مراسم افتتاحیه سی‌ودومین جشنواره ملی قرآن و عترت دانشگاهیان گفت: این روزها درگیر مجموعه سلمان فارسی هستم و امیدوارم حاصل همه این تجربیاتی که در طول 36 سال گذشته داشته‌ام در این مجموعه متجلی شود.  وی ادامه داد: به نظرم کار بسیار دشواری است و دعا کنید خداوند توفیق دهد کار شایسته و درخور سلمان فارسی و ملت ایران باشد. سلمان فارسی مرارت‌های بسیاری کشید تا در حلقه اهل بیت علیهم السلام درآید و الان هم حدود 17 سال است که درگیر تولید مجموعه سلمان هستم. وی با بیان اینکه لحظات بسیاری در زندگی‌ام پیش امد که به برکت هم‌نشینی با سلمان نجات پیدا کرده‌ام و امیدوارم مجموعه‌ای به یادماندنی شود، عنوان داشت: با توجه به سرگشتی‌های ایدئولوژیک که در دنیا وجود دارد، فکر می کنم امروز به سلمان فارسی بسیار نیاز داریم و نیاز دنیای امروز ماست. این روزها حالم خوب است و بالاخره سازمان صداوسیما بعد از سال‌ها انتظار پابه رکاب است که بتوانیم هرچه زودتر تولید مجموعه سلمان را شروع کنیم.  وی اظهارداشت: فکر می‌کنم اگر در حوزه فرهنگ تمرکز کنیم به سلامت ما هم کمک بسیاری می‌کند چرا که جامعه‌ای که به لحاظ فرهنگی جامعه سالمی باشد، بسیاری از معیارهای سلامت جسم و روح را خواهد داشت.  وی خطاب به وزیر بهداشت عنوان داشت: بنده هرچه پزشک سراغ دارم یا هنرمند است یا علاقه‌مند به فعالیت‌های هنری است. خود من مهندسی خوانده‌ام و از همان ابتدای ورود به دانشگاه از مهندسی معدن به هنر گرایش پیدا کردم.   ]]> ادبیات Wed, 29 Nov 2017 05:56:06 GMT http://deabel.org/vdcd5s0s.yt0xn6a22y.html شعر «حسان» ولایی بود http://deabel.org/vdcauyne.49nuw15kk4.html علی انسانی از شعرای آیینی کشور با اشاره به درگذشت حبیب‌الله چایچیان متخلص به «حسان» که شب گذشته دارفانی را وداع گفت، یادآوری کرد: آنچه مطرح بود ولایی بودن، نجابت و آقایی او بوده است. شعرش، شعر ولایی بود و برای اهل شعر، سروده‌های قابل توجهی سروده بود. وی افزود: برخی از اشعار او هم برای خواننده‌های اهل‌بیت(ع) در تمام عمر خوراک شده است. البته خودش هم فرد بزرگوار، متواضع و مهربانی بود. مرحوم چایچیان متولد سال 1302 شمسی در تبریز بود که عصر امروز در سن 94 سالگی دار فانی را وداع گفت. دو شعر «امشب شهادت‌نامه عشاق امضا می‌شود» و «آمدم ای شاه پناهم بده» از سروده‌های مشهور مرحوم چایچیان یکی از قدیمی‌ترین شاعران اهل بیت(ع) بود. حسان بیش از نیم قرن از عمر خود را صرف سرودن اشعاری در وصف اهل‌ بیت‌(ع) کرد که تاکنون از وی 3 دیوان شعر با نام‌های «ای اشک‌ها بریزید» ، «خلوتگاه راز» و «زمزمه‌های قلب من» روانه بازار کتاب شده است. ]]> ادبیات Fri, 01 Dec 2017 17:53:41 GMT http://deabel.org/vdcauyne.49nuw15kk4.html کتاب مجموعه مقالات پیرامون قیام عاشورا روانه بازار شد http://deabel.org/vdcaiane.49n6e15kk4.html به نقل از روابط عمومی جامعه  المصطفی (ص)، در این مجموعه مقالات با مرور برخی آثار که پیرامون شخصیت امام حسین (ع) و قیام تاریخی او نگارش یافته، مهم‌ترین عوامل‌ در باب فلسفه انقلاب کربلا برپایه سخنان و خطبه‌های آن حضرت استخراج شده است. بر اساس این گزارش، به نظر نویسنده یکی از مقالات این مجموعه، عوامل تشکیل‌دهنده و اهداف نهضت عاشورا درجاتی دارد که به دو دسته کلی: عوامل اصلی و عوامل شتاب‌دهنده تقسیم می‎شود. از عوامل اصلی مطرح در این موضوع عبارت از انجام دادن تکلیف، اقامه حق و تبلیغ دین، محو انحراف و بدعت، امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح‌طلبی و برقراری عدالت اجتماعی است. از عوامل شتاب‌دهنده نیز می‌توان به بیعت‌خواهی یزید و دعوت مردم کوفه اشاره کرد. ]]> ادبیات Sat, 01 Jul 2017 07:31:49 GMT http://deabel.org/vdcaiane.49n6e15kk4.html برگزاری نمایشگاه عکس اربعین در لهستان توسط دانشگاه علامه طباطبایی http://deabel.org/vdcamane.49n6y15kk4.html دکتر علیرضا امیدبخش، استادیار گروه زبان اسپانیانی دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی با حضور در مجموعه فرهنگی زیتون از ارائه مقاله «اربعین الگوی آرمان‌شهر همبستگی» در سمینار علمی «آرمان‌شهر» در لهستان خبر داد و گفت: این سمینار علمی با حضور بسیاری از اندیشمندان معاصر و با موضوع همبستگی برگزار خواهد شد. وی ادامه داد: کنفرانسی که امسال در لهستان برگزار خواهد شد ۱۸ امین کنفرانس انجمن اروپایی مطالعات آرمان‌شهری است که هر سال در یک شهر اروپایی برگزار می‌شود و معتبرترین کنفرانس در این حوزه است. این استاد دانشگاه علامه ادامه داد: این کنفرانس ۴ روزه است و اکثر نظریه‌پردازها و نویسندگان معاصر در حوزه مطالعات آرمان‌شهری از شاخه‌های مختلف علوم در آن شرکت می‌کنند. وی افزود: اربعین یکی از نمونه‌های بی نظیری است که جهان امروز با آن مواجه است و ما بر اساس مطالعات علمی و مستند آن را به مثابه یک الگوی آرمان‌شهری در این کنفرانس و ارائه مقاله معرفی خواهیم کرد. امیدبخش خاطر نشان کرد: در حاشیه برگزاری این کنفرانس، دانشگاه علامه طباطبایی با همکاری و حمایت دانشگاه گدانسک لهستان، مرکز اروپایی همبستگی در همین شهر، انجمن اروپایی مطالعات آرمانشهری و موسسه خط نو  و جشنواره سوگواره سوم  یک نمایشگاه عکس از اربعین برگزار خواهند کرد که حدود ۵۰ عکس از اربعین با محوریت موضوع همبستگی در موزه کتابخانه مرکز اروپایی همبستگی در معرض دید بازدید کنندگان قرار خواهد گرفت. این استاد دانشگاه در پایان تاکید کرد: اهمیت برگزاری چنین نمایشگاهی با موضوع سیدالشهدا (ع) و اربعین با حمایت مراکز علمی معتبر اروپایی دو چندان می‌شود. ]]> ادبیات Tue, 04 Jul 2017 06:12:24 GMT http://deabel.org/vdcamane.49n6y15kk4.html