پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - آخرين عناوين :: نسخه کامل http://deabel.org/ Sun, 25 Feb 2018 15:00:35 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Sun, 25 Feb 2018 15:00:35 GMT 60 همایش سراسری مسئولان بسیج مداحان استان‌ها برگزار می‌شود http://deabel.org/vdcgn39w.ak9xq4prra.html مجتبی روشن‌روان مسئول سازمان بسیج مداحان کشور با اعلام خبر برگزاری اولین همایش سراسری مسئولان سازمان بسیج مداحان اظهار داشت: این همایش دو روزه با حضور مسئولان سازمان بسیج مداحان استانی و همچنین با حضور یک مداح اثرگذار، یک شاعر آئینی، یک مدیر هیأت و مسئول بسیج مداحان خواهر از هر استان 8 تا 9 اسفند ماه در سالن همایش مجموعه 5 آذر سازمان بسیج مستضعفین برگزار می‌شود. وی گفت‌وگو و هم‌اندیشی با مسئولان استانی سازمان بسیج مداحان را از جمله اهداف این همایش خواند و گفت: یکی از اهدافی که ما در این همایش دنبال می‌کنیم، توجیه و توضیح برنامه‌های سال آینده سازمان بسیج مداحان است، چرا که استان‌ها، بازوهای اجرایی سازمان هستند. مسئول سازمان بسیج مداحان گفت: می‌خواهیم این همایش فراتر از یک ابلاغ برنامه باشد، بر همین اساس هدف اصلی ما ایجاد دغدغه، بیان وضعیت موجود، وضعیت مطلوب و وضعیتی که قرار است به آن برسیم و در نهایت تبیین مسیر و راه برای رسیدن به نقطه قابل قبول جامعه مداحی کشور می‌باشد. روشن‌روان بیان داشت: با توجه به کثرت مجموعه هایی که به جامعه مداحی ورود کردند و در حال فعالیت هستند، ما با کمبود نیرو مواجه نیستیم، اما لازم است اثربخشی در کارها ارتقا یابد تا خیلی بهتر اثر فعالان این عرصه در جامعه نمود داشته باشد. وی با بیان اینکه بخشی از سازمان بسیج مداحان مربوط به هیأت‌های مذهبی است، گفت: به همین دلیل ما خواستیم تا از هر استان یک مداح، یک مدیر هیأت و یک شاعر آیینی اثرگذار نیز در همایش حضور داشته باشند. در واقع می‌خواهیم این عزیزان با دغدغه‌های ما آشنا شده و بعد در استان خود به کمک بسیج مداحان آمده و در جهت پیشبرد برنامه‌ها یاری رسان ما باشند. مسئول سازمان بسیج مداحان گفت: سردار غلامحسین غیب‌پرور رئیس سازمان بسیج مستضعفین، حجت‌الاسلام محمدرضا تویسرکانی مسئول نمایندگی ولی فقیه در سازمان بسیج مستضعفین، حمیدرضا مقدم‌فر مشاور فرهنگی و رسانه‌ای فرمانده کل سپاه، منصور ارضی، حجت‌الاسلام میرزا محمدی از جمله چهره‌های شاخصی هستند که در این همایش دو روزه حضور داشته و به سخنرانی می‌پردازند. ]]> جامعه Sun, 25 Feb 2018 07:21:20 GMT http://deabel.org/vdcgn39w.ak9xq4prra.html حسینیه ای برای مبارزه با آسیب اجتماعی http://deabel.org/vdcfjvdm.w6d0yagiiw.html عموحسن از معتمدین این محله است که شهرتش به دستگیری از مردم و کمک به جوانان است. وی هر هفته جوانان را جمع می کند و با هم به کهریزک می روند تا سالمندان را حمام کرده و کارهای شخصی آنها را انجام داده و لباس های آنها را شست و شو کنند. همچنین وی در ترک دادن جوانان معتاد نقش دارد و به گفته خودش این مهم نیز " به مدد حسینیه پائین قهوه خانه" است که انجام می شود. خبرنگار ما از بانیان این جلسه درباره سابقه طرح تکریم پرسید که مسوول این گروه اینطور توضیح داد: طرح تکریم از یک سال پیش راه اندازی شده است و هدف آن تکریم خوبان شهرمان است. برخلاف تصور ما در شهر ما آدم های نیکوکار و خیرخواهی وجود دارند که در نهایت گمنامی کار می کنند و متاسفانه رسانه ها نیز کمتر به آنها می پردازند، البته خودشان نیز تمایلی به شهرت ندارند. به گفته وی این جمع تلاش می کند با تکریم و تقدیر از خوبان شهر آنها را به جامعه معرفی کرده و ضمن خدا قوت به آنها انگیزه شان برای خدمت رسانی را تقویت سازند. اما این جلسه تکریم را خوب است از زبان حاضران در جلسه بخوانید.   حسینه ای برای مبارزه با آسیب اجتماعی حجت الاسلام حسین کاظم زاده مسوول گروه جهادی محبین الائمه بعد از حضور دراین جلسه نوشت: "زیر زمین، حسینیه بود. همکف، قهوه خانه. طبقه بالا هم مرکز ترک اعتیاد. صاحب همه اش عمو حسن معروف به حسن شوشی بود. برو بیایی برای خودش داشت. جمع این سه واژه واقعا برام سخت بود حسینیه، قهوه خانه و ترک اعتیاد. عمو حسن عاشق حضرت زهراست. به عشق عمو حسن، خیلی ها با اهل بیت گره خوردند. اعتیادشون را کنار گذاشتند. شدند آدم حسابی. عمو حسن اهل خدمته، می گفت عاشق اینم که گرهی از کار این مردم باز کنم. خیلی از جوونا به عشق عمو حسن، عاشق خدمت به مردم شدند. عمو حسن از دست هر کسی ناراحت می شود شرط حلالیت را این می گذارد که طرف یک بار کهریزک خدمت کند. قهوه چی بود اما دریای معرفت و خدمت بود. کاش همه حسینه های ما این چنین سراغ مردم و آسیب های اجتماعی بروند.   باطن پاک این مردم حجت الاسلام مهدی شبان نیز که در جلسه حضور داشت چنین نوشت: کاروان تکریم این هفته از قهوه خانه عمو حسن عبور کرد. او که یک زمانی خود در دام اعتیاد بوده و با یک اراده و همت آن را کنار گذاشته و حالا قهوه خانه او در جنوب تهران پاتوق برخی جوانان شده است. می گفت خیلی از جوانان از همین راه، سر به راه شده اند. رابطه خیلی صمیمی بین او جوانان محل و بعضا محله های دیگر برقرار است. خدمات اجتماعی دیگر هم می کند. زیر قهوه خانه، حسینیه ای است که مراسم اهل بیت ع دائما در آن برگزار می گردد. بعد از نمازی که در حسینیه خواندیم و در حال خداحافظی بودیم که سوال کردیم شما چرا به این جوانانی که به ظاهر وضعیت خوبی ندارند رفاقت می کنی و دمخور می شوی؟ پاسخش حکیمانه بود: خوبان که خوبند به آنها رسیدگی کردن و رفاقت نمودن که هنر نیست، اگر توانستی یک بد را خوب کنی هنر کردی حقیقت هم همین  است که در باطن این ظواهر ناملایم فطرتهای پاک نهفته است که نیاز به بیداری دارد. لایه ظاهر ممکن است دچار آشفتگی هایی شود اما باطن حقیقت افراد را تشکیل می دهد و تا آن نخشکیده است راه هدایت باز است. شاید راز امیدواری رهبر انقلاب هم به جوانان و مردم، همین نکته باشد که لایه باطنی جامعه را که شاید خود جامعه هم درست متوجه آن نباشد، به درستی می بیند و بر اساس آن هدایت و رهبری می کند. اما گذشته از اینها کار این عمو حسن که بدون هیچ چشم داشتی در حد توان خود زحمت می کشد، تماشایی است. فراوان از این عمو حسن ها داریم فقط باید چشم ها را شست.   پاسخ عملی عمو حسن به یک پرسش سیاسی حجت الاسلام علی مهدیان هم از این جلسه متن کوتاهی نوشت که بدین شرح است: همه دور عمو حسن حلقه زدیم. شنیده بودیم آدم خیریه . جوونها رو جمع میکنه 200 تا 300 نفر جوون رو میبره کهریزک تا کار خیر رو مزه مزه کنند و یاد بگیرند. میگفت برای اینکه جوونها رو جمع کنم این قهوه خونه رو راه انداختم. خودش اعتیادش رو ترک کرده بود و حالا میگفت باید کمک کنم بقیه هم ترک کنند. میگفت من خودم از این که این جوونها اینجا قلیون بکشند خوشم نمیاد. اصلا پول این قلیون کشیدنها رو هم معتقدم برام نمیمونه چون پول دود، دود میشه. اما معتقد بود برای اینکه دست اینها رو بگیره و مزه خوبیها رو بهشون بچشونه باید کمی باهاشون مدارا کنه. یه عکس بزرگ از مجلس فاطمیه حضرت آقا زده بود توی قهوه خونه اش. بهش گفتیم این رو اماکن گفته بزنی؟ یه کم مکث کرد و بعد بدون اینکه جواب سوال ما رو بده گفت نمیدونم چرا حضرت آقا قربونش برم، این مسوولین رو برشون نمیداره؟ چرا کاری نمیکنه؟ احساس کردم جواب سوالش رو خودش داره با رفتارش میده. او میخواست جوونها جمع بشن بدیهای خودشون رو خودشون کنار بگذارند و خودشون خوبیها رو انتخاب کنند. برای همین با خیلی از تصمیمات اونها راه میاومد. حاضر بود توی قهوه خونه اش جمع بشن تا بتونه به سمت کمک به خلق سوقشون بده اما با قلیون کشیدنشون راه میاومد. من دقیقا نمیدونم این راهی که انتخاب کرده بود درست بود یا نه. ولی این رو میدونم که این مدارای با مردم و انتخابهاشون برای اینکه خودشون بفهمند و انتخاب کنند راه درستیه.  به نظر من انتخاب جمهوریت یعنی انتخاب صبر و مدارا و تحمل. آزادی مردم و جمهوریت و مردمسالاری بیشتر از آنکه رهایی و بیخیالی رو نشون بده، تحمل و صبوری رو در دین به رخ میکشه. این درس اصلی فاطمیه است. درسی که عمو حسن توی زندگی شخصیش درکش میکرد و نشونش میداد. شاید معنای این جمله پیامبر که میگفت که هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد به همین نکته برگرده. او راهنمایی بود که میخواست مردم خودشون سلوک کنند و این مشکل ترین بخش اجرای دین در جامعه است.   بهترین امر به معروف حجت الاسلام مهدی عباسی هم از این جلسه برداشتی داشت که اینطور نوشت: «در ظاهرش ادعای دین و دیانت نبود اما به خلاف ظاهر و شغلش ، کارهاش به دل می نشست. از ارادت و اعتماد جدیش به حضرت زهرا تا هفته ای دوبار جمع کردن عده ای مثل خودش و سرزدن به کهریزک و خدمت به سالمندان. میگفت خیلی ها از همین سر زدن به کهریزک نمازخوان شده اند. خودش زمانی معتاد بوده و با دیدن رفیقش که ترک کرده، تصمیم میگیرد که ترک کند و ترک میکند. حالا هم یکی از کارهایش کمک به ترک دادن بعضی از دوستان معتادش است. این چندمین بار است که شنیدم علت ترک یک معتاد دیدن معتاد دیگری است که ترک کرده است. لیست کارهای از این دستش بلندتر از اینها هم بود از رضایت گرفتن تا وام جور کردن برای جوانان و غیره. وقتی میگفت اینجا بچه هایی رو که تو دلشون درد هست رو میبریم اطراف تهران و شعر می خونیم و و شادی میکنیم و بعد از ما میپرسید مگه علی بچه یتیم رو روی پشتش سوار نمیکرد و راه نمیبرد؟ مگه شادشون نمیکرد؟ روایت حضرت صادق به ذهنم آمد که کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم.» بهترین راه امر به معروف و نهی از منکر ، عمل است. عملی از جنس خدمت. خدمتی صادقانه و با توجه به نیازها . این روزها چقدر به امثال عمو حسن محتاجیم. ]]> جامعه Sun, 25 Feb 2018 07:15:59 GMT http://deabel.org/vdcfjvdm.w6d0yagiiw.html نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه ظرفیت بزرگی برای تمدن اسلامی دارند http://deabel.org/vdcexp8x.jh8wzi9bbj.html مولفه های مهمی با پیروزی انقلاب اسلامی در سرلوحه شعارها و اقدامات جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت که یکی از آنها تحقق تمدن نوین اسلامی بود. تمدن سازی فرآیند خاص و ویژه و بطئی است که در طول زمان و با فرهنگ سازی مسیر خود را باز می کند و به جلو پیش می رود. این مقوله بسیار مهم امروز و بعد از گذشت حدود چهل سال از انقلاب اسلامی به نظر می رسد با کندی حرکت مواجهه شده و علی رغم توجه دلسوزان نظام به آن به مساله و موضوعی شعاری تبدیل شده است. تحقق تمدن نوین اسلامی به‌عنوان غایت شکل‌ گیری انقلاب اسلامی از منظر مقام معظم رهبری درگرو تشکیل نظم و دولت اسلامی بوده و بی‌ شک حضور نخبگان حوزوی و دانشگاهی در این مسیر ضروری و واجب است. از سویی دیگر  فرهنگ‌ سازی و بسترسازی و تلاش برای تحقق تمدن هم از الزامات این امر است تا بتوان با بهره گیری از این ظرفیت ها با انواع هجمه های داخلی و بین المللی که خواهان سنگ اندازی در این مسیر هستند مقابله کرد.  گفتگوی طلیعه را با آیت الله ابوالقاسم علیدوست عضو هیئت علمی گروه فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره تحقق و فرآیند شکل گیری تمدن نوین اسلامی که در ادامه آمده است، بخوانید. علیدوست درباره فرآیند شکل گیری تمدن گفت: تمدن فرآیند ایجاد شدنی است تا ایجاد کردن. حاکمیت ها، حکومت ها، ملت ها و فرهیختگان در این فرآیند نقش زیادی ندارند زیرا نقش آنها بیشتر فرآیندی است. تمدن باید از مجموعه ای از فرآیندها خود به خود ایجاد شود و فرآیند آن به دست حاکمیت ها و حکومت هاست. برگزیده دومین دوره جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی درباره احاطه و تسلط  تمدن غربی در همه عرصه ها و جلوگیری از به زنجیر کشاندن تمدن نوین اسلامی توسط تمدن غربی، افزود: اما در جواب این پرسش می توان این گونه بیان کرد که دنیا مانند بازار مسگرهاست و همه می توانند نقش داشته باشند اما صدایی می تواند به گوش برسد که از سایر صداها بلندتر باشد. این نوع نگاه امیدبخش است و این گونه نیست که انسان ناامید از فرآیند تمدن شود. وی افزود: حاکمیت مسلمانان، فرهیختگان و حوزویان تلاش می کنند و از سوی دیگر تمدن غیر اسلامی هم در حال حرکت است. ما دارای ظرفیت بزرگی در اسلام هستیم  که به راحتی می توانیم با این ظرفیت با دنیا ارتباط برقرار کنیم و آن را ترویج کنیم. نهج البلاغه امام علی(ع) کتابی از امام اول شیعیان برای همه مسلمانان است. نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه ظرفیت بزرگی دارند که می توان از آن برای شکل گیری تمدن اسلامی استفاده کرد. علیدوست بیان کرد: عمده آموزه های اسلامی، جامع و جهانی و جاودانی است و این ظرفیت را در هیچ مذهب و مکتبی نمی توان پیدا کرد و می توان با توجه به آموزه های اسلامی آنها را به دنیا انتقال داد و این ظرفیت بزرگی است. تمدنی که مسلمانان در گذشته داشتند و می توانند به آن متکی باشند و از آن طریق به فکر ایجاد فرآیند تمدن جدید باشند هم ظرفیت محسوب می شود. نگاه من به وضعیت تمدن نوین اسلامی ناامیدانه نیست اما نباید سفیدنمایی هم کرد که ایجاد این تمدن، کار راحتی است. وی درباره نسبت تمدن اسلامی با تجدد غربی گفت: اگر منظور از «ما» مجموعه دولت و ملت در یک نگاه ملی است که ما مصرف کننده خوبی هستیم اما وقتی درون «ما» اندیشمندان و فرهیختگان و نهادها و حکومت و ملت  را ببینیم نمی توان همه افراد را در یک سطح و با یک نوع تفکر دید زیرا بعضی موضع سلبی و حتی نگاه بدبینانه افراطی دارند و همه مسائل را بد می بینند اما عده ای راحت داده ها را می پذیرند و مصرف کننده خوبی می شوند. عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در ادامه گفت: عده ای تلاش می کنند گزاره های مختلف را بگیرند و آنچه که با آموزه های اسلامی منطبق و قابل دفاع است را با فرهنگ شیعی و اسلامی و ایرانی ما بومی کنند. بعضی نهادها در کشور چنین کارهایی را انجام می دهند. مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از جمله چنین مراکز است. شخصیت های دانشگاهی و حوزوی مطالعات دقیق در این زمینه دارند اما شاید تریبون نداشته باشند و صدای شان به جایی نرسند اما علوم را بومی می کنند و مصرف کننده صرف نیستند. وی بیان کرد: مشکل ما این است که نظریه ها وقتی تولید می شوند به مصرف نمی رسند. نظریه باید به مرحله عمل برسد و موانع عملی شدن نظریه برداشته شود زیرا تلاش های خوبی در این سی سال در دانشگاه ها و حوزه ها انجام شده است. برگزیده دومین دوره جایزه جهانی علوم انسانی اسلامی درباره اینکه یکی ازمراحل پنج گانه تحقق اهداف انقلاب اسلامی  دولت اسلامی است و ما بعد از گذشت چهل سال هنوز در این مرحله قرار داریم و چرا از آن عبور نکرده ایم؟ گفت: اینکه ما در مرحله دولت اسلامی قرار داریم و هیچ قدم نظری در این زمینه برداشته نشده است درست نیست. دراین زمینه نظریه پردازی و اندیشه ورزی شده اما به دلیل موانعی که در بالا گفته شده و اینکه ما نتوانسته ایم اولویت ها را به درستی تشخیص دهیم روند کندی داشته ایم به طوری که اولویت های دهم برای ما اولویت اول شده و اولویت اول به دهم رسیده است. علیدوست بیان کرد: اوضاع جهانی که به ما تحمیل شده و ندانم کاری ها و آنچه که نباید انجام شود باعث شده که ما دچار کندی حرکت شویم اما نباید قضاوت مطلق داشته باشیم و سیاه نمایی کامل و سفیدنمایی کامل کنیم. وی در پاسخ به این سوال که ما اکنون در کدام مرحله تمدن سازی اسلامی قرار داریم؟ گفت: فرآیند تمدن زایشی است و در فرآیند آن نمی توان خط کشی کرد که در کجا قرار داریم. از نظر نظریه پردازی به عقیده بسیاری از فرهیختگان آشنا با دانش های روز قدم هایی برداشته ایم. این طور نیست که عموم حوزویان و دانشگاهیان ما به گزاره های جهانی و آنچه که ما به عنوان علوم انسانی غربی می دانیم آشنایی نداشته باشند و یا افراد مطلع ما را تعداد معدودی که درخارج تحصیل کرده و یا دانشجویان داخلی که به طور محدود مطالعه می کنند، تشکیل دهند. وی بیان کرد: ما نیروهای زیاد جوانی داریم که مطلع و اهل مطالعه هستند و زبان و فرهنگ را می دانند و حتی علوم غربی را بهتر از غربی ها می شناسند. از سوی دیگر علوم اسلامی منحصر به افراد خاصی نیست. ما نیروهایی داریم که قوت حوزوی و دانشگاهی خوبی دارند و از اساتید مشهور دانشگاهی کم ندارند بلکه به مراتب از آنها دقیق تر هم مطالعه کرده اند و به یک سری از نظریات رسیده اند. علیدوست اضافه کرد: اگر این مولفه ها را بخشی از فرآیند رسیدن به تمدن حساب کنیم به مرحله خوبی رسیده ایم. در این عرصه پژوهش هایی انجام شده در حالیکه چند سال قبل درباره این موضوعات شاید مقاله و کتاب نبود اما امروز ده ها مقاله و پایان نامه در این حوزه ها وجود دارد. علاوه بر چنین اقداماتی باید حرکت هایی هم صورت بگیرد و حاکمیت اقداماتی را انجام دهد و جوان گرایی شود. چرا از نیروهای جوان در کارهای اجرایی استفاده نمی شود و شایسته سالاری به خوبی انجام نمی گیرد در حالی که بعضی از نیروها بازنشسته نمی شوند که نیروهای جوان با اطلاعات کامل جایگزین شوند. یک علت عمده توقف حرکت تمدنی ما چنین اقداماتی است. وی در پایان گفت: اگر تغییرات جدی انجام شود ما در حرکت انقلابی و جهشی به جلو می رویم. در حرکت انقلابی تعدادی از نیروهای کارکرده، نظریه پرداز و مطلع نظریات خود را در اجرا و عمل نشان می دهند. ]]> فرهنگ Sun, 25 Feb 2018 07:10:45 GMT http://deabel.org/vdcexp8x.jh8wzi9bbj.html عزاداری سنتی/ سنگ زنی در حسینیه کوی سنگ شهرستان نایین http://deabel.org/vdcdx90s.yt0xf6a22y.html دریافت ]]> چندرسانه‌ای Sat, 24 Feb 2018 12:28:28 GMT http://deabel.org/vdcdx90s.yt0xf6a22y.html شاعر نباید خودش را محدود کند/ افتخار می‌کنم با هیئات مذهبی در ارتباط باشم http://deabel.org/vdccseq1.2bqis8laa2.html چهاردهمین جلسه از محفل شعر «قرار» با حضور سید محمدجواد شرافت، فضه سادات‌حسینی، مجید لشگری و حسین صیامی در باشگاه خبرنگاران تسنیم برگزار شد. در ادامه گفتگوی فضه‌سادات حسینی با سید محمدجواد شرافت را در این محفل با هم می‌خوانیم: آقای شرافت، شما متولد شوشتر هستید چه شد از قم سر در آوردید و در قم ماندگار شدید؟ بله، و به‌خاطر کار پدر دو سال یاسوج بودیم دو سال خیلی خاطره‌انگیز، فضای بکر یاسوج، ما هم اطراف یاسوج بودیم برای خود ما و فامیل ما که به‌بهانه‌های مختلف می‌آمدند آنجا خیلی خاطره‌انگیز بود و بعد از آن هم آمدیم قم و الآن سال‌هاست سایه‌نشین لطف کریمه اهل‌بیت(ع) هستیم.  آقای شرافت، خانوادگی شاعر هستید یا فقط شما و برادرتان؟ پدربزرگم که ایشان نوحه‌سرای خوبی بودند همین الآن هم بعضی نوحه‌های ایشان به‌خلاف نوحه‌هایی که ما بگوییم که بعدش مداح‌ها بخوانند یا نخوانند و فراموش می‌شود همچنان خوانده می‌شود، فضای شوشتر با همان گویشی که دارند و این را می‌دانستم نوحه‌سرا بودند، گاهی وقت‌ها یک مراوده‌هایی یک شوخی‌های ادبی با دوستانشان داشتند.   چه شد که شاعر شدید؟ من مدرسه علمیه الهادی بودم، نوجوانی و جوانی ما در هیئات مذهبی گذشت. دوستانی که در هیئت شرکت می‌کنند خیلی با شعر انس پیدا می‌کنند، زمزمه می‌کنند، می‌خوانند، من یادم است نوحه‌های حاج محمدرضا طاهری را خیلی دوست داشتم، یک دفتری داشتم و می‌نوشتم، این اتفاق کمک می‌کند به اینکه آدم به شعر نزدیکتر باشد، یک نوحه‌ای برای امام جواد نوشتم سال 77 یا 78 و آن شروع جدی من در این حوزه بود.  به‌خاطر اسمتان با ایشان ارتباط برقرار کردید؟ نه خیلی اتفاقی نوحه نوشتم، آن موقع آقای سید محمد بابامیری که از شاعران خوب حوزوی است در مدرسه الهادی بود، به ایشان نوحه را نشان دادم و گفتند خیلی خوب است به‌طور جدی‌تر بیا برویم خانه آقای مجاهدی بیا برویم، جلسه انجمن شعر آقای حامدی، جلسه‌ای در حوزه هنری تشکیل می‌شود آقای سید مهدی حسینی، و واقعاً این سه جلسه خیلی کمک کرد به ما و همیشه به دوستان می‌گویم دعا کنید یک رفیقی پیدا کنید در عرصه شعر نه استاد، یک رفیقی که چند سال از تو جلوتر باشد. یک راهی را رفته یک کتاب‌هایی را خوانده و به شما بگوید چه بخوان چه نخوان و این لطف را سید محمد به من داشت، یادم است خانه آقای مجاهدی می‌رفتیم، خیلی جسور در همان سنین شعر می‌خواندیم و ایشان هم شیوه نقدشان تشویقی است، مثلاً شعر می‌خواندیم با یک زبان درب‌داغان بعد یک مصرع آن خوب بود و آن مصرع را تعیین می‌کردند و ما می‌فهمیدیم آن یک معیار است و به‌خصوص جلسه آقای حسینی، همچنان این جلسه برگزار می‌شود و دوستان در عین بی‌تعارف بودن دلسوزانه راجع به شعر همدیگر صحبت می‌کنیم و نقد می‌کنیم.  حلقه ادبی پنجره را هم دارید؟ بله، حلقه ادبی پنجره چند سالی است که تشکیل می‌شود و چیزهایی که یاد گرفتیم از اساتیدمان را به دوستانمان منتقل می‌کنیم.  همان سبکی که با شما داشتند شما هم با جوانان دارید؟ بیرحمانه‌تر، دوستانی که آمدند می‌دانند.    خب، تأثیر این نقدها چگونه است؟ ما هدفمان در جلسات نقد این نیست که مچ طرف را بگیریم، هدفمان این است که دست طرف را بگیریم کمکش می‌کنیم، همیشه به دوستانی که اشعارشان نقد می‌شود می‌گویم که بشنوید ولو اینکه اعمال نکنید، بشنوید نظر من را به‌عنوان کسی که از شمای شاعر بیشتر کتاب خواندم دو تا جلسه بیشتر رفته باشم بعضی مسائل هم دو دو تا چهارتاست تعارف‌بردار نیست. بعضی مسائل هم سلیقه شخصی است، البته سلیقه شخصی هم یک عیاری برای خودش دارد مثلاً اگر آقای محمدکاظم کاظمی به یک سلیقه شخصی رسیده خیلی عالمانه‌تر است تا سلیقه شخصی من، مثلاً در آن نقدهایی هم که سلیقه‌ای است گوش کردن به نقدها کمک می‌کند.  آقای شرافت، شما فقط شعر آیینی می‌گویید؟ شاعر باید صادق باشد، هر موضوع مهمی که برای من شاعر اهمیت داشته باشد ناخودآگاه بروز پیدا می‌کند، حالا ممکن است شما بخواهید به‌شوخی یکی از رفقای خودتان را هجو کنید کما اینکه همین اتفاق هم می‌افتد و چه شعرهای خوبی هم می‌شود، شاید نتوانیم بروز بدهیم آن کارها را و یک شوخی‌های شاعرانه اتفاق می‌افتد، ببینید شاعر نباید خودش را محدود کند الّا و فقط در این حوزه به‌نظر من یک بخشی از شاعری خود را از دست می‌دهد، عرض کردم اگر صادق باشیم بروز پیدا می‌کند، بله، اولویت‌های اول فکری ما بیشتر در شعرمان دیده می‌شود مثلاً چون همچنان خودم را شاعری می‌دانم که افتخار می‌کنم با هیئات مذهبی در ارتباط باشم و افتخار می‌کنم اگر شعرم خوانده شود.  نوحه می‌گویید؟ بله، من همچنان دهه محرم نمی‌توانم شعر بنویسم، فقط وقف نوحه آن ده روز است که الحمدلله کم هم نمی‌نویسم.  آنها منتشر می‌شود؟ فعلاً به آن فکر نکردم ولی قابلیت چاپ هم دارد چراکه اشعار و نوحه‌های خوبی را می‌شود جمع‌آوری کرد. به‌نظرم نوحه خیلی فراگیر است، نوحه خیلی در ذهن و زبان مردم راه پیدا می‌کند، نوحه خیلی برکت دارد، اصلاً نوحه چون اسم شاعر مطرح نیست خیلی به اخلاص نزدیک‌تر است، شاعر خودش را با شعرش نشان می‌دهد ولی در نوحه این اتفاق نمی‌افتد، همین صحبت‌ها بود، یکی با دوچرخه داشت رد می‌شد، یکی از نوحه‌های من را که آقای سلحشور خوانده بود بلند داشت می‌خواند، گویا اثبات می‌خواست بشود، اگر قدر نوحه را بدانیم این آشفته‌بازار سر و سامان پیدا می‌کند که متأسفانه دچار آن هستیم.  یکی از دغدغه‌های حضرت آقا هم همین بود. ایشان هر سال در دیداری که با مداحان اهل بیت علیهم السلام دارند در روز ولادت حضرت زهرا(س) تأکید می‌کنند بر این مسئله خیلی ظرفیت دارد امیدوارم قدر بدانند.  شما در مجموع شعر غیرآیینی و غیرنوحه هم دارید مثلاً شعر عاشقانه و چیزهای دیگر هم دارید؟ تعریفمان از آیینی چیست؟  شعرهای مذهبی و اهل‌بیت(ع)؟ ببینید تعریفی که آقای مجاهدی از شعر آیینی دارند هر شعری که ارزش‌های انسانی و الهی را بیان کند شعر آیینی است؛ شعر مقاومت، شعر اخلاقی، شعر توحیدی جزو این دسته از اشعار آیینی هستند. یک دایره خیلی گسترده‌ای دارد حتی عاشقانه‌های نجیب هم می‌تواند در این دسته‌بندی قرار بگیرد، مثلاً شما برای مادرتان شعر گفته‌اید مگر می‌تواند آیینی نباشد. من با تعریف شعر عاشقانه که می‌گویند حتماً شعر عاشقانه یعنی شعری را که برای فرد دیگری گفته باشیم و حتماً هم آن طرف دیگر هم یک نسبت خاصی داشته باشد من مشکل دارم. نه آدم برای دخترش شعر می‌گوید برای امام زمان شعر می‌گوید ممکن است عاشقانه باشد اگر شعرهای آیینی ما عاشقانه نباشند تأثیرگذار نمی‌شوند عاشقانه باید در آن موج بزند تا بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. من یک تجربه‌هایی در این زمینه داشتم اسمش اگر شعر باشد من در این زمینه شعر داشتم.  نکته‌ای، حرفی باقی مانده بفرمایید. خیر، دوست دارم بیشتر از دوستان شعر بشنویم.  برای حسن ختام ما یک شعر فاطمی(ع) از شما بشنویم. قدری بخند ای از خدا سرشار لبخندت ای در شب ما مطلع الانوار لبخندت جان پدر را تا بهشتی غرق گل می‌برد در لحظه‌های روشن دیدار لبخندت نه سال در دنیای حیدر صبح و ظهر و شب تکرار شد تکرار شد تکرار لبخندت با گردش دستاس خیر و نور می‌پاشید بر هرچه صحرا هرچه گندم‌زار لبخندت وقت دعا بود و سر سجاده گل کرد با گفتن الجار ثم الدار لبخندت از روزه بی نان و بی خرما چه شیرین‌تر وقتی که باشد لحظه افطار لبخندت اما چرا این روزها دیگر نمی‌خندی اما چرا این روزهای تار لبخندت مثل گلی طوفان‌زده پژمرد پرپر شد بعد از پدر بعد از در و دیوار لبخندت این روزهای آخری یک بار خندیدی اما چه تلخ است تلخ این بار لبخندت با چشم‌های خسته تا تابوت را دیدی بر چشم‌های فضه شد آوار لبخندت مادر جهان ما یتیم عشق و احساس است قدری بخند ای مهربان بگذار لبخندت چادر نماز دخترم از یاس لبریز است تابیده بر این چادر گلدار لبخندت ]]> فرهنگ Sat, 24 Feb 2018 12:10:18 GMT http://deabel.org/vdccseq1.2bqis8laa2.html دبیر انجمن شعر طلاب: نیازمند تلاش مضاعف در زمینه شعر فاطمی هستیم http://deabel.org/vdcbg0bf.rhb58piuur.html حجت الاسلام سید بشیر حسینیضمن تسلیت ایام فاطمیه و شهادت ام ابیها(س) ابراز داشت: شعر فاطمی حقیقتاً زینت دیوان های شعری است و حقیقتاً شاعران آیینی باید بیش از دیگران قدردان این فرصتی باشند که خدای متعال و اهل بیت(ع) از این حیث به آن ها عنایت کرده اند که توفیق شعر گفتن برای حضرت زهرا(س) را داشته باشند. وی همچنین افزود: اساساً راز جذابیت شعر آیینی به ویژه مدح و مرثیه زهرای مرضیه(س) در این است که با نیتی پاک، اخلاص، همراه با ابراز محبت از سویدای دل و با هدفی آسمانی سروده می‌شود که بی شک این تلاش ارزشمند رضایت و قُرب الهی را نیز به دنبال دارد. دبیر انجمن ادبی نیر همچنین با اشاره به وجود غربت در زمینه فعالیت های ادبی در خصوص اهل بیت(ع) به ویژه ساحت مقدس حضرت فاطمه(س) گفت: راز این غربت، عدم آشنایی کامل و همه جانبه‌ شعرا نسبت به فضائل و مناقب و مصائب حضرات معصومین(ع)خصوصاً حضرت زهرا(س) است که به تعبیر روایات متعدد، شناخت ایشان برابر با درک شب قدر است. وی بیان داشت: از این حیث بسیار ضروری است که بیش از این ها به بحث شعر و ادبیات در زمینه تبیین شخصیت و سیره و سبک زندگی آن بزرگوار از سوی شاعران و ادیبان و فرهیختگان جامعه پرداخته شود. ]]> فرهنگ Sat, 24 Feb 2018 11:52:29 GMT http://deabel.org/vdcbg0bf.rhb58piuur.html تهی نبودن شعر کلاسیک از موسیقی درونی http://deabel.org/vdcjhmet.uqe8yzsffu.html بیست و ششمین نشست انجمن ادبی آیینی «ارادت» یکم اسفند ماه  مصادف با روز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) در ساختمان بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا(ع) برگزار شد. در این محفل شعرخوانی، تعدادی از شاعران آیینی مشهد به قرائت اشعار خویش در زمینه های مختلف مذهبی پرداختند و همچنین اشعار ویژه ای در وصف حضرت فاطمه زهرا(س) خوانده شد. این جلسه با حضور مسئول کانون شعر بسیج مداحان استان (احمد حیدری)، مهدی آخرتی(شاعر  و منتقد مشهدی) و یاسر رحمانی (مدیرعامل کانون فرهنگی انوار الثقلین) و جمعی از شاعران آیینی برگزار شد. مهدی آخرتی ضمن نقد اشعار شاعران نکاتی را به آنان گوشزد کرد. وی با بیان اینکه شعر آیینی قوی به دو سطح خوب و فوق العاده تقسیم می شود، گفت: یکی از دلایلی که شعری از سطح خوب به عالی ارتقا می یابد ساختار کلامی در شعر است، همچنین این تنها فاکتور برای ارتقا شعر نیست بلکه علاوه بر ساختار کلامی باید در وادی محتوای شعر هم در سطح فوق العاده ای قرار گیرد. این شاعر مشهدی با اشاره به اینکه وزن شعر ایجادکننده نظم و هماهنگی در طول مصراعها و چیدمان هجاهای هر مصراع است، اظهارکرد: وزن شعر ابداع ایرانی ها می باشد اما قوانین آن در ایران نوشته نشده است و فردی به نام عروضی از اهالی جنوب کشور بود به یک کشور عربی رفت و در آن کشور شعرهای شاعران عرب و فارسی را بررسی می کرد و اشعار آن ها را منظم می کرد و به صورت نوشتاری در آورد. آخرتی با بیان اینکه موسیقی به عنوان یکی از ارکان اصلی شعر در ادبیات فارسی و عربی، به دلیل پیوندهای خاص زبانی مورد توجه ناقدان دو زبان بوده است، بیان کرد: فردی به نام عروضی وزن عروض را ابداع نکرده است بلکه موسیقی شعر و عروض از زمان گذشته وجود داشت و عروضی فقط آن ها را مکتوب و مدون کرد. وی درخصوص تاثیر وزن شعر در شعر کلاسیک گفت: در تمام تعاریفی که در ادبیات کلاسیک آمده است موزون، مقفا و خیال انگیز سه عنصر مشترک هستند باید توجه داشت که وزن عنصر اصلی شعر است اما عنصر لازم شعر نیست به این شرط که اسلوب کلام در آن شعر رعایت شود و موسیقی غیر از موسیقی عروضی هم نیز داشته باشد.                        این شاعر مشهدی تصریح کرد: مثال های زیادی وجود دارد که حاکی از این است که شاملو نزدیک به شعر عروضی شعر می سرود؛ لازم است بدانید در شعر سپید ضرورتی ندارد که موسیقی عروضی رعایت شود اما یک موسیقی ثابت باید در آن وجود داشته باشد آخرتی ادامه داد: رعایت هم صدایی (واج آرایی قسمتی از هم صدایی است)، هم آوایی(اصوات)، موسیقی دیداری(سطر بندی ها، جدا کردن کلماتی که به قافیه شباهت داشت و ..) و قوافی در شعر سپید بسیار حائز اهمیت است. منظور از هم صدایی تکرار حروف به صورت مشترک در چند جمله شعر است. این منتقد مشهدی با اشاره به اینکه قوافی در شعر سپید با شعر کلاسیک متفاوت است، اظهار کرد: نود درصد آرایه های بیانی موسیقی درونی دارند و انسجام درونی تولید می کنند. در شعر سپید مکان استفاده از عناصر توسط شاعر تعیین می شود اما در شعر کلاسیک شعر تعیین کننده است در نتیجه شعر کلاسیک هرگز تهی از موسیقی درونی و کلمه ای نبوده است. وی در پاسخ به این سوال که آیا در شعر کلاسیک وجود وزن ضروری است یا خیر، خاطر نشان کرد: تمام اشعار کلاسیک دارای وزن هستند، وزن در کنار تخیل و انگیزش وجه ممیزه شعر می باشد بنابراین عاطفه و تصویر در شعر کلاسیک از وزن جدا شدنی نیست. آخرتی بیان کرد: وزن جز جدایی ناپذیر و ضروری برخی تصاویر در شعر کلاسیک است به همین دلیل است که ساختار رتوریک (استفاده از هنرهای زبانی برای اقناع مخاطب در انجام کاری یا پذیرش اندیشه‌ای) شعر سپید با کلاسیک متفاوت است یعنی تصویر در شعر کلاسیک فقط روی وزن قرار می گیرد. وی افزود: اگر یک عنصر از ساختار شعری خارج شود و بیرون از ساختار کاربرد داشته باشد ، ساختار ماهیت خود را از دست می دهد بنابراین ساختارها ارتباط دو سویه دارند همان طور که اگر وزن بیرون از شعر کلاسیک کارایی داشته باشد و شعر کلاسیک بدون وزن سروده شود آن شعر اصلا ماهیت شعر بودن را ندارد؛ اگر وزن به شعر متصل است قطعا مضمون شعر هم به وزن ارتباط دارد. این شاعر مشهدی گفت: وجود وزن در شعر به اندازه خیال ضرورت ندارد.                                  در ادامه این جلسه مجتبی ابوالقاسمی متخلص به رهگذر در خصوص وزن شعری نکاتی را مطرح کرد. وی با بیان اینکه برخی اشعار تاب ترجمه را ندارد چرا که نقطه شگفت انگیزی شعر گرفته می شود، گفت: وزن عامل آشنازدایی در زبان است که سبب رستاخیز کلماتی که به صورت هنر سازه در شعر وجود دارد می شود. این شاعر مشهدی افزود: وزن در شعر بسیار اهمیت دارد اگر وزن را در شعری حذف کنید شعر بی معنا می شود و در حوزه واژآرایی و موسیقی کلام وزن است که عبارات را به صورت شیرین کنار یکدیگر قرار می دهد. لازم به ذکر است در این جلسه شانزده نفر از شاعران آیینی اشعار فاطمی خواندند و از بین این نفرات با توجه به نظر اساتید حاضر در جلسه آقایان رحمانی و آخرتی که این اشعار را ازنظر تاریخی و ادبی بررسی کردند به دو نفر از شاعران ( زهرا علیپور و سعیده کرمانی) جوایزی تعلق گرفت. ]]> فرهنگ Sat, 24 Feb 2018 11:36:18 GMT http://deabel.org/vdcjhmet.uqe8yzsffu.html هدف ائمه (ع) تاسیس جامعه باز بود/ اصحاب ائمه از نظر فکری بسیار متنوع بودند http://deabel.org/vdcivqap.t1aru2bcct.html نشست تخصصی با عنوان «مواجهه اهل بیت(ع) با جریان‌های مختلف شیعه» با سخنرانی احمد پاکتچی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) در این دانشگاه برگزار شد. پاکتچی در آغاز سخنانش با بیان اینکه تنوعی از جریان‌های مختلف در صفوف اصحاب ائمه(ع) وجود داشته است. افرادی مانند ابن‌مسعود یا سنی و یا شیعه معرفی می‌شوند در حالی که افرادی وجود دارند که نه شیعه هستند و نه ضد شیعه. سعد بن‌عباده در سقیفه برای این حضور داشت که خلیفه‌ای از انصار انتخاب شود، در حالی که به‌سادگی او را شیعه قلمداد کرده‌اند و ما نیاز به الگوی کاملی برای طبقه‌بندی چهره‌های تاریخی داریم. تنوع اصحاب ائمه(ع) پاکتچی افزود: ما نمی‌توانیم در خصوص صحابه پیامبر(ص) به‌راحتی عده‌ای را بر اساس استاندارد و عده‌ای را منحرف بدانیم، صحابه ابعاد پیچیده‌ای را دارند. زبیر شخصیت چندوجهی دارد، او هم فردی بود که برای امام علی(ع) بیعت جمع می‌کند و هم کسی بود که در مقابل ایشان ایستاد. نویسنده کتاب «مکاتب فقه امامی ایران پس از شیخ طوسی تا پایگیری مکتب حله» ادامه داد: ما معمولا قضاوت‌هایی انجام می‌دهیم که قیمت گرانی دارند و باید تصمیم بگیریم که این قضاوت‌ها را ادامه دهیم و یا نه. امام علی(ع) مدت‌ مدیدی خلیفه نبودند، پس از بیعت، هر سال امام(ع) یک جنگ داشت و نهایتا به شهادت رسیدند. اگر بخواهیم لیست هواداران واقعی امام علی(ع) را حاضر کنیم، می‌بینیم برخی به خوارج پیوسته‌اند، برخی توسط معاویه خریداری شده‌اند و برخی در صفین حضرت را تحت فشار قرار دادند که ترک مخاصمه کند. در این صورت ما می‌بینیم شاگردان امام بسیار تنبل بودند که هیچ درسی یاد نگرفتند. عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) تصریح کرد: اگر بگوییم نتیجه تدریس ۲۳ ساله پیامبر فقط ۴ نفر از صحابه است، آیا گفته نخواهد شد که عملکرد پیامبر چرا چنین بوده است؟ ما گاهی تند‌رویی‌هایی داریم که نتیجه بسیار پر هزینه‌ای دارد. اگر ما بگوییم که تنها ۴ نفر صحابه قابل قبول برای پیامبر(ص) وجود داشته است و بقیه مرتد شده‌اند، کل رسالت را زیر سوال برده‌ایم. البته این‌گونه روایات جدی گرفته نشده‌اند. وی با طرح این پرسش که آیا پیامبر(ص) و ائمه(ع) نمی‌توانستند صحابه منحرف را از پیرامون خود اخراج کرده و از آنها تبری بجویند؟ ادامه داد: اساسا چرا ائمه طیف‌های مختلف را دور خود تحمل می‌کردند؟ و گاهی ارتباطات نزدیک‌تری هم با برخی برقرار کرده‌اند در حالی که وقتی فردی منحرف شده است، دلیلی ندارد معصوم او را تحمل کند که فردا مشکلاتی را برای جامعه اسلامی ایجاد خواهد کرد؟ نگاه سنتی می‌گوید ائمه مجبور بوده‌اند. وقتی با نوعی اکراه و تقیه با قضیه برخورد می‌کنیم، باید موضوع را بررسی کنیم که این تقیه از چه جهت بود و چقدر درست بوده است؟ فرض کنید امام علی(ع) که با طلحه و زبیر مشکل داشتند و همچنان ایشان را تحمل می‌کردند، در حالی که تلقی این است که ایشان می‌دانستند که این دو شکافی ایجاد خواهند کرد که تا امروز پوشش داده نخواهد شد، آیا ایشان نمی‌توانستند همان جا دستور دهند که ایشان را حبس کنند تا از مکه و مدینه بیرون نروند و چرا باید این‌ها آزاد بودند تا دو سپاه از مسلمانان در مقابل بایستند. پاکتچی تصریح کرد: در دوره ائمه بعدی شکل قضیه تغییر می‌کند. چرا ما در اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) افرادی را داریم که با تعریف ما کاملا سنی هستند و در جلسه درس امام شرکت می‌کنند. چرا اعلامیه‌ای بر در کلاس نصب نمی‌شود که اینجا درس امام شیعیان است و کسانی می‌توانند شرکت کنند که شیعه هستند. در صف شاگردان ائمه ما افرادی را می‌بینیم که فرقه‌های شیعی را تشکیل داده‌اند و ما تعجب می‌کنیم که چرا امامان ایشان را از جلسه اخراج نکرده‌اند، زیاد بن منذر از این دست است که بعدا به جریان زیدیه پیوست. ابو‌الجارود در کلاس‌های امام باقر(ع) حضور داشت، چرا امام ابوالجارود و دیگرانی مانند او را تحمل می کردند؟ عضو شورای عالی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی افزود: ما در واقع در معرض لیست‌های بلند بالایی از اصحاب ائمه(ع) هستیم که به نوعی سردمداران فرقه‌های بعدی شده‌اند. این افراد توانسته‌اند سردمدار شوند، چون در بین اصحاب ائمه(ع) بودند. عمار ساباطی از این دست است که از سردمداران فرقه فطحیه بود. مفضل بن‌عمر جعفی در راس جریان مفضلیه از غلات شیعه است، چرا امام صادق(ع) ایشان را در کلاس خود راه داده است و چرا این افرد این قدر اشتباه و با این فاصله کلاس امام را فهمیده‌اند. ابن‌یسار از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و از نخستین تئوریسین‌‌های جریان تصوف بوده است. اگر تصوف بد است، چرا از کلاس درس ائمه تصوف بیرون آمده است و اگر خوب است چرا ما تصوف را جریان غالب اصحاب ائمه(ع) نمی‌دانیم. پیام تنوع در اصحاب ائمه(ع) وی افزود: آنچه که شما قاطعانه می‌توانید بگویید این است که اصحاب ائمه از نظر فکری بسیار متنوع بودند و اما این که کدام حق است، بحث دیگری است که می‌توان به آن پرداخت. این تنوع در جریان اصحاب برای ما چه پیامی دارد؟ رجال شیخ طوسی و فهرست رجال برقی، اصحاب امام باقر(ع) و دیگر ائمه(ع) را آورده‌‌اند که تیپ‌های مختلف فکری در این میان هستند. پاکتچی ادامه داد: ما از یک سو ظرفیت پدیداری افتراق‌های مختلف به هنگام وفات هر یک از ائمه(ع) ائمه را داریم، همچنین ما می‌توانیم بگوئیم که نصوص خاصه برای اقشاری از شیعه که حجت را در خصوص امام بعدی بیان می‌کند، پنهان بوده است. آنچه قطعا می‌توان گفت این است که ظرفیت پدیداری فرقه‌های مختلف، حتی در میان فرزندان ائمه مانند زید بن‌علی و نزدیک‌ترین اصحاب مانند زرارة بن اعین است. نویسنده کتاب «نقد متن» با بیان اینکه وقتی ما کتب شیعه را نگاه می‌کنیم که فهرست فرق شیعه را ارائه می‌دهند، نکته روشنی وجود دارد، گفت: هر وقتی که یکی از حضرات معصومین(ع) وفات می‌یابند و شیعیان در معرض آن قرار می‌گیرند که بدانند امام کیست، غالبا یک اختلافی در بین‌شان بروز می‌کند، ما این جا با یک وضعیت دو گانه مواجه هستیم. عضو شورای عالی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی افزود: ما یک سوی ذهن‌مان این اختلافات را داریم. برای مثال وقتی امام جعفر صادق(ع) از دنیا رفتند، گروهی که ما نیز از آن جمله هستیم، معتقد شدند امام صادق(ع)، بعد از خود امام موسی کاظم(ع) را نصب کرده‌اند و گروهی معتقد شدند، فرزند بزرگ‌شان عبدالله را انتخاب کرده‌اند، فتحیه معتقد به امامت فرزند ایشان به نام عبدالله شده و برخی گفته‌اند امامت حق محمد، پسر فرزند ارشد ایشان، اسماعیل بود که در زمان حیات‌ امام(ع) فوت کرد. همچنین گروهی گفتند امام صادق(ع) زنده و مهدی موعود است و باید منتظر ظهورشان باشیم و امام بعدیی نداریم. وی تصریح کرد: ما در سوی دیگر ذهن خود این را داریم که لوحی است که از ازل نوشته شده و امامان را معرفی کرده است و حدیث جابر این باور را تایید می‌کند. ما این دو سوی ذهن را در تلاقی هم قرار نمی‌دهیم، اگر قرار بدهیم، به این نتیجه می‌رسیم که این همه حقه‌بازی در میان اصحاب امام صادق(ع) وجود دارد. اما حقه‌بازی باید زمینه داشته باشد، اگر همه چیز معلوم باشد که نباید این همه حقه‌بازی وجود داشته باشد. این سوال می‌تواند پیش بیاید که امام صادق(ع) چگونه شاگردانی تربیت کرده‌اند که پس از وفات‌شان همه فرصت‌طلب شده‌اند و به دنبال این هستند که در موقعیت قدرت باشند. من انکار نمی‌کنم که در میان این افراد کسانی بودند که به دنبال منافع مالی و سیاسی بوده باشند، اما متهم کردن همه اینها نمی‌تواند درست باشد، زیرا برخی از این اصحاب شناخته شده‌اند و نمی‌توان آنها را به راحتی متهم به پی‌جویی منافع مالی و شخصی کرد. عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) ادامه داد: بنابراین می‌توان این فرض کلامی را برای حل این تناقض مطرح کرد که همه شیعه در جریان نصوص انتخاب امام نبوده‌اند و خواص در جریان بودند. مثلا زید بن‌علی‌بن‌حسین که به عنوان فرد طالب دنیا شناخته نشده است و عالمانه شیوه شهادت را انتخاب کرده و با جمعیت کمی با بنی‌امیه درگیر شده است و نمی‌توان گفت او مطامع مادی داشته است. این فرد به چه دلیلی با وجود اینکه امام صادق(ع) او را منع می‌کند، این کار را انجام می‌دهد؟ احتمالا او شیعه اثنی‌عشری به معنایی که ما فکر می‌کنیم نبوده است. درست است که برخی سعی کرده‌اند که زید بن‌علی را شیعه اثنی‌عشری قلمداد کنند و البته این درست به نظر نمی‌رسد. پاکتچی با بیان اینکه ما باید فرض کلامی پنهان بودن نصوص در خصوص تعیین امام(ع) جز برای اقشاری از شیعه را بپذیریم، گفت: در غیر این صورت بخشی از تاریخ شیعه غیرقابل فهم خواهد بود. من ملاک خاصی برای اینکه چه کسانی از نصوص مطلع بودند ندارم و با متدولوژی تاریخی یا رویکرد کلامی به دنبال مشخصات این افراد نیستیم. وقتی فرد لیست این افراد را که نصوص را نمی‌دانند می‌بیند، دادن ملاکی در این زمینه بسیار دشوار است. این دو پرونده تاریخی است که ما باز کرده‌ایم، یعنی طیف‌های متنوعی از اصحاب وجود داشته است و فرقه‌هایی در تشیع به وجود آمده است. نویسنده کتاب «تاریخ حدیث» ادامه داد: یکی از روایات موجود در کتاب کشی که می‌توان آن را به همراه اسناد دیگر تاریخی تایید کرد، روایت می‌کند که در زمان مهدی خلیفه عباسی، او تصمیم گرفت فرق را کنترل کند و شاخه‌ای در استخبارات خود ایجاد کرد که کارش فرقه‌پژوهی بود. فردی به نام ابن‌مقعد مامور فهرست فرقه‌های موجود شد. او وقتی به شیعه می‌رسد از فرقه‌های زراریه، عماریه، یعفوریه، سلیمانیه، جواریقیه یاد می‌‌کند و یونس بن عبدالرحمان(که در دوران امام رضا(ع) زندگی می‌کرده‌ است) در اینجا تعجب می‌کند که از هشام بن‌حکم و اصحاب او سخن به میان نیامده است. از منابع مختلف شواهدی از جمله آثار فخر رازی، شهرستانی و ... مواردی هست که این فرقه‌ها را تایید می‌کند و این فرقه‌ها تخیلی نیستند. در فهرست‌های بعدی، اصحاب هشام بن‌حکم هستند. پیام این مطلب این است که ظرفیتی برای ایجاد فرقه توسط افرادی که همه شاخص‌اند و در راس اصحاب ائمه بوده‌اند، وجود داشته است. وی تصریح کرد: یکی از مسائلی که اینجا مهم است و مدتی برای من مشکل ذهنی ایجاد کرده بود، این است که اظهارات ضد و نقیضی در خصوص یک فرد در مجموعه روایت‌های کشی وجود دارد. اساسا مواجهه ما با تضارب آرا در میان اصحاب ائمه چیست؟ ما تفکرات پاستوریزه‌ای در خصوص اصحاب ائمه داریم. فکر می‌کنیم کسانی که در جلسات امام صادق(ع) بودند، ذهن‌هایی پالوده شده پیدا می‌کردند و چون همه اطلاعات واحدی داشتند، رفتار واحدی پیدا می‌کردند. نگاه ما عموما این طور است که از آنجایی که ائمه نور واحدند، اصحاب ائمه هم نور واحدند و آنچه میان آنها می گذشت گل و بلبل بود، از دیدن هم لذت می‌بردند و هیچ نوع مسئله‌ اختلافی بین آنها وجود نداشت. رجال کشی پر از مسائلی است که بین اصحاب ائمه وجود داشت. عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) افزود: عبد الله جعفر حمایی کتابی دارد که در رجال نجاشی از آن یاد شده است به این نام، «کتاب بین هشام بن الحکم و هشام بن‌سالم فی قیاس و ارواح و جنت و نار» او در این کتاب شروع کرده است به مطالعه تطبیقی دو هشام که از صحابه امام صادق(ع) بودند و اینکه آنها در چهار موضوع با هم اختلاف دارند. من این جا روی شیعه به معنای عام بحث می‌کنم و افرادی مانند ابوحنیفه را در نظر ندارم. کتب دیگری هم وجود دارد که از ردیه برخی از علمای شیعی بر علمای شیعی دیگر حکایت می‌کند. پاکتچی ادامه داد: در دوره‌های بعدی آب کری روی همه اصحاب ریخته شده و طوری بیان شده که انگار همه اصحاب با نمره بیست از دانشگاه امام فارغ‌التحصیل شده‌اند. مجموع این موارد باعث شد که من تحقیقی روی رجال کشی و رجال نجاشی انجام دادم و ثابت کردم که مکاتبی در فقه امامیه وجود داشته است. امامان به دنبال تاسیس فرقه بوده‌اند و یا مدرسه؟ وی با طرح این پرسش که آیا نوع فعالیت مذهب و ائمه‌ای که ما می‌شناسیم به دنبال ساختن یک مدرسه بوده‌اند و یا یک فرقه؟ گفت: ما در عین حال که وقتی درباره امام صادق(ع) صحبت می‌کنیم روی مدرسه و دانشگاه ایشان تاکید ویژه‌ای داریم و قبول داریم که این امام فضایی تعلیمی ایجاد کرده بودند و در گوشه دیگر ذهن‌مان این بزرگوار را به عنوان موسس یک فرقه می‌شناسیم و تصمیم نمی‌گیریم که امامان در پی تاسیس یک مدرسه بودند و یا می‌خواستند فرقه‌ای را بسازند. نویسنده کتاب «تاریخ تفسیر» ادامه داد: ساختن مدرسه با تشکیل یک فرقه ناسازگار است. ما مجموعه‌ای از روایات در کافی و مشکاة الانوار و من لا یحضر الفقیه داریم که حول مفهوم «ادب جعفر» و «جعفری بودن» قابل ارائه است. در این احادیث وقتی حضرت با مخاطبین‌شان صحبت می‌کنند، آنها را به ورع، اجتهاد، عبادت، حسن جوار و مجموعه کارهایی توصیه می‌کنند و می‌فرمایند اگر کسی این کارها را انجام دهد و مردم بگویند این فرد جعفری است، من خوشحال خواهم شد، در حالی که ما از جعفری بودن یک مانیفست در نظر داریم که در واقع چنین نیست. در این احادیث برخی مطالب آمده است که همه مسلمانان قبول دارند و این صفات «ادب جعفر» خوانده شده است. این چارچوب متمایز کننده مذهب جعفری و غیر جعفری نیست و پیام آن این است که کسی جعفری است که مسلمان‌تر است. جعفری بودن نوع خاصی از اسلام نیست، بلکه تنها یک اسلام وجود دارد که اگر فردی مسلمان‌تر باشد، جعفری‌تر است. امام خود را یک تربیت‌کننده و مود‌ّ‌ِب معرفی می‌کنند و مهم است که شاگردان‌شان با مردم درست رفتار کنند و موجب خوشحالی او شوند و این جا صحبت از این نیست که من می‌خواهم افکاری فرقه‌ای را به مخاطب انتقال دهم. از این رو ائمه‌(ع) به دنبال تاسیس مدرسه بوده‌اند و نه فرقه. پاکتچی افزود: در این جا من شما را به احادیثی که به نقل از امام محمد باقر(ع) و امام صادق(ع) ارجاع می‌دهم، شروع این روایات بسیار جالب است که تواضع، خوش رفتاری با همسایگان، فقرا، راستگویی صله رحم خواندن قرآن ذکر، بسیار خداوند و... را توصیه می‌کنند و بیان می‌دارند که کاری کنید که ما بین مردم محبوب باشیم و از ما خشمگین نشوند و کاری کنید که امور قبیح از ما فاصله بگیرند و چیزی خارج از چارچوب آموزه‌های اصلی اسلامی نیست که بتوان گفت تعلیم فرقه‌ای است. شیعه یک فرقه نیست، بلکه مسلمانی است که می‌خواهد بیش از هر مسلمان دیگری مسلمان باشد. عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) ادامه داد: من نمی‌خواهیم بگویم ما روایت فقهی و اعتقادی نداریم، در عین حال وقتی تعبیر جعفری شده است در ذیل روایاتی است که نه فقهی هستند و نه اعتقادی و جایی ندیده‌ام که این تعبیر ذیل یک اعتقاد فقهی و اعتقادی آمده باشد و بگوید جعفری هستیم، چون در اذان قائل به این مطلب هستیم. من نمی‌خواهم همه سابقه خاطرات ۱۴۰۰ سال را نادیده بگیرم، بلکه ما به دنبال مبانی سیره هستیم و اینکه ائمه(ع) چه کار کرده‌اند، نه اینکه تصویری که ما از ائمه داریم، چیست. وی با بیان اینکه ما می‌خواهیم ببینیم امام(ع) وقتی خود را معرفی می‌کند، چگونه معرفی کرده است، گفت: امام می‌توانست شیعه را از غیرشیعه در این مباحث متمایز بکند اما نکرده است. آن چه از این روایات بر می‌آید این است که ائمه خود را امام شیعه اثنی عشری نمی‌دانستند بلکه خود را امام همه مسلمانان می‌دانستند و شاگردان‌شان به اندازه ظرفیت خود از امام(ع) استفاده می‌کردند و به این خاطر است که همه مسلمانان را به عنوان مخاطب پذیرفته‌اند. ائمه آن وظیفه‌ای را که روی زمین ادا کردند، این نبود که خود را امام یک گروه بسته بدانند و بگویند ما کاری به بقیه نداریم و آنچه به خوبی این را نشان می‌دهد تنوع اصحاب امامان است و اینکه انواع آدم‌های مختلف در صف شاگردان‌شان بودند. ابن شهاب‌ زهری که از علمای اهل سنت است به محفل امام(ع) راه می‌یابد و این طور نیست که امام بگوید چون تو در گروه ما قرار نداری، نمی‌توانی به کلاس ما بیایی و یک سری اعتقادات شرط ورود به کلاس ائمه نبوده است. عضو شورای عالی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی افزود: مسئله مهم دیگر که روایات زیادی در خصوص آن وجود دارد، مفهوم تخاصم است. ائمه(ع) در روایات مختلفی متخاصمین را در کنار کذابین قرار داده و افراد را از تخاصم در عقاید دینی بر حذر داشته‌اند. زمانی وجود دارد که فردی به دنبال تعلیم است و زمانی فردی به دنبال دعواست و این دو را باید از هم جدا کرد. زمانی فردی از سران خوارج دم به ساعت سوال می‌کرد، امام علی(ع) نگفت که این فرد مزاحم را بیرون کنید، در حالی که همه عبدالله بن کواع را به عنوان بزرگ گروه خوارج می‌شناختند. حضرت می‌فرمایند، کواع از روی لجبازی سوال نکن، اگر نمی‌دانی سوالت را بپرس. این اصل مهمی است که ائمه(ع) روی این موضوع تاکید داشتند، مفهوم تخاصم مفهوم نکوهش شده‌ای در روایات ماست، حتی اگر فردی از روی حق هم مخاصمه کرد، مذموم است. وقتی یک خصم در مقابل خصم دیگر قرار می‌گیرد، توافقی وجود نخواهد داشت، از این رو هر مناظره‌ای تخاصم نیست، اما اگر مسیرها از هم جدا شده باشد و بر سر آن بحث شود، کار به مخاصمه خواهد رسید. مناظره باید بدون مرزبندی خصمانه باشد. در روایات مرتبا اصحاب تخاصم در کنار مکذبین قرار می‌گیرند و در روایاتی داریم که می‌گویند دو گروه به ما ضربه زده‌اند، مکذبین و مخاصمین. مخاصمین پیام ائمه را به جای این‌که مدرسه بدانند، آن را به عنوان فرقه معرفی کرده‌اند و به نظر من ائمه با آن مخالف بوده‌اند. پاکتچی ادامه داد: البته برخی از روایت در خصوص برخوردهای خشونت‌بار ائمه برای مثال در خصوص غالی‌ها داریم، یا برخی از روایات که برخی در خصوص امام ناسزا می‌گویند که امام دستور قتل می‌دهد، اما ما باید به عنوان پیروان ائمه به این روایات رویکرد انتقادی داشته باشیم. نگاهی محققانه مانند علامه عسکری، در خصوص روایات خشونت بار با غلاة داشته است و می‌گوید این روایات غیر قابل اعتماد هستند. وی تصریح کرد: نگاه به خود ائمه و تعالیم‌شان نشان می‌دهد که ایشان خشونت بار نبوده‌اند و بهترین شاهدش این است که امام علی(ع) در نسبت با خوارج رفتار خشونت بار ندارد. این سوال مطرح است که چه کسی این روایات را به وجود آورده است؟ با نگاهی تاریخی به نظر می‌رسد اینکه تفکر ما از مدرسه به سمت فرقه رفته است، این روایات را ایجاد کرده است. ما مدرسه ائمه را به فرقه ائمه تبدیل کرده‌ایم و در فرقه باید با دیگران تمایزات قاطع وجود داشته باشد، وقتی این رفتار را در خصوص ائمه نمی‌بینیم، روایت‌سازی‌هایی کرده‌ایم که چنین جایگاهی را به ایشان بدهیم و اینها مصداقی از تحریف است. این روایت‌ها قابل اعتماد نیستند و می‌توان نشان دهد که اصل روایت چیست و چرا به چنین صورتی تغییر کرده است. ائمه(ع) به دنبال طیف‌بندی هستند نه قطب‌بندی عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با طرح این پرسش که آیا روایات در خصوص مواجهه اهل بیت(ع) با جریانات مختلف شیعی به دنبال قطب‌بندی هستند و یا ارائه نظام طیفی هستند؟ گفت: در نظام فرقه‌ای فضا دوقطبی است، فردی باید به یکی از دو قطب متقابل معتقد باشد، دراین نظام‌ها چیزی به نام طیف رنگی وجود ندارد و افراد یا متعلق به سفیدی و یا سیاهی هستند و حالت وسطی وجود ندارد. نظام‌های طیفی در مقابل نظام‌های دوقطبی هستند و در حد فاصل دو حد، نقاط مختلفی وجود دارد و تفاوت‌ها تدریجی هستند و نه قاطع. پاکتچی ادامه داد: فرض کنید آدمی بتواند مدت‌های طولانی در فضای دینی در بالاترین شاخصه زندگی کند و ناگهان به بخش جهنمی منتقل شده و ضد‌دین شود یا عکس این حالت. فرض کنید فردی مانند حر از یک وضعیت ضددینی، ناگهان به وضعیت دینی می‌آید. این‌ها حاصل فضای دوقطبی است که در آن حالت سومی وجود ندارد. اعتقاد به نظام دوقطبی مانع از این است که ما معتقد باشیم که حر از اول فرد خوبی بوده است و در زمانی که باید انتخاب کند، انتخاب درست را انجام می‌دهد. ما در عصر خودمان هم با این وضعیت مواجه هستیم که فردی یک عمر در صف اولیا و یا اشقیاست و ناگهان به صف مقابل پیوسته است. عضو شورای عالی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی تصریح کرد: تفاوت نظام‌های دوقطبی و نظام‌های طیفی این است که قطب‌ها بر اساس نظام آری و نه در خصوص یک معیار تشکیل می‌شوند. نظام تابعیت در جمهوری اسلامی قطبی است و ملاکی وجود دارد که یا مثبت است و یا منفی و این تابعیت ایرانی را تعیین می‌کند و اگر وجود نداشته باشد، فرد ایرانی نیست، حتی اگر عوامل دیگری وجود داشته باشد که او بتواند ایرانی باشد. در خصوص پیری و جوانی ما یک ملاک برای تعیین آن نداریم. الگوهای پیری و جوانی طیفی هستند و می‌توان گفت چه کسی با اطمینان جوان خوانده شود. می‌توان گفت حتما یک فرد ۱۸ ساله جوان است، اما آیا با اطمینان می‌توان گفت که یک فرد ۴۰ ساله جوان است؟ در نظام طیفی، خط تمایز قاطعی وجود ندارد، اما حدی وجود دارد که کف پیوستار یک است. پاکتچی ادامه داد: باید دید رفتار ائمه با شیعه مبتنی بر نظام قطبی است و یا طیفی؟ در اینجا روایاتی وجود دارد که بسیار مهم هستند. در روایاتی داریم که برای مثلا امام علی(ع) می‌فرماید: «هَلَكَ فِيَّ رَجُلَانِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَال» این روایات در منابع اهل سنت و شیعه وجود دارد که دو نفر می توان در ارتباط با ائمه هالک شود، دوستداری که به حد غلو رسیده و کس که به حدی بغض دارد که به حد قهر و قطع رابطه رسیده است. دو حد مشخص شده و دو گونه فرد افراطی معرفی شده است و اگر بخواهیم تحلیلی داشته باشیم، مبغض شیعه نیست و ناصبی است که گروهی تندرو در بین غیرشیعه که دشمنی بسیار افراطی با ائمه(ع) در حد بغض دارند که با ایشان برخورد کرده‌اند که امکان پیدا کردن‌شان هم بسیار دشوار است. عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) افزود: نقطه مقابل غلات، بیرون از فرهنگ شیعی است و ناصبی است که جایگاه آن در نقطه افراط در فرهنگ اهل سنت است. دنیای شیعه و اهل سنت، در این مدل یک پیوستار است و دنیای شیعه درون خود، به طریق اولی یک پیوستار است. تعریف ائمه از شیعه بین‌الحدینی است که افراطی نبودن خصوصیت آن است، به همان اندازه که شیعیان غیرغالی، غیرهالک‌اند، اهل سنت غیرناصبی هم غیرهالک‌اند. با در نظر گرفتن این که تمام شیعه غیرغالی و افراطی داخل بین الحدین غیرهالک قرار می‌گیرد، درون شیعه نیز پیوستاری وجود دارد و مرزبندیی درون شیعه انجام نشده است. وی تصریح کرد: حدیث دیگری داریم که فردی به خدمت امام علی(ع) آمد و خیلی چاپلوسی کرد که امام علی(ع) به او گفت من دون آن هستم که تو می‌گویی و فوق چیزی هستم که در دل تو است. این روایت را دو جور و بر اساس سطر سیاه و سفید می‌توان خواند. بر اساس سطر سیاه چنین است که فردی به امام علی بغض دارد، در ظاهر زبان به مدح می‌گشاید و حضرت این رفتار غیر اخلاقی را محکوم می‌کنند، اما در عین حال این روایت حرف دیگری هم دارد و آن این است که فوق ما فی نفسک، یعنی کسی که من از تو بدم می‌آید، من فوق آن هستم، اما حرف‌هایی که می‌زنی، زیاده روی است و تو نباید این قدر زیاده‌روی کنی. مقداری می‌توان این را گذاشت بر حساب تواضع و قسمتی را می‌توان گذاشت به حساب آموزش حد تعادل. اگر فردی بخواهد سالم باشد و واقعا در مسیر آموزه‌های امیرمومنان(ع) عمل کند و مخلصی باشد و نه فردی مغرضی؛ آیا تعاریفش درست خواهد بود؟ به نظر می‌رسد که این روایت آموزش یک قاعده در موازین توازن در حد امام است که فرد دچار غلو نشود. چه این فرد مبغض باشد و چه غالی باشد، باید بین حدین باشد. صدها و صدها روایت در باب منزلت معصومین است که هشدار داده‌اند که این مسیری که می‌روید غلو است و این حرف‌هایی که می‌زنید، نباید بزنید. ائمه(ع) به دنبال ایجاد جامعه باز بوده‌اند پاکتچی افزود: من بحث دو مدل نظام قطبی و طیفی را و اینکه شکل‌گیری یک جامعه بر اساس کدام باید انجام شود، پایه‌ای قرار داده‌ام برای اینکه وارد بحث تئوری‌ها شوم. مطرح کردن تئوری‌ها در این زمینه از باب غرب‌زدگی و یا قرار دادن مباحث اسلامی در چارچوب غربی نیست، بلکه به این منظور است که این مباحث برای افرادی که بیرون از جامعه ما هستند هم قابل فهم باشد. عضو شورای عالی مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی ادامه داد: در این جا من از اصطلاح جامعه باز استفاده می‌کنم. معمولا ایرانیان این اصطلاح را با کارل پوپر می‌شناسند، من درباره جامعه باز هنری برگسون حرف می‌زنم که با آنچه پوپر گفته است، فرق می‌کند. برگسون این اصطلاح را در جامعه‌شناسی دین به کار برده است. پاکتچی افزود: هانری برگسون(۱۸۵۹-۱۹۴۱) در کتاب دو منبع اخلاق و دین، نسبت این دو را بررسی می‌کند و اصطلاح جامعه باز را در این کتاب طرح کرده است. برگسون در معرفی جامعه باز چند نکته را معرفی می‌کند. جامعه باز در مقابل جامع بسته است که از نظر او این جامعه یک جامع بسته به مثابه سیستم بسته از حیث قانون و دین است که یک نظام دینی یا قانونی بر آن حکفرماست و منظور برگسون در واقع این است که جامعه بسته، جامعه قطبی است. بنابراین در جامعه بسته یک گروه تابع دین و قانون و بقیه بی‌دین و قانون‌شکن‌اند. در این شرایط رابطه جامعه و بیرون خود یک رابطه قاطع و بسته است، برای مثال ما به دلیل اینکه از پدر و مادر ایرانی متولد شده‌ایم، ایرانی هستیم و اگر کسی این ویژگی را نداشته باشد، چنین افتخاری ندارد و هیچ راهی نیست که کسی ایرانی شود و به صورت عادی فردی یا ایرانی است و یا ایرانی نیست و تمایز جامعه ایرانی از جامعه غیرایرانی قاطع و ایستاست. جامعه بسته حد وسطی با بیرون ندارد. برگسون معتقد است در جامعه بسته، شمول یا اخراج افراد به صورت قاطع و ایستاست، یعنی امکان تغییر ندارد. عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) با بیان اینکه در مقابل جامعه بسته، جامعه باز پویا و گراینده به آرمان کیهان‌گرایی اخلاقی است، گفت: مراد از پویایی امکان تغییر وضعیت‌هاست. مراد از کیهان‌گرایی اخلاقی آن است که جامعه باز بر اساس یک آرمان طیف‌بندی می‌شود و هر مقدار اعضا به آرمان اخلاقی نزدیک‌تر باشند، بیشتر عضوند و جامعه ذومنازل است. وی تصریح کرد: علت طرح بحث جامعه باز برگسون آن است که بحث برگسون در خصوص جامعه‌های دینی است. برای بنده به عنوان پژوهشگر این سوال وجود داشت که جامعه پیروان که امام صادق(ع) و ائمه قبلی و بعدی در حال ایجاد آن هستند، آیا در معنای برگسونی جامعه‌ای باز بود یا بسته؟ آیا ائمه می‌خواستند اعضائی را ایجاد کنند که دور جامعه و درها را ببندند؟ یا نه هر کسی که به آرمان امام نزدیک‌تر بود، جعفری‌تر است و ما می‌توانیم طیفی از جعفری‌ها را داشته باشد. با توجه به آنچه در خصوص آن گفتیم که ائمه به دنبال ساختن مدرسه بودند و نه فرقه، می‌توان گفت که ایشان به دنبال جامعه باز بودند و نه جامعه بسته. ائمه(ع) به دنبال تاسیس جامعه بودند و نه جماعت پاکتچی افزود: یکی از بحث‌هایی که من می‌خواهم مقداری از آن استفاده کنم، بحث جامعه‌شناسی دیگر در آلمان به نام فردینان تونیس (۱۸۵۵-۱۹۳۶) است. او دو گونه گروه‌بندی اجتماعی را مطرح کرده است. انسان‌ها وقتی یک جمعی را شکل می‌دهند به دو شکل این کار را انجام می‌دهند که یکی جماعت ( در آلمانیGemeinschaft در انگلیسی Community) و دیگری جامعه ( در آلمانی Gesellschaft و در انگلیسیSociety) خوانده می‌شود. تونیس معتقد است که انسان‌ها در جماعت در یک حالت ناخودآگاه دور هم جمع می‌شوند و در جامعه به صورت ارادی. وی ادامه داد: این طور نیست که در عالم زر قبل از تولد یک منو جلوی من گذاشته شود و از من بپرسند در کدام یکی از کشورها می‌خواهی متولد بشوی و من بگویم اوگاندا. من پس از تولد و رشد در جریان قرار گرفته‌ام که ایرانی هستم. خانواده هم این چنین است. برای مثال من آذربایجانی، کرد و لر بودنم را انتخاب نکرده‌ام. من به صورت ارادی ایرانی و آذربایجانی نشده‌ام، اما زمانی هست که ما تصمیم می‌گیریم که عضو جمعی بشویم. فرض کنید من پس از فارغ‌التحصیل شدنم وارد هیئت علمی خاص یک دانشگاه با انتخاب خودم می‌شوم. این دو با هم فرق می‌کند، تونیس با جدا کردن این دو نوع تجمع و گرد هم‌آمدن، می‌گوید در اولی اراده جوهری وجود دارد و دومی اراده اختیاری، اولی یعنی اراده‌ای که فرد در طبیعت خود حمل می‌کند. عضو شورای عالی مرکز دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی تصریح کرد: وقتی امر جوهری وجود دارد، ما با نوعی هم‌باوری سر و کار داریم که انسان‌ها در این وضعیت باورهای مشترکی دارند، مانند حب وطن که انسان‌ها آن را حمل می‌کنند و اگر نکنند کیان جامعه با خطر مواجه می‌شود، اما در امر اختیاری همراهی و همسایگی مهم است و این که انسان در فرایند کار مشترک ارتباطی همراه و در همسایگی هم پیدا می‌کنند. در یک جماعت مانند یهود به صورت ارثی انتقال می‌یابد که همسایگی در آن اهمیت ندارد، بلکه هم‌باوری وجود ندارد و یهودیان در هر جای دنیا باشند، نسبت به هم حس مشترک دارند. پاکتچی ادامه داد: آنچه من به تونیس اضافه می‌کنم، نگاه تاریخی است. جماعت‌های متعدد می‌توانند با یک اراده خودآگاه به جامعه واحد تبدیل شوند و بعد از مدتی این فراموش می‌شود و اینکه چگونه این اتفاق افتاده است در یاد نمی‌ماند و بر عکس یک جمع دچار از هم‌گسیختگی می‌شود و افراد فراموش می‌کنند که ما جماعت واحدی بوده‌اند. تونیس فراموش کرده است که این دو جمع می‌تواند به هم تبدیل شود. زمانی در ایران باستان مادها و پارت‌ها دو جماعت جدا از هم و رقیب بودند، مجموعه‌ای از رویداد‌ها اتفاق افتاد که ایران ایجاد شد و دیگر کسی یادش نمی‌آید که چه کسی مادی و چه کسی پارتی بوده است. بسیار از فامیل‌ها در ایران تمیمی، شیبانی و خزائلی هستند که مربوط به جماعت‌های عرب‌اند و در دوره فتوحات به ایران آمده و با ایرانیان تضاد داشتند، اما بعد از مدتی تمام این تمیمی، شیبانی، خزائی و انصاری‌ها فارسی حرف می‌زنند و یادشان رفته است که عرب بودند، این یک تغییر است. عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) افزود: آن چه در عصر ائمه شکل گرفت، جماعت مبتنی بر اراده ناخودآگاه بود، یا جامعه مبتنی بر اراده اختیاری. وقتی پیامبر(ص) دین اسلام را آورد جماعتی که در عربستان بود و مبنایش بت‌پرستی بود گفتند پیامبر دین جدید را آورد تا شکافی در جامعه ما ایجاد کند و افرادی که اسلام می‌آوردند، خودشان به اسلام می‌پیوستند و آگاهی پیدا می‌کردند از جمله سلمان، عمار و مقداد و .... این افراد آگاهی می‌یافتند و به هر دلیلی متقاعد می‌شدند اسلام دین بر حق است و هیچ امر ژنتیک و ارثی وجود نداشت و این معارضین بودند که جماعت بودند و مبتنی بر اراده جوهری. همین طور فرد خودش انتخاب می‌کرد که شیعه علی(ع) باشد و ارزشش هم به همین بود. پاکتچی ادامه داد: بنده‌ای که در یک خانواده شیعه اثنی‌عشریِ جد اندر جد شیعه متولد شده‌ام و در واقع هم مذهب خود را حق می‌دانم، هنری نکرد‌ه‌ام در شیعه بودنم و شانس آورده‌ام و در جامعه‌ای متولد شده‌ام که شرایط برای استبصار بنده فراهم بوده است، اگر در اوگاندا متولد شده بودم، شاید این شرایط وجود نداشت. در زمان امیرالمومنین(ع) فرد راه امیرالمومنین(ع) را انتخاب می‌کرد و حاضر بود و بیاد با ایشان را همراهی کند و هزینه بپردازد، امکان شهادت و از دست دادن امکانات اجتماع برای او بالا بود. وی تصریح کرد: من می‌خواهم اول دو حساب را از هم جدا کنم. امروز وقتی ما در خصوص شیعه صحبت می‌کنیم، باید قبول کنیم شیعه برای ما حکم یک جماعت را دارد و هنوز هم شرایطی وجود دارد که افرادی مستبصر می‌شوند و شیعه را قبول می کنند، اما اگر جمع شیعه را یک جماعت تشکیل می‌دهند، شیعه و شیعه‌زاده و نواده شیعه و جد‌اندرجد شیعه را داریم و شیعه بودن برای افراد بسیاری انتخابی نیست. اینجا مشکل پژوهشی که ایجاد می‌شود این است که نباید فکر کرد این جماعت از اول جماعت بوده است. جماعت یک رفتار و جامعه یک رفتار دیگری دارد و در عهد امیرالمومنین(ع) شیعه یک جامعه بوده است و این تطور جامعه به جماعت را باید مطالعه کرد، تا این جا مورد بحث ما نیست و ما می‌خواهیم دوره حضور ائمه را از نظر جماعت و جامعه بودن، بررسی کنیم. عضو شورای عالی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ادامه داد: تقریبا روشن است که جماعت شیعه شکل گرفته است، اما سوال جدی این است که آیا ما در زمان امام صادق(ع) و امام رضا(ع) جماعت شیعه داشته‌ایم؟ چقدر ائمه از جماعت شدن شیعه استقبال کرده‌اند؟ آیا ائمه به دنبال جماعت شیعه بودند و یا جامعه شیعه؟ این سوال بسیار مهم است و من اکنون به آن پاسخ نمی‌دهم و پژوهش زیادی باید در این خصوص انجام شود. یک امام اگر بخواهد جامعه بسازد، چه کار باید بکند و اگر بخواهد جماعت بسازد چه کار باید بکند؟ عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) افزود: شما وقتی از جامعه به سمت جماعت می‌روید، در نسل اول افراد انتخاب کرده‌اند اما در فرزندان این ارثی می‌شود. استقبال از شیعه چه معنایی می‌توانست داشته باشد؟ به این معنا که جمع را ببندید و وضعیت اعضا و بیرون جامعه را روشن کنید و در مرزهای جماعت زندگی کنید و نظام را قطبی کنید. رفتن از جامعه به سمت جماعت، نیازمند قطبی کردن بود. آیا ائمه(ع) به سمت قطبی کردن رفتند؟ پاکتچی با بیان اینکه بیایید خود را در جای شیعیان زمان امام رضا(ع) بگذارم، گفت: ما احساس می‌کنیم مامون و جماعت عامه و به قول ما اهل سنت، امام ما را مصادره کرده‌اند، یعنی چه بیعت امام با خلیفه؟! برای همین اوقات ما تلخ می‌شود که خلیفه امام را مصادره کرده است که بتواند پایه‌های حکومت خود را تحکیم کند و برای چه امام ما را به خراسان برده‌اند و فکر می‌‌کردیم چه خوب بود امام ما در کنار ما زندگی می‌کرد. اینجا جالب است بگویم که به غیر از حضور امام علی(ع) در کوفه، هیچ کدام از امامان ما در این شهر که مرکز شیعیان است، زندگی نکرده‌اند. اگر امامان ما می‌خواستند جماعت شیعه را ایجاد کنند، باید به کوفه می‌رفتند. وقتی امام در مدینه است و جامعه در کوفه، جامعه شما باز است و شمایی که بیشترین نیاز را دارید، امام در دسترس شما نیست و حالا کار بسیار دشوار شده است. امام رضا(ع) در معرض جامعه غیرشیعی است و به آن اعتبار داده می‌شود، آنجا مناظره می‌کنند و ... ما احساساتی می‌شویم و فکر می‌کنیم خیلی اتفاق بدی می‌افتد، نگاه ما نگاه اکراه است و همه‌اش دنبال آن هستیم که چه تهدیدی امام رضا(ع) را کرده‌اند که او از مدینه به مرو رفته است. مگر چقدر در مدینه آدم داشته‌اند که چنین تهدیدی را بکنند که امام(ع) چند هزار کیلومتر را به مرو برود؟ آیا تهدید این بوده است که تمام شیعیان را می‌کشیم؟ تمام اهل بیت را می‌کشیم؟ وی افزود: ما در صفحات تاریخ این تهدید را نمی‌بینیم و نمی‌دانیم برای چه باید امام رضا(ع) این کار را انجام دهد. در حالی که ایشان به موضوع به صورت دیگری نگاه می‌کنند، امام(ع) می‌گویند من امام همه مسلمین هستم و کاری را انجام می‌دهم که به نفع همه مسلمین باشد و با استدلالاتی ولایت عهدی را قبول می‌کنند. مسیر مدینه به مرو چنان بود که خطر‌ناک‌تر از ماندن در مدینه بود و دشمنان مامون چنان زیاد بودند که می‌توانستند در این مسیر جان امام(ع) را به خطر بیندازند. پاکتچی ادامه داد: در مشهد خواجه اباسعد است که از یاران امام(ع) است، اما او از عامه است و نه شیعه، چرا امام ایشان را دور خود جذب کرده است؟ چرا در طول تاریخ ترکمن‌های حنفی به زیارت امام رضا(ع) رفته‌اند؟ عبیدالله‌خان ازبک وقتی به ایران حمله می‌کند، به زیارت امام رضا می‌رود. اتفاقاتی چنین وجود دارد که نشان می‌دهد امام(ع) کارکردهای دیگری داشتند و حالا دور از علاقه‌مندان‌شان قرار گرفته‌اند. امام(ع) نه تنها دنبال نجات خود نبوده، بلکه به دنبال آن بوده است که کاری را برای هدفی بالاتر انجام دهد و این سفر در راستای این هدف بوده است. این خیلی مهم است که ما توجه داشته باشیم که ایشان به دنبال ساختن جامعه بوده و یا جماعت. فردی مانند اباسعد جذب امام(ع) می‌شود و این برای امام مهم است چون فردی از مسلمانان به خورشید حق نزدیک شده است. با نگاه جماعت‌محور امام نباید با اباسعد کاری داشته باشد. امام(ع) خود می‌خواست به کل مسلمانان خدمت کنند. ائمه(ع) به جامعه بسته معتقد نبوده‌اند و مخاطب‌شان تنها شیعیان نبوده است. از این رو توجه به رفتارهای ائمه(ع) بسیار مهم است. عضو شورای عالی مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی تصریح کرد: اکنون شاید راحت‌تر بتوان گفت ائمه به دنبال مدرسه‌سازی و جامعه بودند و نه فرقه‌سازی و جماعت. امام نمی‌خواستند بین شاگردان‌شان خوب و بد ایجاد کنند. نمونه خوبی که می‌توان گفت این است که برخی از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نسب شیعی ندارند و این افراد در بین نزدیک‌ترین یاران ائمه کم نیستند. پدر هشام بن حکم شیعه نبوده است و حال این که او از برجسته‌ترین متکلمین شیعه است. او با اراده خود شیعه شده و شیعه شدن‌اش ارثی نیست و با مطالعه شیعه شده است. نکته‌ای که کمتر به آن توجه می‌کنیم این است که پدری هشام روی او اسمی گذاشته است که نام یکی از خلفای ضد اهل بیت و اموی بوده است از این رو پدر هشام گرایش اموی و ضد شیعی داشته است. تفاوت جامعه و جماعت در پویش درونی و بیرونی وی افزود: اگر ما بخواهیم جامعه و جماعت را از نظر پویش مقایسه کنیم، باید بگوییم که هر جمعی یک پویش درونی یعنی ارتباطاتی در درون جمع و یک پویش بیرونی یعنی ارتباطاتی با بیرون جمع دارد. در جامعه مرکز و حاشیه به اندازه اصل تجمع، توافقی و قراردادی است، یعنی فردی در نهادی وارد می‌شود و به همان اندازه که آن‌جا را انتخاب کرده، تصمیم گرفته است به چه میزانی آنجا فعالیت داشته باشد، در حالی که در جماعت مرکز و حاشیه تاریخی و آموختنی است، اساس اینکه چقدر وسط میدان هستی و یا نیستی هم وراثتی است. برای مثال فردی که در بغداد، نجف و سلیمانیه در زمان صدام حسین زندگی می‌کند، از نظر وراثتی عراقی است اما کسی که در بغداد است، احساس می‌کند خیلی عراقی است، اما کسی که در سلیمانیه و نجف است، احساس نمی‌کند که به اندازه بغدادی عراقی باشد و به بازی گرفته شود، از این رو اینکه یک فرد چه میزان در بازی یک جماعت هست، وراثتی است. پاکتچی ادامه داد: در پویش بیرونی در جامعه، دیگری بر اساس خروج از توافق و قرارداد شناخته می‌شود، تغییر توافق می‌تواند منجر به خودسازی یا دیگرسازی شود، در حالی که در جماعت دیگری تاریخی و آموختنی است و تغییر آن نیز تنها در فرایند تاریخی صورت می‌پذیرد. عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) افزود: در بحث خودمان اگر به سراغ پویش درونی برویم، باید ببینم چه مرکز و حاشیه‌ای وجود دارد. امروز برای ما مسائل بسیار مهم است، ما امروز شیعه اثنی عشری داریم که جریان شیخی در آن حاشیه است و این کاملا تعریف شده است، اما در عصر معصومین که شیعه هنوز به صورت جامعه رفتار می‌کند، مرکز و حاشیه بر اساس اصول قطبی تعریف نمی‌شود و بر اساس میزان همراهی و توافق روی می‌دهد و معنی دیگر دارد. ما با معیار امروز دقیقا نمی‌توانیم تشخیص دهیم فردی در آن زمان چه کاره بوده است. اگر قرار باشد امروز تیغه جراحی را به دست بگیریم و تمام افرادی که شیعه امامیه شناخته نمی‌شوند را نفی کنیم، خیلی وضع خراب می‌شود و طیف قابل ملاحظه‌ای از روایات را از دست می‌دهیم. شیعه بدون زراره، ابن عقده حمدانی، کمیل بن زیاد، نینوایی و ... که بسیاری از متون ما توسط این افراد منتقل شده است که امامیه نبوده‌اند، چه شکلی خواهد داشت؟ اگر بنا بر حذف این‌ها باشد، میراث ما شرحه شرحه شده، به پدیده‌ای گسسته بدل می‌شود. خیلی از روات حدیث ما، به معنای اصطلاحی زیدی هستند. وی تصریح کرد: نگاه امروز نگاه جماعت محور است، اگر کسی در این استاندارد باشد خودی است و اگر نباشد غیر خودی، دیگر فرقی نمی‌دهیم که فرد ناصبی باشد و یا شیعه زیدی. ما می‌بینیم در مقطعی که زید قیام کرد، برخی از اصحاب امام صادق(ع) که ایشان را به معنایی که ما امام می‌دانیم، امام می‌دانستند، با این نگاه که حضرت حضور در جریان زید را نفی نکرده‌اند، در این قیام پیوستند و شهید شدند. فرد خود مشارکت را انتخاب می‌کرد. عضو شورای عالی مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی با بیان اینکه در جماعت همه چیز غیرقابل انعطاف و سفت است و ما نمی‌توانیم و این امکان وجود ندارد که ساختارها تغییر کند، گفت: در یک دوره‌ای مثل زمان سید‌مرتضی بحثی مطرح شد که به اهل سنت فشار بیاوریم که شیعه امامیه را به عنوان یکی از مذاهب رسمی قبول کنند. گیرم که این اتفاق افتاد و اهل سنت بپذیرند، چه پویش خارجی از جانب ما ممکن است و آیا تغییری در موضع ما نسبت به آنها روی می دهد، نه. من همیشه طرفدار تقریب بین مذاهب هستم، اما باید واقعیت را پذیرفت، در مواضع ما تغییری با این کار روی نمی‌دهد. اگر افرادی با اراده خود کارهایی انجام بدهند، مانند کوشش های مرحوم بروجردی، عملا به سرانجام نمی‌رسد. پاکتچی در پایان گفت: مرکز دو فرهنگ قادر به گفتگوی مستقیم با هم نیستند و فاصله حداکثری با هم دارند و هر دو بر پایه باطل انگاری دیگر وجود دارند و حاشیه‌ها در گفتگو موثرند. دو جامعه به راحتی می‌توانند با هم گفتگو کنند و در دو جماعت تنها حاشیه‌ها می‌توانند گفتگو کنند. در سیره ائمه توجه به این هست و ایشان از چند لایه بودن جامعه شیعه سود واقعی را برده‌اند و افرادی که ممکن بود در نگاه اول دور از مرکز به نظر برسند و آنقدر که ما انتظار داریم شیعه پر حرارتی نیستند، افراد بسیار موثری در برقراری ارتباط جامعه شیعه با بیرون خود بودند و ائمه نسبت به این مسئله تفطن داشتند و می‌دانستند که اگر جامعه را بدل به جامعه بسته کنند، امکان حیات جامعه را از بین می‌برند و در زندگی تک تک ائمه(ع) می‌توان این موارد را نشان داد. ]]> فرهنگ Sat, 24 Feb 2018 07:44:42 GMT http://deabel.org/vdcivqap.t1aru2bcct.html انجام عملیات عمرانی در باب القبله حرم مطهر عباسی http://deabel.org/vdchq-nx.23nivdftt2.html این پروژه تلفیقی است از میراث هنری ماندگار و اجرای عملیات عمرانی به شیوه‌های نوین که چشم هر بیننده‌ای را می‌نوازد. این پروژه خود به تنهایی یکی از زیباترین عملیات‌های عمرانی حرم مطهر به شمار می‌رود. مهندس ضیاء مجید الصائغ مدیر قسمت پروژه‌های مهندسی حرم مطهر و ناظر اجرای این پروژه در گفت‌وگو با خبرنگار شبکه جهانی الکفیل گفت: عملیات اجرای کاشی کاری و اجرای نقوش اسلامی باب‌القبله حرم مطهر حضرت عباس (ع) با وجود نیاز به دقت بالا در مراحل مختلف اجرا پیشرفت چشمگیری داشته است و این پروژه بخشی از پروژه طرح توسعه حرم مطهر و تسقیف آن به شمار می‌رود. وی در ادامه از اتمام مراحل ذیل این عملیات عمرانی خبر داد:     - اتمام اجرای طاق‌های ورودی حرم مطهر از سمت باب‌القبله به تعداد شش طاق بزرگ که درون کادری کاشی‌کاری شده با کاشی کربلائی قرار گرفته‌اند. بر فراز این طاق‌ها سه طاق دیگر ساخته شده است که در داخل آن‌ها نوارهای کاشی‌کاری شده و کتیبه قرآنی وجود دارد.     - پایان عملیات کاشی‌کاری داخل طاق‌ها با کاشی کربلائی منبت و معرق کاری شده با طلا. این نوع کاشی برای اولین بار در ورودی‌های حرم مطهر استفاده می‌شود.     - اتمام نصب سازه‌های فلزی مربوط به نقوش، مقرنس‌ها و گنبدهای طرح.     - انجام بخشی از عملیات نصب مقرنس‌های طرح.     - کاشی‌کاری روی مقرنس‌های طرح. الصائغ در پایان از انجام فعالیت‌های دیگری مرتبط با این پروژه به صورت موازی خبر داد. لازم به ذکر است پروژه باب‌القبله حرم مطهر حضرت عباس (ع) در قالب پروژه طرح توسعه و تسقیف حرم مطهر تعریف گردیده است. پروژه درب‌های حرم مطهر از لحاظ طرح و نقش‌ها نسبت به قبل بسیار متمایز و ویژه است و ظرفیت بیشتری برای پذیرش زائر خواهد داشت.       ]]> جامعه Sat, 24 Feb 2018 07:29:40 GMT http://deabel.org/vdchq-nx.23nivdftt2.html ثبت نام قطعی در کاروان‌های عتبات نوروزی از دوشنبه آغاز می‌شود http://deabel.org/vdcg339w.ak9xz4prra.html پایگاه تخصصی امام حسین کرب و بلا:سازمان حج و زیارت اعلام کرد ثبت نام قطعی در کاروان‌های عتبات نوروزی از دوشنبه آغاز می‌شود. به گزارش خبرنگار پایگاه تخصصی امام حسین کرب وبلا: سازمان حج و زیارت اعلام کرد ثبت نام قطعی در کاروان‌های عتبات نوروزی از دوشنبه آغاز می‌شود.  بر اساس اطلاعیه روابط عمومی سازمان حج و زیارت زمان ثبت نام قطعی در کاروان‌های عتبات نوروزی به شرح ذیل می‌باشد: - اولویت‌های ( ۱ و ۲ ) از ساعت ۹ صبح روز دوشنبه ۹۶/۱۲/۰۷ - اولویت‌های ( ۳ و ۴) از ساعت ۱۰ صبح روز دوشنبه ۹۶/۱۲/۰۷ - اولویت ( ۵ و ۶) از ساعت ۱۱ صبح روز دوشنبه ۹۶/۱۲/۰۷ - اولویت (۷) از ساعت ۱۳ روز دوشنبه ۹۶/۱۲/۰۷ - اولویت (۸) از ساعت ۱۴ روز دوشنبه ۹۶/۱۲/۰۷ - اولویت (۹) از ساعت ۱۵ روز دوشنبه ۹۶/۱۲/۰۷ - اولویت (۱۰ ) از ساعت ۱۶ روز دوشنبه ۹۶/۱۲/۰۷ - اولویت (۱۱ ) از ساعت ۱۷ روز دوشنبه ۹۶/۱۲/۰۷ پذیرفته شدگان قرعه کشی پیش ثبت نام اخیر عتبات می‌توانند از روز دوشنبه ۷ اسفندماه از طریق مراجعه به سامانه atabat.haj.ir  (لینک ثبت نام قطعی در کاروان‌ها) و یا مراجعه حضوری به دفاتر خدمات زیارتی سراسر کشور نسبت به قطعی کردن ثبت نام خود در کاروان‌های عتبات این دوره اقدام کنند. اعزام های این دوره عتبات از ۲۳ اسفند ۹۶ لغایت ۲۰ اردیبهشت ماه ۹۷ انجام خواهد گرفت ]]> جامعه Sat, 24 Feb 2018 07:26:21 GMT http://deabel.org/vdcg339w.ak9xz4prra.html فعالیت ۹۲ هزار هیئت مذهبی و ۷۰ هزار مداح در سطح کشور http://deabel.org/vdcftvdm.w6d0xagiiw.html حجت الاسلام ناصرالدین نوری زاده در همایش استانی ستاد ساماندهی شئون فرهنگی مناسبت‌های دینی خراسان جنوبی با بیان این که باید کارکرد هیأت مذهبی در اصل فعلی با گذشته متفاوت باشد و با ابزار نو و به‌روز در تبین مسیر استفاده شود، گفت: به جنبه‌های فرهنگی با پیوند مسائل روز به عزاداری توجه شود. وی با اشاره به برنامه های دشمن برای براندازی انقلاب و نظام بیان کرد: دشمن در چندین حوزه، انقلاب ما را هدف قرار داده، اما خوشبختانه با بصیرت مردم و رهبری این بحران ها را پشت سر خواهیم گذاشت. مدیرکل تبلیغات اسلامی استان تهران با بیان این که در حوزه اقتصادی دشمن فشار وارد می‌کند تا ملت را به زانو در آورد، تصریح کرد: مردم با بصیرت تمام همه این بحران‌ها را پشت سر می‌گذارند؛ اما دشمن تلاش می‌کند تا ما را در حوزه اقتصاد وابسته سازد. حجت الاسلام نوری‌زاده با اشاره به تلاش دشمن در راستای استحاله و تغییر سبک زندگی اسلامی، عنوان داشت: تلاش در این حوزه جهادی بوده است، هرچند مقام معظم رهبری از گذشته نسبت به این حوزه هشدار داده‌اند اما برخی از مسؤولان تازه به آن متوجه شده‌اند. وی با بیان این که یکی از ظرفیت‌های جامعه، ظرفیت هیئات مذهبی و تشکل‌های دینی است، بیان کرد: هیئات مذهبی یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های حوزه فرهنگی است. مدیرکل تبلیغات اسلامی استان تهران به فعال بودن 92 هزار هیأت مذهبی در کشور اشاره کرد و گفت: همچنین حدود 70 هزار مداح در سطح کشور فعالیت داشته که می‌توانند ظرفیت مهمی در حوزه فرهنگی باشند. حجت الاسلام نوری‌زاده با بیان این که هیئات مذهبی می‌توانند در تمام ابعاد با جامعه هدف ارتباط داشته باشند، یادآور شد: هیئت مذهبی و تشکل‌های دینی نقش مهمی برای تصحیح افکار غلط و نشان دادن دشمنی دشمنان در زوایای مختلف به مردم دارند. مدیرکل تبلیغات اسلامی تهران حوزه فرهنگی را حوزه تعامل افکار دانست و خاطرنشان کرد: شبکه‌های اجتماعی تهدید جدی بوده و هوشیاری مسؤولان را می‌طلبد. ]]> جامعه Sat, 24 Feb 2018 06:34:18 GMT http://deabel.org/vdcftvdm.w6d0xagiiw.html مدیریت کاروان‌های غیرمجاز عتبات توسط خانم جلسه‌ای‎ها و مداحان http://deabel.org/vdceep8x.jh8w7i9bbj.html مرتضی آقایی مدیرکل عتبات سازمان حج و زیارت اظهار کرد: اغلب کاروان‌های آزادبر و غیرمجاز عتبات عالیات توسط خانم جلسه‌ای‌ها و مداحان مدیریت می‌شوند. وی با بیان اینکه سازمان حج و زیارت در صورت وقوع هرگونه حادثه‌ای برای زائران کاروان‌های مجاز تمام خسارات وارد شده را به آن‌ها پرداخت می‌کند، تصریح کرد: کاروان‌های آزادبر به موارد امنیتی مورد نیاز زائران عتبات عالیات توجهی نمی‌کنند و در صورت وقوع هرگونه حادثه‌ای هیچ مسئولیتی را هم بر عهده نمی‌گیرند. مدیر کل عتبات سازمان حج و زیارت خاطرنشان کرد: در برخی از موارد زائران در قالب کاروان‌های آزادبری که توسط شرکت‌هایی که از اخذ مجوز و فعالیت تحت نظارت سازمان حج و زیارت طفره می‌روند، به عتبات اعزام می‌شوند. آقایی یادآور شد:اگر شرکت‌های غیرمجاز بخواهند تحت نظارت سازمان حج و زیارت نسبت به اعزام زائران به عتبات اقدام کنند، باید مجوزهای لازم را با پرداخت هزینه ناچیز دریافت کنند. وی اضافه کرد:صدور مجوز برای افراد متقاضی مجوزهای لازم برای اعزام زائر به عتبات، به طور معمول 5 تا 6 ماه به طول می‌انجامد. مدیر کل عتبات سازمان حج و زیارت تاکید کرد: اغلب مدیران کاروان‌های آزادبر عتبات برای اینکه استانداردهای مورد نیاز برای این سفر را رعایت نکنند، برای دریافت مجوز هیچ اقدامی نمی‌کنند. آقایی با بیان اینکه سازمان حج و زیارت پس از ثبت نام قطعی هر یک از زائران و پرداخت پول توسط آن‌ها، هیچ گونه وجه اضافه‌ای از این افراد دریافت نمی‌کند، تصریح کرد: این در حالی است که کاروان‌های آزادبر، به بهانه‌های مختلف هزینه‌های سفر زائران به عتبات را افزایش می‌دهند. وی افزود: مشتاقان زیارت حرم اهل بیت(ع) از سفر با کاروان‌های غیرمجاز که مجوزهای لازم را از سازمان حج و زیارت اخذ نکرده‌اند، خودداری کنند و در هنگام ثبت نام و واریز وجه، مجوز کاروان‌ها را حتما رویت کنند. ]]> جامعه Wed, 21 Feb 2018 12:06:26 GMT http://deabel.org/vdceep8x.jh8w7i9bbj.html شعر هیات را نباید مساوی با شعر آیینی تلقی کنیم/ اضافه کردن مطلب غیرمستند در شعر نیاز نیست http://deabel.org/vdcds90s.yt0xz6a22y.html شعر هیات و شعر آیینی و تفاوت‌های آنها و تعاریف بسیاری که پیرامون آنها ارائه شده، یکی از موضوعات پرمناقشه طی سال‌های اخیر میان اهالی این حوزه بوده است. صاحب‌نظران در این عرصه نظرات متفاوتی در مورد این نوع از شعر آیینی ابراز داشته‌اند و بر سر این موضوع اختلاف نظر بسیاری بوده است. محمدمهدی سیار شاعر و استاد دانشگاه یکی از آنهایی است که در این عرصه هم شعر سروده و هم مطالعاتی انجام داده است. به همین مناسبت سراغ او رفتیم تا پیرامون مسائلی که به نظر از ابتدایی‌ترین موضوعات شعر هیات است و بسیاری بر سر آنها اتفاق نظر ندارند و با نگاهی به نظراتی که مطرح می‌شود اغلب شاهد هستیم که اختلاف دیدگاه حتی در تعاریف وجود دارد.  در سال‌های اخیر عبارتی با عنوان «شعر هیات» باب شده در حالی که «نوحه» از دیرباز در میان جامعه مصطلح بوده است. تفاوت شعر هیات با شعر آیینی که مرسوم است در چیست؟ تفاوت‌های این دو نوع در کجا است؟ دو خصلت مهم متمایز کننده شعر هیات با سایر گونه‌های شعر آیینی دارد که یکی از مهم‌ترین آنها موسیقی قابل تکرار و قابل اجرا در مجالس عزاداری اهل‌بیت(ع) و دیگری پیوند بی‌واسطه با عموم مردم است. که این دو، شعر هیات را از دیگر گونه‌های شعر آیینی متمایز می‌کند. این دو خصلت، به نظرم دو خصلت مهمی است که به شعر هیات ویژگی خاصی در میان تمام گونه‌های شعر معاصر داده است. در مورد شعر معاصر اینگونه شنیده می‌شود که معمولا قابلیت اجرا و همنشینی با موسیقی در آن پایین است و قالب متفاوتی به نام تصنیف و ترانه به همین خاطر ابداع شده و اگر می‌بینیم که شعر رسمی در مواجهه با توده مردم مشکل دارد و تیراژ کتاب‌های شعر معمولا پایین است و آن اقبالی که در دوره‌های پیشین شعر فارسی نسبت به شعر می‌شده و الان وجود ندارد، در صورتی که شاهد هستیم این گسست و خلا در شعر هیات وجود ندارد. نوحه بخشی از شعر هیات است  تفاوت شعر هیات با نوحه در چیست؟ چون می‌توان این دو خصلت را برای نوحه هم برشمرد. نوحه هم یک بخش از شعر هیات به حساب می‌آید ولی شعر هیات محدود در نوحه نیست. چون در هیات هم نوحه خوانده می‌شود که با آن می‌توان سینه‌ زد و هم دیگر اشعاری که ممکن است خوانده شود و لزوما با سینه‌زنی همراه نمی‌شود. *مسائل مورد نیاز جامعه از دل نگاه سکولار به دین بیرون نمی‌آید  یکی از ویژگی‌هایی که شعر آیینی روزگار ما دارد، مدح و منقبت و پرداختن به مکارم اخلاقی است. که اگر اینطور نباشد شاید مخاطب آن را شعر آیینی نداند. اما ویژگی‌هایی که در شعر آیینی امروز کمرنگ است ولی در گفتمان اهل‌بیت(ع) مانند مبارزه با ظلم، عدالت‌خواهی و ... وجود دارد، به نظر می‌رسد کمتر مورد توجه شاعران آیینی است، علت این موضوع چیست؟ به هر حال چیزی که باید در این مورد بازنگری شود نگاه ما به دین به طور کلی و مقوله عاشورا است. نگاه ما به دین‌داری اگر صرفا سکولار و مبتنی بر عاطفه صرف باشد قطعا از دل آن مسائل اجتماعی مورد نیاز جامعه بیرون نمی‌آید و در آن منعکس نمی‌شود. اگر نگاه ما به دین جامع و کامل باشد و ابعاد فرهنگی و اجتماعی دین را شامل شود درخواهیم یافت که مثلا همان نیم‌روز عاشورا، اولا تجلی دین کامل است و هم تجلی کمال دین است. دین کامل یعنی منظومه کامل معرفتی از عقاید که در قلب آن توحید است و در کنار آن امامت و نبوت قرار می‌گیرد که پیوند انسان با توحید را نشان می‌دهد و همینطور اعتقاد راسخ به معاد به عنوان یکی از اصول دین و همینطور عدل. یعنی اولا ما در عاشورا پنج رکن اصول دین را می‌بینیم و همینطور همه فروع دین بازتابی بر حرکت امام حسین(ع) پیدا می‌کند. اگر ما بخواهیم این واقعه را روایت کنیم باید دین کامل را روایت کنیم و در هیات ما همه این پنج رکن در کنار اعمال دیده شود. حتی خصوصیت‌های اخلاقی که در سبک‌زندگی تاثیر دارد نیز در هیات‌ها بروز می‌یابد. *نگاه ما به عاشورا ناقص است گر نگاه ما به دین‌ جامع و کامل باشد در عزاداری، زندگی و هنر عاشورایی ما این ابعاد بروز و ظهور خواهد یافت به خصوص باید در عزاداری‌ها نقطه مرکزی یعنی توحید در قیام امام حسین(ع) در عزاداری‌ها تجلی یابد. برای مثال از جهاد که از فروع دین است و از ارکان منظومه تفکر اسلامی به شمار می‌رود در عزاداری‌ها اسمی برده نمی‌شود در حالی که این حادثه اسم آن جهاد بوده است. یا مثلا در هیاتی از ابتدا تا انتها اسمی از شهادت نمی‌آید. این نشان می‌دهد که نگاه ما به عاشورا ناقص است.  در اشعار آیینی به خصوص آنها که در هیات خوانده می‌شود مخاطب با عبارتی تحت عنوان «زبان حال» روبه‌رو است. دست شاعر در این زبان حال‌پردازی تا کجا باز است و چقدر می‌تواند از منابع تاریخی عدول کند؟ ملاک به نظرم این است که مخاطب می‌تواند تشخیص دهد که این نقل تاریخی است یا زبان حال. اگر من تشخیص بدهم که مخاطب ممکن است به اشتباه بیفتد و فکر کند این از معصوم نقل شده قطعا بیان آن اشتباه است و ممکن است مشکل شرعی داشته باشد. شاعر باید میزان قدرت تشخیص مخاطب را تشخیص بدهد اگر مطمئن است که در این نحوه بیان مخاطب به اشتباه نمی‌افتد با رعایت جوانب دیگر مانند حفظ شان اهل‌بیت(ع)، پشتوانه عاطفی و معرفتی، قابل پذیرش است. ولی به نظ من مهمترین معیار و ملاک این است که مخاطب به اشتباه نیفتد و فکر می‌کنم بسیاری از اشتباه‌هایی هم که صورت گرفته و در اذهان جا افتاده مداح، شاعر و منبری مطلبی را با برداشت ذوقی خود مطرح کرده ولی نحوه بیان آن طوری بوده که مصطلح شده که نقل تاریخی است و بسیاری از چیزهایی که به عنوان نقل تاریخی در ذهن دارند در ابتدا حالت زبان حال داشته است. ما باید در همان لحظه این تشخیص را بدهیم که مخاطب به اشتباه نمی‌افتد و هم برای بعد از انتشار و دست به دست شدن آن چنین اشتباهی ایجاد نمی‌کند. این مسئله می‌تواند زمینه بدبینی مخاطب به دستگاه امام حسین(ع) را فراهم کند و این مسئله مهمی است که مردم نسبت این دستگاه بدبین نشوند. بهترین کار این است که شاعر این مهارت را پیدا کند که چطور می‌توان این حد و مرز را ایجاد کرد و مداح هم حین خواندن به این موضوع دقت کند و به منابع استناد کند. *شعر هیات را نباید مساوی با شعر آیینی تلقی کنیم  چرا شعر آیینی ما با شعر نو شناخته نمی‌شود؟ یک دلیل این برداشت این است که شعر نو قابلیت چندانی برای ارائه در هیات ندارد و بعضی از مخاطبان، منتقدین و ... شعر آیینی را مساوی با هیات گرفته‌اند. در صورتی که چنین نیست و بسیاری از غزل‌های فاخر و محکم از شعرای بزرگ قابیلت ارائه در هیات پیدا نکردند ولی از پشتوانه‌های شعر آیینی به حساب می‌آیند. همینطور اشعار نیمایی و سپید بسیار خوبی وجود دارد که صرفا در هیات‌ها اجرا نشده است. ما نباید شعر هیات را مساوی با شعر آیینی تلقی کنیم و بدانیم که تمام اتفاقات شعر آیینی در هیات روی نمی‌دهد. حتی می‌توان پیشنهاد کرد که شعرهای آیینی نو را در هیات‌هایی که مخاطب خاص دارند به صورت دکلمه ارائه شوند و توقع این که مخاب با آن اشک بریزد و سینه بزند، نداشته باشیم. البته به نظرم مهم این است که نسل جدید شاعران هم نوپردازی را فراموش نکند و فقط با هدف خوانده شدن در هیات‌ها شعر نگویند و به شعر نو هم توجه کنند. ضمنا نباید فراموش کرد، شعر نو که توسط نیما پیشنهاد شده از نظر تاریخی مدیون هیات‌ها و نوحه است و شعر «افسانه» را از روی وزن یک نوحه سروده است. *اضافه کردن مطلب غیرمستند در شعر آیینی نیاز نیست  نوآوری در شعر همواره یکی از موضوعات محل بحث است. دست شاعر در نوآوری چقدر باز است؟ اگر نگاه درستی به عاشورا داشته باشیم، این واقعه چشمه نوآوری و جوشش در شعر می‌تواند باشد. تمام ابعاد انسانی که وجه شاعرانه هم می‌توانند داشته باشند در این حادثه جلوه‌گری کرده‌اند. چیزی که وجود دارد امتداد تاریخی عاشورا است که یک وجه شاعرانه دارد و در هر زمانی اتفاقاتی مشابه و متاثر از آن روی داده است مثلا ظهور عاشورا در دفاع مقدس یک انبار مضمون است یا مثلا شعار «هیهات من الذله» در امروز کشور ما می‌تواند مضمون‌ساز باشد. برای همین نیازی به اضافه کردن مطلب غیرمستند در شعر آیینی نیست. ]]> فرهنگ Wed, 21 Feb 2018 10:53:16 GMT http://deabel.org/vdcds90s.yt0xz6a22y.html انسانی: شعر مذهبی به ابتذال کشیده شده است/ امین‌فروغی: حال ما در وصف اهل بیت، حال پروانه‌هاست http://deabel.org/vdccieq1.2bqix8laa2.html حاج علی انسانی، مهدی رحیمی، محسن عرب خالقی، محمود حبیبی کسبی، احمد بابایی، احمد علوی، غلامرضا سلیمانی، سجاد عزیزی آرام، مجید تال، نغمه مستشار نظامی، امیرکیا شمشکی،سید محمد حسین حسینی، ساجده جبارپور، سارا جلوداریان، سجاد سامانی، سودابه مهچی، محمد جواد اهلی پور در این شب شعر حضور داشتند. * انسانی: خوب‌ترین‌های خود را برای این بهترین‌های عالم مصروف بداریم حاج علی انسانی نخستین سخنران این مراسم بود. وی در میان شاعران آیینی با تقدیر از آنان گفت: امیدوارم برای همه ما این عطیه الهی که خداوند عنایت می‌کند و یکی از فضیلت‌هایی است که برای هر شخصی اتفاق نمی‌افتد، به این درجه رسیده باشد که حداقل خوب‌ترین‌های خود را برای این بهترین‌های عالم مصروف بداریم. انسانی افزود: نکته‌ای که همه ما باید به آن توجه کنیم این است که در این سال‌ها متاسفانه شعر مذهبی به ابتذال کشیده شده که به فاجعه نیز تبدیل شده و قطار از ریل خارج شده است. امیدوارم با توجه به تلاش همه ما، این تهاجم‌هایی که از گوشه و کنار می‌آید، حمله‌هایی که صورت می‌گیرد، خاتمه پیدا کند. این پیر غلام اهل بیت(ع) در ادامه خطاب به شاعران جوان آیینی گفت: این را بدانید که شعر با نظم، سخن و ترجمه متفاوت است. شعر را بشناسیم، خودمان را هم می‌شناسیم. عروضی سمرقندی معتقد است: یکی از شرایط شاعر شدن این است که شخص، بیست هزار بیت شعر حفظ باشد و دیده باشد، من می‌گویم هزار بیت، حتی اگر ۵۰۰ بیت دیده باشیم برای دستمایه شاعر بودنمان کافی است. * فروغی: هیچ زبانی برای توصیف فاطمه زهرا(س) به جز شعر وجود ندارد مهدی امین فروغی موسیقیدان، کارشناس ادبیات فارسی، کارشناس ادبیات عرب، پژوهشگر موسیقی آئینی، مترجم و عاشورا پژوه دیگر سخنران این مراسم بود. وی در ابتدا با بیان داستان «شمع و پروانه» از منطق‌الطیر عطار نیشابوری گفت: حال ما در وصف اهل بیت(ع) حال همان پروانه‌هاست، که شمع را درک نمی‌کنند مگر در او غرق شوند و فنا شوند. وی افزود: در این میان توصیف بانوی دو عالم از دیگر اولیا بالاتر است. حوریه‌ای است که به یکباره بر زمین می‌آید و در عمر کوتاه خود، چنان می‌زید که کسی او را چنان که باید نمی‌فهمد و آنچه ما را با او آشناتر می‌کند ۸۳ بیتی است که او و علی سروده‌اند و به ما رسیده است و این اشعار به نوعی بیانگر تاریخ زندگی اوست. و هیچ زبانی برای توصیف او به جز شعر وجود ندارد. ]]> فرهنگ Wed, 21 Feb 2018 10:15:48 GMT http://deabel.org/vdccieq1.2bqix8laa2.html اطلاعیه مهم برای مداحان بیمه شده بنیاد دعبل http://deabel.org/vdcb80bf.rhb5gpiuur.html مداحان تحت بیمه بنیاد دعبل توجه کنند بیمه شده گرامی 🔹با ارسال عدد 1به شماره پیامک 30008561234560 از میزان بدهی خود مطلع شوید. 🔹با ارسال عدد 2 به شماره پیامک 30008561234560 شناسه واریز خود را دریافت کنید. 🔹با ارسال عدد 3 به شماره پیامک 30008561234560 شماره حساب بانک ملت بنیاد دعبل خزاعی را جهت واریز بدهی خود دریافت کنید. 🔹با ارسال عدد 4 به شماره پیامک 30008561234560 آدرس، شماره تلفن و شماره فکس بنیاد دعبل خزاعی را دریافت کنید. 🔻تذکر مهم مشخصات سیمکارت جهت ارسال و دریافت پیامک: 1. شماره سیمکارت مورد نظر حتما باید به بنیاد دعبل معرفی و در سامانه بنیاد دعبل ثبت شده باشد. 2. سیمکارت قابلیت دریافت پیامکهای تبلیغاتی را داشته باشد.   ]]> واحد بیمه و خدمات رفاهی Mon, 19 Feb 2018 12:12:01 GMT http://deabel.org/vdcb80bf.rhb5gpiuur.html