پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - پربيننده ترين عناوين انديشه :: نسخه کامل http://deabel.org/vsnhtmynd31g2.ft2.html Wed, 15 Nov 2017 17:53:15 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Wed, 15 Nov 2017 17:53:15 GMT انديشه 60 سيزدهمين نشست عاشورا پژوهی چهل منزل تا اربعين برگزار شد http://deabel.org/vgleeo8z.jh8xojrbbz9ij.2.html اندیشه - جلال بیطرفان: سیزدهمین نشست از دوره دوم نشست‌های عاشورا‌پژوهی «چهل منزل تا اربعين» با عنوان «تبلیغ سنتی و بایسته‌های امروز» با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمين محمد آل‌طه از خطبای برجسته از سوی مركز مطالعات راهبردی خيمه در قم برگزار شد.حجت‌الاسلام والمسلمين آل طه در اين نشست كه به منظور تجليل از سال‌ها خدمات ارزنده وی در عرصه منبر و خطابه برگزار شد با مثبت ارزيابی كردن ايجاد دانشكده عاشورا‌پژوهی اظهار داشت: «شكی نيست كه ما هر چه داريم از وجود مقدس امام حسين(ع) است و اگر قيام امام حسين(ع) نبود و ذات حسينی دست به قيام نمی‌زد احكام دين بعد از رسول خدا(ص) دوام نمی‌آورد.» اين واعظ برجسته با اشاره به اين حديث نبوی «حسين(ع) منی،‌انا من حسينی» تاکید کرد: «حقيقت و شخصيت امام حسين(ع) آنقدر عظيم است كه پيامبر(ص) درباره اين سلاله پاكش اين گونه می‌فرمايند.» وی در بخش ديگری از سخنان خود افزود: «امام حسين(ع) فرزند فاطمه‌ای(س) است كه حضرت محمد(ص) ايشان را ام‌ابيها می‌خواند و اين بدان معنا است كه وجود مقدس حضرت فاطمه‌(س) آمده و حقيقت پيامبر(ص) را شكل داده است.» وی با اشاره به خطبه معروف فدكيه بيان داشت: «اين خطبه چيزی جز الهامات غيبی و تاييدات الهی نيست كه بر زبان فاطمه(س) جاری شده است و نبايد آن را فدكيه بدانيم زيرا شأن فاطمه(س) بالاتر از آن است كه برای چند درخت اين خطبه قراء را بيان فرمايد.» حجت‌الاسلام والمسلمين آل طه با اشاره به آيات و استدلال‌های حضرت فاطمه(س) در خطبه فدكيه،‌ از اين خطبه به عنوان معجزه ياد كرد و گفت: «فاطمه(س) آمده تا ريشه ظلم و ستم و جاهليت را بزند و ريسمان ولايت و وصايت را محكم كند.» وی حضرت بقيه‌الله(عج) را از فرزندان حضرت فاطمه(س) نام برد و ابراز داشت: «فاطمه(س) مادر كسی است كه مصلح حقيقی جهان بشريت است و بشريت دانسته و ندانسته به انتظار آمدنش نشسته است.» این خطیب برجسته با بيان اينكه عالم از ابتدا رو به تكامل بوده است، تاكيد كرد: «البته با تكامل انسان عدالت به قهقرا رفته است و روزی مهدی(عج) فاطمه‌(س) خواهد آمد و زمين را پر و عدل و داد می‌كند و انسان را به اوج تكامل می‌رساند.» حجت‌الاسلام والمسلمين آل طه با بيان اينكه در رابطه با ظهور قائم آل محمد(عج) روايات زيادی نقل شده است تصريح كرد: «ظهور مهدی(عج) از مسلمات است، او حتما خواهد آمد و دنيا را به نور عدل و داد روشن می‌كند زيرا خلقت بدون آمدن مهدی‌(عج)تكامل نمی‌يابد.» وی در بخش ديگری از سخنان خود با اشاره به شخصيت عظيم وجود مقدس امام حسين(ع) اظهار داشت: «امام حسين(ع) درسی را به بشريت داده است كه امروز نه تنها مسلمانان و شيعه بلكه تمام انسان‌ها مرهون خدمات آن حضرت هستند.» این خطیب برجسته افزود: «اگر امام حسين(ع) قيام نمی‌كرد معلوم نبود با حكومت بنی‌اميه كه تنها عياشی را سرلوحه كار خود كرده بودند بر سر اسلام و مسلمانان و بشريت چه می‌آمد.» حجت‌الاسلام والمسلمين آل طه تاکید كرد: «آن‌ها كسانی بودند كه حتی امام حسين(ع) را در خانه امن الهی راحت نمی‌گذاشتند و در نهايت در كمال شقاوت واقعه عاشورا را به وجود آوردند.» وی با اشاره به اينكه بر خلاف تصور دشمنان با شهادت امام حسين(ع) از ياد‌ها نرفت بلكه حادثه عاشورا به درسی برای تمام بشريت تبديل شد، اظهار داشت: «امروز پس از هزار و ۴۰۰ سال ذره‌ای از ارادت مردم به حضرت سيدالشهدا(ع) كم نشده است به گونه‌ای كه با تمام مشكلاتی كه در كشور عراق وجود دارد برای زيارت آن حضرت به كربلا مشرف می‌شوند.» این خطیب برجسته در بخش ديگری از سخنان خود با اشاره به خاطره‌ای از ديدار جمعی از وعاظ و خطبا با امام خمينی(ره) در اوايل انقلاب اذعان داشت:‌ «در آن ديدار بود كه امام فرمودند محرم و صفر را زنده نگه داريد تا مملكت شما آسيب نبيند.» وی با اينكه امام بر راه‌اندازی دسته‌جات عزاداری با همان روش سنتی تاكيد داشتند ابراز داشت: «امام در آن جلسه فرمودند ما ملت گريه‌ايم و اين گريه‌ها فرياد مظلوم بر سر ظالم است.» حجت‌الاسلام والمسلمين آل طه كه خود از وعاظ و خطبای برجسته است و مورد اعتماد مراجع عظام بوده و سال‌ها در محضر اين مراجع به منبر می‌رفته است، نوكری امام حسين(ع) را از افتخارات خود دانست و گفت: مطالعه، آگاهی از تفسير، روايات، نهج‌البلاغه و تاريخ و همچنين شيوايی سخن از جمله ويژگی‌های يك واعظ خوب است. این خطیب برجسته همچنين با بيان اينكه يك واعظ بايد حد خود را در سخنرانی‌ها رعايت كند، ابراز داشت: «بايد در بالای منبر مطالبی مستند بيان شود و از بيان مطالب غير مستند كه ريشه در آيات و روايات ندارد خود‌داری كند.» وی در پايان مهم‌ترين وظيفه خطبا و وعاظ را ياری دين خدا ذكر كرد. در پايان اين نشست حجت الاسلام مرتضی وافی، مدير مركز مطالعات راهبردی خيمه و دبیر شورای عالی فرهنگی مسجد مقدس جمکران با اهدا لوح سپاسی از خدمات برجسته حجت‌الاسلام والمسلمين آل طه تقدير كرد. ]]> انديشه Sat, 07 Aug 2010 06:03:41 GMT http://deabel.org/vgleeo8z.jh8xojrbbz9ij.2.html قيام اباعبدالله نهضت اصلاح طلبی است http://deabel.org/vgljvvev.uqeitubffvszu.w.html اندیشه - مهدی جعفری: سی و يكمين نشست از دور دوم سلسله نشست‌های عاشوراپژوهی چهل منزل تا اربعين با موضوع «نهضت اصلاحی عاشورا» و سخنرانی محمدجواد صاحبی، رئيس انجمن علمی اديان و مذاهب حوزه علميه قم برگزار شد.صاحبی در این نشست كه به همت مركز مطالعات راهبردی خیمه در مركز انجمن‌های علمی حوزه علمیه قم برگزار شد در سخنانی به تشریح واژه اصلاح پرداخت و اظهار داشت: اصلاح و احیا دو واژه‌ای هستند كه در فرهنگ دینی ما پیشینه‌ای طولانی دارند. وی با بیان اینكه اصلاح در برابر افساد است، تصریح كرد: افساد یعنی نابسامانی، ‌آشفتگی و درهم‌ریختگی و اصلاح كاملا در مقابل آن به معنی به سامان آوردن و مرتب كردن است و لذا وقتی باغبانی علف‌های هرزه را وجین می‌كند و یا شاخ و برگ‌های اضافی درختان را حذف می‌كند می‌گویند این درخت را اصلاح كرده است. رئیس انجمن علمی ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم با تبیین ساحت‌های انجام اصلاح ابراز داشت:‌ اصلاح گاهی در آداب، رسوم، فرهنگ و عقاید صورت می‌گیرد، یعنی زمانی كه آداب، رسوم و عقاید یك جامعه با مطالب واهی، خرافات و امور غیرعقلانی آمیخته شود، كسانی به عنوان مصلح این عقاید،‌ آداب و رسوم را پالایش می‌كنند و در واقع اصلاح در این موارد صورت می‌گیرد. وی افزود: وقتی مفاهیم غلط جایگزین مفاهیم صحیح می‌شوند مصلحان می‌آیند و این مفاهیم را اصلاح و به اصل خود باز می‌گردانند. صاحبی با بیان اینكه گاهی اصلاح در نظام سیاسی و حكومتی صورت می‌گیرد، تصریح كرد: وقتی نظام اجتماعی و سیاسی یك جامعه دچار انحرافات و از مسیر اصلی خود خارج می‌شود كسانی كه مصلح و اصلاح‌گر هستند با مبارزات پیگیر و بی‌امان و با روش‌های مختلف تلاش می‌كنند، این نظام سیاسی و اجتماعی حكومت را اصلاح كنند. وی با تاكید بر اینكه هدف همه انبیا و اولیا الهی اصلاح است، افزود: اصلاح عقاید، فرهنگ، اخلاق، نظامات اجتماعی، سیاسی و حكومت در جامعه از عمده‌ترین اهداف انبیا و اولیا الهی است. این پژوهشگر حوزوی از حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به عنوان یك مصلح و اصلاح‌گر بزرگ یاد كرد و گفت: حضرت سیدالشهدا(ع) زمانی كه مدینه را به سمت مكه ترك كرد وصیت‌نامه‌ای به برادرش محمدبن حنفیه می‌نویسد در آن وصیت‌نامه این جمله معروف را می‌فرماید: «حقیقتاً و به راستی من برای ایجاد آشفتگی، خودنمایی و ظلم و ستم این شهر را ترك نمی‌كنم بلكه من از مدینه بیرون می‌روم برای اینكه امور امت را اصلاح كنم و به سیره جدم پیامبر(ص) و پدرم علی‌بن ابیطالب(ع)، امر به معروف كنم، نهی از منكر كنم». وی با تقسیم اصلاح به دوگونه فردی و اجتماعی،‌ اظهار داشت: ضمن اینكه هم اصلاح فردی و هم اجتماعی دارای اهمیت است و انبیا و اولیا خدا و علمای بزرگ به آنها اهتمام داشتند، اما اصلاح اجتماعی دارای اهمیت بیشتری است. صاحبی با بیان اینكه اصلاح فردی در بستر مبارزات اجتماعی امكان پذیر است، ابراز داشت: اینكه انسان گوشه‌ای بنشیند و تهذیب نفس كند اصلاح صورت نمی‌گیرد بلكه باید با با مشكلات درگیر شود تا بتواند در این پستی‌ها، بلندی‌ها و افت و خیزها، تنگناها و مشكلات شخصیت خود را بسازد. وی با بیان اینكه حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) هر دو طریق اصلاح را پیمودند، تصریح كرد: اصلاح فردی حضرت(ع) از همان لحظه حركت از مدینه به سمت مكه آغاز شد و تا انتهای سفر به كربلا ادامه داشت و در تمام این مدت اصلاح فردی را از یاد نبردند. رئیس انجمن علمی ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم افزود: نفوذ در قلوب افراد و ساختن افرادی مخلص و فداكار جزء هدف‌های اباعبدالله(ع) بود، لذا در بین راه مكه تا كوفه هر جا بارانداز می‌كردند و فرد یا گروهی را می‌دیدند به سمت آنها می‌رفتند تا آنها را اصلاح و به راه راست هدایت و از انحرافات او جلوگیری كنند. وی تاكید كرد: اینكه فرد سابقه خوبی ندارد، ‌آلوده است،‌ از حزب و گروه ما نیست و یا انحراف عقیدتی ندارد دلیل نمی‌شود كه حسین(ع) با افراد سخن نگوید و آنها به راه هدایت نكند  چراكه نمونه بارز آن ماجرای «حربن یزید ریاحی» است. صاحبی با بیان اینكه اصلاح افراد با هر عقیده، زمینه و پیشینه‌ای كاری حسینی است، تصریح كرد: متاسفانه رفتار كسانی كه مدعی پیروی از حسین بن علی(ع) هستند با آن حضرت(ع) فاصله زیادی دارد، یعنی بر خلاف مكتب تربیتی حسین(ع)، ما می‌گوییم هر كس با ما نیست بر ما است. وی با تاكید بر اینكه حضرت سیدالشهدا(ع) در كنار اصلاح فردی از اصلاح اجتماعی غافل نبوده است، بیان داشت: اهمیت اصلاح اجتماع، ‌نظامات سیاسی و حكومتی بیشتر از اصلاح فردی است زیرا اگر نظامات اجتماعی و سیاسی فاسد شوند دو زیان را به همراه دارند یكی اینكه با در اختیار داشتن پول، قدرت و امكانات شمار زیادی از مردم را فاسد می‌كنند و دیگر اینكه رهبران سیاسی الگوهای جامعه هستند و جامعه از آنها به شدت متاثر است اگر آنها فاسد باشند جامعه نیز به فساد كشیده می‌شود. این محقق و نویسنده اصلاح كردن نظامات اجتماعی و سیاسی را در راس برنامه‌های مصلحان بزرگ از پیامبران تا اولیا خدا دانست و گفت: حسین بن علی(ع) به عنوان یك مصلح بزرگ در كنار اصلاحات فردی به اصلاحات اجتماعی می‌اندیشد و از همان ابتدا بر روی این موضع خود پافشاری كرده و تا روز عاشورا هم بر روی آن تاكید داشتند. وی با بیان اینكه آحاد یك جامعه در برابر یك حكومت ستمكار مسئول هستند و باید برای اصلاح نظام فاسد تلاش كنند، ‌اظهار داشت: امام(ع) در نامه‌ای كه به مردم كوفه می‌نویسد، می‌فرماید: «به جان خودم سوگند رهبر و امام جامعه نمی‌تواند باشد مگر كسی كه غائل به قسط باشد، برای اجرای عدالت در جامعه قیام كرده باشد و خودش را بدهكار به دین خدا بداند» و لذا بعضی از محققان گفته‌اند هدف از قیام حكومت بوده است. صاحبی تصریح كرد:‌ گویندگان این مطالب تنها توجه به بخشی از هدف‌های امام حسین(ع) كرده‌اند اما این‌ها همه هدف‌های آن حضرت نیست، اباعبدالله(ع) یك مصلح و اصلاح‌گر است و شكی نیست كه اصلاح نظامات اجتماعی و سیاسی در راس برنامه‌های حضرت(ع) قرار دارد. وی افزود: اما واقعیت این است كه شرایط كوفه به گونه‌ای نبود كه حضرت اباعبدالله(ع) در این اقدام به پیروزی برسد زیرا كوفه یك پیشینه‌های داشت و همه هم این پیشنیه را می‌دانستند كه از جمله مردم دوشخصیتی كوفه بودند كه عهد شكنی و تفاوت در ظاهر و باطن از ویژگی‌های آنها بود. رئیس انجمن علمی ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم با بیان اینكه امام حسین(ع) واقعیت مردم كوفه می‌دانست و با علم اینكه این سفر به پیروزی نمی‌انجامد حركت كردند، یادآور شد: حضرت(ع) در برپایی این نهضت اهداف و آرمان‌هایی را مطرح كرده است كه این اهداف و آرمان‌های تمام انبیا و اولیا خدا است. وی بیان احكام دین خدا، تشكیل حكومت، زدودن مفاسد اجتماعی، مبارزه با استبداد از جمله اهداف امام حسین(ع) از قیام عنوان كرد و گفت: برای حسین بن علی(ع) تمامی این اهداف اهمیت دارد حتی به دست گرفتن قدرت به دست مومنان، اما زمان آن مشخص نیست و باید حسین(ع) برای این آرمان ها اقدام كند ولو اینكه به شهادت برسد زیرا شهادت مانع از اقدام نمی‌شود. صاحبی تصریح كرد: اگر بگوییم اقدامی كه نتیجه نمی‌دهد و به پیروزی نمی‌رسد هدردادن خون است، بر این اساس باید همه نهضت‌های اصلاحی از جمله نهضت‌های علما را تخطئه كنیم زیرا در برابر نظام‌های فاسد و مقتدر هر گونه‌ اقدامی به نابودی می‌انجامد. وی یادآور شد: اما این حركت در همه دنیا معقول است كه كسانی آرمان‌هایی را مطرح می‌كنند و پیگیری می‌كنند اگر پیروز شدند چه بهتر اگر پیروز هم نشدند باز هم پیروز هستند زیرا شهادت یك نوع پیروزی است. در پایان این نشست از سوی مركز مطالعات راهبردی خیمه از محمدجواد صاحبی رئیس انجمن علمی ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم تجلیل شد. ]]> انديشه Sat, 11 Dec 2010 06:16:47 GMT http://deabel.org/vgljvvev.uqeitubffvszu.w.html چهاردهمين نشست عاشورا پژوهي چهل منزل تا اربعين در قم برگزار شد http://deabel.org/vglfcxdy.w6djjw,iiygaw.p.html اندبشه - جلال بیطرفان: چهاردهمين نشست از دوره دوم سلسله نشست‌های عاشورا پژوهی چهل منزل تا اربعين با عنوان «رابطه شكل و معنا در حادثه عاشورا» در سالن جلسات مركز انجمن‌های علمی حوزه‌علميه قم توسط مرکز مطالعات راهبردی خیمه برگزار شد.حجت‌الاسلام والمسلمین مهراب صادق‌نیا، رئیس موسسه زبان و فرهنگ شناسی جامعه‌المصطفی العالمیه در این نشست با بیان اینكه عاشورا تنها یك حادثه تاریخی نیست، گفت: «نگاه ما به عاشورا به عنوان یك فرهنگ است كه در طول تاریخ برگِرد مجموعه‌ای از ارزش‌ها و هنجارها شكل گرفته است.»وی با تاكید بر اینكه عاشورا تنها یك اتفاق نیست، اظهار داشت: «عاشورا مجموعه‌ای از هنجارها، ارزش‌ها، باورها و معانی است كه كه برگرد یك اتفاق تاریخی شگل گرفته‌اند و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده‌اند.»این پژوهشگر با اشاره به اینكه امروز ما میراث‌دار فرهنگ عاشورا هستیم، بیان کرد: «امروز ما نه تنها دانایان و آگاهان نسبت به یك واقعه تاریخی هستیم، بلكه میراث‌داران یك بسته فرهنگی و هنجاری به نام عاشورا هستیم.»رئیس موسسه زبان و فرهنگ‌شناسی جامعه‌المصطفی العالمیه افزود: «وقتی ما به عاشورا به دید یك فرهنگ نگاه می‌كنیم با پدیده‌ای به نام انتقال فرهنگی مواجه هستیم كه چگونه این فرهنگ باید از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.»حجت‌الاسلام صادق‌نیا گفت: «انتقال فرهنگی برای یك فرهنگ ضرورت است زیرا اگر انتقال فرهنگی رخ ندهد آن فرهنگ هر چه هم متعالی، به مرور زمان از بین می‌رود و اصطلاحا مضمحل می‌شود.»رئیس موسسه زبان و فرهنگ‌شناسی جامعه‌المصطفی العالمیه در ادامه به تشریح نحوه انتقال فرهنگی به اشكال گوناگون پرداخت و انتقال فرهنگی را مبتنی بر پیدایش زبان دانست و افزود: «زبان عبارت است از مجموعه‌ای از نماد‌ها كه یك فرهنگ یا یك جامعه آنرا انتخاب می‌كند تا معانی فرهنگی خود را بر اساس و یا به واسطه این نماد‌ها به نسل دیگر منتقل كند.»وی الفاظ، اشكال و حركات بدنی را سه دسته اصلی نماد‌ها ذكر كرد و گفت: «در علم جامعه‌شناسی به مجموعه‌ این نماد‌ها زبان می‌گویند كه برای انتقال معنا و فرهنگ به كار می‌روند.»حجت‌الاسلام صادق‌نیا تاكید كرد: «هر فرهنگی از جمله فرهنگ غنی عاشورا برای اینكه خودش را از یك نسل به نسل دیگر منتقل كند باید این نمادها را به خدمت بگیرد تا در این كار موفق عمل كند.»وی همچنین در ادامه به ضرورت استفاده از نماد‌ها پرداخت و نمادها را برآمده از فرهنگ كلی جامعه عنوان كرد و افزود: «نمادها به جز اینكه معنا را منتقل می‌كنند باعث انسجام جامعه و انضباط اجتماعی می‌شوند.»رئیس موسسه زبان و فرهنگ‌شناسی جامعه‌المصطفی العالمیه تصریح كرد: «بر همین اساس عزاداری برای امام حسین(ع) به جز اینكه به عنوان یك نماد معنایی را منتقل می‌كند، باعث انسجام اجتماعی نیز می‌شود.»این پژوهشگر با بیان اینكه نمادها ارزش استقلالی ندارند، ابراز داشت: «نمادها ابزار و آلاتی هستند كه برای انتقال معنا استفاده می‌شوند و به محض انتقال معانی از بین می‌روند.»حجت‌الاسلام صادق‌نیا تصریح كرد: «اگر در نمادها توقف داشته باشد انتقال فرهنگی صورت نمی‌گیرد.»وی با اشاره به اینكه نماد باید با معنا سنخیت داشته باشد گفت: «عاشورا به عنوان یك فرهنگ برای اینكه از نسلی به نسل دیگر منتقل شود زبان می‌خواهد، پس ما باید عاشورا را در قالب مجموعه‌ای از نماد‌ها قرار دهیم تا انتقال فرهنگی صورت گیرد.»رئیس موسسه زبان و فرهنگ‌شناسی جامعه‌المصطفی العالمیه افزود: «ما برای انتقال فرهنگ عاشورا از نماد‌های تصویری و یا بدنی مانند سینه‌زدن، زنجیرزدن، اشك ریختن، پوشیدن یك لباس مشكی و... استفاده می‌كنیم كه همه این نماد‌ها برای انتقال معانی است.»این پژوهشگر در ادامه با بیان اینكه عاشورا پویا است چون با نمادها منتقل شده است، بیان كرد: «البته ما اجازه نداریم برای انتقال این فرهنگ غنی از هر نوع نمادی استفاده كنیم زیرا هر شكل از نماد نمی‌تواند در خدمت نهضت عاشورا باشد و معانی بلند این فرهنگ را منتقل كند.»حجت‌الاسلام صادق‌نیا تاكید كرد: «نباید تصور كنیم كه راه‌اندازی یك هیئت و یا یك دسته سینه‌زنی نهایت تعهد نسبت به عاشورا است زیرا زمانی این نماد‌ها درست به كار گرفته شده است كه معنا بلند فرهنگ عاشورا را منتقل كنند.»وی همچنین تصریح كرد: «همه نمادهایی كه ما برای انتقال فرهنگ عاشورا به كار می‌بریم باید ما را به معنا برسانند وگر نه ارزش واقعی خود را از دست می‌دهند.»صادق‌نیا تصریح کرد: تذكرات مراجع در خصوص اصلاح نمادهایی كه برای عاشورا به كار گرفته می‌شود این نكته را گوشزد می‌كند كه فاصله‌ای میان نماد و معنا در حال شكل گیری است.این پژوهشگر افزود: «باید برای پركردن فاصله میان نماد و معنا در فرهنگ عاشورا تلاش كنیم تا این ثروت بزرگ و سرمایه واقعی از بین نرود.»در پایان این نشست از این پژوهشگر و محقق تقدیر به عمل آمد.نشست‌های عاشوراپژوهی چهل منزل تا اربعین پنج‌شنبه‌ها در قم، بلوار جمهوری، كوچه شماره ۲، اولین فرعی سمت چپ، ساختمان انجمن‌های علمی حوزه برگزار می‌شود.همچنین، كلیه علاقه‌مندان به مباحث عاشوراپژوهی می‌توانند در این نشست‌ها شركت كنند و برای كسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۷۷۵۱۴۲۳-۰۲۵۱ تماس بگیرند. ]]> انديشه Sat, 14 Aug 2010 06:16:57 GMT http://deabel.org/vglfcxdy.w6djjw,iiygaw.p.html باید زیبایی های عاشورا به درستی برای جهانیان تبیین شود http://deabel.org/vgle.f8zbjh8nz2zibjj9r..html به گزارش خیمه، در آخرین نشست از سلسله نشست های عاشورا پژوهی چهل منزل تا اربعین که از سوی مرکز مطالعات راهبردی خیمه در مجتمع فرهنگی شهید فهمیده قم برگزار شد، ابتدا میزگردی با حضور اسفندیاری، روان بخش و خسرو پناه از محقق، پژوهشگر و از اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد. محمد اسفندیاری در این میزگرد گفت: توجه به اسلام و مقتضیات زمان علی رغم این که درصد سال گذشته به طور گسترده مورد توجه بوده است اما گذشتگان نیز به این نکته توجه داشتند و حتی در ادیان هم توجه به نیازهای هر زمان مورد بحث بوده است. وی افزود: باید در معرفی امام حسین(ع) و قیام آن حضرت نیز به مقتضیات و نیازهای عصرحاضر توجه داشته باشیم و ارزش های موجود در قیام عاشورا را به مردم عصر خویش معرفی کنیم. این محقق و نویسنده در بخش دیگری از سخنان خود گفت: نزاع بین امام حسین(ع) و یزید نزاع بین شیعه و سنی نبود بلکه نزاع بین کفر و دین و عدل و ظلم بود که باید برای معرفی آن حضرت و قیام عاشورا به مسلمانان و غیر مسلمانان از این دو نکته استفاده کنیم. وی خاطر نشان کرد: پرچم امام حسین(ع) اختصاص به شیعه ندارد بلکه هر آزاده ای در دنیا می تواند این پرچم را به دست گیرد زیرا ظلم ستیزی و عدالت طلبی از شاخصه های این قیام است که موضوع مورد علاقه بشریت است. اسفندیاری با بیان این که باید در محافل دنیا زیبایی های عاشورا را مطرح کنیم گفت: عاشورا دارای دو صفحه است یکی سیاه و دیگری سفید که متاسفانه تنها به صفحه سیاه آن که قهرمانش منفیش یزید است پرداخته شده است و این بدان خاطر است در عزاداری ها مردم جنایات را بدانند و بر مظلومیت ها گریه کنند. وی یکی از بزرگترین زیبایی های عاشورا را حضرت زینب(س) دانست و گفت: باید به زیبایی های صفحه سفید عاشورا توجه کنیم و به جهانیان معرفی کنیم که کمتر به آن توجه شده است. این عاشورا پژوه گفت: در خصوص معرفی عاشورا و قیام امام حسین(ع) به دنیا بسیار کم کار کردیم با که بر ما لازم است با توجه به شان آن حضرت گامی فراتر پیش گذاریم. دشمن درصدد معرفی قمه زنی به عنوان نماد شیعه است عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی نیز در ادامه این میز گرد گفت: امام حسین (ع)به زمان خاصی در تاریخ تعلق ندارد، بلکه آن حضرت متعلق به همه عصرهاست. حجت الاسلام و المسلمین قاسم روان بخش، افزود: قیام امام حسین و تاثیرات این قیام از گذشته تا اکنون ادامه داشته و تا ظهور امام عصر(عج) و تا برپایی قیامت ادامه خواهد داشت. وی خاطر نشان کرد: امام حسین(ع) نقش بسزایی در توجه مردم به ارزش های اسلامی، دین و باورهای دینی دارد. وی با اشاره به گذشت بیش از 13 قرن از قیام عاشورا گفت: تاثیرات این قیام هنوز ادامه دارد و وجدان های پاک را مجذوب خود می کند و هر ساله تازه تر از گذشته می شود. روان بخش افزود: امروز حادثه عاشورا و کربلا از مرزهای کشور شیعی ایران فراتر رفته و کشورهای اسلامی غیر شیعی نیز به دنبال الگوی گیری از امام حسین(ع) هستند و حتی توجه کشورهای غیر اسلامی نیز به امام حسین (ع)و قیام ایشان معطوف شده است. وی ظلم ستیزی، عدالت طلبی، حق طلبی، آزادی خواهی، اصلاح طلبی به معنی واقعی از جمله شاخصه های قیام امام حسین(ع) برشمرد و گفت: امروز نه تنها عدالت طلبان، ظلم ستیزان و اصلاح طلبان واقعی جهان از قیام عاشورا بهره مند شدند بلکه هر کس از زاویه دید خود برداشت هایی از این قیام عظیم می نماید. عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهی امام خمینی تاکید کرد: اگر جاذبه های امام حسین (ع)به درستی معرفی شود جوانان جهان را به خود مجذوب می کند و این وظیفه ماست که این جریان را به دنیا معرفی کنیم که جرقه های این امر در دولت جدید زده شده است و زمینه هایی برای معرفی صحیح امام حسین (ع)به جهانیان فراهم شده است. حجت الاسلام روانبخش با اشاره به تاکید ائمه بر برپایی مجالس عزای امام حسین(ع) گفت: تکرار عزاداری هر ساله سبب انتقال فرهنگ عاشورا در بین نسل ها می شود که آثار خویش را نیز به جای می گذارد. وی افزود: انقلاب اسلامی ایران و پیروزی حزب الله لبنان برگرفته از الگوی عاشوراست که حاصل عزاداری های شیعی است. این نویسنده با بیان این که دشمن برای انحراف عزاداری ها برنامه دارد خاطر نشان کرد: دشمن تلاش می کند عزاداری هایی را که مورد تاکید ائمه بوده است به گونه ای به انحراف بکشد که در این میان نقش مداحان در جلوگیری از این تحریفات بسیار مهم است نباید محتوا و شکل عزاداری زیر سوال رود. وی از قمه زنی به عنوان نوعی تحریف در عزاداری ها یاد کرد و گفت: دشمن با استفاده از رسانه های گروهی درصدد است قمه زنی را به عنوان نماد شیعی معرفی و از آن در جهت تخریب شیعه استفاده می کند. روان بخش افزود: دشمن تلاش با استفاده از زیبایی و جمال عزاداری آن را تخریب کنند و وظیفه ماست که عزاداری سنتی را با جلوه های زیبای آن بدون تحریف به مردم دنیا معرفی کنیم. قمه زنی برگرفته از سبک عزاداری مسیحیت است حجت الاسلام عبدالحسین خسرو پناه، استاد حوزه و دانشگاه در ادامه این میز گرد گفت: برای تطبیق پیام امام حسین (ع)در عصر حاضر با ید یک گام جلوتر رویم و روش شناسی معرفت حسینی را انجام دهیم. وی با بیان این که امام حسین (ع)حقیقتی بود که در قرن های گذشته قیام کرد افزود: با توجه به این که در عصر حاضر با انواع و اقسام تحولات روبرو هستیم باید روش شناسی قیام امام حسین(ع) را با مقتضیات زمان بسنجیم. وی افزود: باید روش شناسی شناخت امام حسین (ع)را بدانیم و با چگونگی تطبیق آن با مقتضیات زمان تطبیق آشنا شویم. وی با بیان این باید امام حسین (ع)را در کل ساختار اسلام بشناسیم و مورد بررسی قرار دهیم اظهار داشت: حسین (ع)جزیی از کل اسلام است و اگر ایشان از کل ساختار اسلام جدا شود آن حضرت را به درستی نشناختیم. وی ادامه داد: باید اهداف قیام امام حسین(ع) را بشناسیم و با مقتضیات زمان تطبیق دهیم ودرس های بشتری از آن بیاوزیم. وی افزود: اگر روش شناسی پذیرفته شود می توان در نحوه عزاداری ها نیز تجزیه وتحلیل عمیق تری داشته باشیم. حجت الاسلام خسرو پناه قمه زنی و تیغ زنی را الگوهایی برگرفته از سبک عزاداری های مسیحیت دانست و گفت: متاسفانه این الگوها در فرهنگ عزاداری ما به سنت تبدیل شده است. وی خاطر نشان کرد: اگر ما هدف از قیام عاشورا را در عزاداری ها در نظر بگیریم می توانیم برخی از انحاء عزاداری جدید را بیاوریم که با اهداف قیام منافات نداشته باشد. وی گفت: در دنیایی امروز نباید مکاتب را با قیام امام حسین(ع) تطبیق دهیم بلکه باید پرسش های جدید را از مکاتب مختلف گرفته و بر مکتب امام حسین (ع)عرضه کنیم و جواب بگیریم. جنگ بین قبیله حق و باطل پایان نیافته است محمد مهدی جعفری، استاد دانشگاه شیراز و مفسر نهج البلاغه نیز آخرین سخنران آخرین نشست از سلسله نشست های عاشورا پژوهی چهل منزل تا اربعین بود که طی سخنانی اظهار داشت: سخن گفتن در خصوص امام حسین (ع)و عاشورا از مسایل سهل است زیرا از مسایلی است که با تاریخ، فرهنگ و آداب و رسوم ما توام شده است هرگز هم از این زندگی بیرون نخواهد رفت و انشاالله تا انسانیت باقی است این مظهر انسانیت و آزادگی از یادها نخواهد رفت. وی افزود: اما با گذشت زمانی طولانی از این قیام، عاشورا با مسایل مختلفی آمیخته است و باید بکوشیم آن چه حقیقت است از میان غیر حقیقت ها و باطل ها و آنچه شایسته این قیام بزرگ نیست بیرون بیاوریم. این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به چگونگی ورود اسلام به عربستان و نجات بشر جاهلی توسط پیامبر اکرم، شکستن سنت ها، ایجاد وحدت و از بین بردن فرهنگ قبیله ای را از جمله دست آوردهای آن حضرت معرفی کرد. وی به چگونگی غصب مقام خلافت امام علی (ع) بعد از پیامبر اکرم اشاره کرد و گفت: بازگشت به فرهنگ قبیله ای بعد از رحلت پیامبر نمودار شد و خلفا نیز دانسته و یا ندانسته تمام برنامه های پیامبر(ص) را برهم زدند. جعفری به تحلیل دوران امامت امام علی(ع) و امام حسن(ع) پرداخت و گفت: در دوران امام حسن (ع)معاویه ای به گونه ای عمل کرد که مردم نمی توانستند حق و باطل را از هم تمیز دهند که امام حسن(ع) با برنامه ای حکیمانه موضع افشاگری و آشکاری حق بر مردم را در پیش گرفت. وی گفت: بعد از امام حسن(ع)، امام حسین(ع) جای تامل ندید و برای اصلاح و احیا دین جدش و افشای باطل دست به قیام زد. استاد دانشگاه شیراز افزود: یزید نیز که کینه اسلام را در دل دارد و حسین(ع) را نماینده اسلام می داند و می خواهد اسلام را ریشه کن کند که در نهایت امام حسین (ع)به شهادت می رسد. وی گفت: باید سخنان امام حسین(ع) و اقدامات ایشان به صورت فیلم و کتاب برای کودکان، نوجوانان، جوانان به زبان های خارجی ارائه شود. جعفری در ادامه به تحولات اسلام و شیعه در طول تاریخ بعد از قیام عاشورا پرداخت و دوران آل بویه را دوران خردگرایی، آزاد اندیشی و دوران زرین فرهنگ شیعی معرفی کرد. وی همچنین گفت: در دوران صفوی نیز بر خلاف تصور این که شیعه ناب حاکم می شود متاسفانه ظاهر گرایی عزاداری های سنتی و تعزیه داری به سبک مسحیت رونق گرفت. این محقق و نویسنده افزایش قمه زنی را در دوره قاجاریه دانست و گفت: علمای مشروطه خواه نیز با الهام از عاشورا و شعار آزادی خواهی، عدالت خواهی و ظلم ستیزی قیام مشروطه را به پا داشتند. وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: باید تمام تلاش ها صرف بیان زیبایی فرهنگ عاشورا شود زیرا این فرهنگ نماینده شیعه، قرآن و اسلام است. جعفری با اشاره به انحرافات ایجاد شده در فرهنگ عاشورا مخصوصا در نحوه عزاداری ها گفت: نه اسلام می میرد نه تشیع و نه نهضت حسینی منتها در طول تاریخ خسوف و کسوف و ضعف و قدرت دارد. وی تاکید کرد: وظیفه ما همیشه تاریخ است که آن نقاط ضعف را آگاهانه و متناسب با زمان برای مردم تشریح کنیم تا مردم آگاه شوند و عزاداری ها اصلاح شود. استاد دانشگاه شیراز گفت: باید در عزاداری ها حد معمول و منتطقی رعایت شود و در مجالس روضه خوانی اهداف قیام امام حسین (ع)بیان شود تا انشاالله این نهضت تا قیامت ادامه داشته باشد. وی در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این که حسین به عنوان بنی هاشم با یزید به عنوان بنی امیه نجنگید خاطر نشان کرد: امام حسین(ع) به عنوان قبیله حق با قبیله باطل جنگید . جعفری در پایان با اشاره به پرچم سرخ گنبد امام حسین(ع)، جنگ بین قبیله حق و باطل پایان یافته ندانست و گفت: پرچم سرخ برگنبد امام حسین(ع) و در راس قبیله حق در اهتزاز است تا صاحب اصلی بیاید و انتقام خون حسین را از قبیله باطل بگیرد و آن وقت آن پرچم بازهم سبز خواهد شد. ]]> انديشه Mon, 03 Mar 2008 06:36:32 GMT http://deabel.org/vgle.f8zbjh8nz2zibjj9r..html امام حسين(ع) عدالت را محور شيعه مي‌دانستند http://deabel.org/vglc.iqsa2bq0p,s8a22l5..html به گزارش خیمه، سی و چهارمین نشست از سلسله نشست های عاشورا پژوهی "چهل منزل تا اربعین" با موضوع «پیامد های واقعه عاشورا» از سوی مرکز مطالعات راهبردی خیمه در مجتمع فرهنگی شهید فهمیده قم برگزارشد.عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه تهران در این نشست که با حضور جمعی از محققین و دین پژوهان برگزار شد، با بیان اینکه اختلاف اصلی شیعه و اهل تسنن تعارض فی ما بین امنیت و عدالت است افزود: شیعه عدالت را بر امنیت ترجیح می دهد، ولی اهل سنت امنیت را اصل می‌دانند که همین اختلاف در زمان امام حسین (ع) وجود داشت و یزید امنیت را بر عدالت ترجیح می داد و چه بسا عدالت را فراموش کرده بود ولي امام حسین (ع) عدالت را محور شیعه می‌دانستند و در اصل واقعه کربلا به همین خاطر رخ داد و واقعه کربلا، واقعه منشوری است، که از تمام جوانب می توان آن را بررسی کرد .دکتر غلامرضا ظریفیان با بیان اینکه در این واقعه اولین تیر و شمشیر را دشمنان امام حسین( ع) استفاده نمودند، گفت: لشگریان یزید تنها هدفشان از واقعه کربلا غارت و جمع آوری غنایم بود که این نوع تربیت در زمان عثمان رایج شد، زیرا عثمان پول و ثروت زیادی داشت ولی به دیگران اجازه خرج کردن نمی داد و بعد از مرگ عثمان این افراد وقتی خود را در معرض این همه مال دیدند خوی حیوانی بر آنها غلبه نمود. استاد دانشگاه تهران گفت: اعتقاد دشمنان امام حسین(ع) این بود که ایمان ربطی به عمل ندارد و خلیفه می تواند خون هر کسی را که می خواهد بریزد، حتی اگر به ناحق باشد و فرد بسیار مومن باشد.وي با اشاره به اينكه مسئله وفا و صداقت در صحیفه سجادیه مورد تاکید قرار گرفته است، ادامه داد:در زمان امام حسین (ع) بسیار راحت پیمان می بستند و چه بسا راحت‌تر عهد خود را می شکستند و در طول تاریخ افرادی بودند که خود را مسلمان معرفی می کردند ولی دستشان به خون آلوده بود و جامعه را تبدیل به پوستین وارونه کرده بودند. دکتر ظریفیان افزود: از لحاظ جامعه شناسی در زمان امام علی(ع) کوفه نوعی پادگان بود و اینکه به این صورت کوفی ها را نقد می‌کنند به عدم جامعه شناسی کوفه بر می گردد، زیرا کوفه از افراد مختلف در قبیله های مختلف تشکیل شده بود و این ترکیب نا‌همگن با‌عث شد که در ذهن ما خیانت تمامی کوفی‌ها نقش ببندد. ]]> انديشه Thu, 07 Feb 2008 17:24:24 GMT http://deabel.org/vglc.iqsa2bq0p,s8a22l5..html دعبل و محتشم؛ سرآمد مرثیه‌سرایان http://deabel.org/vdcezw8z.jh8vxi9bbj.html گفته‌اند که مرثیه‌سرایی در جهان، همزاد مرگ اولین انسان بوده است. پس به این اعتبار می‌توانیم آدم ابوالبشر را اولین شاعر جهان بدانیم که در سوگ فرزندش «هابیل» مرثیه‌ای سروده است و از آن پس، سرایش اشعاری سوزناک و دردآلود در فقدان عزیزان در بین انسان‌ها متداول شده است.واقعة عظیم و فاجعه‌آمیز عاشورا در سال ۶۱ هجری، از جمله رخدادهای شگفت‌انگیز و غمباری است که از همان آغاز، عاطفة انسانیت را جریحه‌دار کرد و از آن پس تاکنون، هزاران شاعر از نژادهای مختلف و با زبان‌های گوناگون، مرثیه‌هایی در توصیف این واقعة بزرگ و درس‌آموز سروده‌اند که از آن میان، مرثیه‌های شاعر شهیر عرب «دعبل خزاعی» متولد ۱۹۶هجری و نیز سوگ‌سروده‌های محتشم کاشانی شاعر ایرانی قرن دهم هجری، سرآمد این گونه اشعارند.در اثری که پیش رو دارید، نویسنده با بررسی و پژوهش مقایسه‌ای، مرثیه‌های این دو شاعر بزرگ مرثیه‌گوی را از جنبه‌های مختلف ادبی و ایمانی معرفی و ویژگی‌های هر یک را برشمرده است.مراثی که در سوگ بزرگان مذهبی و ائمة معصومین علیهم السلام در طی قرون و اعصار سروده شده است اغلب نشئت‌گرفته از بنیان و شاکلة استوار و وثیق معنوی و ایمانی مرثیه‌سرایان نامدار و برجستة تاریخ اسلام و تشیع بوده است.همدلی و ارادت کامل این طیف از شاعران نسبت به انبیاء و اولیاء الهی، مراثی را از جایگاه و وزانت ویژه‌ای برخوردار ساخته است. این مراثی از سوزناک‌ترین و مهیج‌ترین اشعار تلقی و در تأثیرگذاری بر روح و روان و عمق وجود هر شنوندة صاحبدلی بی‌بدیل قلمداد می شود.یکی از درخشان‌ترین چهره‌های فرهنگی و ادبی جهان تشیع، دعبل بن علی الخزاعی است که با عقیده و ایمان به حق و دوستداری خالصانه و بی‌شائبة آل‌البیت علیهم‌السلام به قول خودش، چوبة دار را ۵۰ سال بر دوش کشید، تا این که به دست ظالمان غدار به رفیق اعلی متصل گردید. او با سرودن «تائیه» مشهور خود توانست زبان عرب را حربه‌ای علیه دشمنان حق قرار داده و به یکی از بزرگ‌ترین مرثیه‌سرایان در سوگ ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام تبدیل گردد.بدیهی است واقعة عظیم عاشورا در بین شاعران و ادیبان ایرانی در ادوار مختلف از مقام و مرتبة والایی برخوردار بوده است؛ اوج این تأثیرگذاری در اشعار محتشم کاشانی و شعر بلند عاشورایی او، تجلی بی بدیل پیدا کرده و با گذشت قرون متمادی، هنوز بوی جاودانگی و طراوت و تازگی از آن استشمام می گردد.این مقاله با بررسی و پژوهش مقایسه‌ای دو مرثیه‌سرای بزرگ عرب و عجم، سعی در شناساندن حب و دوستی اهل‌بیت علیهم‌السلام در میان دو طیف مختلف از مرثیه‌سرایان نام‌آور تاریخ اسلامی با تمام اختلافات زمانی، زبانی و فرهنگی دارد. حقانیت قیام و نهضت امام حسین علیه‌السلام تمامی مرزها را شکافته و بر زبان‌ها و زمان‌ها جاری گشته است. در این تحقیق ادبی ـ تاریخی با آوردن اشعار سوزناک و غمگنانه از هر دو شاعر محب اهل‌بیت عصمت و طهارت در نهایت ایجاز، به معرفی و تبیین سبک و سیاق ادبی و عمق بصیرت و ژرفای عشق و دلدادگی آنها پرداخته شده است.مرثیهمرثیه در لغت، گریستن بر مرده و ذکر محامد وی و تأسف از درگذشت او را می‌گویند. و در اصطلاح ادب «رثاء» یا «مرثیه» بر اشعاری اطلاق می‌گردد که در ماتم گذشتگان و تعزیت یاران و بازماندگان و ذکر مناقب وی سروده شود.(دهخدا ذیل مرثیه)از آنجا که سرودن شعر، رابطة مستقیمی با قوة عاطفة انسان دارد و به دلیل حس و حالی که در سوگ عزیزان بر آدم مستولی می‌شود، باید مرثیه را یکی از بزرگ‌ترین مضمون‌ها برای شعر دانست. «مرثیه در لغت هم از مادة رثا یرثو به معنای گریستن بر مرده است.»(شرطونی، ۱۹۹۲ م. ج ۲، ص ۷۴)بنا بر روایاتی نخستین شاعر، آدم علیه‌السلام بوده است و اولین مضممون رثاء، که مرثیة هابیل کرده است۱«از رویدادهای مهم تاریخ در جهان عرب، حادثة شهادت امام حسین علیه‌السلام در کربلاست. حادثة مزبور، گر چه در محیطی عربی اتفاق افتاده و قهرمانان آن، شخصیت‌های عربی هستند، ولی احساسات و عواطف دیگر ملل، چون ایرانیان و ترکان را برانگیخته و بسیاری از شاعران ایرانی و ترکی را واداشته که در بزرگداشت امام حسین علیه‌السلام و ۷۲تن از شهدای کربلا و نیز محکوم کردن امویان قاتل، اشعاری بسرایند»(ندا، ۱۳۸۷، ص ۲۱۹)«موضوع این واقعه از جهت پیدایش و جزئیات، تکان‌دهنده و تحریک‌کننده است و برای هر کس که می‌خواهد آن را به‌نظم کشیده یا به‌نثر بنویسد، یا داستان‌های عاطفی اثربخش دربارة آن تألیف کند، بسیار گیرا و جذاب است»(همان، ۱۳۸۷، ص ۲۲۰)مرثیه‌سرایی در ادب عربی«رثا در شعر عرب، رواج بسیاری داشته است و ظاهراً اعراب به رثاء و مفاخره بیش از انواع دیگر دلبسته بودند.»(شمیسا، ۱۳۸۳، ص ۲۳۶)برخی صاحب‌نظران مرثیه را در عربی مقدم بر ادبیات پیش از اسلام دانسته‌اند. منشأ رثاء در ادب عربی را باید در روابط قبایل و منازعات آنها جست‌وجو کرد. ابن رشیق قیروانی در «العمده»، پیرامون شعرای جاهلی در سرودن شعر رثایی چنین می‌گوید: «مثال‌ها در فنا و نابودی ملوک عظام می‌زدند، از نابودی ممالک فراوان و امت‌های قدرتمند سخن می‌گفتند، از هلاکت بزهای کوهی پناه‌گرفته در دل کوه‌ها، از هلاکت شیران کمین‌گرفته در بیشه‌زارها و گورخرهای وحشی در دشت‌ها، کرکس‌ها و عقاب‌ها و مارهای خشن و طولانی‌عمر سخن می‌راندند.»(العمده، ص ۷۴)پس بی‌گمان، مرثیه‌سرایی در باب عاشورا با زبان عربی آغاز شده است و به علت همزادی و همراهی عرب با شعر، آغاز سرایش نباید با فاصلة چندانی پس از واقعة عاشورا باشد. «چه پس از این واقعة تاریخی نخستین مراثی مذهبی در مصیبت حضرت حسین علیه‌السلام پدید آمد.»(افسری کرمانی، ۱۳۷۱، ص ۱۰۲) بسط بن جوزی می‌گوید: «نخستین شاعری که در رثای امام حسین علیه‌السلام اشعاری سروده است، عقبه بن عمر السهمی بوده است.»۲ این قطعه از لطیف‌ترین و سلیس‌ترین شعرهایی است که در مراثی حسین بن علی علیه‌السلام انشاد شده است:اذا العین قوت فو الحیات و انتمتخافن فی الدنیا فاظلم نورهااگر دیدگان ما بخواهند روشن و خشنود باشند و شما در این دنیا، دلتنگ و هراسان باشید، آن دیدگان کور باد.»(همان، ۱۳۷۱، ص ۱۰۵)اما بزرگ‌ترین مرثیه‌سرای ادب عربی را باید دعبل بن علی الخزاعی دانست که مراثی بسیار در مصیبت حضرت حسین علیه‌السلام سروده است.مرثیه سرایی در ادب فارسیدربارة مرثیه‌سرایی در ادبیات پیش از اسلام، اطلاع چندانی در دست نیست؛ اما با توجه به قراینی، اولین مرثیة ایران باستان، «رثای مرزکو» است. نوحه‌سرایی در مرگ سیاوش را نیز چند مأخذ ذکر کرده‌اند.در دورة اسلامی، قدیمی‌ترین مرثیه شعر «ابوالینبغی» دربارة ویرانی سمرقند است؛ اما مؤلف تاریخ سیستان، قدیمی‌ترین مرثیه را به محمد بن وصیف سیستانی شاعر دربار صفاریان نسبت می‌دهد۳ که در زوال دولت صفاریان سروده شده است.باتوجه به سابقة مرثیه در ایران، آن را به چهار دسته طبقه‌بندی می‌کنند:۱ـ مراثی در مرگ مشاهیر۲ـ مراثی وطنی۳ـ سوگ عزیزان۴ـ مراثی مذهبی«مراثی مذهبی در ایران عموماً در سوگ حسین علیه‌السلام سروده شده است. در ادبیات فارسی، شعله‌های تابناک مرثیه در قرون شش تا هشت است؛ اما اوج مرثیه در دورة صفویه است که بزرگ‌ترین شاعر مرثیه‌سرای این دوره محتشم کاشانی، شاعر دربار شاه طهماسب صفوی است.»(کافی، ۱۳۸۶، ص ۱۱۰)«مرثیه در ادبیات فارسی غالباً منظوم است و ممکن است به هر قالبی باشد. قصیده، قطعه، ترجیع‌بند، ترکیب‌بند و گاهی غزل، رباعی و مثنوی.»(شمیسا، ۱۳۸۳، ص ۲۳۶) که می‌توان به ترکیب‌بند مؤثر، زیبا و به‌یادماندنی محتشم کاشانی در عزای خامس آل عبا علیهم‌السلام اشاره کرد که نه در محرم هر سال، بلکه در تمامی روزهای سال بر لب (اندیشه و دل) جاری و ساری می‌شود. «مراثی مذهبی را در ادبیات فارسی، جدیدترین نوع مرثیه‌سرایی دانسته‌اند.»(مؤتمن، ۱۳۷۰، ص ۶۰)محتشم کاشانیخداوندگار شعر عاشورایی، شمس الشعرا، محتشم کاشانی در ۹۰۵ در کاشان متولد شد و در سال ۹۹۶ در زادگاه خود از دنیا رفت.محتشم در اصل، قصیده‌سرایی مداح بود که به ملاحظة تمایل دینی و احساسات تشیع در دربار صفوی به حکم معتقدات خودش موضوع تازه‌ای پیش آورد؛ یعنی اشعاری مبتنی بر تذکر مصایب اهل‌بیت علیهم‌السلام سرود و در سبک، شهرت یافت و اشعارش معروف گشت.شیخ عباس قمی، صاحب کتاب‌های مشهور مفاتیح الجنان، منتهی الآمال دربارة محتشم گفته است: «... محتشم شاعر، صاحب مراثی معروفه که در جمیع تکایا و مجالس ماتم ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام بر در و دیوار آن نصب شده است و گویا که از حزن و اندوه آن اشعار نگاشته شده، یا از خاک کربلا سرشته شده است. این اشعار مثل مصیبت حضرت ابا عبدالله علیه‌السلام بر هیچ وجه مندرس نمی‌شود. و این کشف می‌کند از عظمت بزرگی مرتبت و کثرت معرفت محتشم ...»بدین ترتیب، شهرت عمدة او، در ساختن شعر مذهبی است و در علت اشتغال او، بدین‌گونه اشعار نوشته‌اند که روزی قصیده‌ای در مدح شاه طهماسب صفوی و شاهزاده پری‌خان خانم فرستاد ولی شاه پس از شنیدن آن «فرمودند که من راضی نیستم که شعرا زبان به مدح و ثنای من آلایند. قصائد در شأن شاه ولایت‌پناه و ائمة معصومین علیهم السلام بگویند، صلة اول از ارواح مقدسه حضرات و بعد از آن، از ما توقع نمایند ...»(افسری کرمانی، ۱۳۷۱، ص ۱۱۲)محتشم اشعاری در قالب قصیده، مثنوی و ترکیب‌بند دارد که ۱۲ بند آن در مرثیة شهدای کربلاست که در ادبیات بعد از صفوی بی‌نظیر است.۴ طوری که بسیاری از شاعران، مثل صبای کاشانی و وصال شیرازی به تقلید آن اهتمام کرده‌اند؛ اما موفق نشده‌اند:باز این چه شورش است که در خلق عالم استباز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم استباز این چه رستخیز عظیم است کز زمینبی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم استاین صبح تیره باز دمید از کجا، کزوکار جهان و خلق جهان جمله درهم استگویا طلوع می‌کند از مغرب آفتابکآشوب در تمامی ذرات عالم استگر خوانمش قیامت دنیا بعید نیستاین رستخیز عام که نامش محرم استدر بارگاه قدس که جای ملال نیستسرهای قدسیان همه بر زانوی غم استجن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنندگویا عزای اشرف اولاد آدم استخورشید آسمان و زمین نور مشرقینپروردة کنار رسول خدا حسین(دیوان محتشم کاشانی، ۱۳۷۹، ص ۵۳۳)«در باب این ۱۲ بند، مرحوم مدرس تبریزی از بعضی از اهل تتبع نقل می‌کند که محتشم پس از وفات برادرش عبدالغنی، مراثی بسیاری دربارة او می‌گفت، تا شبی در عالم رویا به خدمت حضرت امیر المؤمنین علیه‌السلام رسید و امام بدو فرمود: چرا در مصیبت برادرت مرثیه گفته‌ای و برای فرزندم حسین علیه‌السلام مرثیه نمی‌گویی؟ عرض کرد: یا امیر المؤمنین! مصیبت حسین علیه‌السلام خارج از حد و حصر است و لذا آغاز سخن را پیدا نمی‌کنم. فرمودند: بگو: باز این چه شورش است که در خلق آدم است. باری، مرثیه سروده شد و از همان روزهای آغازین، از آن استقبال شد، تا آن جا که صاحب «نتایج الافکار» می‌نویسد: اگر چه اکثر عالی‌طبعان به فکر مرثیة حضرت امام حسین علیه‌السلام پرداختند، اما این مرثیه، شأن و شرف و مقبولیتی بالاتر دارد.»(فرهنگ عاشورا، ۱۳۸۴، ص ۳۶۶)دعبل بن علی الخزاعیابو علی دعبل بن رزین خزاعی کوفی، سرایندة قصیدة معروف «مدارس آیات» در سوگ مظلومیت امامان شیعه است. وی که از مرثیه‌سرایان بزرگ عاشورا به حساب می‌آمد بیشتر در بغداد زیست، شعرهایش بیشتر در نکوهش خلفای جور و حمایت از اهل‌بیت علیهم‌السلام بود. ولادت این چهرة نابغة شعر شیعی که از شیفتگان جان‌باختة راه ائمه و ولایت بود. سال ۱۴۸ و شهادتش به دسیسة حاکم دمشق، در ۹۸ سالگی در۲۴۶ هجری بود. قبرش در «زویله» نزدیک مرز سودان است.۵«سه خصوصیت بارز، دعبل را در عصر خویش و حتی در اوایل جوانی، انگشت‌نمای علاقه‌مندان به شعر و شاعری کرد: قریحة سرشار، تشیع و هجو»(گوهری، ۱۳۶۸، ص ۷۵)دعبل مرد انقام‌جو و هجوگری بود۶، هیچ چیز او را خشنود نمی‌ساخت و به ستایش وا نمی‌داشت. از این رو، هرگز از انتقاد و عیب‌جویی خسته نمی‌شد. در تمام طول حیات خود چون به دنبال انسان واقعی می‌گشت از افراد معمولی بشر بیزار بود، چنان که می‌گفت:انی لافتح عینی حین افتحهاعلی کثیر ولکن لا اری احدا«وقتی دیدگانم را می‌گشایم، افراد بسیاری را می‌بینم، ولی انسان نمی‌بینم.»او نه تنها شیعه‌ای مؤمن و معتقد است بلکه برای ترویج اصول عقاید این مذهب تا پای جان هم می‌ایستد و در این راه، از هیچ چیز و هیچ کس هم هراسی به خود راه نمی‌دهد.در این که او، ادیبی بارع بوده است جای هیچ شکی نیست.«از جاحظ نقل کرده‌اند که گفت: از دعبل شنیدم که گفت: در طول ۶۰ سال گذشته بر من روزی نگذشت که در آن شعری نگفتم.»(الأغانی، ج ۱۸، ص ۴۴)و این دلیلی واضح بر ممارست و پشتکار اوست.دعبل مراثی بسیار در مصیبت حضرت حسین علیه‌السلام انشاد کرده است؛ اما قصیدة تائیه۷ او، از مهم‌ترین اشعار او در این زمینه به حساب می‌آید.زمان و مکان سرایش این شعر و حکایت‌هایی که دربارة تائیه نقل می‌کنند همگی حکایت از عظمت و اهمیت این مرثیه دارد. «دعبل در حقیقت سرودن این شعر را به هدف انشاد در محضر امام شیعیان به پایان برد و به همین سبب، چون از کار فراغت یافت فوراً راه خراسان پیش گرفت تا سروده‌هایش را بر ایشان بخواند.او با این بیت آغاز کرد:مدارس آیات خلت من تلاوهو منزل وحی مغفر العرصات«جایگاه‌های تلاوت آیات قرآن را می‌یابم که دیگر خالی است و منزل‌های وحی را می‌بینیم که هواداری ندارد.»و به این بیت رسید که:اذا و تروا مدوا الی واتریهمأکفا عن الأوتار منقبضاتدر این جا، امام چنان گریستند که حالت اغما برایشان پدید آمد. دعبل به اشارت خادم از خواندن باز ایستاد و چون دعبل دوباره به همان قطعه رسید، بار دیگر حال امام متغیر و دگرگون شد و چون امام بهبودی حاصل می‌کنند، دوباره امر به بازخوانی می‌کنند و این بار بود که دعبل توانست همة ابیات را انشاد کند. امام با تحسین و اعجاب فراوان از او تشکر کردند و دستور دادند تا هزار درهم از درهم‌هایی که به نام ایشان ضرب شده بود و تا آن روز توزیع نشده بود را به دعبل بپردازند.»(گوهری، ۱۳۶۸، صص ۱۴۳ ـ ۱۴۲)ابیات ذیل از قصیدة تائیة اوست:«افاطم لو خلت الحسین مجرلاو قدمات عطشاناً بشط فراتاذا للطمت الخد فاطم عندهو اجریت دمع العین فی الوجناتافاطم قومی یا بنته الخیر و اندبینجوم سماوات بارض فلاتقبور بکوفان و اخری بطیبهو اخری بفتح نالها صلواتیقبور ببطن النهر من جنب کربلامعرسها منها بشط فراتتوفوا عطاشاً بالعراء فلیتنیتوفیت فیهم قتل حسین وفاتیسابکیهمم ما ذرفی الارض شارقو نادی منادالخیر للصواتقتیلاً بلاجرم فجیعاً بفقدهفریداً ینادی این این حماتی»«ای فاطمه، اگر در خیال خویش، حسین را فرو افتاده و در کنار شط فرات، لب‌تشنه، جان‌سپرده بینی.در این هنگام با دست خود بر چهرة خویش سیلی همی زنی و اشک غم برگونة خویش همی فرو غلطتانی.فاطمه، ای دختر منبع خیرات، برخیز و گریه کن، آن ستارگان روشن را که بر بیابان‌ها فرو غلتیده‌اند.بر آن قبرها که در «کوفه» و «مدینه» و «فخ» بنا شده‌اند، بنال.بر آن قبرها که در دل نهر در کنار کربلا بر شط فرات آرامگاه شده‌اند، گریه کن.با کام تشنه، جان سپردند و کاش که من با آنان پیش از روز مرگ خود، جان سپرده بودم.تا درخشنده‌ای بر زمین می‌درخشد، مؤذن بانگ نماز بر می‌دارد، بر آنان می‌گریم.آن‌کس که بی‌گناه به قتل رسید و فقدانش دردناک است، آن‌که تنها بود و همی فریاد بر می‌آورد که حامیان من کجایند؟»(افسری کرمانی، ۱۳۷۱، صص ۱۰۷ ـ ۱۰۶)محتشم و دعبل با این که از لحاظ زمانی و مکانی با هم فاصله دارند اما در مقایسة مرثیه‌های این دو شاعر به موارد مشابهی برخورد می‌کنیم از جمله:۱ـ تولی و تبریرکن و مبنا و هستة اصلی سروده های شاعران مرثیه‌سرا، دو صفت آرمانی و مکتبی، تولی و تبری است.جهت‌گیری شعر حزن‌انگیز، همان نیل به مرتبه‌ای از محبت و دلدادگی به ائمه و اهل‌بیت علیهم السلام است.دعبل همة هنر و توانمندی‌اش را در این زمینه به‌کار می‌گیرد تا نردبانی درست کند برای این‌که بتواند به قرب رضایت دوستان خدا برسد:«فکیف؟ و من انی یطالب زلفهالی الله بعد الصوم و الصلواتسوی حب أبناء النبی و رهطهو بغض بنی الزقاء العبلاتو هند و ما أدت سمیهاولو الکفر فی الاسلام و الفجرات»(گوهری، ۱۳۶۸، ص ۷۹)«چگونه و به چه وسیله‌ای(جز توسل به اهل‌بیت) بعد از نماز و روزه، طالب نزدیکی به خدایی؟به جز با محبت خاندان پیامبر و یارانش و دشمنی با مروانیان و امویاندر حالی‌که هند و سمیه و فرزندان ریشة کفرند و در اسلام فساد کرده‌اند.»و این حقیقت در شعر حزن‌انگیز و عاشورایی محتشم به نحو اکمل و احسن ظهور عینی یافته است:«مسلمانان خروش از جان بر آریدمحبان از جگر افغان بر آریددرین ماتم به سوز و درد باشید به اشک سرخ و رنگ زرد باشیدبسان غنچه دل‌ها چاک سازیدچو نرگس دیده‌ها غمناک سازیدز خون دیده در جیحون نشینیدچو شاخ ارغوان در خون نشینیدبه ماتم بیخ عیش از جان بر آریدبه زاری تخم غم در دل بکاریدکه در دل این زمان تخم ملامتبر شادی دهد روز قیامتخداوندا به حق آل حیدربه حق عترت پاک پیمبرکه سوی محتشم چشمی عطا کنشفیعش را شهید کربلا کن»(دیوان محتشم کاشانی، ۱۳۷۹، صص ۵۰۹ ـ ۵۰۸)۲ـ افشاگری جنایات و مدافع حریم اهل‌بیت (اشاره با ظالمین)محتشم در شعر سوزناک خود، از جنایات زشت‌کاران اهریمن‌صفت پرده برداشته و آنها را افشا می‌کند.«ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده‌ایوز کین چها درین ستم آباد کرده‌ایبر طعنت این بس است که با عترت رسولبیداد کرده خصم و تو امداد کرده‌ایای زادة زیاد نکردست هیچ گهنمرود این عمل که تو شداد کرده‌ایکام یزید داده‌ای از کشتن حسینبنگر که را به قتل که دلشاد کرده‌ایبا دشمنان دین نتوان کرد آنچه توبا مصطفی و حیدر و اولاد کرده‌ایحلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آنآزرده‌اش به خنجر بیداد کرده‌ایترسم تو را دمی که به محشر بر آورنداز آتش تو دود به محشر در آورند»(همان، ۱۳۷۹، صص ۵۳۸ ـ ۵۳۷)این رویه در شعر دعبل نیز، جاری و ساری است:«یخبرن بالأنفاس من شر انفساساری هوی ماض و آخر آت»(گوهری، ۱۳۶۸، ص ۱۴۵)۳ـ ذکر مصیبت و رثای حسین علیه‌السلامدعبل از جمله شاعرانی است که با فصاحت و بلاغت خود به شعر بکا، پایه‌ای قویم و بنیادی رکین می‌بخشد.شاعر، همة هنر خود را وقف توصیف غم و اندوهی می‌کند که شهادت جانخراش امام مسبب آن است. کلمات وی لحظه‌به‌لحظه کربلا را به یاد می‌آورد و غمی سنگین را بر روح دوستدار اهل‌بیت علیهم السلام به جای می‌گذارد و در عزای سیدالشدا حسین بن علی علیه‌السلام می‌سراید:«أ أسبلت دمع العین بالعبراتو تبکی علی آثار آل محمدو قد ضاق منک الصدر بالحسرات ألا فأبکهم حقا و اجر علیهمو عیونالریب الدهر منسکباتو لاتنس فی یوم الطفوف مصابهمبداهیه من اعظم النکباتسقی الله أجداثا علی طف کربلامرابع امطار من المزناتو صلی علی روح الحسین و جسمهطریحالذی النهرن بالفلواتأ أنسی و هذا النهر یطفح ظامئاقتیلا و مظلوما بغیر تراتفقل لابن سعد ابعدالله سعدهستلقی عذاب النار و اللعناتساقنت طول الدهر ماهیت الصباو اقنت بالاصال و الغدواتعلی معشر ضلوا جمیعا و ضیعوامقال رسول الله بالشبهات»(گوهری، ۱۳۶۸، صص ۱۴۱ ـ ۱۴۰)« ای اشک از دیده فروریختی و از شدت آه و ناله به‌جان آمدی؟آیا دلت تنگ و حسرت‌کش بر آثار آل محمد گریستی؟بلی! برای ایشان حقیقتاً گریه کن و چشمانت را در غمشان اشکبار ساز.روز عاشورا را به یاد آور، و آن مصیبت بزرگی را که برای اسلام از بدترین نکبت‌ها بود.خدای، بدن‌های افتاده در زمین کربلا را با بارش ابرها سیراب گرداناد.و بر جسم و روح حسین درود فرستاد که در میان دو نهر تشنه جان داده است.آیا فراموش کنم تشنه‌ای را در کنار رودی پر آب بدون گناه کشتند؟به ابن سعد که خدای سعد از او بگرداند بگو هر آینه عذاب آتش و لعنت هر دو جهان را بر خود خریدی.تا نسیم وزنده است و تا شب و روز آینده؛بر آن قوم که گمراه شدند و سخنان پیامبر را با شبهه‌ها ضایع ساختند، نفرین می‌کنم.»(گوهری، ۱۳۶۸، صص ۱۶۹ ـ ۱۶۸)سلسله صفویه و شاهان آن به دلیل اعتقادی که داشتند، نقش بسیار مهمی در ترویج ادبیات دینی و مذهبی به‌ویژه مدح ائمة دین و ذکر مصائب اهل‌بیت علیهم السلام ایفا می‌کردند و مراثی سروده‌شده در رثای شهدای کربلا صورت عالی آنهاست.محتشم کاشانی نیز، به عنوان یکی از شاعران برجستة این دوره از این امر مستثنی نبوده و اشعار جانگداز بسیاری در نهایت فصاحت و بلاغت در وصف این رویداد تاریخی شگرف سروده است که خوانندة خود را به‌شدت متأثر می‌سازد:«این زمین پر بلا را نام دشت کربلاستای دل بی درد، آه آسمان‌سوزت کجاستاین بیابان قتلگاه سید لب‌تشنه استای زبان وقت فغان ای دیده هنگام بکاستاین فضا دارد هنوز از آه مظلومان اثرگر ز دود آه ما عالم سیه گردد رواستاین مکان بوده است روزی خیمه‌گاه اهل‌بیت کز حباب اشک ما امروز گردش خیمه‌هاستکشتی عمر حسین اینجا به‌زاری گشته غرقبحر اشک ما درین غرقاب بی‌توفان چراست»(دیوان محتشم کاشانی، ۱۳۷۹، صص ۲۵۰ ـ ۲۴۹)نتیجه گیریمرثیه‌سرایی و بازخوانی حوادث تلخ و جانگداز در قالب شعر و ادبیات حزن‌انگیز از روش‌های ملهم ابراز عشق و محبت نسبت به ائمة اطهار علیهم‌السلام و بغض و دشمنی نسبت به جباران زورگو بوده است. از نامدارترین این شاعران در طول تاریخ اسلام و تشیع، دعبل بن علی بن الخزاعی و محتشم کاشانی را می‌توان نام برد، به‌گونه‌ای که هر دو مدافع حریم اهل‌بیت علیهم السلام بوده‌اند. این دو از شدت برجستگی ادبی و دلدادگی ایمانی، چهره و جلوة جاودانه و قدسی خاصی پیدا کرده‌اند. شعر آنها همچون تیر سرکش قهاری است که با کمترین خطا و بیشترین نتایج به سر ظالمان و غاصبان شلیک گردیده و رسواکننده و افشاگر جنایت‌ها و اصحاب ظلم و ستم بنی‌عباس و دستگاه‌های جاری زمان خود بوده است. این دو شاعر متعهد با تمام خطرها و محرومیت‌ها لحظه‌ای در اثبات حقانیت تردید ننموده‌اند. اشعار جاودانة خزاعی معروف به تائیه در تارک دوستی آل الله در طول زمان درخشیده و بر همسنگ و بی‌بدیل خود به نام محتشم کاشانی تکیه نموده است.پی نوشت ها:۱ـ «در مورد حضرت آدم علیه‌السلام می‌توان به این نکته اشاره کرده پس از پذیرفته شدن توبه‌اش، وقتی در اطراف زمین سیر می‌کرد به سرزمین کربلا رسید، پایش به چیزی خورد، سپس بر زمین افتاد و خون از پایش جاری شد. آنگاه سر به آسمان بلند کرد وگفت: خداوندا آیا گناهی از من سرزد که این‌گونه مرا معاقب فرمودی؟ وحی رسید: نه ولیکن فرزندت حسین علیه‌السلام در این مکان کشته می‌شود؛ پس خون تو موافق خون او جاری شد، عرض کرد: چه کسی قاتل اوست؟ وحی آمد یزید ملعون، پس او را لعن کن. پس از آن که آدم او را لعن کرد به سوی جبل عرفات روانه شد.»(ر.ک: فرهنگ عاشورا، ص ۶)۲ـ با تفحص در باب نخستین شاعر عاشورایی، علاوه بر «عقبه بن عمر السهمی» به نام‌هایی نظیر سوده همدانی، امام شافعی، ابو وهب قرشی، سلیمان بن قبه الخزاعی و حتی صاحب ابن عباد بر می‌خوریم.۳ـ شعری که به این شاعر صفاری نسبت می‌دهند:ای امیری که امیران جهان خاص و عامبنده و چاکر و مولای و سگ بند و غلام۴ـ قدیمی‌ترین کتاب منشور که در مرثیه‌سرایی کربلا نوشته شده است، کتاب روضة ‌الشهدای ملاحسین کاشفی، معاصر سلطان حسین بایقرا از دانشمندان و نویسندگان معروف قرن نهم است.۵ـ الغدیر، علامه امینی، صص۲۸۶ ـ ۲۶۳؛ نیز دربارة شرح حال او، ر.ک: «دعبل خزاعی، شاعر دار بردوش» از: مطصفی قلیزاده.۶ـ از جمله افرادی که دعبل به هجو آنها پرداخته می‌توان به مطلب بن عبدالله مالک الخزاعی، امیر مصر هارون الرشید و مأمون معتصم و ابراهیم بن المهدی و ... اشاره کرد: از جمله در هجو معتصم می‌گفت:«ملوک بنی العباس فی الکتب سبعةو لم تاتنا عن ثامن لهم کتبکذلک اهل الکهف فی الکهف سبعةخیار اذا عدوا و ثامنهم کلبو انی لاعلی کلبهم عنک رتبةلانک ذوذنب و لیس له ذنب»«پادشاهان بنی‌عباس در نوشته¬ها، هفت تن هستند و هنوز، از هشتمی آنها نامی در نوشته‌ها ندیده‌ام. اصحاب کهف نیز چنین بودند، هفت تن برگزیده و هشتمی سگ‌شان بود.ولی من سگ‌شان را بر تو برتری می‌دهم، زیرا تو گناهکاری و آن را گناهی نبود.»۷ـ ابو الفرح اصفهانی مؤلف شهیر کتاب الأغانی، تائیه را از بهترین منظومه‌ها و زیباترین مدایحی می‌داند که در ستایش اهل‌بیت علیهم‌السلام سروده شده‌اند.(ر.ک: الأغانی، ج ۱۸، ص ۲۹)منابع:۱ـ اصفهانی، ابوالفرج الأغانی، ج ۱۸۲ـ افسری کرمانی، عبدالرضا، نگرشی به مرثیه‌سرایی در ایران، چ اول، تهران، انتشارات اطلاعات،۱۳۷۱.۳ـ الفاخوری، حنا، تاریخ ادبیات زبان عربی از عصر جاهلی تا قرن حاضر، ترجمه: عبدالمحمد آیتی، چ هفتم، تهران، انتشارات توس، ۱۳۸۶.۴ـ دهخدا، علی‌اکبر، لغت‌نامة دهخدا، چ دوم، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷.۵ـ رضازاده شفق، صادق، تاریخ ادبیات ایران، چ دوم، تهران، انتشارات دانشگاه پهلوی، ۱۳۵۲.۶ـ شرطونی، سعید، اقرب الموارد، چ دوم، لبنان، بیروت، انتشارات دارالکتب الومیه، ۱۹۹۲م.۷ـ شمیسا، سیروس، انواع ادبی، چ دهم، تهران، انتشارات فردوس،۱۳۸۳.۸ـ کافی، غلامرضا، شرح منظومة ظهری(نقد و تحلیل شعرهای عاشورایی از آغاز تا امروز) چ اول، تهران، انتشارات مجمع فنی عاشورا، ۱۳۸۶.۹ـ گوهری، محمد جواد، دعبل بن علی الخزاعی، چ اول، تهران، انتشارات، امیر کبیر، ۱۳۶۸.۱۰ـ محتشم، علی بن احمد، دیوان محتشم کاشانی به تصحیح و مقدمه اکبر بهداروند، تهران، انتشارات نگاه، ۱۳۷۹.۱۱ـ موسوی گرمارودی و همکاران، فرهنگ عاشورا، چ اول، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۴.۱۲ـ ندا، حله، ادبیات تطبیقی، ترجمه هادی نظری منظم، چ دوم، تهران، نشرنی، ۱۳۸۷. ]]> انديشه Wed, 16 Apr 2014 14:56:20 GMT http://deabel.org/vdcezw8z.jh8vxi9bbj.html اساتید و محقّقین راه‌های علمیِ گسترش پدیده مداحی را به ما نشان بدهند http://deabel.org/vdcjtyet.uqeyxzsffu.html بیانات در دیدار جمعى از مداحان اهل‌بیت علیهم‌السلام به مناسبت میلاد حضرت فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها (۱)بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین. اللّهمّ صلّ علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها صلواتک و صلوات ملائکتک و اولیائک علیهم. تبریک عرض میکنم روز عید مبارک را و تشکّر میکنم از برادران عزیزی که برنامه اجرا کردند و جدّاً ما استفاده کردیم و لذّت بردیم. این سرود آخر جلسه هم هر سال حُسن ختامی است برای این جلسه که جناب آقای سازگار این سرود را هر سال انشاء میکنند؛ امسال خیلی هم خوب اجرا شد؛ مضامین خوب، مفاهیم خوب، درس، تعلیم، تذکّر. در این جلسه که شما برادران عزیز حضور دارید -البتّه خواهران گرامی هم هستند- خطاب من بیشتر به شما برادرانی است که به افتخار مدّاحی و ذاکری سیّدالشهداء (سلام‌الله‌علیه) و اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) مفتخرید. الحمدلله کمّیّت مدّاحان -بخصوص جوانان- در این عرصه کمّیّت بسیار مطلوب و زیاد و خوبی است، کیفیّت‌ها هم در بعضی از جاها واقعاً خوب است. این مسئله‌ی مدّاحی در کشور ما یک پدیده‌ای است؛ شبیه این را ما در هیچ جای دیگری نداریم. البتّه اختصاصات جامعه‌ی شیعه و چیزهای اختصاصی که در سایر جوامع اسلامی و غیر اسلامی نیست، متعدّد است؛ خود اصلِ عزاداری مثلاً یا اصل مصیبت‌خوانی برای اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) که معمولاً همراه است با موعظه و نصیحت و [بیان] معارف و مسائل روز و بیانات گوناگون و هرچه اقتضای هر زمانی میباشد، جزو اختصاصات شیعه است و از زمان ائمّه (علیهم‌السّلام) تا امروز ادامه داشته است؛ در جاهای دیگر نیست و خَلأاش را احساس میکنند. خلأاش را در جاهای دیگر احساس میکنند و سعی میکنند یک جوری پر کنند و نمیشود. لکن این پدیده‌ی مدّاحی و نغمه‌سرایی در باب مدح و مصیبت و مرثیه و ذکر و امثال اینها هم یکی از اختصاصات است؛ این هم جای دیگری نیست و به این شکل وجود ندارد؛ به این عمومیّت و به این وسعت -چه وسعت از لحاظ کمّیّت، چه وسعت از لحاظ معانی و مفاهیم و مانند اینها- نیست. این پدیده درخورِ کار علمی است؛ یعنی واقعاً جا دارد دانشجویان ما، اساتید ما، محقّقین ما بنشینند و روی این پدیده فکر کنند، کار کنند؛ هم تفسیر و تحلیل کنند، هم راه‌های علمیِ گسترش این را به ما نشان بدهند و یاد بدهند. ما در واقع دستِ‌کم گرفتیم این پدیده را؛ خیلی پدیده‌ی مهمّی است. خب، ما بحمدالله این توفیق را داشتیم، این فرصت را داشتیم که در طول این سی‌وچند سال گذشته مثل امروز، هر سال این جلسه را با برادران مدّاح تشکیل دادیم. شاید در بین شما جمعیّت، کسانی که عمرشان از عمر این جلسه کمتر است، کم نباشند. سی‌وچند سال است که این جلسه برقرار است. پس فرصت خوبی است برای اینکه راجع به این پدیده یک مقداری صحبت کنیم. درباره‌ی حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) -این را نه به‌عنوان اینکه آدم بخواهد جزو حرفهای متعارف و معمول که میزنند، بر زبان جاری کند- حقّاً و انصافاً ماها قاصریم، حقیرتر از آن هستیم که بخواهیم از آن مقام باعظمت سخن بگوییم؛ از حقیقت نوریِ آن بزرگوار و امثال ایشان از ائمّه‌ی معصومین، زبان ماها، بیان ماها، فهم ماها کوتاه‌تر از این است که بتوانیم در این زمینه‌ها صحبت کنیم. خَلَقَکُمُ اللهُ اَنواراً فَجَعَلَکُم بِعَرشِهِ مُحدِقین؛(۲) قضیّه‌ی انوار ائمّه‌ی معصومین (علیهم‌السّلام) این است؛ دیگر حالا ما چه میخواهیم بگوییم؟ لکن در زمینه‌ی سیره‌ی این بزرگواران و رفتارهای آنها و اسوه بودن آنها به‌عنوان یک بشر، چرا، حرف زیاد هست. خیلی حرفها را هم زده‌اند؛ بعضی از برادران هم در شعرهای امروزتان اشاره کردید. میدان هم برای حرف زدن زیاد است. در این زمینه چند جمله‌ای عرض میکنیم. ما باید راجع به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) از این نگاه دوّم، یعنی اسوه بودن و مثال بودن نگاه [کنیم]. خدای متعال در قرآن راجع به دو زن به‌عنوان اسوه‌ی مؤمنین و دو زن [به‌عنوان] نمونه‌ی کافرین -ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا لِلَّذینَ ءامَنُوا امرَاَتَ فِرعَون،(۳) و بعد از یک آیه: وَ مَریَمَ ابنَتَ عِمرٰن(۴)- مثال زده است و برای مؤمنین -نه برای زنهای مؤمن؛ مرد و زن- دو نمونه آورده است. با این نگاه میشود به این بزرگواران نگاه کرد به‌عنوان نمونه و از آنها درس گرفت. خب، فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) صدّیقه‌ی کبرا است در میان صدّیقین و صدّیقات، کبرا یعنی بزرگ‌ترین صدّیقه است این بزرگوار. حالا میخواهیم از ایشان درس بگیریم؛ زنها هم درس بگیرند، مردها هم درس بگیرند؛ همه -عالم و جاهل- درس بگیرند. ببینیم درباره‌ی این بزرگوار در کلمات ائمّه‌ی معصومین، آنچه ذکر میشود از مدایح، چه چیزهایی است. در زیارت امام رضا (علیه‌السّلام) وقتی نوبت به حضرت زهرا میرسد برای صلوات -آن زیارتی که سر تا پا صلوات است- [میگوید]: اَللّهُمَّ صَلِ‌ عَلی‌ فاطِمَةَ بِنتِ نَبیِّک؛(۵) این یک خصوصیّت. خب، این خصوصیّت خیلی مهمّی است؛ البتّه قابل تأسّی نیست؛ همه دختر پیغمبر نمیشوند؛ امّا انتساب به پیغمبر به‌صورت دختر او، نشان‌دهنده‌ی رفعت مقام است. وَ زَوجَةِ وَلِیِّک، این هم دوّمی؛ البتّه این هم قابل دست‌گیری نیست و همه نمیتوانند زوجه‌ی ولیّ خدا بشوند؛ امّا رفعت مقام، رفعت شأن و جاه و جلال این بزرگوار را نشان میدهد. وَ اُمَّ السِّبطَینِ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّة؛ جنبه‌ی کاربردی این [خصوصیّت]، بیشتر از آن دو صفت قبلی است؛ جنبه‌ی کاربردیِ تربیت سبطَین. سبطَینی که «سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّة» هستند، مادرشان این بزرگوار است؛ دامان پاکیزه‌ی این مادر است که توانسته اینها را تربیت بکند. این آن چیزی است که میتواند برای ما به‌عنوان الگو، به‌عنوان اسوه مطرح بشود. بعد، «اَلطُّهرَةِ الطّاهِرَةِ المُطَهَّرَةِ التَّقیَّةِ النَّقیَّةِ الرَّضیَّةِ الزَّکیَّة»(۶) که همه‌ی اینها کاربردی است؛ طهارت، با سه بیان که البتّه این سه بیان «طهر»، «طاهر» و «مطهّر» تفاوتهایی از لحاظ معنا با هم دارند. البتّه [هر] سه تعبیر اشاره‌ی به طهارت و پاکیزگی است: طهارت روح، طهارت دل، طهارت مغز، طهارت دامان، طهارت سرتاسر زندگی. خب این کاربردی است، این برای ما درس است؛ باید سعی کنیم خودمان را پاکیزه کنیم، باید تطهیر کنیم خودمان را؛ بدون طهارت باطن نمیشود به مقامات رسید؛ به حریم ولایت این بزرگوارها هم نمیشود رسید؛ طهارت باطن لازم است. طهارت باطن، با تقوا است، با ورع است، با ملاحظه است؛ ملاحظه‌ی دائمی و مراقبت دائمی از خود طهارت به‌وجود می‌آورد. خب البتّه انسان جایزالخطا است و ممکن است بر ما سیاهی‌هایی عارض بشود امّا راه پاک کردنِ آن سیاهی‌ها را هم خدا به ما نشان داده، یاد داده: توبه، استغفار. استغفار کنیم؛ استغفار، یعنی عذرخواهی کردن؛ «استغفر الله»، یعنی خدایا عذر میخواهم، معذرت میخواهم. واقعاً، قلباً از ته دل از خدای متعال معذرت بخواهیم؛ این استغفار است، این پاک میکند آن سیاهی را و آن لکّه را. خب، اَلطُّهرَةِ الطّاهِرَةِ المُطَهَّرَة. التَّقیَّة، همان تقوا؛ اَلنَّقیَّة، آن نقاوت و پاکیزگی باطنی و قلبی؛ اینها خصوصیّات فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) است. ما اینها را بایستی به‌عنوان الگو، به‌عنوان اسوه، در نظر داشته باشیم و خودمان را به آن نزدیک کنیم. خب، حالا شما به‌عنوان مدّاح وقتی میخواهید راجع به فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) صحبت کنید، اینها را باید بگنجانید در بیاناتتان، در شعرتان، در مدیحه‌تان. بله، مقامات معنوی ائمّه (علیهم‌السّلام) و فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) وقتی گفته میشود، دل مستمع روشن میشود، وقتی‌که شما مقامات معنوی را میخوانید، دل انسان روشن میشود، حالت حضوری پیدا میکند، حالت خضوعی پیدا میکند، این خیلی خوب است، اینها به جای خود محفوظ و لازم است لکن کافی نیست. حالا که حالت حضور پیدا شد، حالا که دلتان روشن شد، باید درس بگیریم؛ درس در این جملاتِ کاربردی است؛ یعنی بایستی کوشش بشود در هر منبری -چه در فاطمیّه، چه در عاشورا، چه در اوقات دیگر- درس از ائمّه (علیهم‌السّلام)، درس انسان شدن، درس کامل شدن، درس تقرّب الی‌الله گنجانده بشود. ما باید درس بگیریم، یاد بگیریم. صِرف محبّت کافی نیست. البتّه محبّت کارساز است امّا کافی نیست، ولایت لازم است. ولایت یعنی تولّی کردن، دنباله‌روی کردن، دست به دامن اینها زدن؛ راهی را که اینها رفته‌اند انسان آن راه را برود؛ این لازم است. این یک نکته است که به نظر بنده در کار مدّاحی -بخصوص گویندگان، به‌معنای شعرایی که شعر میسازند- مورد توجّه باید قرار بگیرد: گاهی انسان میبیند که فضائلی را ذکر میکنند که حالا در هیچ روایتی و در هیچ جمله‌ای از معصوم هم این فضیلت وجود ندارد [و درواقع] فضیلتی هم نیست. گفت: «آنکه بسنجید رُخت را به ماه ز اشتباه» در واقع از قیمت تو کاست؛(۷) به ماه تشبیه کردن و به خورشید تشبیه کردن چیزهایی نیست که ارزشی برای آن مُشبَّه به‌وجود بیاورد، آن‌هم مثل این بزرگوارانی که مقامات معنوی‌شان، مقامات الهی‌شان آن‌چنان است که چشم اهل معنا را خیره میکند، چه ماها که آن چشم را هم نداریم که بخواهیم بفهمیم. گاهی هم کلّیّاتی گفته میشود که از آن چیزی فهمیده نمیشود و مستمع استفاده‌ای نمیکند. پس من جمله‌ی اوّلم به شما برادران عزیز این است که در مدح این بزرگواران -چه حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها)، چه ائمّه‌ی هدا (علیهم‌السّلام)- حتماً از مباحث کاربردی‌ای که در زندگی اینها هست استفاده بشود. یک نکته‌ی دیگری که خوشبختانه امروز در جامعه‌ی مدّاح تا حدود زیادی رواج دارد، توجّه به مسائل جاری روز است که خب امروز اینجا شنیدید در بخشهای مختلفی راجع به مدافعین حرم و مسائل جاری روز؛ اینها خیلی مسائل مهمّی است، اینها مسائل اساسی‌ای است؛ نباید خیال کنیم که اینها از حیطه‌ی تدیّن ما خارج است. خب شما ببینید پیغمبر اکرم که سیّد خلق عالَم است و برتر از این بزرگوار هیچ موجودی را خدای متعال نیافریده است و آورنده‌ی همین دین و همین اسلامی است که ما امروز مدّعی‌اش هستیم، در زمینه‌ی مسائل جاری سیاسیِ کشورش -همان کشوری که آن روز وجود داشت و کشور کوچکی بود- این بزرگوار چقدر تلاش میکرد، چقدر زحمت میکشید. پیغمبر اکرم نمی‌نشست فقط احکام نماز و روزه و توجّه و عبادت و نماز شب را به مردم یاد بدهد؛ نه، در همین مسجد مردم را جمع میکرد، آنها را به جهاد دعوت میکرد، آنها را به وحدت دعوت میکرد، آنها را به آگاهی در مقابل دشمن دعوت میکرد؛ همین حرفهایی که امروز برای من و شما مطرح است. مسائل روز مسائلی نیست که بشود از آن صرفِ‌نظر کرد. ببینید؛ یک نظامی در عالم وجود دارد: نظام استکبار، نظام زورگویی، نظام ظلم؛ البتّه از قدیم هم همین نظامها بوده است، منتها امروز مدرن شده است، با تجهیزات نو مجهّز شده. قدرتهای برتر به ملّتها زور میگویند؛ [این] زور گفتن هم حد و اندازه‌ای ندارد؛ اگر اموالی دارند، میگیرند؛ اگر نیروی انسانی قابلی دارند، از آنها میدزدند؛ اگر استعدادی در آنها هست که آنها را تهدید میکند و رقیب برای آنها میتراشد، آن استعداد را خفه میکنند؛ زورگویی انواع و اقسامی دارد. امروز این زورگویی در دنیا وجود دارد؛ نظام بین‌الملل جهانی که اسمش را گذاشته‌اند جامعه‌ی جهانی، یعنی نظام زورگویی؛ وَالّا مراد از جامعه‌ی جهانی، دولتها و ملّتهای دنیا که نیستند؛ دولتها و ملتّهای دنیا بیزارند از شکل این چند قدرت برتر دنیا که خودشان را میگویند جامعه‌ی جهانی. جامعه‌ی جهانی یعنی همین: افرادی که مبنای کارشان زورگویی به همه‌ی ملّتها و همه‌ی کشورها و همه‌ی اینها است. و ما که در جمهوری اسلامی هستیم، هم قبل از نظام جمهوری اسلامی در دوران رژیم طاغوت، نمونه‌هایش را یک‌جور دیده‌ایم، هم بعد از تشکیل نظام جمهوری اسلامی نمونه‌هایش را یک‌جور دیگر دیده‌ایم؛ یک نظامی امروز در دنیا به این شکل وجود دارد. این نظام، ناراضی هم زیاد دارد؛ خیلی از ملّتها ناراضی‌اند؛ منتها از ملّتها که کاری برنمی‌آید؛ صدای ملّتها را کسی نمیشنود؛ نه رسانه به آن صورت در اختیارشان است، نه اصلاً [حرف آنها] جایی حساب میشود؛ حالا گیرم مثلاً ده‌هزار نفر هم در یک واحد الکترونیکیِ مثلاً رسانه‌های الکترونیک و مانند اینها با هم جمع شدند و یک حرفی زدند، یا جمع شدند در خیابانها راه رفتند؛ حالا که چه؟ در قضیّه‌ی حمله‌ی آمریکا به عراق در [کمتر از] پانزده شانزده سال قبل از این در همه‌ی این خیابانهای پاریس و بعضی کشورهای اروپایی دیگر، راه‌پیمایی راه افتاد در مخالفت با آمریکا؛ چه اثری کرد؟ ملّتها به‌خودی‌خود که کاری نمیتوانند انجام بدهند؛ دولتها هستند که اگرچنانچه پشتیبانی ملّتهایشان را داشته باشند، میتوانند حرفی بزنند و این حرف در دنیا مطرح بشود؛ چنین دولتی هم در دنیا نیست؛ دولتهایی هستند [ولی] میترسند؛ ناراضی‌اند [ولی] میترسند. من به‌نظرم در صحبت اوّل سال(۸) این را گفتم که رؤسای رژیم طاغوت هم خیلی اوقات از کارهای آمریکا ناراضی بودند. در خاطرات این بازماندگانشان که آدم نگاه میکند، میبیند یک جاهایی خیلی هم ناراضی‌اند و در خلوت بدگویی هم میکنند به آنها امّا جرئت نمیکنند مخالفت کنند؛ به‌عنوان دولت، به‌عنوان واحد سیاسی و مدیریّت جامعه جرئت نمیکنند. امروز در دنیا این‌جوری است؛ خیلی‌ها ناراضی‌اند امّا جرئت نمیکنند مخالفت کنند. یک نظامی در دنیا، در این بلبشو، در این جنگل به‌هم‌ریخته‌ی به‌هم‌آمیخته و ظلم و زور، به وجود آمده است که یک پایه‌هایی دارد که این پایه‌ها درست نقطه‌ی مقابل آن چیزی است که امروز نظام جهانی بر آن استوار است؛ نقطه‌ی مقابلِ ظلم است، نقطه‌ی مقابلِ استثمار است، نقطه‌ی مقابلِ جنگ‌طلبی است، نقطه‌ی مقابلِ فساد است؛ آن نظام، نظام جمهوری اسلامی است. این نظام براساس اسلام، براساس دین، براساس تفکّرات اسلامی ناب به وجود آمده و یک جماعتی هم از اوّل در رأس این نظام قرار گرفتند که طبیعت اینها این است که از قدرتهای بزرگ نمیترسند و آن روحانیّونند. این را خود تحلیل‌گرها و جامعه‌شناس‌های غربی، امروز میگویند؛ از اوّل انقلاب هم میگفتند؛ میگفتند این آخوندها نمیترسند از ما. [البتّه] بعضی‌هایشان ممکن است وابسته هم باشند و هستند، امّا طبیعت نظام آخوندی در جامعه‌ی شیعه، یک چنین طبیعتی است. حالا اتّفاقاً اینها در رأس این نظام قرار گرفته‌اند. مردم هم که همراهی میکنند. مردم هم اوّلاً مردمِ بااستعدادی‌اند، ثانیاً جوان در بین اینها زیاد است -جمعیّت ما از ۳۵ میلیون در اوّل انقلاب، حالا تقریباً رسیده به ۸۰ میلیون؛ یعنی جمعیّت ناگهان افزایش پیدا کرده است؛ اگرچه علیه آن [هم] دارند کار میکنند- استعداد زیاد است؛ شجاع هم هستند، نترس هم هستند. خب، وقتی‌که یک کشوری است که مردم این‌جوری فکر میکنند، سردمداران حکومت هم نمیترسند از هیمنه‌ی(۹) جهانی، این برای استکبار یک خطر عمده است، یک خطر کاملاً بزرگ است. لذا جبهه علیه آن تشکیل میشود؛ کمااینکه الان علیه جمهوری اسلامی جبهه تشکیل شده؛ نه حالا [بلکه] از روز اوّل انقلاب جبهه تشکیل شده؛ یک جبهه‌ی دشمن به‌وجود آمده. آن روز شوروی بود و آمریکا که نقطه‌ی مقابلِ هم بودند و [اگر] در صد مسئله -با کم و زیادش- با هم اختلاف داشتند امّا در مسئله‌ی جمهوری اسلامی و مخالفت با جمهوری اسلامی، همفکر و همدست بودند. یعنی طبیعت استکبار این است که با یک چنین نظامی دشمنی میکند. [پس] یک جبهه تشکیل دادند که این جبهه امروز هم وجود دارد و از انواع و اقسام شیوه‌ها هم دارد استفاده میکند؛ همچنان‌که فرض کنید بیست سال پیش اینترنت نبود، امروز هست؛ ابزارها روزبه‌روز دارد پیشرفته میشود. از بیشترین ابزارها و وسیع‌ترین و سریع‌ترین ابزارها علیه جمهوری اسلامی دارند استفاده میکنند؛ جمهوری اسلامی [هم] باید خودش را آماده کند؛ از همه‌ی ابزارها استفاده کند. [دشمن] از ابزار دیپلماسی استفاده میکند. دیپلماسی، گفتگوی سیاسی، مذاکره‌ی سیاسی، بده‌بستان سیاسی یکی از ابزارها است؛ اینها از آن ابزار استفاده میکنند. بنده هم با گفتگوی سیاسی مخالف نیستم؛ البتّه نه با همه -استثناء دارد- بنده در سطح مسائل جهانی، با گفتگوی سیاسی موافقم؛ من در این زمینه‌ها از زمان ریاست جمهوری حرف داشتم و دنبال‌گیری میکردم؛ این‌جور وانمود نکنند که کأنّه ما اصلاً با گفتگوکردن و مانند آن مخالفیم؛ نخیر، ما، هم بیشتر از اینها موافقیم، هم در یک جاهایی بیشتر از اینها بلدیم این کارها را؛ میدانیم هم که چه‌جوری باید عمل کرد. دشمن از گفتگوی سیاسی هم استفاده میکند. باید مراقب بود. پس، از مذاکره استفاده میکند، از مبادلات اقتصادی استفاده میکند، از تحریم اقتصادی استفاده میکند، از تهدید به جنگ و سلاح استفاده میکند؛ در مقابل همه‌ی اینها بایستی نیروی دفاعی داشت. اینکه بعضی‌ها بیایند بگویند «فردای دنیا، فردای مذاکره است، فردای موشک نیست»، این حرف اگر از روی ناآگاهی گفته شده باشد، خب ناآگاهی است، اگر از روی آگاهی گفته شده باشد، خیانت است. چطور [چنین چیزی] ممکن است؟ اگرچنانچه نظام جمهوری اسلامی دنبال علم برود، دنبال فنّاوری برود، دنبال مذاکره‌ی سیاسی برود، دنبال کارهای گوناگون تجاری و اقتصادی برود -که همه‌ی اینها لازم است- امّا قدرت دفاعی نداشته باشد، توانایی دفاع کردن نداشته باشد، هر بی‌سَروپایی و [هر] دولت فزرتی(۱۰) کذائی‌ای او را تهدید میکند که اگر فلان کار را نکردید، ما موشک میزنیم؛ خب اگر شما امکان دفاع نداشته باشید، مجبورید عقب‌نشینی کنید. قدرتهای دنیا که شما می‌بینید با صدای کلفت حرف میزنند، زور میگویند، غلط میکنند، حرفهای بد میزنند و زورگویی میکنند، بیشتر از همه به استناد همان سلاحهایی است که دارند؛ آن‌وقت ما در مقابل اینها بیاییم دست خودمان را خالی کنیم؟ سپاه که پیشرفتهای موشکی خودش را نشان میدهد، نه فقط مایه‌ی افتخار و مباهات ایرانی‌ها [است، بلکه] وقتی این موشکهای سپاه با این دقّت و با این زیبایی آزمایش میشود، خیلی از ملّتهای آزادی‌خواهِ دُوروبَر ما که دلشان از آمریکا و از رژیم صهیونیستی خون است، خوشحال میشوند. وقتی اینها انجام میگیرد، ما بیاییم اینها را بکوبیم و بگوییم آقا! امروز دیگر روز موشک گذشته! نه، روز موشک نگذشته. دشمن دائم در حال به‌روز کردن خود و آماده کردن خود است، [بعد] ما اینجا ساده‌لوحانه خودمان را عقب بکشیم و بگوییم نه. مثل اوّل انقلاب که همین اف‌چهارده‌های ما را میخواستند بفروشند و میخواستند پس بدهند و بنده نگذاشتم. من خبر شدم که یکی از رجال دولت موقّت آن روز گفته است این اف‌چهارده‌هایی که رژیم طاغوت خریده به درد ما نمیخورد، میخواهیم چه کار کنیم این اف‌چهارده‌ها را! پس بدهیم بهشان. آنجا خب ما ایستادیم، هیاهو کردیم، مصاحبه کردیم و مقابله کردیم، جرئت نکردند این کار را بکنند؛ میخواستند پس بدهند. چند صباح بعدش، جنگ ایران و عراق پیشامد کرد و حمله کردند به ما و معلوم شد که ما چقدر احتیاج داریم به همین وسایلی که داریم؛ همین اف‌چهارده و همین اف‌چهار و امثال اینها. امروز هم بعضی‌ها همین آهنگ را پیش گرفته‌اند که موشک چیست، موشک میخواهیم چه کار کنیم، روزگار روزگار موشک نیست! پس روزگارِ چیست آقا؟ [امروز] روزگارِ همه‌چیز است. روزگار مذاکره هم هست؛ باید در مذاکره قوی بود و جوری باید مذاکره کرد که بعد سرمان کلاه نرود. اینکه ما مذاکره بکنیم، روی کاغذ بیاوریم، بنویسیم، امضا کنیم، بعد آنها هم به‌حسبِ ظاهر یک کاری انجام بدهند منتها تحریمها برطرف نشود و تجارت راه نیفتد، پیدا است که یک اشکالی در آنجا هست؛ نباید بگذاریم این اشکالات به وجود بیاید و در آنجا هم باید خودمان را قوی کنیم. در اقتصاد درون کشور هم همین‌جور؛ ما گفتیم اقدام و عمل.(۱۱) گفتن بس است؛ «دو صد گفته چون نیم‌کردار نیست». وقتی زیاد هم تکرار کردیم و مدام گفتیم اقتصاد مقاومتی، از دهن هم می‌افتد؛ یعنی تکراری که شد، یک چیز کسالت‌باری هم میشود؛ عمل کنیم. غرض این است که کشور احتیاج دارد. اینها همه یک طرف قضیّه است، کار و تلاشی [هم] که دشمن میکند برای تغییر باورهای مردم یک طرف قضیّه است. اینجا آن‌وقت شما نقش ایفا میکنید، نقش پیدا میکنید؛ نقش مهم. شما از مدافع حرم هم که دفاع میکنید، خیلی کار باارزشی است. همین شعرهایی که خوانده شد، همین حرفهایی که زده شد، اینها خیلی باارزش است، در این تردیدی نیست -کمااینکه در دوران دفاع مقدّس، همین شعرهایی که خوانده میشد و همین سرودهایی که گفته میشد، خیلی تأثیر داشت؛ این بلاشک امروز هم این تأثیر را دارد- منتها در کنار این یک کاری هست که آن کار اگر اهمّیّتش بیشتر نباشد، کمتر نیست؛ و آن تقویت باورهای جوانها است. دشمن میخواهد باورها را تغییر بدهد؛ باور به اسلام را، باور به کارآمدی نظام اسلامی را، باور به کارآمدی را، باور به امکان تداوم نظام اسلامی را. برخلاف بدیهیّات هم دشمن کار میکند و تبلیغات میکند؛ گاهی علیه یک چیز واضح هم اقدام میکنند و کأنّه با خدعه و با فریب و با چشم‌بندی میخواهند ثابت کنند. نظام اسلامی از روزی که متولّد شده تا امروز، دائم در معرض حملات سنگین بوده؛ حملات سنگین نظامی و تبلیغاتی و تحریم و امثال اینها و درعین‌حال، نظام اسلامی در این ۳۷ سال رشد کرده؛ یعنی یک روز نبوده است که توقّف پیدا کند؛ از همه‌جهت رشد پیدا کرده، از همه‌جهت قدرت پیدا کرده و عظمت پیدا کرده. دشمن امروز نگاه میکند و میبیند آن نهال باریک و نازکی که اوّل انقلاب به‌وجود آمد، امروز به یک درخت تناور تبدیل شده که «تُؤتی اُکُلَها کُلَّ حینٍ بِاِذنِ رَبِّها»؛(۱۲) این را دارند جلوی چشمشان می‌بینند. خب این [نظامی] که این‌قدر استعداد زنده ماندن، استعداد گسترش یافتن و استعداد قوی شدن در او هست، بعد از این هم همین‌جور قوی‌تر خواهد شد، روزبه‌روز قوی‌تر خواهد شد. آن چیزهایی که ما برای چشم‌انداز آینده در نظر گرفته‌ایم خیالات نیست، واقعیّات است. بنده سه چهار سال قبل از این، به جوانهای دانشجو و اهل علم گفتم که شما باید کاری کنید که پنجاه سال بعد، اگر کسی خواست به تازه‌های علمیِ آن روز دست پیدا کند، مجبور بشود بیاید زبان فارسی یاد بگیرد؛(۱۳) این میشود، این ممکن است؛ کمااینکه در این ده پانزده سال، حرکت علمی و پیشرفت علمی همانی که گفته بودیم شد. وقتی جوانها همّت کنند، وقتی صاحبان همّت و اراده همّت کنند، همه‌ی کارهای دشوار آسان خواهد شد؛ ما میتوانیم پیش برویم. درعین‌حال، دشمن دارد روی باورهای جوانهای ما اثر میگذارد: «آقا چه فایده دارد، نمیشود، فایده‌ای ندارد». اینها آن میدانهایی است که جنگ روانی دشمن در این میدانها است و شما به‌عنوان مدّاح، میتوانید اثر بگذارید، میتوانید این جوان را از لحاظ بنیه‌ی فکری تقویت کنید. این که بنده گاهی اوقات اعتراض میکنم به بعضی از مدّاحی‌ها که مثلاً فرض کنید در عزاداری دهه‌ی محرّم وقتی انسان نگاه میکند -که گاهی می‌آورند عکسهایش را؛ حالا هم که دیگر این وسایل زیاد شده؛ البتّه بنده ندارم امّا گاهی می‌آورند به من نشان میدهند این عکسها و مانند اینها را- میبیند مثلاً در یک جلسه همه دارند همین‌طور میپرند هوا و می‌آیند پایین؛ خب، این چه فایده‌ای دارد؟ این چه تأثیری دارد؟ کجای این عزاداری است؟ اینکه من اعتراض میکنم، از هیجان جوانها بنده ناراحت نیستم؛ خب جوان اهل هیجان است، جوان منبع انرژی است و دائماً دلش میخواهد انرژی خودش را تخلیه کند؛ من از این باب [میگویم] که این وظیفه‌های بزرگ زمین نماند. وقتی‌که در یک جماعتی ده هزار جوان یا پنج هزار جوان جمع شدند و دلشان را دادند به شما، شما میتوانید با یک اجرای عالی، هنرمندانه و پُرمغز، اینها را تبدیل کنید به انسانهای کارآمدی که با عزم جزم بروند دنبال کار، میتوانید هم تبدیل کنید به آدمهای بی‌خیال، بی‌فکر، ناامید و از لحاظ معنوی تهیدست؛ این کار را هم میشود کرد. شما از این فرصت استفاده کنید و آن شقّ اوّل را انتخاب کنید. حرف من این است. مدّاحی ضمن اینکه مدح بهترین خلایق عالم است -موضوعش مدح بهترین خلایق عالم است که اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) باشند لذا شأن و رفعت والایی دارد؛ مدّاحی به‌طور طبیعی این است- امّا شما نگاه کنید ببینید مثلاً شاعری مثل دعبل خزاعی در قصیده‌ی «مدارس آیات» چه دارد میگوید؛ قصیده‌ی «مدارس آیات» آن قصیده‌ای [است] که حضرت [رضا (سلام‌الله‌علیه)] تشویق کردند و به او کسوه(۱۴) دادند و صله دادند. این قصیده‌ای است که اصلاً بساط بنی‌عبّاس را، فلسفه‌ی وجودی بنی‌عبّاس را زیر سؤال میبرد و آنها را محکوم میکند؛ یعنی سیاسی محض است؛ فقط این نیست که یک روضه‌خوانی محض و مرثیه‌خوانی محض باشد؛ نه، مرثیه‌خوانی لازم است امّا همان کاری که در کنار مرثیه‌خوانی انجام میگرفته، مورد توجّه ائمّه (علیهم‌السّلام) است. قصیده‌ی دعبل، قصیده‌ی کُمیت، قصائد گوناگون که شعرای آن‌وقت میگفتند، دیگران هم میخواندند و انشاد میکردند یعنی مثل شما که با صدا میخوانید، چه خود شاعر، چه دیگری، می‌آمدند و آنها را با صدا برای مردم میخواندند؛ وسایل تبلیغات جمعی عبارت بود از همینها؛ امروز شما از همینها میتوانید استفاده کنید؛ از وسایل تبلیغات جمعی بهره‌مند بشوید و مردم را هدایت کنید؛ این به نظر من کار بسیار اساسی‌ای است. معروف است که میگویند شَرف هر علمی بستگی دارد به شَرف موضوع آن علم؛ هر علمی که موضوع آن شرافت بیشتری دارد، آن علم هم شرافت بیشتری دارد. حالا اگر این را از علم به مشاغل تسرّی بدهیم، موضوع مشغله‌ی شما و کار شما و همّت شما عبارت است از مدح اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) و بصیرت‌افزایی و بیدارگری مستمعین؛ بالاترین چیزها است، خیلی باارزش است، از این ارزش استفاده کنید. بحمدالله جمعیّت مدّاحها هم زیاد است؛ حالا این جماعتی که امروز اینجا تشریف آوردید که جماعت قابل توجّهی است لکن تعداد خوانندگان مدّاح در سرتاسر کشور بیش از اینها است؛ تعداد در همه‌جا بحمدالله خیلی زیاد است؛ افرادی هستند که علاقه‌مندند و به این کار میپردازند؛ به‌هرحال این یک رسالت بسیار مهم است، به این رسالت باید اهمّیّت بدهید. البتّه نقش مهمّی هم شعرا ایفا میکنند؛ شعرا که شعر را میسازند نقش مهمّی را ایفا میکنند؛ منتها شعر بدون اجرای خوب تأثیرش کم است و شما که آن اجرای عالی را، اجرای خوب را انجام میدهید، آن‌وقت تأثیر میگذارد. امیدواریم خدای متعال به شماها توفیق بدهد، به ما هم توفیق بدهد و اوّل بتوانیم آنچه وظیفه‌مان است تشخیص بدهیم و بفهمیم و بعد هم ان‌شاءالله آن را عمل کنیم.والسّلام علیکم و رحمةالله************************۱) در ابتدای این دیدار، شماری از مدّاحان و شعرا با قرائت اشعار، به ذکر فضائل و محامد فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) پرداختند.۲) من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۱۳؛ «خداوند شما را به‌صورت نورهایی آفریده و گرداگرد عرش خود قرار داده.»۳) سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۱؛ «برای کسانی که ایمان آورده‌اند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده ...».۴) سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۲؛ «و مریم دخت عمران را ...».۵) کامل الزیّارات، ص ۳۱۰؛ «خدایا درود بفرست بر فاطمه دختر پیغمبرت».۶) من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۰۳۷) اشاره به بیتی از وثوق‌الدّوله؛ «آنکه بسنجید رُخت را به ماه ز اشتباه / گفت که هم‌سنگ ترازوی توست از تو کاست»۸) بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم رضوی در مشهد مقدّس (۱۳۹۵/۱/۱)۹) هیبت، عظمت‌۱۰) کوچک، ناچیز۱۱) اشاره به شعار سال ۱۳۹۵: «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل»۱۲) سوره‌ی ابراهیم، بخشی از آیه‌ی ۲۵؛ «میوه‌اش را هر دم به اذن پروردگارش میدهد ...»۱۳) از جمله بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در هفتمین همایش ملّی نخبگان جوان (۱۳۹۲/۷/۱۷)۱۴) جامه و لباس ]]> انديشه Sat, 23 Apr 2016 11:09:00 GMT http://deabel.org/vdcjtyet.uqeyxzsffu.html ::گزارش تصویری:: سی و ششمین نشست عاشورا پژوهی چهل منزل تا اربعین http://deabel.org/vgld.x0f2yt0kkhf62yyal..html به گزارش خیمه، سی و ششمین نشست از سلسله نشست های عاشورا پژوهی "چهل منزل تا اربعین" با موضوع «حقیقت» با حضور دکتر حسن عباسی رئیس مرکز بررسی های دکترینال از سوی مرکز مطالعات راهبردی خیمه در مجتمع فرهنگی شهید فهمیده قم برگزار شد. ]]> انديشه Tue, 19 Feb 2008 14:13:58 GMT http://deabel.org/vgld.x0f2yt0kkhf62yyal..html دوازدهمين نشست عاشورا پژوهي چهل منزل تا اربعين برگزار شد http://deabel.org/vglhmwnz.23nxz2yttzfd2.u.html اندیشه - جلال بیطرفان: در دوازدهمین نشست از دوره دوم سسله نشست‌های عاشورا‌پژوهی چهل منزل تا اربعین كه با عنوان «امام حسین(ع) و جاهلیت معاصر» در سالن اجتماعات انجمن‌های علمی حوزه برگزار شد، حجت‌الاسلام و المسلمین جواد سلیمانی مولف كتاب «امام حسین و جاهلیت نو» حضور داشت.حجت‌الاسلام و المسلمین جواد سلیمانی با اشاره به سابقه کتب نگارش شده درباره نهضت سیدالشهدا در طول ۱۴۰۰ سال تصریح کرد: «كتاب‌های نگارش شده در مورد واقعه عاشورا به سه دسته وقایع نگاری، تاریخ تحلیلی و فلسفه قیام امام حسین تقسیم می‌شوند و در هر كدام از این دسته‌ از كتب، واقعه عاشورا از دید و نگرشی مورد توجه قرار گرفته است.»وی در ادامه به تحلیل واقعه عاشورا پرداخت و با اشاره به جایگاه حضرت سید‌الشهدا(ع) نزد پیامبر مكرم اسلام(ص) افزود: «چه تحولی در جامعه اسلامی رخ می‌دهد كه در كمتر از ۵۰ سال، كسی كه دارای چنین جایگاه عظیمی نزد پیامبر امت اسلامی است آن گونه خود و فرزندانش را به شهادت می‌رسانند.»نویسنده كتاب «نخستین گزارش مستند از نهضت عاشورا» با بیان اینكه جاهلیت جدید خیلی پیچیده‌تر و مبارزه با آن سخت از جاهلیت اول است، ابراز داشت: «رسول خدا با نصیحت و وحی مردم را هدایت كرد اما امام حسین با خون خود و فرزندانش آمد و این وجدان‌ها را بیدار كرد.»این محقق و نویسنده بیان کرد: «بسیاری از برنامه هایی كه در صدا و سیما پخش می‌شود آرام آرام بچه‌ها را به سمت جاهلیت نو پیش می‌برد یعنی هم اعتكاف را دارد هم هیئت و هم هنگام سینه زنی می‌رقصد.»در ادامه این نشست مدیر مرکز مطالعات راهبردی خیمه تصریح كرد: «اظهار نظر درباره بسیاری از مسائل دینی و فضاهای فرهنگی نیازمند یك نگاه كارشناسانه، وسیع و عمیق است.» حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی وافی بیان کرد: «همانطور كه در ارائه و اظهارنظر در معارف دینی حركت‌های بی‌محابانه افراطی جواب نمی‌دهد، نگاه تنگ‌نظرانه نیز جوابگوی ارائه و انتقال معارف دینی نیست.» دبیر شورای عالی مسجد مقدس جمکران با بیان اینكه بدون اطلاع كامل، علم كافی و تحقیق و تتبع لازم نمی‌توان در مبانی دینی، معارف اسلامی و فضاهای فرهنگی اظهارنظر كرد، ابراز اشت: «به همین صورت كسانی كه در یك محدوده‌ای دارای علم و آگاهی هستند بدون اطلاع از یك محدوده دیگر نمی‌توانند اظهار نظر كنند.»وی در ادامه با اشاره به اینكه فرهنگ سیدشهدا و تاریخ سیدالشهدا(ع) از ابعاد مختلف نیازمند بحث و بررسی است، اظهارداشت: «باید حادثه و حماسه، واقعه عاشورا را از زوایای گوناگون مورد دقت قرار دهیم.»مدیرمركز مطالعات راهبردی خیمه با اشاره به اینكه در مباحث عاشورا مباحث فقهی، كلامی، تاریخی، موقعیت جغرافیایی و... باید به طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد، گفت: «كسانی كه در مباحث فرهنگ سیدالشهدا و فرهنگ عاشورا كار می‌كنند نیازمند آشنایی با جغرافیا و موقعیت شناسی اماكنی هستند كه در واقعه عاشورا مورد بحث قرار می‌گیرند.»وافی افزود: «مردم‌شناسی كه هم‌اكنون به عنوان یكم علم در علوم روز مطرح است باید در فرهنگ عاشورا و عاشورا پژوهشی مورد دقت قرار گیرد.»دبیر شورای عالی مسجد مقدس جمکران با اشاره به برخی از آسیب‌شناسی‌ در خصوص فرهنگ عزاداری و مجالس حسینی گفت: «متاسفانه در آسیب‌شناسی فرهنگ عزاداری، مجالس حسینی و رفتارهای مذهبی و مناسك آیینی كه در توسل به اهل بیت(ع) به ویژه در مجالس پاسداشت عظمت و مقام سیدالشهدا انجام می‌گیرد، آن آسیب‌شناسی‌ها خود نیازمند آسیب‌شناسی است.»وی افزود: «‌نقد و نظرهایی كه در مقوله عزاداری و فرهنگ سیدالشهدا(ع) و حتی مناسك آیینی جامعه مطرح می‌شود، خود نیازمند آسیب‌شناسی و آفت‌زدایی است.»مدیر مركز مطالعات راهبردی خیمه با اشاره به برخی از نظریه‌پردازی‌ها در مورد مناسك آیینی و انتشار آن در رسانه‌ها تصریح كرد: «برخی مواقع تحقیق‌ها، پژوهش‌ها، نظرات و نقدها جدای از یكدیگر در رسانه‌ها منتقل می‌شود بدون اینكه قبل از انعكاس آن در رسانه‌ها رایزنی، نشست صمیمی و یا تتبعی با دیگر اهل نظر و صاحب‌نظران و اندیشمندان انجام شود.»وافی افزود: «این موضوع جز اینكه موج‌های آسیب زننده را در جامعه بیشتر می‌كند به هیچ وجه به عنوان یك نظریه‌پردازی به حساب نمی‌آید.»دبیر شورای عالی مسجد مقدس جمکران در بخش دیگری از سخنان خود با بیان اینكه در هر عرصه‌ای باید سراغ اهل فن رفت تصریح كرد: «هدف از سلسله نشست‌های عاشورا پژوهی چهل منزل تا اربعین نیز این است كه تا در هر نشست در مورد گوشه ای از مباحث عاشورا بحث و بررسی شود تا نگاهمان به این واقعه عظیم نگاهی محدود، تنگ‌نظرانه، تك بعدی و ناقص نباشد.»در پایان این نشست حجت الاسلام وافی، مدیر مرکز مطالعات راهبردی خیمه و دبیر شورای عالی مسجد مقدس جمکران از این نویسنده و پژوهشگر تقدیر به عمل آورد.سلسله نشست‌های عاشوراپژوهی چهل منزل تا اربعین، پنج‌شنبه هر هفته در قم، بلوار جمهوری، كوچه شماره ۲، اولین فرعی سمت چپ، ساختمان انجمن‌های علمی حوزه برگزار می‌شود.كلیه علاقه‌مندان به مباحث عاشوراپژوهی می‌توانند در این نشست‌ها شركت كنند و برای كسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۷۷۵۱۴۲۳-۰۲۵۱ تماس بگیرند. ]]> انديشه Sat, 31 Jul 2010 06:20:31 GMT http://deabel.org/vglhmwnz.23nxz2yttzfd2.u.html سی و هفتمین نشست عاشورا پژوهی چهل منزل تا اربعین http://deabel.org/vgla.yn6k49nmw,61k445h..html به گزارش خیمه، سی و هفتمین نشست از سلسله نشست های عاشورا پژوهی "چهل منزل تا اربعین" با موضوع «نگاهی به مضامین زیارت عاشورا» با حضور دکتر سید حمید خوئی استاد دانشگاه تهران و پژوهشگر قرآن و نهج البلاغه از سوی مرکز مطالعات راهبردی خیمه در مجتمع فرهنگی شهید فهمیده قم برگزار شد. ]]> انديشه Sat, 23 Feb 2008 09:34:31 GMT http://deabel.org/vgla.yn6k49nmw,61k445h..html از مخاطبین فعال این سلسله نشست ها تجلیل شد http://deabel.org/vgld.50f2yt0kzhf62yyal..html به گزارش خیمه، سلسله نشست های عاشورا پژوهی، چهل منزل تا اربعین به کار خود پایان داد. بر اساس این گزارش در آخرین نشست این سلسله نشست ها میزگردی با عنوان پیام های امام حسین و مقتضیات زمان با حضور اسفندیاری، خسرو پناه و روانبخش از محققین و اساتید حوزه و دانشگاه برگزار شد. همچنین محمد مهدی جعفری از اساتید دانشگاه شیراز و مفسر نهج البلاغه آخرین سخنران این سلسله نشست ها بود. در پایان آخرین نشست از مخاطبین این نشست ها که حضوری فعال در مجموعه چهل منزل نشست داشتند با اهدا هدایای تجلیل شد. ]]> انديشه Mon, 03 Mar 2008 06:50:40 GMT http://deabel.org/vgld.50f2yt0kzhf62yyal..html برنامه‌های همایش علمی کاربردی تبلیغ ویژه محرم اعلام شد http://deabel.org/vdcc.0q0a2bqsila82.html به گزارش خیمه، حجت الاسلام سیدمهدی سعیدی، امام جمعه موقت قم درباره «اندیشه سیاسی امام حسین(ع)» و آیت‌الله محمد یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره «پیام‌های عاشورا، حریت و عزت مداری» سخنرانی می‌کنند.در روز اول دی ماه امسال سردار محمد رویانیان، رئیس پلیس راهور نیروی انتظامی کشور درباره «نقش مبلغان در ایجاد نظم اجتماعی» و حجت الاسلام جواد محدثی، از نویسندگان کشور درباره «ابعاد، آثار و عبرت‌های عاشورا» سخنرانی می‌نمایند.روز دوم دی ماه سال جاری آیت‌الله سیدهاشم حسینی بوشهری، از استادان برجسته حوزه علمیه درباره «آسیب‌شناسی عزاداری، خرافات و انحرافات» حجت الاسلام محمدتقی سبحانی، از استادان حوزه علمیه درباره «روش‌ها و شیوه‌های تبیین مباحث اعتقادی برای عموم مردم» و دکتر حسن ابوالقاسمی، رئیس سازمان انتقال خون ایران درباره «نقش مبلغان در تشویق و ترغیب مردم به اهدای خون» سخنرانی می‌کنند.روز سوم دی ماه امسال حجت الاسلام محسن قرائتی، رییس ستاد اقامه نماز کشور درباره «روح عاشورا، عبودیت و نماز» و حجت الاسلام دکتر علیرضا اعرافی، رئیس جامعة المصطفی العالمية درباره «عاشورا و تاثیرات جهانی آن» سخنرانی می‌نمایند.روز چهارم دی ماه سال جاری نیز گردهمایی بزرگ مبلغان برگزار می‌شود. روز پنجم دی ماه امسال حجت الاسلام سیدمحمود مدنی، از استادان حوزه علمیه درباره «مدیریت عزاداری‌ها»، دکتر حسن رحیم پور ازغدی، از استادان دانشگاه درباره «فلسفه عزاداری و پاسخ به شبهات» و مهندس غلامحسین نوذری وزیر نفت درباره «انرژی و نقش آن در پویایی اقتصاد ملی» سخنرانی می‌کنند.این همایش در قم، میدان شهدا، خیابان معلم، مرکز همایش‌های دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم از ساعت 9 تا 12 از امروز تا پنجم دی برگزار می‌شود. ]]> انديشه Sat, 20 Dec 2008 07:45:36 GMT http://deabel.org/vdcc.0q0a2bqsila82.html قمه زنی برگرفته از سبک عزاداری مسیحیت است http://deabel.org/vdca.mn6k49nma5k14.html به گزارش خیمه، استاد حوزه و دانشگاه در آخرین نشست از سلسله نشست های عاشورا پژوهی چهل منزل تا اربعین که از سوی مرکز مطالعات راهبردی خیمه در مجتمع فرهنگی شهیده فهمیده قم برگزار شد، گفت: برای تطبیق پیام امام حسین(ع) در عصر حاضر با ید یک گام جلوتر رویم و روش شناسی معرفت حسینی را انجام دهیم. حجت الاسلام عبدالحسین خسرو پناه، با بیان این که امام حسین(ع) حقیقتی بود که در قرن های گذشته قیام کرد افزود: با توجه به این که در عصر حاضر با انواع و اقسام تحولات روبرو هستیم باید روش شناسی قیام امام حسین(ع) را با مقتضیات زمان بسنجیم. وی افزود: باید روش شناسی شناخت امام حسین (ع)را بدانیم و با چگونگی تطبیق آن با مقتضیات زمان تطبیق آشنا شویم. این محقق با بیان این باید امام حسین(ع) را در کل ساختار اسلام بشناسیم و مورد بررسی قرار دهیم اظهار داشت: حسین(ع) جزیی از کل اسلام است و اگر ایشان از کل ساختار اسلام جدا شود آن حضرت را به درستی نشناختیم. خسرو پناه ادامه داد: باید اهداف قیام امام حسین(ع) را بشناسیم و با مقتضیات زمان تطبیق دهیم ودرس های بشتری از آن بیاوزیم. وی افزود: اگر روش شناسی پذیرفته شود می توان در نحوه عزاداری ها نیز تجزیه وتحلیل عمیق تری داشته باشیم. این نویسنده و محقق قمه زنی و تیغ زنی را الگوهایی برگرفته از سبک عزاداری های مسیحیت دانست و گفت: متاسفانه این الگوها در فرهنگ عزاداری ما به سنت تبدیل شده است. وی خاطر نشان کرد: اگر ما هدف از قیام عاشورا را در عزاداری ها در نظر بگیریم می توانیم برخی از انحاء عزاداری جدید را بیاوریم که با اهداف قیام منافات نداشته باشد. خسرو پناه در پایان گفت: در دنیایی امروز نباید مکاتب را با قیام امام حسین(ع) تطبیق دهیم بلکه باید پرسش های جدید را از مکاتب مختلف گرفته و بر مکتب امام حسین(ع) عرضه کنیم و جواب بگیریم. ]]> انديشه Sat, 01 Mar 2008 06:52:44 GMT http://deabel.org/vdca.mn6k49nma5k14.html نگاهی به شخصیت حضرت ام البنین(س) از زبان دکتر رجبی دوانی http://deabel.org/vdcjyoe8.uqetazsffu.html دکتر محمدحسین رجبی دوانی از کارشناسان برجسته تاریخ اسلام، فرزند مرحوم آیت الله دوانی و خود از جمله محققان و نویسندگانی است که مطالعات ژرفی درباره شخصیت های تاریخ اسلام داشته. به مناسبت سالروز وفات حضرت ام البنین بانوی ادب و استقامت و همسر بزرگوار امیرالمومنین گفت وگویی را با ایشان داشته ایم که به زوایای مطرح در آداب و ادب این شخصیت در تاریخ پرداختیم. گفت وگوی اختصاصی خبرآنلاین را با دکتر رجبی می خوانید:تاریخ اسلام از تبار و قبیله حضرت ام البنین چه چیزی ثبت کرده و او را چگونه معرفی می کند؟در تاریخ آمده که پدران و اجداد حضرت ام البنین از دلیران عربِ پیش از اسلام بودند. اینها همه دلیرْمردانی بودند که در عین شجاعت، بزرگ و پیشوای قوم خود هم بوده اند، آن چنان که حاکمان زمان در برابرشان سرتسلیم فرود می آورند. عقیل ـ نسبْ شناس بزرگ عرب و برادر علی علیه السلام ـ درباره حضرت ام البنین به امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کرد «در میان عرب از پدرانش شجاع تر و قهرمان تر یافت نمی شود».یعنی بعد از شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، علی بن ابی طالب وقتی برادرش عقیل را ـ که آشنا به علم نسب شناسی عرب بود ـ از او خواست که برایش همسری از تبار دلاوران برگزیند ، عقیل، فاطمه کلابیه را برای حضرت برگزید که قبیله و خاندانش، بنی کِلاب، در شجاعت شهره بودند، و حضرت علی علیه السلام نیز این انتخاب را پسندید.ما از چند و چون زندگی بانو "ام البنین" با حضرت علی هم روایات تاریخی داریم؟ چون به نظر شخصیتی گمشده می آید؟بله. داریم اگرچه خیلی از اینها از دست رفته و در دوره های مختلف به دست اموی ها و عباسی ها نابود شده اما برای مثال داریم که نقل شده است روز اولی که حضرت ام البنین پا در خانه علی علیه السلام گذاشت، امام حسن و امام حسین مریض بودند و در بستر افتاده بودند. عروس تازه ابوطالب، به محض آن که وارد خانه شد، خود را به بالین آن دو امام عزیز رسانید و هم چون مادری مهربان به دلجویی و پرستاری آنها پرداخت. گفته شده این دو بزرگوار زود حالشان خوب شد.باز در تاریخ نقل شده که فاطمه کلابیه، بعد از گذشت مدتی از زندگی مشترک با علی علیه السلام ، به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که به جای «فاطمه»، که اسم قبلی و اصلی وی بوده، او را ام البنین صدابزند تا فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام از ذکر نام اصلی او توسط پدرشان، به یاد مادر خود، فاطمه زهرا سلام الله علیها نیفتند و در نتیجه، خاطرات گذشته، در ذهن آن ها تداعی نشود.جایگاه ایشان در بین بانوان اسلام خیلی مجهول و مغفول مانده است؟ چرا؟خب در همه این سال ها به دلیل عدم توجه به تاریخ اسلام توسط کارشناسان این موضوعات هم مغفول مانده است. متاسفانه ما درباره خیلی از شخصیت های تاریخ اسلام کوتاهی داشته ایم و اینها برای جامعه خودمان هم خوب معرفی نشده اند. مثلا درباره حضرت ام البنین این شخصیتی که ثمره زندگی مشترک مشترکش اش چهار پسر بود که به دلیل داشتن همین پسران، ام البنین، یعنی مادر پسران لقب گرفته. قمربنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام است، عبداللّه ، جعفر و عثمان از پسران او هستند. اینها همگی در کربلا به شهادت رسیدند و نسل ایشان از طریق عُبیداللّه فرزند حضرت ابوالفضل علیه السلام ادامه یافت. این مادر ۴ شهید که با شهادت چهار فرزندش در کربلا، با چه شکیبایی ای، افتخار می آفریند. چنانکه نوشتند وقتی خبر شهادت فرزندانش به او رسید، با روحیه ای قوی در اشعاری گفته: «ای کسی که فرزند رشیدم عباس را دیدی که همانند پدرش بر دشمنان تاخت، فرزندان علی علیه السلام همه شیران بیشه شجاعتند. شنیده ام بر سر عباس عمود آهنین زدند، در حالی که دست هایش را قطع کرده بودند؛ اگر دست در بدن پسرم بود، چه کسی می توانست نزد او آید و با او بجنگد؟»در تاریخ کامل نقل شده این که وقتی ام البنین بَشیر را دید که فرستاده امام سجاد علیه السلام بود و به مدینه آمده بود تا مردم را از ماجرای کربلا و بازگشت کاروان امام حسین علیه السلام با خبر کند به او گفت: ای بشیر! از امام حسین علیه السلام چه خبری داری؟ بشیر گفت: خدا به تو صبر دهد که عباس تو کشته گردید. ام البنین باز گفت: از حسین مرا خبربده! بشیر خبر شهادت بقیه فرزندان او را هم اعلام کرد، ولی ام البنین باز هم از امام حسین علیه السلام پرسید و گفت می پرسم از امام چه خبری داری به من بدی و به او گفت: فرزندان من و آن چه در زیر آسمان است، فدای حسینم باد. این روحیه را ببینید. حضرت ام‌البنین سلام‌الله علیها در کربلا حضور نداشتند و نکته‌ی مهم این است که با شنیدن خبر حادثه‌ی کربلا، بیش از اینکه نگران فرزندانشان باشند نگران امام زمانشان، یعنی حضرت حسین ابن علی علیه‌السلام هستند. حتی از قبل هم همین است. هنگامی که امام حسین علیه السلام آهنگ ترک مدینه و تشرف برای حج و به دنبال آنْ هجرت به سوی عراق کرد، ام البنین به همراهان امام حسین علیه السلام سفارش می کردکه "چشم و دل مولایم امام حسین و فرمان بردار او باشید». بعد نوشته اند که وقتی بشیر چگونگی شهادت امام حسین علیه السلام را به آن حضرت داد، فریاد کشید و گفت: رگ قلبم را پاره کردی و سپس شروع می کند به راه انداختن جلسات روضه و عزاداری و از همان روز ناله و شیون از خانه اش بلند بود. او از اولین کسانی بود که این شیوه جلسات خانگی روضه و عزاداری امام حسین(ع) را در خانه ها دائر کرد که در فرهنگ شیعه این به عنوان یک سنت حسنه رائج شد.مهمترین ویژگی کاربردی حضرت ام البنین، را می شود همین شیوه تبلیغ معرفی کرد؟قطعا یکی همین است. از ویژگی های بسیار مهم ام البنین، توجه به زمان و مسائل مربوط به آن است. او پس از واقعه عاشورا، از مرثیه خوانی و نوحه سرایی استفاده کرده تا ندای مظلومیت کربلاییان را به گوش نسل های آینده برساند. ایشان هر روز به همراه پسرِ حضرت عباس علیه السلام ، عبیداللّه که همراه مادرش در کربلا حضور داشت و سند زنده ای برای بیان وقایع عاشورا بود، به بقیع می رفت و نوحه می خواند. با حضور عبیداللّه که سند زنده کربلا بود جلسه تشکیل می داد. این یک روش بسیار کاربردی در زمانه خوف و خفقان آن دوران بود تا این پیام امروز به همه نسل ها رسیده. خودش هم شاعره بود. با اشعارش هم حماسه کربلا را بازگو می کرد و هم در قالب عزاداریْ به حکومت وقت نوعی اعتراض می کرد و مردم را که اطراف او جمع می شدند، از جنایات بنی امیه، آگاه می کرد. در این باره هم اشعار سوزناکی ایشان در رثای شهدای کربلا و چهار فرزند خودشان در بقیع می خواندند و می گریستند، که این حالات، حتی گریه دشمن سرسخت اهل بیت یعنی مروان حکم را هم درآورد. مروان حکم کسی است که دشمن اهل بیت بود و به حاکم مدینه گفته بود امام حسین را همین جا گردن بزن! او که چنین موجود رذلی است ولی در جلسه ای با حضور حضرت ام البنین چنان تحت تاثیر سوز اشعار حضرت ام‌البنین سلام‌الله علیها قرار می‌گیرد که اشکش جاری می‌شود.در بین بزرگان تاریخ در بیان شخصیت ایشان چیزی به یادتان هست که در کتاب آمده باشد؟بله. مشروح داریم. مثلا زین الدین عاملی، شهید ثانی درباره حضرت ام البنین می گوید: ام البنین از بانوان با معرفت و پر فضیلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دلبستگی خالص و شدید داشت و خود را وقف خدمت به آن ها کرده بود. خاندان نبوت نیز برای او جایگاه والایی قائل بودند و به او احترام ویژه می گذاشتند. همچنین علامه سید محسن امین می گوید: «ام البنین ، شاعری خوش بیان و از خانواده ای اصیل و شجاع بود.» یا مثلا علی محمد علی دُخَیِّل، نویسنده معاصر عربه که در وصف این بانوی بزرگوار می نویسد: عظمت این زن (ام البنین) در آن جا آشکار می شود که وقتی خبر شهادت فرزندانش را به او می دهند، به آن توجه نمی کند، بلکه از سلامت حضرت امام حسین علیه السلام می پرسد؛ گویی امام حسین علیه السلام فرزندِ اوست نه آنان. ]]> انديشه Sat, 04 Apr 2015 06:25:21 GMT http://deabel.org/vdcjyoe8.uqetazsffu.html جنبش علمی امام باقر(ع) http://deabel.org/vdci.ua5ct1aupbc2t.html حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) اول ماه رجب یا سوم صفر سال ۵۷ هجری قمری در مدینه متولد گردید.پدر بزرگوارش حضرت علی‌بن‌الحسین زین العابدین(علیه السلام) و مادر مكرمه اش فاطمه معروف به ام عبدالله دختر امام حسن مجتبی می باشد؛ از این رو آن حضرت از ناحیه پدر و مادر به بنی هاشم منسوب است.شهادت امام باقر(علیه السلام) در روز دوشنبه ۷ ذیحجه سال ۱۱۴ هجری قمری در ۵۷ سالگی به دستور هشام بن عبدالملك خلیفه اموی به وسیله خوراندن سم، اتفاق افتاد و مزار شریفش در مدینه در قبرستان بقیع است.آن حضرت یكی از اطفال اسیر فاجعه كربلا میباشد كه در آن وقت سه سال و شش ماه و ده روز از سن مباركش گذشته بود.حضرت باقر(علیه السلام) به علم و دانش و فضیلت و تقوا معروف بود و پیوسته مرجع حل مشكلات علمی مسلمانان به شمار می رفت؛ وجود امام محمد باقر(علیه السلام) مقدمه ای بود برای اقدام به وظایف دگرگون سازی امت.زیرا مردم او را نشانه های فرزند كسانی می شناختند كه جان خود را فدا كردند تا موج انحراف - كه نزدیك بود نشانه های اسلام را از میان ببرد - متوقف گردد.آنان از این رو قربانی شدند تا مسلمانان بدانند كه حكامی كه به نام اسلام حكومت می كنند از تطبیق اسلام با واقعیت آن به اندازه ای دوراند كه مفاهیم كتاب خدا و سنت رسول اكرم(صلی الله علیه وآله وسلم) در یك طرف قرار دارد و آن حاكمان منحرف در طرف دیگر؛ امام باقر(علیه السلام) بر آن شد تا انحراف حاكمان و دوری آنان از حقایق اسلام را به مردم بفهماند و برای مسلمانان آشكار سازد كه چنان اموری تحقق یافته است.هشام بن عبدالملك خلیفه نابكار اموی وقتی به امام(علیه السلام) اشارت می كند و می پرسد كه این شخص كیست به او می گویند او كسی است كه مردم كوفه شیفته و مفتون اویند. این شخص امام عراق است.در موسم حج از عراق و خراسان و دیگر شهرها هزاران مسلمان از او فتوا می خواستند و از هرباب از معارف اسلام از او می پرسیدند؛ این امر اندازه نفوذ وسیع او را در قلوب توده های مردم نشان می داد.از سوی فقیهان بزرگ كه وابسته به حوزه های فكری و علمی بودند مسائل دشوار در محضر او مطرح میشد و گفت وگوهای بسیار با امام به عمل می آمد از او پاسخ می خواستند تا امام را در تنگنا قرار دهند و در مقابل مردم او را به خاموشی وادارند ولی آن حضرت با پاسخ های قانع كننده و مستدل و محكم خود آنان را به اعجاب وامیداشت.حوزه علمی او برای صدها دانشمند و محدث كه تربیت كرده بود پایگاهی مهم به شمار می آمد.جابر جعفی گوید: «ابوجعفر هفتاد هزار حدیث برای من روایت كرد. و محمد بن مسلم گوید: هر مسئله كه در نظرم دشوار مینمود از ابوجعفر(علیه السلام) می پرسیدم تا جایی كه سی هزار حدیث از او سوال كردم.» امام باقر(علیه السلام) شیعیان خود را چنین وصف می كند: «همانا شیعه ما شیعه علی با دست و دل گشاده و از سر گشاده دستی و بیریایی از ما طرفداری میكنند و برای زنده نگاه داشتن دین متحد و پشتیبان ما هستند.» اگر خشمگین گردند ستم نمی كنند و اگر خرسند باشند از اندازه نمی گذرند. برای آن كس كه همسایه آنان باشد بركت دارند و با هر كس كه با آنان مخالف باشد طریق مسالمت پیش میگیرند و شیعه ما اطاعت خدا می كند. امام باقر(علیه السلام) و خلفای ستمگرامام باقر(علیه السلام) با پنج خلیفه از خلفای بنی امیه معاصر بود كه عبارتند از:۱) ولید بن عبدالملك۲) سلیمان بن عبدالملك۳) عمر بن عبدالعزیز۴) یزید بن عبدالملك۵) هشام بن عبدالملك.و همه آنان جز عمر بن عبدالعزیز در ستمگری و استبداد و خودكامگی دست كمی از نیاكان خود نداشتند و پیوسته برای امام باقر(علیه السلام)مشكلاتی فراهم می نمودند. ولی در عین حال او از طریق تعلیم و تربیت جنبشی علمی به وجود آورد و مقدمات تاسیس یك مركز علمی اسلامی را در دوران امامت خود پیریزی كرد كه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق(علیه السلام) به نتیجه كامل رسید.روش كار پیشوایان ما به ویژه امام سجاد و امام باقر(علیهم السلام) كه در اوضاع فشار و خفقان به سر می بردند به شیوه مخفی و زیرزمینی بود شیوه ای كه موجب می شد كسی از كارهای آنان مطلع نشود. همین كارهای پنهانی گاهی كه آشكار میشد خلفا را سخت عصبانی می نمود در نتیجه وسایل تبعید و زندانی آنها فراهم می شد.سرانجام امام باقر(علیه السلام) كه پیوسته مورد خشم و غضب خلیفه وقت هشام بن عبدالملك بود به وسیله ایادی او مسموم شد و در سال ۱۱۴ هجری به شهادت رسید. جنازه آن بزرگوار كنار قبر پدر بزرگوارش در قبرستان بقیع به خاك سپرده شد.فضل و دانش امام باقر(علیه السلام)امام محمدباقر(علیه السلام) در دوران امامت خود به نشر و پخش معارف دین به ویژه فقه و احكام اسلامی پرداخت و ضمن حل مشكلات علمی به تعلیم و تربیت شاگردانی فاضل و آگاه مانند: محمدبن مسلم، زراره بن اعین، ابونصیر، هشام بن سالم و جابربن یزید و حمران بن اعین و بریدبن معاویه عجلی همت گماشت.آن حضرت در فضل و فضیلت زهد و تقوا اخلاف و معاشرت سر آمد بزرگان بنی‌هاشم در عصر خود بود. آوازه علوم و دانش او چنان اطراف و اكناف پیچیده بود كه ملقب به باقرالعلوم؛ یعنی شكافنده دانش ها گردید.یكی از علمای بزرگ سنی به نام ابن حجر هیتمی درباره او می نویسد: محمد باقر به اندازه ای گنج های پنهان معارف و دانش ها را آشكار ساخته، حقایق احكام و حكمت ها و لطایف دانش ها را بیان نموده كه جز بر عناصر بی بصیرت یا بد سیرت پوشیده نیست و از همین جاست كه وی را شكافنده دانش و جامع علوم و برافروزنده پرچم دانش خوانده اند.عبدالله بن عطا یكی از شخصیت‌های علمی زمان امام می‌گوید: من هرگز دانشمندان اسلام را در هیچ محفل و مجمعی به اندازه محفل محمد بن علی(علیه السلام) از نظر علمی حقیر و كوچك ندیدم.امام باقر(علیه السلام) در سخنان خود اغلب به آیات قرآن كریم استناد می نموده و از كلام خدا شاهد می آورده و فرموده است: «هر مطلبی را گفتم از من بپرسید كه در كجای قرآن است تا آیه مربوط به آن موضوع را معرفی كنم.» ]]> انديشه Sat, 06 Dec 2008 09:08:01 GMT http://deabel.org/vdci.ua5ct1aupbc2t.html