پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - پربيننده ترين عناوين بنیاد دعبل :: نسخه کامل http://deabel.org/vsni.pkac1lntwbc2t.html Wed, 04 Apr 2018 10:48:11 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Wed, 04 Apr 2018 10:48:11 GMT بنیاد دعبل 60 تجلیل از پیر غلامان هیئات مذهبی، پیر غلامان خوانسار http://deabel.org/vglaeon6.49n0u4hkk6514.,.html به گزارش روابط عمومی بنیاد دعبل، همایش تجلیل از پیر غلامان هیئات مذهبی و نونهالان مداح شهرستان خوانسار با همکاری بنیاد دعبل خزاعی و شورای هیئات مذهبی روز شنبه مورخ 92/8/18 در آستان مقدس امام زاده احمد علیه السلام شهرستان خوانسار برگزار شد.این مراسم با حضور پیرغلامان، مداحان و خادمان حسینی هیئت های مذهبی شهرستان خوانسار برگزار شد.در این مراسم میرمحمدی نماینده شهرستان های خوانسار و گلپایگان در مجلس شورای اسلامی، پوراحمدی فرماندار شهرستان، میراسماعیلی بخشدار، حجت الاسلام رسول خواجه کریمی امام جمعه شهرستان و حجت الاسلام بخشی رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان حضور داشتند.پور احمدی فرماندار شهرستان خوانساردر این مراسم گفت: یکی از ویژگیهای شیعیان که درسایر ادیان کمتر دیده می شود برگزاری اجتماعات بزرگ دینی است که به صورت رودر رو و چهره به چهره انجام می گیرد. وی اشاره داشت: یکی از تاثیرات بزرگ اجتماعات دینی شیعیان، برای حفظ شعائر دینی است و یکی از مهمترین شعائر ما اقامه ماتم حسینی است که به صورتهای مختلف مثل برگزاری مجالس،‌شعر، ‌تعزیه و… برگزار می گردد.وی گفت: عظیم ترین مصادیق اقامه ماتم حسینی همین تشکیل هیئت های مذهبی است. فرماندار هیئت های مذهبی را دارای ساختار و نظام دقیق و پیچیده و منظم، هم به لحاظ عرضی و هم به لحاظ طولی دانست.وی افزود: در هیئت های مذهبی هرکس وظیفه ای به عهده دارد و هربخش کار منظمی را انجام می دهد و در مجموع یک رفتار بسیار محترمانه میان اعضاء از کوچکتر به بزرگتر برقرار است.پوراحمدی نقش پیرغلامان در هیئت ها را به مثابه ستون محکم در قوام و دوام هیئت ها دانست و گفت: مداحان نیزکارکرد موثری در هیئت ها به جهت فرهنگ آفرینی، ‌ایمان افزایی و برقراری پیوند قوی میان عزاداران، امام حسین(ع) و عقاید دینی شان دارند.پوراحمدی ضمن توصیه هیئت های مذهبی به انجام عزاداری ها به شیوه سنتی گفت:‌ باید تلاش شود تا حاشیه ها و خرافات از مراسم های مذهبی و عزاداری های سنتی هیئت های مذهبی دور شود.در این مراسم حجت الاسلام والمسلمین بهشتی نژاد مدیر کل اداره تبلیغات اسلامی استان،‌ مهندس میرمحمدی نماینده مردم خوانسار و گلپایگان و حجت الاسلام والمسلمین خواجه کریمی امام جمعه شهرستان نیز به ارائه سخنرانی و ذکر مصائب مربوط به واقعه عاشورا و امام حسین (ع) پرداختند.هم چنین در این مراسم از ۱۱ نفر از مداحان نوجوان برگزیده هیئت های مذهبی شهرستان نیز تقدیر و تجلیل شد. ]]> بنیاد دعبل Sat, 09 Nov 2013 13:04:16 GMT http://deabel.org/vglaeon6.49n0u4hkk6514.,.html جلسه 43 محفل ادبی فرات برگزار شد http://deabel.org/vglcxmqi.2bqxp25aasl82.,.html ]]> بنیاد دعبل Tue, 09 Sep 2014 06:12:10 GMT http://deabel.org/vglcxmqi.2bqxp25aasl82.,.html مستند پرچمدار ستایشگری/ مرحوم حاج علی آهی. بخش اول http://deabel.org/vdchv6ni.23nkkdftt2.html دانلود فیلم کامل این مستند را در کانال بنیاد دعبل در سایت آپارات ببینید: اینجا ]]> بنیاد دعبل Wed, 20 May 2015 12:10:18 GMT http://deabel.org/vdchv6ni.23nkkdftt2.html آلبوم برگزیدگان نخستین دوره جایزه دعبل، کتاب سال عاشورا http://deabel.org/vglf1edm.w6dxcw,iiygaw.p.html ]]> بنیاد دعبل Tue, 29 Sep 2015 08:34:41 GMT http://deabel.org/vglf1edm.w6dxcw,iiygaw.p.html دانستن تاریخ مداحی برای کار علمی ضروری است http://deabel.org/vdciwwap.t1auq2bcct.html مقام معظم رهبری در دیدار با مداحان در سال ۹۵ به دانشجویان، اساتید و محقّقین توصیه کردند که درباره مداحی کار علمی کنند: «هم تفسیر و تحلیل کنند، هم راه‌های علمیِ گسترش این را به ما نشان بدهند و یاد بدهند. ما در واقع دستِ‌کم گرفتیم این پدیده را؛ خیلی پدیده‌ی مهمّی است»به همین بهانه به سراغ برخی از اساتید دانشگاه و کارشناسان آشنا با این مباحث رفتیم تا نظرشان درباره کار علمی در حوزه مداحی جویا شویم. گفت و گوی دعبل با استاد مهدی امین فروغی پژوهشگر و کارشناس آیین های شیعی را بخوانید؛*بررسی علمی و تفصیل و تحلیل پدیدة مداحی به چه معناست و چه ساحت‌هایی را در بر می‌گیرد؟بررسی این پدیده مانند سایر پدیده‌های علمی و هنری طبیعتاً باید با ضوابطی همراه باشد که در سایر موارد مشابه در نظر گرفته می‌شود. به نظرم نخستین قدمی که باید برای رویارویی با این پدیده برداریم این است که به تاریخ و گذشتة این پدیده به خوبی وقوف پیدا کنیم و از لابه‌لای صفحات تاریخ، گذشتة این پدیده را استخراج کنیم. این کار عالمانه است به این دلیل که باید کسی که این کار را انجام می‌دهد به تاریخ اشراف کامل داشته و با گسست‌های موجود در تاریخ آشنا باشد؛ چرا که در بعضی از موارد این پدیده به شکل‌های مختلفی ظهور کرده‌اند و اشخاصی که امروز آنها را به گونه‌‌ای دیگر می‌بینیم در گذشته به این کار مشغول بودند. لازم است که عصر ائمه (ع) را بررسی کنیم و شعرای این عصر را بشناسیم و از نقش آنها آگاهی بیابیم؛ چون به راستی اینها پیشگامان این عرصه بودند. شعرایی مانند دعبل خزاعی، کمیت، عبدی کوفی، سید اسماعیل حمیری و ... شعرایی هستند که باید نقش‌شان را به دقت به نظاره بنشینیم. این شاعران نخستین کسانی بودند که با هنر و شعر خود، معارف اهل بیت (ع) را نشر و گسترش می‌دادند. بسیاری از آنها راویانی داشتند. شاعران در زمان اهل بیت (ع) نیز راویانی داشتند؛ مثلاً ابوهارون مکفوف راوی اشعار سید اسماعیل حمیری بود. داستانی مشهور در کتب شیعه در این باره وجود دارد و آن اینکه روزی ابوهارون مکفوف خدمت امام صادق (ع) رسید. امام فرمود؛ به ام فروه بگویید بیاید و بشنود که بر جدش حسین بن علی (ع) چه رفت. پرده‌ای نصب کردند و اهل خانه و بانوان پشت پرده نشستند و ابوهارون مکفوف شروع به خواندن اشعار سید اسماعیل حمیری کرد. حضرت فرمودند؛ به گونه‌ای بخوان که در حلقة خود می‌خوانید. ابوهارون نیز چنین کرد و با آوا اشعار را خواند تا جایی که شیون از اهل خانه بلند شد و چون آن زمان عصر تقیه بود عده‌ای بیرون از خانه تجمع کردند و امام به آنها فرمود که بگویید کودکی از میان ما رفته است و زنان به این دلیل شیون می‌کنند. نمونه دیگر دربارة نوحه‌خوانی و یکی از شعرای ارجمند اهل بیت (ع) به نام سفیان بن مصعب عبدی کوفی است که امام صادق (ع) جملة عجیبی دربارة شعر او دارند که برای تمامی شعرا رشک‌برانگیز است و آن اینکه؛ ای شیعیان به فرزندان‌تان شعر عبدی بیاموزید که او بر دین الهی است. لازمه شناخت تاریخ مرثیه‌سرایی و تاریخ آنچه امروز به آن مداحی می‌گوییم اشراف کامل به تاریخ است؛ واژه مداحی در گذشته به صورت امروزی وجود نداشت و شاعران خود اشعارشان را می‌خواندند و به ترویج معارف اهل بیت (ع) می‌پرداختند. آنچه امروز به آن مداحی می‌گوییم در آن عصر روایت‌گری نامیده می‌شد و به وسیلة روایان صورت می‌گرفت. در دوره‌ای که حکومت‌های غیر شیعی بر سر کار بودند عیاران به کار ترویج و نشر معارف اهل بیت (ع) و پرده‌خوانی مشغول بودند و نمی‌توانستند آزادانه به نشر معارف اهل بیت (ع) بپردازند. پوشیده روی یک‌باره وارد بازاری در شهری می‌شدند و پرده‌ای باز می‌کردند و داستان جنگ خیبر یا جنگ جمل و مناقب حضرت علی (ع) و ... را برای مردم بازگو می‌کردند. می‌دانیم که سنت پرده‌خوانی بسیار قدیمی است و ردپایی آن به پیش از اسلام و دورة ساسانیان بازمی‌گردد. این اسناد در دربار رواج بسیاری داشت. من از این افراد به پارتیزان‌های هنرمند یاد می‌کنم. کار اینها بسیار شگفت‌انگیز بود. اینها جان بر کف و ناشناخته می‌آمدند و معارف را برای مردم بازگو می‌کردند. اینها نیز جزء گذشتة مداحی محسوب می‌شود که امروز به شکل دیگری خودنمایی می‌کند. در دوره‌ای درویشان این کار را انجام می‌دادند. اسناد بسیاری مبنی بر اینکه درویشانِ بسیاری به این کار التزام داشتند، وجود دارد. رفته‌رفته به زمان کنونی رسیده و شکل و شمایل جدیدی پیدا کرده است. شناسایی تاریخ مداحی بسیار لازم است اگر تاریخ را ندانیم و به گذشتة این هنر وقوف پیدا نکنیم به راستی نمی‌توانیم این هنر را شفاف به نظاره بنشینیم و آسیب‌هایش را بشناسیم و به بالندگی آن کمک کنیم. لازم است بدانیم در زمان‌هایی که مردمان در نشر معارف اهل بیت (ع) آزاد بودند چه می‌کردند و در زمانی که این کار ممنوع بود چه می‌کردند؛ بنابراین شناخت درست پدیدة مداحی و آگاهی از کاستی‌های آن، بررسی علمی و تاریخی محسوب می‌شود.گذشته از شناخت تاریخی این پدیده باید آنچه امروز با آن مواجهیم به دقت به تماشا بنشینیم و تحلیل و بررسی کنیم. می‌دانیم که مداحی، مرثیه‌خوانی، ذاکری و ... چندین هنر و علم را در اختیار دارد و یک هنر یا علم میان‌رشته‌ای است که با رشته‌های مختلف علمی در ارتباط است. در یک تقسیم‌بندی کلی کار مداحی بر چهار پایه استوار است؛ نخست شناخت تاریخ و مقتل؛ دوم، شناخت ادبیات و شعر؛ سوم، شناخت موسیقی یا ترکیب الحان؛ چهارم، تلفیق این سه با هم برای ارائة بهتر. *اینها بخشی از واقعیت‌های تاریخ مداحی هستند و نمی‌توان آنها را انکار کرد به نظرم برخورد علمی با این قضیه ممکن است دردسرهایی به دنبال داشته باشد؛ یعنی وقتی عمومی شود و ظرفیت پذیرش آن در جامعه وجود نداشته باشد ملاحظاتی ایجاد می‌شود؛ با توجه به وجود این اقتضائات برخورد علمی با این قضیه چگونه است؟ با پدیده‌هایی که جنب اعتقادی و احساسی فراگیر در جامعه دارند دو گونه می‌توان برخورد کرد؛ یا به راستی و درستی با ذره‌بین علم و پژوهش آن را واکاوی و بدون محافظه‌کاری‌ای این پدیده را مشاهده کنیم. راه دیگر اینکه دست به ترکیب این پدیده نزنیم و آنچه در ذهن و احساس مردم رواج دارد و مردم به آن دلخوش هستند همین‌طور باقی بماند؛ اما در عین حال کارها و نمونه‌های متعالی را عرضه کنیم؛ «متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست / گروهی این گروهی آن پسندند» تا عده‌ای جذب آن شوند و به زیبایی آن پی ببرند و این متاع را برگزینند. این دو شیوه معمول است و با پدیده‌ای که بیان کردید می‌توان به این دو شیوه برخورد کرد. در مورد بررسی علمی باید بگویم که علم ضوابطی دارد که باید رعایت شود باید ملاحظات را کنار گذاشت و شفاف از دل تاریخ چه آن گذشته‌ای که عرض کردم و چه گذشته‌ای که شما فرمودید کنار یکدیگر بگذاریم و به درستی این پدیده را به نظاره بنشینیم و بدانیم که این پدیده از این تاریخ شروع و دستخوش تحولات شده و روزگاری بر آن رفته است؛ بنابراین قطعاً در بخش بررسی تاریخی باید تاریخ را بررسی کنیم. از طرفی بررسی تاریخی، قواعدی دارد که هر چه شفاف‌تر و به دور از محافظه‌کاری آن را بررسی کنیم بهتر می‌توانیم در روزگار خود با آن روبه‌رو شویم.*اصلاً می‌شود روی مداحی کار علمی انجام داد و نتیجه آن کار علمی را به همه مردم تعمیم داد؟برخورد با مباحث اعتقادی به صورت علمی خود یک علم دیگری می‌طلبد به این معنا که باید راهکار این کار را که بسیار ظریف و دقیق است، بیابیم. همان‌طور که بیان کردم؛ در یک تقسیم‌بندی کلی مداحی به چهار قسمت تقسیم می‌شود که تاریخ و مقتل نخستین آن است؛ مثلاً‌ آموختن تاریخ و عاشورای ۶۱ هجری در گذشته قداست بسیاری داشت و بر اساس جملاتی مانند «من بکی او ابکی او تباکی علی الحسین وجبت له الجنه» این کار مقدس محسوب می‌شد یا اگر کسی به اندازة بال مگسی چشمانش تر شود ثواب‌هایی برای او در نظر گرفته می‌شود. جملات بسیاری که بعضی از آنها منسوب به اهل بیت (ع) است و بعضی دیگر جملاتی که علما بیان کرده‌اند و در فرهنگ شیعه آمده است این کار را چنان مقدس کرده بود که با انبوهی از کتاب‌های تاریخ و مقتل به ویژه در عصر قاجاریه مواجه می‌شوید. برخی از نویسندگان در مقدمه کتاب خود نوشته‌اند که این کتاب را برای کسب رضای خدا و اجر اخروی نوشتم. ملا آقای دربندی در کتاب «اسرار الشهاده» قریب نصف صفحه از خود تعریف می‌کند. آثاری که در رشته‌های مختلف علمی در فقه و اصول و تفسیر و حدیث نگاشته برمی‌شمارد و چنان در مقام ستایش خود می‌نشیند که ممکن است خواننده تصور کند قدری غلو می‌کند. او می‌گوید که در شأن من گفته شد که علم مانند سبدی است که درون آن میوه‌های رنگارنگ چیده شده و فرا روی ملاآقای دربندی است تا از هر کدام که بخواهد استفاده کند؛ یعنی اشراف او را به همة‌ علوم نشان می‌دهد. آنگاه می‌گوید که وقتی به این درجة علمی رسیدم، متوجه شدم که هیچ یک از این علوم دستگیر من نیست و من طرفی از اینها نمی‌بندم مگر اینکه کتابی در شرح تاریخ و مصائب سیدالشهدا (ع) بنویسم؛ آنگاه کتاب اسرارالشهاده را نوشت؛ البته شما می‌دانید که این کتاب از نظر تاریخی پر از نقل‌های غیر درست است و نقدهای بسیاری بر آن وارد است. سال‌های سال مردمان بدون اینکه واجد شرایط باشند و از علم تاریخ، اطلاعی داشته باشند مقتل می‌نوشتند که امروز با انبوهی از مقتل مانند طوفان البکا، طریق البکا و ... مواجهیم؛ از سوی دیگر وقتی به مطالب نادرست در این زمینه برخورد می‌کردید و معترض می‌شدید این بیت مولانا که «هیچ آداب و ترتیبی مجوی / هر چه می‌خواهد دل تنگت بگوی» را برای بیان می‌کردند. این عرصه، ‌عرصة اعتقادات و احساسات مذهبی است و اینها مأجور هستند و نمی‌توان نقدی بر آنها وارد کرد. حال شما چگونه می‌خواهید با این پدیده برخورد علمی کنید؟ چگونه می‌توانید به کسی که پر از اعتقادات خالص است و می‌خواهد قدمی در راه سیدالشهدا (ع) بردارد و کتاب و مقتل بنویسد بگویید که علم تاریخ، علمی است که ضوابط و شرایطی دارد و شما باید آن را رعایت کنید.رفته‌رفته نقادان، کتاب‌ها را بررسی و نقد کردند و از نظر گذراندند؛ اما آماج تهمت‌ها شدند و هنوز نیز می‌شوند. بنیاد دعبل با برگزاری کتاب سال عاشورا کتاب‌های برگزیده را پیش روی مردم قرار داد و مردم متوجه شدند که می‌توان سره را از ناسره جدا کرد و اگر چنانچه یک مقتل حرف نادرستی زد آن را قبول نکنم؛ چون اعتقادم را از امام حسین (ع) می‌گیرم نه از صاحب مقتل.رفته‌رفته با چنین برخورد ملایمی مداحان دنبال مقاتل خوب بودند؛ در حالی که پیش از این شنیده می‌شد که برخی مداحان می‌گفتند که مثلاً یک مقتل خطی دارم که متعلق به دورة قاجاریه است. او تصور می‌کرد که اگر کتابی خطی و مربوط به دورة قاجاریه باشد؛ هر چه در او هست صحیح است و به گنجینه‌ای رسیده است؛ ولی کم‌کم متوجه شدند که لزوماً قدیمی بودن نمی‌تواند مستند باشد؛ بنابراین می‌توان با برخورد علمی و صحیح، آرام‌آرام ذائقه را تغییر داد و با این پدیده مواجه شد. رکن دوم ادبیات و شعر است. مداحان سال‌های سال شعرهایی که از نظر ادبی فاقد ارزش بودند می‌خواندند و گاهی شعر هم می‌گفتند و امروز هم برای اینکه متکی به غیر نباشند شعر می‌گویند بدون اینکه از ضوابط ادبی و مبانی شعری اطلاع داشته باشند. حال برخورد علمی با رکن دوم باید چگونه باشد؟ معرفی آثار خوب، برگزاری همایش‌ها، کارگروه‌ها و کلاس‌ها. امروز عصر رسانه است و می‌توان آثار خوب را در قالب برنامه‌هایی در رسانه‌ها ارائه کرد. رکن سوم موسیقی است. مداحان باید بدانند که تلفیق دو رکن قبل با موسیقی خروجی اصلی است که مداحی نامیده می‌شود و اگر رکن سوم نباشد نمی‌توان به کسی مداح گفت؛ بلکه به او واعظ می‌گویند. واعظ کسی است که مقتل و ادبیات می‌داند و می‌تواند در منبر بدون اینکه به صوت تکیه کند، بخواند. هرگاه آن دو رکن با لحن و صوت و ویژگی‌های موسیقایی تلفیق شود مداحی صورت می‌گیرد. رکن چهارم، تلفیق سه رکن با یکدیگر است. ممکن است به زوایای تاریخی به خوبی اشراف داشته باشم و ادبیات را خوب بدانم و شعر و موسیقی را خوب بشناسم؛ اما هنر تلفیق این چند رکن را نداشته باشم که در این صورت نیز موفق نخواهم بود. هر یک از این رشته‌ها اقتضائات خاص خود را دارد و می‌توان دقیق و علمی با آنها برخورد کرد و آنها را گسترش داد. ارکان فرعی دیگری نیز وجود دارند؛ مانند هنر تصویرسازی، شناخت مخاطب که مربوط به مباحث جامعه‌شناسی است؛ به این معنا که شخص بداند که مخاطبش چه حس و حالی دارد و در چه جامعه‌ای تنفس می‌کند تا به درستی کار خود را انجام دهد. شناخت ادبیات عرب و اشراف به احادیث و تفاسیر و شناخت جغرافیای اسلامی نیاز به کار علمی دارند. تهیة منابع درسی برای این قشر که بدانند با هر کدام از این ارکان چه باید بکنند.*آیا فعالیت علمی در حوزه مداحی نیاز به متولی واحد و راهبری ملی دارد؟منظورتان از متولی واحد یا راهبری ملی چیست؟*آیا یک واحد متمرکز باید این کارها را انجام دهد یا هر کسی از شعبات و راه‌های مختلف می‌تواند به امور مداحان بپردازد؟ مثل امروز که در یک بازة زمانی خانة مداحان، کانون مداحان، بنیاد دعبل، هیئت رزمندگان و غیره تشکیل شدند.آیا مجموعه‌هایی مانند سازمان تبلیغات اسلامی و بنیاد دعبل بهتر است در این حوزه سیاست‌گذاری کنند یا بگذاریم هیئت‌ها همان کاری را بکنند که قبل از انقلاب می‌کردند و متولی دولتی هم نداشتند.در ارتباط با محتوا و چیستی این پدیده باید بگویم از آنجایی که این پدیده یک پدیدة هنری است و حیات هنر نیز در تکثر و گوناگونی است؛ بنابراین نباید دست و پای اشخاصی که وارد این عرصه می‌شوند، ببندیم و آنها را ملزم کنیم که از نگاهی که ما بدان می‌نگریم آن را تماشا کنند. در مداحی مباحث تاریخی و اعتقادی وجود دارند که بدعت و تحریف در آنها مجاز نیست؛ یعنی نمی‌توان نوآوری کرد و حرفی بر حرفی افزود؛ مثلاً با اینکه می‌دانیم امام حسین (ع) در عاشورای سال ۶۱ هجری شهید شدند؛ بگوییم که می‌خواهیم نوآوری کنیم؛ بنابراین تاریخ را تغییر دهیم و روز دیگری را برای شهادت ایشان معرفی کنیم ما برای این کار مجاز نیستیم. در مباحث اعتقادی نیز باید آنچه علما و دانشمندان که به درستی در این زمینه تحقیق کرده‌اند و می‌توان به آنها اقتدا کرد فرا روی خود قرار دهیم.در عرصة اجرا و چگونگی بیان تاریخ و اعتقادات می‌توان از هنر استفاده کرد. حیات هنر در این است که مثلاً من یک مطلب را به گونه‌ای و دیگری همان مطلب را به گونة دیگری بیان کند؛ اگر تحریف و بدعت را از هنر بگیریم به حیات هنر خاتمه داده‌ایم؛ بنابراین باید نگاه‌های گوناگون وجود داشته باشند؛ چون به بالندگی این عرصه کمک می‌کنند. نمی‌توان یک راه یا یک نظر را در عرصة محتوا دنبال کرد. در عرصة اجرا نهادهای مختلفی تشکیل شده‌اند که بهتر است با یکدیگر تعامل داشته باشند. شاید کاری که بنیاد دعبل می‌تواند انجام دهد نهاد دیگری نتواند انجام دهد و بالعکس، بنابراین به این نهادها نیاز است. اینها به جای موازی‌کاری و بی‌اطلاعی از اقدامات یکدیگر بهتر است با یکدیگر تعامل داشته باشند و یک هدف را با ابزارها و نگاه‌های مختلف دنبال کنند. معتقد نیستم که دست و بال نهادهای مختلف را ببندیم تا به یک وحدت نظر برسیم. *در بخشی از سخنان‌تان اشاره کردید که اگر بدعت را از هنر بردارید، دیگر هنر نیست؛ اما باید بگویم که در فضای موجود سلیقه‌ای عمل می‌شود و گاهی شاهد هنری هستیم که ۹۰ درصد آن بدعت است. به نظرتان این بدعت‌ها به ریشه لطمه‌ای وارد نمی‌کنند؟نمی‌توان با این وادی با سلیقه‌ها و نگاه‌های مختلف برخورد کرد؛ مثلاً شخصی به سیاهی‌های حسینیه تکیه داده بود، هم‌هیئتی‌اش به او گفت که این سیاهی‌ها حرمت دارد به آنها تکیه نزن چون خلاف ادب است. او با تمام حسن عقیده چنین پاسخی داد که اگر به سیاهی تکیه ندهم به کجا تکیه دهم و اشک در چشمانش جمع شد. در اینجا با دو سلیقة متضاد، اما مقدس روبه‌رو هستیم. نکتة دیگر اینکه با پدیده‌ای به نام انسان مواجه هستیم که هر نسل با نسل دیگر اختلاف نظر دارند؛ مشابه چنین پدیده‌ای در هیئت‌ها مشاهده می‌شود و فرزندان با پدران خود که هیئتی را اداره می‌کنند دچار اختلاف می‌شوند و از آن هیئت، هیئت دیگری به نام هیئت جوانان و بعدها هیئت نوباوگان منشعب می‌شود که هر کدام به اقتضاء سن و نگاه‌شان سلیقه‌‌ای دارند. حال باید با این پدیده چگونه برخورد کرد؟کاری که می‌توان انجام داد؛ اینکه برای هر کدام از این طبقات خوراک صحیح تهیه کنیم و فراروی‌شان قرار دهیم؛ مثلاً به جوانان با توجه به حس و حال جوانی شیوه‌ای و به مسن نیز شیوه‌ای دیگر را پیشنهاد دهیم و زیبایی‌شناسی را به آنها بیاموزیم. در واقع فرزند زمان خود بودن را به آنها بیاموزیم. بدعت به معنای ناپسند خود همیشه ناپسند است. منظورم از بدعت در ارتباط با هنر به معنای واژة آن یعنی کاری بدیع و نو است؛ اما این نوآوری نباید ضوابط علمی و هنری را خدشه‌دار کند؛ بلکه باید مکمل آن و بخشی از یک پازل باشد و نظم کلی را بر هم نزند؛ مثلاً همه می‌دانیم که مدتی است در عرصة مداحی و موسیقی با آهنگ‌های مبتذل مواجهیم. این آهنگ‌ها تداعی‌کنندة فضایی غیر از آن فضایی روحانی. شخص که می‌خواهد نوآوری کند باید همة ابزار و ادوات آن را داشته باشد و اگر ابزار آن را نداشته باشد مضراتی را در پی خواهد داشت. در واقع با تغذیة صحیح هر قشر می‌توان از رواج بدعت از نوع بد آن جلوگیری کرد. یک شاعر می‌گوید؛ آنقدر تیر بر بدن سیدالشهدا (ع) نشست که مانند خارپشت شد و شاعر دیگری می‌گوید؛ «این غم کشد مرا که در آن دشت کارزار / دشمن هر آنچه تیر بر او زد خطا نرفت». یک شاعر به دلایلی از واژة خارپشت استفاده می‌کند و شاعر دیگر به دلایلی از آن استفاده نمی‌کند و هر کدام از اشعار بیشتر متناسب با موازین زیبایی‌شناسی باشند مردم به آن سمت سوق می‌یابند.*حوزه‌های علمیه در این زمینه چه نقشی می‌توانند داشته باشند؟این کار چه از لحاظ محتوا و چه از نظر غالب از گذشته‌های دور تا امروز زیرمجموعة تفکر حوزوی بوده است. تعلیم و تعلم در این عرصه به صورت حوزوی و سنتی انجام می‌شد. حوزه های علمیه که با نگاه سنتی فعالیت می‌کنند قادر هستند شیوه‌های سنتی ذاکری و مداحی را پوشش دهند. حوزه در تربیت ذاکر و مداح، ایجاد فضاهای معنوی بایستة این کار، ارتباط اساتید حوزه با مداحان و تغذیة آنها از نظر علمی و ارشاد کردن می‌تواند بسیار مؤثر باشد. مداحی که خود را از ارتباط با عالم مستغنی بداند در کار خود توفیق ندارد و در لغزشگاه‌هایی پای او خواهد لرزید. مداحی که خود را از ارتباط با یک استاد موسیقی و استاد ادبیات مستغنی بداند در کار خود توفیق نمی‌یابد. مداحان باید با گروه‌های مختلف به ویژه عالمان دین و اساتید حوزه برای استفاده از ارشادات آنها در ارتباط باشند.*ما به عنوان افراد عامی که به هیئت می‌رویم، می‌توانیم از حوزه علمیه مطالبه کنیم که اینجا جایی است که باید ورود کنید؛ در واقع این حق جامعه نسبت به حوزه است؟حوزه‌های علمیه باید در این عرصه برای جامعة مداحی پدری کنند؛ اگر فرزندی به راه خطا می‌رود پدر او را سرپرستی می‌کند؛ اگر فرزند ناخلف شود پدر فقط باید خود را سرزنش کند؛ اما اگر پدر وسایل تربیتی صحیح را برای فرزندان خود فراهم کند وظیفة خود را انجام داده است و وقتی فرزند منحرف شد خود را سرزنش نمی‌کند. مراجع باید در حوزه‌های علمیه مراکزی برای پرورش مداحان و ذاکران تأسیس کنند تا گوش به فرمان علما باشند. *بیان کردید که اگر بخواهیم در این زمینه کار علمی انجام دهیم باید علم داشته باشیم. آیا قائل به این نیستید که علم نزد حوزه است؟مقصود از علم، علمی ناظر بر جامعه‌شناسی و روانشناسی است؛ به این معنا که جامعة شیعة ایرانی را با احساساتی که در دوره‌های مختلف داشته خوب بشناسیم. احساساتی که مردم امروز در عرصة مذهب دارند با ۵۰ الی ۱۰۰ سال پیش تفاوت دارد و به دلیل فضای اجتماعی و تغییر و تحولات اجتماعی دستخوش تغییرات شده است. کسی که می‌خواهد پدیدة نادرستی را که در ذهن مردم مقدس شده است از بین ببرد باید جامعه‌شناسی و روانشناسی بداند و مانند یک جراح، ماهرانه غدة چرکین را جراحی کند تا بیمار کمترین صدمه را ببیند؛ مثلاً واقعه‌ای ناصحیح در دوره‌ای رواج یافته است که امروز آسیب‌هایی به همراه دارد؛ اگر در منبر بیان شود که این واقعه نادرست است آن واعظ آماج تهمت‌ها و برخوردها خواهد شد و توفیق نمی‌یابد؛ به این دلیل که از آن علم برتر آگاهی نداشت. برای گرفتن آنچه در اختیار کودک است باید شیء بهتر و زیباتری در اختیار او قرار داد تا آن را رها کند؛ مقصودم چنین علمی است. منظورم چگونگی برخورد با پدیده‌های مختلف است تا فتنه‌انگیزی صورت نگیرد و احساسات مردم جریحه‌دار نشود. آن بینش، بینشِ جراحی بیماری‌های احساسی، مذهبی و اعتقادی نادرست است. حوزه بهتر می‌تواند وارد این عرصه شود؛ چون به مبانی دینی و تاریخ دین اشراف کامل دارد و روزگار را رصد می‌کند. حوزویان باید کسانی را تربیت کنند تا جراحان اعتقادات ناثواب باشند و بتوانند با کمترین هزینه آن را جراحی کنند؛ البته باید بدانیم که این کار بسیار دشوار است و علمایی در عرصه‌هایی ورود پیدا کرده‌اند و مشکلاتی برای‌شان ایجاد شده است.*بنیاد دعبل مانند بسیاری از مجموعه‌های دیگر در این حوزه وارد شده و همایش‌ها و کارگاه‌هایی برگزار و آثاری تولید می‌کند؛ اما طبق اساسنامة بنیاد دعبل قرار بود ما نقش گیریسِ لای چرخ‌دنده‌ها را بازی کنیم و حضور نامحسوسی داشته باشیم که این چرخه به خوبی بچرخد ؛ اما اگر بخواهیم این نقش را پررنگ‌تر کنیم و بدون ایجاد نگرانی برای مجموعه‌های دیگر به این ماجرا وارد شویم به نظرتان اولویت‌های ما چه باید باشد؟به عقیدة من این نقش از ابتدا برای بنیاد دعبل تعریف شد؛ اما رفته‌رفته بنیاد متوجه شد که جای این چرخ‌دنده درست نیست. حال چگونه می‌توان وسایل خوب چرخیدن آن را فراهم کرد؟ در واقع نگاه بنیاد به این پدیده علمی است و از همین‌جاست که با سایرین اختلاف نظر و تضادهایی با نوع نگاه دیگران پیدا خواهد کرد. تشکیل «شورای هماهنگی تشکل‌های ستایشگری» که هماهنگی میان تشکل‌ها را برعهده دارد کار خوبی است؛ اما پیش از شروع به کار این شورا فرهنگِ هماهنگ کردن، تعریف شود تا جا بیفتد از طرفی این نکته بیان شود که قرار نیست جای کسی را تنگ کنیم ما در این تیم وظیفة خود را انجام می‌دهیم. در کنار اینکه این شورا بسیار خوب است و باید پررنگ عمل کند بنیاد نیز نباید نوع نگاهش را که امروز به آن رسیده است فراموش کند؛ مانند کتاب سال عاشورا، منشور ستایشگری، مرام‌نامة ستایشگری، مدرسة دعبل و کارهایی که در عرصة نشریه انجام می‌دهد.بنیاد دعبل پس از هماهنگی با دیگر نهادها نباید نگاه خود را از دست بدهد؛ اگر فعالیت‌هایی را که در حال حاضر به آنها مشغول است، کنار بگذارد خلأیی ایجاد خواهد شد و نهادهای دیگر نمی‌توانند این خلأ را پر کنند. یکی از نکته‌هایی که از ابتدا معتقد بودم که بنیاد باید به آن بپردازد آموزش در کنار فعالیت‌های پژوهشی و علمی دیگر است همان کاری که حوزه نیز باید به آن بپردازد و گروهی را تربیت کند؛ البته امیدوارم کلاس‌های مدرسة دعبل به زودی برگزار شود.انتهای پیام/ ]]> بنیاد دعبل Sun, 11 Sep 2016 10:22:56 GMT http://deabel.org/vdciwwap.t1auq2bcct.html گزارش تصویری اختصاصی دعبل از مراسم تشییع پیکر استاد علی آهی http://deabel.org/vglfv1d0.w6dmew,iiygaw.p.html ]]> بنیاد دعبل Tue, 07 Apr 2015 11:58:58 GMT http://deabel.org/vglfv1d0.w6dmew,iiygaw.p.html «نفس‌المهموم» آخرین کتاب در مقتل‌نویسی کلاسیک است http://deabel.org/vglftcd0.w6dx0w,iiygaw.p.html سومین جلسه صبح کتاب خیمه با موضوع بررسی کتاب «نفس المهموم» اثر شیخ عباس قمی ظهر امروز، سه‌شنبه ۲۵ شهریورماه، با حضور محمدرضا سنگری، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و محمد اسفندیاری، عاشوراپژوه، در بنیاد دعبل خزاعی برگزار شد. سنگری در این نشست با اشاره به نگارنده کتاب «نفس‌المهموم» گفت: با توجه به اینکه شناخت شخصیت نویسنده در روشن کردن آفاق و اضلاع یک اثر می‌تواند یاریگر ما باشد و این جزئی از شناخت اثر است. شخصیت مؤلف این کتاب شیخ عباس بن محمدرضا معروف به شیخ عباس قمی است که در سال ۱۲۹۴ قمری در قم به دنیا آمد و اکنون صدمین سال تولد این کتاب است که ما آن را بررسی می‌کنیم. وی افزود: شیخ عباس در ۲۲ سالگی به نجف می‌رود و شاگرد میرزاحسین نوری می‌شود و شاید به جرئت می‌توان گفت و نخستین کسی است که به نقد جدی آثار عاشورایی می‌پردازد. شیخ میرزا حسین نوری که مزارش در کنار شیخ عباس قمی است، شاگرد علامه شیخ مرتضی انصاری بود. شیخ عباس ۶۵ اثر دارد که یکی از آثار شاخصش «مفاتیح‌الجنان» است و کتاب مشهور دیگرش «نفس‌المهموم» است. عنوان «نفس‌المهموم» برگرفته از روایت امام صادق(ع) است سنگری ادامه داد: نامگذاری این کتاب برگرفته از روایتی از امام صادق(ع) بوده و روایت در جلد ۴۴ بحارالانوار صفحه ۲۷۸ درج شده است که اینگونه است؛ «اندوهناکی ظلمی که بر ما رفته تسبیح است و راز ما را پنهان داشتن جهاد فی سبیل‌الله است». سنگری با اشاره به عنوان اثر بیان کرد: عنوان کتاب رویکرد آن را نشان می‌دهد، هر چند امام حسین(ع) مظلوم است و در این مسئله تردیدی نیست، اما وقتی عنوان کتاب از «نفس‌المهموم» آغاز می‌شود، سوگیری نویسنده نیز مشخص می‌شود و حتی پس از دوره صفویه عنوان بسیاری از کتاب‌ها با همین واژگان بود، مانند دمع، بکاء و حزن و ... که نگاه به مسئله عاشورا از همین سوگ ناشی می‌شود. پیشتر اشاره شد که کربلا چهار ضلع دارد و هر کس می‌خواهد آن را درست ببیند، باید به اضلاع آن توجه کند و یک بعد از آن سوگ و مرثیه است که فقط کارکردی در گذشته نیست و امروز نیز برای باروری عواطف و احساسات و گره‌خوردگی قلبی ما با کربلا به کار می‌رود و بعد دیگری از آن حماسه است، پیام‌ها و درس‌های کربلا و عرفان کربلا ابعاد دیگر آن است. کتاب حاصل مطالعه در ۱۸ مقتل است این عاشوراپژوه گفت: این کتاب حاصل مطالعه در ۱۸ مقتل است و خود گفته که مقاتل معتبر را استفاده کرده است. همچنین وی در این حوزه سه کتاب دارد که «نفس‌المهموم»، «نفثه‌المصدور» و «منتهی‌الآمال» از آن جمله است. یک خصوصیت در این زمینه وجود دارد که قابل اغماض نیست و به گونه‌ای از کتاب‌های گوناگون گرفته و در یک اثر آورده که هیچ یک قابل تشخیص و بیگانه از هم نیست. یعنی وقتی از منابع مختلف در یک اثر استفاده می‌شود، زبان متفاوت آثار حس می‌شود، اما در این آثار این گونه نیست. تلاش وی این بوده که از روایات صحیح استفاده کند و بی‌تردید شاگرد یک محدث بودن در این زمینه تأثیر داشته است و به «لؤلؤ و مرجان» بیشتر توجه داشته است. فضای تحلیل در آن کم است، اما یکسره بی‌تحلیل نیست، در پاورقی‌ها نظراتی از خود را بیان کرده است. حدود ۵۵۲ صفحه «نفس‌المهوم» و ۸۰ صفحه «نفثةالمصدور» به ترتیب نظراتی که از خود بیان کرده بیشترشده است. کتاب با ذکر منبع همراه است سنگری با اشاره به ویژگی‌های دیگر این کتاب بیان کرد: کتاب با ذکر منبع همراه است که در گذشته کمتر معمول بوده است و فصل‌بندی آن نیز قابل توجه است که کمی به کتاب‌های عصر ما شباهت دارد و مقدمه و پنج باب و یک خاتمه دارد که در مقدمه آن، همانند کتاب‌های ۱۰۰ سال پیش عمل کرده است و از فضائل امام حسین(ع) آغاز می‌کند و در «نفثةالمصدور» ۲۰ نکته برای روضه‌خوانان و ذاکرین دارد که در نگارش آن نگاهی هم بر کتاب «لؤلؤ و مرجان» داشته است. وی با اشاره به انواع مقتل‌ها گفت: یک گونه از مقتل‌ها نقل محض است، نوع دیگر تطبیق و سومی نقل و نقد است که کتاب «نفس‌المهوم» در برزخ اینها قرار گرفته است، یعنی هم نقل، تطبیق و اندکی نقد داشته است. نگارش کتاب با رویکرد زودن تحریفات و دروغ‌ها سنگری با بیان اینکه شیخ عباس قمی این کتاب را با رویکرد زودن تحریفات و دروغ‌ها نوشته است، تصریح کرد: پس از دوره صفویه مقتل‌خوانی رواج یافته و در حال حاضر نیز فضا مشحون از تحریفات و غلو است و اگر در این راستا کتابی منقح از این موارد باشد و کتابی باشد که جایگزین کتاب‌های دیگر شود و از جعلیات و تحریفات به دور باشد، ارزشمند و ستودنی است. وی ادامه داد: اینکه این کتاب کمتر تحلیلی است، آیا نویسنده نمی‌توانست تحلیل ارائه کند، بی تردیب می‌توانست، اما قصدش از نگارش این کتاب، اثری پیراسته‌تر بوده است تا به عنوان یک مقتل خوانده شود و از همین رو نحوه نگارش آن به صورت مقتل‌خوانی است و اینکه اقوال گوناگون را آورده، قصدش این بوده تا با آوردن اسناد بتوان قول درست را یافت. سنگری یکی از ویژگی‌های این کتاب را پیوستگی مسیر حوادث کربلا دانست و بیان کرد: این ویژگی در کتابی چون «لهوف» کمتر دیده می‌شود و حذف حوادث در این اثر کمتر رخ داده است. تغییر نام کتاب در برخی ترجمه‌ها نوعی تجارت فرهنگی است به گفته وی، ترجمه‌‌های مختلفی از کتاب «نفس‌المهموم» انجام شده که در برخی موارد مترجمان نام کتاب را تغییر داده‌اند که این موضوع را می‌توان یک تجارت فرهنگی یا بازی با میراث یک فرهنگ دانست و به همین دلیل وزارت ارشاد باید آن را بررسی کند و نسبت به این موضوع توجه بیشتری داشته باشد. دو ترجمه شعرانی و کمره‌ای از این اثر مناسب است اما در رابطه با ترجمه شعرانی باید گفت مترجم فارسی‌دان‌تر از کمره‌ای بوده و ترجمه خوبی را ارائه کرده است و یکی از ایراد‌های ترجمه کمره‌ای این است که به جای شعر عربی، شعرهایی را جایگزین کرده است. «نفس‌المهموم» کتابی توصیفی است و نه تحلیلی محمد اسفندیاری در ادامه این نشست درباره این کتاب گفت: «نفس‌المهموم» کتابی توصیفی بوده و تحلیلی نیست که نقدی در آن صورت گرفته باشد و از منابع بحارالانوار استفاده‌های زیادی کرده است و این اثر پُر از نقل اقوال است، از این رو نباید از این کتاب انتظار بیشتری داشت و شیخ عباس قمی نیز در ابتدای کتاب می‌گوید که من این کتاب را از منابع معتبر جمع‌آوری کرده‌ام و در آن تحلیل نیست. حتی نظریه مختار آن مشخص نیست؛ چرا که در برخی کتاب‌ها اقوال مختلف وجود دارد و در نهایت نویسنده نظر مختار خود را بیان کرده است. وی ادامه داد: این کتاب اثری خوشخوان است و خواننده را در دست‌انداز نمی‌افکند و مخاطب را با زندگی امام حسین(ع) آشنا می‌کند و در این زمینه کتاب «لهوف» هم کتاب خوشخوانی است با این تفاوت که «نفس‌المهوم» مفصل‌تر از لهوف است. از این کتاب چند ترجمه شده است که دو ترجمه اعتبار بیشتری دارد، یکی «دمع‌السجوم» ترجمه مرحوم میرزاابوالحسن شعرانی و دیگری «رموزالشهادة» ترجمه محمدباقر کمره‌ای است که هر دو مترجم این اثر در فضل و فضیلت علمی از شیخ عباس قمی کم ندارند و افراد بسیار برجسته‌ای بودند. «نفس‌المهموم» آخرین کتاب از مقتل‌نویسی کلاسیک است اسفندیاری در ادامه گفت: این کتاب را به اعتباری می‌توان آخرین کتاب از سلسله کتاب‌های کلاسیک مقتل‌نویسی خواند. بعد از شیخ عباس قمی به طور کلی مقتل‌نویسی و نگاه به امام حسین(ع) دگرگون می‌شود و دلیل آن این است که مسلمانان وارد دنیای جدیدی می‌شوند و جهان اسلام از خواب سیاسی بیدار می‌شود و از خمود و جمود خارج می‌شوند و رویاروی حکومت‌های استبدادی و استعماری قرار می‌گیرند و حساسیت اجتماعی و سیاسی مسلمانان زیاد می‌شود، سبب می‌شود که نگاه به امام حسین(ع) نیز تغییر می‌یابد. وی افزود: در این کتاب از امام حسین(ع) یک چهره مظلوم نشان داده شده است و مانند کتاب‌های گذشته امام حسین(ع) قهرمان مظلومیت حماسه کربلاست و در دوره جدید یعنی قرن چهاردهم امام حسین قهرمان مظلومیت نیست، بلکه الگوی جهاد و شهادت است؛ چرا که یک انسان فداکار بود و این دو زاویه دید بسیار متفاوت است؛ چرا که وقتی امام(ع) الگوی مظلومیت شود، کارکرد این نگاه تعزیه، روضه و عزاداری می‌شود و در غیراین صورت کارکرد اجتماعی و سیاسی می‌یابد و تمام جنبش‌هایی که پس از بوده با نام و یاد امام حسین(ع) بوده است و حتی اهل سنت هم چنین نگاهی به امام(ع) داشتند. وی گفت: اگر بخواهیم کتاب را با نگاه امروزی نگاه کنیم، می‌توان اشکالات بسیاری بر آن گرفت؛ به عنوان مثال اگر یک کتاب کلامی را که عالمی ۱۰۰ سال پیش نوشته با عالمی که ۵۰۰ سال پیش نوشته مقایسه کنید، کمتر می‌توانید بر آن خرده بگیرد در این مدت دیدگاه‌های کلامی تغییر نیافته اما دیدگاه‌های تاریخی و اجتماعی مسلمانان بسیار دگرگون شده است. «نفس‌المهموم» در این راستاست؛ چرا که ما در گذشتگان خود تاریخ‌نگاری اجتهادی و علمی نداشتیم. بحث‌های موشکافانه علمی در فقه وجود داشته است، اما عالمان چندان در تاریخ چندان دقت نداشتند؛ چرا که بسیاری تاریخ را علم نمی‌دانستند. اسفندیاری ادامه داد: «نفس‌المهموم» نیز خالی از این تسامحات نبوده و چندان دقیق نیست و از سوی دیگر اقوال گوناگون را مطرح کرده و نظر خود را بیان نکرده است، به عنوان مثال تعداد زخم‌هایی که بر بدن امام حسین(ع) وارد شده، از تعداد زخم‌های تیر تا شمشیر، در قول‌های گوناگون متفاوت است. اینجا انتظار می‌رود که نویسنده همه اقوال را مطرح نکند و یا قول قوی‌تر را بیان کرده و نظر مختار خود را بیان کند. اسفندیاری نیز درباره ترجمه‌های انجام شده از کتاب «نفس‌المهموم» گفت: دقت در ترجمه شعرانی نشان می‌دهد که وی ادیب‌تر بوده و با متون روایی آشنا بوده است، اما کمره‌ای عربی‌دان نبود و به موضوع تسلط بیشتری داشت. البته در این راستا برای ترجمه متون دینی باید مترجم هم زبان مبداء، زبان مقصد و هم متون روایی را بداند. جلسات صبح کتاب خیمه توسط انتشارات خیمه با همکاری بنیاد دعبل خزاعی به صورت ماهانه برگزار می شود. ]]> بنیاد دعبل Wed, 17 Sep 2014 04:36:27 GMT http://deabel.org/vglftcd0.w6dx0w,iiygaw.p.html گزارش تصویری مراسم اختتامیه نخستین دوره جایزه دعبل، کتاب سال عاشورا http://deabel.org/vgld550s.yt0zjyl22fa6y.h.html ]]> بنیاد دعبل Tue, 29 Sep 2015 08:03:13 GMT http://deabel.org/vgld550s.yt0zjyl22fa6y.h.html وقتی نقد نباشد، حجم انبوه تولید کتاب عاشورایی سؤال انگیز است http://deabel.org/vdcj8met.uqeyhzsffu.html گفتگو با آقای مهدی امین فروغی عضو هیئت علمی بنیاد دعبل خزاعی راجع به اولین نمایشگاه کتاب عاشورا:  وضعیت نشر کتاب‌های عاشورایی را چطور ارزیابی می‌کنید؟ به طور کلی حوزه کتاب از کاستی‌هایی رنج می‌برد و بنیه نحیفی پیدا کرده است چراکه عمدتاً کتابخوانی در بین اقشار مردم کم شده است؛ مشکل چاپ، گرانی کاغذ، مسائل مرتبط با تولید کتاب و در کنار این موارد رونق فضاهای مجازی و رسانه تصویری برای مردم سیری کاذب ایجاد کرده که کمتر سراغ کتاب بروند. به این علت که مردم ایران دلداده امام حسین (ع) بوده و به واقعه عاشورا علاقه خاصی دارند دراین حوزه کتاب‌های عاشورایی چاپ و منتشر می‌شود اما آنچنان که باید وضعیت رضایت بخش نیست.   بر اساس برخی آمارها، بیش از شش هزار عنوان کتاب با موضوع عاشورا و موضوعات مرتبط منتشر شده است. آیا با این حجم از تولید کتاب موافق هستید؟    حجم تولید انبوه کتاب زمانی مفید است که در کنار آن نقد سالم نیز وجود داشته باشد سره از ناسره شناسایی شده، کتاب‌ها و نویسندگان خوب معرفی، تشویق و ترغیب شوند و از آنها و ناشران حمایت‌های لازم انجام شود.   تا زمانیکه نقد نباشد 6 هزار عنوان کتاب جای سؤال ایجاد می‌کند که به راستی در چه موضوعاتی است، طی سال‌های اخیر در حوزه‌های مختلف هنری همچون عکاسی، موسیقی، تجسمی و کودک و نوجوان شاهد کتاب‌های عاشورایی هستیم که در گذشته وجود نداشت این اتفاق خوبی است، اما به جهت حساسیت موضوع عاشورا و اینکه مردم اعتقاداتشان را از این کتاب‌ها می‌گیرند لازم است که جلسات نقد کتاب در مراکز مختلف برگزار شود تا پدیدآورندگان کتاب بدانند که کتاب‌هایشان نقد می‌شود و سعی کنند آثاری شایسته به وجود آورند.   فرهنگ کتاب‌خوانی در میان قشر مذهبی،‌ به ویژه هیئتی چقدر توسعه یافته است؟   من اصلاً معتقد نیستم که فرهنگ کتابخوانی توسعه یافته است، قشر مذهبی هم همچون سایر اقشار مردم به کتابخوانی کم‌توجه هستند، در حقیقت کتاب در کشور وضعیت خوبی ندارد و ما نمی‌توانیم توسعه‌ای برای آن متصور شویم.   در حوزه کتاب با تعدد و کثرت عناوین مواجه هستیم اما کتابخوانی در بین مردم رواج ندارد و مردم هر روز بیشتر با کتاب بیگانه‌ می‌شوند.   کتاب‌های عاشورایی سهم کمی در میان برگزیدگان جشنواره‌های معتبر کتاب دارد. مثلاً در جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی و یا کتاب سال حوزه و سایر جشنواره‌ها. به نظر شما این موضوع به دلیل کم‌توجهی متصدیان این جشنواره‌ها به کتاب‌های عاشورایی یا ضعف در کیفیت کتاب‌های عاشورایی است؟   هر دو؛ گاه کتاب‌های شایسته‌ای به جشنواره می‌آید اما گویی کارشناسان، کتاب عاشورایی را به دید کتاب علمی و تخصصی نمی‌نگرند به این دلیل که خود با این فضا بیگانه هستند و قدرت تشخیص کار علمی ندارند این دست کتاب‌ها کنار می‌گذارند، در برخی موارد نیز علت کم لطفی برگزارکنندگان است، اما ما در تولید محتوا هم کاستی‌هایی داریم که اگر کتاب واقعاً ارزشمندی تولید شود چه بسا برگزار کنندگان جشنواره‌ها روی به تسلیم آورده و نظرشان را تغییر دهند.     به نظر شما در حال حاضر چه از نظر موضوع، چه از نظر روش، بیشترین خلأ در چه نوع کتاب‌هایی با موضوع عاشورا احساس می‌شود؟ مثلاً وضعیت کتاب‌های عاشورایی در حوزه کودک و نوجوان یا در حوزه ادبیات داستانی و یا در بخش پژوهش‌های اجتماعی چگونه است؟   در این زمینه‌ها ما کمبود داریم که باید با برگزاری جشنواره‌ها یا تشویق اهل قلم خلأها را پر کنیم، طی سالهای گذشته ما در بسیاری از رشته‌های هنری همچون خوشنویسی، عکاسی یا هنرهای تجسمی خلاهایی داشتیم که تقویت شده و امروز شاهد آثار خوبی هستیم اما هنوز در حوزه کودک و نوجوان و ادبیات داستانی خلأ و کمبود داریم.   برخی ناشران از استقبال نکردن سیستم‌های توزیع برای پخش کتاب‌های عاشورایی گلایه دارند؟ کیفیت کتاب‌ها؟ سیاست‌های حاکم بر شبکه توزیع؟ و یا عدم استقبال مخاطبین؟ دلیل این موضوع چیست؟   همه این موارد است؛ اولاً حوزه کتاب ما از عدم استقبال مخاطب رنج می‌برد چراکه مردم از نظر اقتصادی چنان گرفتار و در مضیقه هستند که نمی‌توانند در سبد خرید کتاب را قرار دهند و این امر به اقتصاد کل کشور مربوط می‌شود.   سیستم‌های توزیع به استقبال مردم توجه دارند و اگر ببیند توزیع در حوزه عاشورا برای آنها سودآور است اقدام می‌کنند بنابراین سیستم توزیع مانع کتاب‌خوانی مردم نیست، کار آنها توزیع و عرضه با توجه به تقاضای مردم است.   عده قلیلی اهل کتاب هستند شاهد عرض من تیراژ کتاب‌ها است، امروز کتاب‌ها با تیراژ 300 یا 400 منتشر می‌شود و کتابهایی که خیلی رواج دارد هزار نسخه؛ درحالیکه در دهه 50 کتاب‌ها با تیراژ چندصدهزاری چاپ می‌شد، این یعنی مردم میل به کتابخوانی ندارند چراکه فضای مجازی آمده است و اقتصاد مردم خراب است و نمی‌توانند کتاب بخرند، بنابراین سیستم توزیع با خود سرستیز ندارد که کتاب را عرضه نکند بلکه از ناحیه مردم اقبال نیست.   از طرف دیگر سیری‌های کاذب ایجاد شده است به عنوان مثال اشخاص به کارشناسان مذهبی در تلوزیون بسنده می‌کنند درحالکیه نمی‌دانند که صحبت‌های او جای نقد دارد و طرف باید مطالعات علمی داشته باشد. آیا فرایند یا نهادی برای رصد و راهبری بازار نشر کتاب‌های عاشورایی، استخراج آمار تحلیل موضوعات و محتوای کتاب‌های عاشورایی وجود دارد؟ به نظرتان چنین فرایند و یا نهادی ضروری است؟   حتماً باید چنین نهادی تشکیل شود و برخی کارشناسان نخبه به شکل اصولی بازار نشر چنین کتاب‌هایی را رصد کنند البته کم و بیش در گوشه و کنار اقدامات بسیار کم‌توفیقی انجام شده اما برای موفقیت باید نهادی تشکیل شود که تمام ابعاد این قصه را بررسی کند.   همچنین باید در تحقیقات میدانی و جامعه شناسی وضعیت اعتقادی مردم بررسی و سنجیده شود که در حال حاضر نسبت به این کتابها چه موضعی دارند، نقش کم اعتقادی مردم، وضعیت بد اقتصادی یا کیفیت کتابهای عاشورایی همه باید بررسی شود تا متوجه شویم که چرا کتاب عاشورایی با تیراژ کم منتشر می‌شود، در حقیقت ابتدا باید درد را شناخت سپس سراغ درمان رفت.     آیا اطلاعی از روند ممیزی محتوایی کتاب‌های عاشورایی در وزارت ارشاد دارید؟ در صورت مثبت بودن پاسخ این روند را چگونه ارزیابی می‌کنید؟   من اطلاع دقیقی ندارم که بتوانم پاسخ دهم از نظر محتوایی چه کسانی ممیزی می‌کنند، معیارهای آنها چیست و این چه روندی دارد، اما از آنچه بیرون آمده است می‌توان تشخیص داد که در ممیزی چه اتفاقاتی می‌افتد؛ اگر ممیزان کتاب واقعاً نسبت به موضوعات مختلف و مرتبط با عاشورا شناخت کافی دارند چرا کتاب‌هایی که بیرون می‌آید با اقبال مردم مواجه نمی‌شود، این نشان می‌دهد که یک جای کار اشکال دارد.    باید نهاد و ستادی تشکیل شود که با بودجه و دانش کافی این وضعیت بیمار را معاینه کرده و به درستی درد را تشخیص دهد و در ادامه آن را درمان کند، این دو امید و آرزوی دیرینه اهل کتاب، تحقیق و فرهنگ است که سال به سال تبدیل به یاس می‌شود.   محور اصلی محتوا در میان مجالس مذهبی شعر و مقتل است. حجم زیادی از تولیدات بازار کتاب‌های عاشورایی نیز شعر و مقتل است. از طرفی گروهی از صاحب‌نظران تحت عنوان عاشورا پژوهان یا عاشورا نگاران هم آثاری فاخری در این عرصه تولید کرده‌اند. آیا آثار تولیدشده توسط عاشورا پژوهان توانسته است بر کتاب‌های شعر و مقتل تأثیری بگذارد؟ به عبارت دیگر آیا زنجیره تولید کتاب مبتنی بر آثار پژوهشی است یا بین این دو انقطاع وجود دارد؟ چرا؟ بی تردید آثار پژوهشی و تحقیقی در زمینه عاشورا که طی سال‌های اخیر شاهد آن هستیم بر کار شاعران، ذاکران، مداحان و مجموعه کسانی که در حوزه عاشورا کار می‌کنند تأثیر گذاشته است. در گذشته شما با انبوهی از کتاب‌ها مواجه هستید که برخی از آنها سندیت ندارد، به عنوان مثال در دوره قاجاریه عمده کتاب‌ها در جهت تحصیل ثواب و اجر اخروی تألیف شده است در حالیکه نویسنده سواد کافی نداشته و علم تاریخ را نمی‌شناخته است بر اساس ذوق، احساس، عاطفه و احوالات درونی خود کتاب تألیف کرده است. امروز هستند برخی شاعران یا ذاکران که به آن کتاب‌ها مراجعه کرده و مطالب آنها را از طریق شعر اشاعه داده و بر سر منبر می‌خواندند که نقدهای جدی بر آنها وارد است؛ اما در روزگار ما به مرور با وجود جلسات نقد برخی از کتاب‌های تاریخی مورد بررسی قرار می‌گیرد و اشخاص می‌فهمند که یک شاعر فهمیده باید به کتاب پژوهشی تاریخی متقن مراجعه کرده و مطالب شعر خود را از آن کتاب‌ها استخراج کند. در روزگار ما کتاب‌های پژوهشی، تحقیقی و تحلیلی تولید شده است، از طرف دیگر سواد عمومی مردم بالا آمده و هر حرفی را از هر کسی نمی‌پذیرند، به همین جهت شاعر، مداح یا ذاکر باید در مقابل سخن خود مسئولیت بپذیرد، بنابراین تکیه کتاب ادبی و شعری بر کارهای پژوهشی اتفاق خوبی در زمان ما است که اثرات مثبت آن نیز بسیار خوب است. انتهای پیام/     ]]> بنیاد دعبل Thu, 29 Sep 2016 06:06:15 GMT http://deabel.org/vdcj8met.uqeyhzsffu.html اولین جلسه شورای شعر بنیاد دعبل برگزار شد http://deabel.org/vglbfwb8.rhbzarquu8ipr.l.html اولین جلسه شورای شعر بنیاد دعبل با حضور استاد عنقا، استاد سید علی رضوی، استاد امین فروغی و استاد محمود تاری برگزار شد.این شورا بنا دارد تا با بررسی اشعار تولید شده و همچنین سفارش شعر بر اساس مضامین نو، بسته های شعری ویژه مداحان و ذاکران اهل بیت(ع) تهیه و تولید کند.در اولین جلسه، تولید بسته شعری ویژه مناسبت های ماه رجب برنامه ریزی شد. ]]> بنیاد دعبل Tue, 04 Mar 2014 14:19:39 GMT http://deabel.org/vglbfwb8.rhbzarquu8ipr.l.html پیشکسوتان مداحی و جمعی از اساتید و اهالی رسانه، افطار روز هفتم را مهمان دعبل شدند http://deabel.org/vgljovet.uqeyhubffvszu.w.html ]]> بنیاد دعبل Tue, 14 Jun 2016 09:25:27 GMT http://deabel.org/vgljovet.uqeyhubffvszu.w.html نشست اعضای هیئت علمی بنیاد دعبل برگزار شد http://deabel.org/vglbswb8.rhbw8rquu8ipr.l.html اولین جلسه از دور دوم سلسله نشست های اعضای هیئت علمی بنیاد دعبل خزاعی در سال ۹۳ برگزار شد. ]]> بنیاد دعبل Tue, 20 May 2014 11:12:21 GMT http://deabel.org/vglbswb8.rhbw8rquu8ipr.l.html هیئات مذهبی برای سازمان تبلیغات بار مالی ندارند/ 91 هزار هیئت ثبت شده داریم http://deabel.org/vdceze8x.jh8zpi9bbj.html هشتمین جلسه از سلسله نشست‌های گفتگوی آیینی با حضور رضا معممی مقدم  مدیرکل تشکل‌های دینی و مراکز فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی و جمعی از اهالی رسانه در سالن اجتماعات بنیاد دعبل خزاعی برگزار شد.  گزیده‌ای از مطالب مطرح شده در این نشست را با هم مرور می‌کنیم: *رسالت اداره کل تشکل های دینی هدایت و نظارت مراکز دینی و فرهنگی است. اصولا سیاست کلی در عرصه فرهنگ، عدم تصدی‌گری سازمانها و واسپاری ماموریت‌های دینی و فرهنگی به جمعیت های مردمی برگرفته از مکتب فکری امام خمینی(ره) است. *در سال 1375 فرایند شناسایی هیئات مذهبی شروع شد و تا سال1380 حدود 2760 هیئت شناسایی گردید. در سال 1385 مقدمات سازماندهی هیئات فراهم شد و سرانجام در حال حاضر 91628 هیئت ثبت شده داریم که 79392 برای آقایان و 12236 هیئت مخصوص بانوان است. *اداره کل تشکل‌های دینی و مراکز فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی در قالب گروه های هیئات مذهبی و مداحان، انجمن های اسلامی، مراسم و مناسبت های مذهبی و کانون های فرهنگی مردمی فعالیت ها را مدیریت و رصد می‌نماید. *هیئات مذهبی نه تنها برای سازمان بار مالی ندارند، بلکه با جذب بودجه فرهنگی سایر نهادها، سازمان را در راستای تحقق ماموریت‌های مدون یاری می رسانند. *سامانه تحت وب طوبی که درگاه ثبت مشخصات مداحان و هیئات مذهبی است، بعنوان بانک اطلاعات دقیق و قدرت نرم سازمان تبلیغات در تصمیم گیری های فرهنگی است. از جمله مواردی که در این سامانه لحاظ می شود، سطوح مختلف مداحان و ستایشگران اهل بیت(ع) است که در فرایند آموزش و ارتقا رتبه اهمیت دارد. *ثبت و حمایت از هیئات به معنی حاکمیتی شدن آنها نیست بلکه ابزاری است برای شناسایی، نظارت و تعامل. در واقع طبق قانون هر مجموعه ای برای فعالیت در کشور باید مجوز داشته باشد و هیئت ها با اخذ مجوز همسویی خود با سیاست های کلی نظام را می پذیرند. *معاصر سازی ایام فاطمیه مسئله امروز ماست و ما همانقدر که به دشمن شناسی ایشان توجه داریم لازم است به دوست شناسی و نقش دوستان در زندگی و شهادت آن حضرت توجه کنیم. انتهای پیام/ ]]> بنیاد دعبل Mon, 27 Feb 2017 09:34:42 GMT http://deabel.org/vdceze8x.jh8zpi9bbj.html سومین جلسه شورای نوحه بنیاد دعبل خزاعی برگزار شد http://deabel.org/vglcoiqi.2bqxs25aasl82.,.html در این جلسه که با حضور اساتیدی چون آقایان عباس عنقا ،سید محسن حسینی و جواد حیدری منعقد شد نوحه ها و سرود های مناسبت شوال و ماه ذی القعده مورد بررسی قرار گرفت و موارد پس از بحث و بررسی جهت استفاده مداحان انتخاب شد. یادآور می شود اشعار برگزیده در مناسبت های مربوطه در سایت شعر هیئت بارگذاری خواهد شد.اشعار مناسبت های انتخاب شده در زیر جهت آگاهی به استحضار می رسد.شهادت امام صادق(ع): نوحه ای از استاد عنقا و شاعر جوان امیر عباسی و حمید رمی از دزفولولادت امام رضا(ع): سرودی از استاد عنقا در دستگاه شور و سرودی اجرا شده توسط مداح جوان آقای میر داماد از قم و سرودی از امیر عباسیولادت حضرت معصومه(س): سرودی از استاد عنقا و امیر عباسی و سرودی اجرا شده توسط میر دامادشهادت امام جواد(ع): نوحه ای به سبک سنتی از استاد عنقا و نوحه ای از امیر عباسیطبق توافق اعضاء مقرر شد از این پس اساتید سروده ها و پیشنهادات خود را جهت ارائه در جلسه از قبل آماده نمایند تا در نشست ها موارد غنی تر به لحاظ ریتم، آهنگ و  مضمون انتخاب شود. اعضا اظهار امیدواری کردند که به واسطه این گزینش، مداحان با نوحه ها و سرود هایی با مضامین خوب روبه رو شوند. ]]> بنیاد دعبل Wed, 06 Aug 2014 04:54:37 GMT http://deabel.org/vglcoiqi.2bqxs25aasl82.,.html سومین جلسه شورای فرهنگی تشکل‌های ستایشگران http://deabel.org/vgleov8z.jh8fzjrbbz9ij.2.html سومین جلسه شورای فرهنگی تشکل‌های ستایشگران اهل بیت با حضور مدیر کل تشکل‌های دینی سازمان تبلیغات و مدیران فرهنگی بنیاد دعبل،‌ خانه مداحان و بسیج مداحان برگزار شد.در این جلسه نتیجه نظرسنجی از مدیران و کارشناسان تشکل‌های ستایشگران اهل‌بیت(ع) در زمینه موضوعات راهبردی و اولویت های برنامه ریزی فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت.این نظرسنجی در حوزه های نظام معنایی و معرفتی ستایشگری اهل بیت(ع)، استفاده از رهنمودهای مقام معظم رهبری، اسناد بالا دستی، برنامه ریزی و مدیریت فرهنگی انجام شده بود. ]]> بنیاد دعبل Tue, 04 Mar 2014 09:45:04 GMT http://deabel.org/vgleov8z.jh8fzjrbbz9ij.2.html