پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - آخرين عناوين ادب :: نسخه کامل http://deabel.org/vsnfim,da673w.giw.html Sun, 12 Nov 2017 18:45:58 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Sun, 12 Nov 2017 18:45:58 GMT ادب 60 ادامه حیات جایزه دعبل با نقد کتب برگزیده عاشورایی http://deabel.org/vdcauonu.49noo15kk4.html محمدرضا سنگری، عضو هیئت علمی بنیاد دعبل درباره فعالیت‌های بنیاد دعبل در حوزه فعالیـت‌های علمی و پژوهشی گفت: بنیاد دعبل برای اهداف فرهنگی و پژوهشی در حوزه عاشورا هیئت علمی تشکیل داده که چندین سال است در این حوزه فعالیت می‌کند و چندین نشست که عمدتاً ملی بوده، برگزار و مسائل مربوط به مداحان، ذاکران و شاعران اهل بیت(ع) را طرح کند. در این راستا ۱۰ نشست فقط در حوزه شعر عاشورایی داشتیم.وی افزود: مدت‌ها مسئله‌شناسی در حوزه عاشورا در هیئت علمی مطرح بود که ۱۰ قلمرو از جمله شعر مقتل‌شناسی، اخلاق مداحی و ... را مشخص کردیم که یکی از مهمترین آنها شعر عاشورایی بود و ۱۰ نشست در این راستا برگزار شد و مقالاتی نوشته شد و انعکاس اینها بعداً در نشریه خیمه مطرح شد که بازتاب خوبی بود.سنگری ادامه داد: کار دیگری که انجام شد، طرح منشور ستایشگری بود که ستایشگران باید متعهد و ملتزم به چه مسائلی باشند که تدوین شد و در چهار سال گذشته، این منشور در نشست پیرغلامان طرح و خوانده شده و همه آنها التزام خود را اعلام کرده‌اند.وی در ادامه با اشاره به تدوین کتاب «منشور ستایشگری» بیان کرد: این منشور با استخراج از مجموعه بیانات رهبری استخراج شد و در قالب کتابی منتشر شد که با نظام‌بندی خاصی آن را تدوین کرده و به چاپ رسیده است. همچنین کار دیگری که هیئت علمی انجام داده، جایزه دعبل و کتاب سال عاشوراست که نخستین دوره آن در سال گذشته انجام شد و دومین دوره آن در سال آینده برگزار خواهد شد.سنگری درباره تداوم این جایزه عنوان کرد: ما تاکنون نشست‌های نقد کتاب داشتیم که اصلی‌ترین کارمان نقد کتاب‌های برگزیده به ویژه در جایزه کتاب سال عاشوراست و تاکنون دو عنوان از این کتاب‌ها داوری شده و برگزاری این جایزه نیز تداوم می‌یابد و اواخر سال جاری فراخوان آن انجام می‌شود.وی در پاسخ به اینکه بسیاری از جوایز دولتی پس از چند دوره قادر به ادامه فعالیت نیستند، از این جهت بنیاد دعبل برای تداوم این جایزه چه برنامه‌ای دارد، بیان کرد: کاری که در اغلب این جوایز انجام نمی‌شود نقد کتاب‌های برگزیده است، در حالی که این کار در رابطه با جایزه دعبل انجام می‌شود و مکتوب این نقدها نیز منتشر می‌شود و از سوی دیگر ما به تألیف دو کتاب اقدام کرده‌ایم که ابعاد کار روشن شده و به زودی چاپ می‌شوند.این عضو هیئت علمی جایزه دعبل اظهار کرد: با توجه به اینکه فقر چنین آثاری احساس می‌شد، با بهره‌گیری از صاحبنظران که حدود ۴۰ نفر هستند، مشخص می‌کنند که برجسته‌ترین شعرهای عاشورایی ما در هزاره گذشته چیست و شاخص‌ترین شعرهای عاشورایی تاریخ انقلاب اسلامی تاکنون کدام‌ها هستند که این دو اثر در آستانه جمع‌آوری اشعار هستند.سنگری تصریح کرد: این شعرها از سوی صاحبنظران انتخاب می‌شود و آنها به این شعرها نمره می‌دهند و دلایل انتخاب این شعرها را عنوان می‌کنند که معلوم می‌کنیم صاحبنظران عصر ما کدام شعرهای برگزیده را انتخاب می‌کنند. در این راستا رضا اسماعیلی و سعید بیابانکی مسئولیت این کار را عهده‌دار شده‌اند. ]]> ادب Wed, 06 Apr 2016 06:19:17 GMT http://deabel.org/vdcauonu.49noo15kk4.html نشست نهم شعر هیئت : شعر هیئت در رسانه‌ها http://deabel.org/vdcjtiev.uqeaxzsffu.html شعر هیئت در رسانهتحلیل محتوای متن مداحی مداحان رسانه‌ایمحسن حسام مظاهری و فاطمه جناب اصفهانیچکیدهیکی از وجوه حضور شعر هیئت در رسانه‌ها، تکثیر و توزیع گسترده‌ی مداحی برخی مداحان مشهور و پرطرفدار در قالب کالاهای فرهنگی و لوح‌های فشرده‌ی صوتی و تصویری است که با استقبال وسیع مخاطبان هم مواجه شده است. در سال‌های اخیر، بازار گسترده‌ای حول عرضه‌ی گسترده‌ی این کالاها و پاسخگویی به تقاضای مخاطبان ـ اغلب جوان و نوجوان ـ شکل گرفته است که می‌توان آن را مصداقی از مصرف فرهنگی دانست. این بازار با محوریت برخی مداحان که به موج نوین و غیرسنتی مداحی تعلق دارند و به مدد حضور در رسانه‌های مختلف و ارایه‌ی سبک‌های متنوع مداحی، مخاطبان بسیاری در بین جوانان و نوجوانان دارند، شکل گرفته است. این مداحان که در مقاله‌ی حاضر «مداحان رسانه‌ای» نامیده شده‌اند عبارتند از آقایان: منصور ارضی، مهدی اکبری، سعید حدادیان، حسن خلج، حسین سیب‌سرخی، مهدی سلحشور، محمدرضا طاهری، حمید علیمی، محمود کریمی، میثم مطیعی، جواد مقدم، سیدمهدی میرداماد، عبدالرضا هلالی و احمد واعظی. در مقاله‌ی حاضر متن اشعار و نوحه‌های خوانده‌شده توسط این مداحان، در دهه‌ی نخست محرم سال ۹۱ در دو بخش تحلیل و بررسی شده است: یکی «مشخصات زبانی» با ۷ مقوله که عبارتند از: استفاده از ادبیات عرفانی، استفاده از عبارات عربی، استفاده از ادبیات سلطنتی،‌ استفاده از اصطلاحات هیئتی، استفاده از ادبیات ارباب ـ رعیتی، استفاده از ادبیات تحقیرآمیز و‌ استفاده از ادبیات محاوره‌ای و عامیانه؛ و دیگری «مضامین درونی» یا به عبارت دیگر فحوا و درون‌مایه‌های اشعار که ۱۶ مقوله را شامل می‌شود که عبارتند از: مدح اهل‌بیت، ابراز عشق به اهل‌بیت، توصیف رفتار و سیره‌ی سیاسی ـ اجتماعی اهل‌بیت، توصیف رفتار و سیره‌ی فردی و اخلاقی اهل‌بیت، توصیف قدرت جسمانی و پهلوانی اهل‌بیت،‌ توصیف زیبایی ظاهری اهل‌بیت، ذکر مصیبت و شرح شهادت، توصیف حماسه‌ها و جنگاوری‌ها، توصیف روابط عاطفی و احساسی، بیان فلسفه و هدف قیام امام‌حسین(ع)، بزرگداشت مجالس و آیین‌های عزاداری، ملامت و سرزنش خود، آرزوی شهادت، انقلاب اسلامی و مسایل سیاسی روز، دفاع مقدس و شهدای جنگ و انتظار و مهدویت.این مقاله، گزارش و خلاصه‌ی طرح پژوهشی «تحلیل محتوای مداحی مداحان مشهور (محرم ۱۳۹۱)» است که به سفارش بنیاد دعبل خزاعی انجام شده است. واژگان کلیدی:مداحان رسانه‌ای، مشخصات زبانی، مضامین درونیمقدمهیکی از وجوه حضور شعر هیئت در رسانه‌ها، تکثیر و توزیع گسترده‌ی مداحی برخی مداحان مشهور و پرطرفدار در قالب کالاهای فرهنگی و لوح‌های فشرده‌ی صوتی و تصویری است که با استقبال وسیع مخاطبان هم مواجه شده است. در سال‌های اخیر، بازار گسترده‌ای حول عرضه‌ی گسترده‌ی این کالاها و پاسخگویی به تقاضای مخاطبان ـ اغلب جوان و نوجوان ـ شکل گرفته است که می‌توان آن را مصداقی از مصرف فرهنگی دانست. این بازار با محوریت برخی مداحان که به موج نوین و غیرسنتی مداحی تعلق دارند و به مدد حضور در رسانه‌های مختلف و ارایه‌ی سبک‌های متنوع مداحی، مخاطبان بسیاری در بین جوانان و نوجوانان دارند، شکل گرفته است. این مداحان که در مقاله‌ی حاضر «مداحان رسانه‌ای» نامیده شده‌اند. منظور از مداحان رسانه‌ای، آن دسته از مداحانی است که به مدد تبلیغات و حضور مستمر در رسانه¬ها (ازجمله صداوسیما) و نیز به جهت سبک فعالیت و مداحی خود، در بین مخاطبان مجالس مذهبی به ویژه جوانان و نوجوانان هواداران بسیاری داشته و به الگوهای مشهور مداحی تبدیل شده¬اند و مداحی‌هایشان در قالب سی¬دی و... در شمارگان بالا تکثیر و توزیع و مصرف می¬شود. فارغ از قضاوت ارزشی و معرفتی این مداحان، در اینجا صرفاً گستره¬ی شهرت و محبوبیت آنان مدنظر بوده است. بر اساس مشاهدات میدانی مستمر مجری طرح، ۱۴ نفر از مداحان فعال حال حاضر، واجد این مشخصات تشخیص داده شدند که به ترتیب حروف الفبا عبارتند از آقایان: منصور ارضی، مهدی اکبری، سعید حدادیان، حسن خلج، حسین سیب‌سرخی، مهدی سلحشور، محمدرضا طاهری، حمید علیمی، محمود کریمی، میثم مطیعی، جواد مقدم، سیدمهدی میرداماد، عبدالرضا هلالی و احمد واعظی. در مقاله‌ی حاضر متن اشعار و نوحه‌های خوانده‌شده توسط این مداحان، در دهه‌ی نخست محرم سال ۹۱ در دو بخش «مشخصات زبانی» و «مضامین درونی» بررسی و تحلیل شده است. این مقاله، گزارش و خلاصه‌ی طرح پژوهشی «تحلیل محتوای مداحی مداحان مشهور (محرم ۱۳۹۱)» است که به سفارش بنیاد دعبل خزاعی انجام شده است. بخش اول ـ مشخصات زبانییک وجه از تحلیل محتوای اشعار و نوحه‌ها در مقاله‌ی حاضر، تحلیل مشخصات زبانی آن‌ها است. منظور از مشخصات زبانی دایره‌ی واژگان و زبان و ادبیاتی است که در سرایش این اشعار و نوحه‌ها مورد استفاده قرار گرفته است. در مجموع ۷ مشخصه در این بخش بررسی شده‌اند که عبارتند از:۱. استفاده از ادبیات عرفانیاز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۱۰۳ مورد از واژه‌های ادبیات عرفانی (مانند می، باده، مستی، ساقی، عاشق، سرمست، پیاله، مدهوش و...) استفاده شده بود که ۲۰ درصد کل اشعار و نوحه‌ها را شامل می‌شود. مثال:سرشکسته، گیج و مستم مستی کاری میده به دستم... بس که ماهی با نگاهی تو خیالت کردی خمارم(اکبری ـ شب ۶)مطابق داده‌های جدول شماره‌ی ۱، از بین ۱۲ مداح مورد بررسی، اکبری با ۵/۱۷ درصد بیشترین میزان استفاده از ادبیات عرفانی را به خود اختصاص داده است. در رتبه‌های بعد، سیب‌سرخی با ۵/۱۶ درصد و مقدم با ۱۱ درصد قرار دارند. همچنین خلج، سلحشور و کریمی به ترتیب با ۱، ۲ و ۵ درصد کمترین استفاده از ادبیات عرفانی را داشته‌اند. جدول شماره‌ی ۱: میزان استفاده از ادبیات عرفانیردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۸ ۸ ۵۲ اکبری ۱۸ ۵/۱۷ ۱۳ حدادیان ۹ ۹ ۴۴ خلج ۱ ۱ ۹۵ سیب‌سرخی ۱۷ ۵/۱۶ ۲۶ سلحشور ۲ ۲ ۸۷ طاهری ۸ ۸ ۵۸ کریمی ۵ ۵ ۷۹ مطیعی ۸ ۸ ۵۱۰ مقدم ۱۱ ۱۱ ۳۱۱ میرداماد ۷ ۷ ۶۱۲ واعظی ۹ ۹ ۴ جمع ۱۰۳ ۱۰۰ ۲. استفاده از عبارات عربیاز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۱۱۶ مورد از واژگان، تعابیر و عبارات زبان عربی به صورت ملمع استفاده شده بود که ۲۳ درصد را به خود اختصاص می‌دهد. مثال:امترکرونی فان ابن الحسن سبت النبی مصطفی المؤتمن(ارضی ـ شب ۶)مردن به پای تو احلی من العسل پرپر شدن برای تو احلی من العسل(میرداماد ـ شب ۶)عادتک الاحسان ای حسین جان یا قتیل العطشان ای حسین جانسیدی انظر الینا بینوایان تو هستیم(مطیعی ـ شب ۶)فریاد هل من ناصرت در یاد ماست یا لیتنی کنا معک فریاد ماست(مطیعی ـ شب ۶)یا من عینی الیک یا ثارالله یابن حیدریا من قلبی لدیک یا ثارالله یابن حیدرذکری لک لبیک یا ثارالله یابن حیدرصلی الله علیک یا ثارالله یابن حیدر(کریمی ـ شب ۱۰)همانطور که در جدول آمده است، بیشترین استفاده از ادبیات عربی را سیب‌سرخی با ۱۴ درصد به خود اختصاص داده است. پس از او اکبری با ۱۳ درصد و سلحشور با ۱۱ درصد قرار می‌گیرند. کمترین میزان استفاده از ادبیات عربی هم از آنِ واعظی، خلج و میرداماد هرکدام با ۳ درصد است.جدول شماره‌ی ۲: میزان استفاده از ادبیات عربیردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۱۲ ۱۰ ۴۲ اکبری ۱۵ ۱۳ ۲۳ حدادیان ۱۱ ۵/۹ ۵۴ خلج ۴ ۳ ۸۵ سیب‌سرخی ۱۶ ۱۴ ۱۶ سلحشور ۱۳ ۱۱ ۳۷ طاهری ۹ ۸ ۷۸ کریمی ۱۰ ۹ ۶۹ مطیعی ۱۰ ۹ ۶۱۰ مقدم ۹ ۸ ۷۱۱ میرداماد ۴ ۳ ۸۱۲ واعظی ۳ ۳ ۸ جمع ۱۱۶ ۱۰۰ ۳. استفاده از ادبیات سلطنتیاز بین ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۵۵ مورد (۱۱ درصد) واژگان ادبیات سلطنتی همچون شاه، سلطان، دربار و... به کار رفته بود. مثال:تا دنیا، دنیا دنیاست شاهی شاهی شاهیسلطنت تو برپا شاهی شاهی شاهیهرکی یه شاهی داره برای من همیشهفقط حسینِ زهرا شاهی شاهی شاهی (اکبری ـ شب ۶)سائل دربار توام عبد گرفتار توام (طاهری ـ شب ۹)همانطور که در جدول شماره‌ی ۳ مشاهده می‌شود، در بین مداحان موضوع تحقیق، بیشترین استفاده از این ادبیات را طاهری با ۱۸درصد و پس از او سیب‌سرخی و حدادیان، هرکدام با ۱۳ درصد داشته‌اند. کمترین میزان استفاده از این ادبیات هم مربوط است به ارضی که هیچ نمونه‌ای از این واژگان در اشعار وی در بازه‌ی مورد بررسی دیده نشد، و در رتبه‌های بعد، سلحشور با ۱ و میرداماد و خلج هرکدام با ۲ درصد.جدول شماره‌ی ۳: میزان استفاده از ادبیات سلطنتیردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۰ ـ ــ۲ اکبری ۶ ۱۱ ۳۳ حدادیان ۷ ۱۳ ۲۴ خلج ۲ ۴ ۶۵ سیب‌سرخی ۷ ۱۳ ۲۶ سلحشور ۱ ۲ ۷۷ طاهری ۱۰ ۱۸ ۱۸ کریمی ۶ ۱۱ ۳۹ مطیعی ۴ ۷ ۵۱۰ مقدم ۵ ۹ ۴۱۱ میرداماد ۲ ۴ ۶۱۲ واعظی ۵ ۹ ۴ جمع ۵۵ ۱۰۰ ۴. استفاده از اصطلاحات هیئتیاز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۸۰ مورد (۱۶ درصد) از تعابیر و اصطلاحات مخصوص هیئتی‌ها (مانند: سینه‌زن، شور، پیراهن سیاه، شال غم، نوکری و...) استفاده شده بود. مثال: نوکری کردم تا برای شاه بمیرم دم قتله گاه بمیرم با پیرهن سیاه بمیرم... پیرهن سیاه تنم شال غم به گردنم فاطمه دعاگومه وقتی سینه می‌زنم(مطیعی ـ شب ۷)آرزومونه با یه پرچم سرخ یا حسین با همه سینه‌زنات میام تو بین الحرمینتو کوچه پس‌کوچه‌های کربلا دم بگیریم تو مقام اکبرت شور محرم بگیریم(کریمی ـ شب ۶)همانطور که در جدول نشان داده شده، بیشترین استفاده از این اصطلاحات مربوط است به سیب‌سرخی با ۲۶ درصد و با فاصله‌ای زیاد بعد از او کریمی با ۱۴درصد و اکبری با ۱۱درصد. کمترین استفاده از این ادبیات هم مربوط است به خلج که هیچ نمونه‌ی استفاده‌ای در بازه‌ی مذکور پیدا نشد و پس از او میرداماد و واعظی هرکدام با ۵/۲ درصد.جدول شماره‌ی ۴: میزان استفاده از ادبیات هیئتیردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۵ ۶ ۶۲ اکبری ۹ ۱۱ ۳۳ حدادیان ۶ ۵/۷ ۵۴ خلج ۰ ــ ــ۵ سیب‌سرخی ۲۱ ۲۶ ۱۶ سلحشور ۷ ۹ ۴۷ طاهری ۷ ۹ ۴۸ کریمی ۱۱ ۱۴ ۲۹ مطیعی ۴ ۵ ۷۱۰ مقدم ۶ ۵/۷ ۵۱۱ میرداماد ۲ ۵/۲ ۷۱۲ واعظی ۲ ۵/۲ ۷ جمع ۸۰ ۱۰۰ ۵. استفاده از ادبیات ارباب ـ رعیتیاز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۱۱۱ مورد (۲۲ درصد)، از واژگان ادبیات ارباب ـ رعیتی (مانند گدا، نوکر، بنده، غلام و...) استفاده شده بود. مثال:رو لبم همیشه نامت تا آخر عمر می‌مونم غلامتتصدق سرت همه زندگیم آقا خورده به نام تو سند بندگیم آقا واسه من نوکری شغل همیشگیم آقااربابم یه دل دارم اونم برا تو کی میشه من ببینم کرببلاتو...اربابم، اربابم با یاد کربلا بی‌تابم اربابم، اربابم با رؤیای کربلا می‌خوابم(اکبری ـ شب ۹)از بین مداحان بررسی‌شده، بیشترین میزان استفاده از این ادبیات را سیب‌سرخی با ۱۸ درصد و سپس اکبری با ۱۵ درصد سلحشور با ۱۱ درصد داشته‌اند. کمترین میزان استفاده هم متعلق است به خلج با ۱ درصد و پس از او میرداماد و واعظی به ترتیب هرکدام با ۴ و ۵ درصد.جدول شماره‌ی ۵: میزان استفاده از ادبیات ارباب ـ رعیتیردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۹ ۸ ۵۲ اکبری ۱۷ ۱۵ ۲۳ حدادیان ۸ ۷ ۶۴ خلج ۱ ۱ ۹۵ سیب‌سرخی ۲۰ ۱۸ ۱۶ سلحشور ۱۲ ۱۱ ۳۷ طاهری ۹ ۸ ۵۸ کریمی ۷ ۶ ۷۹ مطیعی ۸ ۷ ۶۱۰ مقدم ۱۰ ۹ ۴۱۱ میرداماد ۴ ۴ ۹۱۲ واعظی ۶ ۵ ۸ جمع ۱۱۱ ۱۰۰ ۶. استفاده از ادبیات تحقیرآمیزاز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۲۸ مورد (۵/۵ درصد) از ادبیات تحقیرآمیز و واژه‌هایی نظیر سگ، کلب، قلاده، دیوانه و... استفاده شده بود.مثال: بگذار آدمیان طعنه زنندم گویم هرکه خود را سگ کوی تو نخواند آدم نیست(سیب‌سرخی ـ شب ۱۰)سگم نه آن سگ ولگرد مرده‌ی مردار من آن سگم که نجف شهر و شوره‌زار من است(سیب‌سرخی ـ شب ۱۰)کبوتر زخمی صحن علمدارم سگ علمدارم(مقدم ـ شب ۱۰)ارباب مهربونم، سگ روضه‌گردت می‌مونم ارباب مهربونم، واست از ته دل می‌خونم(مقدم ـ شب ۷)برای برای آن‌که بماند همیشه در برتان به کلب قافله‌ی عشق استخوان بدهید(مقدم ـ شب ۷)کاش بودم سگ دربان اباعبدالله یکی از پیرغلامان اباعبدالله(حدادیان ـ شب ۷)با شور و شین هردم من می‌خونم افتخارمه سگ این خونم(اکبری ـ شب ۶)دیوونگی من چون زبونزده زنجیرمو بستم تو بزم عزات(سیب‌سرخی ـ شب ۶)در بین مداحان موردبررسی، بیشترین میزان استفاده از تعابیر تحقیرآمیز و دور از شأن متعلق است به اکبری با ۵/۲۱ درصد و پس از او مقدم با ۱۸ و سلحشور با ۱۱ درصد. کمترین میزان استفاده هم متعلق است به مطیعی، میرداماد و خلج که هیچ موردی در بازه‌ی مورد بررسی یافت نشد.جدول شماره‌ی ۶: میزان استفاده از ادبیات تحقیرآمیزردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۲ ۷ ۵۲ اکبری ۶ ۵/۲۱ ۱۳ حدادیان ۳ ۱۱ ۴۴ خلج ۰ ــ ــ۵ سیب‌سرخی ۳ ۱۱ ۴۶ سلحشور ۴ ۱۴ ۳۷ طاهری ۲ ۷ ۵۸ کریمی ۱ ۵/۳ ۶۹ مطیعی ۰ ــ ــ۱۰ مقدم ۵ ۱۸ ۲۱۱ میرداماد ۰ ــ ــ۱۲ واعظی ۲ ۷ ۵ جمع ۲۸ ۱۰۰ ۷. استفاده از ادبیات محاوره‌ای و عامیانهاز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۱۹ مورد (۴ درصد) از واژه‌ها و تعابیر و اصطلاحات محاوره‌ای و عامیانه استفاده شده بود. مثال:با جنونت گهگاهی سرمستم می‌دی آخر یه کاری تو دستم(ارضی ـ شب ۶)هرکی حسابم کرده، باز انتخابم کرده مست اربابم کرده، الهی خیر ببینهعجب قسمتی برام نوشتن منم ابالفضلی شدم(ارضی ـ شب ۶)تصدق سرت همه زندگیم آقا خورده به نام تو سند بندگیم آقا(اکبری ـ شب ۹)تورو عشقه فقط، بی‌خیال همه تورو عشقه فقط، دلبر فاطمه(حدادیان ـ شب ۸)اصلاً گدا خجالتیش هیچ خوب نیست شکر خدا شما جگری داده‌ای مرا (مقدم ـ شب ۶)ز چشمانت چشم بد دور سرت سلامت دشمنت کور (مطیعی ـ شب ۹)تو ای ماه شبم ای کاش نبودی آنقدر زیبا تو را چشمت زدند آخر که پاشیدی ز هم سقا(سیب‌سرخی ـ شب ۹)بیشترین میزان استفاده از تعابیر عامیانه و محاوره‌ای مربوط به ارضی با ۶ مورد (۳۲ درصد) و پس از او اکبری با ۵ مورد (۲۶ درصد) است. و کمترین میزان هم مربوط به خلج، سلحشور، کریمی، میرداماد و واعظی است با صفر مورد.جدول شماره‌ی ۷: میزان استفاده از ادبیات عامیانهردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۶ ۳۲ ۱۲ اکبری ۵ ۲۶ ۲۳ حدادیان ۲ ۱۱ ۴۴ خلج ۰ ــ ــ۵ سیب‌سرخی ۳ ۱۶ ۳۶ سلحشور ۰ ــ ــ۷ طاهری ۱ ۵ ۵۸ کریمی ۰ ــ ــ۹ مطیعی ۱ ۵ ۵۱۰ مقدم ۱ ۵ ۵۱۱ میرداماد ۰ ــ ــ۱۲ واعظی ۰ ــ ــ جمع ۱۹ ۱۰۰ جمع‌بندی بخش اولهمان‌طور که در جدول شماره‌ی ۸ و نمودار شماره‌ی ۱ آمده است، مهم‌ترین مشخصه‌های زبانی اشعار و نوحه‌های مداحان مورد بررسی در بازه‌ی زمانی تحقیق، به ترتیب عبارتند از:۱. استفاده از عبارات عربی (۲۳ درصد)۲. استفاده از ادبیات ارباب ـ رعیتی (۲۲ درصد)۳. استفاده از ادبیات عرفانی (۲۰ درصد)این مشخصات را همچنین باید مشخصات زبانی مشترک هر ۱۲ مداح دانست. همچنین از حیث مقایسه‌ی مشخصه‌های زبانی در بین ۱۲ مداح بررسی‌شده، شباهت‌هایی میان برخی مداحان قابل تشخیص است. از جمله می‌توان شباهت‌های بسیاری میان مشخصات زبانی نوحه‌ها و اشعار سیب‌سرخی، اکبری و مقدم با هم و نیز خلج، واعظی و میرداماد با هم تشخیص داد. جدول شماره‌ی ۸: مشخصات زبانی کلیردیف مشخصه زبانی تعداد کل درصد بیشترین کاربرد کمترین کاربرد۱ استفاده از عبارات عربی ۱۱۶ ۲۳ سیب‌سرخیاکبریسلحشور واعظیخلجمیرداماد۲ استفاده از ادبیات ارباب ـ رعیتی ۱۱۱ ۲۲ سیب‌سرخیاکبریسلحشور خلجمیرداماد ـ واعظی۳ استفاده از ادبیات عرفانی ۱۰۳ ۲۰ اکبریسیب‌سرخیمقدم خلجسلحشورکریمی۴ استفاده از اصطلاحات هیئتی ۸۰ ۱۶ سیب‌سرخیکریمیاکبری خلجمیرداماد ـ واعظی۵ استفاده از ادبیات سلطنتی ۵۵ ۱۱ طاهریسیب‌سرخیحدادیان ارضیسلحشورخلج ـ میرداماد۶ استفاده از ادبیات تحقیرآمیز ۲۸ ۵/۵ اکبریمقدمسلحشور مطیعی ـ میرداماد ـ خلج۷ استفاده از ادبیات محاوره‌ای و عامیانه ۱۹ ۴ ارضیاکبریسیب‌سرخی خلج ـ سلحشور ـ کریمی ـ میرداماد ـ واعظینمودار شماره‌ی ۱: مشخصات زبانی کلی بخش دوم ـ مضامین درونیدر این بخش، متن اشعار و نوحه‌ها از نظر مضامین درونی یا به عبارت دیگر فحوا و درون‌مایه‌ها بررسی شده است. در مجموع، ۱۶ مقوله به عنوان مضامین درونی بررسی شده‌اند. این مقولات عبارتند از:۱. مدح اهل‌بیتاز مجموع ۵۰۴ شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۱۳۸ مورد (۲۷ درصد) مضمون مدح ائمه‌ی اطهار(ع) و اهل‌بیت به کار رفته بود. در بین این موارد، بیشترین مدح ناظر به امام‌حسین(ع) با ۶۱ درصد بود و در رتبه‌های بعد مدح حضرت ابالفضل(ع) (۱۳ درصد) و حضرت علی‌اکبر(ع) (۶ درصد) قرار داشت. درصدهای کمتر به مدح امام‌زمان(ع)، امام‌علی(ع)، حضرت علی‌اصغر(ع)، حضرت قاسم(ع) و حضرت زینب(س) اختصاص داشتند. همچنین اغلب این مدح‌ها از زبان عزاداران و شیعیان بیان شده بود. مثال:یا علی ذات ثبوت قل هو الله احد نام تو نقش نگین امر الله الصمدلم یلد از مادر گیتی و لم یولد چون تو در جهان بعد از نبی مثلت له کفوا احد (اکبری ـ شب ۸)در بین مداحان مورد بررسی، بیشترین استفاده از مضمون مدح اهل بیت مربوط به سیب‌سرخی با ۲۰ درصد بوده و در رتبه‌های بعد سلحشور و طاهری به ترتیب با ۱۸ و ۱۶ درصد قرار می‌گیرند. کمترین میزان استفاده از مضمون مدح هم مربوط به مقدم و میرداماد با ۴ درصد و حدادیان با ۵ درصد است. جدول شماره‌ی ۹: میزان کاربرد مضمون مدح اهل بیتردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۱۰ ۷ ۷۲ اکبری ۱۱ ۸ ۶۳ حدادیان ۵ ۴ ۹۴ خلج ۶ ۴ ۹۵ سیب‌سرخی ۲۸ ۲۰ ۱۶ سلحشور ۱۸ ۱۳ ۲۷ طاهری ۱۶ ۵/۱۱ ۳۸ کریمی ۱۲ ۹ ۵۹ مطیعی ۱۵ ۱۱ ۴۱۰ مقدم ۴ ۳ ۱۰۱۱ میرداماد ۴ ۳ ۱۰۱۲ واعظی ۹ ۵/۶ ۸ جمع ۱۰۳ ۱۰۰ ۲. ابراز عشق به اهل بیتاز مجموع ۵۰۴ شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۱۳۸ مورد (۲۷ درصد) مضمون ابراز محبت شدید و عشق به اهل‌بیت به کار رفته بود. در ۸۳ درصد از این موارد، مخاطب ابراز عشق امام‌حسین(ع) بود و در ۵ درصد امام‌علی(ع). در رتبه‌های بعد درصدهای ابراز عشق به حضرت ابالفضل(ع)، امام‌زمان(ع)، حضرت علی‌اصغر(ع)، حضرت علی‌اکبر(ع) و حضرت قاسم(ع) قرار می‌گیرند.مثال:کرببلات برای من، جونم آقا برای تو ارباب درد و بلات برای من، جونم آقا برای تو اربابمحنت‌کشی برای من، عاشق‌کشی برای تو ارباب اگه منو نمی‌خوای آقا بگو دیگه دلم نیاداگه منو نمی‌خوای آقا بگو ولی تو رو می‌خوام (سیب‌سرخی ـ شب ۶)در بین مداحان، بیشترین میزان استفاده از مضمون ابراز عشق به اهل‌بیت مربوط است به سیب‌سرخی با ۳۶ مورد (۲۶ درصد) و با فاصله‌ی زیاد بعد از او، اکبری با ۱۸ مورد (۱۳ درصد) و حدادیان با ۱۵ مورد (۱۱ درصد). کمترین میزان استفاده از این مضمون هم مربوط به خلج است که در بازه‌ی مورد بررسی هیچ موردی با این مضمون یافت نشد و پس از او واعظی با ۵ مورد (۴ درصد).جدول شماره‌ی ۱۰: میزان کاربرد مضمون ابراز عشق به اهل‌بیتردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۸ ۶ ۶۲ اکبری ۱۸ ۱۳ ۱۳ حدادیان ۱۵ ۱۱ ۲۴ خلج ۰ ــ ــ۵ سیب‌سرخی ۱۰ ۷ ۴۶ سلحشور ۹ ۵/۶ ۵۷ طاهری ۸ ۶ ۶۸ کریمی ۱۲ ۹ ۳۹ مطیعی ۹ ۵/۶ ۵۱۰ مقدم ۱۰ ۷ ۴۱۱ میرداماد ۸ ۶ ۶۱۲ واعظی ۵ ۴ ۷ جمع ۱۳۸ ۱۰۰ ۳. توصیف رفتار و سیره‌ی سیاسی ـ اجتماعی اهل‌بیتاز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۱۰ مورد (۲ درصد) از نوحه‌ها و اشعار، مضمون رفتار و سیره‌ی سیاسی ـ اجتماعی اهل‌بیت استفاده شده بود. در بین مداحان، بیشترین میزان استفاده از این مضمون مربوط به کریمی بود با ۶ مورد (۶۰ درصد). در نوحه‌های بسیاری از مداحان مورد بررسی (حدادیان، خلج، سیب‌سرخی، طاهری، مقدم، مطیعی، میرداماد و واعظی) نمونه‌ای از استفاده از این مضمون پیدا نشد. جدول شماره‌ی ۱۱: میزان کاربرد مضمون سیره‌ی سیاسی ـ اجتماعی اهل بیتردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۲ ۲۰ ۲۲ اکبری ۱ ۱۰ ۳۳ حدادیان ۰ ــ ــ۴ خلج ۰ ــ ــ۵ سیب‌سرخی ۰ ــ ــ۶ سلحشور ۱ ۱۰ ۳۷ طاهری ۰ ــ ــ۸ کریمی ۶ ۶۰ ۱۹ مطیعی ۰ ــ ــ۱۰ مقدم ۰ ــ ــ۱۱ میرداماد ۰ ــ ــ۱۲ واعظی ۰ ــ ــ جمع ۱۰ ۱۰۰ ۴. توصیف رفتار و سیره‌ی فردی و اخلاقی اهل‌بیتاز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۴۷ مورد (۹ درصد) به رفتار و سیره‌ی فردی و اخلاقی اهل‌بیت اشاره شده بود. بیشترین این موارد در وصف امام‌حسین(ع)، حضرت ابالفضل(ع)، حضرت علی‌اکبر(ع) بود و در رتبه‌های بعد در وصف امام‌علی(ع)، حضرت زینب(س)، حضرت قاسم(ع) و حضرت علی‌اصغر(ع) بود. مثال:غیرت خدایی، تو آقایی که هستی در ادب بی‌مثل و بی‌همتا... سید و سالاری، علمداری به عشقت من علامت می‌کشم آقا... وقتی که می‌جنگی مثل بابات علی باهیبتیاباالادب عباسی و آقا خدای غیرتی(مقدم ـ شب ۹)در بین مداحان، بیشترین میزان استفاده از این مضمون مربوط است به ارضی با ۸ مورد (۱۷ درصد) و پس از او کریمی با ۷ مورد (۱۵ درصد) و اکبری با ۶ مورد (۱۳ درصد). کمترین میزان هم مربوط است به مقدم و مطیعی، هرکدام با ۱ مورد (۲ درصد).جدول شماره‌ی ۱۲: میزان کاربرد مضمون سیره‌ی فردی اهل بیتردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۸ ۱۷ ۱۲ اکبری ۶ ۱۳ ۳۳ حدادیان ۲ ۴ ۶۴ خلج ۲ ۴ ۶۵ سیب‌سرخی ۴ ۵/۸ ۵۶ سلحشور ۵ ۱۱ ۴۷ طاهری ۴ ۵/۸ ۵۸ کریمی ۷ ۱۵ ۲۹ مطیعی ۱ ۲ ۷۱۰ مقدم ۱ ۲ ۷۱۱ میرداماد ۲ ۴ ۶۱۲ واعظی ۵ ۱۱ ۴ جمع ۴۷ ۱۰۰ ۵. توصیف قدرت جسمانی و پهلوانی اهل‌بیتاز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۵۱ مورد (۱۰ درصد) از مضمون وصف قدرت جسمانی و پهلوانی اهل‌بیت استفاده شده است. بیشترین تکرار این مضمون برای توصیف حضرت ابالفضل(ع) و امام‌حسین(ع) به کار رفته بود و در رتبه‌های بعد و در وصف حضرات علی‌اکبر(ع) و قاسم(ع).مثال:بذار تا رقیه بخونه بدونید عمو پهلوونه (اکبری ـ شب ۹)ضرباتی که به صفین زدی محشر کرد الگوی مشق نبرد نخعی‌ها شده‌ایدست بر قبضه مبر جنگ به تأخیر افتد مشک کافی‌ست که تو حضرت سقا شده‌ایلشکر از هیبت عباسی تو ریخت به هم دل به دریا زده و حسرت دریا شده‌ای(طاهری ـ شب ۹)دلاوری ابالفضل یه تنه واسه زینب یه لشکری ابالفضل(حدادیان ـ شب ۹)ای همه نیروی لشگرم، برادرم قوت قلبی به مادرم، به مادرمتو وقت بازوان من، توان من برادر پهلوان من، توان من(میرداماد ـ شب ۹)در بین مداحان، بیشترین میزان استفاده از این مضمون مربوط به ارضی با ۱۳ مورد (۲۵ درصد) بود و کمترین میزان هم مربوط به مقدم با ۲ مورد (۴ درصد). جدول شماره‌ی ۱۳: میزان کاربرد مضمون وصف قدرت جسمانی اهل بیتردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۱۳ ۲۵ ۱۲ اکبری ۳ ۶ ۳۳ حدادیان ۳ ۶ ۳۴ خلج ۵ ۱۰ ۲۵ سیب‌سرخی ۳ ۶ ۳۶ سلحشور ۵ ۱۰ ۲۷ طاهری ۵ ۱۰ ۲۸ کریمی ۳ ۶ ۳۹ مطیعی ۳ ۶ ۳۱۰ مقدم ۲ ۴ ۴۱۱ میرداماد ۳ ۶ ۳۱۲ واعظی ۳ ۶ ۳ جمع ۵۱ ۱۰۰ ۶. توصیف زیبایی ظاهری اهل‌بیتاز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۴۷ مورد (۹ درصد) به بیان زیبایی ظاهری اهل بیت پرداخته شده بود. این توصیفات بیش از همه درباره‌ی زیبایی حضرت ابالفضل(ع) و حضرت علی‌اکبر(ع) بود و با فاصله در مرتبه‌های بعد در وصف امام‌حسین(ع)، حضرت قاسم(ع) و حضرت علی‌اصغر(ع).مثال:گویی از قاطبه اهل حرم جان می‌رفت قد رعنای حسن بود به میدان می‌رفتصورتش قرص قمر لعل لبش جام عسل پاره ماه به سوی لشکر شیطان می‌رفت(ارضی ـ شب ۶)چه زیبایی که چشمات می‌کنه غوغا عباس، عباس، عباسحضرت یوسف هم آقا پیش تو زانو می‌زنهتو آسمون نور قمر پیش تو سوسو می‌زنهوقت طلوع خورشید آقا به هیبتت رو می‌زنه... چشمای تو دریاچه بی‌همتا جمال و شوکت و قدر و وقار تو(مقدم ـ شب ۹)ازون نگاهش نمی‌شه دل کند دلم می‌مونه وقتی که آروم می‌زنه لبخند دود کنید اسفندقد بلند و موی کمند و باباش که می‌بینه می‌افته یاد جدشوقتی سواره‌ست یا که پیاده‌ست می‌شناسنش از اون دورا بلنده قدشباشی سلامت تو این جوونا فقط تو داری چندتا علامت باشی سلامتیه خال گونه قد نمونه فقط تو با عمو می‌شی شونه به شونه(مقدم ـ شب ۷)در بین مداحان، بیشترین میزان استفاده از این مضمون مربوط بود به طاهری با ۸ مورد (۱۷ درصد) و پس از او ارضی و خلج هرکدام با ۷ مورد (۱۵ درصد). کمترین میزان استفاده هم مربوط بود به حدادیان که هیچ موردی از استفاده‌ی این مضمون یافت نشد.جدول شماره‌ی ۱۴: میزان کاربرد مضمون وصف زیبایی اهل‌بیتردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۷ ۱۵ ۲۲ اکبری ۲ ۴ ۶۳ حدادیان ۰ ــ ــ۴ خلج ۷ ۱۵ ۲۵ سیب‌سرخی ۶ ۱۳ ۳۶ سلحشور ۳ ۶ ۵۷ طاهری ۸ ۱۷ ۱۸ کریمی ۴ ۹ ۴۹ مطیعی ۲ ۴ ۶۱۰ مقدم ۲ ۴ ۶۱۱ میرداماد ۳ ۶ ۵۱۲ واعظی ۳ ۶ ۵ جمع ۴۷ ۱۰۰ ۷. ذکر مصیبت و شرح شهادت از مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۲۴۷ مورد یعنی نزدیک به نیمی از آن‌ها مضمون ذکر مصیبت و شرح شهادت ائمه و اهل‌بیت بیان شده است. بیان این مصائب در ۳۷ درصد موارد از زبان امام‌حسین(ع)، در ۱۶ درصد از زبان حضرت زینب(س)، در ۱۴ درصد از زبان شیعیان و عزاداران، در ۱۳ درصد از زبان حضرت رباب و پس از آن‌ها با درصدهای کمتر از زبان حضرت قاسم(ع)، حضرت ابالفضل(ع)، حضرت علی‌اصغر(ع)، حضرت ام‌البنین، حضرت زهرا(س)، حضرت علی‌اکبر(ع) و حضرت رقیه بیان شده است.به روی پیکر تو پای هرکسی وا شد زره نداشتنت را بهانه‌ات کردندبه جرم گفتن احلی من العسل قاسم شبیه موم عسل خانه‌خانه‌ات کردند(ارضی ـ شب ۶)چیزی نمانده است بیفتی زمین حسین چیزی نمانده است راهی گودال‌تان کنندچیزی نمانده است بیایند سوارها در زیر سم اسب لگدمال‌تان کنندچیزی نمانده است که در آن غروب بد با نعل‌های مرکبشان چال‌تان کنندچیزی نمانده است که سیلی خورد رباب چیزی نمانده است بگوید که آب آببس کن رباب حرمله بیدار می‌شود سهمت دوباره خنده اشرار می‌شود(سیب‌سرخی ـ شب ۶)در بین مداحان، بیشترین استفاده از مضمون روضه مربوط به سیب‌سرخی با ۴۴ مورد (۱۸ درصد) بوده و در رتبه‌های بعد ارضی با ۳۳ مورد (۱۳ درصد) و طاهری با ۲۸ مورد (۱۱ درصد) قرار می‌گیرند. کمترین میزان هم به ترتیب مربوط به مقدم با ۳ مورد (۱ درصد) و کریمی با ۱۲ مورد (۵ درصد) بوده است. جدول شماره‌ی ۱۵: میزان کاربرد مضمون شرح مصیبتردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۳۳ ۱۳ ۲۲ اکبری ۱۷ ۷ ۶۳ حدادیان ۱۷ ۷ ۶۴ خلج ۲۰ ۸ ۵۵ سیب‌سرخی ۴۴ ۱۸ ۱۶ سلحشور ۲۰ ۸ ۵۷ طاهری ۲۸ ۱۱ ۳۸ کریمی ۱۲ ۵ ۸۹ مطیعی ۱۵ ۶ ۷۱۰ مقدم ۳ ۱ ۹۱۱ میرداماد ۲۳ ۹ ۴۱۲ واعظی ۱۵ ۶ ۷ جمع ۲۴۷ ۱۰۰ ۸. توصیف حماسه‌ها و جنگاوری‌هااز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۲۱ مورد (۴ درصد) مضمون توصیف جنگاوری‌ها و رفتار حماسی به کار رفته است. بیشترین این توصیف‌ها در وصف رزم امام‌حسین(ع)، حضرت علی‌اکبر(ع) و حضرت ابالفضل(ع) بوده است.مثال:کیست این مرد که شمشیر دوپیکر دارد بین میدان زره حضرت حیدر داردمیمنه، میسره را باز جهنم کرده ترس را اول این رزم مجسم کردهمی‌رسد تا به مدینه رجز آوایش و شنید ام‌بنین نعره‌‌ی یا زهرایش(کریمی ـ شب ۱۰)در بین مداحان، بیشترین استفاده از مضامین حماسی در مداحی کریمی با ۴ مورد (۱۹ درصد) و پس از او ارضی، طاهری و سلحشور هرکدام با ۳ مورد (۱۴ درصد) بوده است. در مداحی مطیعی و واعظی هم نمونه‌ی مضمون حماسی پیدا نشد. جدول شماره‌ی ۱۶: میزان کاربرد مضمون توصیف حماسیردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۳ ۱۴ ۲۲ اکبری ۱ ۵ ۴۳ حدادیان ۱ ۵ ۴۴ خلج ۱ ۵ ۴۵ سیب‌سرخی ۲ ۵/۹ ۳۶ سلحشور ۳ ۱۴ ۲۷ طاهری ۳ ۱۴ ۲۸ کریمی ۴ ۱۹ ۱۹ مطیعی ۰ ــ ــ۱۰ مقدم ۱ ۵ ۴۱۱ میرداماد ۲ ۵/۹ ۳۱۲ واعظی ۰ ــ ــ جمع ۲۱ ۱۰۰ ۹. توصیف روابط عاطفی و احساسی از مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۲۰۹ مورد (۴۲ درصد) مضمون توصیف روابط عاطفی و احساسی به کار رفته است. ۴۵ درصد این موارد، از زبان امام‌حسین(ع)، ۱۷ درصد از زبان حضرت زینب(س)، ۱۲ درصد از زبان حضرت رباب، ۹ درصد از زبان حضرت قاسم(ع)، ۵ درصد از زبان شیعیان و عزاداران، ۵ درصد از زبان حضرت ابالفضل(ع) و در درصدهای کمتر از زبان حضرت علی‌اصغر(ع)، حضرت ام‌البنین، حضرت علی‌اکبر(ع) و حضرت زهرا(س) بیان شده است.مثال: می‌گن اهل ای داداش همراهم برمی‌گردیشکستی کمرمو ای کاش چشاتو وا می‌کردیببین کار من زار شده امامت گرفتار شده حسین بی‌علمدار شده(کریمی ـ شب ۹)بیشترین استفاده از مضامین عاطفی و احساسی در مداحی متعلق به سیب‌سرخی با ۳۲ مورد (۱۵ درصد) و بعد از او ارضی با ۲۸ مورد (۱۳ درصد) است. کمترین موارد هم مربوط بوده است به مقدم با ۲ مورد (۱ درصد) و مطیعی با ۹ مورد (۴ درصد). جدول شماره‌ی ۱۷: میزان کاربرد مضمون توصیف روابط عاطفیردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۲۸ ۱۳ ۲۲ اکبری ۱۵ ۷ ۶۳ حدادیان ۱۵ ۷ ۶۴ خلج ۲۱ ۱۰ ۴۵ سیب‌سرخی ۳۲ ۱۵ ۱۶ سلحشور ۱۴ ۷ ۶۷ طاهری ۲۲ ۱۱ ۳۸ کریمی ۲۳ ۱۱ ۳۹ مطیعی ۹ ۴ ۸۱۰ مقدم ۲ ۱ ۹۱۱ میرداماد ۱۶ ۸ ۵۱۲ واعظی ۱۳ ۶ ۷ جمع ۲۰۹ ۱۰۰ ۱۰. فلسفه و هدف قیام امام‌حسین(ع)از مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در کمتر از ۲ درصد یعنی در ۶ مورد، مضمون بیان فلسفه و اهداف قیام امام‌حسین(ع) و پیام‌های عاشورا بیان شده بود که این تعداد هم بیشتر به‌صورت غیرمستقیم بودند.مثال:بسیجیان همه در راه حق قیام کنید به جسم بی‌سر مولای خود سلام کنیدهنوز ناله هل من معین اوست بلند هماره گوش به زنگ شعار او باشید(حدادیان ـ شب ۱۰)این منم عباس و در کربلا جان می‌دهم درس جانبازی به افراد مسلمان می‌دهم(واعظی ـ شب ۷)در بین مداحان، بیشترین استفاده از این مضمون مربوط به واعظی با ۲ مورد بوده است. در نوحه‌های ۷ نفر از مداحان مورد بررسی (کریمی، طاهری، میرداماد، مطیعی، خلج، اکبری و مقدم) هیچ نمونه‌ای از این مضمون دیده نشد.جدول شماره‌ی ۱۸: میزان کاربرد مضمون بیان فلسفه و هدف قیام امام‌حسین(ع)ردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۱ ۱۷ ۲۲ اکبری ۰ ــ ــ۳ حدادیان ۱ ۱۷ ۲۴ خلج ۰ ــ ــ۵ سیب‌سرخی ۱ ۱۷ ۲۶ سلحشور ۱ ۱۷ ۲۷ طاهری ۰ ــ ــ۸ کریمی ۰ ــ ــ۹ مطیعی ۰ ــ ــ۱۰ مقدم ۰ ــ ــ۱۱ میرداماد ۰ ــ ــ۱۲ واعظی ۲ ۳۳ ۱ جمع ۶ ۱۰۰ ۱۱. بزرگداشت مجالس و آیین‌های عزاداری از مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۲۰ مورد (۴ درصد) به مضمون مجالس و آیین‌های عزاداری و جایگاه و اهمیت آن‌ها پرداخته و بدان تأکید شده است. مثال:نفس‌کشیدن ما بین روضه‌ها خوب است چقدر نزد شما حال و روز ما خوب است (ارضی ـ شب ۶)اولین خیمه‌ای که برات زدم با چادر نماز مادرم بودهاشکای روضه آبرومونه نوکری تو آرزومونه(میرداماد ـ شب ۱۰)روضه‌های تو همیشه هست یه پارچه نور مادرت داره شرف حضورخوش به حال دو دستی که به سینه خورد خوش به حال نوکری که توی روضه مرد(مقدم ـ شب ۶)لباس مشکی‌مان را به دستمان بدهید به ما حسینیه‌ی گریه را نشان بدهیدمرا که راهی بزم عزای اربابم برای زودرسیدن کمی توان بدهید(مقدم ـ شب ۷)بیشترین موارد استفاده از این مضمون در نوحه‌های سلحشور با ۴ مورد (۲۰ درصد) و سپس ارضی، مطیعی و مقدم هر کدام با ۳ مورد (۱۵ درصد) بوده و کمترین میزان استفاده هم مربوط می‌شود به خلج، حدادیان و کریمی که در بازه‌ی مورد بررسی در مداحی‌هاشان هیچ موردی با این مضمون یافت نشد.جدول شماره‌ی ۱۹: میزان کاربرد مضمون بزرگداشت مجالس عزاداریردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۳ ۱۵ ۲۲ اکبری ۱ ۵ ۴۳ حدادیان ۰ ــ ــ۴ خلج ۰ ــ ــ۵ سیب‌سرخی ۱ ۵ ۴۶ سلحشور ۴ ۲۰ ۱۷ طاهری ۲ ۱۰ ۳۸ کریمی ۰ ــ ــ۹ مطیعی ۳ ۱۵ ۲۱۰ مقدم ۳ ۱۵ ۲۱۱ میرداماد ۲ ۱۰ ۳۱۲ واعظی ۱ ۵ ۴ جمع ۲۰ ۱۰۰ ۱۲. ملامت و سرزنش خوداز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۴۲ مورد (۸ درصد) مضمون ملامت و سرزنش خود به‌عنوان بنده‌ای گنهکار به کار رفته است. در اغلب این موارد از امام‌حسین(ع) و امام‌زمان(ع) طلب بخشش و عفو بیان شده است.مثال:گرچه پرونده اعمال سیاهی دارم کاش می‌آمد و با این‌همه امضا می‌کرد(سلحشور ـ شب ۸)به نگاهی تو مرا مهمان کن نظری هم به من از احسان کنتو که از حال دلم آگاهی عاشقان را تو چراغ راهیاین جهان داده فریبم چه کنم؟ حال تنها و غریبم چه کنم(حدادیان ـ شب ۷)تنها بود به دست تو طومار جرم من این مشت بسته را به بر خلق وا مکن(حدادیان ـ شب ۸)من از کودکی عاشقت بوده‌ام قبولم نما گرچه آلوده‌اممبادا برانی مرا از درت به پهلوی شکسته‌ی مادرت(مطیعی ـ شب ۶)شما کجا و من کجا تو خوب خوب، من بد بدآخه چقدر مهربونی راه دادی و بده اومدمن اومدم با اشک و آه خسته¬ام و مونده تو راهمنم می‌خوام سفید بشم شبیه اون غلام سیاه(کریمی ـ شب ۹)بیشترین استفاده از این مضمون مربوط است به سیب‌سرخی با ۱۴ مورد (۲۶ درصد) و کمترین میزان مربوط به ارضی با صفر مورد است.جدول شماره‌ی ۲۰: میزان کاربرد مضمون ملامت خودردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۰ ــ ــ۲ اکبری ۴ ۱۰ ۴۳ حدادیان ۵ ۱۲ ۳۴ خلج ۱ ۲ ۶۵ سیب‌سرخی ۱۴ ۲۶ ۱۶ سلحشور ۵ ۱۲ ۳۷ طاهری ۱ ۲ ۶۸ کریمی ۲ ۵ ۵۹ مطیعی ۵ ۱۲ ۳۱۰ مقدم ۶ ۱۴ ۲۱۱ میرداماد ۱ ۲ ۶۱۲ واعظی ۲ ۵ ۵ جمع ۴۲ ۱۰۰ ۱۳. آرزوی شهادت از مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۷۸ مورد (۱۵ درصد) مضمون آرزوی شهادت و کشته‌شدن و جان‌دادن برای امام‌حسین(ع) و در مجلس روضه گنجانده شده است. مثال: هستم وقتی آقا توی هیئت دنیا می‌شه برام مثل جنت امشب بده برات شهادت(سلحشور ـ شب ۷)آرزو دارم توی کربلا بمیرم پای روضه‌ها بمیرم تا حاجت‌روا بمیرم (مطیعی ـ شب ۷)ایشالا آخر راه ما شهادت باشه(میرداماد ـ شب ۷)در بین مداحان، بیشترین استفاده از این مضمون مربوط به سیب‌سرخی با ۱۳ مورد (۱۷ درصد) و پس از او اکبری با ۱۱ مورد (۱۴ درصد) و حدادیان و مطیعی با ۱۰ مورد (۱۳ درصد) بوده است. کمترین میزان هم متعلق است به خلج با صفر مورد و کریمی و واعظی با ۲ مورد (۵/۲ درصد).جدول شماره‌ی ۲۱: میزان کاربرد مضمون آرزوی شهادتردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۶ ۸ ۵۲ اکبری ۱۱ ۱۴ ۲۳ حدادیان ۱۰ ۱۳ ۳۴ خلج ۰ ــ ــ۵ سیب‌سرخی ۱۳ ۱۷ ۱۶ سلحشور ۹ ۱۲ ۴۷ طاهری ۶ ۸ ۵۸ کریمی ۲ ۵/۲ ۷۹ مطیعی ۱۰ ۱۳ ۳۱۰ مقدم ۶ ۸ ۵۱۱ میرداماد ۳ ۴ ۶۱۲ واعظی ۲ ۵/۲ ۷ جمع ۷۸ ۱۰۰ ۱۴. انقلاب اسلامی و مسایل سیاسی روزاز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۱۸ مورد (۴ درصد) از مضمون انقلاب اسلامی و پیونددادن عاشورا با وقایع سیاسی روز استفاده شده بود.مثال:به سینه‌ی همه امروز سوز عاشوراست چراکه روز بسیج است و روز عاشوراستبسیج ذکرش باشد به صبح و شام حسین به وقت صلح حسن موقع قیام حسینبسیج در نفسش انتقام خون خداست بسیج سینه‌زن خط سیدالشهداست(حدادیان ـ شب ۱۰)جبهه حق و باطل همه‌جا در حال جنگند تو دنیای ما مونده چشم به راه تو(سلحشور ـ شب ۸)باید که مسلح بشود اسلحه‌ی دین تا روز رهاگشتن لبنان و فلسطینباید که ادامه بدهیم راه شهیدان تا روز عیان‌گشتن آن دلبر پنهانباید که بمانیم با شور حسینی دلداده‌ی سیدعلی و یار خمینی(مطیعی ـ شب ۷)ما بسیجی‌های روح‌الله با شهیدان عهد خون بستیم روز اول یاعلی گفتیم، تا به آخر با علی هستیمعشق این دلها جز ولایت نیست راه و رسم ما جز شهادت نیستوارثان جاء نصر الله، قاریان و کوثر و غدیریم جان‌نثار رسول‌الله، فاتحان خیبر و بدریمیا رسول‌الله نقش پرچم‌هاست وعده‌گاه ما مسجد الاقصی است(مطیعی ـ شب ۱۰)در بین مداحان، بیشترین استفاده از مضامین سیاسی روز مربوط به مطیعی با ۷ مورد (۳۹ درصد) است. در اشعار و نوحه‌های ۷ نفر از مداحان (اکبری، خلج، سیب‌سرخی، طاهری، کریمی، مقدم و واعظی) هم مصداقی از پرداختن به این مضمون پیدا نشد.جدول شماره‌ی ۲۲: میزان کاربرد مضمون انقلاب اسلامی و مسایل سیاسیردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۳ ۱۷ ۲۲ اکبری ۰ ــ ــ۳ حدادیان ۳ ۱۷ ۲۴ خلج ۰ ــ ــ۵ سیب‌سرخی ۰ ــ ــ۶ سلحشور ۳ ۱۷ ۲۷ طاهری ۰ ــ ــ۸ کریمی ۰ ــ ــ۹ مطیعی ۷ ۳۹ ۱۱۰ مقدم ۰ ــ ــ۱۱ میرداماد ۲ ۱۱ ۳۱۲ واعظی ۰ ــ ــ جمع ۱۸ ۱۰۰ ۱۵. دفاع مقدس و شهدا از مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۱۸ مورد (۴ درصد) مضمون دفاع مقدس و گرامی‌داشت یاد شهدای جنگ تحمیلی به کار رفته بود. مثال: حالا تو این دنیای غریبی دل‌خوشی‌مونه یاد شهداچفیه و سربندا گرمی لبخندا نیمه‌شب سنگر شور نافله‌هارفتند و ما موندیم عمریه جا موندیم کی میره از یادم کوچ قافله‌هاغروبا چشم به راشون می‌مونم با دل خون خدا این روسیاهو به رفیقاش برسون(سلحشور ـ شب ۷)هرچی داریم از شهداست اسم اونا آبروی ماستهنوزم به یاد اون روزا عشق ما سربند یا زهراستذکر حسین حسین می‌گیریم به یاد چمران و خرازیبه یاد زین‌الدین و همت به یاد صیاد شیرازیباکری‌ها و آوینی‌ها همونایی که خیلی مردنبا شور و غوغایی به دور حسین می‌گردن(میرداماد ـ شب ۷)یاد امام و شهدا دلو می‌بره کرببلا می‌گم بابا اینکه علم تو دستشه صبح دوکوهه مستشهاینکه جلوتر از همه‌س روی لباش یه زمزمه‌س بگو کیه؟این رفیقم که می‌بینی میوندار جبهه‌ها بود میوندار هیئتا بوداین رفیقم غلامعلی نوحه‌خونه، روضه‌خونه وقتی دل بابات می‌گیره شعرای اونو می‌خونه(حدادیان ـ شب ۸)در بین مداحان، بیشترین میزان استفاده از مضمون دفاع مقدس و یاد شهدای جنگ مربوط به سلحشور با ۷ مورد (۳۹ درصد) و پس از او مطیعی با ۴ مورد (۲۲ درصد) است. در مداحی ۶ نفر از مداحان مورد بررسی (اکبری، خلج، سیب‌سرخی، طاهری، مقدم و واعظی) هم مصداقی از پرداختن به این مضمون پیدا نشد (ن.ک. جدول شماره‌ی ۲۳).جدول شماره‌ی ۲۳: میزان کاربرد مضمون دفاع مقدسردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۱ ۵/۵ ۵۲ اکبری ۰ ــ ــ۳ حدادیان ۲ ۱۱ ۴۴ خلج ۰ ــ ــ۵ سیب‌سرخی ۰ ــ ــ۶ سلحشور ۷ ۳۹ ۱۷ طاهری ۰ ــ ــ۸ کریمی ۱ ۵/۵ ۵۹ مطیعی ۴ ۲۲ ۲۱۰ مقدم ۰ ــ ــ۱۱ میرداماد ۳ ۱۷ ۳۱۲ واعظی ۰ ــ ــ جمع ۱۸ ۱۰۰ ۱۶. انتظار و مهدویتاز مجموع ۵۰۴ قطعه شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده، در ۲۰ مورد (۴ درصد) به مقوله‌ی انتظار امام‌زمان(ع) و مهدویت پرداخته شده بود. مثال:کی می‌شه ندبه‌های ما اجابت بخره با یه نگاه ما رو حضرتمونده به راه تو چشای ترم مژده وصلت رو می‌ده سحرآیه‌ی جاء الحق ذکر همه‌ست کی می‌رسی ای منجی بشرهر گوشه‌ی دنیا محشریه بر پا چشای هر مظلوم روضه‌خونه بیاهر دل‌آزرده خسته ز بیداده عدل علی می‌خواد این زمونه بیابیا که این روزگار زیرو رو شه با نگاتشب غم رفتنیه بیا ای صبح نجات(سلحشور ـ شب ۷)روزها سایه‌نشین قدمش خورشید است هرکه در سایه‌ی این بیرق اگر می‌آیدمی‌رسد جمعه‌ای و پیش تو دم می‌گیریم عاقبت غربت این جمع به سر می‌آید(سیب‌سرخی ـ شب ۸)در بین مداحان، بیشترین میزان استفاده از مضمون انتظار و مهدویت مربوط به مطیعی با ۷ مورد (۳۵ درصد) و پس از او سلحشور با ۶ مورد (۳۰ درصد) است. در متن مداحی ۶ نفر از مداحان (ارضی، خلج، طاهری، میرداماد، مقدم و واعظی) هم مصداقی از این مضمون یافت نشد (ن.ک. جدول شماره‌ی ۲۴).جدول شماره‌ی ۲۴: میزان کاربرد مضمون مهدویت و انتظارردیف مداح تعداد درصد رتبه۱ ارضی ۰ ــ ــ۲ اکبری ۱ ۵ ۵۳ حدادیان ۱ ۵ ۵۴ خلج ۰ ــ ــ۵ سیب‌سرخی ۳ ۱۵ ۳۶ سلحشور ۶ ۳۰ ۲۷ طاهری ۰ ــ ــ۸ کریمی ۲ ۱۰ ۴۹ مطیعی ۷ ۳۵ ۱۱۰ مقدم ۰ ــ ــ۱۱ میرداماد ۰ ــ ــ۱۲ واعظی ۰ ــ ــ جمع ۲۰ ۱۰۰ جمع‌بندی بخش دومجمع‌بندی یافته‌های تحقیق در بخش مضامین درونی نشان می‌دهد از بین ۱۶ مضمون مورد بررسی، ۶ مضمون را می‌توان مضامین مشترک دانست؛ یعنی مضامینی که در اشعار و نوحه‌های همه‌ی ۱۲ مداح (ولو یک مورد) استفاده شده است. این مضامین عبارتند از:• مدح اهل‌بیت• ابراز عشق به اهل‌بیت • توصیف رفتار و سیره‌ی فردی و اخلاقی اهل‌بیت• توصیف قدرت جسمانی و پهلوانی اهل‌بیت• ذکر مصیبت و شرح شهادت • توصیف روابط عاطفی و احساسیهمچنین همانطور که در جدول شماره‌ی ۲۵ و نمودار شماره‌ی ۲ آمده است، پربسامدترین مضمون اشعار و نوحه‌های مداحان پرمخاطب در بازه‌ی مورد بررسی عبارتند از:• ذکر مصیبت و شرح شهادت • توصیف روابط عاطفی و احساسی• ابراز عشق به اهل بیت • مدح اهل بیتنیز کم‌بسامدترین مضامین عبارتند از:• بیان فلسفه و هدف قیام امام‌حسین(ع)• بزرگداشت مجالس و آیین‌های عزاداری • توصیف حماسه‌ها و جنگاوری‌ها• انقلاب اسلامی و مسایل سیاسی روز • دفاع مقدس و شهدای جنگ• انتظار و مهدویت• توصیف رفتار و سیره‌ی سیاسی ـ اجتماعی اهل‌بیتجدول شماره‌ی ۲۵: مضامین درونی کلیردیف مضمون تعداد کل درصد بیشترین‌ کاربرد کمترین کاربرد۱ ذکر مصیبت و شرح شهادت ۲۴۷ ۴۸ سیب‌سرخیارضیطاهری مقدمکریمیواعظی ـ مطیعی۲ توصیف روابط عاطفی و احساسی ۲۰۹ ۴۲ سیب‌سرخیارضیطاهری ـ کریمی مقدممطیعیواعظی۳ ابراز عشق به اهل‌بیت ۱۳۸ ۲۷ سیب‌سرخیاکبریحدادیان خلجواعظی۴ مدح اهل‌بیت ۱۳۸ ۲۷ سیب‌سرخیسلحشورطاهری مقدم ـ میردامادحدادیان۵ آرزوی شهادت ۷۸ ۱۵ سیب‌سرخیاکبریمطیعی ـ حدادیان خلجکریمی ـ واعظی۶ توصیف قدرت جسمانی و پهلوانی اهل‌بیت ۵۱ ۱۰ ارضیسلحشور ـ طاهری ـ خلج مقدم۷ توصیف زیبایی ظاهری اهل‌بیت ۴۷ ۹ طاهریارضی ـ خلج حدادیان۸ توصیف رفتار و سیره‌ی فردی و اخلاقی اهل‌بیت ۴۷ ۹ ارضیکریمیاکبری مقدم ـ مطیعی۹ ملامت و سرزنش خود ۴۲ ۸ سیب‌سرخیمقدم ارضیخلج ـ طاهری ـ میرداماد۱۰ توصیف حماسه‌ها و جنگاوری‌ها ۲۱ ۴ کریمیارضی ـ طاهری ـ سلحشور مطیعی ـ واعظی۱۱ بزرگداشت مجالس و آیین‌های عزاداری ۲۰ ۴ سلحشورارضی ـ مطیعی ـ مقدم خلج ـ حدادیان ـ کریمی۱۲ انقلاب اسلامی و مسایل سیاسی روز ۱۸ ۴ مطیعیارضی ـ سلحشور ـ حدادیان اکبری ـ خلج ـ مقدم ـ سیب‌سرخی ـ طاهری ـ کریمی ـ واعظی۱۳ دفاع مقدس و شهدای جنگ ۱۸ ۴ سلحشورمطیعیمیرداماد اکبری ـ خلج ـ مقدم ـ سیب‌سرخی ـ طاهری ـ واعظی۱۴ انتظار و مهدویت ۲۰ ۴ مطیعیسلحشور ارضی ـ خلج ـ مقدم ـ طاهری ـ میرداماد ـ واعظی۱۵ توصیف رفتار و سیره‌ی سیاسی ـ اجتماعی اهل‌بیت ۱۰ ۲ کریمیارضی حدادیان ـ خلج ـ مقدم ـ سیب‌سرخی ـ واعظی ـ طاهری ـ مطیعی ـ میرداماد۱۶ بیان فلسفه و هدف قیام امام‌حسین(ع) ۶ ۲ واعظی خلج ـ اکبری ـ مقدم ـ کریمی ـ طاهری ـ میرداماد ـ مطیعی نمودار شماره‌ی ۲: مضامین درونی کلیبخش سوم: نتیجه‌گیری‌ ۱. استمرار رواج ادبیات ارباب ـ رعیتیادبیات ارباب ـ رعیتی و استعمال واژه‌هایی نظیر ارباب، نوکر، عبد، غلام و... از مشخصه‌های دیرپای شعر هیئت است و از قدیم تا به امروز استمرار داشته است. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد این ادبیات هنوز از شاخصه‌های زبانی مهم و عمومی شعر هیئت به حساب می‌آید (ن.ک. جدول شماره‌ی ۸).۲. رواج عرفان سطحی و عامیانهاستعمال ادبیات عرفانی و واژه‌هایی چون می، باده، مست، ساقی، ساغر و... به تبع تفسیر عارفانه از واقعه‌ی عاشورا امری دیرپا است که نمونه‌های برجسته‌اش را در آثار عاشورایی کلاسیک نظیر «روضه الشهدا» و ترکیب‌بند محتشم می‌توان جست. یافته‌های تحقیق حاضر نشان می‌دهد این ادبیات یکی از مشخصه‌های زبانی مهم و عمومی شعر هیئت امروز محسوب می‌شود. البته در بسیاری از اشعار و نوحه‌های جدید، این واژگان با لحن و زبان محاوره‌ای و عامیانه به کار گرفته می‌شود که به ظهور نوعی عرفان سطحی و عامیانه در شعر هیئت انجامیده است. به عبارت دیگر فراوانی استعمال واژه‌های عرفانی در نوحه‌ها را نمی‌توان لزوماً به معنای غلبه‌ی تفسیر و رویکرد عرفانی به عاشورا در مجالس مذهبی و شرکت‌کنندگان آن‌ها تلقی کرد. چراکه بسیاری اوقات این ادبیات بیرون از زمینه و خاستگاه معنایی و تبار مفهومی‌شان در نوحه‌ها استفاده می‌شوند و این استعمالها بیشتر نوعی لفاظی است. ۳. رواج استفاده از عبارات عربیطبق یافته‌های تحقیق، استفاده از عبارات عربی از دیگر مشخصه‌های زبانی عمومی شعر هیئت است. این فراوانی که به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر بیشتر شده است، می‌تواند نشانه‌ی رویکرد سرایندگان اشعار هیئت به ابتکارات زبانی با استفاده از عبارات آشنا (مانند شهادتین) یا عبارات متن مقاتل باشد. البته در مواردی هم عبارات عربی به‌کاررفته در این سروده‌ها، مجعول خود شاعر است که گاه از نظر دستور زبانی هم خالی از اشکال نیست. علاوه بر این، در سالهای اخیر مشاهده می‌شود که برخی مداحان مانند مطیعی و کریمی، در مداحی خود به خواندن نوحه‌ها و اشعار عربی نیز می‌پردازند.۴. استمرار استعمال ادبیات سلطنتیاستعمال ادبیات سلطنتی و واژه‌هایی چون شاهنشاه و سلطان و شاه و دربار، در متون مذهبی و ادبی پیش از انقلاب (از دوران صفویه تا پهلوی) امر مرسومی بوده است. در سال‌های بعد از انقلاب، استعمال این ادبیات در محافل سیاسی هوادار نظام به گونه‌ای مذموم انگاشته شده و طرد شد. اما در سال‌های اخیر مشاهده می‌شود که استعمال این ادبیات در سروده‌های جدید رو به افزایش گذاشته است. آمار ۱۱ درصدی که در این تحقیق به دست آمد، نشان‌دهنده‌ی این روند رو به رشد است. با عنایت به اینکه اغلب ۱۲ مداحی که موضوع این تحقیق بوده‌اند، مشهور به داشتن گرایش سیاسی مدافع نظام اسلامی هستند و در بین مخاطبان به مداحان انقلابی و سیاسی و حزب‌اللهی شهرت دارند، اینکه این مداحان از اشعار و نوحه‌هایی با چنین مشخصه‌ای استفاده می‌کنند محل تأمل است. جالب است که بیشترین آمار استفاده از این قبیل واژه‌ها مربوط به محمدرضا طاهری و با فاصله‌ای بعد از او سعید حدادیان است (ن.ک. جدول شماره‌ی ۸). ۵. استمرار استفاده از ادبیات تحقیرآمیز و تعابیر دور از شأنآمار ۵/۵ درصدی استعمال واژه‌ها و تعابیر تحقیرآمیز و دور از شأن نظیر سگ و قلاده و دیوانه نشان می‌دهد که با وجود تلاش‌ها و اقدامات اصلاح‌گرانه و آسیب‌شناسانه‌ای که در سال‌های اخیر در راستای مقابله با این ادبیات شده است، ولی کماکان این قبیل استعمال‌ها در شعر جدید هیئت کاربرد دارد. گرچه ظاهراً این استعمال کمتر شده است. نکته‌ی دیگر اینکه مروری بر آمارهای جدول شماره‌ی ۶ نشان می‌دهد که استعمال از این قبیل تعابیر تنها اختصاص به گروه خاصی از مداحان جدید و جوان ندارد و اشعار و نوحه‌های مداحان انقلابی و سیاسی مشهور هم از این تعابیر بی‌نصیب نیست. ۶. کم‌رونقی رویکرد سیاسی و حماسی به عاشورابا وجود آن‌که قرائت سیاسی و مبارزاتی از واقعه‌ی عاشورا، در چند دهه‌ی اخیر ـ به ویژه دهه‌های ۵۰ و ۶۰ ـ قرائت رایج و پرطرفداری بوده و ازجمله در مقطع پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی بسیار مورد استفاده و تأکید انقلابیون و رهبران‌شان بوده است، اما مشاهده می‌شود که به مرور زمان از گستره‌ی نفوذ این قرائت کاسته شده است. نگاهی به آماره‌های جدول شماره‌ی ۲۵ به خوبی این بی‌رونقی را نشان می‌دهد. طبق این جدول، مضامینی چون توصیف رفتار و سیره‌ی سیاسی ـ اجتماعی اهل‌بیت، توصیف حماسه‌ها و جنگاوری‌ها، انقلاب اسلامی و مسایل سیاسی روز و دفاع مقدس و شهدای جنگ کمتر از ۴ درصد مضامین مورد استفاده را تشکیل می‌دهند. این درحالی است که چنان‌که پیشتر اشاره شد اغلب مداحان موضوع تحقیق از مداحان سیاسی و انقلابی محسوب می‌شوند که در جریانات سیاسی (نظیر انتخابات) نیز حضور فعالی دارند. ۷. فقر رویکرد تحلیلی و تاریخیآمار بسیار پایین کاربرد مضمون بیان فلسفه و هدف قیام امام‌حسین(ع) نشان می‌دهد با وجود تأکیدها و تلاش‌های فراوان برخی اصلاح‌گران دینی و برخی علما مبنی بر توجه به روح و معنا و حقیقت حرکت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به موازات سوگواری بر شهادت آن حضرت، اما هنوز پرداختن به وجوه معرفتی و تحلیلی جایی در اشعار و نوحه‌های اغلب مداحان ندارد و کماکان در این مجالس، صرفاً عزاداری و گریستن اصالت دارد. مصادیق اندکی هم که هرازگاه در برخی اشعار و نوحه‌ها ناظر به این مضمون یا مضامین مشابه آن پیدا می‌شود (از جمله همین ۶ موردی که بین ۵۰۴ قطعه‌ شعر و نوحه‌ی بررسی‌شده در تحقیق حاضر، ذیل این مقوله کدگذاری شده‌اند)، بیشتر ناظر به تحلیل و تفسیر واقعه‌ی عاشورا براساس مقتضیات سیاسی زمان و به‌عبارت دیگر تحلیل تحت زمان است و نه تحلیلی فرازمانی. ۸. رواج ستایش زیبایی ظاهری اهل‌بیت توصیف زیبایی رخسار اهل بیت و قوت بازو و پهلوانی آنان، گرچه از مضامینی است که طبق آمار جدول شماره‌ی ۲۵ مجموعاً ۱۹ درصد مضامین را شامل شده، اما همین آمار نشان می‌دهد با وجود نهی برخی بزرگان و اصلاح‌گران دینی از جمله رهبر معظم انقلاب از وصف خط و خال اهل بیت و تشویق به بیان مناقب و فضایل ایشان به‌جای وصف چهره‌شان، هنوز این قبیل توصیفات در اشعار و نوحه‌ها رواج دارد. جالب آن است که بیشترین درصد استفاده از این مضامین متعلق است به مداحانی چون محمدرضا طاهری و منصور ارضی. ۹. فقدان مضامین اخلاقی و حکمت‌آموزجای بسیاری از مضامین مناسب از جمله مباحث اخلاقی (فردی و اجتماعی)، پند و حکمت و نظایر آن‌ها که مورد تأکید بزرگان و علما از جمله رهبر معظم انقلاب است، در بین اشعار و نوحه‌های بررسی‌شده خالی بود. ]]> ادب Tue, 04 Feb 2014 13:07:32 GMT http://deabel.org/vdcjtiev.uqeaxzsffu.html نشست هشتم شعر هیئت :شعر هیئت، شاعر هیئت http://deabel.org/vdcaymn6.49n0y15kk4.html شعر هیئت شاعر هیئتقاسم صرافان و مجید خضرایی۱ تعریف شعر هیات«شعر هیئت شعری است دینی و آیینی که در هیئت‌های مذهبی، در مناسبت‌های سوگ و سرور توسط ذاکر و مداح و گاه شاعر عرضه و اجرا می‌شود، با این تعریف شعر هیئت را به دو شاخه می‌توان تقسیم کرد؛ شاخة نخست شعری است که با بهره‌گیری از لحن و صوت توسط مداح و ذاکر اجرا می‌شود که ممکن است این شعر را خود مداح و ذاکر سروده باشد؛ یعنی شاعر و مداح یکی باشند و شاخة دوم که تقریباً از نیم قرن اخیر در محافل مذهبی و هیئت مرسوم و رایج شده است، شعری است که شاعر ـ بدون صوت و لحن ـ به شیوة قرائت شعر و شعرخوانی آن را عرضه می‌کند.با این توضیح شعر هیئت از شعر آیینی مجالس شعرخوانی، سطحی ممتازتر و شاعرانه‌تر دارد؛ هر چند شعر هیئت خود شاخه‌ای از همان شعر آیینی محسوب می‌شود.شعر هیئت در قالب‌های گوناگون مانند: غزل، قصیده، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، رباعی، دوبیتی، بحرطویل، مثنوی و ... سروده می‌شود و گسترة آن شامل مرثیه، مولودیه، نوحه، مناجات و نیایش و مناسبت‌ها و ستایش شخصیت‌های مذهبی و دینی می‌شود.» محدوده مورد نظر ما در این مقاله منحصر به شاعرانی است که شعر برای هیات می‌گویند (یعنی شعرهایی که مخصوص هیات و با نیت استفاده در هیات سروده شده) و شاعران شعر در هیات (شعری با ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با اهل بیت ع که می‌تواند در هیات هم استفاده شود) را شامل نمی‌شود. ۲ تعریف شاعر هیاتشاعر هیات به شاعری گفته می‌شود که مضمون اصلی اشعارش، موضوعاتی است که در دامنه ی تعریف شده شعر هیات قرار می‌گیرند. (فهرستی از موضوعات مورد نظر در بند ۵.۷ همین نوشتارآمده است). به عبارت دیگر شاعری هیات شاعری است که شعر برای هیات می‌سراید. بدیهی است که به صرف یکی دو شعر هیات نمی‌توان شاعری را شاعر هیات نامید و از سوی دیگر سرایش شعرهای غیرهیاتی درکنار شعر هیات، باعث خروج شاعر هیات از این حوزه نمی‌گردد.۳ تاریخچه شاعران هیات۳.۱ متقدمینعمان سامانیمحتشم کاشانیسید محمد علی ریاضی یزدیمحمدحسین اصفهانی (کمپانی)مرحوم مقبلصغیر اصفهانینیر تبریزیمرحوم خوشدل تهرانیمرحوم عابد تبریزی۳.۲ متاخرینمرحوم احمد آرونی(آرام)حبیب ا... چایچیان(حسان)غلامرضا سازگارمحمد علی مجاهدی (پروانه)علی انسانیمحمد جواد غفور زاده(شفق)سید رضا مویدعباس عنقامرحوم محمدرضا آغاسیرضا جعفریمحمود ژولیده۳.۳ جوانترهامحمد سهرابیعلی اکبر لطیفیانسعید حدادیانمحمود کریمیجواد حیدریمهدی رحیمیحمیدرضا برقعیجواد شرافتاحمد علویقاسم صرافانوحید قاسمیحسن لطفیمحسن عرب خالقیمصطفی صابر خراسانیجواد محمد زمانیمجتبی روشن روانیوسف رحیمیمحمد حسین حسینیعلی عباسیمحسن ناصحیغلامرضا فاتحیمجید تالعلی زمانیانمحمد رسولیرضا نیکوکاراحسان محسنی فرامیرحسین میرحسینیمجید خضراییسعید پاشازاده۴ ویژگی شاعر هیات۴.۱ ویژگی‌های عمومی:در ابتدا به ویژگی‌های اشاره می‌کنیم که هر شاعری برای کسب موفقیت به آن نیازمند است و چه شاعر هیات باشد یا نباشد جهت رشد و بالندگی می‌بایست این ویژگی‌ها را در شخصیت و نگاه خود تقویت کند.۴.۱.۱ نکته سنجی: بسیاری از اشعاری که در محافل مذهبی مورد استقبال قرار گرفته اند در عین کوتاهی و زیبایی های ادبی حاصل نکته سنجی و دقت نظر شاعر در اموریست که تاکنون مورد کشف و دقت هنری وزیبایی شناسانه قرار نگرفته اند مثلا :علی اکبر که جوشن داشت این شد تو که جوشن نداری وای برمن (رضا جعفری) همانطور که ملاحظه می‌کنید شاعر در صحنه‌ای که مقابل چشم همه نمایان است دقتی شاعرانه کرده است. این نکته سنجی شاعران هیات معمولا به دلیل حضور مداوم در پای روضه‌ها است و عمدتا نیز در خود مجالس جرقه این اشعار آتش افروز خورده میشود.۴.۱.۲ قدرت ادبی:بعضا در بین افراد این گمان غلط وجود دارد که شاعران هیات بیشتر به سوز و گداز اشعارشان معروفند تا قدرت ادبی و تسلط ایشان در فن شعر . البته این گمان نادرست از آنجا نشات می‌گیرد که عمدتا اشعار روان و سوزناک شاعران هیات در بین افواه مردم چرخیده ومعروف شده با نگاهی گذرا به اشعار شاعران هیاتی میتوان دید که همان نیرویی که به ایشان این سوز وگداز را داده به همان مقدار قدرت ادبی و تسلط بر فنون شعر را نیز عنایت کرده و فرق این شاعران با دیگر شاعران در این نکته نهفته است که به ایشان حتی صنایع ادبی نیز چون مضمون اشعار از سوی روح القدس الهام گشته و بسیاری از شاعران هیات اعتراف میکنند که ما در هنگام سرودن این اشعار نقش کاتب را داشته ایم و کس دیگری بانی این ابیات عظیم است مثالی را برای تبرک از دریای این معنی مینویسم:مادر نه طفل تشنه‌ی خود را به آب داد مهتاب را فلک به کف آفتاب داد ( علی انسانی )در بدر بدر بدری و در قدر قدر قدرهم هل اتی ست وصف تو هم لافتی، علی(غلامرضا سازگار)۴.۱.۳ خلاقیت یکی از معجزات دستگاه عالم گیر ولایت آل الله و خصوصا بارگاه حسینی این است که یک نیم روز عاشورا یا یک نیم شب شهادت مولا، در حیطه‌ شعر تبدیل به دریایی از مضامین زیبا می‌شوند واین معجزه مرهون قدرت واگویی خلاقانه شاعران این بارگاه است . البته ویژگی خلاقیت یکی از صفات خدادادی شاعران است در هر زبان و سبک. اما شاعران هیات خلق موضوع را بیش از آنکه مدیون ذهن خلاقشان باشند مدیون عنایاتی هستند که دریچه‌ای بر حقیقت روضه یا معارف دیگر اهل بیت برایشان می‌گشاید.۴.۱.۴ شخصیت شاعرانه به قول مهدی اخوان ثالث شاعر باید شاعر باشد و نمی‌توان هم کاسب بود هم قصاب بود هم پزشک بود وهم شاعری کرد. کسب روحیه و طرز زندگی خاص شاعرانه در نگاه به عالم، رفتار و گفتار، بی‌تردید در اتحاد دل و زبان و تقویت لطافت و ظرافت اشعار شاعر نقشی به سزا ایفا می‌کند. به دلیل نیاز قطعی شاعر اهل بیت به مطالعات معرفتی و نیاز به حضور در محضر اساتید، جلسات هیات و همچنین جلسات نقد و با توجه به حساسیت ویژه حوزه شعر اهل بیت، حرفه‌ای بودن شاعر ضروری‌تر به نظر می‌رسد. شاعر هیات اگر به صورت جدی و کاملا حرفه‌ای در این حوزه وارد نشود و فراغت لازم را جهت تقویت قلبی و ذهنی خود نداشته باشد قطعا نمی‌توان از او انتظار داشت شعرهای کم‌نقص، پر محتوا و پر تعدادی بسراید.عاشق دنیا را عاشقانه می‌بیند و شاعر دنیا را شاعرانه می‌نگرد و شاعر هیات دنیا در منظر چشم ودلش هر چه هست تجلیات انوار و اسماء حق است. ۴.۱.۵ نقدپذیریدر بین شعرا قاعده‌ای رایج است به نام «کشتن فرزند». منظور از فرزند شعری است که از طبع شاعر متولد گشته و بدیهی است که بدون توجه به کیفیت شاعر به شعرش دلبستگی شدید دارد. در ساحت نقد و آفرینش هنری شاعر باید بتواند به راحتی از نوشته عزیزتر از جانش بگذرد و آن را برای مداوا به گاهی به تیغ نقد بسپارد و گاهی آن را فدای سلامتی خانواده آثارش کند. به قول استاد مجاهدی، پروانه پرسوخته شاعران هیات یکی از دلایل اختلاف نسخ دیوان لسان الغیب این است که حافظ دائما در حال تصحیح اشعار خود بوده و در جایی که لسان الغیب اینگونه متواضعانه در صدد رفع نقص یا زیباتر سرودن اشعارش بوده است شاعران جوانتر نیز باید در پی نقادان تیز بینی باشند تا ابیاتی کم نقص و در اوج زیبایی تقدیم اهل بیت عاشقی کنند. البته مشاهده شده که بعضی از اساتید پیشکسوت با توجه ذائقه خود و بدون در نظر گرفتن مشخصات شعر امروز ایراداتی بر بعضی اشعار شاعران جوان گرفته‌اند که شاید جانب انصاف و تعادل در آنها رعایت نشده باشد. اما این استثنائات قلیل دلیل نمی‌شود که جوانان سعادتمند از پند پیران دانای این راه پر پیچ و خم، بی‌بهره بمانند.۴.۲ ویژگی‌های خاص:با توجه به فضای خاص شعر هیات و موضوع اصلی آن که مدح و مرثیه اهل بیت علیهم السلام است، شاعر هیات نیازمند تقویت ویژگی‌های خاصی در روحیات، ذهنیات و رفتار خویش است. ۴.۲.۱ اخلاص و ارادت حضرت زهرا س در حدیثی میفرمایند همینکه بنده‌ای قصد میکند که اعمالش را با اخلاص نماید خداوند به او و نیت او برکت می‌دهد. به همین دلیل است که بعضی از شاعران اهل بیت گاه ابیاتی فراتر از توان متعارف خویش می‌سرایند که خودشان را هم متحیر می‌کند و می‌دانند که از چشمه‌ غیب عنایت شده است و با بال همین اشعار به درجات والای تقرب به آستان دوست رسیده‌اند. ۴.۲.۲ سوز و اشک شاعر هیات سرشتش با اشک و سوز وگداز گره خورده و تا اهل این وادی نباشد اجازه نمی‌یابد بیتی زلال بنویسد و این خصلت را به عنوان یکی از خصوصیات اولیه ایشان بدانید و شاهد این ادعا شمع است که با فریاد خاموشش میگوید تا نسوزی نسوزانی. ۴.۲.۳ معرفت قلبی آمادگی سرایش شعر برای اهل بیت فقط به اطلاعات روایی، معلومات ذهنی و تصویرسازی‌های شاعرانه نمی‌شود. اشعار اهل بیت نور و نمکی لازم دارند که از طهارت نفس و زلالی ضمیر و بی‌غباری آیینه دل شاعر حاصل می‌شود و این‌همه در سایه انس و ارتباط قلبی با انوار مقدس اهل بیت عصمت و طهارت و در اثر نگاه و عنایت ایشان بدست می‌آید. پس بی‌تردید این ویژگی مهمترین مبنای سرایش اشعار دلنشین برای اهل بیت ع است.در این باب ذکر این نکته لازم است که ما گریه بی معرفت یا شاعر بی معرفت نداریم چون تا حداقل معرفت نباشد امکان ندارد گریست یا شعری سرود. اما معرفت نیز درجاتی دارد. شاعر نیز همانند زائر است و همانگونه که در ثواب زوار کربلای معلی برای بعضی ثواب یک حج نوشته شده و برای بعضی هفتاد حج و برای بعضی زیارت الله ثبت می‌شود، ثواب و تاثیر شعر شاعر نیز با توجه به میزان معرفت و انسی که به آستان اهل بیت دارد، مقام و منزلت می‌یابد. ۴.۲.۴ اطلاعات تاریخی و روایی در باب این موضوع باید دقت شود که شعر هیات بر خلاف تعریف معروف شعر که می‌گویند «اجملها اکذبها» باید مبتنی بر حقایق زندگی و سیره اهل بیت باشد، البته این نکته دلیل نمی‌شود که شاعر به بهانه التزام به تبعیت از حقایق روبه گزارش نویسی و به نظم درآوردن تاریخ آورد. سابق بر این مرسوم بود شاعران و حتی مداحان هیات به قدر وسع خویش دروس حوزوی را فرا می‌گرفتند و حتی اجازه حدیث دریافت میکردند و به همین علت می‌بینیم که اشعارشان تا حدود زیادی متاثر از آیات و روایات است. البته شاعران جوان معاصر نیز اگرچه مضامین عاطفی و حماسی در اشعارشان غالب است اما غالبا اهل تحقیق و مطالعه و حضور در مجالس علما هستند و این را از مضامین بلند شعرشان می‌توان دریافت و مبرهن است که تسلط یک شاعر بر تاریخ اسلام و مفاهیم عمیق تشیع باعث تعمیق تاثیر شعرش می‌شود همانطور که مطالعه اشعار و کتابهای ادبی باعث تعمیق فن شعرش خواهد شد. ۴.۲.۵ حضور پر رنگ در جلسات هیات در حدیثی نبوی آمده است که مومن در مسجد چون ماهی در آب است. شاعر هیات نیز جدا از محافل مذهبی چون ماهی بیرون از آب افتاده است. حضور پر رنگ در روضه‌خانه ها و مساجد علاوه بر بهره مندی از نورانیت وفیض معنوی در واقع حضور در کلاسهای درس شفاهی عقاید و تاریخ اسلام و آشنایی با آثار سایر شاعران است، واز سوی دیگر صرف حضور در محضر علما و اساتید صاحب نفس باعث کسب فیوضات معنوی برای شاعر است و باعث همدلی بیشتر شاعر با مستمعین ومخاطبین عرش نیز می‌شود.۴.۲.۶ همدلی با سایر شاعران هیات طبیعت انسانی حکم میکند که هر انسان با هم فکر و هم درد خود همراه وهمنشین شود . مولا نیز زیبا فرموده که هر کس را با دوستانش بشناس و چه کسی بهتر از شاعر هیات میتواند عالم شاعر هیات را درک کند و غمهایش را لمس نماید؟ از قدیم میگویند :آتش بگیر تا که بدانی چه میکشماحساس سوختن به تماشا نمی شود اصلا غیر از شاعر هیات کسی نمی‌تواند به خوبی حرف دل شاعر هیات را بفهمد و با او هم دل شود و این مصاحبت دائمی میتواند باعث رشد بسیار زیاد شعر شاعران هیات شود و جلسات ادبی محملی برای نقد و بررسی شعر شاعران بوده و هست .این جمعها اگر از حب و بغضهای شخصی دور باشد باعث تعمیق رفاقت بین شعرا و تشویق وایجاد انگیزه بسیار برای ایشان است.۴.۲.۷ ارتباط با مداحان اهل‌بیت اگرچه به محض نیت سرودن شعر برای اهل بیت ثواب عبادتی مقبول و بدون خطر بطلان برای شاعر هیاتی نوشته میشود اما اظهار نعمت واجب و زکات شاعری عرضه ی شعر به مستمعین عاشق است و بهترین راه این منظور ارتباط با مداحان عزیز است البته با توجه به نوع و سبک مداحی ایشان و در نظر گرفتن قدرت آنها در اجرا و ادای حق مطلب اشعار. فی‌المثل شاعر هیاتی روا نیست اشعاری با مضمون روضات مکشوفه را در اختیار مداحان کم تجربه قرار دهد یا اشعاری که نیاز به توضیح دارند و شامل مفاهیم دوپهلو هستند را به مداحانی بدهند که توانایی جا انداختن منظور شاعر را ندارند.اما یکی از بهترین لحظات عمر یک شاعر هیاتی لحظه ایست که می‌بیند مردم با شعر او در حال گریستن هستند و یا می‌شنود که شعرش را مردم زبان به زبان می خوانند بدون اینکه حتی نام شاعرش را بدانند و این مسئله ز مهمترین موارد انگیزه بخش به شاعر در خلق آثار بهتر و بیشتر است. ۴.۲.۸ دقت و وسواس در سرودن سرودن شعر هیاتی توفیقی مقدس است، و بر خلاف اقسام دیگر شعر (مثلا شعر عاشقانه) نمی‌شود هر حرف ومضمونی را در ابیات آورد و کاملا در کلمه به کلمه شعر باید دقت کرد. البته این احتیاط عقلی نباید مانع کشف و خلاقیت شود. گاهی یک بیت شعر می‌تواند گاهی کار یک ساعت منبر را انجام دهد. به همین دلیل شاعر باید در سرودن شعر و انتخاب مضامین دقت و وسواس خاصی داشت تا خدای نکرده دامن شعر به کلمات سبک، مضامین غلوآمیز یا دون شان اهل بیت، غبار آلود نشود و بهتر است شاعر هیات به اندازه ی عشق و معرفتش بنویسد و از پرگویی بپرهیزد و با ارائه دائم اشعارش به اساتید، عملا در تهذیب اشعارش مقید باشد. در این مورد می‌توان به این نکته اشاره کرد که حتی شاعران طنزپرداز نیز وقتی به ساحت شعر هیات وارد می‌شدند در انتخاب کلمات و مضامین بسیار دقت داشتند مثلا شعر معروف مرحوم ایرج میرزا که شاعری طنزپرداز بوده است گواهی بر این مدعاست:رسم است هر که داغ جوان دیده دوستانرافت برند حالت آن داغدیده رایک دوست زیر بازوی او گیرد از وفاو آن یک زچهره پاک کند اشک دیده راالقصه هر کسی به طریقی ز روی مهرتسکین دهد مصیبت بر وی رسیده راآیا که داد تسلیت خاطر حسین ؟چون دید نعش اکبر در خون طپیده را آیا که غمگساری و انده بری نمودلیلای داغدیده محنت کشیده را؟بعد از پسر،دل پدرآماج تیر شدآتش زدند لانه ی مرغ پریده را۴.۲.۹ تمرین شعرخوانی در هیاتشعر خوانی شاعر در حضور مستمعین وبازخوردی که از حضار میگیرد در خط سیر شاعری وتولد اشعار بعدی وی بسیار موثر و انگیزه بخش است و به قول معروف این حضور در جمع مستمعین صاحب سخن و شاعر را بر سر ذوق می آورد. البته برای شروع اجرا و دکلمه شعر در محافل کوچک و خصوصی، مناسبتر به نظر می‌رسد. ۵ زبان شعری شاعران:شاعران هیات را می‌توان بر اساس نوع زبانی که برای سرودن برگزیده‌اند دسته بندی نمود. ملاک تفکیک انواع شعر هیات مقاله «شعر هیات و شاخه‌های آن» می‌باشد. بر این اساس شعرای هیات را می‌توان از نظر زبان شعری به دسته‌های زیر تقسیم کرد:۵.۱ تفکیک زمانی:زبان شعرای هیات را از نظر قدمت می‌توان به سه دسته کهن، معاصر و نومعاصر تقسیم نمود. نمونه‌هایی برای هر کدام در زیر ذکر گردیده است:• زبان کهن خصوصیت غالب این زبان : فاخر بودن کلمات متقن بودن مضامین تکیه بر احادیث و آیات است . نکته جالب این زبان این است که علی رغم کهن بودنش اما کهنه نشده وهنوز هم بسیاری از مردم با این اشعار ارتباط برقرار میکنند . اسطوره شاعران این زبان مانند محتشم و عمان در آسمان شعر آیینی میدرخشند و نمونه ای بارزتر از ترکیب بند محتشم نداریم • زبان معاصر در این زبان از مطول گویی های زبان کهن پرهیز شده و رنگ وبوی سیاسی و اجتماعی بیشتری به اشعار داده شده و آغاز بداعت ها و سنت شکنی های زیبا را در این دوره میتوان مشاهده کرد . اشعار شاعران این دوره بسیار مورد اقبال عموم مردم قرار گرفته و کمتر فردی را میتوان یافت که ابیات زیر را حفظ نباشد:این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوستاین چه شمعی ست که جانها همه پروانه ی اوست یا :دور حرم دویده ام منا ومروه دیده امهیچ کجا برای من کرب وبلا نمیشودو...• زبان نو معاصر(مدرن) بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و ظهور شعر مدرن در ادبیات فارسی به سرعت موج نوگویی و مشخصات فنی و مضمونی آن به شعر هیاتی نیز کشیده شد مشخصاتی مانند پرهیز از گزارش نویسی در شعر وسواس در انتخاب واژه ها و ورود واژگان تازه و اوزان دلنشین تر حماسه گرایی و نگاه عاطفی به مصیبات و غلبه ی عزت بر مصیبت در اشعار از جمله خصوصیات این نوع زبان است .از بس که گل و شکوفه پرپر کردیپیراهن خاک را معطر کردیوقتی که تنت فتاد از زین به زمینچشمان حریص مرگ را تر کردی( محمد رضا سهراب نژاد )۵.۲ تفکیک درونمایه‌ای:از نظر درونمایه‌ی اشعار، شعرای هیات را می‌توان به سه بخش زیر تفکیک نمود.• مرثیه• مدحی• حماسی۵.۳ تفکیک زبانی:شعرای هیات را می‌توان از نظر نوع زبان نیز به سه دسته تقسیم کرد .• انجمنی• هیاتی• سبکی۵.۴ تفکیک منظری:• عاطفی: بیان عاطفی یا حماسی با هدف بیشترین تاثیرگذاری بر احساسات مخاطب• عارفانه: بیان نمادین عارفانه که دارای معانی عمیق در بطن شعر است• عاشقانه: بیان محبت آمیز و صمیمی و از نگاه عاشق به معشوق• عالمانه: بیان نظم گونه با اتکا بر روایات و واقعیتها با دخالت کمتر قوه خیال شاعر۵.۵ تفکیک گویشی:• گویش معیار• گویش محاوره• گویش محلی۵.۶ تفکیک سنی: • بزرگسال• کودک و نوجوان۵.۷ تفکیک موضوعی:شعرای هیات همچنین غالبا به یک یا چند موضوع خاص در فضای شعر هیات علاقه یا در توانمندی ویژه‌ای دارند. مهمترین موضوعات مورد نظر به شرح زیرند:• اشعار مناجاتی• اشعار نبوی• اشعار علوی• اشعار فاطمی• اشعار عاشورایی• اشعار رضوی• اشعار مهدوی• اشعار امامان غریب۵.۸ تفکیک قالبی:شعرای هیات همچنین غالبا در یک یا چند قالب خاص توانمندی ویژه‌ای دارند. مهمترین قالبهای شعری مرسوم به شرح زیرند:• کلاسیک:o غزلo مثنویo ترکیب بندo رباعیo دوبیتیo چهارپاره• نیماییo بحر طویل• سپید و نثر• شکسته ( متناسب با آهنگ)۶ برچسب‌گذاری اشعار شاعران هیاتبا آمار گرفتن از یک مجموعه تصادفی از شعرهای شاعران هیات و برچسب گذاری این آثار از نظر نوع، زبان و...، می‌توان ارزیابی خوبی از واقعیتهای فضای شعری هر شاعر بدست آورد.اطلاعات آماری اشعار سروده شده با همه معیارهای مشخص شده زمانی، زبانی، محتوایی و ... می‌تواند بیانگر گرایش هر شاعر به انواع مشخصی از شعر باشد.نمونه‌ای از جدول پیشنهادی جهت بر چسب گذاری هدفمند اشعار در زیر آمده است:شعر شاعر موضوع زمان درونمایه نوع مرثیه زبان منظر گویش قالبخون گریه می کنند چرا نعل اسب ها سید جواد شرافت عاشورایی معاصر مرثیه مستقیم ترکیبی عاطفی معیار غزل ۷ جدول ارتباطی شعرا با انواع شعربا کمک این جداول می‌توان ارتباط میان انواع مختلف اشعار موجود در هیات را با شعرای هیات مشخص کرد و در تحلیل فضای شعر هیات از آن استفاده نمود. نمونه ای از این جداول ارتباطی در ادامه آمده است. بجای علامت * به معنای کاملا مرتبط و علامت + به معنای نسبتا مرتبط، می‌توان از وزن عددی یا درصد نیز استفاده نمود.راه بدست آوردن دقیقتر میزان ارتباط هر سطر و ستون استفاده از پرسشنامه و فرآیند برچسب گذاری است. قالب تفکیک زمانی تفکیک درونمایه‌ای تفکیک زبانی تفکیک گویشینام شاعر کلاسیک نیمایی سپید کهن معاصر نو معاصر حماسی مدحی مرثیه انجمنی هیاتی سبکی معیار محاوره محلیصرافان * + * * * + + * * + ۸ تهدیدات موارد زیر مبتنی بر تجربیات و مشاهدات نویسنده است و با استفاده از پرسشنامه و مطالعات میدانی می‌توان میزان وقوع هر آسیب را به صورت دقیقتری تخمین زد. ۸.۱ ارائه تصاویر نامناسب در مدح و مرثیه۸.۲ گرایش به مبالغه در مدح و حماسه۸.۳ فراوانی اشعار ساده (عاطفی) نسبت به شعرهای عمیق (عارفانه، عاشقانه و عالمانه)۸.۴ فراوانی مرثیه نسبت به حماسه در اشعار۸.۵ اشتباه گرفتن تعریف سادگی و روانی شعر هیات با غیر ادبی بودن آن۹ پژوهش‌های تکمیلی پیشنهادی۱۰ منابع۱. مقاله "شعر هیئت و شاخه‌های آن " ، قاسم صرافان، پایگاه اینترنتی بنیاد دعبل خزاعی، ۱۳۹۲.۲. پایگاه‌های اینترنتی اشعار اهل بیت. ]]> ادب Fri, 27 Dec 2013 13:11:39 GMT http://deabel.org/vdcaymn6.49n0y15kk4.html نشست هفتم شعر هیئت : زیباشناسی شعر هیئت http://deabel.org/vdccepqs.2bqm08laa2.html زیبایی‌شناسی شعر هیئتسید مهدی حسینیاشارت یکمادبیات، آئینه آرزوها، حسرت ها، باورها و اندیشه آدمی است؛ و آئینه شعر در ذهن بسیاری از هنرمندان این عرصه، زلال تر از دیگر قالب هاست. همواره شعر بویژه غزل، عرصه ای وسیع برای طرح مهم ترین، ژرف ترین و وسیع ترین دغدغه ها و اندیشه های انسانی بوده است. شعر، آئینه روشن و شفاف احساس و جلوه گاه الهامات شاعرانه و معنوی شاعران باورمند شیعی بوده که هنر خود را در خدمت تبیین مکتب خویش نهاده اند. حال پرسش مهم این است که چه عناصر و عواملی باعث زلالی این آئینه می شود؟ به عبارت دیگر چگونه می توان میان اشعار آئینی – که همه از سر اخلاص و تعهد سروده شده- تمایز هنری ایجاد نمود؟ مسلماً پاسخ مشترک به این سوالات، توجه به عناصر زیبایی آفرین در شعر است. مرسوم است در زیباشناسی سخن پارسی، دو حوزه بیان و بدیع در شعر واکاوی شده، انواع آرایه های ادبی معرفی و تجزیه و تحلیل می شود. این روش گرچه مبنای علمی دارد اما گاه خشک و بی روح است و عناصر و نشانه های زیبایی را بدرستی برای مخاطب مشتاق روشن نمی سازد ؛ بخشی از پاسخ به این چرایی زیبایی به ذوق سلیم شاعر باز می گردد و از همه مهم تر، وابسته است به جسارتهای زبانی، کشفهای هنری و نوآوری هایی که والایی هنر شعر را رقم می زند. اما بدیع و بیان سنتی، این عطش را فرو نمی نشاند زیرا بحث خلاقیت در آن تقریباً مغفول مانده است. پرواضح است که هریک از آرایه ها -اگر به اقتضای حال، هدفمند و خلاقانه به کار آیند- در حکم شگردی برای زیباسازی کلامند وگرنه نفس کاربرد آنها چندان ارزشمند نیست؛ از این رو، رویکرد کتب بلاغی در مبحث زیباشناسی را نمی توان کامل دانست.به همین جهت رویکرد این نوشته، واکاوی «شگردهای بیانی» با هدف زیباشناسی شعر هیئت است.اشارت دومموضوع این مقاله زیباشناسی شعر هیئت است امادر طرح این بحث، چند ابهام ساده وجود دارد! ساده است؛ از این جهت که در نگاه اول، شاید برخی مخاطبان به جهت معروفیت بحث و آشنایی عموم با آن، موضوع را ساده انگارند و بر سادگی نگاه نویسنده لبخندی بزنند یعنی: «این که مهم نیست!» و ابهام دیگر، از آن جهت که در تبیین بحث دو مسیر متفاوت وجود دارد یکی در تعریف شعر هیئت و دو دیگر مصادیق آن.در تعریف شعر هیئت و معرفی ابعاد علمی و زیبایی آن، تعریف متفاوت و گاه متناقضی وجود دارد. ظاهراً شعر هیئت، شعری است که در هیئت خوانده می شود و شاعر برای اجرای مداح یا دکلمه خوانی خود در هیئت می سراید؛ اما با همین تعریف ساده هم نمی توان کنار آمد چون جامع و مانع نیست و ابهاماتی در آن مطرح است؛ از جمله:- فرق آن با شعری که در هیئت نمی توان خواند در چیست؟ (جامع و مانع نیست)- هر شعری در هر سطحی ممکن است بسته به توان مداح یا بلوغ فکری مخاطب، در هیئت خوانده شود ( مانع نیست)- در کدام یک از حوزه های شعری می گنجد؟ مذهبی؟آیینی؟ ولایی؟ حماسی؟ تعلیمی؟ عاشقانه؟ و شاید همه آن؟ هرچند به نظر می رسد به جای بحث در این باره، بیش تر باید به اتفاقاتی که در اشعار امروز می افتد، اندیشید...- در این تعریف، برخی اعمال سلیقه ها راه می یابد؛ عده ای شعر خود و اشعار هم سطح خود را مناسب هیئت می شمارند و شعر عده ای دیگر را نه! و به همین ترتیب، آن عده دیگر شعر گروه قبل را مناسب هیئت نمی دانند! و الی آخر ...اشارت سومبرای تهیه و ارائه این نوشته، نوع انتخاب منابع نیز محل تأمل بود. برای رعایت شمول و گستردگی تحقیق، لازم بود آثار بسیاری بررسی گردد بنابراین به جای مجموعه اشعار شاعران، جنگ ها و منتخبات شعر آئینی به شکل خاص – که در به صورت گاه نامه تهیه و به مداحان عرضه می شود- هم چنین مجموعه اشعار شاعری خاص -که شعرش زبانزد است- به عنوان منابع اصلی انتخاب گردید. بنابراین منابع مورد استناد در این مقاله به قرار زیر است:الف) جنگ ها و منتخب اشعار- غزل مرثیه که در آستانه محرم و فاطمیه هر سال ارائه شده است؛ از سال ۸۲ الی ۹۰- جرس فریاد می دارد ( منتخب ۷۲۰ غزل عاشورائی)ب) مجلدات نخل میثم( اثر غلام رضا سازگار)از میان حدود ۸۰۰ غزل بررسی شده، در کنار مباحث زیباشناسی، نباید از این نکات مهم که در ذیل می آید، غفلت ورزید. مسلماً توجه به این مسائل ما را در شناخت دقیق تر و وسیع تر ابعاد شعر هیئت یاری خواهد کرد.۱. وجه غالب آثار مورد بحث، مضمون گرائی ست تا شاعرانگی کلام. بنابراین انگیزه های زیبائی آفرینی در بسیاری از آن ها وجود ندارد یا این که هدف اصلی شاعر به شمار نمی¬رود. زبان شعر در نمونه های بسیاری، هویتی معمولی دارد و بیشتر ابزار گزارش دهی و خبررسانی ست تا آفرینش. ۲. محور احساس در شعر، در مواردی خود شاعر است نه عواطف عموم مخاطبان؛ به عبارت دیگر برخی استنباطات و تحلیلهای قابل تأمل در قالب احساسات مشترک میان شاعر و مداح، بر عموم مردم تحمیل می شود.۳. دیده شدن و خوانده شدن شعر توسط مداح، نوعی هدف و غایت شعری ترسیم شده است!۴. نوگرایی و هنجارشکنی منطقی متناسب با تعریف شعر، در شعر هیئت چندان نمود ندارد و معمولاً این نوع رفتار خلاقانه مربوط به شاعرانی است که از سوی برخی مداحان، به عنوان شاعر هیئت به شمار نمی روند! و این نوع اشعار حداکثر در قالب دکلمه خوانی شاعر، فرصت ظهور و بروز می یابند.با توجه به نکته بالا می توان حدس زد که پدیده دو زبانگی – اگر تعبیر کامل و درستی باشد- در شعر ولایی در حال ظهور است و شاعر دو نوع شعر با دو زبان متفاوت می سراید: یکی زبان خلاقانه ویژه همایش ها و محافل خاص شعر ولائی، و دیگری شعری با زبان ساده و معمولی ویژه مراسم هیئت؛ شعری که آن را در برخی مواقع حتی جدی و ماندگار نمی انگارد! ۵. برخی مسائل شعر هیئت که باید بر آن تأمل جدی داشت، عبارت است از:- گرایش به منطق گفتار- سهل گیری در زبان شعر که البته هیچ سنخیتی با زبان «سهل ممتنع» ندارد- ناهنجاری و زیر پا گذاشتن قواعد ادبی در برخی نمونه ها به جای هنجارآفرینی- ضعف تألیف به معنی وسیع آن با بسامد فراوان در برخی آثار - عدم انسجام هنری و تناسب میان اجزای شعر در بسیاری از آثار، به گونه ای که بسختی می توان شعری منسجم و نظام مند در میان آثار یافت! ۶. با توجه به گرایش شاعران هیئت به زبان ساده و روان، به نظر می رسد باید زبانی پایه و شاخص برای شعر هیئت معرفی کرد تا شاعران بتوانند شعر خود را با آن عیار بسنجند. بی¬تردید این زبان معیار همان «سهل ممتنع» است که زمینه طرح آن را باید در عرصه شعر هیئت فراهم ساخت و نباید آن را بعیدالعهد و صرفاً در دسترس سعدی و ایرج میرزا دانست! اشارت چهارم علمای بلاغت در عصر کنونی، عناصر زیبائی آفرین شعری را به چند دسته تقسیم کرده اند می توان در مجموع این عناصر را برشمرد:۱. تناسب و توازن میان اجزای شعر۲. بزرگ نمائی۳. تداعی معانی۴. استدلالات شاعرانه۵. کشف های هنری۶. هنجارگریزی و غافل گیری۷. تکرار هدفمند( بیان موسیقایی)از آنجا که زبان شعر هیئت ویژگی های خاص خود را دارد از جمله این که بشدت به زبان ساده مردم وابسته است و از سوی دیگر شعر باید در هیئت، به شکل خطابی اجرا شود، دو عنصر زبان و موسیقی در کنار دیگر عناصر برجستگی خاص دارد و نباید مغفول بماند؛ بنابراین با اتکا به تقسیم بندی ۷گانه بالا می توان ۵ نوع « شاخص بیانی» را در زیبا شناسی شعر هیئت در نظر گرفت و آن را تحلیل نمود:۱. بیان موسیقایی۲. بیان هنری و نظام مند(تداعی گر، کنایی، تجسمی، و...)۳. بیان استدلال گرا و تحلیلی ( مضمون محور)۴. بیان نوگرا و خلاق۵. بیان ساده و مردمی( سهل ممتنع) این نوشته با تکیه بر همین مبانی و با ذکر شاهد مثال هایی، برخی عناصر زیبائی آفرین در شعر هیئت را بر می شمارد؛ امید است که مقبول طبع و نظر صاحب نظران افتد. ۱. بیان موسیقاییشامل دو وجه است: - توجه به ظرایف خاص زبانی و موسیقایی به گونه ای که رعایت تناسب میان آن، قابلیت شعر را برای اجرا دوچندان کند. نکته¬ای که به « خوش¬خوانی و خوش¬لهجگی» تعبیر شده و از ویژگی های خاص شعر حافظ است . بسیاری از اشعار ولایی با همین قید خوش¬آوائی و خوش¬خوانی از یکدیگر متمایز می شوند.- استفاده از عناصر موسیقی آفرین که بر مبنای اصل «تکرار» شکل¬ها و فرم¬های متفاوتی به اثر می بخشد؛ از جمله:- واج¬آرائی( تکرار واج)- رعایت اشتراک حروف (جناس، تضمین مزدوج، و...)- تناظر موسیقائی( موازنه، ترصیع)هم آه تو گشته بود بی پاسخهم درد تو گشته بود بی درمان ( غلام¬رضا سازگار/ نخل میثم۲/ ص ۳۳۰ )و:یا خیز و پیش من به نماز دگر بایستیا لب گشای بهر اذان در مقابلم (علی انسانی / جرس فریاد می دارد ص؟/ دل سنگ آب شد ص ۲۶۱)- تکرار واژهدستت شکسته باد که دندان او شکستای سنگ¬دل تو سنگ به درج گهر مزنمن دست بر سر و تو به سر چوب می¬زنیبر نخل آرزوی جهانی تبر مزن (علی انسانی /جرس فریاد می دارد ص۸۹۱/ دل سنگ آب شد ص ۳۷۵)آن مشک تیر خورده به دندان چنان گرفتانگار نیست زخمی و انگار هست دستاز رود و چشمه ناله روان شد که آب آب!از سنگ و صخره ناله برآمد که دست، دست! (محمدسعید میرزائی/جرس فریاد می دارد، ص۴۳۳ )- تکرار مصراع- تکرار بیتباران بی شکیب غم از دیده تَرَش تصویر مرده ای است جهان در برابرش گاهی دلش مدینه و گاهی ست کربلایک چشم اشک و کاسه خون چشم دیگرش وقت غروب جمعه رسیده ست و داغ دار فانوس اشکِ روشنش و یاد مادرش با خود مرور می کند از کوفه تا فدکاز خانه ای که شعله گرفتند بر درش پشتِ درِ شکسته و میخ و... تنی کبودداغی فراهم از گل زیبای پرپرش با خود مرور می کند و بغض پشت بغض وا می شود به شِکوه لبان معطرش خورشید بی غروب جهان را که دیده ست خاشاک و سنگ و چوب بریزند بر سرشخورشید بی غروب جهان را که دیده ستبا تازیانه سرخ شود روی دخترش خورشید بی غروب جهان را که دیده ست غارت برند خیمه و انگشت و خنجرش پامال اسب ها بشود تشنه و غریب یا قطعه قطعه پرچم نی ها شود سرش ... خورشید در غروب فرو رفت و خیمه ای می سوخت همچنان که «نی» و سوزِ دلبرش (مریم سقلاطونی / غزل مرثیه/۱۳۸۵/ ص۷۳ ) در این شعر تکرار یک عبارت (با خود مرور می کند و...) و نیز یک مصراع( خورشید بی غروب جهان را که دیده ست ) کاملاً هدف¬مند و همراه با دلالت هنری است.با دریغ باید گفت، در شعر شاعران جوان و هیئتی¬سرا به این عنصر مهم و تأثیرگذار چندان توجه نمی¬شود و نمونه های درخشان و قابل توجه از این شگرد بیانی وجود ندارد.۲. بیان هنری و نظام مند ( تداعی گر، کنایی، تجسمی، و...) در این نوع بیان، چند هدف دنبال می¬شود:- بیان غیر مستقیم و فاصله گرفتن از منطق نظم و نثر- بازسازی هنری وقایع با چاشنی احساس شعری- لایه دار کردن شعر به گونه ای که طبایع و سلایق گوناگون شعری را اقناع کند.- ماندگار کردن مضمون و موضوع - رعایت تناسب میان اجزای شعر ( نوع زبان، نوع موسیقی عروضی و تناسب میان شگردهای بیانی که با منطق دلالت هنری به کار رفته-اند.) - ایجاد التذاذ هنری با رعایت انسجام میان اجزای شعردر این بخش به نمونه هایی از شگردهای بیانی -که به بیان هنری منجر شده - اشاره می¬شود:الف) پیوند عینیت و ذهنیتدر این نوع شیوه بیان، شاعر با هنرمندی تمام دو حقیقت را در برابر چشم مخاطب ترسیم می کند یکی عینیت و واقعیت که همه آن را می بینند و دیگری تصویری ذهنی که کشف شاعرانه اوست پیوند میان این دو (عینیت و ذهنیت) با بهره گیری از اصل تداعی( مشابهت و مجاورت) باعث زیبائی شعر می شود:تو ماه علقمه نزدیک آبها که شدیتمام علقمه پا شد به احترام شما ( لطیفیان / جرس فریاد می دارد / ص ۴۲۱ ) در این بیت دو اشاره وجود دارد: یکی اشاره به تأثیر ماه بر دریا و مد آب (عینیت) و دیگری اشاره به حضور حضرت ابوالفضل العباس(ع) کنار علقمه( بازسازی تاریخی با تکیه بر تلمیح و حسن تعلیل)ب) بیان تجسمی( بازسازی هنری وقایع)در این نوع هنری، با عناصر وصف و تصویر( تشبیه و استعاره های محسوس، قیدها، حواس پنج¬گانه، افعال حرکتی، و...) شعر پردازشی هنری می یابد به گونه ای که اجزای شعر در ذهن مخاطب برجسته می شوند، جان می گیرند و حرکت دارند. در شعر زیر، شاعر برای فرات، صورتی درهم کشیده تصور می کند و تجسم می کند که سنگی صورت آئینه را می شکند: روی فرات ، صورت در هم کشیده شدتا موج های اشک به چشم تو حلقه بستآیینه ای برای تماشا گذاشتمسنگی رسید و صورت آیینه را شکستدستی نمانده بود که مشکی زنم به آبحالا به جای مشک بنوش از لب دو دست (جعفری / غزل مرثیه ۸۶ / ص ۶۴)یا:این لاله ای که بر سر مویش گره زدندسوغات کوفه است به جای گل سر است ( لطیفیان / جرس فریاد می دارد / ص ۹۰۶ )و:در دست چارچوب خرابه اسیر بودبا بوسه پرید و به هم ریخت قاب را ج) بیان وصفی (گزارشی با درون مایه شاعرانه) در این نوع بیان، عناصر وصف (قیدها، حواس پنج¬گانه، افعال حرکتی) پشتوانه روایت در شعرند. در این شعر، فضای کربلا و حالات امام حسین(ع) هنگام ورود به کربلا وصف می شود: دست بر سر و بر یال ذوالجناح می کشد، آهسته زیر لب باخودش سخن می گوید، باران تیر می آید، بر دوش باد پیراهنی رهاست، و...پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست؟ این سرزمین غم زده در چشمم آشناست این سرزمین که بوی نی و نیزه می دهد این سرزمین تشنه که آبستن بلاست گفتند: عقر بابل و طف ... شاطی الفرات گفتند: قاضریه و گفتند: نی نواست دستی کشید بر سر و بر یال ذوالجناح آهسته زیر لب به خودش گفت: کربلاست! طوفان وزید از وسط دشت ناگهان افتاد پرده، دید سرش روی نیزه هاست زخمی تر از مسیح در آن روشنای خون روی صلیب دید سر از پیکرش جداست طوفان وزید ... قافله را برد با خودش شمشیر بود و حنجره و ... دید در مناست باران تیر بود که می آمد از کمان بر دوش باد دید که پیراهنش رهاست افتاد پرده ... دید به تاراج آمده ست مردی که فکر غارت انگشتر و عباست برگشت اسب ... از لب گودال قتلگاه افتاد پرده ... دید که در آسمان عزاست ( سقلاطونی/ غزل مرثیه ۸۵ / ص ۳۱)د) بیان کناییاصل مهم در شعر بیان غیر مستقیم است و کاربرد عناصر علم «بیان» یعنی: تشبیه، استعاره، مجاز و کنایه راه های مناسب برای رسیدن به این هدف است.پیش تر اشاره شد که از مهم ترین عناصر شعر هیئت، تأثیر فراوان زبان مردمی بر آن است؛ این نکته همچون شمشیری دو لب است که می تواند باعث حیات یا ممات این نوع ادبی گردد!شاعرانی که تربیت یافته مکاتب و انجمن های ادبی اند در بهره گیری از عناصر زبانی عامیانه، اصول شعریت، ذوق هنری و سلامت زبان را مبنای کار خود قرار می دهند تا زبان شعرشان به ورطه سخافت و عوامانگی فرو نیفتد بی توجهی به این مبانی ، حاصلی جز سطحی نگری و لاجرم روزمرگی نخواهد داشت.متأسفانه آنچه شعر هیئت را تهدید می کند همین نکته است؛ کم تجربگی بسیاری از شاعران، انجمن گریزی، عدم توجه به ظرایف زبانی شعر عامیانه، تشویق های یکسویه و بی هدف و عواملی از این دست، این نوع شعر مردمی را در معرض آسیب های جدی و لغزش گاه های زبانی بی شماری قرار داده است. هرچند موضوع این نوشته، آسیب شناسی زبان شعر هیئت نیست، اما به اقتضای بحث به موارد و مصادیقی اشاره خواهد شد.۱. کاربرد کنایات مردمیبهره گیری از کنایاتی که در زبان مردم ساری و جاری است، در ادب پارسی پیشینه فراوانی دارد در شعر هیئت نیز به فرهنگ توده های مردم توجه می شود.کنایاتی چون: آتش زدن، لگد زدن به بخت، پشت سر کسی حرف زدن، آب رفتن، لک زدن دل، و... از نمونه هایی است که در اشعار زیر نمود یافته است:این اشک ها به پای شما آتشم زدندشکرخدا برای شما آتشم زدند من جبرییل سوخته بالم، نگاه کن!معراج چشم های شما آتشم زدندسر تا به پا خلیل گلستان نشین شدمهر جا که در عزای شما آتشم زدنداز آن طرف مدینه و هیزم، ازاین طرفبا داغ کربلای شما آتشم زدند ( برقعی / غزل مرثیه ۸۶/ ص ۲۲)و:به بخت نازک پیغمبرش لگد میزد کسی که پشت سرم حرفهای بد میزددلش نسوخت برایم کسی نکرد کمک اگر که خسته نمی شد الی الابد میزد (جعفری / غزل مرثیه فاطمی ۸۶ / ص ۱۷)و:لباس های کوچکش دگر به او نمی خوردکه ثانیه به ثانیه چو شمع آب می رود ( عرب خالقی / غزل مرثیه ۸۵ / ص ۳۶)و:لک زد دلم برای عمو گفتنت بگو لک زد دلم چرا چه شده بی صدا شدی (لطفی / غزل مرثیه ۸۵ /ص ۵۱ )و:راستی هست به یادت دم چادر گفتیدختر من به تو چادر چقدر می آید( سهرابی / غزل مرثیه ۸۶/ ص ۳۶)این نوع بیان آن گاه که از صافی ذوق شاعرانه عبور نکند و صرفاً برگرفته از زبان مردم باشد، به ورطه عوامانگی و سطحی فرو می افتد:از خاک چشمانش گیاه هرز روئیدای خاک عالم بر سرت(!) ای شهر ولگرد( عیوضی/ غزل مرثیه ۸۶/ ص ۳۱)۲. مرثیه کناییاز آنجا که بخش مهمی از برنامه هیئت به مراثی اهل بیت(ع) اختصاص می یابد، لاجرم شعر هیئت نیز وارد این حوزه می شود و در رثای ایشان شور می آفریند و شعور و اندیشه مخاطب را برمی انگیزد.حال، نکته مهم و قابل طرح این که، حد مرثیه پردازی در شعر تا کجاست؟ واضح است که شاعر باید اصول شعر ولائی( ذوق سلیم، هدف مندی و ارائه پیام، سلامت و دلنشینی زبان و...) را هم چنان اصل بداند و هنر شعر را فدای اقتضائات هیئت یا سلیقه افراد خاص نکند و مرثیه را از صافی های یادشده عبور داده، در هیئتی از شاعرانگی و فخامت، مرثیه را ارائه کند.با دریغ و اسف فراوان باید گفت در برخی از مراثی این اصول رعایت نمی شود و ارزش و عیار شعر برحسب میزان صراحت در وروایت و وصف مراثی و نیز جان سوز بودن آن سنجیده می شود!با اطمینان خاطر باید گفت بهترین و والاترین مراثی، نوع کنایی آن است؛ در این حالت است که:- اصل بیان غیر مستقیم و زیبائی بیان رعایت می شود- تداعی مراثی نسبت به روایت صرف، اثرگذاری بیش تری دارد.- به شعور و اندیشه مخاطب توجه شده، درک حقایق مراثی به عهده او گذاشته می شود- پیام و روح جاری در مراثی، در لایه های درونی شعر به مخاطب انتقال می یابد.- ماندگاری شعر و مصون سازی از عیوبی چون روزمرگی و تکرار را برای شعر تضمین می کند. و...در سرخی غروب نشسته سپیده اتجان بر لبم زعمر به پایان رسیده اتآخر دل عموی تو را پاره پاره کردآوای ناله های بریده بریده اتدر بین این غبار به سوی تو آمدماز روی رد خون به صحرا چکیده اتپا می کشی به خاک ... تنت درد می کندآتش گرفته جان من داغدیده اتخون گریه می کنند چرا نعل اسبهاسخت است روضه ی تن در خون تپیده اتبر بیت بیت پیکر تو خیره مانده امآه ای غزل چگونه ببینم قصیده اتباید که می شکفت گل زخم بر تنتاز بس خدا شبیه حسن آفریده ات ( شرافت / غزل مرثیه ۸۶ / ص ۴۸)و:تیری رسید حنجرت آتش گرفت و بعداز آتش گلوی تو قلبم کباب شد(جوادی / غزل مرثیه ۸۹ / ص ۵۲)و:بیا که سر بگذارم بروی شانه توببین که موی رقیه چگونه شانه شده( جوادی اگر کشتند چرا.../ ص ۱۵۸)و:قاری من چرا نمی خوانیچه به روز لب تو آوردند؟ ( لطیفیان/ اگر کشتند چرا.../ ص ۱۸۷)ذ) بیان طنز و تعریضشاید طرح بحث « طنز» در حوزه شعر هیئت را برخی برنتابند؛ شاید حق هم با ایشان باشد چراکه در نگاه اول آنچه در باره طنزدر اذهان عموم مردم بروز می نماید، «خنده » است که با شعر هیئت تناسبی ندارد. اما طنز در حقیقت، بیانی تعریضی است که با هدف اصلاح و رفع لغزش ها ارائه می شود و قرار نیست همواره خنده و حتی لبخند به همراه داشته باشد! با مرور اشعار شاعران ولائی سرا براحتی درمی یابیم که گرایش به بیان تعریضی -که منجر به نوعی طنز سیاه می شود- در اشعار بویژه در مراثی چندان بروز یافته که غیر قابل انکار است.در هریک از نمونه های زیر حداقل یک نمونه خروج از هنجار شعر هیئت و ارائه بیان غیرمعمول وجود دارد و مرکزثقل این نوع بیان گرایش به تعریض است که طنز را رقم زده است:دیرِ ترسا و سَرِ سبط رسول مدنیآه اگر طعنه به قرآن زند انجیل و زبور ( نیر تبریزی/ جرس فریاد می دارد/ ص۸۶۸)و:چه میزبان رئوفی که سیلی آورده ست!مرا هراس ز سوغات این سفر کافی ست (اکبرزاده/ غزل مرثیه۸۷/ ص۳۵)و:خوابید اگر امشب گرسنه دخترت غم نیستفردا به طعم تازیانه، سیر خواهد شد (عرب خالقی/ غزل مرثیه۸۷/ ص۶۳)و:گرفتم در میان کوچه پاداش رسالت راچه پاداش گرانقدری چه بازو بند نیکوئی ( سازگار/ نخل میثم ۲/ ص ۲۰۵)و: کرم حاکم کوفه است که فرزند علی‏تیر باید ببرد سهم، ز بیت المالش! (زمانی/ / غزل مرثیه۸۵/ ص۶۷)ر) بیان استعاریدر این نوع بیان، دو نکته قابل توجه است: - کاربرد استعاره های تازه و پرفروغ- تناسب میان استعاره و مضمون - پرهیز از تکلف شعری و رعایت زلالی زباندر شعر زیر می توان تمام عناصر یادشده را به وضوح مشاهده کرد. شعر با فضائی استعاری سروده شده است. مرکز ثقل این نوع بیان، ردیف شعر است. استعاره های دیگری چون: دشت، آسمان، گلوی زخمی زنگوله ها، کهکشان دیگر استعاره های این شعرند که فضای استعاری آمیخته به تلمیح را ترسیم کرده اند. دشت می بلعید کم کم پیکر خورشید رابرفراز نیزه می دیدم سر خورشید راآسمان گو تا بشوید با گلاب اشکهاگیسوان خفته در خاکستر خورشید راچشمهای خفته در خون شفق را واکنیدتا ببیند کهکشان پرپر خورشید رابوریایی نیست در این دشت تا پنهان کندپیکر از بوریا عریان تر خورشید رانیمی از خورشید در سیلاب خون افتاده بودکاروان می برد نیم دیگر خورشید راکاروان بود وگلوی زخمی زنگوله هاساربان دزدیده بود انگشتر خورشید راآه اشتر ها چه غمگین وپریشان می روندبر فراز نیزه می بینم سر خورشید را ( بیابانکی/ جرس فریاد می دارد/ص ۷۸۳)دیگر نمونه ها:کودک میان خیمه دلش بیقرار آبامّا به دست دشمن سرکش مهار آبچندین بنفشه بین حرم رو به قبله، حیفبی سر میان معرکه خفته سوار آبچشمان دخترک به سوی نهر علقمه استیعنی که می کشد به خدا انتظار آب (جوادی / غزل مرثیه ۸۴/ ص ۸۵)و:وقتش رسیده است که پر در بیاوریاز راز خنده ی همه سر در بیاوریوقتش رسیده است که با روضه های آباشکی ز چشم جند نفر در بیاوریوقتش رسیده است که موسی شوی و بازاز نیل تا فرات، جگر در بیاوری خود را به روی تیغ کشاندی که جنگلیاز زیر دستهای تبر در بیاوری( جعفری / غزل مرثیه ۷۶/ ص ۸۷)و:روی فرات ، صورت در هم کشیده شدتا موج های اشک به چشم تو حلقه بستآیینه ای برای تماشا گذاشتمسنگی رسید و صورت آیینه را شکستدستی نمانده بود که مشکی زنم به آبحالا به جای مشک بنوش از لب دو دست (جعفری / غزل مرثیه ۸۶ / ص ۶۴)و این نمونه که بیت اول آن در فضای شعر ولائی¬ست و چندان متناسب با فضای شعر هیئت نیست:ابیات مجروح غزل هایش زیادنداما سه بیتش داغدار استعارهخواب سر خورشید را می دید دیشبتعبیر شد امروز تشتی پر ستاره (عیوضی / غزل مرثیه ۸۵ / ص ۴۰)ز) بیان مشابهت (تشبیه)در تشبیه نیز انتظار می رود شاعر هیئت، به نوگرائی توجه کرده برای رسیدن به بیان هنری به کشف فضاهای نو در قالب تشبیه روی آورد. در بیت زیر تلاش شاعر برای رسیدن به زوایای تازه و طرح آن در قالب تشبیه مشهود است:حله ام احرام خون تلبیه ام زمزمهزمزم من تشنگی کعبه من علقمهو در بیت دوم این شعر – خلاف بیت اول که تشبیه و استعاره ای بی فروغ به کار رفته است- تشبیهی نو آفریده شده است.آن شب سپهر ديده او پر پر ستاره بودداغ نهفته در جگرش بي شماره بود در قاب خون گرفته چشمان خسته اشعكس سر بريده و يك حلق پاره بود (متولی/ غزل مرثیه ۸۴ / ص ۶۸)و:من را ببخش نام تو را داد می زنم‏قصدم نبود بشکند این جا حریم هااما تنم به زیر سم اسب نخ نماست‏مانند فرش های قدیمی، گلیم ها (زمانی / غزل مرثیه ۸۷ / ص ۴۵)و:بس که زخم از چار سو بنشسته بر زخم تنم پیرهن مانند تن، تن گشته چون پیراهنمای عمو باز آو، بر من یک مبارک باد گوکز حنای سرخ خون گردیده گلگون دامنم ( سازگار/ نخل ۲/ ص ۳۲۰)ژ) بیان حماسیاین نوع بیان دارای ویژگی های زیر است:-در کنار بیان عاطفی، شاعر غیر مستقیم به مدح و معرفی ممدوح می پردازد.-خیزش موسیقایی از راههای حماسی کردن کلام استبهره گیری از آرکائیسم در محور های جانشینی و هم نشینی زبان. جواب رد دادی خاندان مادری ات راکه آشکار کنی غیرت برادری ات راعمو تو باشی و اهل حرم جواب نگیرندفرات منتظر است اقتدار حیدری ات را ( فرجی/ جرس فریاد می دارد / ص ۴۲۰ )۳. بیان استدلال گرا و تحلیلی (مضمون محور)از محورهای مهم در شعر آئینی، ولائی و هیئت آگاهی بخشی و تحلیل تاریخ است. شاعر هیئت نمی تواند در برابر اتفاقات سکوت اختیار کرده، یا صرفاً روایت¬گر باشد؛ بنابراین به تناسب موضوع و اقتضای حال با تکیه بر ذوق و اندیشه به تحلیل و تبیین موضوع می پردازد. از منظر زیباشناسی می توان نوع نگاه شاعر و شیوه پردازش او در موضوع را سنجید و ارزیابی کرد.آرایه هایی چون: حسن تعلیل، اسلوب معادله، بزرگ نمائی و شگردهای بیانی مثل: مقایسه، زبان حال سازی، استحسان و تحلیل ذوقی، مضمون پردازی، بیان تحلیلی محتوایی و حکمی از جمله مصادیق بیان استدلال گراست که در این بخش به نمونه هایی از آن اشاره می شود: الف) مقایسهدر این شیوه بیان، شباهت ها و تفاوت های دو موضوع بیان و ارزیابی می شود. ایجاد کلنجار ذهنی، تداعی معانی و نهایتاً تحلیل ذهنی، حاصل و نتیجه این نوع بیان است. از آنجا که این شیوه در مرثیه خوانی جایگاه ویژه ای دارد می تواند ملاک مناسبی برای انتخاب شعر هیئت به شمار رود.بر داغدیده شاخه گل هدیه می برندمن جای گل سر تو به دامان گرفته امب) استحسان و بیان تحلیلی ذوقیشاعر با اتکا به عناصر زیر سعی دارد تحلیلی تازه ارائه کند:۱. ذوق شعری ۲. بیان حسی۳. توجه به عناصر زبان عامیانه ومردمی ۴. مضمون سازی و دلیل تراشی های تازه ۵. زبان حال سازی۶. بزرگ نمائیپدرش چیز زیادی که نمی خواست، فرات یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد؟ خوب شد عرش همه نور گلو را برداشت حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد؟ (لک / غزل مرثیه ۸۶ / ص ۵۴)و:اگر که نامه نوشتم بیا پشیمانم میا که کوفه گرفته بهانه ی سر تومیا که نقشه کشیدند مردمان یهود برای بردن خلخال پای دختر تومیا که نیزه فروشان شهر میخوانند دعایرزق به پای گلو و حنجر تومیا که نعره کشان سوی تو روانه شدند برای هلهله پیش علی اکبر تومیا که حرمله دارد سه شعبه میسازد برای بوسه گرفتن زحلق اصغر توعمود آهن و نیزه فراهم آوردندبرای فرق علمدار و چشم حیدر تو (اشتری/ غزل مرثیه ۸۶ / ص ۳۲)از برجسته ترین نمونه های تحلیل ذوقی دلیل تراشی های شاعرانه است که در آرایه حسن تعلیل نمود می یابد:فدک دادم که نامحرم بیندگل رخسار در چادر نهانم (سازگار/ نخل ۲/ ص ۱۹۱)و:مشک هم اشک به بی دستی من می ریزدبی سبب نیست اگر مشک من از آب تهی ست ( شهاب موسوی / جرس فریاد می دارد / ص ۴۳۲ )و:کعبه در سوگ تو می پوشد سیاهتا نشیند در عزای دست تو ( مجاهدی / جرس فریاد می دارد / ص ۴۸۳)و:در لحظه وداع تو ای جاری فراتدارد فرات بر لب حسرت کف اینچنین ( مجاهدی / جرس فریاد می دارد / ص ۶۴۹ )و:می رفت تا كه فاش پدر خوانمت عموسُمّ فرس رسید و دهان مرا گرفت (سهرابی/ غزل مرثیه ۸۷ / ص ۴۶)نکته مهم :یکی از لغزشگاه های غیر قابل اغماض در شعر هیئت، بی گمان همین نوع بیان است زیرا بسیاری از عناصر ۶گانه یاد شده، تعریف مشخصی در ذهن شاعران هیئت ندارد و هرکسی بر حسب تجربه و احساس خود می تواند در شعر خود تعریفی از آن ها ارائه کند این اتفاق متأسفانه اینک در شعر هیئت افتاده است و به جهت وسیع شدن دایره تعریف و جامع و مانع نبودن آن ها بسیاری از مضامین غیرقابل دفاع با توجیه استحسان، زبان حال، و... در شعر برخی شاعران هیئتی سرا بروز یافته است.ج) بیان تحلیلی محتوایی و حکمیدر این نوع بیان، ضمن بهره گیری از عناصر ۶گانه، شاعر در صدد است با تکیه بر معرف دینی و ولائی، نگاهی از سر شعور و معرفت به موضوع داشته باشد و هدف او تعالی اندیشه مخاطب و ارتقای سطح شعر هیئت است.آرایه هایی چون تلمیح و اسلوب معادله زمینه ساز رسیدن به این نوع بیان فاخرند:پشت دروازه مرا فاتحه ای مهمان کنتا بدانند که این کشته خدایی داردهم سرم بی بدن و هم بدنم بی کفن استحالم از قسمت آینده نمایی داردپشت دروازه مرا فاتحه ای مهمان کنتا بدانند که این کشته خدایی داردخانه ی پیرزنی خلوت زاویه منهر که شد وحی به او، غار حرایی داردشب که شد داد زدم کوفه میا کوفه میامرغ حق در دل شب صوت رسایی داردپیکرم تا به زمین خورد صدا کرد حسینشیشه از بام که افتاد صدایی دارد ( جعفری/ جرس فریاد می دارد/ ص۱۹۶)و:چشم گریان به عزای تو به هرکس ندهنداهرمن را شرف داشتن خاتم نیست ( سازگار/ نخل ۲/)۴. بیان نوگرا و خلاقدر این نوع بیان، شاعر و مخاطب به دنبال زاویه دیدهای تازه و کشف های هنری است. تمامی نمونه های زیر از منظر کشف هنری با هم اشتراک دارند. لكنت نداشت من كه زبانم ز كودكیموم عسل چگونه زبان مرا گرفت؟چون كندوی عسل بدنم رخنه رخنه استاین نیش های نیزه توان مرا گرفتگِل شد ز خاكِ سُمِّ فرس، خونِ پیكرمریگ روان همه جریان مرا گرفت (سهرابی/ غزل مرثیه ۸۷ / ص ۴۶)و:نام تو بردم چون طوفان بود آب آرام شود با نامت زره و پیکرت اربا ارباست چه می آید به تو این احرامت(جعفری/ غزل مرثیه ۸۷ / ص ۵۲-۳)و:عطش و آتش از این لب به هم آمیخته است؟‏یا که خورشید دویده است روی تبخالش؟قمر هاشمیان بود که تیراندازان‏چشم خود باز نمودند به استهلالشآه! بی دست چون قرآن به زمین می افتدکم از این سوره دو آیه شده در انزالش (زمانی/ غزل مرثیه ۸۵ / ص ۶۷)پیش تر با اشاره به نمونه هایی از استعاره ها و تشبیهات تازه، این نوع بیان و ضرورت نوگرائی در آن ها بررسی شد؛ اما آنچه باید بدان اشاره شود مبحث هنجارگریزی و رسیدن به فراهنجار است که به آن در شعر هیئت چندان توجه نمی شود البته با توجه به کم تجربگی نسبی بسیاری از شاعران هیئت، درخشش در عرصه هنجارشکنی، توقع و انتظار بجائی نیست. شعر هیئت از آنجا که بشدت به ذهن و زبان مردم وابسته است، نمی تواند عرصه هنجارشکنی های شاعرانه و نوآوری های راهگشا برای آینده شعر باشد.از این جهت، نوگرایی و هنجارستیزی در این نوع شعر ولائی، جریانی آرام دارد و حرکت آن چندان محسوس نیست. برجسته ترین نواوری ها مربوط به حوزه شعر آئینی و ولائی ست یعنی اشعاری که حوزه زبانی و هنری وسیع تری نسبت به شعر هیئت دارد.هنجارشکنیتاریخ شعر ما سرشار از تلاش های خوش فرجام یا نافرجام در عرصه نوآوری و در هم شکستن « طبق معمول ها» و عادت های نخ نماشده زبانی است. طرزی افشار یزدی و نیمایوشیج دو نمونه مثال زدنی در هنجارشکنی و عبور از قواعد روزمره زبانند که یکی نافرجام بوده و دیگری بهنجار و نتیجه بخش.نوآوری وابسته به شناخت شاعر از زبان و توانائی او در انحراف از آن است. در تعریف هنجارگریزی آمده است: « انحراف از قواعد حاکم بر زبان و عدم مطابقت با زبان متعارف » البته در این هنجارگریزی باید شاعر شرایطی را رعایت کند:-به بالندگی زبان کمک کند و راه ها نو و فضاهای تازه در ادبیات ایجاد کند- سودمند و هدف مند باشد- بر اساس قواعد زبان صورت گیرد در این عرصه شاعر می تواند یکی از راه های تجربه شده در عادت زدائی را برگزیند یا حتی راه و شیوه ای نو بیافریند:- هنجارگریزی واژگانی- هنجارگریزی سبکی- هنجارگریزی در ساختار و فرمرهاورد این تجربه های نو در قالب برخی آرایه های ادبی بررسی و معرفی می شود که در این بخش به نمونه هایی از آن اشاره می شود:بیان متناقض‌نما (پارادوکس)شعر زیر سرشار از تجربه های تازه در حوزه زبان و بویژه در هنجارشکنی ست. تلاش شاعر برای ترکیب سازی در این امر ستودنی ست ترکیباتی چون: روح چادری، قرمز کُری، چشم آجری و کوچه وقیح و نیز پارادوکس در این بیت:جزء مطهرات ، یکی خون زخم توستآبی که نام داده امش قرمز کُریکه نشانه خروج از هنجار است.اما با اتکا به آنچه گفته شد ( وابستگی شعر هیئت به زبان ساده مردمی و سادگی آن) نمی توان شعر زیر را شعر هیئت نامید:داری چه زود می روی ای روح چادریاز دست نانجیب و ضخیم که دلخوری؟این مخمل کبودی یکدست کار کیست؟هرگز ندیده ایم کبودی به این پُری!جزء مطهرات ، یکی خون زخم توستآبی که نام داده امش قرمز کُریبا احتیاط رد شواز این کوچه ی وقیحدارد نگاه میکندت چشم آجریامشب مگر که شام زفاف مزارتوست؟داری کفن برای عروسیت میبُریقیچی نزن به پارچه اندازه ی تو نیستباید به قد عرش بدوزند چادری (جعفری / غزل مرثیه فاطمی ۸۶ / ص ۱۸)حذف‌های هدف‌مند و غافلگیرانهدر شعر زیر نیز نشانه های خروج از هنجار کلام شعر فاخر و رسیدن به هنجار زبان صمیمی و مردمی وجود دارد. لازم به ذکر است صمیمی سرایی نمی تواند هنجارگریزی به شمار رود اما آن گاه که شاعر با بهره گیری از قانون قاعده افزایی، نشانه های زبان مردمی را در شعر پررنگ کند می توان گفت به فراهنجار رسیده است. -دیگر به جان عمه ام حرف سفر، نه- خیلی شبیه مادرت هستم، مگر نه؟!- یک چیزها یی مانده اما آنقدر نه (لطیفیان/ غزل مرثیه ۸۶ / ص ۳۴)نکته دیگر از مصادیق هنجارگریزی ، بهره گیری از حذف های معمول در اوایل و حذف های غیر معمول در پایان شعر از نمونه های خاص هنجارگریزی شاعر در این شعر است. میل پریدن هست اما بال و پر، نههر آن چه می خواهی بگو اما بپر، نهحالا که بعد از چند روزی پپش ماییدیگر به جان عمه ام حرف سفر، نهیا نه اگر میل سفر داری، دوبارهباشد برو اما بدون همسفر، نهبا این کبودی های زیر چشم هایمخیلی شبیه مادرت هستم، مگر نه؟!از گیسوان خاکیم تا که ببافییک چیزها یی مانده اما آنقدر نه‏ ‏امروز دیدم لرزه های خواهرم رادر مجلسی که داد می زد: (ای پدر نه)تو وقت داری خیزران ها را ببوسیاما برای این لب خونین جگر نه؟!ای میهمان تازه برگشته چه بد شدتو آمدی و شامیان خوابند ورنه... (لطیفیان/ غزل مرثیه ۸۶ / ص ۳۴)نمونه دیگر از کاربرد زبان مردمی که هنجار تازه ای در شعر آفریده است:آب در خیمه ها نه تنها نیستبلکه حتی سراب خشکیدهزخم بر سینه مادری می گفت:شیرخوارم بخواب! خشکیده...و:حلق و تیر سه شعبه یعنی چه؟!با سؤالی، جواب خشکیده!برود خیمه یا که برگردد؟!بین این انتخاب خشکیدهحتم دارم که صحنه را دیدهاین چنین که رباب، خشکیده... (رستمی/ غزل مرثیه ۸۷ / ص۴۹س)و:با آن که در ره است خطرها و بیم هاسخت است بگذرم ز عسل ها، شمیم ها‏اصلأ درست نیست بمانم در این قفس‏در فصل سرخ پر زدن یا کریم هایا اذن رفتنم بده یا جان من بگیر‏تلخ است حرف «نه» ز دهان کریم ها‏از آن چه قاسم تو به بازوش بسته است‏افتاده ای به یاد مدینه، قدیم ها... (زمانی/ غزل مرثیه ۸۷ / ص ۴۵)نمونه دیگر حذف که با غافلگیری همراه است:قامت کمان کند که دوتا تیر آخرشیک دم سپر شوند برای برادرشخون عقاب در جگر شیرشان پر استاز نسل جعفرند و علی این دو لشکرش...چون تکیه گاه اهل حرم بود و کوه صبرچشمش گدازه ریخت ولی زیر معجرشزینب به پیشواز شهیدان خود نرفتتا که خدا نکرده مبادا برادرش... ( برقعی / غزل مرثیه ۸۶/ ص ۴۵)و:می گوید از شکستن سرو تناورشاین شیرزن که مثل پدر، مثل مادرش.این زن درست مثل پدر حرف می زندمیراث مادر است دلِ داغ پرورش!می گوید از سپید و سیاهی که دیده استاز قتل عام چلچله ها در برابرش...شمشیر از نیام دهان می کشد، ببیناین شیرزن که مثل پدر، مثل مادرش.... ( مستشار نظامی / غزل مرثیه ۸۶/ ص ۹۵)و:این که بر سینه ی خود داغ برادر دارد نتواند که سر از سینه ی تو برداردمی کشی پا به زمین و کمرم می شکنی کمی آرام که در پای تو مادر دارد…چه شده با سرت از ضربه ی سنگین عمود بین ابروی تو سخت است ترک بردارد ( لطفی/ غزل مرثیه ۸۷/ ص ۵۷)مدرج و پیوند دو مصراعاین نوع بیان را می توان بازی زبانی و فرم گرایی دانست که چندان شایسته شعر هیئت نیست و تناسبی نیز با زبان و موسیقی شعر هیئت ندارد؛ هرچند این نوع تجربه ها نهایتاً به نوآوری در ساختار شعر ولائی کمک کند.هم بازیانم نیستند، امشب کنار بسترمقاسم، عمو عبّاس، عبدالله، داداش اکبرمیادت می آید من چقدر آسوده می خوابیدم آن--شبها که می خندید در گهواره ی خود اصغرم؟امشب ولی بدخوابم و هی خواب می بینم چهل--اسب بزرگ سرخ مو رد می شوند از پیکرم (پانته آ صفايي/ غزل مرثیه ۸۶/ ص ۳۵)و:فهمیده اند جاذبه ی توست علّتنشکستن غرور زمین از شهابها ( لک/ غزل مرثیه ۸۶/ ص ۷۲)کاربرد ردیف قافیه غیر معمولاز دیگر شگردهای خروج از هنجار، تغییر در فرم موسیقایی بویژه در قافیه و ردیف شعر است. در شعر زیر به ضرورت شعر و با هدف فرم گرایی و هنجارگریزی، حرف الحاقی قافیه تغییر یافته است:جهان را غرق اقیانوس خواهد کرد لبخندت زمانی که بیاید از دیاری دور فرزندتدرختت ریشه در افلاک ،نامت سبز ،برگت سبزخدا با شاخه های سبز طوبی دادپیوندت به شاخ و برگتان بارنگ وبوی عشق برکت داد بشارت داد دنیا را به فرزندان دلبندتبشارت داد دنیا را به آن روزی که می آید کسی که نام پاکت حک شده بر روی سر بندشکسی که چون مزار پاک تو پیدای پنهان استکس که محنت آسمان ومحنت دریا آرزومندشمی آید از دیاری دور مرد آب و آیینه جهان را غرق در خورشید خواهد کرد لبخندت( مستشار نظامی / غزل مرثیه فاطمی۸۶/ ص ۳۰) آشنازدایی در کاربرد واژه‌هاشاعر در آشنازدایی سعی دارد روابط معمول میان واژه ها را کنار بگذارد و چینشی تازه در میان آن ها پدید آورد در شعر زیر « حی علی العزاء» نمونه ای از این آشنازدایی است.از عرش، از میان حسینیه ی خداآمد صدای ناله ی حی علی العزاء (رحمان نوازنی / غزل مرثیه ۴۶/ ص ۳۸)و این نمونه که قافیه های غیر معمول و غافلگیرانه ای دارد: چقدر آرد نشسته است روی دامانتفدای گردش دستاس آسیابانت از آن زمان که تو را از بهشت آوردندنشسته اند ملایک سَرِ خیابانت همیشه فصل بهاری - همیشه سر سبزیاگر چه پر شده از برگ زرد گلدانت (علی اکبر لطیفیان/ غزل مرثیه ۴۶/ ص ۴۶)هنجارشکنی در دستور زبان-جمع بستن غیر معمولای دست تو تلاطم امواج آبهاای سایه ات نبود همه اضطرابهامشک پر آب بر سر دستت گرفته ایدر انتظار آمدن تو رباب ها ( لک/ غزل مرثیه ۸۶/ ص ۷۲)کاربرد صفات سنجشی غیرمعمولای چشمت از تمام غزلها قصیده ترزیبایی ات به دست خدا آفریده تر گلبرگهای هست ترا با چه دقتیآورده اند ... تا که شدی برگزیده تر عقل کسی به قله فهم ات نمی رسدیعنی تویی برای همه قد کشیده تر در آسمان ذات خدا ذوب می شویدر اوج ، اوج بال و پر تو پریده تر پیشانی بلند تو آیات بی نظیرچشمانت از طلوع سحرها سپیده تر*** در پای زخم های تو از پا شکسته امای از همه بریده بریده بریده تر ( لک/ غزل مرثیه ۸۶/ ص ۶۰)و:بعد از سه روز پيكر سرخش،كفن نداشتيوسف ترين شهيد خدا، پيراهن نداشت( یوسف رحیمی/ غزل مرثیه ۸۶/ ص ۸۶) و این نمونه که در محور هم نشینی آن، هنجار جدیدی به وجود آمده است: در خیمه آب نیست، و گهواره تشنه استآن رود روسیاه، کجا موج می زند؟ وقتی که ساقی حرم از دست رفته استدیگر فرات ِ آب چرا موج می زند؟ می خواهد اشک طفل تو را در بیاورد؟این گونه با صدای رها موج می زند(سید محمد جواد شرافت/ غزل مرثیه ۸۴/ ص ۸۴۲) با مرور نمونه های بالا می توان گفت بسیاری از نمونه های هنجارشکنانه در حوزه شعر ولائی ست و زمینه اجرا در هیئت را نمی یابد زیرا از سطح دریافت عموم مردم فراتر است و در بخش بعدی این نوشته بیان خواهد شد که زبان شعر هیئت به زلالی زبان و سادگی بیشتر گرایش دارد تا کشف های خاص زبانی، که آن را از دسترس فهم مردم دور می سازد. ۵. بیان ساده و مردمی(سهل ممتنع)پیش تر بیان شد زبان شعر هیئت وابستگی فراوانی به زبان توده مردم دارد و بهره های فراوانی از فرهنگ عامیانه( کنایات، لحن و ...) گرفته است. بنابراین در بررسی شعر هیئت باید سهم ویژه ای برای این شیوه بیان در نظر گرفت از سوی دیگر نقش شاعر به عنوان حافظ زبان و ارتقادهنده آن ایجاب می کند که وی ضمن بهره گیری از زبان مردمی، شاعرانگی و استواری زبان را نیز مد نظر داشته باشد؛ اینجاست که توجه به زبان و شیوه بیان سهل ممتنع ضرورت می یابد و به نظر می رسد زیباشناسی شعر هیئت از این منظر بررسی شود. هرچند پایان بخش این بحث، این شیوه بیان قرار گرفت اما به نظر می رسد از این پس، باید مبنای بحث زیباشناسی شعر هیئت قرار گیرد. بیان سهل ممتنعدر کتب بلاغي قديم، شرايط و نشانه هايي براي آن ذکر کرده اند، از جمله:رقيق مثل آب روان: ساده و روان باشدخُلوّ از تعقيد ( بي تکلّفي): خالی از تکلف باشد؛ یعنی پیچیدگی شعری ودر اصطلاح علمی یعنی اینکه ابهام عارضی نداشته باشد.سهولت و آساني الفاظ در کنار متانت: وقار و متانت داشته باشد؛ یعنی در کنار سادگی، فاخر باشد. سخیف نباشد.وقوع هر کلمه در جاي خود ( بِه گزيني): مناسب ترین کلمه در مناسب ترین جای قرار بگیرد.خالي از صنعت و آرايه هاي ادبي، اما بغايت دلپذير و دلنشين: آرایه های ادبی به صورت تصنعی بکار نرفته باشد. آساني ترکيب لفظ و معني براي مخاطب : لفظ و معنا واحد مثل تار وپود قالی باشند. نباید لفظ و معنا از هم تفکیک شوند. یکی از بزرگترین عیب¬های سبک هندی غلبه لفظ بر معنا است.انسجام در کاربرد الفاظ: واژه ها بطور یکدست و منسجم در کنار یکدیگر قرار بگیرند. مثل ارتباط دانه ها با نخ تسبیح که در اصطلاح هنر "هارمونی" گفته می شود.ممتنع و دست نايافتني ( مثل آن گفتن نتوان!): در کنار همان سادگی، بافت زبانی مخصوصی داشته باشد.در اين شيوه بيان، اکثراً سعدي شاعر قرن هفتم را سرآمد شاعران مي دانند. نمونه اي از بيان سهل ممتنع از سعدي:آخر نگهي به سوي ما کن دردي به تفقّدي دوا کنبسيار خلاف وعده کردي آخر به غلط يکي وفا کن! به بیانی دیگر، زبان سهل ممتنع چند شاخصه اصلی دارد:۱-توجه به زبان؛ ( زبان سالم ، پویا و صمیمی- کاربرد واژگان ساده و مأنوس با ذهن - رعایت نظم دستوری جملات (دستورمندی) - پرهیز از ابهام و تکلف در جمله – بهره گیری از عناصر زبان مردمی) ۲-بیان هنرمندانه؛ ( توجه به زبان توصیفی و تصویرپرداز- دل نشینی و جذابیت کلام -)۳-نگاه ریزبین و وسواس مدار ( به گزینی)۴-بیان اندیشمندانه و غیر مستقیم با بهره گیری از تداعی معانی۵- توجه به شگردهای بیانی (درخشش آرایه ها در لایه های درونی زبان)...نمونه شعر از قاسم صرافان که برخی مصداق های زبان سهل ممتنع را داراست:تا پیشکش کنم بجز این سر نداشتم رویم سیاه! تحفه‌ی بهتر نداشتمدر بین عاشقان تو شرمنده‌ام حسین! حتی تنی سفید و معطر نداشتمهر چند ماه می‌شود اینجا فدای تو بگذار جُون جان بدهد پیش پای توخونم سیاه نیست، ببین سرخ شد زمین بر روی خاک شاخه گلی شد برای تومن بنده‌ات نه! ... عاشقِ در بند گیسویت قبلا دوبار کشته مرا چشم و ابرویتدر خواب دیده‌ جُون تو را بارها ولی درخواب هم ندیده سرش را به زانویتتنها نه من،... به پای همه بند می‌زنی در پاسخ سلام که لبخند می‌زنیدل را به یک نگاهِ پر از مهربانیت پیوند با نگاه خداوند میزنیعشق من و تو زاده‌ی زهرا ! شنیدنی است با یک کلاف هم دلِ یوسف خریدنی استپیش تو ایستادم و خواندم به زیر لب: خال سیاه بر رخ زیبا چه دیدنی است!گفتی برو؛ چگونه رهایت کنم حسین؟ آورده‌ام سری که فدایت کنم حسین!گیرم قبول کردم و رفتم، ... بدون تو می‌میرم آن زمان که هوایت کنم حسین!قلبم تو را صدا زده از پشت جوشنم بنگر فقط به عشق تو شمشیر می‌زنمبا تو نشسته‌ام که چو کوه ایستاده‌ام تنها کنار توست که حس می‌کنم منمحبُّ الحسینیم شده‌ام مست مست مست ای وای اگر که تیغ بیفتد به دست مستکی دست روی دست گذارد در عاشقی تا پای مرگ پای رفاقت نشسته مستدیگر چرا برای غلامت دعا کنی؟ وقتی که درد را به نگاهی دوا کنیواجب نبود دست کشی روی صورتم وقتی که خاک را به نظر کیمیا کنیهوش از سر بنی اسد امشب پریده است یک قطره عطر سیب به خونم چکیده استجای تعجب است درخشیدنم مگر؟ دستی حسین بر سر و رویم کشیده است ( صرافان/شبیریه های هارون/ ص ۴۹)نشانه‌های گرایش به بیان مردمی در شعر هیئت۱ . بهره گیری از زبان صمیمی عامیانه و عبور دادن آن از صافی ذوق شعر و قواعد زبانیبا مقایسه این ابیات می توان نقش ذوق شاعرانه در مواجهه با ادبیات عامیانه را بهتر تبیین کرد:با آب آب خویش مرا آب کرده ایجز اشک دیده ام ز کجا آب آورم؟ (گرایش به زبان عامیانه همراه با پشتوانه ی هنری)علاوه بر مثال بالا در این سه بیت مختلف ، همراه با میزان استفاده از اصطلاحات عامیانه و ابعاد هنری بودن آن را قابل مقایسه است: دمِ مغرب همه رفتند مرا دور زدندحرمت نائب بی یار تو کمرنگ شده ( سهرابی/ اگر کشتند چرا.../ ص ۱۳۵) در ابن بیت صرفاً کنایه عامیانه استخراج شده و به کاررفته است و نگاه هنری پشت این بیت نیست،در حالی که شاعر می توانست از(دور زدن، پیچاندن) استفاده هنری کند.سعادت دوجهان مال ماست ای مشرک بچرخ تا که بچرخیم مثل جامِ حسین ( محسنی/ اگر کشتند چرا.../ ص ۸۱)در این بیت شاعر، توانسته از اصطلاح (بچرخ تا که بچرخیم) با استفاده از واژه ی "جام" تا حدودی استفاده هنری کند.تو ماه بودی و نزدیک آب ها که شدیتمام علقمه پا شد به احترام شما ( لطیفیان / جرس فریاد می دارد / ص ۴۲۱ )شاعر تصویری از جذر و مد را ارائه می دهد و بجز یادآوری دلیل علمی، بالا آمدن موج آب را با حسن تعلیل بازسازی هنری می کند کنایه عامیانه «پا شدن» زمینه ساز این بازسازی هنری است.نمونه دیگر(برگرفته از کنایه ساده مردمی) :اگرچه هستی خود را فراهم آوردمولی دوباره به پیش شما کم آوردم (موسی علیمرادی/ اگر کشتند چرا.../ ص ۲۱۲)۲. گرایش به لحن و منطق گفتار با قاعده حذف اجزای شناخته شده زباناز حر مجال شرم گرفته ست خنده اتیعنی که از تو شکوه ندارم بیا فقط! ( مجاهدی/ غزل مرثیه۸۶/ ص۷۶)و:مخواه دخترکت از تو بی خبر باشدبدون من به سفر می روی پدر، باشد! میان راه دلت تنگ شد خبر دارمکه آمدی تو به دنبال همسفر، باشد ( رستمی / غزل مرثیه ۸۶ / ص ۳۸)مثالِ بد به کار بردن از منطق گفتار عامیانه:شود پرونده ی هرکس به دستِگل نرگس فقط امضاء حسینی استاگر پرسی حسینی کیست گویمخدایی(!) زینب کبری حسینی است (حیدری/ اگر کشتند چرا.../ ص ۶۱)۳. فشرده سازی زبان با تداعی معانی و اشارات تاریخی ( تلمیح) ، و بهره گیری از امکانات زبانیعشق من و تو زاده‌ی زهرا ! شنیدنی استبا یک کلاف هم دلِ یوسف خریدنی است ( صرافان/شبیریه های هارون/ ص ۴۹)یا: نخواندیم از تو ای قرآن جیبیبه جز شش سوره ای که باب باب استخدا در بند قنداقه تو را خواست علی همواره دستش در طناب استمگر کمتر ز ناقه در ثمودی دعای عبد صالح مستجاب است ( زمانی/ غزل مرثیه ۸۶/ ص ۵۳)و: اهریمن و شوم و خانه ویرانشیطان رجیم و روضه رضوانناموس خدا و دست نامحرمسیلی جفا و صورت قرآن ( سازگار/ نخل۲/ ص ۱۶۳)۴. رعایت نظام دستور زبان (قانون ترتیب دستوری اجزای کلام) در این نوع بیان، شاعر سعی دارد ارکان و اجزای دستوری را در کلام مطابق الگوی معیار( نهاد+ مفعول/ متتمم/ مسند+ فعل ) بیاورد. این شیوه سادگی زبان را تضمین می کند.ساعات عمر من همگی غرق غم گذشتدست مرا بگیر که آب از سرم گذشتمانند مرده ای متحرک شدم، بیابی تو تمام زندگی ام در عدم گذشتمی خواستم که وقف تو باشم تمام عمردنیا خلاف آنچه که می خواستم گذشتدنیا که هیچ، جرعه آبی که خورده اماز راه حلق تشنه من، مثل سم گذشتبعد از تو هیچ رنگ تغزل ندیده ایماز خیر شعر گفتن، حتی قلم گذشتتا کی غروب جمعه ببینم که مادرمیک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشتمولا شمار درد دلم بی نهایت استتعداد درد من به خدا از رقم گذشتحالا برای لحظه ای آرام می شومساعات خوب زندگی ام در حرم گذشت ( برقعی/ غزل مرثیه۸۵/ ص ۱۳)۵. کاربرد آرایه در لایه‌های درونی کلامهرچند در متون گذشته قید خالي بودن از صنعت و آرايه هاي ادبي ذکر شده اما با دقت در اشعار استاد سخن سعدی بوضوح می توان دریافت این شاعر ساده گوی در سهل و ممتنع سرایی خود به آرایه پردازی توجهی ویژه داشته است. بنابراین می توان گفت بهتر است آرایه در لایه های درونی کلام بروز یابد و خواص و اهل ادب با واکاوی آن را دریابند:تا پیشکش کنم بجز این سر نداشتمرویم سیاه! تحفه‌ی بهتر نداشتم ( صرافان/شبیریه های هارون/ ص ۴۹)در این بیت، شاعر با کاربرد کنایه «رویم سیاه» سعی دارد بار کنایی به شعر بخشد که در نگاه اول در شعر به چشم نمی آید.و:خونم سیاه نیست، ببین سرخ شد زمینبر روی خاک شاخه گلی شد برای تو ( صرافان/شبیریه های هارون/ ص ۴۹)یادآوری برخی نکاتبنا بر آنچه گفته شد، شعر هیئت:- بر حسب اتفاقات زبانی و هنری که در آن مشهود است آینده ای درخشان در پیش رو دارد- کم تجربگی و عدم وسواس هنری برخی شاعران باعث بروز خطاهای زبانی فراوانی در عرصه این نوع شعر ی شده است.- شعر هیئت زیر شاخه شعر ولائی است و شعر ولائی شاخه ای از شعر آئینی. بنابراین آثار بسیاری که با نام شعر هیئت ارائه می شود، در حقیقت در زمره شعر ولائی است.- سرودن شعر هیئت به مراتب از سرودن دیگر نمونه های شعر آئینی دشوار تر است. بدین جهت که ریشه در زبان مردم دارد و در عین حال از تعریف شعر واقعی دور نیست.- بیان مردمی و سهل ممتنع، بهترین راهکار برای رسیدن به شعر واقعی هیئت است. ]]> ادب Thu, 21 Nov 2013 13:32:43 GMT http://deabel.org/vdccepqs.2bqm08laa2.html نشست ششم شعر هیئت : سیر تحول و تطور شعر آیینی و هیئت http://deabel.org/vdcd5k0f.yt05o6a22y.html سیر تحول و تطور در شعر هیئتمحمدرضا سنگریمقدّمهتعیین دقیق و مستند شعر هیئت- بنا بر تعریف امروزین هیئت- بسیار دشوار است، سوگواری‌های جمعی که بعد از وقوع عاشورا، در کوفه و شام و به‌ویژه در مدینه برگزار شد، نخستین تصویر از هیئت را به ذهن متبادر می‌کند، در این مجالس محور اصلی سوگواری بوده است اما نمی‌توان این محافل و مجالس را "هیئت"، و اشعارش که آن‌ روزگاران – به‌ زبان عربی- بر جای مانده "شعر هیئت" نامید. همان‌گونه که پیش‌تر در تعریف شعر هیئت آمده بود، شعری است که "در نوعی تشکل مذهبی بر محور عزاداری بر سیدالشهداء و ائمه در محلی معین عرضه می‌‌شود." بنا بر قرائن تاریخی نخستین گروهی که در ایران برای حادثه‌ی کربلا، تجمع و اعتراض و سوگواری برپا کردند مردم سیستان بودند در تاریخ سیستان آمده است: (( چون این خبر[حادثه‌ی کربلا] به سیستان آمد مردمان سیستان گفتند نه نیکو طریقتی برگرفت یزید که با فرزندان رسول چنین کردند، پاره‌ای شورش اندر گرفتند )) اندکی پس‌ از این در ری اعتراض‌ها و سوگواری‌ها آغاز شد که طبری در تاریخ خود و ابن اثیر در کامل بدان اشاره کرده‌‌اند. نمی‌توان تصوّر کرد که این سوگواری‌ها بی‌بهره از "شعر" باشد به‌ویژه آن‌که "شعر" در گذشته رسانه‌ی غالب و حاکم بر جامعه‌ها و مرسوم‌ترین "هنر" و شاخص‌ترین تکیه‌گاه طرح اندیشه‌ها، عواطف و احساسات و آرمان‌ها بوده است. بارزترین دوره‌ای که در آن حرکت در شکل امروزی "هیئت‌ها" اتفاق افتاده است در سال ۳۵۲ قمری یعنی میانه‌ی قرن چهارم است که آل بویه پس از آشنایی با مراسم عزاداری در سرزمین دیلم دستور دادند در تمام سرزمین‌هایی که در قلمرو حکومت آن‌ها بود مراسم سوگواری برپا کنند. در کتاب الکامل فی‌التاریخ ابی اثیر آمده است: "در دهم محرم سال جاری [سال۳۵۲ هجری] مفرالدوله به مردم دستور داد که دکان‌ها و اماکن کسب را ببندند و تعطیل کنند و سوگواری نمایند و قباهای سیاه مخصوص عزا بپوشند و زنان نیز موی خود را پریشان و گونه‌ها را سیاه کنند و جامه‌ها را چاک بزنند و در شهر بگردند و بگریند و بر سر و رو و سینه بزنند و ندبه حسین‌بن‌علی رضی‌الله عنهما را بخوانند. مردم همه، آن‌کار را کردند و سنیان ممانعت نکردند زیرا یارای منع نداشتند که عده شیعیان فزون‌تر و سلطان هم همراه آن‌ها بود. " در این دوره و دوره سلجوقیان بنا به گزارش الکامل فی‌التاریخ ابن اثیر،‌ تاریخ طبری، احسن‌القصص ابن کثیر، طبقات کبیره ابن‌سعد و دیگر منابع که به تصریح و تلویح به سوگواری عاشورا در میان مردم پرداخته‌اند معلوم می‌شود "شعر" نیز در این محافل و مجالس و حرکت‌ها که بسیار شبیه هیئت‌های امروزی بوده رواج داشته است. در قرن پنجم و ششم،‌ مقتل‌نگاری و مقتل‌خوانی برای طرح مصائب عاشورا باب می‌شود هرچند مقتل‌نگاری سنتی دیرینه در تاریخ اسلام است اما مقاتل نگارش یافته در ایران، عمدتاً از این ویژگی برخوردارند که جز گرایش به سوگ و بیان تأثر برانگیز حوادث، از عنصر شعر نیز بهره‌گیری کنند. مقتل‌الحسین ابوالمؤید موفق‌بن احمد خوارزمی(م ۵۶۸ ق) از مقاتل شاخص قرن ششم است که در روزگار خود تحت تاثیر استاد خوارزمی یعنی زمحشری نگاشته شد. خوارزمی کتاب دیگر نیز با عنوان نورالائمه داشته – احتمال این‌که همان مقتل خوارزمی باشد هست – که کمال‌الدین حسین‌بن علی واعظ کاشفی(م ۹۱۰) در کتاب مشهورش، روضـﺔالشهدا، بارها اشاره کرده که از آن استفاده کرده است. "شاید این کتاب خوارزمی مقتلی به زبان فارسی بوده است که واعظ کاشفی از آن بهره گرفته است ." در قرون بعد مقتل‌های منظوم – منثور و سپس مقتل‌های منظوم فراوان نگاشته می‌شود که در مجالس خوانده می‌‌شده است. به‌نظر می‌رسد در قرن چهارم، محافل و مجالسی که در آن‌ها "مقتل" خوانده می‌شده و "شعر" برای سوگواری و مرثیه‌ی عاشورا و کربلا عرضه می‌شده رایج بوده است این نکات را با درنگی در شعر مشهور کسایی مروزی (م ۳۹۴)، شاعر قرن چهارم می‌توان یافت. در این سروده چند دلیل زیر گواه رایج بودن "شعر هیئت" بوده است. ۱- شاعر خود می‌گوید که از مدح و غزل دست شسته و "مقتل" تقاضا می‌کند. ۲- وزن و زبان روان و ساده شعر گویای مناسب مجلس و محفل است. ۳- ساخت و بافت مرثیه‌ای شعر حاکی از کاربرد آن در مجلس و محفل است پس با قرائن تاریخی – برگزاری محافل و مجالس و به قرائن متنی – این سروده را می‌توان از نخستین نمونه‌های شعر هیئت دانست. متن سروده چنین است:باد صبا درآمد، فردوس گشت صحراآراست بوستان را نیسان به فرش دیبابی‌زارم از پیاله وز ارغوان و لالهما و خروش و ناله گنجی گرفته مأوادست از جهان بشویم عزّ و شرفت نجویممدح و غزل نگویم مقتل کنم تقاضامیراث مصطفی را، فرزند مرتضی رامقتول کربلا را تازه کنم توّلاآن میر سر بریده، در خاک‌و خون تپیدهاز آب ناچشیده، گشته امیر غوغا اما سروده‌ای که گواه برگزاری مراسم عزاداری در قرون پنجم و ششم و هفتم آن هم در سرزمین حلت یعنی قلمرو حکومتی گذشته‌ی بنی‌امیه دارد، داستانی است که مولانا جلال‌الدین در دفتر ششم مثنوی ذکر می‌کند در این داستان می‌گوید کسی وارد حلب شد و اتفاقاً ایام، ایام محرم و روز عاشورا بود و شهر حلب را این‌گونه دید:روز عاشورا همه اهل حلبباب‌انطاکیه اندر تا به شبگرد آید مرد و زن جمعی عظیمماتم آن خاندان دارد مقیمناله و نوحح کنند اندر بکاشیعه، عاشورا برای کربلابشمرند آن ظلم‌ها و امتحانکز یزید و شمر دید آن خانداننعره‌هاشان می‌رود در ویل و وشتپر همی گردد همه صحرا و دشت از این سروده می‌شود فهمید که در قرن ششم و هفتم در روز عاشورا۱- از صبح تا شب مراسم سوگواری و مرثیه‌خوانی بوده است.۲- گرد هم‌آیی و تجمع برای ماتم و مرثیه دایر بوده است.۳- مردم نوحه می‌خواندند و هم‌زمان گریه می‌کردند.۴- در این جمع آمدن و محافل و مجالس ذکر مصائب و مظلومیت و رنج‌های اهل‌ بیت مطرح می‌شده است.۵- شیعیان این تجمع‌ها و مرثیه‌‌خوانی‌ را دایر می‌کردند.۶- از ناله و فریاد و شیون مردم همه‌جا پر می‌شد.۷- جنایات یزید و شمر را بر می‌شمردند و ناله می‌کردند.همه این ویژگی‌ها، موقعیت و فضایی شبیه "هیئت" بوده است و نمی‌توان تصور کرد در این مراسم شعر ویژه مناسب حال مرثیه و نوحه خوانده نشده باشد. با این مقدمات سابقه شعر هیئت به قرون چهارم تا پنجم هجری می‌رسد.بررسی سیر تحوّل شعر هیئت از منظر درون‌مایه بر مبنای آنچه گفته شد اگر سروده‌های شاعرانی چون کسایی مروزی در قرن چهارم و سیف فرغانی شاعر قرن هفتم و هشتم را نمونه‌ی نخستین سروده‌های هیئت بدانیم – با اندکی تسامح – شعر هیئت از منظر درون‌مایه از آن روزگار به امروز چنین سیر و تحول و تطوری داشته است. الف: سوگ و مرثیه؛ مظلوم‌ستایی و ظالم‌ستیزیاین گونه مرثیه‌ها که از نظرگاه ارزش شعری و استحکام و انسجام جزء سروده‌های برجسته‌ی تاریخ ادبی محسوب می‌شوند چند ویژگی دارند: ۱- زبان نرم، ساده و روان و قابل فهم برای همگان: بر خلاف شعر اشرافی درباری که مغلق و پیچیده و غامض است. ای قوم در این عزا بگریید برکشته‌ی کربلا بگریید ۲- طرح مصائب و رنج‌ها و ستم رفته بر اهل بیت ۳- دعوت به گریه و اشک و سرشک باری ۴- لعن و نفرین بر ظالمان و ابراز برائت از آنان ۵- دعوت جمعی به سوگواریآن‌چه از این سروده بر می‌آید،‌وجود مجالسی است که در آن‌ها یکی نوحه می‌خواند و دیگران دم می‌گرفتند و با او هم‌دم می‌شدند. از سروده‌ی سیف فرغانی تا حًدی می‌توان این نکته را استنباط کرد. در گریه سخن نکو نیاید من می‌گویم، شما بگریید در گریه به صد زبان بنالید در پرده به صد نوا بگریید سروده‌ها عمدتاً در قالب قصیده و بر خلاف قصاید متداول فارسی کوتاه هستند. این مراثی تا حدود قرن نهم و دهم با همان سبک و شیوه تداوم می‌یابد. گاه نیز قالب‌هایی چون مثنوی به‌کار گرفته می‌شود اما به سبب این‌که قصیده قالب و ظرف توصیف و مدح و مرثیه است همچنان غلبه با این قالب است. در قرن دهم هجری به‌ سبب رواج مذهب تشیع و حکومت سلسله‌ی صفوی، مدیحه‌ها و مرثیه‌‌های اهل بیت رونق و رواج می‌یابد و عنصر بسیار مهم تقابل با دولت قدرتمند عثمانی این انگیزه را تقویت و گسترش می‌بخشد و مرثیه‌سرایی را وارد مرحله‌ی جدیدی می‌سازد. ب- سوگ و مرثیه،‌ساختارهای نو، تحریف و اسطوره شعر دروه صفوی در حوزه سوگ و نیز مدیحه، چند ویژگی می‌یابد که آن‌ را با دوره‌های گذشته متفاوت می‌سازد.۱- وفور و فراوانی شاعران شعر مذهبی:نه‌تنها شاعران برجسته این دوره مانند محتشم کاشانی، وحشی بافقی، فضولی بغدادی، اهلی شیرازی، بابافغانی شیرازی، فیاض لاهیجی، نظیری نیشابوری، واعظ قزوینی که صدها شاعر در پایتخت و دیگر مناطق کشور به مرثیه‌سرایی و مدیحه‌گویی اهل‌بیت اهتمام می‌ورزند. مجالس وعظ و روضه‌خوانی که در آن‌ها ذکر مصائب اهل‌بیت می‌شود نیاز به "شعر" می‌یابند و به همین سبب اشعار ویچه‌ی مراثی و مدیحه فراوان در دسترس قرار می‌گیرد. ۲- وفور جعل، تحریف و اغراق و مبالغهدر این دوره در منظومه‌ها،‌ در قصاید و در آثار منثور، طرح کرامات و خوارق عادات باب می‌شود. کتب مقتلی که در دوره صفویه نگاشته شده‌اند آنقدر دچار غلو و تحریف شده‌اند که صاحب‌نظران و تاریخ‌نگاران و پژوهشگران به عمده‌ی مطالب این دوره با دید تردید می‌نگرند. نمونه بارز این آثار روضـﺔ‌الشهدای کمال‌الدین حسین‌بن علی واعظ کاشفی(م۹۱۰) هجری است. ۳- در آمیختن شعر و نثر شعر هیئت در این دوره معنای خویش را می‌یابد. اما شعر هیئت در ضمن متنی متجلی می‌شود که در مجالس خوانده می‌شود. برای تبیین دقیق‌تر این نکته باید به اثر تاثیرگذار این دوره یعنی همان روضـﺔ‌الشهداء اشاره شود که بعدها نام روضه از همین کتاب بر محافل ویژه ذکر مناقب و مصائب اهل‌بیت، به‌ویژه اباعبداله‌الحسین اطلاق شد. کتاب روضـﺔ‌الشهداء مصائب و بلایای انبیا را از آدم تا خاتم و پس‌از آن ائمه اطهار بیان می‌کند. چهار باب این کتاب(از باب هفتم تا دهم) درباره‌ی حادثه‌ عاشورا،‌ امام حسین و خانواده و اصحاب اوست. این کتاب در سال ۹۰۷ قمری نگاشته شده است. اشعار در ضمن بیان حوادث، فراوان دارد این دو بیت مشهور از این کتاب است که برخی به غلط انگاشته‌اند که از حافظ است: آن‌که در این بزم مقرّب‌تر است جام بلا بیشترش می‌دهند وآن‌که ز دلبر نظر خاص یافت داغ عنا بر جگرش می‌نهند این کتاب، سرشار از روایات غیر مشهور، داستان‌های مجعول و مسائل نامعتبر است و به قول یکی از پژوهشگران و مورخان معاصر "کتاب تاریخی نیست، بلکه اثری ادبی و رمان تاریخی است "روضـﺔ‌الشهداء تاثیری ژرف در ادبیات منثور و منظوم عاشورایی به‌ویژه مجالس و محافل مذهبی داشته است و چند قرن متن مکتوبی بوده که خوانده می‌شده و صدها نویسنده را به اقتضا و تقلید کشانده به‌ گونه‌ای که در زبان‌های ترکی، اردو، هندی و عربی به تقلید از آن برخاسته‌اند. صدها مقتل در زبان فارسی به تقلید و اقتضای آن نگاشته شد و هنوز که می‌توان تاثیر ژرف آن را پیدا و پنهان در امروز نیز دنبال کرد. ترجمه‌ی رجزهای کربلا به فارسی در این اثر، نه‌تنها در هیآت مذهبی تاثیر گذاشت که به فضای تغزیه‌ها نیز راه یافت و آن‌ها را متاثر ساخت. آمیختگی شعر و نثر و تاثیر اشعار روضـﺔ‌الشهداء مقوله‌ای است که نیازمند پژوهش مستقل است.۴- ساختار‌های روایی آنچه در دوره صفوی، سروده‌های سوگ و مرثیه‌های عاشورایی به زبان روایی نزدیک می‌شوند وقایع گاه در شکل مثنوی و گاه قصیده به‌طور کامل مطرح می‌شوند و چون روایت وقایع با جزئیات نیازمند بسط و توصیف بود گاه شعر دراز دامن می‌شد. نمی‌توان از تاثیر تعزیه و مجالس سوگ در این گسترش شکل روایی گذشت. در دوره‌های بعد نیز این ویژگی امتداد و استمرار می‌یابد.۵- حضور قالب‌های دیگر شعری به‌ویژه ترکیب‌بند. اگر در دوره‌های پیشین قصیده، محل طرح مرثیه و سوگ بود در این دوره قالب ترکیب‌بند رواج می‌یابد که ترکیب‌بند مشهور و شکوهمند و مانای محتشم کاشانی پرچمی‌ است که بر بام این قالب هماره در اهتزاز است. بعدها ده‌ها ترکیب‌بند زیبای دیگر طلوع و ظهور کرد که ترکیب‌بند صباحی بیدگلی را از بهترین آن‌ها باید دانست. کاملاً معلوم است که این ترکیب‌بندها درهیات آن روزگار خوانده می‌‌شد و همان‌گونه که می‌دانیم حتی در شکل کتیبه‌ها زینت مجالس و محافل گردید که هنوز این سنت ساری و جاری است. شگفت آن است که وزن ترکیب‌بندنها وقتی سروده‌های بعد عمدتاً به همان وزن ترکیب‌بند محتشم شد و گویی همین موسیقی و وزن ذهن و روح شاعران این دوره را مسخر کرده و به محافل راه یافته است. برای نمونه سروده‌های زیر از شاعران هم‌دوره یا کمی پس از محتشم این ویژگی را نشان می‌دهد. فیاض لاهیجی حدود چهل سال پس از محتشم این سروده را عرضه می‌کند که درمحافل خوانده می‌شود.عالم تمام نوحه‌کنان از برای کیست؟دوران سیاهپوش چنین در عزای کیست؟نیلی چراست خیمه نُه توی آسمان؟جیب افق دریده ز دست جفای کیست؟سرتاسر سپهر پر از دود و ماتم استآخر خبر کنید که این‌ها برای کیست؟گویا مصیبت همه‌ دل‌های مبتلاستیعنی عزای شاه شهیدان کربلاست با اندکی درنگ می‌بینیم پرش‌های آغازین شعر و نوعی تجاهل‌العارف واژگان چئن نیلی، جیب افق، گویا (تجاهل‌العارف بعدی)، دود ماتم همه و همه تحت تاثیر ترکیب‌بند محتشم کاشانی‌اند. به درستی معلموم نیست این ترکیب‌بند وحشی بافقی(م۹۹۱) که پنج سال زودتر از محتشم درگذشته است آیا تحت تاثیر محتشم بوده است یا نه؟ اما فضا، واژگان، وزن و به‌ویژه قالب ترکیب‌بند بودن این اخذ و الهام را به ذهن متبادر می‌کند.روزی است این حادثه کوس بلا زده استکوس بلا به معرکه‌ی کربلا زده استروزی است این که دست ستم، تیشة جفابر پای گلبن چمن مصطفا زده استروزی است این که کشته‌ی بیداد کربلازانوی داد در حرم کبریا زده استروزی است این که خشک شد از تاب تشنگیاین چشمه‌‌ای که خنده به آب بقا زده استامروز آن عزاست که چرخ کبود پوشبر نیل جامه خاصه پی این عزا زده استامروز ماتمی است که زهرا گشاده مویبر سر زده ز حسرت و واحسرتا زده استیعنی محرم آمد و روز ندامت استروز ندامت چه، که روز قیامت است ده‌ها شاعر دیگر در این روزگار مانند نظیری نیشابوری، فضولی بغدادی، واعظ قزوینی و اندکی بعد صائب تبریزی با همین سبک و سیاق سروده‌هایی عرضه می‌کنند که مورد استفاده در مجالس و هیآت آن روزگار است.۶- طرح اسطوره به جای اُسوه شعر عاشورایی این دوره، پیش از تلاش برای معرفی عاشورا و شهدای کربلا به‌عنوان اُسوه و سرمشق، چهره‌های اسطوره‌ای و حادثه‌هایی اسطوره‌گونه را رقم می‌زند. غلو و مبالغه و تحریف، فضای سروده‌ها و و محافل و مجالس را پر می‌کند. گریاندن به هر قیمتی و به هر شکل ممکن این مسائل را تشدید می‌کند. یکی از ابزار گریاندن به‌قول مولف قصص‌العلماء "تعبیه" است. وی به نقل از تویسنده کتاب مجالس‌المتقین می‌نویسد: "تعبیه از مخترعات صفویه است و مذهب تشیع درممالک ایران از ضرب شمشیر سلاطین صفویه شد و ذاکرین را مامور به انشای مصیبت حضرت سیدالشهدا نمودند. مردم چندان گریه نمی‌کردند زیرا هنوز درمذهب راسخ‌الاعتقاد نبودند پس تعبیه را اختراع نمودند که شاید مردم از مشاهده مصائب حضرت سیدالشهدا متالم و موجب رقَت قلب شود. " تعبیه، چاشنی‌های نمایشی، صحنه‌سازی‌ها و توسل به ابزار و فضاسازی‌ها برای گریاندن بودن است. بعدها همراهی و "هم‌دمی" مردم نیز جزئی از برنامه‌ها می‌شود. گزارش‌هایی که از دوره‌ی صفویه در دست است نشان می‌دهد که شعر "مرثیه" در این روزگار در هیآت و دسته‌های سوگوار با تکرار جملاتی همراه بوده است. ویلیام فرانکلین افسر انگلیسی که در قرن دوازدهم و دوره‌ی زندیه در ایران بوده است می‌نویسد: "از روز اول محرم آخوندها و پیش‌نمازها به منبر می‌روند و به ذکر "واقعه" می‌پردازند و به شرح زندگی و اعمال حضرت علی(ع) و پسرانش حسن(ع) و حسین() پرداخته و مصیبت وارده بر امام حسین را بازگو می‌کنند. عزاداری با صدای موقر و آرام و محزونی شروع می‌شود و حقیقتاً روی انسان تاثیر عمیقی می‌گذارد و این زبان شیرین و رسای فارسی است که می‌تواند از عهده‌ی انجام چنین کاری بر بیاید. بین دو نوحه‌خوانی، مردم با دست‌های خود محکم به سینه‌هاشان می‌کوبند و در عین حال گریه می‌کنند و جملاتی نظیر "وای حسین" و "حیف از حسین" را ادا می‌کنند. قسمت‌هایی از واقعه نیز به "شعر" است که با آهنگ محزونی خوانده می‌شود. این گزارش و گزارش‌های دیگری که از تبریز، اردبیل و اصفهان در عصر صفویه و زندیه داده شده است گواه آن است که در هیآت آن عصر، چه در دسته‌هایی که حرکت می‌کردند و چه در مجالسی که برگزار می‌شد "شعر" به‌شکل "واقعه‌گویی" و "مرثیه"‌ همراه با دم‌ دادن و همراهی شرکت‌کنندگان بوده است. در این اشعار اغراق و غلو درباره تعداد سپاه دشمن، تعداد کشته‌شدگان به دست امام حسین و ابوالفض‌العباس و دیگر یاران امام حسین، ذکرا غرابت و عجائب و کرامات و وقایع باور نکردنی غیر عقلانی، رواج می‌یابد که اوج این غلو و اغراق و تحریفات را در دوره‌ی قاجاریه می‌توان یافت. هیئت‌های عزاداری، جز اشعار غلوآمیز و پر از تحریف، حرکات و رفتارهای دیگری را نیز در سوگواری وارد می‌کنند که سنگ زدن و قمه زدن و شمایل گردانی از آن جمله است. در این سروده‌ها، چهره‌ی اباعبدالله یارانش در هیئت "اُسوه" مطرح نمی‌شود بلکه درهاله‌ای از اسطوره و افسانه و داستان‌های خیالی و ساختگی گم می‌شود. ده‌ها داستان جعلی که با اندکی درنگ ساختگی بودن آن‌ها روشن می‌شود در سروده‌های این دوره دیده می‌شود که عروسی حضرت قاسم در کربلا، شیری که فضه می‌آورد و داستان‌ پرنده‌ای که از کربلا به مدینه می‌رود از آن جمله است. در کتاب حماسه حسینی شهید مطهری و پیش از آن لولو و مرجان نوری و کبریت احمر بیرجندی و قصص‌العلماء تنکابنی به بخشی از این اسطوره‌سازی‌ها و تحریف‌ها اشاره شده است. گاه چنان اسطوره‌سازی و غلو صورت می‌گیرد که سازندگان محکوم به دلایل و توجیهات عجیب و غریبی می‌شوند مثلاً وقتی میزان کشته‌شدگان به دست امام حسین در یک روز باور ناپذیر می‌شود می‌گویند آن روز خداوند خورشید را در وسط آسمان نگه داشت و روز عاشورا ۷۲ ساعت شد!!۷- اتّهام دهر و تخطئه روزگار از دوره صفویه و پس از آن در دوره‌های بعد به‌ویژه عصر صفویه در سروده‌ها، نوعی نگای "جبری" دیده می‌شود و حواله به قضا و قدر و دهر و روزگار در موضوعات و مضامین شعری به‌ویژه عاشورایی باب می‌شود. در ترکیب‌بند محتشم کاشانی آمده استای چرخ غافلی که چه بیداد کرده‌ایوز کین چه‌ها در این ستم‌آباد کرده‌ایبر طعنت این بس است که با عترت رسولبیداد کرده خصم و تو امداد کرده‌ایکام یزید داده‌ای از کشتن حسینبنگر که‌را به قتل دل‌شاد کرده‌ایبهر خسی که بار درخت شقاوت استدر باغ دین چه با گل و شمشاد کرده‌ایبا دشمنان دین نتوان کرد آنچه توبا مصطفی و حیدر و اولاد کرده‌ایتا چرخ سفله بود خطایی چنین نکردبر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد می بینیم که "چرخ" بیدادگر و سفله و امدادگر و شریک جرم یزید و متهم در قتل عام و دل‌شاد کردن یزید و بیدادگران بوده است. فتحعلی‌شاه قاجار نیز در سروده‌های خود که به شکل نوحه و مرثیه خوانده می‌شده می‌گوید:خاکم به سر که از ستم روزگار گشتغلتان به خاک معرکه‌ی کربلا حسین و در این سروده‌ی صائب که "آسمان" مسبب عاشوراست و "چرخ ستم‌ شمار" حادثه عاشورا را رقم زده است.چون آسمان کند کمر کینه استوارکشتی نوح بشکند از موجه‌ی بحارلعل حسین را کند از مهر خشک لبتیغ یزید را کند از کینه آبدار ...روزی که پا به دایره‌ی کربلا نهادبشنو چه‌ها کشید ز چرخ ستم‌شمار ۸- سروده‌های شاهان توجه شاهان به مراسم سوگواری و حضور در مجالس و محافل که از عصر صفویه آغاز می‌شود و در دوره زندیه و قاجار به اوج می‌رسد، باعث می‌شود که شاهانی که اندک ذوقی دارند اشعاری بسرایند و اشعار آنان در هیئت‌ها و مجالس و محافل خوانده شود. بعضی سلاطین ازجمله فتحعلی‌‌شاه قاجار در شب‌های جمعه ماه مبارک رمضان و محرم و صفر روضه‌خوانی داشت و خود در مجلس به‌شدت می‌گریست. یکی از اشعاری فتحعلی‌شاه سروده و سخت تحت تاثیر محتشم کاشانی بوده این سروده است که در محافل آن روزگار خوانده می‌شد.بفشرد پای در ره صبر و رضا حسینبا حق نموده وعده خود را وفا حسینبادا فدای خاک رهش صدهزار جانچون کرد جان به اُمت عاصی فدا حسیندر روزگار زینت آغوش مصطفیدر روز حشر پیش رو اوصیا حسینخاکم به‌سر که از ستم روزگار گشتغلتان به خاک معرک‌ی کربلا حسینفریاد از آن دمی که به صحرای کربلاشد بر بلای دشمن دین مبتلا حسینآه از دمی که شکوه کند پیش دادگردر روز رستخیز سر از تن جدا حسیننزد شفیع روز جزا از جفای شمرآمد به شکوه همره خیر‌النسا حسین"خاقان" در این معامله خاکم به‌سر شودچون دادخواه روز جزا دادگر شود و ناصرالدین‌شاه قاجار، پس از سفر به کربلا و زیارت مزار حسین این شعر را سرودخرم دلی که منبع انهار کوثر استکوثر کجا ز دیدة پر اشک بهتر استنام حسین و کرببلا هر دو دلرباستنام علی اکبر از آن دلرباتر استرفتم به کربلا به سر قبر هر شهیددیدم که تربت شهدا مشک و عنبر استرفتم ز کربلا به سر تربت علیدیدم که بارگاه علی عرش، اکبر است"ناصر" چو بر نجف رسید با گریه گفتهر صبح و شام چشم اُمیدم بدین در است ۹- وفور واژگان سلطنتی و شاهانه در شعر هیئت – و در شکل گسترده‌تر شعر عاشورایی – دوره صفویه و قاجار و حتی تا سال‌های قبل از انقلاب عناوینی چون شاه، شاهزاده، سلطان، امیر، شهنشاه، خسرو و ... در شعر و نوحه کاربرد فراوان دارد. در دوره‌‌ی قاجار منظومه‌های عاشورایی چون آتشکده‌ی نَیر از میرزا محمدتقی تبریزی مشهور به حجـﺔ‌الاسلام و متخلص به نَیر، گنجینه اسرار عمان سامانی زبدﺓالاسرار صفی‌علی شاه، عنوان شاه و شاهزاده را فراوان در خویش دارند. محتشم کاشانی در مثنوی عاشورایی خود می‌گوید:عزای شاه مظلومان حسین استکه ذاتش عین نور و نور عین است و صفی‌علی شاه اصفهانی (م۱۳۱۶ق) در زبدﺓالاسرار که به زبان و بیان صوفیانه و عارفانه به کربلا پرداخته می‌گوید:چون که بحر لایزالی کرد موجکار عشق لاابالی یافت اوجشاه عشق آن مالک‌الملک فقطکرد در میدان قیام اندر وسط و عمان سامانی در گنجینه اسرار هنگام وداع امام حسین با حضرت زینب برای رفتن به میدان می‌گوید:گفت زینب در جوان آن شاه را کای فروزان کرده مهر و ماه راتا کنیم این را را مستانه طیهر دو از یک جام خوردستیم می ۱۰- شعر و نوحه‌ی شاعران اهل تسنن در این روزگار، در مناطق سنی‌نشین نیز مراسم سوگواری و عزاداری دایر و رایج می‌شود و حتی شاعران اهل تسنن نه‌تنها در این مراسم شرکت می‌کنند که به گفتن نوحه و شعر ویژه‌ی مراسم می‌پردازند که شاعرانی چون عبدالله سنندجی، جوهری سنندجی، ملا پریشان و شیخ‌رضا طباطبایی از آن‌ جمله‌اند. این شاعران هم به فارسی و هم کردی، مرثیه‌های قابل توجهی دارند. شیخ‌رضا طباطبائی (متولد ۱۲۵۲هجری) می‌گوید: در ماتم آل علی، خون همچو دریا می‌رودتیغ است و بر سر می‌زند، دست است و بالا می‌روداز عشق آل بوالحسن، آن تیغ‌زن، وان سینه‌زنداد و فغان مرد و زن تا عرش اعلا می‌رودپیراهن شمع خدا، یعنی حسین و مجتبیجان‌ها همی گردد فدا، سرها به یغما می‌رودکوتاه کن انکار را، بدعت مگو این کار رااین سوگ آل حیدر است، این خون نه بی‌جا می‌رودروی زمین پر همهمه، در دست جان‌بازان قمهخون از بر دوش همه، از فرق تا پا می‌رودمن چون مثالم این زمان، زار و ضعیف و ناتوانکاین برق آه عاشقان، از سنگ خارا می‌روداز ابن‌سعد بی‌وفا، شاهی شوم پر جفابر آل بیت مصطفی، چندین تعدی می‌رودبغداد گردد لاله‌گون، در روز عاشورا به خوناز کاظمین آن سیل خون، تا طاق کسرا می‌رودوز طاق کسرا سرنگون، ریزد به‌پای بیستونوز بیستون آید برون، سوی بخارا می‌رودخون سیاوش شد هبا، در ماتم آل عباتا دامن روز جزا تا جیب عقبا می‌رودمن سنی‌ام نامم رضا، کلب امام مرتضیدرویش عبدالقادرم، راهم به مولا می‌رود ۱۱- اشعار و نوحه‌های بلند در محافل و مجالس و هیآت عصر صفویه و قاجار، خواندن سرودهای بلند و طولانی از افتخارات و توانایی‌های مداح و ذاکر حکایت داشت. مقتل‌خوانی، گاه خود را در قالب شعر نشان می‌داد و گاه بخشی از مقتل تبدیل به قصیده، یا مثنوی یا بحر طویل می‌شد که خواندن آن بیش از یک ساعت به‌طول می‌انجامید و روضه‌خوان با هنرنمایی تمان آن را اجرا می‌کرد. برای نمونه در کتاب روضضـﺔ‌الشدا، داستانی درباره‌ی کنیزکی شیرین‌ نام که با شهربانو همسر امام حسین بود، و بعدها به همسری امام حسین درآمده و در سفر اسارت به‌شام او را همراهی کرده نقل شده است این داستان و "افسانه را مو به مو ملامحمد فضولی شاعر پرآوازه‌ی آذربایجان در سده‌ی دهم هجری به ترکی ترجمه کرده است که بارها چاپ و منتشر شده است و در چندین مجموعه شعر هم دیده شده است که این افسانه را با شاخ و برگ‌های زیادی که به آن بسته‌اند به نظم کشیده‌اند که در میان نوحه‌خوانان متداول و مرسوم است تا آن‌جا که خواندن آن، یک ساعت و نیم طول می‌کشد که برخی از نوحه‌خوانان خواند و در یک نوار یک ساعت‌و نیمی توزیع شده است." مراثی دوره‌های قاجار به‌سبب دو تاثیر ویژه بلند و طولانی‌اند:۱- سنت قصیده‌سرایی که جولانگاه قدرت‌نمایی شاعر و بسط و گسترش به سبب توصیفات پیوسته است.۲- تاثیرپذیری از کتب مقتل و بیان و روایات حوادث که به‌طور طبیعی، قصیده را بلند و مطول می‌سازد. قالب‌های دیگر مانند مثنوی، مستزاد و بحر طویل از این ویژگی مستثنی نیستند.۱۲- گسترش نوحه‌سرایی و نوحه‌خوانینوحه، مویه و مرثیه و سوگ است با شعری که با قالب‌های سنتی و کلاسیک پیوند دارد اما آزادی عمل و حتی عدم تساوی مصراع‌ها در آن فراوان است. "خاستگاه یا دست کم گسترش نوحه و نوحه‌خوانی را باید در دوره صفویه (۹۰۷-۱۱۴۸ق) دانست. اما تا پیش از دوره قاجاریه (۱۱۹۲-۱۳۴۴ق) دیوان اشعاری که شامل نوحه‌های جدی هم باشد یافت نمی‌شود. البته در حدیقـﺔالحقیقه سنایی غزنوی (۵۳۵ق) بیتی در هجو شاعری به‌نام حکیم طالعی آمده که نشان می‌دهد نوحه‌سرایی دست کم در سده‌ی ششم هجری رواج داشته است.شده سروی نصیب از ازلشنوحه بسیار خوش‌تر از غزلش با این همه، از آن‌‌جا که در دیوان صباحی بیدگلی (۱۲۱۸ق) قصیده شبیه نوحه وجود دارد برخی آن را نخستین نوحه فارسی دانسته‌اند با این مطلع:امروز، عزای شاه دین استاز ناله، سپهر چون زمین است نخستین شاعری که بخشی از دیوانش به نوحه اختصاص یافته، یغمایی جندقی (۱۱۹۶-۱۲۷۶ق) است. نوحه‌های یغما در قالب‌ها شبیه مستزاد، ترکیب‌بند و آمیزه‌ای از مستزاد و ترجیع‌بند سروده شده‌اند پس از یغما باید سروش اصفهانی (۱۲۸۵-۱۲۲۸ق) یاد کرد که دو اثر ماندگار در این زمینه دارد. شصت بند که به‌یاد شهیدان کربلا سروده شده است با این مطلع:ای دیده خون ببار که ماه محرم استنزد خدای دیده‌ی گریان مکرم است محتشم کاشانی، جودی خراسانی، فدایی مازندرانی و بسیار شاعران دیگر از دوره صفویه و قاجاریه را می‌توان نام برد که به نوحه‌سرایی می‌پردازند. در دوره‌ی قاجار نوجه، به‌سبب نیاز هیآت و دسته‌های سوگوار، رواج فراوان یافت. در برخی مناطق ایران نوحه‌ها به زبان فارسی منطقه هر دو دیده می‌شود. در مناطق آذربایجان، به ترکی، در مناطق کردستان به زبان کردی و در دیگر مناطق کشور گویش‌های گوناگون، نوحه‌های ویژه‌ی خود را می‌یابند. در کشورهای پاکستان و هند و افغانستان نیز به اردو، هندی، و دیگر زبان‌ها نیز نوحه‌های فراوانانی سروده می‌شود. این ویژگی به مدیحه‌ها و مولودیه‌ها نیز تسری می‌یابد و به تدریج درجشن‌ها و مولودیه‌ها شعر به زبان و گویش محلی سروده می‌شود که در روزگار ما نیز امتداد و استمرار یافته است.منابع و پی‌نوشت‌ها:۱- شعر هیئت، تعریف، ویژگی‌ها، ابعاد و قالب‌ها: محمدرضا سنگری، بنیاد دعبل، اردیبهشت ۱۳۹۲ ص۵۲- تاریخ سیستان (مولف نامعلوم): به کوشش ملک‌الشعرای بهار، به همت محمد رمضانی، موسسه خاور، ۱۳۱۴ش، ص ۱۰۰۳- تاریخ طبری: محمدبن جریر طبری، به کوشش ابوالقاسم پاینده، انتشارات اساطیر تهران، ۱۳۵۲، ج۷، ص ۳۰۹۱ و الکامل فی‌التاریخ: ابن اثیر، دارالبیروت ۱۹۶۰م، ج۵، ص۲۱۹۴- آل بویه به‌ویژه معزالدوله در سرزمین دیلم – سرزمین گیلان و مازندران – با مراسم سوگواری آشنا شد. قیام علویان در خراسان، گرگان، مازندران تا ری دامن گسترده بود و معلوم مس‌شود از قرن دوم تا چهارم در این سرزمین‌ها سوگواری برای امام حسین (ع)، زیدبن علی و فرزندش یحیی برگزار می‌شده است. در دوران حکومت آل بویه تا پایان حکومت عضدالدوله (۳۷۲ق) مراسم سوگواری با جدیت علی‌رغم مشکلات و گاه رخدادهای خونین توسط شیعیان برگزار می‌شد.۵- ایرانیان و عزاداری عاشورا: اصغر فروغی ابری، قم، مرکز انتشارات موسسه آموزش و پژوهش امام خمینی، ۱۳۸۶، ص۳۸۶- سیری در مقتل‌نویسی و تاریخ‌نگاری عاشورا، محسن رنجبر، معاونت امور فرهنگی، مدیریت آموزش حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حچ و زیارت، ۱۳۹۱، تهران، ص ۲۶۷- گزیده اشعار کسایی: به انتخاب و شرح جعفر شعار، تهران، چاپ و نشر بنیاد، ۱۳۷۰، ص ۴۸۸- مثنوی معنوی: مولانا جلال‌الدین بلخی، دفتر ششم، چاپخانه سپهر تهران، بی‌تا، ص ۱۰۸-۱۰۸۲۹- دیوان سیف فرغانی: تصحیح دکتر ذبیح‌الله صفا: تهران، ۱۲۴۱ش، ص۱۷۶۱۰- همان: ص ۱۷۶۱۱- روضـﺔالشهداء: حسین‌بن علی واعظ کاشفی، تصحیح عقیقی بخشایشی، قم، نشر نوید اسلام، ۱۳۸۱ و تهران، اسلامیه، ۱۳۴۱، ص۱۹۱۲- ملاحسین واعظ کاشفی و روضـﺔ‌الشهداء: رسول جعفریان(مقالات تاریخی، ج۱، قم، نشرالهادی، ۱۳۷۵)، ص۳۵۴۱۳- دیوان فیاض لاهیجی: تصحیح و تحشیه دکتر جلیل عسگرنژاد، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی، ۱۳۷۲، ص۵۱۹۱۴- دیوان وحشی بافقی: به سعی و اهتمام پروین قائمی، تهران، نشر پیمان، ۱۳۸۱، ص ۲۱۲۱۵- قصص‌العلماء: میرزا محمد تنکابنی، انتشارات علمیه اسلامیه، بی‌تا، ص ۳۳۱۶- مشاهدات سفر از بنگال به ایران: ویلیام فرانکلین، ترجمه محسن جاویدان، بنیاد فرهنگ و هنر ایرانیان، تهران، ۱۳۵۸، ص ۷۲۱۷- دیوان محتشم کاشانی: به تصحیح اکبر بهدادوند، چاپ دوم، نشر نگاه، تهران، ۱۳۸۲، ص۵۷۳۱۸- حسین‌بن علی در آیینه شعر فارسی، سیدعلی‌رضا حجازی، فارس‌الحجاز، قم، ۱۳۸۲، ص ۲۵۲-۲۵۳۱۹- دانشنامه شعر عاشورایی: مرضیه محمدزاده، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۸۳، ص ۸۲۶۲۰- حسین‌بن علی در آیینه‌ی شعر فارسی، ص ۲۵۲-۲۵۳۲۱- شیعه در تاریخ ایران: رضا نیازمند، حکایت قلم زرین، تهران، ۱۳۸۳، ص ۲۹۷-۲۹۸۲۲- دیوان محتشم کاشانی: ص ۵۰۹۲۳- زبدﺓ‌الاسرار: میرزا حسن صفی‌علی شاه، انتشارات صفی‌علی شاه، تهران، ۱۳۷۹، ص ۶۸۲۴- گنجینه اسرار: عمان سامانی، به کوشش محمدعلی مجاهدی، انتشارات لاهوت، تهران، ۱۳۸۲، ص۱۳۳۲۵- پارسی‌گویان کرد: صدیق صفی‌زاده، نشر عطایی، تهران، ۱۳۶۶، ص۷۶۲۶- عاشورا پژوهی: محمد صحتی سردرودی، انتشارات خادم‌الرضا، قم، ۱۳۸۴، ص۶۹۲۷- فرهنگنامه ادبی فارسی(۲): حسن انوشه، سازمان چاپ و انتشارات، تهران، ۱۳۷۶، ص ۱۳۸۵ ]]> ادب Tue, 15 Oct 2013 13:40:44 GMT http://deabel.org/vdcd5k0f.yt05o6a22y.html نشست پنجم شعر هیئت : شعر هیئت و شاخه‌های آن http://deabel.org/vdcevn8z.jh8fei9bbj.html شعر هیئت و شاخه‌های آنقاسم صرافانمقدمه«در عصر ائمه «مجلس و محفل» که در آن شاعران، که در آن هنگام مداح یا مادح گفته می‌شدند شعر می‌خواندند، وجود داشته است که به این محافل و مجالس، «هیئت» اطلاق نمی‌توان کرد. در حقیقت در گذشته ـ به‌ویژه عصر ائمه علیهم‌السلام ـ شاعران، مداح نامیده می‌شدند که امروز، نه هر شاعری مداح نامیده می‌شود و نه هر مداحی شاعر؛ هر چند شاعران مداح و مداحان شاعر در روزگار ما کم نیستند.پس، شعر شاعران گذشته را نمی‌توان شعر هیئت نامید، هر چند ممکن است برخی از آن سروده‌ها در هیئت مورد استفاده قرار گیرد؛ مثلاً شعر «محتشم کاشانی» شعر هیئت نیست؛ اما امروزه در هیئت از آن بهره می‌گیرند.» بدیهی است که بر اساس معیارهای مختلف می‌توان شاخه‌‌بندی‌های مختلفی را در شعر هیئت ارائه نمود. در این مقاله تلاش گردیده است تا بر اساس تعریف مشخص شده از شعر هیئت شاخه‌های مختلف آن مشخص و برای هر یک نمونه‌هایی ذکر گردد. تعریف شعر هیئت«شعر هیئت شعری است دینی و آیینی که در هیئت‌های مذهبی، در مناسبت‌های سوگ و سور توسط ذاکر و مداح و گاه شاعر عرضه و اجرا می‌شود، با این تعریف شعر هیئت را به دو شاخه می‌توان تقسیم کرد؛ شاخة نخست شعری است که با بهره‌گیری از لحن و صوت توسط مداح و ذاکر اجرا می‌شود که ممکن است این شعر را خود مداح و ذاکر سروده باشد؛ یعنی شاعر و مداح یکی باشند و شاخة دوم که تقریباً از دهة ۸۰ در محافل مذهبی و هیئت مرسوم و رایج شده است، شعری است که شاعر ـ بدون صوت و لحن ـ به شیوة قرائت شعر و شعرخوانی آن را عرضه می‌کند.با این توضیح شعر هیئت از شعر آیینی مجالس شعرخوانی، سطحی ممتازتر و شاعرانه‌تر دارد؛ هر چند شعر هیئت خود شاخه‌ای از همان شعر آیینی محسوب می‌شود.شعر هیئت در قالب‌های گوناگون مانند: غزل، قصیده، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، رباعی، دوبیتی، بحرطویل، مثنوی و ... سروده می‌شود و گسترة آن شامل مرثیه، مولودیه، نوحه، مناجات و نیایش و مناسبت‌ها و ستایش شخصیت‌های مذهبی و دینی می‌شود.» در بررسی‌های این نوشتار موضوع فقط شعر برای هیات (یعنی شعری که مخصوص هیات و با نیت استفاده در هیات سروده شده) نیست و شعر در هیات (شعری با ارتباط مستقیم یا غیر مستیقیم با اهل بیت ع که می‌تواند در هیات استفاده شود) را نیز شامل می‌شود.ملاک‌های تفکیک اشعار:تفکیک زمانی:زبان اشعار را از نظر قدمت می‌توان به سه دسته کهن، معاصر و نومعاصر تقسیم نمود. نمونه‌هایی برای هر کدام در زیر ذکر گردیده است:زبان کهن : بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد.... (مرحوم مقبل)باز این چه شورش است که در خلق عالم است ... (محتشم کاشانی)ای در سفینه دو جهان ناخدا علی / ممسوس در حقیقت ذات خدا علیدر بدر، بدر بدری و در قدر، قدر قدر / هم هل اتی ست مدح تو هم لا فتی علی(غلامرضا سازگار)زبان معاصر:نشسته ام بنویسم که بال یعنی تو / عروج کردن سمت کمال یعنی تو (لطیفیان)دیگر شکستن ندارد ، بال و پر کوچک من / میترسم از هم بپاشد ، این پیکر کوچک من (احمد علوی)مولای ما نمونه دیگر نداشته است / اعجاز خلقت است و برابر نداشته است (سید حمید برقعی)این پسر كیست؟ كه گل صورت از او دزدیده است / سیزده بار زمین، دور قدش گردیده است (حیدر منصوری)زبان نو معاصر(مدرن)در ساعتی شگفت، مکعّب شکست و بعد / مردی به جای قبله ی مردم نشست و بعدرکعـت شـد و نمـاز شد و حمـد و سوره شد / آمـد طلسم مسجدیان را شکست و بعد (رضا جعفری)نمره ي صندلی ام باز در آمد ، هشت است / ساعت رفتن من نیز به مشهد ، هشت است همه جا مضربی از هشت و به تخت اعداد / آنکه امروز نشسته است به مسند هشت استبین ما مردم ایران نود و نه درصد / عدد حاجتمان پنج نباشد ، هشت استهشتمین بیت رسیده است که تاکید کنم / بهترین ساعت پرواز به مشهد ، هشت است(مهدی رحیمی)تفکیک درونمایه‌ای:از نظر درونمایه‌ی اشعار هیات را می‌توان به سه بخش زیر تفکیک نمود.اشعار مرثیه:در این گونه شعرها، شاعر بیشتر به مصائب اهل بیت می‌پردازد. در حال حاضر بیشترین حجم شعر هیئت به این نوع اشعار اختصاص دارد. غالبا هدف این نوع شعر تحریک عواطف مخاطبین و ایجاد ارتباط عاطفی بین مخاطب و اهل بیت علیهم السلام از طریق اشک و اندوه است. انواع مرثیهبیان ضمنی (روضه‌ی پوشیده):در این شیوه روضه ها و مصائب اهل بیت در قابل نمادها و با اشاره و کنایه بیان می‌گردد. نمونه‌هایی زیر از این دستند:علی اکبر که جوشن داشت آن شد / تو که جوشن نداری وای بر من (رضا جعفری)تو خودت قاسمی و سر زده تقسیم شدی / دو هجا بودی و حالا دو هجا بیشتری ( علی اکبر لطیفیان)شاید تو خواستی غزلی را که نذر توست / اینگونه زخم خورده و بی سر بیاورم یک قطعه خواندی از سر نی، شاعرت شدم / آن قطعه را نشد به غزل دربیاورم ( حسن بیاتانی)می خواست تا ببوسد و برگیردش ز خاک / قرآن او، ورق ورق و پاره پاره بود (علی انسانی)عصای پیری بابا مقابلم نشِکن / توان بده به منِ ناتوان علی اکبرکنار جسم تو رسم جهان عوض شده است / نشسته پیر کنار جوان علی اکبر (عطیه سادات حجتی)رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس / گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت (حافظ)بیان غیر مستقیم روضه‌های اهل بیت ع دارای مزایای زیر است:۱. بیشتر حفظ شدن حرمت۲. هنرمندانه (شاعرانه) تر شدن اثر۳. تاثیرگذاری عمیق تر و ماندگارترالبته این روش بیان مشکلاتی نیز دارد:۱. سختی سرایش آثار موفق از این دست۲. انس کمتر مخاطبین فعلی با این زبان۳. نیاز شاعر به تسلط و تجربه کافیبیان مستقیم (روضه مقتلی)در این شیوه مصائب اهل بیت ع به صورت مکشوف‌تر و با عنایت به متن مقاتل بیان می‌گرددخون گریه می کنند چرا نعل اسب ها / سخت است روضه ی تن در خون تپیده ات (جواد شرافت)تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد / هیچ کس حدس نمی‌زد که چنین سر برسد (علیرضا لک)تا لاله گون شود کفنم بیشتر زدند / از قصد روی زخم تنم بیشتر زدندقبل از شروع ذکر رجز مشکلی نبود / گفتم که زاده ی حسنم بیشتر زدند ( عباس احمدی)من قاسمم مجتبی را نور عینم من حافظ پرچم سرخ حسینمغرق به خون گردیده همه اعضایم ببین عمو جان شکست استخوانهایمبنما نظاره عمو جان سوی میدان شد بدنم پایمال سم اسبان ( نوحه)بیان جزیی‌نگر (روضه فجیع)این شیوه غالبا با هدف تحریک عواطف دلسوزانه به کار گرفته می‌شود. شاعر در اینگونه شعرها قصد آن دارد تا با خاص و سخت جلوه دادن جراحات و مصائب حس ترحم مخاطب را برانگیزد. بنابراین ناخودآگاه جنبه جسمانی وجود مقدس اهل بیت ع بسیار پررنگ می‌شود تا مخاطب بتواند با درد و رنجها هم‌ذات پنداری کرده و برای اهل بیت هم مانند هر انسان مصیبت زده دیگری از سر ترحم اشکی بریزد. بدین ترتیب ویژ‌گی خاص مصائب اهل بیت که همانا مفاهیم عاشقانه، عارفانه و پرشکوه آنهاست کمرنگ می‌شود.همچنین بازسازی تصاویر جزئی از جراحات در ذهن مخاطب، ناخودآگاه شأن و تصویر نورانی و ملکوتی و با عظمت این ذوات مقدس را خدشه دار نموده و احتمال اینکه زبانِ حال‌ها موجب تضعیف و وهن گردد در اینگونه شعرها بسیار بیشتر می‌شود.نعل تازه چقدر سفت و زمخت است حسین / زیر پای سم اسبان بدنت چسبیدهبر سرت شانه زدی یا که عمودت زده اند / سر تو پهن شده شانه به سر چسبیدهبه زور ِ نيزه دهان تو وا شد و دیدم ...با خنجرش به روی گلو تا دوازده هی ضربه زد به سختی و آخر جداش کردمدحی:این نوع شعر که در مدح و توصیف اهل بیت ع است بیشتر شامل مولودی‌ها و وصفها و حماسه‌هایی است که به اوصاف کمال و جمال عرشی و فرشی اهل بیت ع می‌پردازد. شعر حماسی را هم می‌توان زیر مجموعه‌ای از شعر مدحی در نظر گرفت که به دلیل اهمیت و فضای ویژه آن، به صورت جداگانه به آن پرداخته‌ایمكس نيست اين چنين اسد بي بدل كه تو / كس نيست اين چنين همه علم و عمل كه تو ( محمد سهرابی)راه او سخت بود و آسان شد ، مرد ده ساله ای مسلمان شد / وپس از نام او خدا فرمود که علیه سلام بگذارند ( احمد علوی)زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت / توحید انعکاس نمایانتری نداشت ( لطیفیان)وقتش رسیده تا به تن قبله جان دهند / در قاب کعبه وجه خدا را نشان دهند (محسن عرب‌خالقی)حماسی:در این نوع شعر با زبانی شور انگیز و حماسی به بیان رشادت ها و عظمت‌های اهل بیت ع پرداخته ‌می‌شود:تیغ را بالا که بردی آسمان رنگش پرید / تا فرود آمد زمین خود را کمی پایین کشیدذوالفقار آنگونه با سرعت به هر کس خورده است/ مدتی مبهوت مانده تا بفهمد مرده است دسته ذوالفقار می‌داند قدرت دست شیر یعنی چه؟ / مرحب خیبری خبر دارد ضرب شست امیر یعنی چهتیغ با آن وزن در دستان تو مثل پر است / پر در آورده است حق دارد به دست حیدر است(قاسم صرافان)طوری ز چارچوب در قلعه کنده است / انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است (حمید برقعی)تفکیک زبانی:شعر هیئت را می‌توان از نظر نوع زبان نیز به سه دسته تقسیم کرد.انجمنی:این نوع شعر بیشتر با استفاده از بیان نمادها و اشاره‌ها و بیان غیر مستقیم و پرهیز از بردن اسامی خاص در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا/ سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت (حافظ)بگذار که این باغ درش گم شده باشد / گل‌های ترش برگ و برش گم شده باشدجز چشم به راهی به چه دل خوش کند این باغ / گر قاصدک نامه برش گم شده باشدپیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر / چون شیشه عطری که درش گم شده باشد....(سعید بیابانکی)چه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی / چه اشکها که در گلو، رسوب شد نیآمدیخلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن / خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیآمدیبرای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه / برای عده ای، ولی چه خوب شد نیآمدیتمام طول هفته را در انتظار جمعه ام / دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیآمدی(مهدی جهاندار)هیاتیتو آن دعای رسولی كه مستجاب شدی / برای خانه ی خورشید آفتاب شدییگانه دختر احمد شدن مراد نبود / برای ام ابیهایی انتخاب شدی ( علی اکبر لطیفیان)تو خودت خواسته ای دار و ندارم باشی/ کاش لطفی کنی و آخر کارم باشیقول دادی به همه پس به خدا می آیی / هر که یک بار بیاید تو سه جا می آیی (مجيد تال)سبکی:گونه‌ای دیگر از زبان شعر هیئت که می‌توان آن را زیر مجموعه زبان هیاتی هم حساب کرد، شعر سبکی است. که نوع مرثیه آنرا نوحه و شیوه مدحی آنرا مولودی می‌توان ‌نامند. شعر سبکی باید بیانی ساده، روان و خوش‌آهنگ داشته باشد. این نوع شعر اکثرا بر اساس ملودی (سبک) سروده می‌شود. ولی می‌تواند بدون ملودی هم در اوزان خوش‌آهنگ سروده و سپس بر روی آن سبک خوانش را ساخت. مرسوم ترین اشکال اجرای اشعار سبکی به شرح زیرند:زمینهواحدشورتکدودمهتفکیک منظری:عاطفی: بیان عاطفی یا حماسی با هدف بیشترین تاثیرگذاری بر احساسات مخاطبچقدر برتن تو پیرهن بزرگ شده؟! / تن تو آب شده یاکفن بزرگ شده؟! ( مهدی نظری)عارفانه: بیان نمادین عارفانه که دارای معانی عمیق در بطن شعر استبرای درددل تو مفید نیست کسی / وگرنه نامه برای مفید می آیدو حاجیان همه یک روز صبح می گویند: / چقدر بر تن کعبه سفید می آید (حسن بیاتانی)عاشقانه: بیان محبت آمیز و صمیمی و از نگاه عاشق به معشوقببند راه مرا با گشودن چشمت / به روی صید نباید که ذوالفقار کشید ( محمد سهرابیمن آمدم که تو را با سپاه و تیغ بگیرم / مرا به تیر نگاهی تو بی سپاه گرفتی (قاسم صرافان)عالمانه: بیان نظم گونه با اتکا بر روایات و واقعیتها با دخالت کمتر قوه خیال شاعرره توشه ي من ‌نيست به جز ‌حیر‌ا‌نی / جز ‌معصیت و جهالت و نادا‌نیشد آخر کار من، ولي دلگرمم / با لطف تو که ‌تُبدِ‌ئُ بِالاِحسا‌نِي ( یوسف رحیمی)تفکیک گویشی:گویش معیارگویش محاورهگویش محلیتفکیک سنی: بزرگسالکودک و نوجوانتفکیک موضوعی:هرموضوعی در شعر هیئت ویژگی‌های خاص خودش را دارد. حال و هوا و زبان و مضامین شعر تحت تاثیر مستقیم موضوع شعر هستند. به همین دلیل می‌توان تفاوتهای مشهودی را به عنوان مثال بین شعرهای عاشورایی و رضوی ع و یا اشعار فاطمی مشاهده نمود. حتی مختصات حاکم بر مرثیه‌های فاطمی س و عاشورایی نیز دارای تفاوتهایی است. شاخه‌های موضوع اصلی به همراه مهمترین کلید واژه‌های مرتبط آن در ادامه آمده است:اشعار مناجاتینجوا، بندگی، استغفار، ماه رمضاناشعار نبوینگاه جهانی، وحدت، قرآن، وحی، مکارم اخلاقاشعار علویحماسه، حکمت، ولایتاشعار فاطمیمقام زن، مظلومیت اهل بیت ع، دفاع از ولایت، عاطفه مادریاشعار عاشوراییپاکبازی، شهادت، صبر، مظلومیت اهل بیت، حماسهاشعار رضویرافت، کرامت، صمیمیت، ایرانی بودن، زیارتاشعار مهدویاجتماعی، انتقادی، انتظار، هجران، امام حی، منجیاشعار امامان غریبخطاب به همه اهل‌بیت سایر اشعار (امام زادگان، فرهنگ اهل بیت، حکمت و روایت، ادعیه، ماه رمضان، شهدا ... )تفکیک قالبیکلاسیکنیماییبحر طویلسپید و نثرشکسته ( متناسب با آهنگ)از اینجا/ صحنا رو / میزنم با مژه جارومستانه/ میچرخم / دور تو ضامن آهو!شاخه‌ بندی‌های شعر هیئتبر اساس اهمیت ملاکهای مشخص شده جهت شاخه بندی کامل اشعار هیات باید ترکیبی از دسته‌بندی‌های مختلف را بر اساس اهمیت و همچنین تعداد زیر دسته‌ها، ایجاد نمود. در شاخه بندی پیشنهادی اول که به نظر پرکاربرد تر نیز به نظر می رسد ملاک اصلی شاخه بندی معیارهای محتوای( درونمایه، موضوع و منظر) است.روش دوم که ملاک تفکیک زبانی است، روشی فرعی در شاخه بندی به نظر می‌رسد.شاخه‌بندی محتوایی  مرثیه  عاشورایی عاطفی عاشقانه فاطمیه سایر اهل بیت مدح عارفانه عاشقانه عالمانه حماسه مناجاتشاخه‌بندی زبانی (فرمی)  انجمنی معیار محاوره محلی هیاتی معیار محاوره محلی سبکی معیار محاوره محلیدر روش شاخه بندی می‌توان هر شعری را به زیر شاخه‌ مشخصی از درختواره انتساب داد ولی روش بر چسب گذاری که معمولا در فضای الکترونیک کاربرد دارد از این روش کامل تر به نظر می‌رسد. با انتساب برچسب های مختلف محتوایی و زبانی در دسته بندی‌های الکترونیک به راحتی و به صورت کامل می‌توان تعلق یک شعر را از جنبه‌های مختلف به هر دسته‌ای مشخص نمود و در جستجوها و آمارگیری‌ها از آن بهره گرفت.برچسب گذاری و آمار گیری از اشعاربا آمار گرفتن از یک مجموعه تصادفی از شعرهای معاصر و برچسب گذاری این آثار از نظر نوع، زبان و...، و با توجه به رابطه معنادار میان عرضه و تقاضا، می‌توان ارزیابی خوبی از واقعیتهای فضای شعر هیئت بدست آورد.درصد اشعار سروده شده با همه معیارهای مشخص شده زمانی، زبانی، محتوایی و ... می‌تواند بیانگر گرایش شعرای هر دوره به انواع مشخصی از شعر باشد.با انتخاب چندین جامعه آماری از سالهای قبل تا حال حاضر می‌توان روند حرکت شعر هیئت را رصد کرد و از همین روش می‌توان در پایش این تغییرات در آینده و ارزیابی اقدامات اصلاحی و برنامه‌های بهبود استفاده کرد.قاعدتا واحد شعری مورد نظر در برچسب گذاری کل ار است نه تک بیتها. به همین دلیل می‌توان بیتهای غالب کل اثر را ملاک گرفت و یا همزمان از دو برچسب مثلا حماسه و مرثیه برای یک شعر استفاده نمود.نمونه‌ای از جدول پیشنهادی جهت بر چسب گذاری هدفمند اشعار در زیر آمده است:شعر شاعر موضوع زمان درونمایه نوع مرثیه زبان منظر گویش قالبخون گریه می کنند چرا نعل اسب ها سید جواد شرافت عاشورایی معاصر مرثیه مستقیم ترکیبی عاطفی معیار غزلپرسشنامه پیشنهادی:استفاده از پرسشنامه و تحقیقات میدانی می‌تواند پایه خوبی جهت ارزیابی دقیقتری از نوع نگاه مخاطبین شعر هیئت از نظر ذهنی، ذوقی و معرفتی نسبت به انواع مختلف شعر باشد. این پرسشنامه ها می‌تواند به صورت دوره‌ای پس از اجرای راهکاری پیشنهادی مجددا مورد استفاده قرار گرفته و میزان بهبود احتمالی را مشخص سازد. سن: تحصیلات: محل تولد:۱. آیا به صورت مستمر در جلسات هیات شرکت می‌کنید؟۲. بیشتر به نوع خواندن کدام مداح علاقه مندید؟۳. بیشتر به شعر کدامیک از شعرای اهل بیت علاقه مندید؟۴. چقدر از شعرهایی که در هیاتها خوانده می‌شود راضی هستید؟۵. به چه نوع شعری بیشتر علاقه مندید؟ روضه □ مدح □ حماسه □۶. میزان علاقه خود به اشعار زیر را مشخص کنید از ۵- الی ۵یک نمونه کهن یک نمونه معاصر یک نمونه نو معاصر یک نمونه حماسی یک نمونه مدحی یک نمونه روضه‌ای یک نمونه انجمنی یک نمونه هیاتی یک نمونه ترکیبی یک نمونه عاطفی یک نمونه عارفانه یک نمونه عالمانه ۷. یک یا چند مورد از شعرهایی که بیشترین تاثیر را بر روی شما داشته است بنویسید:جدول ارتباطی مخاطبین با انواع شعربا کمک این جداول می‌توان ارتباط میان انواع مختلف اشعار موجود در هیات را با انواع مخاطبین تعریف و در تحلیل فضای شعر هیئت از آن استفاده نمود. نمونه ای از این جداول ارتباطی در ادامه آمده است. بجای علامت * به معنای کاملا مرتبط و علامت + به معنای نسبتا مرتبط، می‌توان از وزن عددی یا درصد نیز استفاده نمود.راه بدست آوردن دقیقتر میزان ارتباط هر سطر و ستون استفاده از پرسشنامه و تحقیقات میدانی است.سن مخاطب تفکیک زمانی تفکیک درونمایه‌ای تفکیک زبانی تفکیک منظری¬ کهنسال میانسال جوان کهن معاصر نو معاصر حماسی مدحی روضه‌ای انجمنی هیاتی سبکی عاطفی عارفانه عالمانهکهنسال * + * * + * + +میانسال * + + * * * * + جوان + * * * * + * * * کهن * * + + + * * +معاصر + + + * * * + + + نو معاصر * + * * * * * * حماسی * + * + * + مدحی + + * + + * * * * * * +روضه‌ای * * * + * * * + * انجمنی + + * * * + هیاتی * * * * * * * * * * + سبکی + * * + * + * + * + عاطفی * * * + * * * * + * * عارفانه + + * + + * + + عالمانه + + + ویژگی‌های شناخته شده در شعر هیئتموارد زیر مبتنی بر تجربیات و مشاهدات نویسنده است و با استفاده از پرسشنامه و مطالعات میدانی می‌توان میزان وقوع هر آسیب را به صورت دقیقتری تخمین زد. گرایش به روضه‌های شدید و فاشگرایش به روضه‌های ابداعیگرایش به مبالغه در مدح و حماسهفراوانی اشعار ساده (عاطفی) نسبت به شعرهای عمیق (عارفانه، عاشقانه و عالمانه)فراوانی مرثیه نسبت به حماسه در اشعاراشتباه گرفتن تعریف سادگی و روانی شعر هیئت با غیر ادبی بودن آنپژوهش‌های تکمیلی پیشنهادیدریافت اطلاعات میدانی از طریق پرسشنامه برچسب گذاری و دسته‌بندی اشعار هیات در بازه‌های زمانی مختلفتحلیل داده‌های آماری بدست آمدهجمع آوری نمونه‌های اولیه موفق و ناموفق شعری در هر حوزهتعیین شاخصهای نقد و ملاکهای ارزشگذاری برای انواع شاخه‌های شعر هیئتمنابع۱. مقاله "شعر هیئت، تعریف، ویژگی‌ها، ابعاد و قالب‌ها" ، محمدرضا سنگری، پایگاه وب بنیاد دعبل خزاعی، ۱۳۹۲.۲. پایگاه‌های اینترنتی اشعار اهل بیت. ]]> ادب Thu, 19 Sep 2013 13:55:34 GMT http://deabel.org/vdcevn8z.jh8fei9bbj.html نشست چهارم شعر هیئت :‌مخاطب‌شناسی شعر هیئت http://deabel.org/vdcf1tdy.w6dejagiiw.html مخاطب‌شناسی شعر هیئتقاسم صرافان۱ مقدمهدر این نوشتار تلاش گردیده است که با دسته بندی مخاطبین شعر هیات بر اساس انواع معیارهای موجود، مانند شرایط سنی، اقلیمی و ... تصویری دقیق تر از وضع موجود ارائه نمود. شناخت انواع شعر و ارتباط دسته‌های مختلف مخاطبین با هر یک از آنها می‌تواند منتهی به ایجاد جداولی گردد که در تحلیل وضعیت مخاطبین شعر هیات قابل استفاده خواهد بود.همچنین با ارائه نمونه‌هایی از هر دسته می‌توان در قالب پرسشنامه هایی به ذهنیت مخاطبین در مورد هر یک از انواع شعر پی برد.همین روش در مورد انواع جلسات مداحی نیز قابل تعمیم می‌باشد و میزان اقبال مخاطبین به یک جلسه یا مداح خاص، می‌تواند در شناخت بهتر ذهنیت مخاطبین شعر هیات تعیین کننده باشد.البته این مقاله بیشتر به روشهایی پرداخته است که می‌تواند پس از اجرا و انجام مطالعات میدانی و پر کردن پرسشنامه‌ها به نتایج قابل تحلیل منتهی شود. بدیهی است که نتایج نهایی قابل ارزیابی پس از جمع آوری اطلاعات آماری بر اساس روشها و پرسشنامه‌ها و معیارهای مطرح شده در این مقاله، حاصل خواهد گردید.ملاکهای تفکیک مخاطب:۱.۱ تفکیک کیفی:• خاص:o مخاطبین هیاتیo مخاطبین ادبی• عام:o مخاطبین مذهبیo مخاطبین معمولی۱.۲ تفکیک سنی: • کهنسال• میانسال• جوان• کودک و نوجوان۱.۳ تفکیک اقلیمی:بر اساس شرایط اقلیمی در مناطق مختلف کشور و بر اساس شرایط فرهنگی و تاریخی حاکم ، ذائقه شعری مخاطبین متفاوت خواهد شد.۱.۴ تفکیک فضایی:• هیاتی: مسجد، حسینیه، تکیه، منزل و ...• سالنی: اداره، مدرسه، دانشگاه، شب شعر و ...۱.۵ تفکیک جلسه‌ای:• روضه محور: علی انسانی، حسن خلج• سبک محور : محمود کریمی، محمد طاهری،• محتوا محور: مهدی میرداماد، میثم مطیعی• شور محور: جواد مقدم، حمید علیمی۱.۶ سایر معیارها : • تفکیک جنسیتی • تفکیک معرفتی۲ ملاک‌های تفکیک اشعار:۲.۱ تفکیک زمانی:• کهن : o بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد.... (مرحوم مقبل)o باز این چه شورش است که در خلق عالم است ... (محتشم کاشانی)o ای در سفینه دو جهان ناخدا علی / ممسوس در حقیقت ذات خدا علیدر بدر، بدر بدری و در قدر، قدر قدر / هم هل اتاست مدح تو هم لا فتی علی (غلامرضا سازگار)• معاصر:o نشسته ام بنویسم که بال یعنی تو / عروج کردن سمت کمال یعنی تو (لطیفیان)o دیگر شکستن ندارد ، بال و پر کوچک من / میترسم از هم بپاشد ، این پیکر کوچک من (احمد علوی)o مولای ما نمونه دیگر نداشته است / اعجاز خلقت است و برابر نداشته است (سید حمید برقعی)o این پسر كیست؟ كه گل صورت از او دزدیده است / سیزده بار زمین، دور قدش گردیده است (حیدر منصوری)• نو معاصر(مدرن)o در ساعتی شگفت، مکعّب شکست و بعد / مردی به جای قبله ی مردم نشست و بعدرکعـت شـد و نمـاز شد و حمـد و سوره شد / آمـد طلسم مسجـدیـان را شکــست و بعد (رضا جعفری)o نمره ي صندلی ام باز در آمد ، هشت است / ساعت رفتن من نیز به مشهد ، هشت است همه جا مضربی از هشت و به تخت اعداد / آنکه امروز نشسته است به مسند هشت استبین ما مردم ایران نود و نه درصد / عدد حاجتمان پنج نباشد ، هشت استکربلایی ست دلم در وسط مشهد تو / کسر بر نُه شود هفتاد و دو درصد ، هشت استعلی و فاطمه را هشت عدد حرف بس است / حاصل ضرب دو تا اسم محمد ، هشت استعدد چهار همان پرچم سبز حرمت / یازده شکل دو گلدسته و گنبد ، هشت استهفتِ بی تاب ترینت لب پایین من است / گر برویش لب بالایی مرقد ، هشت استهشتمین بیت رسیده است که تاکید کنم / بهترین ساعت پرواز به مشهد ، هشت است(مهدی رحیمی)۲.۲ تفکیک گونه‌ای:• حماسی:o تیغ را بالا که بردی آسمان رنگش پرید / تا فرود آمد زمین خود را کمی پایین کشیدذوالفقار آنگونه با سرعت به هر کس خورده است/ مدتی مبهوت مانده تا بفهمد مرده است (قاسم صرافان)o طوری ز چارچوب در قلعه کنده است / انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است (حمید برقعی)• مدحی:o «لا اله»َم ! کجای «الا» یی؟ روح دریا ! کجای دریایی؟ / مثل آبی به چشم ماهی‌ها، ای «هوالظاهر»ی که پیدا نیست ( قاسم صرافان)o كس نيست اين چنين اسد بي بدل كه تو / كس نيست اين چنين همه علم و عمل كه تو ( محمد سهرابی)o راه او سخت بود و آسان شد ، مرد ده ساله ای مسلمان شد / وپس از نام او خدا فرمود که علیه سلام بگذارند ( احمد علوی)o زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت / توحید انعکاس نمایانتری نداشت ( لطیفیان)o وقتش رسیده تا به تن قبله جان دهند / در قاب کعبه وجه خدا را نشان دهند ( محسن عرب خالقی)• روضه‌ای:o شاید تو خواستی غزلی را که نذر توست / اینگونه زخم خورده و بی سر بیاورمیک قطعه خواندی از سر نی، شاعرت شدم / آن قطعه را نشد به غزل دربیاورم ( حسن بیاتانی)o تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد / هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد (علیرضا لک)o عصای پیری بابا مقابلم نشِکن / توان بده به منِ ناتوان علی اکبرکنار جسم تو رسم جهان عوض شده است / نشسته پیر کنار جوان علی اکبر (عطیه سادات حجتی)o تا لاله گون شود کفنم بیشتر زدند / از قصد روی زخم تنم بیشتر زدندقبل از شروع ذکر رجز مشکلی نبود / گفتم که زاده ی حسنم بیشتر زدند ( عباس احمدی)o علی اکبر که جوشن داشت آن شد / تو که جوشن نداری وای بر من (رضا جعفری)o تو خودت قاسمی و سر زده تقسیم شدی / دو هجا بودی و حالا دو هجا بیشتری ( علی اکبر لطیفیان)تفکیک زبانی:• انجمنی:o بگذار که این باغ درش گم شده باشد / گل‌های ترش برگ و برش گم شده باشدجز چشم به راهی به چه دل خوش کند این باغ / گر قاصدک نامه برش گم شده باشدپیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر / چون شیشه عطری که درش گم شده باشد....(سعید بیابانکی)o چه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی / چه اشکها که در گلو، رسوب شد نیآمدیخلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن / خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیآمدیبرای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه / برای عده ای، ولی چه خوب شد نیآمدیتمام طول هفته را در انتظار جمعه ام / دوباره صبح، ظهر، نه، غروب شد نیآمدی(مهدی جهاندار)• هیاتیo تو آن دعای رسولی كه مستجاب شدی / برای خانه ی خورشید آفتاب شدییگانه دختر احمد شدن مراد نبود / برای ام ابیهایی انتخاب شدی ( علی اکبر لطیفیان)o تو خودت خواسته ای دار و ندارم باشی/ کاش لطفی کنی و آخر کارم باشیقول دادی به همه پس به خدا می آیی / هر که یک بار بیاید تو سه جا می آیی (مجيد تال)• ترکیبیo خون گریه می کنند چرا نعل اسب ها / سخت است روضه ی تن در خون تپیده اتبر بیت بیت پیکر تو خیره مانده ام / آه ای غزل! چگونه ببینم قصیده ات! ( جواد شرافت)o پدر! آخر چرا دنیا به ما آسان نمی گیرد؟ / غروب غربت ما از چه رو پایان نمی گیرد؟پدر! حالا که تو در آسمان هستی بپرس از ابر / که من از تشنگی پر پر زدم، باران نمی گیرد؟علی اکبر پس از این شانه بر مویم نخواهد زد / علی اصغر سر انگشت مرا دندان نمی گیردبه بازی باز هم خود را به مردن زد عمو جانم / ولی با بوسه هایم چون همیشه جان نمی گیردنگاه عمه طعم اشک دارد، امشب تلخی ست / دل دریایی او بی دلیل این سان نمی گیردنمی دانم چرا این ذوالجناح مهربان امشب / تمرّد می کند، از هیچ کس فرمان نمی گیردپدر! می ترسم، این تشویش را پایان نخواهی داد؟ / دلم آرام جز با چند خط قرآن نمی گیرد(آرش شفاعی)۲.۳ تفکیک محتوایی:• عاطفی: بیان عاطفی یا حماسی با هدف بیشترین تاثیرگذاری بر احساسات مخاطبo چقدر برتن تو پیرهن بزرگ شده؟! / تن تو آب شده یاکفن بزرگ شده؟! ( مهدی نظری)• عارفانه: بیان نمادین عارفانه و عاشقانه که دارای معانی عمیق در بطن شعر استo برای درددل تو مفید نیست کسی / وگرنه نامه برای مفید می آیدo و حاجیان همه یک روز صبح می گویند: / چقدر بر تن کعبه سفید می آید (حسن بیاتانی)• عالمانه: بیان نظم گونه با اتکا بر روایات و واقعیتها با دخالت کمتر قوه خیال شاعرo ره توشه ي من ‌نيست به جز ‌حیر‌ا‌نی / جز ‌معصیت و جهالت و نادا‌نیo شد آخر کار من، ولي دلگرمم / با لطف تو که ‌تُبدِ‌ئُ بِالاِحسا‌نِي ( یوسف رحیمی)۳ جدول ارتباطی مخاطبین با انواع شعربا کمک این جداول می‌توان ارتباط میان ابعاد مختلف اشعار موجود در هیات را تعریف و در تحلیل فضای شعر هیات از آن استفاده نمود. نمونه ای از این جداول ارتباطی در ادامه آمده است. بجای علامت * به معنای کاملا مرتبط و علامت + به معنای نسبتا مرتبط، می‌توان از وزن عددی یا درصد نیز استفاده نمود.راه بدست آوردن دقیقتر میزان ارتباط هر سطر و ستون استفاده از پرسشنامه و تحقیقات میدانی است.¬ کهنسال میانسال جوان کهن معاصر نو معاصر حماسی مدحی روضه‌ای انجمنی هیاتی ترکیبی عاطفی عارفانه عالمانهکهنسال * + * * * + +میانسال * + + * * + * + جوان + * * * * + * * * کهن * * + + + * * +معاصر + + + * * * + + + نو معاصر * + * * * * * * حماسی * + * + * + مدحی + + * + + * * * * * * +روضه‌ای * * * + * * * + * انجمنی + + * * * + هیاتی * * * * * * * * * * + ترکیبی + * + * + * + * + عاطفی * * * + * * * * + * * عارفانه + + * + + * + + عالمانه + + + ۴ پرسشنامه پیشنهادی:استفاده از پرسشنامه و تحقیقات میدانی می‌تواند پایه خوبی جهت ارزیابی دقیقتری از شرایط و سطح مخاطبین شعر هیات از نظر ذهنی، ذوقی و معرفتی باشد. این پرسشنامه ها می‌تواند به صورت دوره‌ای پس از اجرای راهکاری پیشنهادی مجددا مورد استفاده قرار گرفته و میزان بهبود احتمالی را مشخص سازد. همچنین با قراردادن شعرهای آسیب دار و ضعیف می‌توان قدرت تشخیص مخاطب را مورد سنجش قرار داد.سن: تحصیلات: محل تولد:۱. آیا به صورت مستمر در جلسات هیات شرکت می‌کنید؟۲. بیشتر به نوع خواندن کدام مداح علاقه مندید؟۳. بیشتر به شعر کدامیک از شعرای اهل بیت علاقه مندید؟۴. چقدر از شعرهایی که در هیاتها خوانده می‌شود راضی هستید؟۵. به چه نوع شعری بیشتر علاقه مندید؟ روضه □ مدح □ حماسه □۶. میزان علاقه خود به اشعار زیر را مشخص کنید از ۵- الی ۵• یک نمونه کهن • یک نمونه معاصر • یک نمونه نو معاصر • یک نمونه حماسی • یک نمونه مدحی • یک نمونه روضه‌ای • یک نمونه انجمنی • یک نمونه هیاتی • یک نمونه ترکیبی • یک نمونه عاطفی • یک نمونه عارفانه • یک نمونه عالمانه ۷. یک یا چند مورد از شعرهایی که بیشترین تاثیر را بر روی شما داشته است بنویسید:۵ برچسب گذاری و آمار گیری از اشعاربا آمار گرفتن از یک مجموعه تصادفی از شعرهای معاصر و برچسب گذاری این آثار از نظر نوع، زبان و...، و با توجه به رابطه معنادار میان عرضه و تقاضا، می‌توان ارزیابی خوبی از میانگین ذائقه مخاطبین شعر هیات بدست آورد.درصد اشعار سروده شده با همه معیارهای مشخص شده زمانی، زبانی، محتوایی و ... می‌تواند به صورت ضمنی بیانگر تاثیر میزان استقبال مخاطبین بر نوع سرایش شعرا باشد۶ آسیب‌های شناخته شده مخاطب۶.۱ گرایش به روضه‌های شدید و فاش۶.۲ گرایش به روضه‌های ابداعی۶.۳ گرایش به مبالغه در مدح و حماسه۶.۴ عدم تشخیص کامل شعرهای موهن و ضعیف۶.۵ رکود ذوقی (عدم پرورش و ارتقاء ذائقه در طول زمان)۶.۶ توجه بیشتر به صدا و شخص خواننده بجای توجه به محتوای شعر۶.۷ فقدان استقلال ذوقی و تحت تاثیر جو بودنراهکارهای پیشنهادی:۶.۸ استفاده بیشتر از شعر خوانی شعرا در جلسات هیات۶.۹ حضور مداحان در جلسات نقد شعر۶.۱۰ حرکت شعرا به سمت سرایش شعرهای سهل ممتنع۶.۱۱ تاکید بیشتر مداحان بر ابیات معرفتی اشعار بجای ابیات صرفا عاطفی۶.۱۲ استفاده بیشتر مداحان از شعرهای ترکیبی و انجمنی۶.۱۳ ایجاد وبسایتی جهت ارزشگذاری و رتبه بندی آثار در رسانه۶.۱۴ استخراج شاخص های ارزشگذاری و نقد ویژه هر یک از انواع شعر۶.۱۵ پخش هدف مند شعرها و مداحی ها توسط رسانه با مشورت شورای شعر هیات۶.۱۶ برگزاری برنامه‌های هدفمند برای مخاطبین هیاتها (مثل مسابقه تشخیص نقاط ضعف و قوت اشعار) ]]> ادب Thu, 22 Aug 2013 13:57:48 GMT http://deabel.org/vdcf1tdy.w6dejagiiw.html نشست سوم شعر هیئت : روش های انتخاب و عرضه شعر http://deabel.org/vdchvmnz.23nqmdftt2.html روش‌های انتخاب و عرضۀ شعر هیئتدکتر اسماعیل امینیمقدمه:شعر به عنوان هنر ملی مردم ایران ، تا پیش از ظهور و گسترش رسانه‌های جدید ، مؤثرترین رسانۀ اجتماعی و فرهنگی بوده است ، به گونه‌ای که نهادهای اجتماعی ، مراکز قدرت ، جریان های فکری و فلسفی ، برای رساندن پیام خود به مخاطبان از ظرفیت‌های شعر بهره برده‌اند.ماندگاری و گسترش مخاطبان ،بسیاری از نام‌ها ، رخدادها و اندیشه‌ها ، بیش از آن که حاصل ویژگی‌های ذاتی آن ها باشد، مرهون عرضۀ آنها در بیان شعری است.سخن منظوم و مخیل ، در میان مردم فراتر از سخن های معمول و متداول در گفت و گوها تلقی می‌شود و درست یا نادرست، اغلب مردم آن را برتر از نثر می‌پندارند؛ گویی کسی که می‌تواند سخن موزون و آهنگین و قافیه دار بیافریند، توانایی ماورایی دارد.سِحرِ سخنِ شاعرانه تا آن پایه است که بسیاری از مخاطبان، بیش از آن که در محتوای سخن تأمل کنند و به درستی و نادرستی آن بیندیشند،مسحور ترنم و نظام کلمات و دل انگیزی تصویرها می‌شوند ؛ این انفعال عاطفی گاهی شرایطی را فراهم می آورد که برای مخاطب شعر ، مجالی برای استدلال و تفکر منطقی باقی نمی گذارد.قدرت القایی و تلقینی شعر، در ملازمت با خیال انگیزی و تأثیر گذاری عاطفی ، راه را بر استدلال عقلانی می بندد؛ این ویژگی شعر اگر در بازآفرینی تجربه های عاطفی ، به یاری شاعران بیاید، برای مخاطبان نیز، لذت سهیم شدن در تجربه ها و حالات ناب روحی ایشان را به ارمغان می آورد.اما آن گاه که در پرتو خیره کنندۀ سِحرِ سخنِ شاعرانه،مرز میان واقعیت و خیال ، رنگ می بازد، زمینه ای مناسب برای فریب و تحریف و دگرگونی واقعیت ها فراهم می آید.نمونۀ بارز این فریبکاری و دگرنمایی واقعیت ها، انبوهی از سروده هایی است که درستایش از امیران جور و شاهان ستمگر ساخته شده ، با تمام اغراق های نامعقول و داعیه های بی اساس که در این گونه سروده ها رایج است.استفاده از شعر در هیئت های مذهبی ، سنتی است که از لحاظ قدمت با پیشینۀ تاریخی شکل گیری هیئت ها ، برابری می کند. این رسم اگرچه در گذار زمان تغییراتی کرده اما به هر حال ملازمت شعر و هیئت های مذهبی ، هرگز دچار وقفه و گسست نشده است.با توجه به این پیوستگی دیرپای و اهمیتی که شعر،در هیئت های مذهبی دارد، در این نوشته تأملی خواهیم داشت بر موضوع روش های انتخاب و عرضۀ شعر هیئت ، باشد که طرح این موضوع مقدمۀ شکل گیری مباحث علمی دقیق تر و گسترده تر گردد.روش‌های انتخاب و عرضۀ شعر هیئتبنیان مطالعات نظری و کاربردی هنر شاعری، بر مجموعه‌ای از مباحث زیبایی‌شناسی است به نام «علوم بلاغی»، مبنای بلاغت در سخنوری براساس بحث دربارۀ وجوه تحسین کلام است که در نهایت منجر می شود به تعریف بلاغت ؛ یعنی تطبیق کلام با مقتضای حال. دربارۀ «مقتضای حال» در این تعریف چند نظر وجود دارد :نخست اولویت مقتضای حال مخاطب ، دوم اهمیت مقتضای حال موضوع و سوم توجه به مقتضای حال خودِ کلام.۱- مقصود از تطبیق کلام با مقضای حال مخاطب این است که ، شاعر در هنگام سرودن شعر، برای سخن خویش مخاطب مفروضی دارد که براساس ذوق و پسند و احوال او، سخن سرایی می کند؛ چنان که مثلا شعری که برای قرائت در میان اهل فضل و سخن شناسان سروده می شود با شعری که برای مخاطب عام است تفاوت دارد.۲- مقصود از تطبیق کلام با مقتضای موضوع ، این است که تمام عناصر سازندۀ شعر( وزن، قافیه، دایرۀ واژگانی،صور خیال، مضامین و...) در نهایت درخدمت موضوع اصلی شعر هستند بنابراین تناسب آن ها با موضوع شعر ، الزامی است ؛ چنان که مثلا شیوۀ سخن در حماسه با تغزل ، تمایز آشکار دارد و بر همین سیاق شعر حکمی با شعر توصیفی در عناصر شعری متمایز است.۳- مقصود از تطبیق کلام با مقتضای کلام ، این است که اجزای سخن با یکدیگر و با نظام کلی حاکم بر متن ، سازگاری داشته باشند.این سازگاری اعم از تناسب های معنایی، شیوایی و موزونی،همسانی لحن و سایر وجوه مرتبط با صورت و محتوای زبان و بیان شعر است. ۱- ملاحظات مربوط به روش‌های انتخاب شعر هیئت ۱ـ۱) ملاحظات محتوایی شعر هیئت در تمام گونه‌هایش، به‌شدت وابسته به محتوا و درونمایه است؛ بنابراین، ملاحظات محتوایی در انتخاب شعر هیئت، بر سایر ویژگی‌ها، تقدم دارد.محتوای شعر انتخاب شده ، برآمده از نگاهی است که کاربران شعر هیئت ( ذاکران و مداحان) به اهداف و کارکردهای محافل دینی دارند.دربارۀ این اهداف ، مباحث نظری فراوانی مطرح است ، اما سه نوع نگاه در این زمینه به عنوان نگاه های رایج و کاربردی وجود دارد:الف ) گزاره های کلی عقیدتی و عاطفی دربارۀ اهداف تشکیل هیئت ، نظیر ( ایفای وظیفۀ دینی ، نوکری اهل بیت ،ادای نذر و از این قبیل) این گونه بیان اهداف ، با تمام ارجمندی آن ،چون وابسته به نیات درونی انسان است ، قابل ارزیابی علمی و سنجش کمی و کیفی نیست.ب) گزاره های کاربردی و غیر رسمی دربارۀ اهداف تشکیل هیئت ، نظیر ( ۱- جذب مخاطبان پرشمار۲- معرفی متولیان و برگزار کنندگان مجلس و از جمله ذاکران وخوانندگان به جامعه و رسانه ها۳- رقابت با هیئت های دیگر و پیشی گرفتن از آن ها ۴- زمینه سازی برای طرح اندیشه ها و تحلیل های مورد نظر برگزارکنندگان هیئت در موضوعات روز ۵- انگیزه های صنفی ، قومی ، منطقه ای ، اداری و جناحی)ج) گزاره های سنتی دربارۀ اهداف تشکیل هیئت ؛ نظیر ( ۱- ادامۀ رسم موروثی در یک خانواده یا یک واحد اجتماعی بزرگتر ۲- برگزاری هیئت به عنوان یک آیین مذهبی در زمرۀ آیین های مرسوم دیگر)با تأملی در این گزاره ها ، می توان دریافت که فرآیند سفارش شعر یا انتخاب آن ، چگونه با اهداف کاربردی تشکیل هیئت پیوستگی دارد.چنان که مثلا در هیئت هایی با اهداف سنتی، شعرهای انتخاب شده از میان آثار مأنوس برای مخاطبان است که تداعی کنندۀ خاطرات و پیشینۀ هیئت وبانیان آن می‌تواند باشد.و یا در هیئت هایی با اهداف جناحی ، شعرهای انتخاب شده ، از میان آثاری است که ادبیات رسانه‌ای و اصطلاحات متداول در تحلیل های سیاسی در آن ها دیده می شود.۲ـ۱) اصول کلی حاکم بر ملاحظات محتوایی انتخاب شعرالف) صحت مطالب مطرح شده در متن شعر از لحاظ تطبیق آن ها با منابع معتبر تاریخیب) دقت در نوع نگاه وشیوۀ تحلیل رخدادها و داوری ها و انطباق آن ها با تعالیم دینی و اعتقادی شیعیج) توجه به شرایط زمان و حساسیت های موجود در زمینه های مرتبط با مسائل قومی و اختلافات میان مذاهب مختلف اسلامید) تبعیت از رهنمودهای مراجع دینی در زمینۀ وظایف و کارکردها و روش های مشروع و مقبول تبلیغ دینی در هیئت های مذهبی۲- ملاحظات ادبی مربوط به روش‌های انتخاب شعر در تداول عام ، اهمیت محتوایی شعر هیئت و تقدس موضوعات آن به گونه ای است که رعایت قواعد رایج ادبی در آن ها چندان ضروری به نظر نمی رسد، به ویژه با توجه به آن که مخاطبان این گونه اشعار از اقشار مختلف مردم هستند و ممکن است ، چندان با مسائل نظری شعر آشنا نباشند و به همین دلیل حساسیتی نسبت به ارجمندی ادبی شعر نداشته باشند.اما ضرورت توجه به استحکام ادبی شعر هیئت ، نه به این دلیل است که هیئت های مذهبی لزوما به محافل ادبی شباهتی دارند ویا مخاطبان این گونه شعرها دارای دانش وسیع ادبی هستند؛ بلکه از آن رو که مجموعۀ علوم بلاغی و دانش های ادبی ، با هدف بررسی وجوه تحسین کلام و روش های مؤثر سخن گفتن با مخاطبان ، پدید آمده است ، آشنایی با مبانی بلاغت و توجه به آن ها در انتخاب اشعار ضروری است.۱ـ۲) اصول کلی حاکم بر ملاحظات ادبی در انتخاب شعر هیئتالف) سلامت زبان شعر از لحاظ رعایت قواعد دستوری ب) انسجام زبانی و رسایی متن برای سهولت ارتباط با مخاطبانج) رعایت قواعد ابتدایی شعر ، از قبیل قواعد وزنی، اصول قافیۀ صحیح، ایجاز و فصاحتد) توجه به خلاقیت و طراوت بیان شعری و پرهیز از تکرار و تقلید و استفاده از صور خیال و استعاره ها و تشبیهات دست فرسودی که قدرت خیال انگیزی و تأثیرشان را از دست داده اند.ه) توجه به این نکته که شعر هیئت ، از انواع سخن خطابی است ، یعنی از طریق شنیداری و فی‌المجلس عرضه می شود ، بنابراین تمامی عناصر شعر از جمله زبان، بیان، نمادها ، خط روایت ، ساختار معنایی و طول متوسط عبارات باید به گونه ای باشد که مانع برقرای ارتباط با مخاطب نشود.۳- ملاحظات کاربردی در انتخاب شعر هیئتمقصود از ملاحظات کاربردی ، مجموعه ای است از نکاتی که مربوط به نوع استفاده و زمان و مکان ونوع مجلس و طیف مخاطبان شعر است.چنان که مثلا وقتی در یک هیئت ،اکثریت اعضا از دانشگاهیان هستند در انتخاب شعر باید سطح دانش و پسند ایشان ، ملحوظ گردد.ویا هنگامی که هیئت برای مخاطبان کودک و نوجوان تشکیل شده، طبعا نوع شعر انتخابی با توجه به احوال ایشان خواهد بود.۱ـ۳) اصول کلی حاکم بر ملاحظات کاربردی در انتخاب شعر هیئتالف) توجه به طیف مخاطبان و سطح دانش و پسند ایشان به هنگام انتخاب شعرب) توجه به شرایط زمانی ( از جمله مناسبت ها) و مکانی ( شهر و محله و فضای تشکیل هیئت) برای انتخاب شعر مناسب و منطبق با این شرایطج) توجه به موضوع محوری که در هیئت مطرح است (مثلا یادمان شهدا، بزرگداشت پیش کسوتان، سوگ ائمه، تفسیرقرآن و نظایر آن) این نکته در هیئت های مذهبی به صورت سنت پسندیده ای متداول بود که شعرارائه شده در مجلس با موضوع سخنرانی خطیب منبری هماهنگی داشت. اما چندی است که به این سنت مقبول چندان اعتنایی نمی‌شود.۴- روش‌های انتخاب شعر هیئتدر دورانی نه چندان دور ، انتقال تجربه ها از طریق روش استاد و شاگردی صورت می گرفت و براین اساس، تجربه های مفید و کارآمد در تمامی زمینه ها و از جمله در موضوع انتخاب شعر برای هیئت ، از نسلی به نسل دیگر می رسید. به این ترتیب میزان تکرار خطاهای رایج و آسیب های حاصل از آن به حداقل می رسید.اگرچه این روش کاستی هایی هم داشت که مهم ترین آن ها، ایجاد مانع در خلاقیت و ابتکار عمل بود.به هر حال در این روزگار که آن شیوۀ انتقال مستقیم دانش و تجربه میان استاد وشاگرد، چندان متداول نیست ، برای این امر خطیر تدوین روش های جدید ضروری به نظر می رسد.مقصود از روش های انتخاب شعر برای هیئت، مجموعه ای از مهارت ها و شناخت هاست که موجب می شود کاربران اشعار هیئت ، برای دستیابی به شعر مطلوب و مناسب با سهولت و سرعت و دقت عمل کنند و از روش های تصادفی و بدون برنامه بپرهیزند.۱ـ۴) اصول کلی حاکم بر روش‌های انتخاب شعر هیئتالف) شناخت منابع و کتاب های ارزشمند و ناشران معتبر ب) مراجعه به مراکز مورد وثوق ، مانند برخی مجامع معتبر شاعران و ذاکران اهل بیت، سایت‌های مرتبط با نهادهای شناخته شده نظیر سازمان تبلیغات اسلامیج) مشورت با استادان و کارشناسان برجسته ، به ویژه شاعران و ذاکران پیش کسوت و صاحب تجربهد) آشنایی با پیشینۀ تاریخی و سیر تحول اشعار هیئت از گذشته تا امروز برای استفاده از روش ها و آثار موفقی که در گذار زمان ممکن است از خاطرها محو شده باشند.ه) حضور در محافل شعری و برقراری ارتباط مؤثر با شاعران برجسته برای استفاده از آثار و تجربه های ایشان ۵- ملاحظات مربوط به روش‌های عرضۀ شعر هیئتمقصود از روش‌های عرضۀ شعر هیئت ، گونه های مختلف استفاده از شعر در هیئت های مذهبی است مانند:۱- کتیبه نویسی ، که دراغلب این کتیبه ها ، از ابیات ترکیب بند مشهور محتشم کاشانی استفاده می‌شود اگر چه در چند سال اخیر کتیبه هایی با اشعار شاعران معاصر نیز عرضه شده است.۲- قرائت شعر به صورت خطابی و بدون استفاده از ادوات آوازی و تحریری۳- استفاده از شعر به عنوان نوحۀ سینه زنی یا زنجیر زنی۴- استفاده از شعر در بخش دعای پایانی مراسم هیئت۵- شعرخوانی به شیوه های متنوع سنتی با استفاده از ادوات آوازی در جشن ها و سوگواری ها۶- عرضۀ شعر در مکالمات شخصیت های شبیه خوانی و تعزیه۱ـ۵) کاستی‌های رایج در شیوه‌های عرضۀ شعر هیئتالف) استفاده از کتیبه های مرسوم در هیئت های مذهبی در مکان های اداری و تجاری و حتی روی نرده های پارک ها و دیوار بیرونی ادارات و بدنۀ قطارهای مترو و اتوبوس های سرویس ادارات که مغایر شأن شعر مذهبی است.ب) عرضۀ شعر هیئت با موسیقی های نامناسب، مبتذل و تقلیدی که دربارۀ این کاستی بحث های مفصلی مطرح است.ج) عرضۀ شعر هیئت با لحن های نامناسب و گاه جاهلانه که سالیانی است متداول شده است، به گونه ای که گویی خوانندۀ شعر نه در حال سوگواری مذهبی که در حال عربده کشی برای عرض اندام در برابر حریفان است.د) پخش شعر مذهبی و نوحه ها و مرثیه ها از بلندگوی ادارات ، ترمینال های مسافری ، داخل هواپیما ها، بلندگوی دانشگاه ها ، مدرسه ها و حتی بیمارستان ها ، که مصداق بارز ضد تبلیغ است.ه) استفاده از شعر مذهبی برای زنگ پیشوازدر شبکه های تلفن همراه که شیوه ای بسیار نامناسب و موهن است.و) استفاده از اشعار و مدایح برای آهنگ انتظار تلفن های مراکز اداری ز) عرضۀ شعر مذهبی به شیوۀ خوانندگان کنسرت های موسیقی مبتذل ، همراه با حرکات و پای کوبی های موهنی که در این گونه کنسرت ها متداول است.ح) عرضۀ شعر مذهبی در شرایط نامناسب ، مثلا جلسۀ تودیع و معارفۀ اداری،میان برنامۀ یک جُنگ تفریحی ، پیش از آغاز مسابقات ورزشی و یا در زمان نیمۀ بازی در استادیوم هاو) استفاده از شعر و نغمات مذهبی برای آگهی های تجاری ز) استفاده از شعر مذهبی برای تبلیغ انتخاباتی و سیاسی و پخش آثار مذهبی به عنوان هدیۀ ستادهای انتخاباتی۲ـ۵) ملاحظات محتوایی در عرضۀ شعر هیئتمقصود از ملاحظات محتوایی در عرضۀ شعر هیئت ، این است که انتخاب شیوۀ عرضۀ شعر، با توجه به محتوای آن صورت گیرد، چنان که مثلا میان شعر مولودی و شعر مرثیه ، در شیوۀ عرضه تفاوت بارزی هست.با آن که این سخن بدیهی به نظر می رسد اما بسیار دیده شده که در عرضۀ شعر ، نغمه های یکسانی برای سوگ و سور متداول شده است.بر همین سیاق می توان گفت که روش عرضۀ شعری با محتوای حکمی، با شعری که جنبۀ اندرز و تذکار دارد متفاوت است.و یا مثلا شعری که محتوای نیایشی دارد نباید با لحن رجز خوانی و مبارزطلبی عرضه شود.مجموعۀ این ملاحظات ممکن است به صورت تجربی و ذوقی ، مطمح نظر برخی از بزرگان این عرصه باشد اما برای تدوین و سامان دهی آن ها هنوز کار شایسته ای صورت نگرفته است.۳ـ۵) ملاحظات عرضۀ شعر هیئت با توجه به مخاطبانالف) توجه به طیف مخاطبان از لحاظ ترکیب سن و سطح تحصیلات و انتخاب روش متناسب با احوال ایشان در عرضۀ شعرب) توجه به وضعیت روحی وواکنش های مخاطبان در انتخاب و تغییر لحن و شیوۀ عرضۀ شعر( مثلا :علایم خستگی و ملال، آمادگی برای همراهی با شعر ،شور و حال سوگواری و گریه)ج) گاهی با توجه به واکنش مخاطبان مجلس ، ذاکر می تواند علاوه بر عرضۀ شعر ، با توضیحاتی دربارۀ محتوای آن و یا تحلیل برخی ظرائف و اشارات سخن، توجه مخاطبان را به دقائق شعر جلب کند تا از این طریق ، قدرت تأثیر شعر افزایش یابد.۴ـ۵) ملاحظات هنری در عرضۀ شعر هیئتمقصود از ملاحظات هنری در عرضۀ شعر هیئت ، مجموعه ای از ملاحظات زیباشناسانه است که موجب عرضۀ مؤثر و شایستۀ شعر مذهبی می شود ، مواردی از این قبیل:۱- زیبایی و رسایی صدای خواننده۲- انتخاب نغمۀ متناسب با شعر وبهره گیری از فراز و فرودهای تأثیرگذار آوازی۳- در عرضۀ شعر به صورت کتیبه، استفاده از خط خوش و آراستگی های بصری متناسب با موضوع۴- در صورت همراهی ساز با صدای خواننده ، توجه به تناسب آهنگ و حتی نوع ساز با محتوای شعر ۵- در صورت همراهی گروه همخوانان، توجه به اصول هارمونی و قواعد موسیقی مرتبط با هنر همخوانی۶- آشنایی کامل خواننده و ذاکر با قواعد شعری ، ازجمله وزن و نکات بلاغی ، به ویژه قواعد مربوط به قرائت شعر ( لحن ، تکیه و تأکید، توجه به ابیات موقوف المعانی ، تلفظ صحیح کلمات و عبارات و نظایر آن) و به کارگیری این قواعد هنگام عرضۀ شعر ، به گونه ای که مخاطبان به سادگی با محتوای شعر ارتباط برقرار کنند.۷- آشنایی با سنت های عرضۀ شعرهیئت در اقلیم مورد نظر و استفادۀ به موقع از این قابلیت ها ، چنان که مثلا شیوۀ نوحه خوانی در هر یک از مناطق کشور و در میان اقوام مختلف و نیز شیعیان کشورهای دیگر با هم تفاوت دارد ، بنابراین برای برقراری ارتباط مؤثر با مخاطبان ، آشنایی با شیوه های مقبول ایشان ضروری است.این همه گفتیم لیک اندر بسیچبی عنایات خدا هیچیم هیچبی‌عنایات حق و خاصان حقگر ملک باشد سیاهستش ورق ]]> ادب Thu, 11 Jul 2013 14:00:05 GMT http://deabel.org/vdchvmnz.23nqmdftt2.html نشست دوم شعر هیئت :شعر هیئت، محتوا و درون‌مایه http://deabel.org/vdcefn8z.jh8fni9bbj.html گزیده‌ای از مقالة ارائه شده در دومین نشست تخصصی شعر هیئت :شعر هیئت، محتوا و درون‌مایهشعر هیئت شاخه‌ای از شعر دینی و آیینی است. درون‌مایه و محتوای این گونة شعری را در طول حدود یک سده عمر خویش، مسائل و موضوعاتی چون سوگ و مصائب بزرگان دین ـ به‌ویژه اهل‌بیت ـ و شادی و سرور چون ولادت‌ها و مناسبت‌های بزرگ چون بعثت، غدیر و ازدواج علی علیه‌السلام در برگرفته است. البته سهم مرثیه و سوگ در شعر هیئت چشم‌گیرتر است. جز سوگ و سور بزرگان دین، در چند دهة بعد از پیروزی انقلاب، سروده‌های ویژة شهدا و سور سروده‌های جشن¬های ملی ـ دینی مانند پیروزی انقلاب و پیروزی‌های جنگ تحمیلی، حوزة شعر هیئت را بارورتر کرده است. در شعر هیئت، نیایش و تحمیدیه، مواعظ و آموزه‌های اخلاقی و گاه مسائل اجتماعی و سیاسی نیز کاربرد دارد ... .همچون هر پدیده‌ای دیگر که در گذر زمان، تغییر و تحول می پذیرد، شعر هیئت در طول حیات خویش، مسائل و موضوعات متنوع و متکثری را در خود گنجانده است، اگر دو دورة شعر هیئت ـ قبل و بعد از انقلاب اسلامی ـ را با هم مقایسه کنیم تأثیر عناصر سیاسی، فرهنگی، ملی، قومی حتی تاثیر تحولات جهانی را در آن خواهیم دید.برای نمونه، تا پیش از انقلاب و به‌ویژه هشت سال دفاع مقدس و پیامدهای آن، برگزاری مراسم شهدا بسیار بسیار اندک‌یاب بوده است؛ محدودیت‌ها و تنگناهای فرهنگی و سیاسی نیز امکان برگزاری چنین مجالسی نمی‌داده است. اما اکنون یکی از برنامه‌های گسترده و مستمر، برپایی یادها و یادمان‌ها و مراسمی در این زمینه شده است؛ که برپایی چنین مجالسی، مداحان و ذاکران و به تبع آن شاعران را برانگیخته، تا شعر و نوحة ویژة این مجالس را تهیه کنند.امروزه هیئات چنان با سیاست پیوند و گره خورده‌اند که برخی مناسبت‌های ملی و سیاسی در آنها بازتاب یافته و سروده‌ها و اشعار ویژه‌ای را بر «حوزة شعر هیئت» افزوده است. گاه این فضای تازه چنان شده است که برخی مداحان هیئت، در هیئت چهره‌ای سیاسی شناخته و شناسانده می‌شوند.این تنوع و تکثر موضوع در هیئت که منجر به گونه‌گونی شعر هیئت شده است، پژوهشگران را برمی‌انگیزد تا نه تنها این قلمروها و گونه‌ها را بررسی و تبیین که آسیب‌ها و نابایسته‌های این عرصه را نیز دقیق و عمیق و عالمانه رصد کنند و راه‌کارهای مناسب برای اعتلا و ژرفایابی شعر هیئت را بیابند.در طول تاریخ تشکیل هیئت‌ها، بهره‌گیری از شعر، رسم و سنت رایج بوده است. هر چند منبر و وعظ پابه‌پای دیگر مراسم در هیئات رونق داشته و اهل منبر از شعر برای وعظ و مدح و مرثیه بهره می‌گرفته‌اند، اما پایگاه و جایگاه اصلی شعر در هیئت، اختصاص به ذاکر و مداح داشته است.مداح و ذاکر با خواندن قصاید بلند به نوعی قدرت‌نمایی می‌پرداختند. گاه نیز با لباس خاص و با انتساب به شاعری خاص شناخته می‌شدند. شعرها معمولاً به حافظه سپرده می‌شد و گاه خواندن از کتاب و دفتر و همراه داشتن یادداشت، نوعی ناتوانی و ضعف تلقی می‌شد.شعر هیئت در گذشته، مساحت‌ها و قلمروهایی بسیار محدود داشته است و چون شکل‌گیری هیئت‌ها برای برپایی مراسم تاسوعا و عاشورا بوده، محوری‌ترین سروده‌ها، در باب شهادت جانسوز ابا عبدالله و یاران وی ـ به‌ویژه شهدای بنی‌هاشم مانند ابولفضل‌العباس، علی‌اکبر، قاسم، علی‌اصغر و به ندرت دیگر صحابه و پس از آن دربارة مسائل پس از شهادت مانند اسارت کاروان بازماندة کربلا و ماجراهای کوفه و شام و مدینه و اربعین حسینی بوده است.در سال‌های پس از انقلاب، نه تنها ساختار هیئت تغییر یافت که محتوا و درون‌مایة شعر هیئت متأثر از شرایط اجتماعی و سیاسی و انقلابی، تغییر چشم‌گیر پیدا کرد و مداحان و ذاکران هم در بهره‌گیری از سبک‌ها و هم نغمات و سروده‌ها، دگرگونی‌های فراوانی را رقم زدند.با توجه به این تحولات و تغییرات، شعر هیئت، مشحون از نوآوری‌ها در ساخت و محتوا شده است. تبیین و تحلیل محتوای امروز شعر هیئت، پشتوانة تصحیح و تعمیق این راه خطیر و اصلاح و ارتقای این گونه شعر است.درون‌مایه و محتوای شعر هیئت را موضوعات و مسائلی چند تشکیل می‌دهد:الف: سوگ و مرثیه... سوگ و مرثیه در شعر هیئت با تکیه برعناصر زیر صورت می‌گیرد.ـ مظلومیت و ستم دیدگیـ توصیف و طرح مصائب و رنج‌هاـ سوگ‌سروده‌های فاطمیـ سوگ شهداب: سور سروده‌ها و مولودیه‌هاج: شعر عاشقانه ـ عارفانة هیئتد: نیایش‌ها، تحمیدیه‌ها (نیایش و پرستش)... نیایش‌های هیئت معمولاً چند گونه‌اند:ـ نیایش‌های مشهور شاعران شاخص مانند: شعر الهی سینه‌ای ده آتش افروز از وحشی بافقی. و ملکا ذکر تو گویم از سناییـ نیایش‌های شاعران معاصر مانند نیایش‌های موسوی گرمارودی، محمدعلی مجاهدیـ نیایش‌های شاعران ذاکر و مداح مانند علی انسانی، غلامرضا سازگارمحتوا و درون‌مایة نیایش‌ها از همان شیوة ادعیه پیروی می‌کند. در ادعیه درون‌مایه و ساختار معمولاً بدین گونه است که نخست صفات جمال و جلال خداوندی مطرح و پس از آن عجز و ناتوانی و گناهکاری بنده و سرانجام درخواست‌ها و نیازها طرح می‌شود. نکته‌ای که قابل طرح و به‌گونه‌ای نوعی آسیب در نیایش‌های هیئت (البته برخی نیایش‌ها) است؛ تنزل و افق پایین خواسته‌هاست ... .هـ : سروده‌های وعظی و تعلیم و تربیتی (حکمی و تربیتی)... گاه نکات اخلاقی و تربیتی در سروده‌های مرثیه و مدیحه هست؛ اما «شعر اخلاقی» همانند شعر نیایش، سهم کمتر و حتی اندک‌تر از شعر نیایشی در هیئت دارد. با این همه در مجموعه‌ها و دفاتر شعر آیینی، سروده‌های اخلاقی که به قصد عرضه در هیئت سروده شده‌اند، کم و بیش دیده می‌شود.شعر سیاسی ـ اجتماعی هیئتتاریخ هیئت‌ها در عصر صفویه، با تکیه بر اسناد و مدارک از جمله گزارش جهانگردانی که ایام سوگواری محرم را در اصفهان گزارش کرده‌اند، نشان می‌دهد که در آن روزگار هیئت و دسته‌های عزاداری به‌شدت دچار بدعت‌ها و خرافات و گاه زد و خوردهای خونین میان هم بودند؛ گاه نیز بازیچة حکومت می‌شدند.«پییترو دلاواله» جهانگرد ایتالیایی در ایران می‌نویسد: «وزیر اصفهان و خزانه‌دار شاه، با عدة زیادی از سواران نظارت می‌کنند که در مدخل خیابان‌ها به میدان، دسته‌ها به جان هم نیفتند؛ امری که غالباً پیش آمده و عده‌ای کشته شده‌اند. البته شاه عباس از این درگیری‌ها لذت می‌برد و با قدرت از دسته‌ای جانبداری می‌کند؛ اما پس از درگیری آنان، خود را به یکی از خانه‌ها می‌رساند و از پشت پنجره، تماشاگر این درگیری‌های شوم می‌شود ...»... در سال‌های بعد از انقلاب ـ به‌ویژه سال‌های دفاع مقدس ـ هیئت‌ها کاملاً در صحنة مسائل سیاسی و اجتماعی بودند. درگیری مستقیم با مسائل جنگ، حضور در جبهه‌ها، حتی برپایی هیئت‌ها در سنگرها و مساجد و حسینیه‌های جبهه، با همان مراسم و آیین و با حضور مداحان ـ مداحان همراه با کاروان‌های اعزامی ـ تأمین نیازهای جبهه و پشتیبانی و حمایت از جبهه‌ها و تدارک اقلام مورد نیاز جبهه و پشت جبهه و یاری شهرهای جنگ‌زده، بخشی از فعالیت‌های هیئات محسوب می‌شود. هم‌اکنون با ورود به هیئات، تصویر شهدای هر هیئت، سند همکاری و افتخار هیئت است. در هنگام حرکت هیئات در محرم نیز بخشی از هویت هیئت را همین تصاویر تشکیل می‌دهد.شعر هیئت در سال‌های دفاع مقدس، به چند گونه با مسائل انقلابی و سیاسی جامعه پیوند می‌یابد:۱ـ طرح کلی مسائل انقلاب و دفاع مقدس (درج در سروده‌ها) ...۲ـ سروده‌های ویژه با طرح مسائل خاص (سروده‌های خاص) ...آسیب‌شناسی محتوا و درون‌مایة شعر هیئت (توصیه‌ها)شعر هیئت در دو قلمرو و مرثیه و مدیحه باید در ترازوی نقد مستمر قرار گیرد؛ تا پیرایه‌ها، کژفهمی‌ها و تحریف‌ها از ساحت آن زدوده شود. برای رسیدن به این هدف:۱ـ شعر ـ مرثیه یا مدیحه ـ نباید از هدف روشنگری و شناساندن چهره و شخصیت و حقیقت دین و اهل‌بیت تهی باشد. شعری که فاقد این ویژگی ها باشد نامناسب و حداقل «ناقص» است.۲ـ شعر باید از اولیاء و اهل‌بیت «اسوه» بسازد؛ نه «اسطوره»؛ نه با توصیف‌های صوری و ظاهری و تمرکز بر زیبایی سطحی چهره و قامت ـ که در غیر اولیاء نیز هست ـ آنها را فرو کشد و نه چنان آنان را غیر عادی و دست‌نیافتنی و اسطوره‌ای معرفی کند که جای «اسوه» شدن و امکان «اقتدا» به آنان سلب شود. به دیگر زبان، نه غلو صورت گیرد و نه وهن.۳ـ هدف اولیای دین در توصیف‌ها و خیال‌بندی‌های شاعرانه گم نشود. وقتی از کربلا و عاشورا می‌گوییم، با انگیزة فقط تحریک عواطف ـ به هر قیمت ـ کاری نکنیم که هدف گم شود؛ در آن صورت نوع دیگری از مظلومیت برای حسین را رقم زده‌ایم؛ تا این سخن استاد شهید مرتضی مطهری مصداق نیابد که: «امام حسین علیه‌السلام سه مرحله شهادت دارد: شهادت تن به دست یزیدیان، شهادت شهرت و سمعه و نام نیک به دست بعدی‌ها بالاخص متوکل عباسی و شهادت هدف به دست اهل منبر۴ـ شعر، پس از مطالعة دقیق تاریخ اسلام یا شخصیتی که دربارة او شعر سروده شده است، عرضه شود. درست است که شعر گزارش یا منظوم کردن واقعة تاریخی نیست؛ اما نباید با مسلمات تاریخی ناهمخوانی داشته باشد. کم نیستند سروده‌هایی که در آنها جغرافیای وقایع اشتباه است، حوادث پیش‌آمده برای یک شخصیت به شخصیت دیگر نسبت داده شده و شعر از نظرگاه موضوع، محتوا و مصادیق مخلوط و مخدوش است.۵ـ مخاطب‌های خاص یا اندیشیدن به مخاطب عام ـ سطوح متفاوت مخاطب ـ ممکن است شاعر را به فروکشیدن و تنزل افق شعر بکشاند. گاه دیده می‌شود شاعری نامور و توانا، شعری ضعیف عرضه می‌کند و وقتی علت پرسش می‌شود، می‌گوید به تناسب مخاطب و مجلس سروده‌ام.توجه به مخاطب بسیار مهم است؛ اما باید توجه کرد که سرودن برای معصومین هیچ‌گاه به اعتبار ملاحظات مجلس، سست و ضعیف و سطحی نشود.۶ـ نقدپذیری لازمة رشد شعر است و نقدگریزی و نگذارندن شعر از صافی نگاه صاحب‌نظران شعر شناس و موضوع‌شناس، ممکن است به شعر هیئت و ساخت مقدس اهل‌بیت، آسیب وارد کند.یکی از اشکالات شعر هیئت، مخفی کردن شعر تا لحظة خوانش است؛ تا شعر «لو رفته» و «کهنه» نباشد و همین باعث می‌شود که گاه شعر بدون عبور از نقد و نظر صاحب‌نظران عرضه شود. بر این می‌توان «شتاب» و «بلافاصلگی» تولید تا مصرف، را افزود. گاه شاعر در تنگنای زمان شعر را می‌سراید و به مداح می‌سپارد و در نتیجه فرصتی برای بررسی و نقد نمی‌یابد؛ طرفه‌تر آن که شاعر و مداح یکی باشند و این شعر با همان نکتة پیش‌گفته ـ مخفی کردن برای حفظ تازگی ـ بی‌ هیچ واسطه‌ای از تولید به مصرف برسد؛ در آن صورت «نقد» صورت نگرفته و شعر چه از نظرگاه صورت و چه محتوا ممکن است از لغزش‌ها و کاستی‌ها سرشار باشد، مطالعة سروده‌ها و اشعار مداحان ـ حتی مداحان بزرگ ـ گویای چنین کاستی‌هایی است، شگفت آن که گاه لغزش‌های بارز وزنی و قافیه‌ای نیز در آنها یافت می¬شود و در مجالس رسمی و بزرگ، در حضور بزرگان و شعرآشنایان عرضه و اجرا می‌شود. ]]> ادب Thu, 20 Jun 2013 14:26:14 GMT http://deabel.org/vdcefn8z.jh8fni9bbj.html نشست اول شعر هیئت : شعر هیئت، تعریف، ویژگی‌ها، ابعاد و قالب‌ها http://deabel.org/vdcd9k0f.yt05k6a22y.html گزیده مقاله ارائه شده در اولین نشست علمی شعر هیئت : شعر هیئت، تعریف، ویژگی‌ها، ابعاد و قالب‌هاچکیده:شعر هیئت شاخه‌ای از شعر آیینی و شعر آیینی شاخه‌ای از شعر دینی و مذهبی است. در این مقاله تعریف این گونه‌های شعری و مشخصه‌ها و ویژگی‌های آنها روشن و واکاوی شده است.شناخت شعر در هیئت، شعر برای هیئت و ویژگی‌های شعر هیئت در ساحت‌ها و حوزه‌های پنج‌گانة خیال (ویژگی‌های خیال‌پردازی در شعر هیئت)، زبان شعر هیئت و عناصر زبانی آن، موسیقی در شعر هیئت (موسیقی بیرونی، موسیقی کناری، موسیقی درونی و موسیقی معنوی)، شکل و ساختار در شعر هیئت و سرانجام اندیشه و درون‌مایة شعر هیئت با تکیه بر مثال‌ها و نمونه‌ها از شاعران هیئت یا سروده‌های بهره گرفته شده در هیئت، طرح و تحلیل شده است.همة این واکاوی‌ها مبتنی بر تعریف دقیق از هیئت است که در این مقاله بدان نیز پرداخته شده است. این مقاله، درآمدی بر مباحث مربوط به شعر هیئت است.کلید واژه‌ها: شعر دینی، شعر آیینی، شعر هیئت، عناصر شعری شعر هیئتمقدمه:همة ادیان و آیین‌ها، یادها و روزهایی دارند که به سبب رخدادی بزرگ ـ تلخ یا شیرین ـ آن را بزرگ می‌دارند و محترم می‌شمارند و مراسم ویژه برای آن برپا می‌دارند.ملت‌ها و جامعه‌های انسانی نیز به پاسداشت یادها و مناسبت‌هایی می‌پردازند که با هویت، تاریخ و فرهنگ آن ملت و جامعه پیوند و ارتباط دارد. شاید رساترین و مناسب‌ترین واژة قرآنی برای این‌گونه مراسم و یادها واژة «شعائر» باشد. قلمرو شعائر در دین بسیار گسترده است که آیین‌های ویژة حج از برجسته‌ترین آنهاست. «گرامی داشتن شعائر و علامت‌های الهی و عظیم شمردن و بزرگداشت آن، نشانة برخورداری تعظیم‌شده از تقوای قلب است: «ذالِکَ و مَن یُعظم شعائر الله فانَها مِن تقوی القلوب». تعظیم شعائر که از تقوای قلبی نشئت می‌گیرد، فضیلتی دینی است و به شعائر حج اختصاص ندارد؛ هر چند قسمت مهم آن دربارة حج و عمره وارد شده است. هر چه به نام خدا و نشان اوست از شعائر الهی محسوب می‌شود و همة عبادات و مراکز عبادی مانند مساجد و مشاهد انبیا و اولیای معصوم چنین است.»۱تعظیم شعائر الهی که در آیة ۳۲ حج اشاره شده است، تکریم و تجلیل و پاسداشت ارزش‌ها، مناسک و مناسبت‌هایی است که بنیان‌های دینی و باورمندی را تقویت و دل‌ها و اندیشه‌ها را باروری و استحکام می‌بخشند.در فرهنگ ادبی ایران، هرگاه این مناسبت‌ها و ارزش‌ها با بهره‌گیری از زبان و بیان ادبی عرضه و طرح شده‌اند «ادبیات دینی و مذهبی» نامیده شده‌اند. ادبیات دینی عنوانی عام‌تر و ادبیات مذهبی عنوانی خاص است که به ادبیات خلق‌شده در قلمرو مذهب به ویژه مذهب شیعه اطلاق می‌شود.ادبیات دینی و مذهبی در دو حوزة شعر و نثر چهره نموده‌اند و در قالب انواع گوناگون حماسی، غنایی، تعلیمی، داستانی، خاطره، زندگی‌نامه، سفرنامه، نامه و ادبیات نمایشی تولید و عرضه شده‌اند. شاخة شعر دینی و مذهبی را به دو شاخة بزرگ نیایشی و ستایشی می‌توان تقسیم کرد. شعر نیایشی یا شعر مناجات شامل توحیدیه و تحمیدیه است که در آن صفات جمال و جلال الهی مطرح و عجز و خواسته‌های نیایشگر به پیشگاه الهی عرضه می‌شود.شعر ستایشی به منقبت و بیان فضایل بزرگان و دین می‌پردازد؛ مولودیه‌ها (سورسروده‌ها) و مراثی (سوگ‌سروده‌ها) به این شاخة بزرگ شعر دینی اختصاص دارند.برای تبیین دقیق‌تر موضوع، نام‌ها و گونه‌های مختلف شعر دینی کاویده و بررسی خواهد شد.شعر آیینیشعر آیینی، شاخه‌ای از شعر دینی و مذهبی است که با چند ویژگی شناخته می‌شود:۱. ویژة آیین‌ها و مناسبت‌هاست؛ مانند: ولادت‌ها، شهادت‌ها و درگذشت‌ها و سایر رخدادهای بزرگ مانند: بعثت، غدیر، ازدواج، مباهله و ... .۲. معمولاً در محافل و مجالس عرضه می‌شود. اصولاً معنای آیین همین است که در مناسبتی خاص و شاخص برگزار می‌شود و این برگزاری در محفل و مجلس همراه با مراسم ویژه است.۳. به سبب مخاطب‌های عام افق آن نازل‌تر از شعر رسمی و انجمنی است.۵. این‌گونه شعر معمولاً به شیوة خاص با بهره‌‌گیری از توانایی‌های صوتی مداح، در مجلس، سوز یا شور و وجد و تأثیر می‌آفریند.شعر آیینی معمولاً این چند ویژگی یا عمدة آنها را داراست. گاه نیز برای همراهی مخاطب و مستمع ممکن است با بیت برگردان همراه باشد.پیشینة شعر آیینی، به دیرینگی شعر فارسی است. دست کم از حدود قرن هفتم شعر آیینی ـ در مفهوم امروزین ـ کاربرد داشته است؛ بدین معنا که شعر در محفل یا مجلسی خوانده می‌شده و جمعیت همراه با آن سوگ یا شادی و بهجت داشته‌اند. شعر عاشورایی «سیف فرغانی» شاعر نیمة دوم قرن هفتم گواه این مسئله است؛ دقت در تعابیر «ای قوم»، «بگریید»، «نعره زدن»، «عزا» و به‌ویژه ردیف شعری «بگریید» نشان می‌دهد که در آن روزگار مجلس‌آرایی و بر حادثة عاشورا گریه کردن، رواج داشته است؛ هر چند از این سروده، «سینه زدن» و دیگر صورت‌های عزاداری استنتاج نمی‌شود و معلوم می‌شود که در محافل آیینی گذشته، شعرخوانی ـ با آهنگ یا به‌صورت ساده ـ رایج بوده و مردم شرکت می‌کرده و با سروده‌ها همراهی و همدمی می‌کردند.دقت در همین چند بیت سیف فرغانی روشنگر این خصوصیت است.ای قوم در این عزا بگرییدبر کشتة کربلا بگرییداز خون جگر سرشک سازیدبهر دل مصطفی بگریید ...در ماتم او خمش مباشیدیا نغره زنید یا بگریید۲حقیقت آن است که شعر آیینی را با شعر دینی یکی انگاشتن دقیق و علمی نیست. نه همة شعرهای آیینی دینی است و نه همة شعرهای دینی، آیینی! بسیار سروده‌های دینی هست که در «آیین‌ها» به کار نرفته‌اند یا شاعر آنها را به قصد بهره‌گیری در آیین نسروده است. نیز برخی شعرهای آیینی، اختصاص به آیین‌های ملی یا قومی داشته است که روح و درون‌مایة سروده الزاماً دینی نیست؛ هر چند گاه، لعاب یا نمودی دینی در آن یافت شود؛ مثلاً سروده‌هایی در باب آیین نوروز یا سده و دیگر آیین‌های ملی بوده و هست که در محافل و مجالس نیز خوانده می‌شود و گاه با آنچه امروز به شعر آیینی مشهور است تفاوت عمده دارد.با این همه امروزه «شعر آیینی» را «شعر آیینی دینی» می‌دانیم و ما نیز برای سهولت و هم‌صدایی، با تسامح این عنوان را می‌پذیریم.دیگر بار تأکید باید کرد همة سروده‌های دینی، آیینی نیستند و چه بسیار سروده‌های دینی هست که در آیین‌های دینی و محافل و مجالس سوگ و سور امکان بهره‌گیری از آنها نیست؛ یا به‌ندرت بهره گرفته می‌شود و این سخن که «دامنة شعر آیینی در زبان فارسی نیز بسیار گسترده است تا جایی که می‌توان قدمت شعر آیینی را با شعر مکتوب فارسی یکی دانست.»۳ قابل خدشه است؛ مگر اینکه شعر آیینی و شعر دینی را یکی بدانیم.برای تبیین دقیق‌تر و شناخت مرزها و کرانه‌های شعر دینی و شعر آیینی تعاریف زیر را برای این دو گونه شعر می‌توان قائل شد.شعر دینیسروده‌هایی که درون‌مایة آنها مسائل و موضوعات یا توصیف شخصیت‌های دینی یا مرتبط با دین باشد و محور اصلی محتوای شعر به این موضوعات یا شخصیت‌ها اختصاص یابد شعر دینی است؛ بنابراین سروده‌هایی که محور آنها موضوعات دیگر باشد هر چند از هنجارها، ارزش‌ها، نمادها و شخصیت‌های دینی در آنها بهره گرفته شده باشد شعر دینی تلقی نمی‌شوند.منظور از «مرتبط با دین» این است که گاه سروده در نفی شخصیت ضد دین است و هیئتی شبیه «نفرین‌نامه» دارد؛ اما چون به سبب تقابل آن شخصیت منفی با ارزش‌های دینی و شخصیت دینی است، در قلمرو شعر دینی قرار می‌گیرد.آیین‌ها و شعر آیینیدر هر قوم و سرزمین و دینی، مراسم، برنامه‌ها و مناسک جمعی برپا می‌شود که به آن آیین می‌گویند. امروزه «آیین‌ها، مجموعه‌ای از کنش‌ها، آداب و رسوم و شیوة عمل‌های مشخص و نسبتاً قانون‌مند با جهت‌گیری دینی و قدسی است.»۴آیین‌های دینی در طول حدود ۱۴ دهة انقلاب اسلامی پیوسته در حال گسترش کمی و کیفی بوده است. جز آیین‌های دیرپایی چون مراسم عاشورا، ولادت و شهادت بزرگان دین و آیین‌هایی چون غدیر و بعثت ده‌ها آیین نو در سال‌های اخیر متداول شده است؛ که خواندن دعای عرفه، آیین‌های گستردة ایام فاطمیه، خواندن ادعیه و زیاراتی چون آل یاسین، دعای ندبه و کمیل، آیین‌های ملی ـ دینی چون پیروزی انقلاب اسلامی، یادواره‌های شهدا و برخی مراسم در ایام ویژه مانند: اعتکاف رجبیه، مناسبت‌های ماه‌های شعبان، رمضان، محرم و صفر، ربیع‌الاول و ... از آن جمله است؛ عمدة این مراسم در حوزة مستحبات دینی و مذهبی است؛ اما دامنة چنین برنامه‌های آیینی به مناسک و واجبات دینی مانند: نماز، حج، روزه و ... نیز گسترش یافته است.شعر آیینی، به سروده‌هایی اطلاق می‌شود که در آیین‌ها و محافل دینی مانند ولادت‌ها، شهادت‌ها، وفیات و روزها و مناسبت‌های برجستة مذهبی مانند غدیر، بعثت، عرفه و در توصیفی دقیق‌تر در مجالس سوگ و سور مذهبی به کار می‌رود. شعر آیینی به شیوه‌های گوناگون عرضه و اجرا می‌شود مانند: عزاخوانی، مرصع‌خوانی، نوحه‌خوانی، شورخوانی، شررخوانی، ساده‌خوانی و ... .هر چند شعر آیینی بر منابر (گاه کنار منابر) یا در رسانه‌های گوناگون توسط افراد گوناگون عرضه می‌شود؛ اما اصلی‌ترین خوانندگان و عرضه‌کنندگان این‌گونه شعر مداحان و ذاکران هستند.این نکته نیز گفتنی است که گاه شعری متوسط حتی ضعیف که در آن ممکن است بدیهی‌ترین اصول و مبانی شعری رعایت نشده باشد، به لطف حنجره و هنرنمایی مداح و ذاکر چنان اجرا شود که زمزمة عام و خاص گردد. نمونه‌هایی از این گونه اشعار را که حتی در رسانه‌های ملی همراه با آهنگ و ابزار موسیقی و بدون آهنگ بارهای بار پخش شده است، در حوزة دفاع مقدس و آیین سوگواری عاشورا می‌توان مثال زد.برای نمونه، شعر فوق‌العاده تأثیرگذار «ممد نبودی ببینی» برای شهید جهان‌آرا و «کربلا کربلا ما داریم می‌آییم» از سرودها و شعرهای ماندگار و فراگیر دفاع مقدس‌اند که در حافظة جمعی مانده‌اند و هر سال تکرار می‌شوند و شور و هیجان می‌آفرینند؛ اما برخی قواعد و ضرورت‌های شعری در آنها دیده نمی‌شود.هیئت و شعر هیئتتعریف هیئت به سبب تکثر، تنوع و حوزة کاربردی گستردة این اصطلاح دشوار است؛ هر چند این اصطلاح برای هیئت‌های سیاسی، اقتصادی، علمی، آموزشی و جز آن به کار می‌رود؛ اما هیئت مذهبی و تعریف آن نیز با همة روشنی کاری ساده نیست.با چند مشخصه می‌توان به تعریفی نسبتاً مقبول از هیئت رسید:۱. نوعی تشکل و سازمان است که افراد با هدف و قصدی مشترک در آن گرد می‌آیند.۲. هیئت در محل و مکان مشخصی برگزار می‌شود.۳. مناسبت‌های شاخص مانند: سوگواری‌ها و جشن‌های اهل‌بیت، عامل اصلی تجمع و تشکل هیئت است.هر چند امروز مفهوم هیئت تداعی جمعی است که با محور عزاداری محرم و صفر گرد می‌آیند؛ اما حوزة فعالیت هیئت بسیار وسیع‌تر و دامنه‌دارتر از این است. «هیئت نوعی تشکل مذهبی بر محور عزاداری بر سیدالشهدا و ائمه علیهم‌السلام» و «مجموعه‌هایی از مردم هر محله، در شهرها یا روستاها که جهت سوگواری و روضه خوانی برای امام حسین علیه‌السلام و به‌ویژه در ایام عاشورا تشکیل می‌یابند.»۵۴. همکاری و تعامل افراد هیئت برای برپایی مراسم؛ از ویژگی‌های هیئت، همکاری، تقسیم مسئولیت و گاه وظایف کاملاً تقسیم‌شده میان افراد است. هیئت‌های بزرگ به سبب وسعت و کثرت، مناصب و مشاغل متعدد دارند.حقیقت آن است که هیئت مذهبی، نوعی طبقه را در کشورهای شیعی به وجود آورده‌اند که «بیشترین فعالیت و ظهور و بروز این طبقة تأثیرگذار در ایران است. البته در سال‌های اخیر در برخی کشورهای اهل سنت برای برخی خلفای راشدین نیز برنامه‌های آیینی و سوگواری برگزار می‌شود؛ اما کم و کیف این برنامه‌ها هرگز قابل قیاس با سوگواری‌های شیعی نیست.»۶هیئت در ایران، تقریباً معادل «موکب» در کشور عراق است. برخی هیئت‌ها به طور برنامه‌ریزی شده در طول سال و به مناسبت‌های گوناگون مجلس روضه و مرثیه یا جشن و مولودیه دارند؛ اما هیئت‌هایی هم هستند که فقط در مناسبت‌های برجسته ـ عمدتاً محرم و به‌ویژه تاسوعا و عاشورا ـ شکل می‌گیرند و سپس تا سال بعد کاملاً خاموش و فراموش می‌شوند. این ویژگی در شهرستان‌های ایران و شهرهای مذهبی و شیعی عراق بیشتر دیده می‌شود.۵. ویژگی پنجم هیئت، نام هیئت است؛ نام‌گذاری هیئت‌ها در گذشته معمولاً بر اساس شغل و موقعیت غالب افراد هیئت یا بر اساس نام مدیر و رئیس هیئت و بعدها با نام‌هایی که از عناصر و مظاهر و نمادهای عاشورا با نام اهل‌بیت یا مظاهر و ارزش‌های دینی اخذ می‌شد تعیین و مشخص می‌گردید.امروزه، تداوم این نام‌ها را در تمام کشور شاهدیم. برخی از این هیئات عمری نزدیک به ۱۰۰ سال دارند؛ البته محافل و مجالسی که در عصر صفویه و قاجار بوده، نیز دارای نام بوده‌اند؛ اما آنها را هیئت به معنای امروزی نمی‌توان نامید.۶. هیئت‌ها در هنگام محرم و صفر به صورت دسته یا دسته‌هایی حرکت می‌کنند و با نشان و نام خاص شناخته می‌شوند. در این حرکت‌های منظم، مدیر، میان‌دار، مداح و ذاکر، بزرگان و برخی از دیگر نشانه‌ها، هیئت را از دیگر هیئت‌ها ممتاز و متفاوت می‌سازد.شعر هیئتهیئت بر اساس آنچه تعریف شد، عمری طولانی ندارد. در نتیجه شعر هیئت نیز از تاریخی طولانی برخوردار نیست.همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد در گذشته‌های دور حتی در عصر ائمه «مجلس و محفل» که در آن شاعران، که در آن هنگام مداح یا مادح گفته می‌شدند شعر می‌خواندند، وجود داشته است که به این محافل و مجالس، «هیئت» اطلاق نمی‌توان کرد. در حقیقت در گذشته ـ به‌ویژه عصر ائمه علیهم‌السلام ـ شاعران، مداح نامیده می‌شدند که امروز، نه هر شاعری مداح نامیده می‌شود و نه هر مداحی شاعر؛ هر چند شاعران مداح و مداحان شاعر در روزگار ما کم نیستند.پس، شعر شاعران گذشته را نمی‌توان شعر هیئت نامید، هر چند ممکن است برخی از آن سروده‌ها در هیئت مورد استفاده قرار گیرد؛ مثلاً شعر «محتشم کاشانی» شعر هیئت نیست؛ اما امروزه در هیئت از آن بهره می‌گیرند.با این مقدمات باید گفت: شعر هیئت شعری است دینی و آیینی که در هیئت‌های مذهبی، در مناسبت‌های سوگ و سور توسط ذاکر و مداح و گاه شاعر عرضه و اجرا می‌شود، با این تعریف شعر هیئت را به دو شاخه می‌توان تقسیم کرد؛ شاخة نخست شعری است که با بهره‌گیری از لحن و صوت توسط مداح و ذاکر اجرا می‌شود که ممکن است این شعر را خود مداح و ذاکر سروده باشد؛ یعنی شاعر و مداح یکی باشند و شاخة دوم که تقریباً از دهة ۸۰ در محافل مذهبی و هیئت مرسوم و رایج شده است، شعری است که شاعر ـ بدون صوت و لحن ـ به شیوة قرائت شعر و شعرخوانی آن را عرضه می‌کند.این نکته گفتنی است که در سال‌های پایانی دهة ۸۰ مرسوم شد که در تبلیغات برنامه‌های هیئت و محافل آیینی سه نام ذکر شود.نخست: نام سخنران مجلس که عمدتاً روحانی است.دوم: نام مداح و ذاکر که گاه درشت‌تر و چشم‌نوازتر از اولی نگاشته می‌شود (گاه نیز با عکس همراه است)و سوم: نام شاعر که در آن مجلس شعر می‌خواند. این ‌گونه شعر به سبب فضای هیئت و ترکیب جمعیت و ضرورت حس‌برانگیزی از نسخ همان اشعاری است که مداح و ذاکر می‌خواند؛ در نتیجه به پسند عام و سطح متوسط مخاطب گوشة چشمی دارد. کم نیستند شاعرانی که سروده‌های عرضه‌شده در این محافل را در مجموعة شعرهای رسمی که گواه هویت شاعرانة آنهاست چاپ نمی‌کنند.با این توضیح شعر هیئت از شعر آیینی مجالس شعرخوانی، سطحی ممتازتر و شاعرانه‌تر دارد؛ هر چند شعر هیئت خود شاخه‌ای از همان شعر آیینی محسوب می‌شود.شعر هیئت در قالب‌های گوناگون مانند: غزل، قصیده، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، رباعی، دوبیتی، بحرطویل، مثنوی و ... سروده می‌شود و گسترة آن شامل مرثیه، مولودیه، نوحه، مناجات و نیایش و مناسبت‌ها و ستایش شخصیت‌های مذهبی و دینی می‌شود.شعر هیئت خود به شاخه‌هایی چون شعر نبوی، شعر علوی، فاطمی، عاشورایی، رضوی، انتظار و .. تقسیم می‌شود. در دهة ۸۰ صدها دفتر شعر ویژة هیئت به چاپ رسید که نشان‌دهندة اقبال و استقبال مردم از این ‌گونه دفاتر شعری است. در میان سرایندگان این دفاتر شاعران شاخص و ممتاز کمتر دیده می‌شود؛ با این همه شعرهای موفق و درخشان هیئت از شاعران شاخص و برجسته کم نیستند.شعر هیئت را از منظر دیگر به دو بخش می‌توان تقسیم کرد:الف: شعر در هیئتب: شعر برای هیئتالف) شعر در هیئت:«شعر در هیئت» شعری است که شاعر آن را برای هیئت و استفاده در هیئت نگفته است؛ حتی گاه از نظرگاه گونه و نوع ادبی هیچ ارتباطی با هیئت ندارد؛ اما مداح و ذاکر «خوش‌ذوق و هنرمند» چنان آن را در هیئت عرضه می‌کند که گویی برای هیئت سروده شده است؛ این‌گونه اشعار گاه متعلق به شاعران بزرگی چون سعدی، حافظ، صائب و مولانا هستند.مداح و ذاکر با بهره‌گیری از چند عنصر و مؤلفه این گونه اشعار را در مجلس ـ مجلس سوگ و مرثیه یا مدیحه و مولودیه ـ به کار می‌گیرد.۱. شبکه‌های واژگانی و مراعات نظیرهاگاه در یک شعر واژگانی هست که به‌راحتی تداعی یک حادثة تاریخی می‌کند؛ مثلاً این غزل حافظ:یاری اندر کس نمی‌بینم یاران را چه شد؟دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟آب حیوان تیره‌گون شد خضر فرخ پی کجاست؟خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد؟کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستیحق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد! ...۷وجود شبکة واژگانی «یاری»، یاران، «آب» و «خون» کافی است تا تداعی تنهایی حسین، در کربلا و ندای «هل من ناصر ینصرنی» وی کند و مداح و ذاکر، رندانه و هنرمندانه از شعر برای مجلس‌آرایی استفاده کند.۲. آشنایی شعر و پیوند آن با حافظة مخاطبوقتی شعری آشنا از شاعری نامور خوانده شود که در مجلس کسانی باشند که با شعر آشنا باشند، زمینه هم‌حسی و هم«دمی» را فراهم می‌سازد و کافی است یکی دو سه تن یا بیشتر با مداح و ذاکر هم«دم» شوند، این رخداد مجلس را گرم و به سبب رابطة مداح و ذاکر با مخاطب، زمینه را برای همراهی دیگران نیز فراهم می‌سازد.۳. پیوند هنرمندانة شعر با موضوعتصور کنید مداح، این مصراع را از همین غزل بخواند «آب حیوان تیره‌گون شد خضر فرخ پی کجاست» و پس از خواندن مصراع بگوید: جان فدای عباس یا فدای لب تشنة حسین یا با خواندن مصراع «خون چکید از شاخ گل، باد بهاران را چه شد» بلافاصله این بیت شعر منتسب به اباعبدالله در شهادت حضرت علی‌‌اصغر را بخواند که «لیتکم فی یوم عاشورا جمیعاً تنظرونی/ کیف استسقی لطفلی فابوا ان یرحمونی ... » چه شوری در مجلس می‌تواند بیافریند.در این هنرنمایی، توانایی صدا، تکیه‌ها در کلام، سکوت‌ها، دعوت به همراهی مخاطب‌ها، توضیحات و دیگر فضاسازی‌ها بسیار مهم است.«شعر در هیئت» را می‌توان به شاخه‌هایی چون:ـ اشعار شاعران بزرگ (بی‌ارتباط با مجالس سوگ و سور که با هنرمندانی مداح عرضه می‌شوند)ـ اشعار دینی و آیینی که به قصد عرضه در هیئت ساخته نشده‌اند؛ مانند ترکیب‌بند محتشم کاشانی؛ اما در هیئت به کار گرفته می‌شوند.ـ اشعار آیینی که برای محافل و مجالس آیینی ـ نه برای ذاکر و مداح ـ سروده شده‌اند، اما مداح و ذاکر آنها را با تمهیدات یا بدون تمهیدات به عنوان شعر هیئت به کار می‌گیرند. منظور از تمهیدات، افزودن‌ها و تغییرات اندک متناسب با فضا و موقعیت است؛ مثلاً بعد از هر بیت جمله‌ای برای همراهی و هم‌صدایی مخاطب‌ها اضافه کند. یا کلماتی از شعر را به اقتضای موقعیت تغییر دهد.ب) شعر برای هیئت:این‌گونه شعر یا توسط شاعر به قصد عرضه در هیئت سروده می‌شود یا با سفارش مداح و ذاکر فراهم می‌آید. دور نیست که برخی از این سروده‌ها با مشارکت شاعر و مداح فراهم شود؛ به این صورت که مضامین و درون‌مایه را مداح سفارش دهد و شاعر در قالب شعر سامان دهد یا با همراهی و هم‌فکری شعر را فراهم کند.طرح این نکته ضروری است که اگر سفارش با ذوق و ضمیر و لحظات شاعرانه شاعر همخوانی و پیوند بیابد گاه در طراز موفق‌ترین و برجسته‌ترین سروده‌ها خواهد شد، کم نیستند نوحه‌ها و سروده‌های هیئتی که به سبب فضای روحی شاعر و «سفارش‌پذیری درونی» وی بسیار ممتاز و درخشان بوده‌اند.در اینجا طرح و تأکید بر این مسئله بایسته است که اتهام ضعیف بودن شعر سفارشی، نه پشتوانة تاریخی دارد، نه عینی. بسیاری از آثار بزرگ ادبی ما محصول سفارش‌اند. سفارش آن‌گاه ناروا یا فاقد ارزش ادبی خواهد بود که تصنعی و ساختگی، ناهمخوان با ذوق و جریان درونی شاعر و به گونه‌ای «رفع تکلیف شاعرانه» باشد در این صورت شاعر بعدها یا از انتساب آن به خود خودداری می‌کند یا در چاپ مجموعة اشعار جدی و اصلی خود، آن را قلم می‌گیرد.ویژگی‌های شعر هیئتبرای تبیین ویژگی‌های شعر هیئت در حوزه‌ها و ساحت‌های پنج‌گانة شعر آن را بررسی خواهیم کرد.۱. حوزه خیال: شعر هیئت، به سبب شعر بودن برخوردار از همة عناصر خیال مانند تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه و نماد است. از آنجا که مداح و ذاکر، انتخابگر شعر یا سرایندة آن است حتماً گوشه‌چشمی به مخاطبی یا مخاطبانی دارد که شعر بعدها در مجلس و مراسم خاص به گوش و هوش و نظر آنها می‌رسد. سطح متفاوت مخاطب‌ها، پسند خاص آنها در گزینش و سرایش شعر مؤثر خواهد افتاد.مطالعة سروده‌های «خوشدل تهرانی» گواه این نکته است که وقتی شاعر بر اساس تقاضای مداح و ذاکر شعر گفته است افق خیال، تنزل پیدا کرده است و شاعر زبانی ساده‌تر و مخاطب‌پسند را برگزیده و از تصاویر و ایماژهای اشرافی ـ ویژة مخاطب‌های خاص ـ پرهیز کرده است.مقایسة سروده‌های آیینی خوشدل که ویژة مراسم و مجالس است با سروده‌هایی که تکیه‌گاه سرودن، شاعرانگی و تقاضای درون است نه بیرون، این ویژگی را روشن می‌سازد. چند بیت از آغاز سروده‌های آیینی وی را با دیگر سروده‌ها مقایسه کنید تا این نکته عینی‌تر و روشن‌تر ادراک و احساس شود.یادگار علی (وصف حضرت زینب):عصمت الله مظهر و مرآت یزدان زینب استهم چو مادر زهرة زهرای رخشان زینب استآسمان علم و تقوا آسمان قدس و دیناختر برج حیا ماه درخشان زینب است۸میلاد سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین:صبحگه مژده ز مرغان خوش‌آیین آمدکه گل سرسبد گلشن یاسین آمدآری آن نوگل گلزار رسالت بدمیدکه به جان بندة او سوسن و نسرین آمد۹می‌بینیم که در این سروده‌های آیینی تصاویر و تشبیهات، ساده، حسی و قابل درک‌اند. تشبیه حضرت زینب به مرآت (آینه) یزدان و استعارة سادة گل سرسبد گلشن یاسین، حسین بن علی و تشبیه برتر این گل (حسین) بر سوسن و نسرین، سروده‌ها را مناسب و متناسب مخاطب عام ساخته است. مقایسه کنیم آن مطلع‌ها را با این مطلع‌ها تا تفاوت افق سروده‌ها بهتر و بیشتر احساس شود:هنگام مرگ بوسه زد آن سیم‌تن مرایعنی گرفت آینه پیش دهن مرا۱۰و این مولودیه که بدون قصد سپردن به مداح و ذاکر ـ بر اساس برانگیختگی شاعرانه ـ سروده شده است.بعید النبی قم الا یا غوانیتغزل بلحن الاغانیبه مولد مسعود ختم النبیینچو من بایدت از شعف نغمه‌خوانیبکن وصف آن‌که خدا کرده وصفشبه قرآن به حسن البیان و المعانی۱۱در شعر هیئت، به‌ویژه در شعر شاعرانی که خود مداح و ذاکرند، تصاویر بدیع، تخیل پویا و زنده متناسب با موضوع و موسیقی شعر دیده می‌شود.استعاره‌های مهتاب (علی‌اصغر)، آفتاب (امام حسین)، لعل خشک و آب داد (زبان کنایی و ایهامی) و تعبیر لطیف سه پهلو با شبکة بدیع یک، دو و سه چه شکوهی به شعر بخشیده استمادر، نه طفل تشنة خود را به باب دادمهتاب را، فلک به کف آفتاب دادچون قحط آب، قحط وفا، قحط رحم دیدچشمش به لعل خشک وی از اشک آب دادبر باب و طفل او چو جوابی نداد کسیک تیر، هر دو را، به سه پهلو جواب دادخون گلوی طفل نه، ایثار را ببینآن گل نخورد آب و به گلچین گلاب دادهم عندلیب سوخت و هم باغبان که خصمآبی به گل نداد، ولی گل به آب دادپرپر چو مرغ می‌زد و تا پر نشسته تیراما به خنده، باز تسلای باب داد ...۱۲شاعرانی که خود ذاکر و مداح‌اند و در محافلی با مخاطب‌های شعرشناس‌تر مواجه‌اند از این دست سروده‌ها کم ندارند، همچنان‌که این شعر به‌رغم سوز و سوگ و اشک‌انگیزی و مجلس‌آرایی، دچار هبوط و تنزل و سستی نشده است.گاه نیز شاعران موفق شعر آیینی و شعر هیئت با بهره‌گیری از ساختار داستانی و تخیل سیال و پویا تصاویر و فضاهایی می‌سازند که بسیار بدیع و زیباست؛ «تقدیر درخت» در ساختاری داستانی، این‌گونه به موضوع «در خانة علی» و سرانجام آن ـ آتش زدن و به پهلوی دختر پیامبر کوبیدن ـ می‌پردازد:سال‌ها پیش در این شهر، درختی بودمیادگاری کهن از دورة سختی بودمهرگز از همهمة باد نمی‌لرزیدمسایه‌پرورد چه اقبال و چه بختی بودمبه برومندی من بود درختی کمتررشد می‌کردم و می‌شد تنه‌ام محکم‌تر...من به آیندة خود روشن و خوش‌بین بودمباغ را آینه‌ای سبز، به آیین بودمروزها تشنة هم‌صحبتی با خورشیدهمه شب هم‌نفس زهره و پروین بودمریشه در قلب زمین داشتم و سر به فلکبرگ‌هایم گل تسبیح ‌به ‌لب، مثل ملکراستی شکر خدا، برگ و بری بود مرابا درختان دگر، سر و سری بود مراقامت افراشته چون سرو و صنوبر بودمچتر سرسبزی و شهد ثمری بود مراچشم من بود به شاهین ترازوی خودمتکیه کردم همة عمر به بازوی خودم...ناگهان پیک خزان آمد و باد سردیباغ، شد صحنة توفان بیابان‌گردیدر همان حال که احساس خطر می‌کردمنرم و آهسته ولی با تبر آمد مردیتا به خود آمدم از ریشه جدا کرد مراضربه‌هایش متوجه به خدا کرد مرا...حالتی رفت که صد بار خدایا کردماز خدا عاقبت خیر تمنا کردمگرچه از زخم تبر روی زمین افتادمآسمان‌سیر شدم، مرتبه پیدا کردماز من سوخته‌دل، بال و پری ساخته شدکم‌کم از چوب من آن روز، دری ساخته شدتا نگهبان سراپردة ماهم کردندهر چه در بود در آن کوچه نگاهم کردنداز همان روز که سیمای علی را دیدمهمه شب تا به سحر چشم به راهم کردندمثل خود تشنة سیراب نمی‌دیدم مناین سعادت را در خواب نمی‌دیدم من...بارها شاهد رخسار پیمبر بودممحرم روز و شب ساقی کوثر بودمتا علی پنجه بر این حلقة در می‌افکندبه خدا از همة پنجره‌ها سر بودمدست‌های دو جگرگوشه که نازم می‌کردغرق در زمزمه و راز و نیازم می‌کرد...به سرافرازی من نیست دری روی زمینمتبرک شدم از بال و پر روح‌الامینسایة وحی و نبوت به سرم بوده مدامبه خدا عاقبت خیر همین است همینهر زمانی که روی پاشنه می‌چرخیدمجلوة روشنی از نور خدا می‌دیدماز کنار در اگر فاطمه می‌کرد عبورموج می‌زد به دلم، آینه‌درآینه نورسبزپوشان فلک، پشت سرش می‌گفتند:«قل هو الله احد، چشم بد از روی تو دور!»سورة کوثری و جلوة طاها داری«آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری»...دیدم از روزنه‌ها جلوة احساسش رادست پر آبله و گردش دستانش رادیده‌ام در چمن سبز ولایت هر روزعطر انفاس بهشتی و گل یاسش رازیر آن سقف گلین، عرش فرود آمده بودروح همراه ملائک به درود آمده بود...هر گرفتار غمی، حلقه بر این در می‌زدهر که از پای می‌افتاد به من سر می‌زدآیة روشن تطهیر در این کوچه مدامشانه‌درشانة جبریل امین پر می‌زدیک طرف شاهد نجوای یتیمان بودمیک طرف محو شکوفایی ایمان بودم«من ندانستم از اول که» خطر در راه استعمر این دل خوشی زودگذر کوتاه استدارد این روز مبارک، شب هجران در پیشب تنهایی ریحان رسول‌الله استمانده بودم که چرا آینه را آه گرفتیا پس از هجرت خورشید چرا ماه گرفت؟...رفت پیغمبر و دیدم که ورق برگشتهمانده از باغ نبوت گل پرپر گشتهمهبط وحی جدا گرید و جبریل جدامسجد و منبر و محراب و حرم، سرگشتههست در آینة باغ خزان‌دیده ملالنیست هنگام اذان، صوت دل‌انگیز بلال...همه حیرت‌زده افروختنم را دیدنددیده بر صحن حرم دوختنم را دیدندبی‌وفایان، همه آن روز تماشا کردند!از خدا بی‌خبران، سوختنم را دیدند!سوختم تا مگر از آتش بیداد و حسدچشم زخمی به جگرگوشة «یاسین» نرسدهیچ آتش به جهان این همه جان‌سوز نشدشعله این‌قدر فراگیر و جهان‌سوز نشدجگرم سوخت، ولی در عجبم از شهریکه دل افسرده از این داغ توان‌سوز نشدآه از این شعله که خاموش نگردد هرگز!داغ این باغ فراموش نگردد هرگز!...سوخت در آتش بیداد، رگ و ریشه و پوستپشت در، این علی است و همة هستی اوستیادم از غفلت خویش آمد و با خود گفتم:حیف! آن روز به نجار نگفتم ای دوستتو که در قامت من صبر و رضا را دیدیبر سر و سینة من میخ چرا کوبیدی!...همه رفتند و به جا ماند، در سوخته‌ایدفتری خاطره از آتش افروخته‌ایسال‌ها طی شد از آن واقعة تلخ و هنوزهست در کوچة ما چشم به در دوخته‌ایتا بگویند در این خانه کسی می‌آید«مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید»۱۳جریان پویای خیال در این سروده، بهره‌گیری از نمادها، تلمیحات تاریخی، اشارات روایی، تجاهل‌العارف، تشبیه و استعاره و مجاز و کنایه و از همه مهم‌تر فضای داستانی و روایی که بر کشش شعر می‌افزاید، در این سروده پیداست. در سال‌های دهة ۸۰ گرایش به شعر روایی ـ در شکل زبان رسمی و محاوره‌ای ـ بسیار رواج یافت و مداحان و ذاکران از این ظرفیت در گرم کردن و تمرکز مخاطب بهره فراوان گرفتند.عنصر تخیل در شعر هیئت در فاصلة دهة ۷۰ تا ۸۰ سیر کمال و تعالی داشته است؛ چرا که مداحان و ذاکران در گزینش شعر حساس‌تر و ورزیده‌تر و شاعران آیینی پابه‌پای آنان و نیز با توجه به رشد مخاطب کیفیت و ساخت شعر خود را تکامل بخشیدند.تکامل تصویری و تخیلی، گاه سبب شده که مرثیه و سوز شعری کم‌رنگ شود و ذهن و ذوق به جای درگیر شدن با درون‌مایه، درگیر صورت و فرم و تصاویر شعری شود، نمونه‌هایی از این دست با همة زیبایی شعری چنین‌اند.خودم را از اول، دوباره کشیدمنشستم برایت ستاره کشیدمکمی گریه کردم و پایین چشممنشستم دو تا راه چاره کشیدمنشستم در این روضه‌های پر از نوربهشتی پر از استعاره کشیدمو آن دست‌هایی که سینه‌زنت بودشبیه هزاران مناره کشیدمبه دنبال تو انبیا را پیادهتو را روی نیزه سواره کشیدمو چندین شب بعد در یک خرابهتو را روی دست ستاره کشیدمنمی‌شد بخوانی ولی روضه‌اش رافقط یک کمی با اشاره کشیدمقد کوچکش خم شده بود و او رادر آغوش یاس بهاره کشیدمدل علقمه خون شد آن لحظه‌ای کهسرش معجری پاره‌پاره کشیدم۱۴در مجموع از نظرگاه عنصر خیال شعر هیئت دارای ویژگی‌های زیر است:۱. تصاویر و ایماژهای ساده‌تر در قیاس با شعر رسمی۲. بهره‌گیری از نمادهای تاریخی، دینی، اسوه‌ای و اسطوره‌ای۳. کاربرد تصاویر آشنا و قابل ادراک۴. فاقد غموض و پیچیدگی تصاویر۵. در صورت استفاده از اشعار رسمی و شعر شاعران شاخص، بهره‌گیری از فضاسازی‌ها و توصیفات ضمیمه‌ای برای تفهیم، تبیین و قابل درک کردن مضامین و درون‌مایة شعربا این ویژگی‌ها و با توجه به واقعیت شعر هیئت که نمونه‌های بسیار درخشان، با بافت و ساخت شاعرانه دارد، حذف شعر هیئت از حوزة «شعر» و نادیده گرفتن آن نه کاری است علمی، نه منطقی و نه منصفانه. شعر هیئت گونه‌ای از شعر آیینی و از شاخه‌های شعر فارسی است که همچون دیگر انواع و شاخه‌ها باید بررسی، مطالعه و البته نقادی شود.عنصر زبان در شعر هیئتهر شعری، پدیده‌ای زبانی است و تکیه‌گاه زبان واژه و روابط و ساختار خاص واژه‌هاست. سروده‌ها محمل و تکیه‌گاه زبانی دارند و زبان آنها از مسائلی چون جغرافیا، تفکر شاعر، موقعیت تاریخی و ... تبعیت می‌کند.عنصر زبان در شعر هیئت تحت تأثیر عواملی چند است:۱. موسیقی و لحن:چون شعر هیئت توسط مداح و ذاکر اجرا می‌شود به تبعیت از آهنگ، شکستگی واژه‌ها در آن چشمگیر است. این ویژگی در نوحه‌ها فراوان‌تر است.نمونه‌هایی از تخفیف و شکستگی واژگانحر نامور چو در نینوا آمدبر سر راه شه کربلا آمد ...نزد بن سعد آمدی ای حر نیکوکارگفت داری با حسین صلح یا پیکارگفت دارم قصد جنگ با شه ابرارعازم جنگ با همین مقتدا آمد۱۵در این نوحه چو به جای چون، شه به جای شاه و بن سعد به جای ابن سعد آمده است. و در این نوحه که به جای خاموش، خموش و به جای کربلا، کرب‌وبلا آمده است:خون من باغ شرف را همه آباد کندبشریت ز حصار ستم آزاد کندتا قیامت نشودهرگز این شعله خموشپرچم کرب‌وبلامی‌رود دوش‌به‌دوش...گل دهد باغ خزان‌دیدة دین از نفسممن بهارم که به فریاد گلستان برسمتا قیمت نشودهرگز این شعله خموشپرچم کرب‌وبلامی‌رود دوش‌به‌دوش۱۶۲. عنصر جغرافیا و گویش و لهجه محلی:از دیرباز سروده‌های آیینی در هیئت از زبان، گویش و لهجه تبعیت می‌کرده است. هیئت‌های آذری‌زبان، نوحه‌هایی با زبان ترکی، گاه فارسی ترکی می‌خوانند، حتی در نوحه‌های فارسی تأثیر لهجه کاملاً پیداست. کردها، عرب‌ها، لرها، بختیاری‌ها، لک‌ها و دیگر زبان‌ها و گویش‌ها نیز نوحه‌ها و اشعاری به زبان جغرافیایی خود عرضه می‌کنند.در سال‌های دهة ۶۰ تأثیر لهجة بوشهری و بندرعباسی و نحوة اجرای نوحه‌ها، بسیاری از نواحی ایران را تحت تأثیر قرار داد به گونه‌ای که در رسانه‌ها نیز انعکاس یافت. شیوة خواندن مداحانی چون فخری و کویتی‌پور و سرودها و نوحه‌هایی چون «ممد نبودی ببینی» و «عمه بابایم کجاست» چنان دامن گسترد که مداحی و ذاکری پایتخت را نیز متأثر ساخت. در کمتر منطقه‌ای از ایران تأثیر فرهنگ و زبان را در سروده‌ها و خوانش اشعار و نوحه‌ها، می‌توان نادیده گرفت. همین است که گاه برخی نوحه‌ها و سروده‌ها جز به مدد ترجمه قابل فهم برای مناطق دیگر ایران نیست.۳. موقعیت تاریخی:سروده‌ها و نوحه‌های هیئت به شدت تحت تأثیر موقعیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قرار دارند. در دوران انقلاب و سال‌های آغازین انقلاب و سپس در دورة هشت‌سالة دفاع مقدس شعرها و نوحه‌ها از جملاتی بهره‌مند بودند که تناسبی با موقعیت تاریخی آن روزگار داشت. برای مثال در سروده‌های عاشورایی هیئت «هیهات منا الذلة» رواج فراوان داشت.در دشت کربلای جان‌سوزاز انقلاب سرخ امروزدین پیمبر گشته پیروزاز خون مظلومانآید ندا این سالهیهات، هیهات منا الذلة۱۷از دیگر ویژگی‌های زبانی شعر هیئت، ساختن ترکیب‌های نو و بدیع است. حبیب چایچیان (حسان) در سروده‌ای مشهور «شهادت‌نامة عشاق» را در مطلع غزل عاشورایی خویش می‌آورد.امشب شهادت‌نامة عشاق امضا می‌شودفردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می‌شود۱۸و در این سروده یک باغ مرهم زخم و کهکشان زخم و آسمان سرخ هر چند به اعتبار ردیف و قافیه ترکیب‌های تازه‌اند.گل زخم، ‌غنچه زخم، سرو بوستان زخمیک باغ مرهم زخم، حتی باغبان زخمسهم من از دنیای تو یک آسمان عشقسهم تو از دنیای ما یک کهکشان زخمهم پشت تو خم گشته از داغ برادرهم بر جگر داری ز فقدان جوان زخمخون می‌چکد از آسمان سرخ انگاراز تیر آه تو شده هفت آسمان زخم ...۱۹تکرار، در شعر هیئت از دیگر ویژگی‌های زبانی است که این ویژگی در نوحه‌ها ـ به سبب همراهی و دم‌گیری مخاطب ـ بیشتر است. شکل ندایی و خطاب در این شعر «عزیزی» و تکرار در عمدة ابیات از آن جمله است.ای حرارت‌های عشقت در درون ما حسیننوگل بستان یاسین میوة طاها حسینای که در دشت شهادت در سحرگاه ظهورپرچم دین از تو می‌آید سوی بالا حسینای که فطرس از فلک آمد شب میلاد توتا پر خود را بساید بر فر سیما حسینای که با عرض مقام تو شفاعت یافتندیونس و نوح و خلیل و آدم و حوا حسینای که پیغمبر شب میلاد تو از دیده ریختاشک مروارید خود و لؤلؤ لا لا حسین۲۰کاربرد واژگان کهن ـ به‌ویژه واژه‌های عربی ـ در اشعار و نوحه‌ها فراوان است. واژه‌های «یکسر»، «عدو»، دانی»، «ز سر جان» در این سروده از آن جمله است.... یکسر به خاک ریخت، گل و غنچه شاخ و برگآمد ولی ز باغ نصیبی خزان نداشتدانی به کربلا ز چه او را عدو نکشت؟تا کوفه زنده ماندن او را گمان نداشتاز تب ز بس که ضعف بر او چیره گشته بودمی‌خواست بگذرد ز سر جان، توان نداشت۲۱بررسی مسائل زبانی دیگر در شعر هیئت مانند باستان‌گرایی، هنجارگریزی و هنجارشکنی واژگانی مستلزم مبحثی مستقل است که صاحب‌نظران در این حوزه باید بدان بپردازند تا راهنمای شاعران جوان در این راه باشد.شکل و ساختار شعر هیئتدر طول حداقل یک قرن شعر هیئت، کاربرد همة قالب‌های شعری را در این حوزه دیده‌ایم؛ رباعی، دوبیتی، قصیده، غزل، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، مسمط، مثنوی، مستزاد، بحر طویل و حتی با پدیدآیی شعر نیمایی، در این قالب، هم نوحه و هم مرثیه و هم مولودیه و سورسروده می‌یابیم.در سال‌های پس از انقلاب، به سبب کارآیی قالب‌های گوناگون، شاعران و مداحان شاعر در همة قالب‌ها دست به سرودن زده‌اند.معمولاً در آغاز مجلس استفاده از رباعی و دوبیتی بسیار رایج است و همین است که ده‌ها دفتر دوبیتی و رباعی آیینی، ‌توسط شاعران نام‌آشنا و کم‌نام و گمنام می‌توان یافت.همان‌گونه که اشاره شد رباعی‌ها عمدتاً در اول مجالس کاربرد دارند. مثلاً ممکن است مداح با این رباعی مجلس را آغاز کند:عمری است که از شراب عشقت مستمبر جملة عاشقان تو پیوستمآقا به دو دست قلم عباستمن آمده‌ام مگر بگیری دستم۲۲یا با این رباعی که از همان آغاز معلوم است، مداح قصد به اصطلاح «گرفتن صلوات» و زمینه‌سازی برای گرم کردن مجلس دارد:خواهی اگر از ظلمت غم، راه نجاتیا اینکه رسی به چشمة آب حیاتبی‌ ذکر و دعا مباش یعنی بفرستبر احمد و بر آل محمد صلوات۲۳گاه نیز رباعی در پایان مداحی به کار می‌رود که معمولاً نوعی دعا ـ یا به جای دعا ـ است.ای سورة کوثر به مقام تو گواه!ما غرق در امواج پر آشوب گناهتا ساحل مهرت آمدیم این همه راهیا فاطمه اشفعی لنا عندالله!۲۴قالب شعری غزل، پرکاربردترین قالب شعری در حوزة شعر آیینی است. ده‌ها مجموعة شعر آیینی در فاصلة دهة ۸۰ تا ۹۰ به چاپ رسیده است که بسیاری از آنها از نظرگاه وزانت و اعتبار شعری هم افق سروده‌های استوار و درخشان حوزه‌های دیگرند. به جرئت می‌توان گفت همة شاعران جوان، چند غزل آیینی در دفاتر شعر خود دارند. غزل‌ها در اوزان کوتاه و بلند و در زمینه‌های گوناگون مدیحه و مرثیه است. مجموعه شعر آیینی «مولای گندم‌گون» از آن جمله است. غزل «ساربان غریب» با افاعیل بلند و با وزنی خیزابی، نمونه‌ای از این دفتر است.ساربان غریب! می‌خواهی این همه مست را کجا ببری؟تشنه آورده‌ای که آب دهی، یا به سرچشمة بقا ببری؟کعبة هاج و واج را دیروز، در معمای خود رها کردییک قبیله ذبیح آوردی غرق خون تا دل از منا ببریکاش می‌شد که بی‌صدا ... اما تو سراپا خروش و فریادیخبر داغ عشق آوردی، نه نمی‌شد که بی‌صدا ببریو ستون‌های آسمان لرزید لحظه‌ای که قرار شد دل رااز قد و قامت علی ببری، صاف و یکدست تا خدا ببریسر و انگشت و پیرهن یک سو، سجده بر خاک کرده تن یک سوخواستی این چهار رکعت را پیش لیلا جداجدا ببریقصه را مادری جوان دیروز در کمرگاه کوچه کرد آغازبه گلوگاه نمی‌رسیدی تا قصه را تو به انتها ببریلطف قرآن به طرز خواندن توست، والضحی چشم‌های روشن توست«و اذا الشمس کورت» تن توست که در آغوش بوریا ببریبیت آخر میان خواهش و اشک می‌رسد بی‌قرار و می‌دانددر پی یک بهانه می‌گردی، تشنه‌ای را به کربلا ببری۲۵قالب‌های قصیده، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، مثنوی و در سال‌های اخیر بحر طویل نیز در هیئت جایگاه برجسته‌ای دارند. بحرطویل‌ها با زبانی روایی توسط شاعران جوان شعر آیینی، در دهة ۸۰، مداحی را وارد مرحلة جدیدی کرد. نمونة زیر از سید حمیدرضا برقعی از آن جمله است:۱. یادم آمد شب بی‌چتر و کلاهی که به بارانی مرطوب خیابان زدم آهسته و گفتم چه هوایی است خدایی من و آغوش رهایی سپس آن‌قدر دویدم طرف فاصله تا از نفس افتاد نگاهم به نگاهی، دلم آرام شد آنگونه که هر قطرة باران غزلی بود نوازش‌گر احساس که می‌گفت فلانی! چه بخواهی چه نخواهی به سفر می‌روی امشب چمدانت پر باران شده پیراهنی از ابر به تن کن و بیا! پس سفر آغاز شد و نوبت پرواز شد و راه نفس باز شد و قافیه‌ها از قفس حنجره آزاد و رها در منِ شاعر، منِ بی‌تاب‌تر از مرغ مهاجر، به کجا می‌روم اقلیم‌به‌اقلیم خدا هم‌سفرم بود و جهان زیر پرم بود سراسر که سر راه به ناگاه مرا تیشة فرهاد صدا زد: نفسی صبر کن ای مرد مسافر قسمت می‌دهم ای دوست سلام من دلخستة مجنون‌شده را نیز به شیرین غزل‌های خداوند، به معشوق دو عالم برسان. باز دل شور زد آخر به کجا می‌روی ای دل که چنین مست و رها می‌روی ای دل مگر امشب به تماشای خدا می‌روی ای دل نکند باز به آن وادی ... مشغول همین فکر و خیالات پر از لذت و پر جاذبه بودم که مشام دل من پر شد از آن عطر غریبی که نوشتند کمی قبل اذان سحر جمعه پراکنده در آن دشت خدایی است.۲. چشم وا کردم و خود را وسط صحن و سرا، عرش خدا، کرب‌وبلا، مست و رها در دل آیینه جدا از غم دیرینه ولی دست به سینه، یله دیدم من سر تا به قدم محو حرم بال ملک دور و برم یک‌سره مبهوت به لاهوت رسیدم؛ چه بگویم که چه دیدم که دل از خویش بریدم، به خدا رفت قرارم، نه به توصیف چنین منظره‌ای واژه ندارم. سپس آهسته نشستم و نوشتم: فقط ای اشک امانم بده تا سجدة شکری بگذارم که به ناگاه نسیم سحری از سر گلدستة باران و اذان آمد و یک گوشه از آن پرده‌در شور عراقی و حجازی به هم آمیخته را پس زد و چشم دلم افتاد به اعجاز خداوند به شش‌گوشة معشوق؛ خدایا تو بگو این منم آیا که سرا پا شده‌ام محو تمنا و تماشا فقط این را بنویسید رسیده است لب تشنه به دریا دلم آزاد شد از همهمه دور از همه مدهوش غم و غصه فراموش در آغوش ضریح پسر فاطمه آرام سر انجام گرفتم.۲۶جز قالب بحر طویل، خواندن قصاید بلند، مثنوی‌های بلند و ترکیب‌بندها و ترجیع‌بند در هیئت جاری و ساری است. حتی نوحه‌هایی در قالب شعر نیمایی در هیئت خوانده می‌شود. مراجعه به کتب «نوحه نواحی» از نشر خیمه، نمونه‌های فراوانی را فرادست می‌دهد که در قالب نیمایی سروده شده‌اند. هر چند تا حدی سنت خواندن قصاید بلند در محافل امروز منسوخ شده است، اما در هیئت در هنگام شور خواندن سروده‌ها و نوحه‌های بلند و طولانی مرسوم است.نمونه‌ای از نوحه در قالب نیمایی که در دستگاه چهارگاه است. این نوحه دارای شکل دو قسمتی است که بخش اول آن بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن و بخش دوم بر وزن فعلاتن فعلن است.خون من باغ شرف را همه آباد کندبشریت ز حصار ستم آزاد کندتا قیامت نشودهرگز این شعله خموشپرچم کرب‌وبلامی‌رود دوش‌به‌دوش ...۲۷سروده‌های هیئت، در همة قالب‌ها با تنوع اوزان دیده می‌شود و در سیر تاریخی ـ در ۱۰۰ سال اخیر ـ در عصر انقلاب تنوع و تکثر قالب‌های شعر هیئت بیشتر شده است. در این میان غزل، رباعی و مثنوی پرکاربردترند و جز نوحه که قالب غالب محافل و مجالس است این سه قالب کاربرد بیشتر یافته است.تفصیل بحث دربارة قالب‌های نوحه و نیز قالب‌های شعری هیئت مجالی فراخ‌تر و بحثی مستقل می‌طلبد.موسیقی در شعر هیئتمنظور از موسیقی در شعر هیئت، کاربرد موسیقی به مفهوم نغمات و دستگاه‌های موسیقی نیست؛ که موسیقی با استفاده از الحان و نغمات، امروزه شاخصة مداحان و ذاکران است و در نواحی مختلف ایران از آواز دشتی، ابوعطا، بیات اصفهان و کرد بیات و دستگاه شور، دستگاه راست‌پنج‌گاه، همایون، چهارگاه و با گوشه‌های متنوع و متکثر فراوان بهره‌گیری می‌شود. حتی به جرئت می‌توان گفت باروری موسیقی ایران مدیون موسیقی هیئت و محافل دینی و آیینی است.منظور از موسیقی در اینجا، موسیقی وزن (افاعیل عروضی یا موسیقی بیرونی)، قافیه و ردیف یا موسیقی کناری، تناسب‌های آوایی یا موسیقی درونی (تناسب‌های لفظی) و موسیقی معنوی یا تناسب‌های معنایی یا شبکه‌های مراعات نظیر است.موسیقی بیرونی شعر هیئت متناسب با چند مسئله است:۱. اوزان و موسیقی بیرونی سروده‌های سوگ و مرثیه که بسیار نرم و جویباری است.البته وقتی مجلس و هیئت به اوج سوگواری می‌رسند ـ به‌ویژه هنگام شورخوانی ـ اوزان تند و خیزابی به کار گرفته می‌شود.۲. در جشن‌ها و شادی‌ها، اوزان متناسب با سرور و وجد خوانده می‌شود؛ مانند مستفعلن مستفعلن، مستفعلن مستفعلن۳. در خواندن اشعار دعایی و نیایشی عمدتاً اوزان نرم و لطیف‌اند؛ مانند فاعلاتن فعلاتن فعلندر موسیقی کنار (ردیف و قافیه) شعر هیئت، به ویژه مراثی به سمت داشتن ردیف و قافیه گرایش دارند. نوحه‌ها نیز به سبب داشتن بند ترجیع عمدتاً به ردیف آراسته‌اند. استفاده از ردیف‌های اسمی در سروده‌های سور و نیز سوگ فراوان است، زیرا مخاطب را با خود همراه می‌سازد.مثلاً وقتی شعر با ردیف «نمی‌آید» همراه باشد، مستمعین در پایان هر بیت، کم‌کم با مداح و ذاکر دم می‌گیرند و همین زمینه‌ساز ایجاد حال و شور و گرمی در مجلس می‌شود. «باغ شقایق» از آن جمله است. دقت در شکل منفی ردیف که عامل سوزافزایی است دلیل تأثیرگذاری را بیشتر روشن می‌کند.چرا از کوفه غیر از ناله و افغان نمی‌آید؟چرا آواز تسبیح از لب جانان نمی‌آید؟شده محراب چون باغ شقایق سرخ و عطرآگینبه غیر از بوی خون زین لاله‌گون بستان نمی‌آیدچرا خاموش و تاریک است صحن مسجد کوفه؟چرا بانگ هزار آوای خوش الحان نمی‌آید؟کس آهنگ مناجات علی را نشنود دیگرنوای گریه‌های او ز نخلستان نمی‌آیدخداوندا! چه رخ داده که آن غمخوار بیمارانسراغ کلبة تاریک بیماران نمی‌آید؟ ...۲۸موسیقی درونی شعر هیئت (تناسب‌های آوایی)موسیقی درونی در شعر شاعران شاخص هیئت شاخص‌تر و گوش‌نوازتر است. در برش زیر از شعری بلند در توصیف حضرت رضا علیه‌السلام هم‌آوایی و نغمة حروف «غ» در نخستین مصراح و تکرار «ع» در بند برگردان نمونه‌ای از موسیقی درونی است.مرغ غریبم که به باغ آمدمشب شد و دنبال چراغ آمدمرنج سفر را به فراغ آمدماز طرف شاه چراغ آمدمیا علی ضامن آهو! رضا!عالم آل علی مرتضی۲۹و نمونة زیر از موسیقی معنوی یا تناسب‌های معنایی یا شبکه‌های مراعات نظیر که شاعر، هنرمندانه میان ماه، ‌ستاره و آفتاب در بیت نخستین و میان بیت ‌الله، مطاف، کعبه، مُحرم و طواف و قبله و نماز و سجده و سجاده در ابیات بعد رابطه برقرار کرده است.دخترک افتاد روی نعش بابسه، ستاره ریخت روی آفتابدشت، بیت الله شد، مقتل ـ مطافگرد یک کعبه، دو مُحرم در طوافقبله جُست و بر نماز آماده شدبوسه‌هایش سجده، ‌تن سجاده شد۳۰مبحث موسیقی‌های چندگانه در شعر هیئت و تناسب این موسیقی‌ها با نوع شعر ـ مرثیه و مدیحه ـ خود نیازمند پژوهشی وسیع و گسترده است که اگر با نقد سروده‌های موجود و برخی نارسایی‌های موسیقایی که در شعر نسل جوان دیده می‌شود، همراه شود، یاریگر شاعران در اعتلا، پیرایش و روانی و تأثیرگذاری بیشتر خواهد شد.اندیشه و درون‌مایة شعر هیئتسهم سوگ قابل قیاس با دیگر مضامین و درون‌مایه‌های شعر هیئت نیست؛ اما شعر هیئت در طول حیات و حضور خود در مجامع و محافل به موضوعاتی چون توحید و تحمید، نیایش و مناجات، وعظ و ستایش و منقبت بزرگان دین و مذهب پرداخته است.ستایش و منقبت و در کنار آن یاد رنج‌ها و سوگ اهل‌بیت علیهم‌السلام سابقه‌ای طولانی دارد. شیعیان در طول تاریخ به‌رغم شکنجه‌ها، شهادت‌ها، تبعیدها، حصرها و تلخ‌کامی‌ها هماره کوشیده‌اند تا رویاروی دروغ‌ها، تحریف‌ها و گستاخی‌ها نسبت به اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام بایستند و همین باعث شده است که در گذشتة ادبی منقبت‌خوانی و مناقب‌خوانان به عنوان جریانی در مقابل فضائل‌خوانان، که در مقابل شیعیان به ذکر فضایل خلفا می‌پرداختند قلمداد شوند.«یکی از طرقی که شیعه پس از کسب قوت برای نشر مذهب خود انتخاب کرده بودند، استفاده از مناقب‌خوانان یا مناقبیان بود. مناقبیان ظاهراً از دورة آل بویه در عراق وجود داشتند؛ زیرا درست در آغاز دورة سلجوقی که شیعه در نهایت ضعف به سر می‌برد، مناقبیان در طبرستان و بعضی نواحی عراق سرگرم کار بودند. مناقب‌خوانان قصیده‌هایی را که در مدح علی علیه‌السلام یا سایر ائمة اطهار علیهم‌السلام بود در کوی و برزن و بازار می‌خواندند ... در این قصاید علاوه بر ذکر منقبت آل علی از بعضی اصول عقاید شیعه مانند تنزیه باری تعالی و عدل و توحید و عصمت ائمه و معجزات آنان نیز سخن می‌رفت ... بر گرد این مناقبیان حلقه‌هایی از شیعه و گاه مردم دیگر تشکیل می‌شد و در هر دیار که شیعیان بودند محلات معینی برای این کار اختصاص می‌یافت.مناقبیان بیش از دیگر شیعیان در خطر تعرض متعصبان قرار داشتند و حتی بعضی از آنان، از بیم اتهام‌ الحاد و کفر، ناگزیر بودند هر چند گاه در یک شهر به سر برند و از آن‌ جا به جای دیگر عزیمت کنند.»۳۱در تاریخ صد سالة شعر هیئت محتوا و درون‌مایة شعر هیئت را موضوعات و مسائل زیر تشکیل داده است:۱. منقبت و ستایش عظمت، فضیلت و مقام و الای اهل‌بیت و خاندان پیامبر و امامان. این ستایش جز چهارده معصوم، شخصیت‌های منتسب به آنان چون یاران اباعبدالله، امامزادگان و حتی علما و بزرگان دینی را شامل می‌شده است.۲. سوگ و مرثیه؛ شهادت و وفات معصومین به‌ویژه حادثة اندوه‌بار عاشورا، عمده‌ترین محور سروده‌های هیئت بوده و هست.۳. مناسبت‌های دینی و آیینی چون بعثت، غدیر، ازدواج علی و فاطمه نیز زمینه‌ساز سرودن اشعار هیئت بوده و هست.۴. آیین‌های نیایش و دعا، مانند دعای ندبه، عرفه، کمیل، طلب باران، شفا، پیروزی رزمندگان، شب‌های قدر، از مهمترین زمینه‌های سرودن شعر هیئت بوده و هست.۵. مراسم تکریم و تجلیل از شهدا، آزادگان، جانبازان، شاعران را برانگیخته تا مناسب و متناسب با این مجالس به سرودن بپردازند.۶. وعظ و اندرز و هشدار و پیام‌های تربیتی و اخلاقی؛ در آیین‌های نیایش و دعا این کاربرد بیشتر است. در سال‌های دهة ۸۰ اقبال به این گونه سرودها بیشتر شد و مداحان به شیوة محافل گذشته به این گونه سروده‌ها اقبال نشان دادند؛ حتی گاه شعرهای اخلاقی و تعلیمی شاعرانی چون سعدی و صائب در مجالس و هیئت‌ها خوانده می‌شودمحتوا و درون‌مایة سروده‌های هیئت خود نیازمند بحثی تفضیلی و گسترده است که در این مجال نمی‌گنجد؛ اما اجمالاً باید گفت کاستی‌ها تا حدی در شعر هیئت احساس می‌شود.۱. حوزة تربیت و اخلاق؛ در این زمینه نیاز هست که شاعران با زبانی تازه و متناسب با نیاز زمان سروده‌هایی را برای استفادة مداحان تهیه کنند.۲. حوزة حماسی؛ کربلا و عاشورا تنها در چهرة یک تراژدی و سوگنامه نباید مطرح شود؛ بلکه باید ابعاد حماسی و عظیم این رخداد بشکوه و چشم‌اندازهای آن نیز مطرح و با بیانی شاعرانه عرضه شود.۳. ابعاد عارفانة رخدادهای بزرگ به‌ویژه عاشورا نیازمند پرداخت شاعرانه به زبان امروز است؛ که در شعر امروز هنوز جایگاه خود را باز نیافته است. نه تنها شعر هیئت که نوحه‌ها نیز باید به ابعاد حماسی و عرفانی کربلا و عاشورا توجه کنند.۴. پالایش از تحریف‌ها و برساخته‌ها و برخی افزودن‌های ناروا در ساخت شعر هیئت باید صورت گیرد و شعر پیراسته و منزه با حفظ ابعاد شعر فراهم شود.در شعر هیئت ابعاد حماسی، عرفانی، تربیتی و مرثیه‌ای (سوگ)، به عنوان ابعاد چهارگانة شعر هیئت، به ‌ویژه شعر عاشورا، مطرح است؛ البته غلبه عمدتاً بر سوگ است. در سال‌های هشت‌گانة دفاع مقدس بُعد حماسی برای بسیج رزمندگان چیرگی و استیلای فراوان یافت. به‌جاست توصیه شود تا شاعران آیینی و هیئت از بعد تربیتی و عارفانه دور و برکنار نباشند که محافل و هیئت هماره محتاج درک این ابعاد رویدادها به‌ویژه کربلا و عاشورا هستند؛ تا این نهفتة سترگ به گونة اسوه و سرمشق مطرح و عرفه شود.منابع و مآخذ:۱. تسنیم (تفسیر قرآن کریم): جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، چاپ چهارم، ۱۳۹۰، ج ۸، ص ۳۸۲. دیوان سیف‌الدین فرغانی: به کوشش ذبیح‌الله صفا، تهران، نشر فردوسی، ۱۳۴۱، ص ۱۷۶۳. شکوه عاشورا در شعر فارسی: محمدعلی مجاهدی، پژوهشکدة تحقیقات اسلامی سپاه، تهران، ۱۳۷۹، ص ۴۴. رسانة شیعه: محسن‌حسام مظاهری، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، تهران، ۱۳۸۷، ص ۲۷۰۵. فرهنگ عاشورا: جواد محدثی، انتشارات معروف قم، ۱۳۷۴، ص ۵۰۴۶. دعبل (نشریة داخلی دعبل)، شمارة ۸، اردیبشت ۱۳۹۲، ص ۱۲، (مقاله‌ای از رضا بابایی)۷. صدای سخن عشق (گزیدة غزلیات حافظ)، حسن انوری، انتشارات سخن، تهران، چاپ هشتم، ۱۳۸۲، ص ۱۰۶۸. بهترین اشعار خوشدل تهرانی: به کوشش مهدی آصفی، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، تهران، ۱۳۸۹، ص ۴۷۰۹. همان ص ۲۰۲۱۰. همان ص ۵۸۶۱۱. همان ص ۲۷۱۲. دل سنگ آب شد: علی انسانی، انتشارت جمهوری (اسلامی)، تهران، ۱۳۸۲، صص۳۱۶، ۳۱۷۱۳. یاس یاسین: محمدجواد غفورزاده (شفق)، به نشر آستان قدس، چاپ اول، ۱۳۸۹، ص ۷۰ – ۶۵۱۴. غزل ـ مرثیه (گزیده غزل‌های عاشورایی): رضا جعفری، نشر آرام دل، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۹، ص ۲۹ (شعر از نوازنی از کرج است)۱۵. نوحه‌خوانی(۱) (نوحه‌خوانی در همدان): متین رضوانی پور، نشر خیمه، قم، ۱۳۹۲، ص۴۶۱۶. نوحه‌خوانی(۲) (نوحه‌خوانی در سمنان): گردآوری متین رضوانی پور، نشر خیمه، قم، ۱۳۹۲، ص۱۰۶۱۷. نوحه‌خوانی (نوحه‌خوانی در همدان)، ص۱۱۰۱۸. ای اشک‌ها بریزید: حبیب‌الله حسان، نشر جاویدان، تهران، ۱۳۷۴ ، ص۱۷۹۱۹. غزل مرثیه (گزیده غزل‌های عاشورایی): گردآورنده رضا جعفری، نشر آرام دل، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۹ ، ص ۸۵۲۰. خورشید از پشت خیزران: احمد عزیزی، نشر سروش، تهران، ۱۳۸۱، ص۷۹۲۱. چراغ صاعقه: علی انسانی، نشر جمهوری، تهران، چاپ سوم، ۱۳۸۲، ص ۴۰۴۲۲. هفتاد و دو آینه (رباعی‌های عاشورایی)، غضنفر برزگر قهفرخی، نشر فصل پنجم، تهران، ۱۳۸۸، ص ۴۳۲۳. به رسم طایفة عشق: جلال محمدی، انتشارات حریر، تهران، ۱۳۹۱، ص ۲۸۰۲۴. یاس یاسین: ص ۱۳۱۲۵. مولای گندم‌گون: قاسم صرافان، نشر آرام‌دل، تهران، ۱۳۹۰، صص۸۴-۸۳۲۶. قبله مایل به تو: سید حمید رضا برقعی، نشر فصل پنجم، تهران، چاپ دوم، ۱۳۹۰، صص ۶۱-۶۲۲۷. نوحه نواحی (نوحه در سمنان): ص ۱۰۶۲۸. سرچشمه خورشید: محمدحسین بهجتی‌ (شفق)، انتشارات سوره مهر، تهران، ۱۳۹۰، ص ۹۴۲۹. یوسف (گزیده اشعار): قادر طراوت پور (عقیق)، نشر تکاء تهران، ۱۳۹۲، ص ۱۲۶۳۰. دل سنگ آب شد: ص ۳۵۴۳۱. تاریخ ادبیات در ایران: ذبیح‌الله صفا، انتشارات فردوس، تهران، ج ۲، ۱۳۶۷، صص۱۴ – ۱۹۲در شعر هیئت ابعاد حماسی، عرفانی، تربیتی و مرثیه‌ای (سوگ) به عنوان ابعاد چهارگانة شعر هیئت مطرح استشعر هیئت، تعریف، ویژگی‌ها، ابعاد و قالب‌هاچکیده:شعر هیئت شاخه‌ای از شعر آیینی و شعر آیینی شاخه‌ای از شعر دینی و مذهبی است. در این مقاله تعریف این گونه‌های شعری و مشخصه‌ها و ویژگی‌های آنها روشن و واکاوی شده است.شناخت شعر در هیئت، شعر برای هیئت و ویژگی‌های شعر هیئت در ساحت‌ها و حوزه‌های پنج‌گانة خیال (ویژگی‌های خیال‌پردازی در شعر هیئت)، زبان شعر هیئت و عناصر زبانی آن، موسیقی در شعر هیئت (موسیقی بیرونی، موسیقی کناری، موسیقی درونی و موسیقی معنوی)، شکل و ساختار در شعر هیئت و سرانجام اندیشه و درون‌مایة شعر هیئت با تکیه بر مثال‌ها و نمونه‌ها از شاعران هیئت یا سروده‌های بهره گرفته شده در هیئت، طرح و تحلیل شده است.همة این واکاوی‌ها مبتنی بر تعریف دقیق از هیئت است که در این مقاله بدان نیز پرداخته شده است. این مقاله، درآمدی بر مباحث مربوط به شعر هیئت است.کلید واژه‌ها: شعر دینی، شعر آیینی، شعر هیئت، عناصر شعری شعر هیئتمقدمه:همة ادیان و آیین‌ها، یادها و روزهایی دارند که به سبب رخدادی بزرگ ـ تلخ یا شیرین ـ آن را بزرگ می‌دارند و محترم می‌شمارند و مراسم ویژه برای آن برپا می‌دارند.ملت‌ها و جامعه‌های انسانی نیز به پاسداشت یادها و مناسبت‌هایی می‌پردازند که با هویت، تاریخ و فرهنگ آن ملت و جامعه پیوند و ارتباط دارد. شاید رساترین و مناسب‌ترین واژة قرآنی برای این‌گونه مراسم و یادها واژة «شعائر» باشد. قلمرو شعائر در دین بسیار گسترده است که آیین‌های ویژة حج از برجسته‌ترین آنهاست. «گرامی داشتن شعائر و علامت‌های الهی و عظیم شمردن و بزرگداشت آن، نشانة برخورداری تعظیم‌شده از تقوای قلب است: «ذالِکَ و مَن یُعظم شعائر الله فانَها مِن تقوی القلوب». تعظیم شعائر که از تقوای قلبی نشئت می‌گیرد، فضیلتی دینی است و به شعائر حج اختصاص ندارد؛ هر چند قسمت مهم آن دربارة حج و عمره وارد شده است. هر چه به نام خدا و نشان اوست از شعائر الهی محسوب می‌شود و همة عبادات و مراکز عبادی مانند مساجد و مشاهد انبیا و اولیای معصوم چنین است.»۱تعظیم شعائر الهی که در آیة ۳۲ حج اشاره شده است، تکریم و تجلیل و پاسداشت ارزش‌ها، مناسک و مناسبت‌هایی است که بنیان‌های دینی و باورمندی را تقویت و دل‌ها و اندیشه‌ها را باروری و استحکام می‌بخشند.در فرهنگ ادبی ایران، هرگاه این مناسبت‌ها و ارزش‌ها با بهره‌گیری از زبان و بیان ادبی عرضه و طرح شده‌اند «ادبیات دینی و مذهبی» نامیده شده‌اند. ادبیات دینی عنوانی عام‌تر و ادبیات مذهبی عنوانی خاص است که به ادبیات خلق‌شده در قلمرو مذهب به ویژه مذهب شیعه اطلاق می‌شود.ادبیات دینی و مذهبی در دو حوزة شعر و نثر چهره نموده‌اند و در قالب انواع گوناگون حماسی، غنایی، تعلیمی، داستانی، خاطره، زندگی‌نامه، سفرنامه، نامه و ادبیات نمایشی تولید و عرضه شده‌اند. شاخة شعر دینی و مذهبی را به دو شاخة بزرگ نیایشی و ستایشی می‌توان تقسیم کرد. شعر نیایشی یا شعر مناجات شامل توحیدیه و تحمیدیه است که در آن صفات جمال و جلال الهی مطرح و عجز و خواسته‌های نیایشگر به پیشگاه الهی عرضه می‌شود.شعر ستایشی به منقبت و بیان فضایل بزرگان و دین می‌پردازد؛ مولودیه‌ها (سورسروده‌ها) و مراثی (سوگ‌سروده‌ها) به این شاخة بزرگ شعر دینی اختصاص دارند.برای تبیین دقیق‌تر موضوع، نام‌ها و گونه‌های مختلف شعر دینی کاویده و بررسی خواهد شد.شعر آیینیشعر آیینی، شاخه‌ای از شعر دینی و مذهبی است که با چند ویژگی شناخته می‌شود:۱. ویژة آیین‌ها و مناسبت‌هاست؛ مانند: ولادت‌ها، شهادت‌ها و درگذشت‌ها و سایر رخدادهای بزرگ مانند: بعثت، غدیر، ازدواج، مباهله و ... .۲. معمولاً در محافل و مجالس عرضه می‌شود. اصولاً معنای آیین همین است که در مناسبتی خاص و شاخص برگزار می‌شود و این برگزاری در محفل و مجلس همراه با مراسم ویژه است.۳. به سبب مخاطب‌های عام افق آن نازل‌تر از شعر رسمی و انجمنی است.۵. این‌گونه شعر معمولاً به شیوة خاص با بهره‌‌گیری از توانایی‌های صوتی مداح، در مجلس، سوز یا شور و وجد و تأثیر می‌آفریند.شعر آیینی معمولاً این چند ویژگی یا عمدة آنها را داراست. گاه نیز برای همراهی مخاطب و مستمع ممکن است با بیت برگردان همراه باشد.پیشینة شعر آیینی، به دیرینگی شعر فارسی است. دست کم از حدود قرن هفتم شعر آیینی ـ در مفهوم امروزین ـ کاربرد داشته است؛ بدین معنا که شعر در محفل یا مجلسی خوانده می‌شده و جمعیت همراه با آن سوگ یا شادی و بهجت داشته‌اند. شعر عاشورایی «سیف فرغانی» شاعر نیمة دوم قرن هفتم گواه این مسئله است؛ دقت در تعابیر «ای قوم»، «بگریید»، «نعره زدن»، «عزا» و به‌ویژه ردیف شعری «بگریید» نشان می‌دهد که در آن روزگار مجلس‌آرایی و بر حادثة عاشورا گریه کردن، رواج داشته است؛ هر چند از این سروده، «سینه زدن» و دیگر صورت‌های عزاداری استنتاج نمی‌شود و معلوم می‌شود که در محافل آیینی گذشته، شعرخوانی ـ با آهنگ یا به‌صورت ساده ـ رایج بوده و مردم شرکت می‌کرده و با سروده‌ها همراهی و همدمی می‌کردند.دقت در همین چند بیت سیف فرغانی روشنگر این خصوصیت است.ای قوم در این عزا بگرییدبر کشتة کربلا بگرییداز خون جگر سرشک سازیدبهر دل مصطفی بگریید ...در ماتم او خمش مباشیدیا نغره زنید یا بگریید۲حقیقت آن است که شعر آیینی را با شعر دینی یکی انگاشتن دقیق و علمی نیست. نه همة شعرهای آیینی دینی است و نه همة شعرهای دینی، آیینی! بسیار سروده‌های دینی هست که در «آیین‌ها» به کار نرفته‌اند یا شاعر آنها را به قصد بهره‌گیری در آیین نسروده است. نیز برخی شعرهای آیینی، اختصاص به آیین‌های ملی یا قومی داشته است که روح و درون‌مایة سروده الزاماً دینی نیست؛ هر چند گاه، لعاب یا نمودی دینی در آن یافت شود؛ مثلاً سروده‌هایی در باب آیین نوروز یا سده و دیگر آیین‌های ملی بوده و هست که در محافل و مجالس نیز خوانده می‌شود و گاه با آنچه امروز به شعر آیینی مشهور است تفاوت عمده دارد.با این همه امروزه «شعر آیینی» را «شعر آیینی دینی» می‌دانیم و ما نیز برای سهولت و هم‌صدایی، با تسامح این عنوان را می‌پذیریم.دیگر بار تأکید باید کرد همة سروده‌های دینی، آیینی نیستند و چه بسیار سروده‌های دینی هست که در آیین‌های دینی و محافل و مجالس سوگ و سور امکان بهره‌گیری از آنها نیست؛ یا به‌ندرت بهره گرفته می‌شود و این سخن که «دامنة شعر آیینی در زبان فارسی نیز بسیار گسترده است تا جایی که می‌توان قدمت شعر آیینی را با شعر مکتوب فارسی یکی دانست.»۳ قابل خدشه است؛ مگر اینکه شعر آیینی و شعر دینی را یکی بدانیم.برای تبیین دقیق‌تر و شناخت مرزها و کرانه‌های شعر دینی و شعر آیینی تعاریف زیر را برای این دو گونه شعر می‌توان قائل شد.شعر دینیسروده‌هایی که درون‌مایة آنها مسائل و موضوعات یا توصیف شخصیت‌های دینی یا مرتبط با دین باشد و محور اصلی محتوای شعر به این موضوعات یا شخصیت‌ها اختصاص یابد شعر دینی است؛ بنابراین سروده‌هایی که محور آنها موضوعات دیگر باشد هر چند از هنجارها، ارزش‌ها، نمادها و شخصیت‌های دینی در آنها بهره گرفته شده باشد شعر دینی تلقی نمی‌شوند.منظور از «مرتبط با دین» این است که گاه سروده در نفی شخصیت ضد دین است و هیئتی شبیه «نفرین‌نامه» دارد؛ اما چون به سبب تقابل آن شخصیت منفی با ارزش‌های دینی و شخصیت دینی است، در قلمرو شعر دینی قرار می‌گیرد.آیین‌ها و شعر آیینیدر هر قوم و سرزمین و دینی، مراسم، برنامه‌ها و مناسک جمعی برپا می‌شود که به آن آیین می‌گویند. امروزه «آیین‌ها، مجموعه‌ای از کنش‌ها، آداب و رسوم و شیوة عمل‌های مشخص و نسبتاً قانون‌مند با جهت‌گیری دینی و قدسی است.»۴آیین‌های دینی در طول حدود ۱۴ دهة انقلاب اسلامی پیوسته در حال گسترش کمی و کیفی بوده است. جز آیین‌های دیرپایی چون مراسم عاشورا، ولادت و شهادت بزرگان دین و آیین‌هایی چون غدیر و بعثت ده‌ها آیین نو در سال‌های اخیر متداول شده است؛ که خواندن دعای عرفه، آیین‌های گستردة ایام فاطمیه، خواندن ادعیه و زیاراتی چون آل یاسین، دعای ندبه و کمیل، آیین‌های ملی ـ دینی چون پیروزی انقلاب اسلامی، یادواره‌های شهدا و برخی مراسم در ایام ویژه مانند: اعتکاف رجبیه، مناسبت‌های ماه‌های شعبان، رمضان، محرم و صفر، ربیع‌الاول و ... از آن جمله است؛ عمدة این مراسم در حوزة مستحبات دینی و مذهبی است؛ اما دامنة چنین برنامه‌های آیینی به مناسک و واجبات دینی مانند: نماز، حج، روزه و ... نیز گسترش یافته است.شعر آیینی، به سروده‌هایی اطلاق می‌شود که در آیین‌ها و محافل دینی مانند ولادت‌ها، شهادت‌ها، وفیات و روزها و مناسبت‌های برجستة مذهبی مانند غدیر، بعثت، عرفه و در توصیفی دقیق‌تر در مجالس سوگ و سور مذهبی به کار می‌رود. شعر آیینی به شیوه‌های گوناگون عرضه و اجرا می‌شود مانند: عزاخوانی، مرصع‌خوانی، نوحه‌خوانی، شورخوانی، شررخوانی، ساده‌خوانی و ... .هر چند شعر آیینی بر منابر (گاه کنار منابر) یا در رسانه‌های گوناگون توسط افراد گوناگون عرضه می‌شود؛ اما اصلی‌ترین خوانندگان و عرضه‌کنندگان این‌گونه شعر مداحان و ذاکران هستند.این نکته نیز گفتنی است که گاه شعری متوسط حتی ضعیف که در آن ممکن است بدیهی‌ترین اصول و مبانی شعری رعایت نشده باشد، به لطف حنجره و هنرنمایی مداح و ذاکر چنان اجرا شود که زمزمة عام و خاص گردد. نمونه‌هایی از این گونه اشعار را که حتی در رسانه‌های ملی همراه با آهنگ و ابزار موسیقی و بدون آهنگ بارهای بار پخش شده است، در حوزة دفاع مقدس و آیین سوگواری عاشورا می‌توان مثال زد.برای نمونه، شعر فوق‌العاده تأثیرگذار «ممد نبودی ببینی» برای شهید جهان‌آرا و «کربلا کربلا ما داریم می‌آییم» از سرودها و شعرهای ماندگار و فراگیر دفاع مقدس‌اند که در حافظة جمعی مانده‌اند و هر سال تکرار می‌شوند و شور و هیجان می‌آفرینند؛ اما برخی قواعد و ضرورت‌های شعری در آنها دیده نمی‌شود.هیئت و شعر هیئتتعریف هیئت به سبب تکثر، تنوع و حوزة کاربردی گستردة این اصطلاح دشوار است؛ هر چند این اصطلاح برای هیئت‌های سیاسی، اقتصادی، علمی، آموزشی و جز آن به کار می‌رود؛ اما هیئت مذهبی و تعریف آن نیز با همة روشنی کاری ساده نیست.با چند مشخصه می‌توان به تعریفی نسبتاً مقبول از هیئت رسید:۱. نوعی تشکل و سازمان است که افراد با هدف و قصدی مشترک در آن گرد می‌آیند.۲. هیئت در محل و مکان مشخصی برگزار می‌شود.۳. مناسبت‌های شاخص مانند: سوگواری‌ها و جشن‌های اهل‌بیت، عامل اصلی تجمع و تشکل هیئت است.هر چند امروز مفهوم هیئت تداعی جمعی است که با محور عزاداری محرم و صفر گرد می‌آیند؛ اما حوزة فعالیت هیئت بسیار وسیع‌تر و دامنه‌دارتر از این است. «هیئت نوعی تشکل مذهبی بر محور عزاداری بر سیدالشهدا و ائمه علیهم‌السلام» و «مجموعه‌هایی از مردم هر محله، در شهرها یا روستاها که جهت سوگواری و روضه خوانی برای امام حسین علیه‌السلام و به‌ویژه در ایام عاشورا تشکیل می‌یابند.»۵۴. همکاری و تعامل افراد هیئت برای برپایی مراسم؛ از ویژگی‌های هیئت، همکاری، تقسیم مسئولیت و گاه وظایف کاملاً تقسیم‌شده میان افراد است. هیئت‌های بزرگ به سبب وسعت و کثرت، مناصب و مشاغل متعدد دارند.حقیقت آن است که هیئت مذهبی، نوعی طبقه را در کشورهای شیعی به وجود آورده‌اند که «بیشترین فعالیت و ظهور و بروز این طبقة تأثیرگذار در ایران است. البته در سال‌های اخیر در برخی کشورهای اهل سنت برای برخی خلفای راشدین نیز برنامه‌های آیینی و سوگواری برگزار می‌شود؛ اما کم و کیف این برنامه‌ها هرگز قابل قیاس با سوگواری‌های شیعی نیست.»۶هیئت در ایران، تقریباً معادل «موکب» در کشور عراق است. برخی هیئت‌ها به طور برنامه‌ریزی شده در طول سال و به مناسبت‌های گوناگون مجلس روضه و مرثیه یا جشن و مولودیه دارند؛ اما هیئت‌هایی هم هستند که فقط در مناسبت‌های برجسته ـ عمدتاً محرم و به‌ویژه تاسوعا و عاشورا ـ شکل می‌گیرند و سپس تا سال بعد کاملاً خاموش و فراموش می‌شوند. این ویژگی در شهرستان‌های ایران و شهرهای مذهبی و شیعی عراق بیشتر دیده می‌شود.۵. ویژگی پنجم هیئت، نام هیئت است؛ نام‌گذاری هیئت‌ها در گذشته معمولاً بر اساس شغل و موقعیت غالب افراد هیئت یا بر اساس نام مدیر و رئیس هیئت و بعدها با نام‌هایی که از عناصر و مظاهر و نمادهای عاشورا با نام اهل‌بیت یا مظاهر و ارزش‌های دینی اخذ می‌شد تعیین و مشخص می‌گردید.امروزه، تداوم این نام‌ها را در تمام کشور شاهدیم. برخی از این هیئات عمری نزدیک به ۱۰۰ سال دارند؛ البته محافل و مجالسی که در عصر صفویه و قاجار بوده، نیز دارای نام بوده‌اند؛ اما آنها را هیئت به معنای امروزی نمی‌توان نامید.۶. هیئت‌ها در هنگام محرم و صفر به صورت دسته یا دسته‌هایی حرکت می‌کنند و با نشان و نام خاص شناخته می‌شوند. در این حرکت‌های منظم، مدیر، میان‌دار، مداح و ذاکر، بزرگان و برخی از دیگر نشانه‌ها، هیئت را از دیگر هیئت‌ها ممتاز و متفاوت می‌سازد.شعر هیئتهیئت بر اساس آنچه تعریف شد، عمری طولانی ندارد. در نتیجه شعر هیئت نیز از تاریخی طولانی برخوردار نیست.همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد در گذشته‌های دور حتی در عصر ائمه «مجلس و محفل» که در آن شاعران، که در آن هنگام مداح یا مادح گفته می‌شدند شعر می‌خواندند، وجود داشته است که به این محافل و مجالس، «هیئت» اطلاق نمی‌توان کرد. در حقیقت در گذشته ـ به‌ویژه عصر ائمه علیهم‌السلام ـ شاعران، مداح نامیده می‌شدند که امروز، نه هر شاعری مداح نامیده می‌شود و نه هر مداحی شاعر؛ هر چند شاعران مداح و مداحان شاعر در روزگار ما کم نیستند.پس، شعر شاعران گذشته را نمی‌توان شعر هیئت نامید، هر چند ممکن است برخی از آن سروده‌ها در هیئت مورد استفاده قرار گیرد؛ مثلاً شعر «محتشم کاشانی» شعر هیئت نیست؛ اما امروزه در هیئت از آن بهره می‌گیرند.با این مقدمات باید گفت: شعر هیئت شعری است دینی و آیینی که در هیئت‌های مذهبی، در مناسبت‌های سوگ و سور توسط ذاکر و مداح و گاه شاعر عرضه و اجرا می‌شود، با این تعریف شعر هیئت را به دو شاخه می‌توان تقسیم کرد؛ شاخة نخست شعری است که با بهره‌گیری از لحن و صوت توسط مداح و ذاکر اجرا می‌شود که ممکن است این شعر را خود مداح و ذاکر سروده باشد؛ یعنی شاعر و مداح یکی باشند و شاخة دوم که تقریباً از دهة ۸۰ در محافل مذهبی و هیئت مرسوم و رایج شده است، شعری است که شاعر ـ بدون صوت و لحن ـ به شیوة قرائت شعر و شعرخوانی آن را عرضه می‌کند.این نکته گفتنی است که در سال‌های پایانی دهة ۸۰ مرسوم شد که در تبلیغات برنامه‌های هیئت و محافل آیینی سه نام ذکر شود.نخست: نام سخنران مجلس که عمدتاً روحانی است.دوم: نام مداح و ذاکر که گاه درشت‌تر و چشم‌نوازتر از اولی نگاشته می‌شود (گاه نیز با عکس همراه است)و سوم: نام شاعر که در آن مجلس شعر می‌خواند. این ‌گونه شعر به سبب فضای هیئت و ترکیب جمعیت و ضرورت حس‌برانگیزی از نسخ همان اشعاری است که مداح و ذاکر می‌خواند؛ در نتیجه به پسند عام و سطح متوسط مخاطب گوشة چشمی دارد. کم نیستند شاعرانی که سروده‌های عرضه‌شده در این محافل را در مجموعة شعرهای رسمی که گواه هویت شاعرانة آنهاست چاپ نمی‌کنند.با این توضیح شعر هیئت از شعر آیینی مجالس شعرخوانی، سطحی ممتازتر و شاعرانه‌تر دارد؛ هر چند شعر هیئت خود شاخه‌ای از همان شعر آیینی محسوب می‌شود.شعر هیئت در قالب‌های گوناگون مانند: غزل، قصیده، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، رباعی، دوبیتی، بحرطویل، مثنوی و ... سروده می‌شود و گسترة آن شامل مرثیه، مولودیه، نوحه، مناجات و نیایش و مناسبت‌ها و ستایش شخصیت‌های مذهبی و دینی می‌شود.شعر هیئت خود به شاخه‌هایی چون شعر نبوی، شعر علوی، فاطمی، عاشورایی، رضوی، انتظار و .. تقسیم می‌شود. در دهة ۸۰ صدها دفتر شعر ویژة هیئت به چاپ رسید که نشان‌دهندة اقبال و استقبال مردم از این ‌گونه دفاتر شعری است. در میان سرایندگان این دفاتر شاعران شاخص و ممتاز کمتر دیده می‌شود؛ با این همه شعرهای موفق و درخشان هیئت از شاعران شاخص و برجسته کم نیستند.شعر هیئت را از منظر دیگر به دو بخش می‌توان تقسیم کرد:الف: شعر در هیئتب: شعر برای هیئتالف) شعر در هیئت:«شعر در هیئت» شعری است که شاعر آن را برای هیئت و استفاده در هیئت نگفته است؛ حتی گاه از نظرگاه گونه و نوع ادبی هیچ ارتباطی با هیئت ندارد؛ اما مداح و ذاکر «خوش‌ذوق و هنرمند» چنان آن را در هیئت عرضه می‌کند که گویی برای هیئت سروده شده است؛ این‌گونه اشعار گاه متعلق به شاعران بزرگی چون سعدی، حافظ، صائب و مولانا هستند.مداح و ذاکر با بهره‌گیری از چند عنصر و مؤلفه این گونه اشعار را در مجلس ـ مجلس سوگ و مرثیه یا مدیحه و مولودیه ـ به کار می‌گیرد.۱. شبکه‌های واژگانی و مراعات نظیرهاگاه در یک شعر واژگانی هست که به‌راحتی تداعی یک حادثة تاریخی می‌کند؛ مثلاً این غزل حافظ:یاری اندر کس نمی‌بینم یاران را چه شد؟دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد؟آب حیوان تیره‌گون شد خضر فرخ پی کجاست؟خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد؟کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستیحق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد! ...۷وجود شبکة واژگانی «یاری»، یاران، «آب» و «خون» کافی است تا تداعی تنهایی حسین، در کربلا و ندای «هل من ناصر ینصرنی» وی کند و مداح و ذاکر، رندانه و هنرمندانه از شعر برای مجلس‌آرایی استفاده کند.۲. آشنایی شعر و پیوند آن با حافظة مخاطبوقتی شعری آشنا از شاعری نامور خوانده شود که در مجلس کسانی باشند که با شعر آشنا باشند، زمینه هم‌حسی و هم«دمی» را فراهم می‌سازد و کافی است یکی دو سه تن یا بیشتر با مداح و ذاکر هم«دم» شوند، این رخداد مجلس را گرم و به سبب رابطة مداح و ذاکر با مخاطب، زمینه را برای همراهی دیگران نیز فراهم می‌سازد.۳. پیوند هنرمندانة شعر با موضوعتصور کنید مداح، این مصراع را از همین غزل بخواند «آب حیوان تیره‌گون شد خضر فرخ پی کجاست» و پس از خواندن مصراع بگوید: جان فدای عباس یا فدای لب تشنة حسین یا با خواندن مصراع «خون چکید از شاخ گل، باد بهاران را چه شد» بلافاصله این بیت شعر منتسب به اباعبدالله در شهادت حضرت علی‌‌اصغر را بخواند که «لیتکم فی یوم عاشورا جمیعاً تنظرونی/ کیف استسقی لطفلی فابوا ان یرحمونی ... » چه شوری در مجلس می‌تواند بیافریند.در این هنرنمایی، توانایی صدا، تکیه‌ها در کلام، سکوت‌ها، دعوت به همراهی مخاطب‌ها، توضیحات و دیگر فضاسازی‌ها بسیار مهم است.«شعر در هیئت» را می‌توان به شاخه‌هایی چون:ـ اشعار شاعران بزرگ (بی‌ارتباط با مجالس سوگ و سور که با هنرمندانی مداح عرضه می‌شوند)ـ اشعار دینی و آیینی که به قصد عرضه در هیئت ساخته نشده‌اند؛ مانند ترکیب‌بند محتشم کاشانی؛ اما در هیئت به کار گرفته می‌شوند.ـ اشعار آیینی که برای محافل و مجالس آیینی ـ نه برای ذاکر و مداح ـ سروده شده‌اند، اما مداح و ذاکر آنها را با تمهیدات یا بدون تمهیدات به عنوان شعر هیئت به کار می‌گیرند. منظور از تمهیدات، افزودن‌ها و تغییرات اندک متناسب با فضا و موقعیت است؛ مثلاً بعد از هر بیت جمله‌ای برای همراهی و هم‌صدایی مخاطب‌ها اضافه کند. یا کلماتی از شعر را به اقتضای موقعیت تغییر دهد.ب) شعر برای هیئت:این‌گونه شعر یا توسط شاعر به قصد عرضه در هیئت سروده می‌شود یا با سفارش مداح و ذاکر فراهم می‌آید. دور نیست که برخی از این سروده‌ها با مشارکت شاعر و مداح فراهم شود؛ به این صورت که مضامین و درون‌مایه را مداح سفارش دهد و شاعر در قالب شعر سامان دهد یا با همراهی و هم‌فکری شعر را فراهم کند.طرح این نکته ضروری است که اگر سفارش با ذوق و ضمیر و لحظات شاعرانه شاعر همخوانی و پیوند بیابد گاه در طراز موفق‌ترین و برجسته‌ترین سروده‌ها خواهد شد، کم نیستند نوحه‌ها و سروده‌های هیئتی که به سبب فضای روحی شاعر و «سفارش‌پذیری درونی» وی بسیار ممتاز و درخشان بوده‌اند.در اینجا طرح و تأکید بر این مسئله بایسته است که اتهام ضعیف بودن شعر سفارشی، نه پشتوانة تاریخی دارد، نه عینی. بسیاری از آثار بزرگ ادبی ما محصول سفارش‌اند. سفارش آن‌گاه ناروا یا فاقد ارزش ادبی خواهد بود که تصنعی و ساختگی، ناهمخوان با ذوق و جریان درونی شاعر و به گونه‌ای «رفع تکلیف شاعرانه» باشد در این صورت شاعر بعدها یا از انتساب آن به خود خودداری می‌کند یا در چاپ مجموعة اشعار جدی و اصلی خود، آن را قلم می‌گیرد.ویژگی‌های شعر هیئتبرای تبیین ویژگی‌های شعر هیئت در حوزه‌ها و ساحت‌های پنج‌گانة شعر آن را بررسی خواهیم کرد.۱. حوزه خیال: شعر هیئت، به سبب شعر بودن برخوردار از همة عناصر خیال مانند تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه و نماد است. از آنجا که مداح و ذاکر، انتخابگر شعر یا سرایندة آن است حتماً گوشه‌چشمی به مخاطبی یا مخاطبانی دارد که شعر بعدها در مجلس و مراسم خاص به گوش و هوش و نظر آنها می‌رسد. سطح متفاوت مخاطب‌ها، پسند خاص آنها در گزینش و سرایش شعر مؤثر خواهد افتاد.مطالعة سروده‌های «خوشدل تهرانی» گواه این نکته است که وقتی شاعر بر اساس تقاضای مداح و ذاکر شعر گفته است افق خیال، تنزل پیدا کرده است و شاعر زبانی ساده‌تر و مخاطب‌پسند را برگزیده و از تصاویر و ایماژهای اشرافی ـ ویژة مخاطب‌های خاص ـ پرهیز کرده است.مقایسة سروده‌های آیینی خوشدل که ویژة مراسم و مجالس است با سروده‌هایی که تکیه‌گاه سرودن، شاعرانگی و تقاضای درون است نه بیرون، این ویژگی را روشن می‌سازد. چند بیت از آغاز سروده‌های آیینی وی را با دیگر سروده‌ها مقایسه کنید تا این نکته عینی‌تر و روشن‌تر ادراک و احساس شود.یادگار علی (وصف حضرت زینب):عصمت الله مظهر و مرآت یزدان زینب استهم چو مادر زهرة زهرای رخشان زینب استآسمان علم و تقوا آسمان قدس و دیناختر برج حیا ماه درخشان زینب است۸میلاد سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین:صبحگه مژده ز مرغان خوش‌آیین آمدکه گل سرسبد گلشن یاسین آمدآری آن نوگل گلزار رسالت بدمیدکه به جان بندة او سوسن و نسرین آمد۹می‌بینیم که در این سروده‌های آیینی تصاویر و تشبیهات، ساده، حسی و قابل درک‌اند. تشبیه حضرت زینب به مرآت (آینه) یزدان و استعارة سادة گل سرسبد گلشن یاسین، حسین بن علی و تشبیه برتر این گل (حسین) بر سوسن و نسرین، سروده‌ها را مناسب و متناسب مخاطب عام ساخته است. مقایسه کنیم آن مطلع‌ها را با این مطلع‌ها تا تفاوت افق سروده‌ها بهتر و بیشتر احساس شود:هنگام مرگ بوسه زد آن سیم‌تن مرایعنی گرفت آینه پیش دهن مرا۱۰و این مولودیه که بدون قصد سپردن به مداح و ذاکر ـ بر اساس برانگیختگی شاعرانه ـ سروده شده است.بعید النبی قم الا یا غوانیتغزل بلحن الاغانیبه مولد مسعود ختم النبیینچو من بایدت از شعف نغمه‌خوانیبکن وصف آن‌که خدا کرده وصفشبه قرآن به حسن البیان و المعانی۱۱در شعر هیئت، به‌ویژه در شعر شاعرانی که خود مداح و ذاکرند، تصاویر بدیع، تخیل پویا و زنده متناسب با موضوع و موسیقی شعر دیده می‌شود.استعاره‌های مهتاب (علی‌اصغر)، آفتاب (امام حسین)، لعل خشک و آب داد (زبان کنایی و ایهامی) و تعبیر لطیف سه پهلو با شبکة بدیع یک، دو و سه چه شکوهی به شعر بخشیده استمادر، نه طفل تشنة خود را به باب دادمهتاب را، فلک به کف آفتاب دادچون قحط آب، قحط وفا، قحط رحم دیدچشمش به لعل خشک وی از اشک آب دادبر باب و طفل او چو جوابی نداد کسیک تیر، هر دو را، به سه پهلو جواب دادخون گلوی طفل نه، ایثار را ببینآن گل نخورد آب و به گلچین گلاب دادهم عندلیب سوخت و هم باغبان که خصمآبی به گل نداد، ولی گل به آب دادپرپر چو مرغ می‌زد و تا پر نشسته تیراما به خنده، باز تسلای باب داد ...۱۲شاعرانی که خود ذاکر و مداح‌اند و در محافلی با مخاطب‌های شعرشناس‌تر مواجه‌اند از این دست سروده‌ها کم ندارند، همچنان‌که این شعر به‌رغم سوز و سوگ و اشک‌انگیزی و مجلس‌آرایی، دچار هبوط و تنزل و سستی نشده است.گاه نیز شاعران موفق شعر آیینی و شعر هیئت با بهره‌گیری از ساختار داستانی و تخیل سیال و پویا تصاویر و فضاهایی می‌سازند که بسیار بدیع و زیباست؛ «تقدیر درخت» در ساختاری داستانی، این‌گونه به موضوع «در خانة علی» و سرانجام آن ـ آتش زدن و به پهلوی دختر پیامبر کوبیدن ـ می‌پردازد:سال‌ها پیش در این شهر، درختی بودمیادگاری کهن از دورة سختی بودمهرگز از همهمة باد نمی‌لرزیدمسایه‌پرورد چه اقبال و چه بختی بودمبه برومندی من بود درختی کمتررشد می‌کردم و می‌شد تنه‌ام محکم‌تر...من به آیندة خود روشن و خوش‌بین بودمباغ را آینه‌ای سبز، به آیین بودمروزها تشنة هم‌صحبتی با خورشیدهمه شب هم‌نفس زهره و پروین بودمریشه در قلب زمین داشتم و سر به فلکبرگ‌هایم گل تسبیح ‌به ‌لب، مثل ملکراستی شکر خدا، برگ و بری بود مرابا درختان دگر، سر و سری بود مراقامت افراشته چون سرو و صنوبر بودمچتر سرسبزی و شهد ثمری بود مراچشم من بود به شاهین ترازوی خودمتکیه کردم همة عمر به بازوی خودم...ناگهان پیک خزان آمد و باد سردیباغ، شد صحنة توفان بیابان‌گردیدر همان حال که احساس خطر می‌کردمنرم و آهسته ولی با تبر آمد مردیتا به خود آمدم از ریشه جدا کرد مراضربه‌هایش متوجه به خدا کرد مرا...حالتی رفت که صد بار خدایا کردماز خدا عاقبت خیر تمنا کردمگرچه از زخم تبر روی زمین افتادمآسمان‌سیر شدم، مرتبه پیدا کردماز من سوخته‌دل، بال و پری ساخته شدکم‌کم از چوب من آن روز، دری ساخته شدتا نگهبان سراپردة ماهم کردندهر چه در بود در آن کوچه نگاهم کردنداز همان روز که سیمای علی را دیدمهمه شب تا به سحر چشم به راهم کردندمثل خود تشنة سیراب نمی‌دیدم مناین سعادت را در خواب نمی‌دیدم من...بارها شاهد رخسار پیمبر بودممحرم روز و شب ساقی کوثر بودمتا علی پنجه بر این حلقة در می‌افکندبه خدا از همة پنجره‌ها سر بودمدست‌های دو جگرگوشه که نازم می‌کردغرق در زمزمه و راز و نیازم می‌کرد...به سرافرازی من نیست دری روی زمینمتبرک شدم از بال و پر روح‌الامینسایة وحی و نبوت به سرم بوده مدامبه خدا عاقبت خیر همین است همینهر زمانی که روی پاشنه می‌چرخیدمجلوة روشنی از نور خدا می‌دیدماز کنار در اگر فاطمه می‌کرد عبورموج می‌زد به دلم، آینه‌درآینه نورسبزپوشان فلک، پشت سرش می‌گفتند:«قل هو الله احد، چشم بد از روی تو دور!»سورة کوثری و جلوة طاها داری«آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری»...دیدم از روزنه‌ها جلوة احساسش رادست پر آبله و گردش دستانش رادیده‌ام در چمن سبز ولایت هر روزعطر انفاس بهشتی و گل یاسش رازیر آن سقف گلین، عرش فرود آمده بودروح همراه ملائک به درود آمده بود...هر گرفتار غمی، حلقه بر این در می‌زدهر که از پای می‌افتاد به من سر می‌زدآیة روشن تطهیر در این کوچه مدامشانه‌درشانة جبریل امین پر می‌زدیک طرف شاهد نجوای یتیمان بودمیک طرف محو شکوفایی ایمان بودم«من ندانستم از اول که» خطر در راه استعمر این دل خوشی زودگذر کوتاه استدارد این روز مبارک، شب هجران در پیشب تنهایی ریحان رسول‌الله استمانده بودم که چرا آینه را آه گرفتیا پس از هجرت خورشید چرا ماه گرفت؟...رفت پیغمبر و دیدم که ورق برگشتهمانده از باغ نبوت گل پرپر گشتهمهبط وحی جدا گرید و جبریل جدامسجد و منبر و محراب و حرم، سرگشتههست در آینة باغ خزان‌دیده ملالنیست هنگام اذان، صوت دل‌انگیز بلال...همه حیرت‌زده افروختنم را دیدنددیده بر صحن حرم دوختنم را دیدندبی‌وفایان، همه آن روز تماشا کردند!از خدا بی‌خبران، سوختنم را دیدند!سوختم تا مگر از آتش بیداد و حسدچشم زخمی به جگرگوشة «یاسین» نرسدهیچ آتش به جهان این همه جان‌سوز نشدشعله این‌قدر فراگیر و جهان‌سوز نشدجگرم سوخت، ولی در عجبم از شهریکه دل افسرده از این داغ توان‌سوز نشدآه از این شعله که خاموش نگردد هرگز!داغ این باغ فراموش نگردد هرگز!...سوخت در آتش بیداد، رگ و ریشه و پوستپشت در، این علی است و همة هستی اوستیادم از غفلت خویش آمد و با خود گفتم:حیف! آن روز به نجار نگفتم ای دوستتو که در قامت من صبر و رضا را دیدیبر سر و سینة من میخ چرا کوبیدی!...همه رفتند و به جا ماند، در سوخته‌ایدفتری خاطره از آتش افروخته‌ایسال‌ها طی شد از آن واقعة تلخ و هنوزهست در کوچة ما چشم به در دوخته‌ایتا بگویند در این خانه کسی می‌آید«مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید»۱۳جریان پویای خیال در این سروده، بهره‌گیری از نمادها، تلمیحات تاریخی، اشارات روایی، تجاهل‌العارف، تشبیه و استعاره و مجاز و کنایه و از همه مهم‌تر فضای داستانی و روایی که بر کشش شعر می‌افزاید، در این سروده پیداست. در سال‌های دهة ۸۰ گرایش به شعر روایی ـ در شکل زبان رسمی و محاوره‌ای ـ بسیار رواج یافت و مداحان و ذاکران از این ظرفیت در گرم کردن و تمرکز مخاطب بهره فراوان گرفتند.عنصر تخیل در شعر هیئت در فاصلة دهة ۷۰ تا ۸۰ سیر کمال و تعالی داشته است؛ چرا که مداحان و ذاکران در گزینش شعر حساس‌تر و ورزیده‌تر و شاعران آیینی پابه‌پای آنان و نیز با توجه به رشد مخاطب کیفیت و ساخت شعر خود را تکامل بخشیدند.تکامل تصویری و تخیلی، گاه سبب شده که مرثیه و سوز شعری کم‌رنگ شود و ذهن و ذوق به جای درگیر شدن با درون‌مایه، درگیر صورت و فرم و تصاویر شعری شود، نمونه‌هایی از این دست با همة زیبایی شعری چنین‌اند.خودم را از اول، دوباره کشیدمنشستم برایت ستاره کشیدمکمی گریه کردم و پایین چشممنشستم دو تا راه چاره کشیدمنشستم در این روضه‌های پر از نوربهشتی پر از استعاره کشیدمو آن دست‌هایی که سینه‌زنت بودشبیه هزاران مناره کشیدمبه دنبال تو انبیا را پیادهتو را روی نیزه سواره کشیدمو چندین شب بعد در یک خرابهتو را روی دست ستاره کشیدمنمی‌شد بخوانی ولی روضه‌اش رافقط یک کمی با اشاره کشیدمقد کوچکش خم شده بود و او رادر آغوش یاس بهاره کشیدمدل علقمه خون شد آن لحظه‌ای کهسرش معجری پاره‌پاره کشیدم۱۴در مجموع از نظرگاه عنصر خیال شعر هیئت دارای ویژگی‌های زیر است:۱. تصاویر و ایماژهای ساده‌تر در قیاس با شعر رسمی۲. بهره‌گیری از نمادهای تاریخی، دینی، اسوه‌ای و اسطوره‌ای۳. کاربرد تصاویر آشنا و قابل ادراک۴. فاقد غموض و پیچیدگی تصاویر۵. در صورت استفاده از اشعار رسمی و شعر شاعران شاخص، بهره‌گیری از فضاسازی‌ها و توصیفات ضمیمه‌ای برای تفهیم، تبیین و قابل درک کردن مضامین و درون‌مایة شعربا این ویژگی‌ها و با توجه به واقعیت شعر هیئت که نمونه‌های بسیار درخشان، با بافت و ساخت شاعرانه دارد، حذف شعر هیئت از حوزة «شعر» و نادیده گرفتن آن نه کاری است علمی، نه منطقی و نه منصفانه. شعر هیئت گونه‌ای از شعر آیینی و از شاخه‌های شعر فارسی است که همچون دیگر انواع و شاخه‌ها باید بررسی، مطالعه و البته نقادی شود.عنصر زبان در شعر هیئتهر شعری، پدیده‌ای زبانی است و تکیه‌گاه زبان واژه و روابط و ساختار خاص واژه‌هاست. سروده‌ها محمل و تکیه‌گاه زبانی دارند و زبان آنها از مسائلی چون جغرافیا، تفکر شاعر، موقعیت تاریخی و ... تبعیت می‌کند.عنصر زبان در شعر هیئت تحت تأثیر عواملی چند است:۱. موسیقی و لحن:چون شعر هیئت توسط مداح و ذاکر اجرا می‌شود به تبعیت از آهنگ، شکستگی واژه‌ها در آن چشمگیر است. این ویژگی در نوحه‌ها فراوان‌تر است.نمونه‌هایی از تخفیف و شکستگی واژگانحر نامور چو در نینوا آمدبر سر راه شه کربلا آمد ...نزد بن سعد آمدی ای حر نیکوکارگفت داری با حسین صلح یا پیکارگفت دارم قصد جنگ با شه ابرارعازم جنگ با همین مقتدا آمد۱۵در این نوحه چو به جای چون، شه به جای شاه و بن سعد به جای ابن سعد آمده است. و در این نوحه که به جای خاموش، خموش و به جای کربلا، کرب‌وبلا آمده است:خون من باغ شرف را همه آباد کندبشریت ز حصار ستم آزاد کندتا قیامت نشودهرگز این شعله خموشپرچم کرب‌وبلامی‌رود دوش‌به‌دوش...گل دهد باغ خزان‌دیدة دین از نفسممن بهارم که به فریاد گلستان برسمتا قیمت نشودهرگز این شعله خموشپرچم کرب‌وبلامی‌رود دوش‌به‌دوش۱۶۲. عنصر جغرافیا و گویش و لهجه محلی:از دیرباز سروده‌های آیینی در هیئت از زبان، گویش و لهجه تبعیت می‌کرده است. هیئت‌های آذری‌زبان، نوحه‌هایی با زبان ترکی، گاه فارسی ترکی می‌خوانند، حتی در نوحه‌های فارسی تأثیر لهجه کاملاً پیداست. کردها، عرب‌ها، لرها، بختیاری‌ها، لک‌ها و دیگر زبان‌ها و گویش‌ها نیز نوحه‌ها و اشعاری به زبان جغرافیایی خود عرضه می‌کنند.در سال‌های دهة ۶۰ تأثیر لهجة بوشهری و بندرعباسی و نحوة اجرای نوحه‌ها، بسیاری از نواحی ایران را تحت تأثیر قرار داد به گونه‌ای که در رسانه‌ها نیز انعکاس یافت. شیوة خواندن مداحانی چون فخری و کویتی‌پور و سرودها و نوحه‌هایی چون «ممد نبودی ببینی» و «عمه بابایم کجاست» چنان دامن گسترد که مداحی و ذاکری پایتخت را نیز متأثر ساخت. در کمتر منطقه‌ای از ایران تأثیر فرهنگ و زبان را در سروده‌ها و خوانش اشعار و نوحه‌ها، می‌توان نادیده گرفت. همین است که گاه برخی نوحه‌ها و سروده‌ها جز به مدد ترجمه قابل فهم برای مناطق دیگر ایران نیست.۳. موقعیت تاریخی:سروده‌ها و نوحه‌های هیئت به شدت تحت تأثیر موقعیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قرار دارند. در دوران انقلاب و سال‌های آغازین انقلاب و سپس در دورة هشت‌سالة دفاع مقدس شعرها و نوحه‌ها از جملاتی بهره‌مند بودند که تناسبی با موقعیت تاریخی آن روزگار داشت. برای مثال در سروده‌های عاشورایی هیئت «هیهات منا الذلة» رواج فراوان داشت.در دشت کربلای جان‌سوزاز انقلاب سرخ امروزدین پیمبر گشته پیروزاز خون مظلومانآید ندا این سالهیهات، هیهات منا الذلة۱۷از دیگر ویژگی‌های زبانی شعر هیئت، ساختن ترکیب‌های نو و بدیع است. حبیب چایچیان (حسان) در سروده‌ای مشهور «شهادت‌نامة عشاق» را در مطلع غزل عاشورایی خویش می‌آورد.امشب شهادت‌نامة عشاق امضا می‌شودفردا ز خون عاشقان، این دشت دریا می‌شود۱۸و در این سروده یک باغ مرهم زخم و کهکشان زخم و آسمان سرخ هر چند به اعتبار ردیف و قافیه ترکیب‌های تازه‌اند.گل زخم، ‌غنچه زخم، سرو بوستان زخمیک باغ مرهم زخم، حتی باغبان زخمسهم من از دنیای تو یک آسمان عشقسهم تو از دنیای ما یک کهکشان زخمهم پشت تو خم گشته از داغ برادرهم بر جگر داری ز فقدان جوان زخمخون می‌چکد از آسمان سرخ انگاراز تیر آه تو شده هفت آسمان زخم ...۱۹تکرار، در شعر هیئت از دیگر ویژگی‌های زبانی است که این ویژگی در نوحه‌ها ـ به سبب همراهی و دم‌گیری مخاطب ـ بیشتر است. شکل ندایی و خطاب در این شعر «عزیزی» و تکرار در عمدة ابیات از آن جمله است.ای حرارت‌های عشقت در درون ما حسیننوگل بستان یاسین میوة طاها حسینای که در دشت شهادت در سحرگاه ظهورپرچم دین از تو می‌آید سوی بالا حسینای که فطرس از فلک آمد شب میلاد توتا پر خود را بساید بر فر سیما حسینای که با عرض مقام تو شفاعت یافتندیونس و نوح و خلیل و آدم و حوا حسینای که پیغمبر شب میلاد تو از دیده ریختاشک مروارید خود و لؤلؤ لا لا حسین۲۰کاربرد واژگان کهن ـ به‌ویژه واژه‌های عربی ـ در اشعار و نوحه‌ها فراوان است. واژه‌های «یکسر»، «عدو»، دانی»، «ز سر جان» در این سروده از آن جمله است.... یکسر به خاک ریخت، گل و غنچه شاخ و برگآمد ولی ز باغ نصیبی خزان نداشتدانی به کربلا ز چه او را عدو نکشت؟تا کوفه زنده ماندن او را گمان نداشتاز تب ز بس که ضعف بر او چیره گشته بودمی‌خواست بگذرد ز سر جان، توان نداشت۲۱بررسی مسائل زبانی دیگر در شعر هیئت مانند باستان‌گرایی، هنجارگریزی و هنجارشکنی واژگانی مستلزم مبحثی مستقل است که صاحب‌نظران در این حوزه باید بدان بپردازند تا راهنمای شاعران جوان در این راه باشد.شکل و ساختار شعر هیئتدر طول حداقل یک قرن شعر هیئت، کاربرد همة قالب‌های شعری را در این حوزه دیده‌ایم؛ رباعی، دوبیتی، قصیده، غزل، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، مسمط، مثنوی، مستزاد، بحر طویل و حتی با پدیدآیی شعر نیمایی، در این قالب، هم نوحه و هم مرثیه و هم مولودیه و سورسروده می‌یابیم.در سال‌های پس از انقلاب، به سبب کارآیی قالب‌های گوناگون، شاعران و مداحان شاعر در همة قالب‌ها دست به سرودن زده‌اند.معمولاً در آغاز مجلس استفاده از رباعی و دوبیتی بسیار رایج است و همین است که ده‌ها دفتر دوبیتی و رباعی آیینی، ‌توسط شاعران نام‌آشنا و کم‌نام و گمنام می‌توان یافت.همان‌گونه که اشاره شد رباعی‌ها عمدتاً در اول مجالس کاربرد دارند. مثلاً ممکن است مداح با این رباعی مجلس را آغاز کند:عمری است که از شراب عشقت مستمبر جملة عاشقان تو پیوستمآقا به دو دست قلم عباستمن آمده‌ام مگر بگیری دستم۲۲یا با این رباعی که از همان آغاز معلوم است، مداح قصد به اصطلاح «گرفتن صلوات» و زمینه‌سازی برای گرم کردن مجلس دارد:خواهی اگر از ظلمت غم، راه نجاتیا اینکه رسی به چشمة آب حیاتبی‌ ذکر و دعا مباش یعنی بفرستبر احمد و بر آل محمد صلوات۲۳گاه نیز رباعی در پایان مداحی به کار می‌رود که معمولاً نوعی دعا ـ یا به جای دعا ـ است.ای سورة کوثر به مقام تو گواه!ما غرق در امواج پر آشوب گناهتا ساحل مهرت آمدیم این همه راهیا فاطمه اشفعی لنا عندالله!۲۴قالب شعری غزل، پرکاربردترین قالب شعری در حوزة شعر آیینی است. ده‌ها مجموعة شعر آیینی در فاصلة دهة ۸۰ تا ۹۰ به چاپ رسیده است که بسیاری از آنها از نظرگاه وزانت و اعتبار شعری هم افق سروده‌های استوار و درخشان حوزه‌های دیگرند. به جرئت می‌توان گفت همة شاعران جوان، چند غزل آیینی در دفاتر شعر خود دارند. غزل‌ها در اوزان کوتاه و بلند و در زمینه‌های گوناگون مدیحه و مرثیه است. مجموعه شعر آیینی «مولای گندم‌گون» از آن جمله است. غزل «ساربان غریب» با افاعیل بلند و با وزنی خیزابی، نمونه‌ای از این دفتر است.ساربان غریب! می‌خواهی این همه مست را کجا ببری؟تشنه آورده‌ای که آب دهی، یا به سرچشمة بقا ببری؟کعبة هاج و واج را دیروز، در معمای خود رها کردییک قبیله ذبیح آوردی غرق خون تا دل از منا ببریکاش می‌شد که بی‌صدا ... اما تو سراپا خروش و فریادیخبر داغ عشق آوردی، نه نمی‌شد که بی‌صدا ببریو ستون‌های آسمان لرزید لحظه‌ای که قرار شد دل رااز قد و قامت علی ببری، صاف و یکدست تا خدا ببریسر و انگشت و پیرهن یک سو، سجده بر خاک کرده تن یک سوخواستی این چهار رکعت را پیش لیلا جداجدا ببریقصه را مادری جوان دیروز در کمرگاه کوچه کرد آغازبه گلوگاه نمی‌رسیدی تا قصه را تو به انتها ببریلطف قرآن به طرز خواندن توست، والضحی چشم‌های روشن توست«و اذا الشمس کورت» تن توست که در آغوش بوریا ببریبیت آخر میان خواهش و اشک می‌رسد بی‌قرار و می‌دانددر پی یک بهانه می‌گردی، تشنه‌ای را به کربلا ببری۲۵قالب‌های قصیده، ترکیب‌بند، ترجیع‌بند، مثنوی و در سال‌های اخیر بحر طویل نیز در هیئت جایگاه برجسته‌ای دارند. بحرطویل‌ها با زبانی روایی توسط شاعران جوان شعر آیینی، در دهة ۸۰، مداحی را وارد مرحلة جدیدی کرد. نمونة زیر از سید حمیدرضا برقعی از آن جمله است:۱. یادم آمد شب بی‌چتر و کلاهی که به بارانی مرطوب خیابان زدم آهسته و گفتم چه هوایی است خدایی من و آغوش رهایی سپس آن‌قدر دویدم طرف فاصله تا از نفس افتاد نگاهم به نگاهی، دلم آرام شد آنگونه که هر قطرة باران غزلی بود نوازش‌گر احساس که می‌گفت فلانی! چه بخواهی چه نخواهی به سفر می‌روی امشب چمدانت پر باران شده پیراهنی از ابر به تن کن و بیا! پس سفر آغاز شد و نوبت پرواز شد و راه نفس باز شد و قافیه‌ها از قفس حنجره آزاد و رها در منِ شاعر، منِ بی‌تاب‌تر از مرغ مهاجر، به کجا می‌روم اقلیم‌به‌اقلیم خدا هم‌سفرم بود و جهان زیر پرم بود سراسر که سر راه به ناگاه مرا تیشة فرهاد صدا زد: نفسی صبر کن ای مرد مسافر قسمت می‌دهم ای دوست سلام من دلخستة مجنون‌شده را نیز به شیرین غزل‌های خداوند، به معشوق دو عالم برسان. باز دل شور زد آخر به کجا می‌روی ای دل که چنین مست و رها می‌روی ای دل مگر امشب به تماشای خدا می‌روی ای دل نکند باز به آن وادی ... مشغول همین فکر و خیالات پر از لذت و پر جاذبه بودم که مشام دل من پر شد از آن عطر غریبی که نوشتند کمی قبل اذان سحر جمعه پراکنده در آن دشت خدایی است.۲. چشم وا کردم و خود را وسط صحن و سرا، عرش خدا، کرب‌وبلا، مست و رها در دل آیینه جدا از غم دیرینه ولی دست به سینه، یله دیدم من سر تا به قدم محو حرم بال ملک دور و برم یک‌سره مبهوت به لاهوت رسیدم؛ چه بگویم که چه دیدم که دل از خویش بریدم، به خدا رفت قرارم، نه به توصیف چنین منظره‌ای واژه ندارم. سپس آهسته نشستم و نوشتم: فقط ای اشک امانم بده تا سجدة شکری بگذارم که به ناگاه نسیم سحری از سر گلدستة باران و اذان آمد و یک گوشه از آن پرده‌در شور عراقی و حجازی به هم آمیخته را پس زد و چشم دلم افتاد به اعجاز خداوند به شش‌گوشة معشوق؛ خدایا تو بگو این منم آیا که سرا پا شده‌ام محو تمنا و تماشا فقط این را بنویسید رسیده است لب تشنه به دریا دلم آزاد شد از همهمه دور از همه مدهوش غم و غصه فراموش در آغوش ضریح پسر فاطمه آرام سر انجام گرفتم.۲۶جز قالب بحر طویل، خواندن قصاید بلند، مثنوی‌های بلند و ترکیب‌بندها و ترجیع‌بند در هیئت جاری و ساری است. حتی نوحه‌هایی در قالب شعر نیمایی در هیئت خوانده می‌شود. مراجعه به کتب «نوحه نواحی» از نشر خیمه، نمونه‌های فراوانی را فرادست می‌دهد که در قالب نیمایی سروده شده‌اند. هر چند تا حدی سنت خواندن قصاید بلند در محافل امروز منسوخ شده است، اما در هیئت در هنگام شور خواندن سروده‌ها و نوحه‌های بلند و طولانی مرسوم است.نمونه‌ای از نوحه در قالب نیمایی که در دستگاه چهارگاه است. این نوحه دارای شکل دو قسمتی است که بخش اول آن بر وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن و بخش دوم بر وزن فعلاتن فعلن است.خون من باغ شرف را همه آباد کندبشریت ز حصار ستم آزاد کندتا قیامت نشودهرگز این شعله خموشپرچم کرب‌وبلامی‌رود دوش‌به‌دوش ...۲۷سروده‌های هیئت، در همة قالب‌ها با تنوع اوزان دیده می‌شود و در سیر تاریخی ـ در ۱۰۰ سال اخیر ـ در عصر انقلاب تنوع و تکثر قالب‌های شعر هیئت بیشتر شده است. در این میان غزل، رباعی و مثنوی پرکاربردترند و جز نوحه که قالب غالب محافل و مجالس است این سه قالب کاربرد بیشتر یافته است.تفصیل بحث دربارة قالب‌های نوحه و نیز قالب‌های شعری هیئت مجالی فراخ‌تر و بحثی مستقل می‌طلبد.موسیقی در شعر هیئتمنظور از موسیقی در شعر هیئت، کاربرد موسیقی به مفهوم نغمات و دستگاه‌های موسیقی نیست؛ که موسیقی با استفاده از الحان و نغمات، امروزه شاخصة مداحان و ذاکران است و در نواحی مختلف ایران از آواز دشتی، ابوعطا، بیات اصفهان و کرد بیات و دستگاه شور، دستگاه راست‌پنج‌گاه، همایون، چهارگاه و با گوشه‌های متنوع و متکثر فراوان بهره‌گیری می‌شود. حتی به جرئت می‌توان گفت باروری موسیقی ایران مدیون موسیقی هیئت و محافل دینی و آیینی است.منظور از موسیقی در اینجا، موسیقی وزن (افاعیل عروضی یا موسیقی بیرونی)، قافیه و ردیف یا موسیقی کناری، تناسب‌های آوایی یا موسیقی درونی (تناسب‌های لفظی) و موسیقی معنوی یا تناسب‌های معنایی یا شبکه‌های مراعات نظیر است.موسیقی بیرونی شعر هیئت متناسب با چند مسئله است:۱. اوزان و موسیقی بیرونی سروده‌های سوگ و مرثیه که بسیار نرم و جویباری است.البته وقتی مجلس و هیئت به اوج سوگواری می‌رسند ـ به‌ویژه هنگام شورخوانی ـ اوزان تند و خیزابی به کار گرفته می‌شود.۲. در جشن‌ها و شادی‌ها، اوزان متناسب با سرور و وجد خوانده می‌شود؛ مانند مستفعلن مستفعلن، مستفعلن مستفعلن۳. در خواندن اشعار دعایی و نیایشی عمدتاً اوزان نرم و لطیف‌اند؛ مانند فاعلاتن فعلاتن فعلندر موسیقی کنار (ردیف و قافیه) شعر هیئت، به ویژه مراثی به سمت داشتن ردیف و قافیه گرایش دارند. نوحه‌ها نیز به سبب داشتن بند ترجیع عمدتاً به ردیف آراسته‌اند. استفاده از ردیف‌های اسمی در سروده‌های سور و نیز سوگ فراوان است، زیرا مخاطب را با خود همراه می‌سازد.مثلاً وقتی شعر با ردیف «نمی‌آید» همراه باشد، مستمعین در پایان هر بیت، کم‌کم با مداح و ذاکر دم می‌گیرند و همین زمینه‌ساز ایجاد حال و شور و گرمی در مجلس می‌شود. «باغ شقایق» از آن جمله است. دقت در شکل منفی ردیف که عامل سوزافزایی است دلیل تأثیرگذاری را بیشتر روشن می‌کند.چرا از کوفه غیر از ناله و افغان نمی‌آید؟چرا آواز تسبیح از لب جانان نمی‌آید؟شده محراب چون باغ شقایق سرخ و عطرآگینبه غیر از بوی خون زین لاله‌گون بستان نمی‌آیدچرا خاموش و تاریک است صحن مسجد کوفه؟چرا بانگ هزار آوای خوش الحان نمی‌آید؟کس آهنگ مناجات علی را نشنود دیگرنوای گریه‌های او ز نخلستان نمی‌آیدخداوندا! چه رخ داده که آن غمخوار بیمارانسراغ کلبة تاریک بیماران نمی‌آید؟ ...۲۸موسیقی درونی شعر هیئت (تناسب‌های آوایی)موسیقی درونی در شعر شاعران شاخص هیئت شاخص‌تر و گوش‌نوازتر است. در برش زیر از شعری بلند در توصیف حضرت رضا علیه‌السلام هم‌آوایی و نغمة حروف «غ» در نخستین مصراح و تکرار «ع» در بند برگردان نمونه‌ای از موسیقی درونی است.مرغ غریبم که به باغ آمدمشب شد و دنبال چراغ آمدمرنج سفر را به فراغ آمدماز طرف شاه چراغ آمدمیا علی ضامن آهو! رضا!عالم آل علی مرتضی۲۹و نمونة زیر از موسیقی معنوی یا تناسب‌های معنایی یا شبکه‌های مراعات نظیر که شاعر، هنرمندانه میان ماه، ‌ستاره و آفتاب در بیت نخستین و میان بیت ‌الله، مطاف، کعبه، مُحرم و طواف و قبله و نماز و سجده و سجاده در ابیات بعد رابطه برقرار کرده است.دخترک افتاد روی نعش بابسه، ستاره ریخت روی آفتابدشت، بیت الله شد، مقتل ـ مطافگرد یک کعبه، دو مُحرم در طوافقبله جُست و بر نماز آماده شدبوسه‌هایش سجده، ‌تن سجاده شد۳۰مبحث موسیقی‌های چندگانه در شعر هیئت و تناسب این موسیقی‌ها با نوع شعر ـ مرثیه و مدیحه ـ خود نیازمند پژوهشی وسیع و گسترده است که اگر با نقد سروده‌های موجود و برخی نارسایی‌های موسیقایی که در شعر نسل جوان دیده می‌شود، همراه شود، یاریگر شاعران در اعتلا، پیرایش و روانی و تأثیرگذاری بیشتر خواهد شد.اندیشه و درون‌مایة شعر هیئتسهم سوگ قابل قیاس با دیگر مضامین و درون‌مایه‌های شعر هیئت نیست؛ اما شعر هیئت در طول حیات و حضور خود در مجامع و محافل به موضوعاتی چون توحید و تحمید، نیایش و مناجات، وعظ و ستایش و منقبت بزرگان دین و مذهب پرداخته است.ستایش و منقبت و در کنار آن یاد رنج‌ها و سوگ اهل‌بیت علیهم‌السلام سابقه‌ای طولانی دارد. شیعیان در طول تاریخ به‌رغم شکنجه‌ها، شهادت‌ها، تبعیدها، حصرها و تلخ‌کامی‌ها هماره کوشیده‌اند تا رویاروی دروغ‌ها، تحریف‌ها و گستاخی‌ها نسبت به اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام بایستند و همین باعث شده است که در گذشتة ادبی منقبت‌خوانی و مناقب‌خوانان به عنوان جریانی در مقابل فضائل‌خوانان، که در مقابل شیعیان به ذکر فضایل خلفا می‌پرداختند قلمداد شوند.«یکی از طرقی که شیعه پس از کسب قوت برای نشر مذهب خود انتخاب کرده بودند، استفاده از مناقب‌خوانان یا مناقبیان بود. مناقبیان ظاهراً از دورة آل بویه در عراق وجود داشتند؛ زیرا درست در آغاز دورة سلجوقی که شیعه در نهایت ضعف به سر می‌برد، مناقبیان در طبرستان و بعضی نواحی عراق سرگرم کار بودند. مناقب‌خوانان قصیده‌هایی را که در مدح علی علیه‌السلام یا سایر ائمة اطهار علیهم‌السلام بود در کوی و برزن و بازار می‌خواندند ... در این قصاید علاوه بر ذکر منقبت آل علی از بعضی اصول عقاید شیعه مانند تنزیه باری تعالی و عدل و توحید و عصمت ائمه و معجزات آنان نیز سخن می‌رفت ... بر گرد این مناقبیان حلقه‌هایی از شیعه و گاه مردم دیگر تشکیل می‌شد و در هر دیار که شیعیان بودند محلات معینی برای این کار اختصاص می‌یافت.مناقبیان بیش از دیگر شیعیان در خطر تعرض متعصبان قرار داشتند و حتی بعضی از آنان، از بیم اتهام‌ الحاد و کفر، ناگزیر بودند هر چند گاه در یک شهر به سر برند و از آن‌ جا به جای دیگر عزیمت کنند.»۳۱در تاریخ صد سالة شعر هیئت محتوا و درون‌مایة شعر هیئت را موضوعات و مسائل زیر تشکیل داده است:۱. منقبت و ستایش عظمت، فضیلت و مقام و الای اهل‌بیت و خاندان پیامبر و امامان. این ستایش جز چهارده معصوم، شخصیت‌های منتسب به آنان چون یاران اباعبدالله، امامزادگان و حتی علما و بزرگان دینی را شامل می‌شده است.۲. سوگ و مرثیه؛ شهادت و وفات معصومین به‌ویژه حادثة اندوه‌بار عاشورا، عمده‌ترین محور سروده‌های هیئت بوده و هست.۳. مناسبت‌های دینی و آیینی چون بعثت، غدیر، ازدواج علی و فاطمه نیز زمینه‌ساز سرودن اشعار هیئت بوده و هست.۴. آیین‌های نیایش و دعا، مانند دعای ندبه، عرفه، کمیل، طلب باران، شفا، پیروزی رزمندگان، شب‌های قدر، از مهمترین زمینه‌های سرودن شعر هیئت بوده و هست.۵. مراسم تکریم و تجلیل از شهدا، آزادگان، جانبازان، شاعران را برانگیخته تا مناسب و متناسب با این مجالس به سرودن بپردازند.۶. وعظ و اندرز و هشدار و پیام‌های تربیتی و اخلاقی؛ در آیین‌های نیایش و دعا این کاربرد بیشتر است. در سال‌های دهة ۸۰ اقبال به این گونه سرودها بیشتر شد و مداحان به شیوة محافل گذشته به این گونه سروده‌ها اقبال نشان دادند؛ حتی گاه شعرهای اخلاقی و تعلیمی شاعرانی چون سعدی و صائب در مجالس و هیئت‌ها خوانده می‌شودمحتوا و درون‌مایة سروده‌های هیئت خود نیازمند بحثی تفضیلی و گسترده است که در این مجال نمی‌گنجد؛ اما اجمالاً باید گفت کاستی‌ها تا حدی در شعر هیئت احساس می‌شود.۱. حوزة تربیت و اخلاق؛ در این زمینه نیاز هست که شاعران با زبانی تازه و متناسب با نیاز زمان سروده‌هایی را برای استفادة مداحان تهیه کنند.۲. حوزة حماسی؛ کربلا و عاشورا تنها در چهرة یک تراژدی و سوگنامه نباید مطرح شود؛ بلکه باید ابعاد حماسی و عظیم این رخداد بشکوه و چشم‌اندازهای آن نیز مطرح و با بیانی شاعرانه عرضه شود.۳. ابعاد عارفانة رخدادهای بزرگ به‌ویژه عاشورا نیازمند پرداخت شاعرانه به زبان امروز است؛ که در شعر امروز هنوز جایگاه خود را باز نیافته است. نه تنها شعر هیئت که نوحه‌ها نیز باید به ابعاد حماسی و عرفانی کربلا و عاشورا توجه کنند.۴. پالایش از تحریف‌ها و برساخته‌ها و برخی افزودن‌های ناروا در ساخت شعر هیئت باید صورت گیرد و شعر پیراسته و منزه با حفظ ابعاد شعر فراهم شود.در شعر هیئت ابعاد حماسی، عرفانی، تربیتی و مرثیه‌ای (سوگ)، به عنوان ابعاد چهارگانة شعر هیئت، به ‌ویژه شعر عاشورا، مطرح است؛ البته غلبه عمدتاً بر سوگ است. در سال‌های هشت‌گانة دفاع مقدس بُعد حماسی برای بسیج رزمندگان چیرگی و استیلای فراوان یافت. به‌جاست توصیه شود تا شاعران آیینی و هیئت از بعد تربیتی و عارفانه دور و برکنار نباشند که محافل و هیئت هماره محتاج درک این ابعاد رویدادها به‌ویژه کربلا و عاشورا هستند؛ تا این نهفتة سترگ به گونة اسوه و سرمشق مطرح و عرفه شود.منابع و مآخذ:۱. تسنیم (تفسیر قرآن کریم): جوادی آملی، مرکز نشر اسراء، چاپ چهارم، ۱۳۹۰، ج ۸، ص ۳۸۲. دیوان سیف‌الدین فرغانی: به کوشش ذبیح‌الله صفا، تهران، نشر فردوسی، ۱۳۴۱، ص ۱۷۶۳. شکوه عاشورا در شعر فارسی: محمدعلی مجاهدی، پژوهشکدة تحقیقات اسلامی سپاه، تهران، ۱۳۷۹، ص ۴۴. رسانة شیعه: محسن‌حسام مظاهری، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، تهران، ۱۳۸۷، ص ۲۷۰۵. فرهنگ عاشورا: جواد محدثی، انتشارات معروف قم، ۱۳۷۴، ص ۵۰۴۶. دعبل (نشریة داخلی دعبل)، شمارة ۸، اردیبشت ۱۳۹۲، ص ۱۲، (مقاله‌ای از رضا بابایی)۷. صدای سخن عشق (گزیدة غزلیات حافظ)، حسن انوری، انتشارات سخن، تهران، چاپ هشتم، ۱۳۸۲، ص ۱۰۶۸. بهترین اشعار خوشدل تهرانی: به کوشش مهدی آصفی، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، تهران، ۱۳۸۹، ص ۴۷۰۹. همان ص ۲۰۲۱۰. همان ص ۵۸۶۱۱. همان ص ۲۷۱۲. دل سنگ آب شد: علی انسانی، انتشارت جمهوری (اسلامی)، تهران، ۱۳۸۲، صص۳۱۶، ۳۱۷۱۳. یاس یاسین: محمدجواد غفورزاده (شفق)، به نشر آستان قدس، چاپ اول، ۱۳۸۹، ص ۷۰ – ۶۵۱۴. غزل ـ مرثیه (گزیده غزل‌های عاشورایی): رضا جعفری، نشر آرام دل، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۹، ص ۲۹ (شعر از نوازنی از کرج است)۱۵. نوحه‌خوانی(۱) (نوحه‌خوانی در همدان): متین رضوانی پور، نشر خیمه، قم، ۱۳۹۲، ص۴۶۱۶. نوحه‌خوانی(۲) (نوحه‌خوانی در سمنان): گردآوری متین رضوانی پور، نشر خیمه، قم، ۱۳۹۲، ص۱۰۶۱۷. نوحه‌خوانی (نوحه‌خوانی در همدان)، ص۱۱۰۱۸. ای اشک‌ها بریزید: حبیب‌الله حسان، نشر جاویدان، تهران، ۱۳۷۴ ، ص۱۷۹۱۹. غزل مرثیه (گزیده غزل‌های عاشورایی): گردآورنده رضا جعفری، نشر آرام دل، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۹ ، ص ۸۵۲۰. خورشید از پشت خیزران: احمد عزیزی، نشر سروش، تهران، ۱۳۸۱، ص۷۹۲۱. چراغ صاعقه: علی انسانی، نشر جمهوری، تهران، چاپ سوم، ۱۳۸۲، ص ۴۰۴۲۲. هفتاد و دو آینه (رباعی‌های عاشورایی)، غضنفر برزگر قهفرخی، نشر فصل پنجم، تهران، ۱۳۸۸، ص ۴۳۲۳. به رسم طایفة عشق: جلال محمدی، انتشارات حریر، تهران، ۱۳۹۱، ص ۲۸۰۲۴. یاس یاسین: ص ۱۳۱۲۵. مولای گندم‌گون: قاسم صرافان، نشر آرام‌دل، تهران، ۱۳۹۰، صص۸۴-۸۳۲۶. قبله مایل به تو: سید حمید رضا برقعی، نشر فصل پنجم، تهران، چاپ دوم، ۱۳۹۰، صص ۶۱-۶۲۲۷. نوحه نواحی (نوحه در سمنان): ص ۱۰۶۲۸. سرچشمه خورشید: محمدحسین بهجتی‌ (شفق)، انتشارات سوره مهر، تهران، ۱۳۹۰، ص ۹۴۲۹. یوسف (گزیده اشعار): قادر طراوت پور (عقیق)، نشر تکاء تهران، ۱۳۹۲، ص ۱۲۶۳۰. دل سنگ آب شد: ص ۳۵۴۳۱. تاریخ ادبیات در ایران: ذبیح‌الله صفا، انتشارات فردوس، تهران، ج ۲، ۱۳۶۷، صص۱۴ – ۱۹۲ ]]> ادب Thu, 16 May 2013 14:21:49 GMT http://deabel.org/vdcd9k0f.yt05k6a22y.html مولانا؛ پیام توحید، معاد و رسالت را برای ماهیت بشریت ارمغان آورده است http://deabel.org/vdcfemdy.w6decagiiw.html غلامعلی حداد عادل در مراسم گشایش همایش بین‌المللی مولانا در دانشگاه یو ام مالزی افزود: «هیچکدام از ما نمی‌توانیم مولانا را از خود بدانیم بلکه همانطور که ترکیب نا در کلمه مولانا معنای تعلق به همه ما را می‌دهد باید تلاش کنیم انسان‌هایی که متعلق به تفکر مولانا هستند با هم یکی شوند.»وی با بیان اینکه مولانا دربلخ (افغانستان کنونی) به دنیا آمده و بیش از۴۰ سال درقونیه (ترکیه فعلی) زندگی کرده ، تصریح کرد: «انتساب مولانا به یک کشور و ملت افتخار نیست بلکه انتساب و تمسک یک ملت به تفکرات مولانا افتخار آفرین است.»حداد عادل در عین حال افزود: «ما ایرانی‌ها به همراه برادران افغان و تاجیک مفتخریم که همزبان مولوی هستیم و اشعار او را آنطور که باید درک می‌کنیم.»وی شهرت مولوی را بسیار فراتر از ایران و کشورهای فارسی زبان دانست و گفت: «کتاب‌های او به دلیل ارایه پیام الهی پیامبران برای بشریت تشنه معنویت یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های دنیاست.»رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی فاصله وضعیت دنیای کنونی با تفکرات مولانا را بسیار زیاد دانست و گفت: «امروز بشریت بیش از پیش نیازمند گوش فرادادن به پیام مولاناست.»وی پیام مولانا را پیام تمام پیامبران به صورت کلی و پیام حضرت محمد (ص) به صورت خاص دانست و تاکید کرد: «او پیام توحید، معاد و رسالت را برای ماهیت بشریت به ارمغان آورده است.»همایش بین المللی مولانا به همت رایزنی فرهنگی ایران در مالزی و همکاری مرکز گفت‌و‌گوی تمدن‌های دانشگاه یو ام با حضور محمد مهدی زاهدی سفیر ایران، مقامات سفارتخانه‌های تاجیکستان و افغانستان در مالزی و دانشجویان و اساتید ایرانی و خارجی دانشگاه‌های مالزی و به مدت یک روز در دانشگاه یو ام برگزار می‌شود. ]]> ادب Thu, 22 Sep 2011 08:36:22 GMT http://deabel.org/vdcfemdy.w6decagiiw.html جشنواره بين‌المللی شعر رضوی به زبان عربی برگزار می‌شود http://deabel.org/vdcc01qs.2bqm48laa2.html  مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان از حضور ۱۲۱ شاعر داخلی و خارجی در جشنواره بين‌المللی شعر رضوی به زبان عربی در استان خوزستان خبر داد.حجت‌الاسلام سيد لطف‌الله سپهر، مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان با بيان اينكه ۱۲۱ شاعر ايرانی و خارجی در دومين جشنواره بين‌المللی شعر رضوی خوزستان به رقابت می‌پردازند، اظهار داشت: «۲۳۳ اثر از شاعران با محوريت امام رضا (ع) برای ارزيابی به دبيرخانه اين جشنواره ارسال شده است.»وی با بيان اينكه ۱۲ اثر رسيده مربوط به شاعرانی از بغداد و نجف اشرف است، عنوان كرد: «استان‌های خراسان رضوی، كرمانشاه، لرستان، قم و همدان بيشترين متقاضی شركت در اين جشنواره بوده و آثار ارزشمندی نيز ارايه كرده‌اند.»مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان با اشاره به افزايش شركت‌كنندگان در جشنواره امسال گفت: «امسال به لحاظ شركت‌كنندگان ۴۰ درصد و آثار ۲۴ درصد نسبت به سال گذشته افزايش داشته‌ايم.»حجت‌الاسلام سپهر افزود: «آثار رسيده از سوی شاعران در دو بخش، نخست اشعار كلاسيك (فصيح عربی) و اشعار شعبی ‌(منطقه‌ای) است كه عمدتاً با موضوع سيره و زندگی امام رضا (ع)، مناقب و صفات امام رضا‌ (ع)، كرامت‌ها و فضيلت‌ها و جلوه‌های فرهنگ رضوی سروده شده است.»گفتنی است؛ كار داوری آثار، هفته اول مهرماه به پايان می‌رسد. جشنواه بين‌المللی شعر رضوی به زبان عربی، از سال گذشته در جوار مقبره شاعر اهل بيت (ع) دعبل خزاعی در شهرستان شوش آغاز شد كه امسال مراسم اختتاميه آن ۱۳ مهرماه در اين محل برگزار خواهد شد. ]]> ادب Thu, 22 Sep 2011 06:34:55 GMT http://deabel.org/vdcc01qs.2bqm48laa2.html داوري چهارمين جشنواره کتاب سال رضوي آغاز شد http://deabel.org/vdciuraz.t1ay32bcct.html چهارمين جشنواره انتخاب کتاب سال رضوي پس از برگزاري فراخوان و دريافت آثار، به مرحله داوري رسيد. مدير گروه نظارت و ارزيابي موسسات فرهنگي هنري دبيرخانه شوراي عالي فرهنگي آستان قدس رضوي گفت: «اين جشنواره با هدف حمايت از ناشران و مولفان حوزه زيارت همزمان با ميلاد امام رضا (ع) برگزار مي‌شود.»رمضان علي ايزانلو ادامه داد: «آثار رسيده به دبيرخانه جشنواره در ۴ بخش کتاب برتر، پايان‌نامه برتر، ناشر برتر و آثار شايسته چاپ داوري مي‌شوند.»وي اظهار داشت: «آثار ارسالي در بخش‌هاي چهارگانه با موضوع امام رضا (ع) و خاندان امام رضا (ع) انتخاب مي‌شوند.» مدير گروه نظارت و ارزيابي موسسات فرهنگي هنري خاطرنشان کرد: «همه نفرات منتخب به عنوان ميهمان دبيرخانه جشنواره پذيرفته و در پايان به برگزيدگان اين جشنواره جوايز نفيسي اهدا مي‌شود.» برگزاري نشست‌هاي تخصصي و کارگاه‌هاي آموزشي از برنامه‌هاي جنبي اين جشنواره است. ]]> ادب Thu, 15 Sep 2011 07:52:32 GMT http://deabel.org/vdciuraz.t1ay32bcct.html ۵۳۰ نفر برای شرکت در ششمین جشنواره ملی مشاعره رضوی ثبت نام کرده‌اند http://deabel.org/vdcjtvev.uqeaozsffu.html سيديونس محمدي، مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان بوشهر گفت: «۵۳۰ نفر از ۲۸ استان كشور براي شركت در ششمين جشنواره ملي مشاعره رضوي ثبت‌نام کرده‌اند که ۲۷۰ نفر از آنها براي اولين بار است كه در جشنواره حضور مي‌يابند.»وي تصريح كرد: «از سال گذشته جشنواره مشاعره دانش‌آموزي ويژه دانش‌آموزان استان بوشهر به اين جشنواره اضافه شده است كه در اين بخش نيز ۳۵۰ دانش‌آموز بوشهري ثبت‌نام كرده‌اند.»مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان بوشهر گفت: «۷۰ نفر از اين افراد براي شركت در مرحله استاني كه هشتم مهرماه برگزار مي‌شود، انتخاب خواهند شد و در نهايت پنج نفر در بخش دانش‌آموزي جشنواره براي حضور در مرحله نهايي جشنواره ملي مشاعره رضوي برگزيده مي‌شوند.»محمدي گفت: «اين جشنواره در سه مرحله داوري مي‌شود و اكنون نيز اولين مرحله مشاعره تلفني زير نظر دو داور برجسته بوشهري آغاز شده است و در پايان اين رقابت ۳۵ نفر به مرحله نهايي كه ۱۴ مهرماه برگزار مي‌شود راه مي‌يابند و در نهايت از هشت نفر برگزيده اين جشنواره تقدير مي‌شود.»مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلام استان بوشهر خاطرنشان كرد: «نفرات اول تا سوم بخش بزرگسالان و بخش دانش‌آموزي علاوه بر دريافت جوايز نفيس و تنديس براي شركت در مراسم اختتاميه نهمين جشنواره بين‌المللي امام رضا (ع) كه همزمان با دهه كرامت برگزار مي‌شود به مشهد مقدس اعزام خواهند شد.»محمدي بیان کرد: «براي همه ۵۳۰ شركت‌كننده در جشنواره، سي‌دي مشاعره در برگيرنده پنج هزار بيت شعر رضوي ارسال شده است و شرکت‌كنندگان مي‌توانند از اشعار خود با محتواي مدح و ثنا و منقبت امام رضا (ع) در اين جشنواره استفاده كنند.»وي خاطرنشان كرد: «ششمين جشنواره ملي مشاعره رضوي با هدف اشاعه و ترويج فرهنگ منور رضوي و همچنين گسترش فعاليت‌هاي فرهنگي، هنري و مذهبي مرتبط با سيره ائمه معصومين به ويژه امام رضا (ع) طراحي شده است.»مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلام استان بوشهر اظهار داشت: «پنج هزار فراخوان ششمين جشنواره ملي مشاعره رضوي از اوايل خردادماه امسال براي دانشگاه‌ها و مراكز فرهنگي سراسر كشور ارسال شد.»محمدي همچنين ارسال فراخوان جشنواره براي حدود يك ميليون كاربر فارسي زبان ياهو، توزيع دو هزار پوستر در سراسر كشور، ارسال پنج هزار پيامك براي علاقه‌مندان شركت در اين دوره از جشنواره و ارسال فراخوان در قالب سي‌دي براي ۴۰۰ نفر از كساني كه سال قبل در اين جشنواره شركت كرده بودند را از ديگر اقدامات دبيرخانه براي هر چه بهتر برگزار شدن اين رويداد برشمرد.وي در مورد چاپ مجموعه سه جلدي كتاب «خورشيد خراسان» نيز گفت: «اين كتاب منبع مناسبي براي كمك به داوطلبان است كه در آن سعي شده همه اشعاري كه از قرن ششم هجري تا معاصر در رابطه با امام رضا (ع) سروده شده است، جمع‌آوري شود.»نهمين جشنواره بين‌المللي امام رضا (ع) همزمان با دهه كرامت (هفتم تا هفدهم مهرماه) در ۳۱ استان كشور و بيش از ۵۴ نقطه از جهان برگزار مي‌شود. ]]> ادب Sat, 10 Sep 2011 07:02:31 GMT http://deabel.org/vdcjtvev.uqeaozsffu.html چاپ بخشی از زندگی امام رضا (ع) در قالب رمانی چند جلدی http://deabel.org/vdcam6n6.49n0015kk4.html منصور انوری نویسنده این کتاب گفت: «این رمان در واقع به بخشی از زندگی حضرت از مدینه تا مرو و سپس برگشت آن حضرت به مشهد می‌پردازد و در ادامه هم ماجرای سفر حضرت معصومه (س) به ایران و همچنین سفر دو برادر آن حضرت به ایران روایت می‌شود.»وی با بیان اینکه نوع روایت این رمان به صورت دانای کل است، افزود: «این رمان احتمالاً در ۳ تا ۵ جلد و به صورت مستند و مشروح خواهد بود.»نویسنده این رمان اضافه کرد: «تحقیقات اولیه خود در این زمینه را آغاز کرده‌ام و با تکمیل این تحقیقات شروع به نوشتن این رمان خواهم کرد.»وی در ادامه بیان کرد: «به جهت اینکه کار توصیفی و وسیع است، احتمالاً یک تا دو سال کار نگارش آن زمان خواهد برد.» ]]> ادب Thu, 08 Sep 2011 08:26:58 GMT http://deabel.org/vdcam6n6.49n0015kk4.html