پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - پربيننده ترين عناوين فرهنگ :: نسخه کامل http://deabel.org/vsna.6hnk9gc4o5k14.html Wed, 23 May 2018 11:46:53 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Wed, 23 May 2018 11:46:53 GMT فرهنگ 60 ماجرای شفا گرفتن مرحوم عباس صالحی؛ دعاخوان خوش صدا + صوت http://deabel.org/vdciu3ap.t1arw2bcct.html اکثر مردم ایران اسلامی، بارها دعاها و زیارات مختلف را با صدای حزین مرحوم عباس صالحی از صدا و سیما شنیده‌اند. خلوصی که در صدایش مشهود است در گمنامی او هم متجلّی شده! بیست و پنج سال از فوت ایشان گذشته است. سراغش را از اساتید قدیمی قرآن گرفتیم تا بلکه نام و نشانی از خانواده ایشان بیابیم. در نهایت با برادر ایشان رضا صالحی هم‌گفت‌وگو شدیم که در ادامه می‌خوانید: دعای سحر را با صدای مرحوم صالحی بشنوید مرحوم حاج عباس صالحی متولد ۲۲ اسفند ۱۳۱۶ است. در منطقه شمیران تهران، سه راه ملک ساکن بودیم. اما ایشان در محله اوین به دنیا آمد، چون که شغل پدرم معلّمی بود و پدرم در آن منطقه تدریس داشت. مرحوم صالحی هم شغل پدر را ادامه داد و معلم شد. او در دبستان شاهپور تجریش که در حال حاضر مرکز فرهنگی است تدریس می‌کرد. عباس از همان کودکی، حضوری جدی در محافل و هیئت‌های مذهبی داشت. او در جلوی دسته‌ عزاداران امام حسین(ع) قرآن می‌خواند و حاضرین از صدای تلاوت ایشان اشک می‌ریختند. از جمله نکات مثبت اخلاقی ایشان روی‌خوش و حسن برخورد ایشان نسبت به سایرین بود. هر چند ایشان به‌واسطه‌ مداحی اهل بیت(ع) و دعاخوانی شناخته شده بود، اما بسیار متواضع بود. اصولاً مردم از همه دعاهای ایشان لذت می‌برند. خود من هم که هنوز صدای او را می‌شنوم لذت می‌برم. خوش به حال کسی که پس از مرگش مردم برایش گریه کنند. یاد عباس هنوز در دل مردم زنده است. او برخورد بسیار خوبی با اقشار مختلف جامعه داست و نسبت به امور مردم بی‌اعتنا نبود. ایشان قبل از انقلاب اسلامی، مدتی در شهرداری مشغول بود. پس از انقلاب کارمند مجلس شورای اسلامی شد، جلسات علنی مجلس با تلاوت ایشان آغاز می‌شد. هنوز هم در آرشیو مجلس تلاوت‌ها و اجراهای ایشان موجود است. حاج عباس، کلاس خاصی نرفت و استاد مشخصی هم نداشت و هر آن چه بود سبک و صدای خودش بود. البته مثل بسیاری از خوانندگان قدیمی با مرحوم ذبیحی ارتباط داشت. مرحوم عباس صالحی در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۳۶۹ وفات یافت. علی‌رغم مشکلاتی که برای خاکسپاری ایشان در امام‌زاده صالح(ع) بود، مقام معظم رهبری که آن زمان رئیس جمهور بودند مساعدت کردند و او در کنار قبر پدرم به خاک سپرده شد. حاج عباس سابقه عمل جراحی دریچه میترال قلب داشت و پزشکان نیز توصیه کرده بودند که با صدای بلند دعا نخواند، ولی ایشان به اوج‌خوانی عادت داشتند و همیشه با صدای بلند اجرا می‌کردند. به واسطه همین، دچار سکته قلبی شدند و به رحمت ایزدی پیوستند. طائی: مناعت طبع و وسعت نظر حاج عباس مردم را شیفته خودش کرده بود محسن طائی، آوازخوان آئینی در ادامه این مصاحبه اظهار کرد: حوالی سال ۱۳۴۶ دوران نوجوانی خودم را در مدرسه محمد‌ نراقی سپری کردم و از همان موقع با عباس صالحی آشنا شدم. صدای خوش در خانواده ما موروثی بود. از همین رو برای تلاوت قرآن و اجرای دعا از من و مرحوم صالحی دعوت می‌کردند. قبل از انقلاب که شیخ خلیل‌الرحمان از مصر به ایران آمده بود. کلاس‌های تخصصی در حسینیه ارشاد برگزار کرد. دوستان نیز بنده و مرحوم صالحی را به این کلاس‌ها معرفی کردند. هر چند صدای خوبی داشتم، اما به من گفتند که آن مقدار از موسیقی که تعلیم دیده‌ام در حد موسیقی قرآنی نیست. زیرا موسیقی قرآنی فضای دیگری جدای از دستگاه‌های موسیقی رایج دارد. به من گفتند در کنار آقای صالحی با آن مقدار دانشی که از موسیقی داری به خواندن اشعار مذهبی در چارچوب اصول آواز اهتمام کنید. هر زمان که بنده با ایشان بودم حال خوشی داشتم. اخلاق خوش این خانواده نمونه بود و هم تحت نظر پدر مرحومشان تربیت شده بودند. به خاطر دارم یک بار ما در مجلسی حضور پیدا کردیم و پس از اجرای مراسم، یک چک بیست هزار تومانی به ما دادند. مرحوم صالحی چک را به برادر بزرگ‌شان، آقا ناصر نشان دادند و گفتند حق ما دو هزار تومان بود، چرا زیادتر دادند؟! هیچ زمان منتظر حق‌الزحمه نبود. حاج عباس در اجرای نغمه دشتستانی کم‌نظیر بود سبک خواندن دعای ایشان منحصر به فرد بود. بیشتر در آواز شور دعا‌خوانی می‌کرد. ایشان در کلاس‌های تخصصی آواز شرکت نکرده بود، ولی به هنگام خواندن، هیچ گاه از چارچوب خارج نمی‌شد. همان طور که می‌دانید اجرای دعا‌خوانی مذهبی بسیار سخت‌تر از آوازخوانی است، چون تمام عرصه در اختیار دعا‌خوان است و خبری از ساز و آلات موسیقی نیست. طنین صدای ایشان در خواندن دعا کمیل بسیار دلنشین است. ایشان از نظر حجم و قدرت صدا و تسلّط نمره عالی می‌گیرد. سبکش این بود که از پرده بالا شروع به خواندن می‌کرد. در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ در میدان تجریش، جمعیت زیادی در جشن پیروزی انقلاب اسلامی حضور داشتند که مرحوم صالحی در آن جشن تلاوت قرآن داشت. در تمام مجالس بسیار مهم سطح شمیران و سایر جلسات مهم در تهران حضور می‌یافت و به نوعی به‌عنوان یک چهره شاخص مطرح بود. چندین مرتبه همراه ایشان به کاشان رفتیم. مخصوصاً در روز عید فطر در کاشان، روز عید فطر را عید اموات می‌نامند و در آن روز بر سر مزار درگذشتگان حاضر می‌شوند و شادی‌ها را آنان تقسیم می‌کنند. کاشانی‌ها به صدای مرحوم صالحی علاقه داشتند و مدام ما را دعوت می‌کردند. حاج عباس یک مرتبه عازم حج شد و در آن جا نیز اجرا دعا و تلاوت قرآن داشت. مرحوم استاد صبحدل از مرحوم صالحی دعوت می‌کردند تا برای ضبط دعا به استودیو بروند. بسیاری از یادگارهایی که از مرحوم صالحی به جای مانده است، نتیجه زحمات استاد صبحدل است. بنده هم توفیق آشنایی با ایشان را داشتم. خلیفه‌سلطانی: مرحوم صالحی از کیفیت صدای بالایی برخوردار بود سید‌محمد خلیفه سلطانی، مدیر سابق گروه تلاوت رادیو قرآن در ادامه افزود: بنده از سال ۱۳۴۷ و زمانی که مرحوم صالحی جهت تلاوت در حسینیه ارشاد حضور می‌یافتند، ایشان را می‌شناختم. هر چند ایشان آن چنان به بُعد تجوید قرائت قرآن کریم نپرداخت، اما صدای بسیار زیبا و قوی داشت که شنوندگان را مجذوب خودش می‌کرد. به خاطر دارم اولین دفعه‌ای که ایشان برای ضبط دعا به رادیو آمدند، اولین ماه رمضان بعد از انقلاب بود. آن زمان رادیو در میدان ارگ بود و بیشتر برنامه‌های قرآنی توسط استاد صدر‌زاده تهیه می‌شد. آن روز افرادی مختلفی برای تست دعوت شدند. از آقای شجریان و مرتضایی‌فر و رضوی گرفته تا مرحوم صبحدل، صالحی و بنده. در نهایت افرادی که به نظر می‌آمد برای دعا‌خوانی صدای مناسبی دارند دعوت شدند. همه ما در نمازخانه رادیو جمع شدیم و مرحوم صبحدل و یک نفر دیگر مسئول شدند تا از ما تست بگیرند و ببینند که صدای کدام یک با قرائت کدام دعا تناسب بیشتری دارد. کیفیت صدای مرحوم صالحی باعث شد تا ایشان برای اجرای دعاهای مختلف انتخاب شوند و از همان موقع ادعیه مختلفی از ایشان ضبط شود. اساتید، بنده را هم برای دعا مجیر مناسب دیدند. این دعاها در اوایل انقلاب مرتب از صدا و سیما پخش می‌شد. فرزند استاد صالحی بر سر مزار پدر حسن‌زاده: ای کاش ما از وجود ایشان بیشتر استفاده می‌کردیم در بخش دیگری از این گفت‌وگو حسن حسن‌زاده، مداح اهل بیت(ع) اظهار کرد: آشنایی من با مرحوم صالحی به اوایل انقلاب و ضبط و تولید برنامه‌های آئینی در رادیو برمی‌گردد. مرحوم صالحی از نظر اخلاقی بسیار خوش اخلاق و با ادب بود و به معنای واقعی ذاکر اهل بیت(ع) بود. من هیچ کژی و بدرفتاری از ایشان ندیدیم. صدای مرحوم صالحی هم واقعاً استثنایی بود. حوالی سال ۶۳ بنده به همراه مرحوم صالحی و آقایان سید‌حسین روحانی و مرحوم صبحدل، دعای جوشن کبیر اجرا کردیم که آن دعا هم ماندگار شد و بارها از رسانه پخش شد. ای کاش ما از وجود ایشان بیشتر استفاده می‌کردیم و همه دعاهای مفاتیح‌الجنان را از ایشان ضبط می‌کردیم. هنر را خدا آفریده و هنرمند هم وظیفه دارد از طریق آن، مردم را به سوی خالق هنر سوق دهد. ملاصدرا می‌گوید هنرمندان باید مردم را از لذت‌های حیوانی جدا کنند و به سوی لذت‌های عقلانی هدایت نمایند. ما چنین هنرمندانی داشتیم و البته هنوز هم هستند کسانی‌که این راه ادامه می‌دهند. امیدواریم قاریان و خوانندگان جوان ما منش کسانی چون عباس صالحی را سرلوحه خود قرار دهند. موسوی‌بلده: اجرای قطعاتی از نهج‌البلاغه از آثار به جا مانده از مرحوم صالحی سیدمحسن موسوی بلده، استاد پیشکسوت قرائت قرآن کریم در ادامه بیان کرد: به خاطر دارم قبل از انقلاب در حسینیه ارشاد برنامه‌هایی برای مناسبت‌های مذهبی به‌خصوص برای شب‌های شهادت حضرت علی(ع) اجرا می‌شد در این برنامه محمد‌رضا شریفی‌نیا که الان بازیگر سینما‌‌‌‌ست حضور می‌یافت و دکلمه‌خوانی می‌کرد در یکی از اجراها، از صدای حاج‌عباس صالحی برای زمینه آن استفاده شد. همچنین برای لحظه شهادت مولا برنامه‌ای تدارک دیده بودند و اذان پخش می‌شد. آن اذان را مرحوم صالحی اجرا کرد که بسیار تأثیر‌گذار و عجیب بود. من به صورت حضوری برای اولین بار با مرحوم صالحی در رادیو آشنا شدم. سر یکی از ‌برنامه‌های رادیویی برای استاد صبحدل کاری پیش آمد و از استودیو بیرون رفتتند و به من گفتند که اجرای ایشان را چک کن. مرحوم صالحی هم چند دعا را با صدای زیبای خودش اجرا کرد. هر چند در باب تجوید نکاتی را به ایشان گفتم، اما صدای ملکوتی و آسمانی ایشان، آثارش را ماندگار کرد که سال‌های سال همدم لحظه‌‌های افطار و سحر مردم کشور‌مان بوده و هست. یکی از آثار به جا مانده از ایشان که به تهیه‌کنندگی استاد صبحدل انجام شد، اجرای قطعاتی از نهج‌البلاغه مولا علی(ع) بود که با دکلمه‌‌ علی اسعد، گوینده‌‌‌ اردنی ضبط شده بود. دست مرحوم صالحی در دعا‌خوانی باز بود و حقیقتاً اجراهای خوب و نابی از ایشان به یادگار مانده است. ایشان مدتی قبل از فوت‌، سکته مغزی می‌کند. بعد از این اتفاق قسمت‌هایی از بدن از جمله دستگاه تکلم ایشان فلج شد. حالا حساب کنید یک کسی که مداح یا قاری است، وقتی چنین اتفاقی برایش رخ دهد که دیگر نتواند بخواند، چه حالی پیدا می‌کند. روزهایی که ایشان در بیمارستان بستری بود و افراد به عیادت ایشان می‌آمدند، گریه می‌کرد. تا این که یک شب خواب می‌بیند در حرم حضرت رسول(ص) است و در صف اول مشغول نماز است. ایشان تعریف می‌کرد که یک دفعه دیدم پدرم که سالها پیش فوت کرده بود هم آنجاست. نمازم را شکستم و با ذوق خدمت پدرم رسیدم‌. ایشان گفت که چرا نمازت را قطع کردی؟ من خوبم و برو نمازت را ادامه بده. ایشان در همان نیمه شب که از خواب بلند می‌شود، همان موقع شفا می‌یابد. زبانش باز می‌شود و به برکت محبت رسول الله(ص) و اهل بیت(ع) دوباره می‌تواند به اجرای دعا و مناجات بپردازد. ]]> فرهنگ Tue, 22 May 2018 09:47:38 GMT http://deabel.org/vdciu3ap.t1arw2bcct.html سیاستگذاری‌ها بر مبنای این است که مردم کمتر با فرهنگ سروکار داشته باشند http://deabel.org/vdcfc1dm.w6d0jagiiw.html با آن موها و محاسن سفید هر سال به نمایشگاه کتاب می‌آید تا مخاطبانش را ببیند. 55 ساله است اما هنوز همان دغدغه‌های جوانی را دارد. سید‌مهدی شجاعی، نویسنده دغدغه‌مندی است که طی این سال‌ها توانسته است مخاطبان زیادی را با کتاب آشتی دهد. کتاب‌هایش و هدف‌هایی که برای انتشارات نیستان دارد، همه و همه باعث جذب مخاطبان شده است. از فرصت نمایشگاه کتاب و دیدارش با مردم استفاده کرده‌ایم تا با او گپ‌و‌‌گفت کوتاهی داشته باشیم. خواستیم برایمان از دغدغه‌های فرهنگی این روزهایش بگوید؛ دغدغه‌های فرهنگی و امید به فرهنگ که شاید به ناامیدی رسیده است. مثل همیشه که فرهنگ برایش اولویت است برایمان از فرهنگ گفت و از بلاهایی که دارد بر سر فرهنگ این مرز و بوم می‌آید.   اولین سوال من در خصوص وضعیت فرهنگی کشور است. چرا عرصه تولید و مصرف محصول فرهنگی در کشور ما راکد شده است؟ البته در دوره کوتاهی  با تغییر دولت، برخی عنوان کردند امید جدیدی در زمینه فرهنگ ایجاد شده است، اما امروز که با اهل فرهنگ و هنرمندان صحبت می‌کنیم، گویا اوضاع تغییر چندانی نکرده است. باز هم در بحث تولید محتوا گرفتار رکود هستیم و تولیدات مختصری هم که شکل می‌گیرد، فراتر از مرزهای ترسیم شده مخاطبانش نمی‌رود. آقای شجاعی واقعا چه اتفاقی برای ادبیات ایرانی افتاده که گرفتار چنین شرایط رکودی شده است؟ ما زمانی می‌گفتیم چرا دغدغه کتاب و فرهنگ در سیاستگذاران ما نیست. ما انتقادمان این بود که چرا بی‌توجهی می‌شود، چرا کم‌توجهی می‌شود، چرا 20 یا 30 سال است نمایشگاه کتاب برگزار می‌شود اما هر سال مثل یک حادثه غیرمترقبه با آن مواجه می‌شویم، هر سال همان نقص‌هایی را دارد که پنج یا 10 سال پیش داشت. اگر نمایشگاه کتاب به عنوان یک اتفاق فرهنگی قرار است همان چیزی که شما می‌گویید باشد، تولیدکننده فرهنگ باید بیاید و با مصرف‌کننده فرهنگ، در تعامل با هم قرار بگیرند. اما چرا این اتفاق نمی‌افتد؟ احساس و دریافت من این است که ماجرا با قبلا که می‌گفتیم بهای کافی به فرهنگ داده نمی‌شد، کاملا فرق کرده است. الان ضدیت با فرهنگ وجود دارد. الان سیاستگذاری‌ها بر مبنای این است که مردم کمتر بفهمند، مردم کمتر با فرهنگ سروکار داشته باشند. از نگاه بالاتر هم به موضوع نگاه‌ کنید همین است. کشور ما در حال حاضر مثل یک کشتی است که سکانداران آن بر سر قدرت با هم می‌جنگند. بعد اینها برای مقلوب کردن همدیگر کشتی را سوراخ می‌کنند، برای اینکه به هم لطمه بزنند. یعنی زیانش گریبان مردم را می‌گیرد. کشتی به سمت غرق شدن می‌رود ولی آنها می‌خواهند به هم لطمه بزنند و بر هم غالب شوند. حالا چرا آنها خیال‌شان راحت است چون جلیقه نجات دارند و غرق نمی‌شوند اما مردم غرق می‌شوند. یک عده هستند که جلیقه نجات دارند و همه تمهیدات‌شان را اندیشیده‌اند تا به محض اینکه خبری شد، بروند جای دیگری که پایشان را سفت کرده‌اند. چیزی که اصلا مطرح نیست، مردمی هستند که در این کشتی قرار گرفته‌اند؛ معیشت مردم، فرهنگ مردم، سرنوشت مردم و آینده مردم اصلا مطرح نیست. جنگ بر سر قدرت است و تا زمانی که این جنگ بر سر قدرت وجود داشته باشد مجالی برای پرداختن به فرهنگ وجود ندارد. تنها کاری که می‌شود انجام داد این است که راه‌های ورودی خبر به مردم را ببندیم که نفهمند پشت صحنه چه خبر است. این همان اتفاقی است که رخ داده است و دیگر نمی‌شود گفت بخش تولید و مصرف فرهنگ از اینها مجزاست. سوال بعدی من در مورد مخاطبان محصولات فرهنگی است که عرضه می‌شود. ما شاهد یک نوع تبلیغ عجیب هستیم که مثلا مخاطبان نمایشگاه کتاب تهران امسال افزایش داشته‌اند یا در زمینه سینما هم این گزاره مطرح است که تعداد مخاطبانش افزایش داشته‌اند. ولی آنچه واضح است اینکه بخش مهمی از جامعه ایرانی درگیر محصولات فرهنگی نمی‌شوند. محصولات در دایره تنگی از مخاطبان و همچنان محدود گیر کرده‌اند. چه باید کرد که دایره مخاطبان از مرزهای تکراری خود فراتر روند. شما اشکال را متوجه کدام بخش از دو طرف این ماجرا‌، یعنی تولیدات فرهنگی یا مردم،  می‌دانید؟ برای اینکه تولیدکننده فرهنگ بتواند فعالیت فرهنگ داشته باشد و برای اینکه مردم به سراغ او بیایند سیاست‌گذاری کلان فرهنگی لازم است. آن سیاست‌گذاری کلان فرهنگی است که جهت‌دهی می‌کند. گیر ما در آنجاست. نه مردم به آن معنا مقصر هستند نه تولیدکننده. وقتی شما با هزار جور مانع مواجه می‌شوید برای اینکه بتوانید کار درست و سالم تحویل جامعه بدهید و وقتی جامعه درگیر معیشتش است واقعا مجالی برای خواندن کتاب برایش نمی‌ماند. وقتی تبلیغات کلان جامعه به سمتی می‌رود که مردم را به سمت رفاه و مسائل مادی سوق می‌دهد و الگوها و اسوه‌هایی که دارد عرضه می‌کند هم الگوها و اسوه‌های فوتبالیست و هنرپیشه و اینهاست؛ وضعیت همینی هست که می‌بینیم. یعنی رویکرد کلی سیاستگذاری ما به سمت فرهنگ و آگاهی فرهنگی نیست؛ همه چیز در یک راستا شکل می‌گیرد. یک مثال برای شما بزنم. تلویزیون یک جایگاه فرهنگی حکومتی است یا سپاه نهادی است که باید حافظ جان و امنیت باشد؛ آن وقت می‌آیند سریالی تولید می‌کنند به نام پایتخت که از تلویزیون پخش می‌شود. اگر شما می‌خواستید در آن چند روز ایام عید 20 بار روزی یک ساعت در مورد آنتالیا تبلیغ کنید و آنجا را به مردم بشناسانید به این اندازه موفق نمی‌شدید. این ناشی از چیست؟ از این طرف منع گذاشته می‌شود و می‌گویند پرواز مستقیم به آنتالیا ممنوع،  از طرف دیگر رفت و برگشت پروازهای داخلی مثلا به کیش می‌شود 800 هزار تومان در حالی که رفت و برگشت آنتالیا با اقامت یک هفته می‌شود یک میلیون و 200 هزار تومان. خب چه کسی پیدا می‌شود که کیش را بچسبد و آنتالیا را ول کند. می‌بینید همه  این عوامل به این سمت می‌رود که شما را سوق دهد به سمت چیز دیگری غیر از آن چیزی که باید باشد. بر‌می‌گردد به همان سیاستگذاری‌ای که اجازه نمی‌دهد، کشور فضای مناسب جذب توریست باشد و سرمایه‌هایی که داریم، دیده شود. الان ما چند برابر ترکیه به لحاظ بومی، اقلیمی و جغرافیایی جاذبه در ذات طبیعت‌مان داریم ولی این اتفاق برای کشور ما نمی‌افتد و آنها می‌آیند برای ما برنامه‌ریزی می‌کنند و هتل‌هایی را می‌سازند که براساس بازار مصرف ایران تعریف می‌شود. می‌گویند در ایران مردم پول در‌می‌آوردند و جای خرج کردن ندارند، بنابراین می‌بینیم میلیون‌ها دلار در سال روانه کشور ترکیه می‌شود. این یک نمونه است. مقصر چه کسی است‌؟ مقصر ترکیه است؟ آنها دارند کار خودشان را انجام می‌دهند، درست هم انجام می‌دهند. روز به روز کشورشان را پیشرفته‌تر و جایگاه‌شان را در منطقه تثبیت می‌کنند. این مدیران ما هستند که متاسفانه مردم و مملکت‌مان را دچار تنزل کرده‌اند. کمی هم در مورد رمان جدیدتان صحبت کنیم. زمانی که رمان «کمی دیرتر» منتشر شد حس کردم هنوز در این کار فضاهای خالی وجود دارد، یعنی نقدهایی بر مجموعه‌هایی وارد بود که در آن رمان به آنها اشاره نشده بود. همین مساله، دلیل نوشتن جلد دوم این رمان شد اما این نوشتن بیش از آنچه فکر می‌کردم طولانی شد. نگاهم این بود که این آخرین اثری است که‌ داستانی با نقد اجتماعی می‌نویسم. تصمیم داشتم که عرصه نوشتن را پس از این اثر به سمت و سوی دیگری ببرم. ‌ می‌خواستم هر چه حرف در این عرصه داشتم را در این رمان بیان کنم. به همین دلیل نگارش آن طول کشید ولی فکر کنم ارزشش را داشت.  در جلد اول رمان «کمی دیرتر» مساله انتظار با محوریت فردی و زیست اجتماعی انسان مورد توجه قرار گرفت اما  در مجلد دوم انتظار بهانه‌ای بود برای پرداختن به مسائل دیگر. شاید بشود گفت کمتر مساله اجتماعی دارای اهمیتی هست که در این اثر به آن پرداخته نشده باشد. به همین خاطر در جلد دوم به دنیای گسترده‌تری برای نوشتن وارد شدم. در واقع در این اثر سعی کرده‌ام به بهانه انتظار به سراغ بیان بسیاری از مسائل بروم. باید می‌دیدیم که به‌عنوان بزرگ‌ترین کشور شیعه و معتقد به مساله انتظار، چقدر و چند مرده حلاج هستیم و پای حرف‌مان می‌ایستیم. به عنوان نویسنده‌ سعی کرده‌ام قدم به قدم با مردم و با شرایط اجتماعی جلو بیایم و هر مشکل و دردی را که در زندگی آنها وجود داشته ببینم و در کنارشان باشم. وقتی جنگ مساله اصلی بود به آن پرداختم و وقتی هم که اشرافی‌گری و بی‌عدالتی مساله بود به آن پرداختم. نویسنده باید منعکس‌کننده دردهای اجتماعی باشد و البته برای درمان هم دستش خالی نباشد که فکر می‌کنم آثار اعتقادی یک نویسنده می‌تواند نسخه درمانی باشد که تجویز می‌کند. نشر نیستان در این چند سال اخیر خیلی به نویسنده‌های جوان توجه کرده است و من با خیلی‌هایشان که صحبت می‌کردم، همه این توجه را ناشی از نگاه شما می‌دانستند.  می‌شود کمی هم در مورد این موضوع صحبت کنید که چرا این نگاه و توجه را به نویسنده‌های جوان دارید؟ این نگاهی است که باید در ساختار حکومت وجود داشته باشد. یعنی وظیفه‌ای است که باید حکومت داشته باشد اما این وظیفه انجام نمی‌شود و من به اندازه توان و استطاعت خودم سعی می‌کنم گوشه‌ای از کار را بگیرم. همه داد من در این سال‌ها این بوده که نه فقط استعدادهای جوان که باید اهالی فرهنگ را دریابید. در ایران هیچ نویسنده‌ای با حق‌التالیف امورش نمی‌گذرد. در همه دنیا هم نویسندگان مورد حمایت واقع می‌شوند و اگر شما بخواهید کسانی را که از توان و قابلیت نویسندگی برخوردار هستند سرجمع کنید هزار نفر هم نمی‌شوند. مگر چقدر هزینه دارد رسیدگی به این هزار نفر در مقابل همین بودجه‌های کلانی که هدر می‌رود. اما کسی اهمیت نمی‌دهد چون بنا نیست که فرهنگ ارتقا پیدا کند. این بخش هم جزء مسئولیت‌هایی است که در وظایف حاکمیتی باید آن را در نظر بگیریم. یعنی شما در کشور‌های دیگر می‌بینید که یک نویسنده اثری را خلق می‌کند و آن اثر ارجمند است و تمام تجهیزات و تمهیدات برای نویسنده فراهم می‌شود تا به سمت خلق اثر دومش برود. بستر مهیا می‌‌شود برای اینکه بتواند اثر دوم را بهتر از اثر اول خلق کند. ولی در جایی که حق‌التالیف نویسنده کتابی که یک سال برایش زحمت کشیده، حتی به اندازه یک ماهش هم نیست، دیگر چه توقعی داریم. مشکل این است که من بخشی از آن وظیفه را که بر عهده نظام و سیاستگذاران فرهنگی است، به سهم خودم، پیش می‌برم ولی شما حساب کنید اگر این اتفاق در سطح کلان می‌افتاد چقدر اتفاقات خوبی رخ می‌داد. مثل یک ماکت کوچک داریم عمل می‌کنیم؛ به اندازه وسع خودمان که محدود است. ولی اگر این اتفاق در سطح مملکت به عنوان یک سیاستگذاری اصلی می‌افتاد، می‌دیدید که محصولش طی چند سال چه چیزی می‌شد. مخاطبان ما بیشتر جوانان و دانشجویان هستند،  دوست داریم سید‌مهدی شجاعی چند کتاب معرفی کند تا ما به مخاطبانمان معرفی کنیم؟ همین که روزنامه شما در دانشگاه‌های آزاد توزیع می‌شود موقعیت خوبی است. اما قبل از اینکه بخواهیم کتاب معرفی کنیم باید نیاز به مطالعه را در جوانان و دانشجویان تقویت کنیم‌. یعنی باید رویکرد به این سمت باشد که جوان از اینکه نمی‌تواند بخواند، احساس خلأ کند. این را باید درست کنیم. چون در کل نادانی راحت‌تر از دانایی، سراشیبی رفتن راحت‌تر از سربالایی رفتن است. چشم بستن راحت‌تر از چشم باز کردن است. یعنی میل بشر به سمت راحت‌طلبی می‌رود. فیلم نگاه کردن خیلی راحت‌تر از خواندن کتاب است.حرفم این است که باید نیاز به خواندن را در ابتدا برای مخاطب ایجاد کرد و بعد که این نیاز ایجاد شد می‌شود گفت این کتاب را بخوان. حتی می‌خواهم بگویم اگر این نیاز به خواندن با کتاب زرد ایجاد شود و طرف معتاد به خواندن شود و احساس بکند که وقت تلف‌شده‌اش را می‌تواند با خواندن چیزی برطرف کند، باز هم خوب است. اینکه ارزش دانایی و آگاهی چه چیزی است باید این را تبلیغ کرد، پیش از اینکه بخواهیم آن را ارجاع بدهیم به یک کتاب. وقتی جوان و مخاطب ما گرسنه نیست خوراکی را هم که به او می‌دهی نمی‌خورد. آن عطش و نیاز را باید در او ایجاد کرد. ]]> فرهنگ Tue, 22 May 2018 06:33:26 GMT http://deabel.org/vdcfc1dm.w6d0jagiiw.html در معرفی اهل‌بیت بیشتر دقت کنیم/ هر کسی نمی‌تواند مناجات سحر بخواند http://deabel.org/vdcf11dm.w6d0magiiw.html  سید علی صالحی/ دعبل: به مناسبن ماه رمضان به سراغ مناجات خوان ها و دعا خوان ها رفته ایم و با چند نفر از آنها گفت و گویی کرده ایم. محسن حسن زاده از جمله مناجات خوان هایی است که کمتر شناخته شده و بیشتر صدایش شنیده شده است. تغییرات و سرگذشت او خواندنی است؛ چطور حاج محسن حسن‌زاده وارد عالم مناجات‌خوانی به ویژه مناجات‌خوانی سحرهای ماه مبارک رمضان شد؟ از کودکی مداحی می‌کردم. شش ماهه بودم که مادرم مرا در آغوش می‌گیرد و مقابل مسجدی می‌ایستد که کودکان عزاداری می‌کردند. ایشان همان‌جا از امام حسین (ع) می‌خواهد تا پسرش بزرگ شده و برای اهل بیت (ع) بخواند؛ وقتی بزرگ‌تر شدم در مدرسه و دبیرستان می‌خواندم. در رژیم گذشته به دلیل جوانی، خامی، نداشتن دوستان خوب و به دلیل علاقه به هنر به سوی خوانندگی رفتم؛ حتی صفحه پر کردم؛ ولی با ورود به این وادی متوجه فساد آن شدم. آن زمان هیئتی و مؤذن و آبدارچی مسجد بودم و متوجه شدم جای من آنجا نیست. مادرم وقتی متوجه این قضیه شد از ناراحتی از حال رفت با خدا درد و دل می‌کرد و می‌گفت؛ خدایا از تو چه خواستم و چه اتفاقی افتاد. هفت الی هشت سال قبل از پیروزی انقلاب تصمیم گرفتم تا با شخصی طرح دوستی بریزم تا دوستان نابابم نزد من نیایند؛ بنابراین به مسجد امیرالمؤمنین (ع) شهر ری رفتم که حضرت آیت‌الله صالحی خوانساری آنجا منبر می‌رفت. ایشان روضة بسیار زیبایی خواندند و صحبت‌های خوبی کردند؛ وقتی از منبر پایین آمدند نزد ایشان رفتم و گفتم؛ می‌خواهم به منزل شما بیایم. این ماجرا متعلق به زمانی است که آیت‌الله سعیدی توسط ساواک دستگیر و مسئلة شهادتش مطرح بود؛ به همین دلیل حاج آقا صالحی خوانساری شک داشتند که نکند من مأمور ساواک باشم به همین دلیل اکراه داشتند؛ ولی من اصرار کردم و ایشان آدرس دادند و من فردای آن روز نزد ایشان رفتم. تعدادی عکس از خوانندگی‌ام در جیبم بود آنها را به ایشان نشان دادم و گفتم من این هستم و می‌خواهم دیگر این‌گونه نباشم شما من را در آغوش بگیرید. ایشان چنین کرد و من را در آغوش گرفت و شب و روز همراه ایشان بودم. من شرمندة خانوادة ایشان هستم مرتب به منزل ایشان می‌رفتم و رفاقت نزدیکی با برادران ایشان حاج شیخ احمد آقا، مرحوم اکبر آقا، مرحوم آقا مصطفی، حسین آقا و علی آقا داشتم به طوری که حاج آقا مرتضی صالحی خوانساری می‌فرمود که خدا برادر دیگری به من داده است. پس از پیروزی انقلاب نیز در خدمت ایشان بودم. پس از آشنایی با حاج آقا صالحی خوانساری در هیئت‌ها مداحی می‌کردم؛ البته قبل از آشنایی با ایشان نیز نوحه‌خوان هیئت‌ها بودم؛ ولی پس از آشنایی با ایشان اوج بیشتری گرفتم. هنگام پیروزی انقلاب کارمند مخابرات بودم و درگیری شدیدی با رئیس و رؤسای طاغوتی آن زمان داشتم. آنها من را که کارمند طرفدار امام (ره) بودم به جرم تشنج‌گر از مخابرات اخراج کردند. ماجرا از این قرار بود که امام (ره) به همة اداره‌ها ده روز فرصت دادند تا آثار طاغوتیان را از بین ببرند؛ بنابراین من هم سنگ بزرگی که در مخابرات شهر ری وجود داشت و روی آن نوشته شده بود؛ در زمان سلطنت پر افتخار اعلی حضرت همایون شاهنشاه آریامهر با چکش شکستم و پایین ریختم. رؤسا من را به جرم تشنج در اداره به مرکز بازار تبعید کردند؛ ولی من به آن مرکز مراجعه نکردم؛ از طرفی اوایل انقلاب مرجعی وجود نداشت تا به آن مراجعه کرده و گرة‌ کار را باز کنم. من به آن مرکز مراجعه نکردم و قانون مخابرات هم این بود که اگر 15 روز به کار وارد نشوید اخراج خواهید شد؛ بنابراین حکم اخراجم از یک وزیر انقلابی به نام شهید قندی صادر شد؛ البته ایشان از ماجرا آگاهی نداشت. بعد از اخراجم به ستاد مرکزی سپاه رفتم و پس از شش ماه که در سپاه بودم دوستان انجمن اسلامی مخابرات سراغم آمدند و مجدداً به مخابرات بازگشتم؛ اما پس از بازگشتم ماجرایی پیش آمد و آن اینکه یکی از وزرا که با معرفی  انجمن اسلامی مخابرات به وزارت رسیده بود به تعهداتش در مقابل این اداره عمل نکرد و ما با او درگیر شدیم؛ حتی معاونان او را از پشت میز اخراج کردیم. امروز وقتی به این موضوع فکر می‌کنم متوجه غیر قانونی بودن آن می‌شوم؛ ولی خوشبختانه آقای باریک‌بین امام جمعة قزوین با امام صحبت کرده و ایشان فرموده بودند که حق با ماست. من به آن وزیر نامه نوشتم و گفتم؛ تا شما وزیر مخابرات هستید من در مخابرات کار نمی‌کنم. بعد از آن ماجرا به سازمان تبلیغات اسلامی می‌رفتم و برنامه اجرا می‌کردم که مرحوم حاج آقا صبحدل، عضو دارالقرآن سازمان تبلیغات از من خواست تا به رادیو بروم و با ایشان همکاری کنم. به رادیو رفتم و مشغول کار شدم. تولید برنامه‌های معارف اسلامی را بر عهده داشتم و گاهی ناپرهیزی می‌کردم و می‌خواندم. کم‌کم برنامة مناجات فارسی، عربی، مرثیه و مولودی‌خوانی را در حد توان انجام می‌دادم. کم‌کم از حرم امام رضا (ع) خواستند تا برای مناجات‌خوانی و سرودهای‌شان با آنها همکاری کنم. همکاری‌ام را با حرم امام رضا (ع) پس از پیروزی انقلاب و پس از آنکه به رادیو آمدم در سال 60 آغاز کردم. اخیراً نیز 120 مناجات 18 الی 30 دقیقه‌ای برای آنها تولید کرده‌ام. پس از آن شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی هم خواستند و توفیق را پیدا کردیم که مناجات بخوانیم.   آیا مناجات‌خوان‌ها باید شرایط خاصی داشته باشند؟ مناجات‌خوانی دو شکل دارد؛ شکل اول آن به این صورت است که یکی از خواننده‌ها در یکی از دستگاه‌های آوازی با یکی از گوشه‌ها شروع به خواندن می‌کند؛ مثلاً در دستگاه شور یا دشتی یا دستگاه‌های دیگر، به تعبیر دیگر شغل او آوازخوانی است و مذهبی‌خوان نیست و در میان آوازخوانی خود گاهی مناجات هم می‌خواند این فرد با ذاکر اهل بیت (ع) که مداحی می‌کند، متفاوت است. گاهی به شوخی به دوستان می‌گویم صدای مناجات‌خوان باید خروسی باشد به ویژه چون در سحرگاه پخش می‌شود باید صدای صاف و کشیده داشته باشد و بتواند برای سحر پرده‌های بالا بخواند. صدا و توجهات قلبی مداحان، حال و هوا و روح دیگری دارد؛ اگر مناجات‌خوان با شعر مناجات ارتباط برقرار کند یقیناً برنامة چند دقیقه‌ای او بر شنونده یا بیننده اثر بسیاری خواهد گذاشت.   امروز بسیاری از مناجات‌خوانی‌ها به ویژه سحرهای ماه مبارک رمضان مبتنی بر شخصیت‌هاست و از منظر مردم این شخصیت‌ها هر سال در شبکه‌های مختلف تکرار می‌شوند. آیا در این سال‌ها تربیت مناجات‌خوان نداشته‌ایم یا مناجات‌خوانی کار هر کسی نیست؟ با یک دنیا عذرخواهی نمی‌توانم میان خوانندگان مذهبی و مناجات‌خوان‌ها تفکیک قائل شوم. خوانندگان مذهبی مناجات هم می‌خوانند. یک مداح، هم مولودی، هم مرثیه و هم مناجات می‌خواند و برای او تفاوتی ندارد. امروز اگر مناجات‌خوانی به شخصیت‌ها اختصاص یافته به دلیل جنس صدای آنهاست؛ چون هر مداحی نمی‌تواند مناجات سحر را با سبک خود بخواند. ما به مناجات‌های سحر با سبک آوازی و گوشه‌ها و دستگاه‌های ایرانی عادت کرده‌ایم؛ چون به ریشه‌های کار بازمی‌گردد و این گوشه‌ها و ردیف‌های آوازی ریشه در تعزیه‌خوانی‌ها دارد و مردم با تعزیه‌خوانی‌ها که به آن شبیه‌خوانی هم می‌گویند ارتباط خوبی برقرار کرده‌اند. مناجات‌خوانی کلاس مخصوصی ندارد؛ بلکه به جنس صدای مداح بازمی‌گردد. هر مداحی که مرثیه می‌خواند قادر است مناجات هم بخواند. مداحی که دعای کمیل، دعای ندبه و زیارت را می‌خواند؛ اگر صدای آوازی هم داشته باشد، می‌تواند مناجات هم بخواند به همین دلیل از این شخص استقبال می‌شود. سؤال کردید که چرا صدا و سیما از خواننده‌های تکراری استفاده می‌کند؟ من چهار سال در سحرگاه مناجات می‌خواندم و همیشه به تهیه‌کننده گلایه می‌کردم که چرا فقط ما باشیم؟ چرا دیگران نباشند؟ چرا صداها و تصویرها تکراری باشند؟ در کل کشور مناجات‌خوان‌های بسیاری هستند که می‌توان از آنها تست گرفت و از صدای آنها استفاده کرد؛ البته این مشکلات به تهیه‌کننده مربوط نمی‌شد او گرفتاری‌های بسیاری داشت؛ مقصر متولیان فرهنگی هستند که برنامه‌ریزی درستی ندارند. اوایل انقلاب به سازمان تبلیغات پیشنهاد دادم که برای مداحان فیلتری قرار دهند تا هر کسی نتواند در حسینیه‌ها، تکایا و ... میکروفن به دست بگیرد و مداحی کند؛ ولی کسی به پیشنهادم توجه نکرد و ما از این ناحیه ضربه خوردیم. امروز بسیاری از مداحان، قرآن، حدیث و روایات نمی‌دانند. از طرفی مدیون مداحان هستیم؛ ولی از بعضی از آنها در این زمینه ضربات جبران‌ناپذیر خورده‌ایم که حالا حالاها جبران نمی‌شود. در زمان صفویه شکل عزاداری‌ها تغییر کرد و طبل، دهل، سنج، کتل، علامت و ... وارد آنها شد پس از پیروزی انقلاب هم با تغییراتی در عزاداری مواجه شدیم. امام (ره) آقای کوثری را آوردند و سبک و سیاق مداحیِ اصیل را باب کردند؛ اگر زندگانی امام رضا (ع) را مطالعه کنید متوجه شکل عزاداری‌ها خواهید شد. شکل عزاداری‌ها در آن زمان به شکل امروزی نبود؛ ولی ما نمی‌توانیم نام کسی را بیان کنیم و دست ما کوتاه است. کار تبلیغی باید ریشه‌ای باشد. مداح برنامه‌‌اش را با صوت ارائه می‌کند؛ بنابراین اثر بهتری دارد؛ مثلاً خواننده‌ای که بدون ساز می‌خواند با خواننده‌ای که با ساز می‌خواند تفاوت بسیاری دارد و مسلماً خواننده‌ای که با ساز می‌خواند جاذبة بیشتری دارد. مداح، سخن و حرفش را با صوت بیان می‌کند؛ چون اثر بیشتری دارد؛ بنابراین اگر ریشه‌یابی و معایب را برطرف کنیم، مداحان بزرگ‌ترین خدمت را می‌توانند داشته باشند؛ بنابراین از بسیاری از آنها ممنون و سپاسگزاریم و برافراشته ماندن این پرچم را مدیون آنها هستیم؛ اما آنچه بسیار مهم است و من نه تنها گله دارم؛ بلکه دلم می‌سوزد؛ اینکه مداحان اهل بیت (ع) همه ساله در روز میلاد حضرت زهرا (س) خدمت رهبر انقلاب حاضر می‌شوند و ایشان رهنمودهایی می‌کنند که اگر آن رهنمودها پیاده می‌شدند تغییرات اساسی و کلی صورت می‌گرفت و کار تبلیغی در حد اعلا انجام می‌شد؛ بنابراین مناجات کلاس مخصوص ندارد.   یعنی هنوز کاری برای کشف استعدادها در نوجوانان و جوانان نسبت به مناجات‌خوانی انجام نشده است؟ بله. من در مصاحبه‌هایم پیشنهاد دادم که از متولیان بخواهیم به دبیرستان‌ها بروند و جوانان و نوجوانان علاقه‌مند و خوش‌صدا را انتخاب و هر ماه کلاسی برگزار کنند. به نظرم ماهی یک ساعت کلاس برگزار و به علاقه‌مندان قرآن، حدیث، شعرشناسی و ادبیات آموزش داده شود تا مداحان باسواد در چارچوب درست داشته باشیم به این صورت که در ابتدا به یک مسئلة شرعی کوتاه اشاره کنند و یک شعر اخلاقی و تربیتی بخوانند؛ سپس وارد موضوع شهادت یا میلاد شوند و در انتها برنامه‌شان را پایان دهند در واقع چاووشی کنند. یکی از وظایف مهم مداحان این است که مردم را جمع کنند تا روحانی بالای منبر برود و به آنها آموزش دین دهد؛ اما امروز به محض اینکه مداح، مداحی‌اش را تمام کرد و روحانی بالای منبر رفت همه بلند می‌شوند و می‌روند. این مداحان تربیت نشده‌اند. معتقدم باید دانشکدة قرآن و عترت داشته باشیم و پیشنهاد دیگری که دادم این بود که در کنار دانشگاه «حدیثِ» شهر ری دانشکده‌ای دیگر با آزمایش‌ها و امتحانات لازم دانشجو بپذیرد. از طرفی استاد این دانشکده هم مداحان نباشند؛ بلکه اساتید حوزوی باشند. در ابتدا باید بدانیم که اصلاً مداحی چیست؟ و چرا آن را ارزشمند می‌دانند؟ معتقدم هر کاری در مسیر درست قرار نگیرد انحراف ایجاد می‌کند. منِ مداح می‌خواهم از اهل بیت (ع) دفاع کنم و اگر بد عمل کنم به ضرر اهل بیت (ع) کار کرده‌ام. مگر نمی‌گویند؛ اگر می‌خواهید کسی را ضایع کنید از او بد دفاع کنید. منِ مداح از اهل بیت (ع) بد دفاع می‌کنم ضمن اینکه وظیفة‌ یک مداح این است که اول خود را بسازد. اگر این دانشکده ایجاد و برنامه‌ریزی شود و فیلترِ مشخص، آزمایش، امتحان و کنترلی وجود داشته باشد خوب خواهد بود؛ از طرفی هیئت‌مدیرة بسیاری از حسینیه‌ها و مساجد سواد ندارند و اگر یک مداح اشتباه هم بخواند اینها متوجه نمی‌شوند؛ در حالی که اینها باید به همة اوضاع واقف باشند و هر کسی را دعوت نکنند و اجاره ندهند که میکروفن مسجد در اختیار هر خوانندة مذهبی قرار گیرد. اینها باید چارچوب مشخص کنند و پیشنهاد دهند که برای هیئت‌مدیره‌تان ماهانه کلاس برگزار کنید.   مخاطب مناجات‌خوانی‌ها در طول سال مداوم و مستمر نیستند؛ بلکه فصلی هستند آیا با این نظر موافق هستید؟ به نظرم اشتباه کار همین‌جاست که فقط، ماه رمضان مناجات‌خوانی وجود داشته باشد. به نظرم ماه رمضان کلاس درسی در همة زمینه‌ها برای یازده ماه دیگر است. فقط ماه رمضان نیست که باید عبادت کنیم. ماه رمضان می‌تواند درسی باشد برای اینکه همة سال عبادت کنیم. مناجات هم این‌گونه است. به نظرم باید قبل از قرآن سه الی چهار دقیقه مناجات پخش شود و در اذهان جا بیفتد. پیشنهادم این است که وقتی زائران در حرم امام رضا (ع) حضور دارند مداحی بیاید و روضه و دعا و مدح و منقبت امام رضا (ع) را بخواند؛ توقع نداریم که زائران گریه کنند؛ بلکه قصد داریم شخصیت امام رضا (ع) و ائمه (ع) بیان شود. به نکته‌ای اشاره کنم و آن اینکه اگر بیگانه‌ای به مجالس مذهبی ما بیاید تصور می‌کند دشمنان چهارده معصوم (ع) قهرمانان زبردستی بودند که آنها را زدند و کشتند و اسیر کردند و از ما خواهند پرسید که از چه کسانی می‌خوانید؟ ما می‌گوییم؛ از رهبران دینی‌مان. می‌گویند؛ چقدر رهبران دینی شما ناتوان بودند. مداحان از قهرمانی اهل بیت (ع) نمی‌گویند و امام حسین (ع) را مردی ضعیف و ناتوان که به قتل رسید و خانواده‌اش اسیر شد معرفی می‌کنند. عده‌ای روی اقیانوس عاشورا شنا می‌کنند که البته خوب است؛ اما عدة قلیلی هم به عمق اقیانوس می‌روند و دُر و گوهرهایی از اقیانوس عاشورا بیرون می‌آورند و آنها را زینت جان و جهان‌شان معرفی و سراسر سال زندگی می‌کنند. اینها کسانی هستند که خطاب به اطرافیان خود شخصیت واقعی اهل بیت (ع) را معرفی می‌کنند. اهل بیت (ع) در زیارت‌نامه‌ها معدن علم خدا معرفی شده‌اند. امیرالمؤمنین (ع) در نهج‌البلاغه می‌فرماید که اهل بیت (ع) جایگاه اسرار خداوند هستند. حال برخی مداحان جایگاه اسرار خداوند و معدن علم خداوند و ستون‌های استوار یقین را برای اشک‌ریزی تعدادی بیان می‌کنند و واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرند و فقط به ذکر مصیبت می‌پردازند؛ وقتی می‌گویند اینها ستون‌های استوار یقین یا حامل کتاب‌های آسمانی هستند یعنی چه؟ مداحان باید شخصیت اهل بیت (ع) را معرفی کنند؛ وقتی شخصیت آنها بیان شود مخاطبان گریه خواهند کرد؛ ولی دیگر برای سر بریدة امام حسین (ع) گریه نمی‌کنند؛ بلکه با خود می‌گویند؛ چرا حسین (ع) را کشتند و سر از بدنش جدا کردند و نگذاشتند سکان هدایت بشریت را در دست بگیرد همان‌طور که امیرالمؤمنین (ع) را در غدیر رها کردند و سفارش پیامبر (ص) را نپذیرفتند. شهادت اهل بیت (ع) ادامة غدیر است. مداحی، مناجات‌خوانی و مراسم مذهبی بارِ سنگینی است. منِ مداح می‌خواهم از کسی سخن بگویم که جایگاه اسرار پروردگار است یا از کسی بگویم که معدن علم پروردگار است؛ بنابراین باید آگاهی داشته باشم؛ سپس در مورد آنها سخن بگویم. لااقل کتابی بخوانم و یادداشتی بنویسم و از روی آن بخوانم. تکلیف من این است که به مستمع اطلاعات بدهم تا وقتی از مجلس بیرون می‌رود دست پر باشد. ]]> فرهنگ Mon, 21 May 2018 08:06:07 GMT http://deabel.org/vdcf11dm.w6d0magiiw.html شاهان شاعر و شاعران شاه http://deabel.org/vdcewo8z.jh8x7i9bbj.html گروه ادبیات: فتحعلی‌شاه قاجارخاندان قاجار به حساب سال‌های قمری ۱۳۳ سال و ۱۰ ماه و چند روز در حساس‌ترین لحظات تاریخ به بدترین وضع ممکن حکومت ایران را هدایت کردند و موجب ضعف حکومت مرکزی و از دست رفتن استقلال و بر باد دادن سرزمین‌های حاصلخیز و اعمال نفوذ بیگانگان و سرآغاز همه‌گونه بدبختی و سد رشد اجتماعی و گرفتاری‌های شوم استعمار شدند. پس از قتل آقامحمدخان (اولین شاه قاجار) برادرزاده‌اش باباخان به نام فتحعلی‌شاه بر تخت سلطنت نشست. وی چون هم نام جدش فتحعلی‌خان قاجار بود در دوران ولیعهدی به او باباخان می‌گفتند. او از اوایل شوال سال ۱۲۱۲ قمری تا روز پنجشنبه نوزدهم جمادی‌الآخر سال ۱۲۵۰ قمری یعنی مدت ۳۷ سال و هشت ماه و ۱۸ روز در موقعیتی بسیار حساس و با سیاستی بسیار ضعیف در کشور ایران سلطنت کرد و چون تاریخ تولدش را سال ۱۱۸۵ قمری نوشته‌اند هنگام جلوس ۲۷ سال و موقع مرگ ۶۴ سال و هشت ماه سن داشته است. یکی از علل پیشرفت و ترقی زبان و ادبیات فارسی در دوره قاجاریه علاقه و تمایلی بود که سلاطین قاجار نسبت به شعر و ادب ابراز می‌داشتند و از میان حکمرانان قاجاریه، فتحعلی‌شاه دومین فرد این سلسله، خود شاعری بزرگ بوده و به شعر و شاعر توجه خاصی داشته است. دوره سلطنت او مقارن با شکوفایی و پیشرفت و تحول بزرگ در زبان و ادبیات فارسی، بعد از دوره رکود و فترت است. در این دوره فضلا و ادبای بسیاری ظهور کردند، کتب تاریخی و علمی زیادی تألیف شد و آثار بزرگی مانند تکمله روضـه‌الصفا و ناسخ‌التواریخ و نامه دانشوران و قصص‌العلما و مجمع‌الفصحا و امثال آنها به وجود آمد. علما و حکما و حتی مجتهدان بزرگ هم در این دوره به شعر و شاعری روی آوردند چنان که کتاب «جامع‌الشتات» میرزا ابوالقاسم قمی (وفات ۱۲۳۱) مجتهد بزرگ عهد فتحعلی‌شاه حاکی از تبحر وی در شعر و ادب است؛ همچنین ملااحمد نراقی (وفات ۱۲۴۴) مجتهد نامی عصر فتحعلی‌شاه با تخلص «صفایی» شعر می‌سرود و دیوان غزل و به ویژه مثنوی «طاقدیس» او از قدرت قریحه شاعری وی حکایت می‌کند. بعضی از شاهان و شاهزادگان قاجار خود نیز شاعر و مؤلف بوده‌اند. در زمان فتحعلی‌شاه «انجمن خاقان» تأسیس شد که فتحعلی‌خان صبا، معتمدالدوله نشاط و مجمر اصفهانی از بزرگ‌ترین سرایندگان دوره قاجار و از سردمداران این انجمن بودند. فتحعلی‌شاه مردی بسیار ترسو و خرافی بود، وی به اوراد و سعد و نحس ستارگان و توسل به دعانویسی و طلسم و جادو و امثال این خرافات بسیار پای‌بند بود و به همین علت در مراحل دشوار زمامداری دارای قوه ابتکار و تصمیم‌گیری نبود و به هیچ‌وجه نمی‌توانست شداید و گرفتاری‌ها را تحمل کرده یا چاره‌اندیشی کند. یکی دیگر از معایب عمده فتحعلی‌شاه زنبارگی و عیاشی بیش از حد او بود. «ادوارد براون» وی را به عنوان «فتحعلی‌شاه زنباره و اولادپرست» توصیف می‌کند و به طوری که در کتب «ناسخ‌التواریخ و تاریخ عضدی» ذکر شده او بیش از یک هزار زن داشته است که اسامی ۱۵۸ تن از آنها در ناسخ‌التواریخ آمده است وی از این زنان ۲۶۲ فرزند داشت که ۱۵۹ تن از آنها در طول زندگی او مرده و ۱۰۳ تن از آنها پس از مرگ وی زنده بودند ۵۷ تن آنها پسر و ۴۶ تن دختر بودند. تعداد بچه‌ها و نوه‌های وی در زمان فوتش در حدود ۲۰۰۰ تن بودند که ۲۱ سال بعد تعداد آنها به ده هزار تن رسید. فتحعلی‌شاه در ایران به سه چیز معروف بود: ریش دراز و استثنایی، کمر باریک زنبورگونه و تعداد اولادش. چون اعقاب ذکور شاه لقب شاهزاده داشتند در دوره قاجاریه ضرب‌المثلی بر سر زبان‌ها افتاده بود که «شتر، شپش و شاهزاده در همه جا پیدا می‌شوند.» و این نشانه کثرت تعداد شاهزادگان قاجار و به ویژه اعقاب فتحعلی‌شاه بود. آنچه بیش از همه در دوران حکومت طولانی فتحعلی‌شاه مهم است تشدید هر چه بیشتر رقابت‌های استعماری قدرت‌های بزرگ اروپایی و موقعیت بسیار حساس ایران و توجه هم‌زمان آنها به دربار ایران است این مسئله منشأ یک سلسله مصیبت‌های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و سرآغاز همه‌گونه عقب‌افتادگی ایران است. در زمان این سلطان بی‌لیاقت که حتی از نظر نظامی فاقد تهور و تدبیر کافی بود، نه تنها سرزمین‌های زیادی از کشور ما جدا شد بلکه ایران به چنگال شوم استعمار گرفتار شد. فتحعلی‌شاه قاجار برخلاف بی‌کفایتی در اداره مملکت و عدم درک و بینش سیاسی به شعر و شاعری علاقه فراوانی داشت، خود نیز شعر می‌سرود و تخلص «خاقان» داشت. او به ترویج و تکمیل جنبش «بازگشت ادبی» که پیش از وی آغاز شده بود همت گماشت و دربار خود را همچون دربار سلطان محمود غزنوی مرکز ترویج شعر و ادب قرار داد. او برخلاف خست در امور مملکت نسبت به شعرا و گویندگان دربار خود التفات بسیاری داشت و در مقابل اشعار و مدایح آنان، صله و انعام مناسبی عطا می‌کرد به طوری که اغلب آنها در دربار دارای شغلی مناسب بودند؛ مثلاً هنگامی که فتحعلی‌خان صبا ملک‌الشعرای دربار کتابی بر وزن شاهنامه فردوسی به نام «شهنشاه‌نامه» به نظم درآورد فتحعلی‌شاه او را مورد تحسین و تمجید قرار داد و به وی ۴۰ هزار مثقال طلا (برای هر بیت یک مثقال طلا) صله داد و گفت: «سلطان محمود غزنوی به فردوسی وعده‌ای داد که عمل نکرد و ما بدون آنکه وعده داده باشیم، وعده سلطان محمود را درباره تو عمل می‌کنیم.» همچنین ماجرای نواخت‌ها و نوازش‌های او درباره نشاط اصفهانی که دیباچه‌ای هم بر دیوان فتحعلی‌شاه نوشته است معروف و قابل ذکر است. دیوان اشعار او شامل: قصاید، غزلیات، رباعیات، مثنوی، ترکیب‌بند، قطعات، مفردات، اشعار و مراثی مذهبی است. اشعار او از سطح بالایی برخوردار نیست و از نظر عروض و صنایع شعری خالی از اشکال نیست و به احتمال قوی اشعار او را سرایندگان استادی همچون فتحعلی‌خان صبا و نشاط اصفهانی که در دربار به سر می‌بردند تکمیل و تصحیح می‌کردند. او اشعار خود را برای فتحعلی‌خان صبا، ملک‌الشعرای دربار می‌خوانده و از وی تصدیق می‌خواسته است. مهدی قلی‌خان هدایت مخبرالسلطنه در کتاب خاطرات و خطرات در این‌باره می‌نویسد: «معروف است فتحعلی‌شاه هم گاهی شعری سر هم می‌کرده است و از ملک‌الشعرای صبا تصدیق می‌خواسته، اگر تصدیق مطبوع نمی‌افتاده است، ملک‌الشعرا محکوم می‌شده است به اینکه به آخورش ببرند. روزی شاه شعری می‌خواند و از ملک‌الشعرا تصدیق می‌خواهد. او تعظیم می‌کند و به راه می‌افتد. شاه می‌فرمایند: کجا؟ ملک‌الشعرا عرض می‌کند: دم آخور.»سرانجام فتحعلی‌شاه که به علت مرگ جانگداز ولیعهد و جانشین خود عباس میرزا نایب‌السلطنه بسیار شکسته و کوفته شده بود پس از یک سال و اندی از این واقعه هنگامی که رهسپار مسافرت جنوب بود در روز پنجشنبه نوزدهم جمادی‌الآخر ۱۲۵۰ در اصفهان درگذشت او در هنگام فوت ۶۴ سال داشت و چون در شب پنجشنبه ۱۸ شوال ۱۱۸۵ ولادت یافته ۳۷ سال و هشت ماه پادشاهی کرده است. چون یک سال پیش از مرگش دستور داده بود قبری در صحن کهنه قم برایش بسازند پیکر او را پس از ۱۴ روز در سوم رجب ۱۲۵۰ از اصفهان به قم بردند و در همان بنایی که ساخته بود به خاک سپردند. بر سنگ مزارش غیر از اشعاری که درباره او نوشته شده است این دو رباعی نیز که از سروده‌های خود اوست کنده شده است: خاقانم و یک جهان گناه آوردمدر حضرت معصومه پناه آوردممهر علی و دخت نبی را یارببر در‌گه کبریا گواه آوردمخاقانم و وامانده ز دیهیم و کلاهز اورنگ خلافت شده دستم کوتاهاندر حرمت به مسکنت جسته پناهیا فاطمه اشفعی لنا عندالله فرزندان و نوادگان فتحعلی‌شاه که اهل علم و ادب بوده و خود شعر می‌سروده‌اند هر یک به فراخور ذوق و علاقه شخصی اشعار او را جمع‌آوری کرده‌اند و نسخه‌های دست‌نویس متعدد با خط‌هایی بسیار زیبا ترتیب داده‌اند که در کتابخانه‌های قدیمی و معتبر مانند: کتابخانه ملی، کتابخانه ملک و کتابخانه مجلس موجود است. حداقل دو بار دیوان خاقان (فتحعلی‌شاه قاجار) به طبع سنگی رسیده است: ابتدا در سال ۱۲۷۵ قمری بیست و پنج سال پس از مرگ او در دوره ناصرالدین‌شاه و سپس در سال ۱۳۰۴ قمری در بمبئی.( مقدمه دیوان خاقان، ص ۲۵-۱۱۸)در دیوان کامل فتحعلی‌شاه قاجار «خاقان» که به تحقیق و اهتمام حسن گل‌محمدی «فریاد» چاپ شده است اشعار گوناگونی از وی در موضوعات مختلف وجود دارد در اینجا از میان اشعار مذهبی و مراثی او که به تقلید از محتشم کاشانی در بیان مصیبت عاشورای حسینی سروده است سه بند زیر را برای نمونه ذکر می‌کنیم:محرم آمد و آغاز ماه ماتم شدمهی که بارور از وی نهال هر غم شدمگر به چشم من از خون رسد دگر مددیز بس که دیده من اشک ریخت بی‌نم شدکجاست حضرت آدم که بیند از نسلش چه جور و ظلم که بر بهترین عالم شد چرا که خم نشود قامتم ز غم کامروز ز بار محنت و غم قد آسمان خم شدبه خالق دو جهان بنده‌ای چنین زیبد که خواجگی دو عالم باو مسلم شدبرای ماتم آن شاه کربلا «خاقان»سرشک دیده‌ام از خون دل دمادم شددر حیرتم که چرخ چرا غرق خون نشددر ماتم حسین زمین واژگون نشدچون آفتاب یثرب و بطحا غروب کرد رخسار آفتاب چرا قیرگون نشدچون فخر کاینات نگون شد ز پشت زینبنیاد کاینات چرا سرنگون نشدجان جهان ز جسم جهان رفت و وین عجباین جان سخت از تن یاران برون نشدافتاد آسمان امامت چو بر زمین ساکن چرا سپهر و زمین بی‌سکون نشدآن تیره‌شب دریغ که در دشت کربلابر رهنمای خلق کسی رهنمون نشد«خاقان» به ماتم شه دین گفت با فغان معدوم از برای چه این چرخ دون نشددردا که زندگی به دو عالم حرام شدکین چرخ سفله دشمن دین را به کام شدگردون بسوخت ز آتش غم، جان فاطمهشرمی نکرد از دل سوزان فاطمهاز تندباد کینه مروانیان دریغپژمرده گشت نوگل بستان فاطمهغلطان به خاک معرکه چون صید بسمل استآن گوهری که بود به دامان فاطمهاز تیرهای کاری شست مخالفانشد چاک‌چاک پیکر سلطان فاطمهدیدی که عاقبت چه رسید از سپهر دوناز شست اهرمن به سلیمان فاطمهاز عرش رستخیز دگر گردد آشکاردر روز رستخیز ز افغان فاطمه«خاقان» به پای عرش برین گفت جبرئیلواحسرتا ز دیده گریان فاطمهاز تند باد حادثه چون نخل دین شکستاز آن شکست پشت رسول امین شکست (دیوان خاقان، ص۳۹۳-۳۹۵)لازم به یادآوری است که در دیوان خاقان (فتحعلی‌شاه قاجار) اشعاری در مدح و منقبت مولای متقیان علیaو همچنین اشعار آیینی و عاشورایی دیگری نیز وجود دارد که علاقه‌مندان می‌توانند به بخش دوم دیوان کامل اشعار او مراجعه کنند. منابع:۱. دیوان کامل فتحعلی‌شاه قاجار (خاقان)، به تحقیق و اهتمام حسن گل‌محمدی، چاپ اول، انتشارات اطلس، تهران، ۱۳۷۰.۲. تاریخ تمدن و فرهنگ ایران دوره قاجاریه، دکتر احمد تاجبخش، چاپ اول، انتشارات نوید، شیراز، ۱۳۸۲.۳. ایران در دوره سلطنت قاجار، علی‌اصغر شمیم، چاپ پنجم، نشر افکار، تهران، ۱۳۷۴.۴. لغت‌نامه دهخدا، علی‌اکبر دهخدا، جلد ۳۶، ص ۵۲، دانشگاه تهران، ۱۳۴۱.۵. فرهنگ فارسی معین، دکتر محمّد معین، چاپ هشتم، جلد ششم (اعلام)، ص ۱۳۰۴، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۱. ]]> فرهنگ Mon, 21 Jun 2010 20:00:00 GMT http://deabel.org/vdcewo8z.jh8x7i9bbj.html 9 جلد دیگر از دانشنامه تمدن کربلا منتشر شد http://deabel.org/vdccpoq1.2bqi08laa2.html به تازگی از سوی مرکز تحقیقات و پژوهش‌های کربلا وابسته به آستان مقدس حسینی ۹ جلد از مجموعه دانشنامه تمدن کربلا چاپ و منتشر شد. این اثر شامل اسناد عثمانی مربوط به تمدن کربلا است. عبدالامیر قریشی مدیر مرکز پژوهش‌های کربلا درباره این اثر گفت: مرکز کربلا تا کنون توانسته ۱۸ جلد از مجموع دانشنامه بزرگ کربلا را منتشر کند. این اثر در مجموع ۱۲۰ جلد است که ۵۰ جلد آن آماده چاپ شده است. وی افزود: اکنون شاهد چاپ و انتشار دومین سری از مجلدات این مجموعه ۵۰ جلدی هستیم که این مجلدات تازه چاپ شده شامل مطالب مربوط به شهر کربلا در اسناد عثمانی است که این اسناد درباره جوانب مدیریتی، دینی، صنعتی، آموزش و پرورش و نظامی این شهر مقدس است. قریشی ادامه داد: این دانشنامه به گنجینه‌های دو آستان مقدس حسینی و عباسی پرداخته و فتواهای تکفیری و جهادی صادر شده از سوی علمای دوره‌های مختلف را بیان می‌کند. لازم به ذکر است مجموعه مجلدات نهایی دانشنامه کربلا به ۱۲۰ جلد خواهد رسید که گروهی از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه نگارش آن را بر عهده دارند. ]]> فرهنگ Mon, 21 May 2018 06:47:05 GMT http://deabel.org/vdccpoq1.2bqi08laa2.html بايد بين قيام اباعبدالله(ع) و حماسه عاشورا تفاوت قائل شويم http://deabel.org/vgljx8ev.uqexyubffvszu.w.html فرهنگ - جلال بیطرفان: حجت‌‌الاسلام والمسلمين عليرضا پناهيان در نشست «حقیقت عاشورا» که به همت مرکز مطالعات راهبردی خیمه در ساختمان انجمن‌های علمی حوزه برگزار شد در سخنانی اظهار داشت: «بی‌شك معارفی كه در زندگی ائمه جاری است يكی از دو ثقلی است كه خداوند متعال توسط پيامبر اسلام(ص) در بين ما به وديعه نهاده است.» وی تصریح كرد: «عترت فقط كلمات ائمه معصومين(ع) نيست بلكه رفتار، منش و سيره امامان بزرگوار نيز برای ما درس آموز است؛ عترتی كه مسير حركت تاريخ را تغيير داده است.»اين استاد حوزه و دانشگاه با بيان اينكه بايد كلمات ائمه را بفهميم و اجرا كنيم، افزود: «تا اين كار را نكنيم فايده‌ای از كلمات ائمه در زندگی ما مترتب نمی‌شود ولی آنجا كه ائمه عملی انجام دادند با عمل خود عملا مسير حركت تاريخ را تغيير دادند.»وی گفت: «كلمات ائمه تفسير رفتارشان و رفتارشان تفسير گفتارشان است و اين منبع و ذخيره بسيار غنی برای معرفت و كمال است که در اختيار ما قرار دارد.»پناهيان با بيان اينكه ‌در بين اعمال ائمه بی‌ترديد مهم‌ترين عملی كه از زندگی چهارده معصوم شاهد بوديم قيام اباعبدالله(ع) است، تصريح كرد: «اين قيام را از چند جهت می‌توان مهم‌ترين عمل تلقی كرد؛ يكی به اين دليل كه اساسا شهادت مهم‌ترين عمل است و عالی‌ترين نوع، شهادت اباعبدالله(ع) است كه به اذن خدا صورت گرفت.»وی با اشاره به اينكه تمام اسلام وابسته به شهادت امام حسين(ع) است و با اين شهادت اسلام بيمه شد، افزود: «پس از شهادت امام حسين(ع)، تا ظهور و پس از آن نياز به بيمه ساختن اسلام نبوده است و هر اقدامی كه پس از آن شده تنها در جهت تقويت و تكامل بوده است.»اين استاد حوزه و دانشگاه همچنين با بيان اينكه نحوه شهادت اباعبدالله(ع) نشان می‌دهد كه آن حضرت اذن ويژه‌ای از پروردگار دريافت كردند، ‌ابراز داشت: «اباعبدلله(ع) حقيقت محبت اهل بيت(ع) عصمت و طهارت به معرض نمايش گذاشت.»وی در ادامه تاكيد كرد: «طبيعتا اين چنين ذخيره بسيار غنی‌ به اين سادگی قابل استحصال و درك نيست و هر چه قدر پژوهش و تحقيق در مورد آن انجام شود باز هم جای كار بيشتر وجود دارد.»پناهيان با بيان اينكه همين امروز قيام امام حسين(ع) می‌تواند برای جامعه ما درس آموز باشد، بيان داشت: در همين مقاطع گذشته انقلاب هر روز يك گونه از حماسه حسينی درس گرفتيم و از پيام‌های آن حضرت استفاده كرديم و گره‌هايمان را گشوده‌ايم و به اين كمال كنوني رسيديم.وی با اشاره اينكه شهيد مطهری نخستین بار حماسه اباعبدالله(ع) را به صورت عنصر امر به معروف و نهی ‌از منكر در جامعه ما مطرح كرد، اظهار داشت: «زمانی كه بعضی‌ها می‌خواستند عاشورا را در حد يك رابطه عاطفی با اباعبدالله(ع) نزول دهند و آن را غير انقلابی كنند شهيد مطهری با بيان عنصر امر به معروف و نهی از منكر عاشورای انقلابی را به ما هديه داد.» اين استاد حوزه و دانشگاه امر به معروف و نهی از منكر را به عنوان يكی از عناصر كليدی قيام اباعبدالله(ع) ذكر كرد و گفت: «شايد اگر بخواهيم حقيقت قيام اباعبدالله(ع) را با يك تعبيير نام‌گذاری كنيم همانا امر به معروف و نهی از منكر است.»وی با بيان اينكه بايد بين قيام اباعبدالله(ع) و حماسه عاشورا تفاوت قائل شويم، افزود: «قيام اباعبدالله(ع) و حماسه عاشورا دو مرحله به هم پيوسته است كه مجموع آنرا می‌توان قيام اباعبدالله يا حماسه اباعبدالله(ع) ناميد.» پناهيان با تاكيد بر اينكه بايد از قيام تا حماسه محلی كه از يك مرحله به مرحله ديگر انتقال صورت می‌گيرد دقت كنيم،‌ تصريح كرد: «در مرحله اول امام عليه يزيد قيام كرد و ياران نيز همراه آن حضرت شدند، اتمام حجت صورت گرفت و قيام امر به معروف و نهی از منكری عليه يزيد آغاز شد.»وی با بيان اينكه امام حسين(ع) شب عاشورا به نوعی پايان بخش اول قيام را اعلام كردند، افزود: «اباعبدالله(ع) شب عاشورا سخنان تاريخی عجيبی بيان كردند و خطاب به يارانشان فرمودند که من بيعت را از شما برداشتم و از شما راضی هستم كار شما اينجا به پايان رسيده است، من را می‌كشند شما برويد.»اين استاد حوزه و دانشگاه در ادامه شعار اصلی عاشورا را «هيهات من الذله» دانست و گفت: «مرحله دوم قيام درگيری برای سرنگونی يزيد و نجات امت اسلام نيست بلكه اين مرحله دفاع جانانه، عزت‌مندانه، سلحشورانه و پرحماسه برای حفظ عزت است.»وی با تشریح اينكه حفظ عزت توسط امام حسين(ع) به قيمت شهادت خود و فرزندان و يارانش و اسيرشدن اهل بيتش انجاميد، درباره اهميت حفظ عزت امام گفت: «حفظ عزت يك امام در موقعيت خطير مساوی با حفظ اصل اسلام است.»پناهيان تاكيد كرد: «شهدا شب عاشورا تمنا كردند پای ركاب اباعبدالله(ع) به شهادت برسند فقط برای اينكه شهادت امام حسين(ع) را چند لحظه به تعويق بيندازند زيرا نمی‌توانستند تحمل كنند كه آنها بمانند و ولی خدا به شهادت برسد.»اين استاد حوزه و دانشگاه يادآور شد: «شهدای كربلا ديگر شهدای راه ظلم ستيزی نبودند زيرا مبارزه با ظلم يزيد به پايان رسيده بود بلكه شهدای راه عزت بودند زيرا آنها برای حفظ عزت ولی خدا جنگيدند و  بی‌شك حماسه عاشورا بدون ياران اباعبدالله الحسين(ع) شكل كامل خودش را پيدا نمی‌كرد.»پناهيان گفت: «حتی در رجزهای شهدای كربلا، حمايت از حسين(ع) به عنوان حمايت از دين مطرح می‌شود.»وی با بيان اينكه هر چند اباعبدالله(ع) از شهدای كربلا امر را برداشتند اما آنها ماندند، تصريح كرد: «حقيقت عاشورا اوج ولايتمداري است كه در اين باره سند‌هاي و بيان‌هاي متفاوتي وجود دارد.»پناهيان در پايان با اشاره به اينكه ياران امام زمان ۳۱۳ نفر هستند، گفت: «امام زمان ۳۱۳ نفر عاشورايی می‌خواهد و عاشورايی يعنی كسی كه در ولی خدا ذوب شده است.»در پایان این نشست حجت الاسلام مرتضی وافی، مدیر مركز مطالعات راهبردی خیمه و دبیر شورای عالی فرهنگی مسجد مقدس جمکران با اهدا لوح سپاسی از خدمات حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان، خطیب برجسته و استاد حوزه و داشگاه تقدیر کرد.این نشست‌ها در قم، بلوار جمهوری، كوچه شماره ۲، اولین فرعی سمت چپ، ساختمان انجمن‌های علمی حوزه برگزار می‌شود.همچنین، كلیه علاقه‌مندان به مباحث عاشوراپژوهی می‌توانند در این نشست‌ها شركت كنند و برای كسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۷۷۵۱۴۲۳-۰۲۵۱ تماس بگیرند. ]]> فرهنگ Sat, 04 Sep 2010 06:24:48 GMT http://deabel.org/vgljx8ev.uqexyubffvszu.w.html با عاشورا می‌توانيم شكاف‌های اجتماعی را كم كنيم http://deabel.org/vgldo50f.yt0onyl22fa6y.h.html فرهنگ: بيست و هفتمين نشست از دوره دوم نشست‌های عاشوراپژوهی چهل منزل تا اربعين با عنوان «عاشورا در گفتگوی بين اديان» با سخنراني حجت‌الاسلام و المسلمين حبيب‌الله بابايی، پژوهشگر و استاد حوزه در قم برگزار شد.حجت‌الاسلام و المسلمين بابايی در اين نشست كه در مركز انجمن‌های علمی حوزه به همت مرکز مطالعات راهبردی خیمه برگزار شد، گفت: عاشورا تا به حال در چارچوب گفتمان و تفكر شيعی بوده و ما حتی نتوانستيم به عنوان پل بين مذهبی از اين جريان عظيم استفاده كنيم و عوامل وحدت شيعه و سنی را با توجه به عاشورا تامين كنيم.وی تصریح كرد: آنچه در بحث عاشورا قابل تامل است اين است كه ما می‌توانيم در مورد عاشورا گفتگوهای مختلفی را در تطبيق بين الاديانی مطرح و نقطه تحدی را به معنای قرآنی آن از عاشورا شروع كنيم.این محقق و پژوهشگر افزود: اگر ما بخواهيم در مورد عرفان و مسائل مربوط به معنويت، با دين و قوم ديگری تحدی و بحث كنيم مسلما عاشورا قابليت‌های عرفان ويژه‌ای در خود دارد كه ما می‌توانيم اين را در تطبيق بين الاديان فعال كنيم.بابایی افزود: همين طور در مورد اخلاقياتی كه در صحنه عاشورا مجسم شده و تبلور پيدا كرده است می‌توان اين اخلاقيات را با مكاتب مختلف اخلاقی به بحث و گفتگو گذاشت.وی بيان کرد: حتی شعارهايی كه در عاشورا به عنوان يك انقلاب خود را نشان می‌دهد با شعارهايي كه در انقلاب‌های ديگر مثل انقلاب فرانسه، آمريكا و... رخ داده، قابل تطبيق و مقايسه است تا ببينيم كه كداميك از اين شعار‌ها ظرفيت‌های انسانی، اخلاقی، تمدنی، اخلاقی و فرهنگی بيشتری را در خود دارد.این محقق و پژوهشگر در ادامه بحث، توجه در اين نشست را تمركز بر روی مصيبت،‌ آلام و رنج‌هايی عنوان كرد كه در عاشورا اتفاق می‌افتد و ادامه داد: به نظر می‌آيد ما می‌توانيم مسئله مصائب روز عاشورا را به عنوان موضوع محوری خودمان با اديان ديگری كه آنها هم در تاريخ دينی خودشان به گونه هايی از مصيبت را داشتند مورد تطبيق و مطالعه قرار دهيم.بابایی با بيان اينكه مصيبت اهل بيت پيامبر خاتم(ص) يك مصيبت خاتم است، اظهار داشت: اگر قرار باشد در تاريخ بشريت و در تاريخ انسانيت و در تاريخ مصائب، مصيبتي در تقويم جامعه انسانی نصب شود و انسان‌ها دعوت شوند كه آن مصيبت را مورد توجه و تاسی قرار دهند، مصيبتی است كه در دوره خاتم الانبيا(ص) رخ می‌دهد و در روز عاشورا به اوج می‌رسد.وی در عين حال تصريح كرد: البته برجستگی مصيبت روز عاشورا را نمی‌توانيم به رخ بكشيم مگر اينكه اين مصيبت را در كنار مصائب ديگر قرار دهيم و به تطبيق و تحدی آنها بپردازيم.این محقق و پژوهشگر گفت: روز عاشورا عزاداری می‌كنيم، برای امام حسين(ع) گريه می‌كنيم در طول سال اين مجالس را برپا می‌كنيم، در صورتی بحث ما و در صورتی اين اقامه عزای ما توجيه دارد و ما می‌توانيم از آن دفاع كنيم كه بتوانيم به اين سئوالات پاسخ دهيم كه مگر در طول تاريخ مصيبت‌ها،‌ مصيبت امام حسين(ع) هست كه اين قدر آزار دهنده و اذيت كننده و تراژيك است و يا مصائب ديگری در تاريخ انسان بوده است و ما چرا آنها را مورد توجه قرار نمی‌دهيم.بابایی در ادامه در رابطه با تطبيق مصیبت عاشورا با ديگر اديان ابراز داشت: در مورد حضرت عيسی(ع)، مسحيان نيز در مباحث كلامی و تاريخی خود اين بحث را زنده دارند، مثلا پروتستان‌ها در الاهيات مسيحی وقتی مسئله شر را بيان می‌كنند يكی از مسائل مهمشان مسئله عيسی مصلوب است.وی گفت: كاتوليك‌ها و پروتستان‌ها سنتی‌تر نيز روزی به عنوان جمعه پاك دارند كه همان روز عاشورای ما است و روزی است كه عيسی به صليب رفته است، آنها اين روز را در كليسا جمع می‌شوند و قسمت‌هايی از انجيل را كه مربوط به صليب كشيده شدن عيسی(ع) است می‌خوانند و در آن روز حالت عزادار به خود می‌گيرند.این محقق و پژوهشگر در ادامه تاكيد كرد: رنجی كه در ناحيه اهل بيت پيامبر خاتم(ص) رخ داده ، خاتم رنج‌ها است و اين مهم را نه به لحاظ ايمانی و نه به خاطر اينكه ما رواياتی در اين زمينه داريم و چون مومن به آن هستيم بايد قبول كنيم بلكه تاريخی در كربلا ساخته شده و هنوز آثارش وجود دارد كه اين تاريخ قابل مطالعه و قابل فهم نه فقط برای انسان مسلمان بلكه هم برای انسان ديندار و هم سكولار است كه اين تاريخ را بخواند كشف كند و به عنوان يكی از اتفاقات روشن كه ابهامی در آن وجود ندارد مورد توجه قرار دهند و با مصائب و رنج‌های ديگری كه در تاريخ انسان رخ داده است مقايسه كند.بابایی در بخش ديگری از سخنان خود به دلايل پرداختن به مسئله رنج و مصيبت عاشورا در انطباق با ساير اديان پرداخت و ابراز داشت: مسئله رنج و مصيبت همواره يك قدرت خارق‌العاده‌ای هم در حالت سازندگی خود و هم در حالت تخريبی خود دارد، بدين معنا كه ما با توجه به مصيبت هم می‌توانيم حركت و جهش‌های فوق‌العاده فرهنگی و تمدنی داشته باشيم و هم اگر به لحاظ عقلانی اين مسئله مديريت و كنترل نشود آثار مخربی داشته باشد.اين نويسنده و محقق با بيان اينكه نكته دومي كه بحث رنج و مصيبت را برجسته می‌كند مشترك بودن اين بحث در ميان اديان است، تصریح كرد: نه تنها در ميان اديان ابراهيمی بحث رنج و مصيبت و آلام انسانی بحث رايج و شايعی است بلكه در اديان غير ابراهيمی مثل بوديسم و هندويسم اين بحث كاملا رايج است.وی ادامه داد: اگر ما بتوانيم در ارتباط بين الاديانی شروع موفقی از بحث عاشورا داشته باشيم، می‌توانيم گام موثری در اين زمينه برداريم و می‌توانيم به آسانی راه تفاهم با اديان ديگر را هموار كنيم.بابايی بيان کرد: نكته سومی كه در زمينه مصيبت مورد توجه قرار دارد و در بحث عاشورا جدی‌تر می‌شود اين است كه هم توجهات آكادميك و تحقيقاتی به مسئله مصيبت و رنج بحث حاضر است و در تاريخ بشريت بحث رنج و شر همواره مورد توجه انسان‌های دانشمند و دينمدار و غير دين‌مدار وجود داشته و بوده است و هم سنت احيای رنج‌ها، سنت توجه به آلام انسان‌ها در بين جوامع انسانی رايج بوده است.این محقق و پژوهشگر تصريح كرد: اگر در هند، افغانستان، لبنان و... از عاشورا به عنوان يك عامل وحدت بخش ملی استفاده می‌كنند بر می‌گردد به قابليت‌هايی كه در تراث ما وجود دارد كه توسط آن نه تنها می‌توانيم خود را نجات دهيم بلكه قلمرو و دايره نجات انسانی را بازتر كنيم و انسان‌های ديگر در اديان ديگر هم در بهره‌مندی از اين خوان و نعمت الهی سهيم كنيم.وی در ادامه با بيان اينكه امروزه در فضا و چارچوب دنيای مدرن دو نقطه و دو نكته بسيار آزار دهنده وجود دارد، يادآور شد: احيای عاشورا، توجه به مصائب پيامبر و مصائب متعالی پيامبران كه خاتم آن را می‌توانيم در روز عاشورا و در كربلا مشاهده كنيم برای ما هم خشونت و هم هويت را جاری می‌كند.وی افزود: اين مسئله هم جنبه سلبی دارد كه از جاری شدن جنگ و ستيز و دعوا جلوگيری می‌كند و هم جنبه ايجابی دارد كه به ما معنا و روشنی می‌دهد و افق‌های هستی را فرا راه ما روشن می‌كند.حجت‌الاسلام و المسلمين بابايی رنج‌ها را به دو قسم «از» و «برای» تقسيم كرد و گفت: برای مثال رنجی كه يك بيمار می‌برد «از» نبود سلامتی است و رنجی را كه مادری «برای» به دست آوردن فرزندی تحمل می‌كند متفاوت است، رنج «برای» پوچ‌گرا نيست بلكه ثمربخش است و انسان را حركت می‌دهد.وی ادامه داد: متاسفانه امروزه رنج‌های «از» در خاطره انسان امروز جای رنج‌های «برای» را گرفته است به يك معنای ديگر رنج‌های سكلار جای رنج‌های مقدس را گرفته است.اين محقق و پژوهشگر ادامه داد: انسانی كه امروز دارد در محافل علمی در مورد رنج‌ها مطالعه می‌كند بيش از آنكه در مورد رنج‌های متعالی و رنج‌های مقدس فكر كند بيشتر در مورد رنج‌های سكولار می‌پردازد.وی تصريح كرد: امروزه در فيلم‌هايی كه ساخته می‌شود در موزه‌هايی كه آلام انسانی در آن برجسته می‌شود، در اشعار و رمان‌هايی كه نوشته می‌شود، رنج‌های سكلار جای رنج‌های مقدس را گرفته است و مخاطب وقتی اين رنج‌ها را مطالعه می‌كند، دچار احساس پوچی می‌شود.بابايی گفت: هلوكاست به فرض اينكه تحقق پيدا كرده باشد، مصداقی از رنج‌های سكولار انسان است و جنس مصائبی كه برده‌های سياه آمريكا متحمل شدند و جنس مصائبی كه ژاپنی‌های در جنگ هيروشيما بهش مبتلا شدند و حتی جنس مصائبی كه مسلمانان در غزه متحمل شدند رنج‌های «از» است.وی بيان کرد: آيا اگر قرار باشد ما انسان‌ها رنجی را به عنوان رنج نمونه در تاريخ انسان‌ها در ويترين اين تاريخ بگذاريم و آن را همواره مورد توجه قرار دهيم و در موزه‌ها و فيلم‌ها آن را برجسته كنيم آيا هولوكاست شايستگی و قابليت اين را دارد كه درتاريخ انسان‌ها به رنج ديپيكال تبديل شود،‌ كه بايد گفت اصلا و ابدا.این محقق و پژوهشگر با بيان اينكه امروزه ۱۲ موزه برای هلوكاست در دنيا برپاست، ابراز داشت: آيا واقعا هولوكاست به فرض اينكه اتفاق افتاده است شايستگی اين را دارند ما آنرا برای مسيحيان و مسلمانان برجسته كنيم و بگوييم بايد آن را عزيز بدارند.وی گفت: اين مسئله به نوعی از كاهلی و سستی ما مسلمانان است كه نتوانستيم رنج‌های شايسته‌ای را كه می‌تواند نه فقط برای مسلمانان بلكه برای انسان‌های غير مسلمان مورد توجه و تاكيد قرار بگيرد تحليل و تطبيق كنيم.بابايی تاكيد كرد: در بحث عاشورا ما مسلمانان هيچ كار تطبيقي انجام نداديم و تنها چند نويسنده مسيحی به مسئله عاشورا و مسيح به صورت تطبيقی پرداخته‌اند و به هيچ وجه نمی‌شود گفت که ما در تطبيق جريان عاشورا با اديان ديگر و مصائب موجود در اديان ديگر قدمی برداشته‌ايم، قدم كه برنداشته‌ايم حتی اين نگاه هم در ما ايجاد نشده بلكه كاملا معكوس فكر كرده‌ايم.این محقق و پژوهشگر افزود: حتی بسياری از مراسمی كه ما برگزار می‌كنيم برای مسلمانان سنی مذهب امن نيستند و امن نبودن اين مراسم به اين معنا است كه ما مسئله امام حسين(ع) را به گونه‌ای بسته‌ايم كه حتي مسلمان‌هايی كه نسبت به امام حسين(ع) ارادت هم دارند نمی‌توانند در اين مجالس حضور پيدا كنند در حاليكه اگر به تاريخ نگاه كنيم اهل سنت هيچ مشكلی با مسئله امام حسين(ع) نداشته‌اند.اين محقق و نويسنده اذعان داشت: بنابراين نه كار تطبيقی صورت گرفته و نه در زمينه آن تفكری شده است بلكه گاهی اوقات ما در مراسم‌های‌مان به انحراف رفته‌ايم و قابليت‌های موجود در اين صحنه را كاملا تنگ كرده‌ايم.وی بحث تاريخی، كلامی، قرآنی، اختياری بودن، اجتماعی بودن، ثمر بخش بودن، عاطفی بودن، عقلانيت و فلسفه از جمله دلايلی نام‌ّرد كه مصائب عاشورا قابليت تسری، ‌تطبيق و تحدی با مصائب متعالی اديان ديگر را دارد.حجت‌الاسلام و المسلمين بابايی تصریح كرد: با توجه به مسئله عاشورا می‌توانيم شكاف‌های اجتماعی را كم و دلها را به هم نزديك كنيم،‌ كاری كه امروزه متاسفانه احياگران مصائب سكولار را در دنيای غرب انجام می‌دهند و از همين موارد برای خودشان استفاده می‌كنند؛ اينكه بحث هلوكاست جدی شده است صرفا يك تاريخ نيست بلكه هلوكاست برای يهودی امروز بحث هويتی است هلوكاست را از يهودی بگيرند هويتش صدمه می‌خورد.در پايان اين نشست، از اين محقق و پژوهشگر تقدیر به عمل آمد.نشست‌های عاشوراپژوهی چهل منزل تا اربعين پنج‌شنبه‌ها ساعت ۱۶ در قم، بلوار جمهوری، كوچه شماره ۲، ساختمان انجمن‌های علمی حوزه برگزار می‌شود.همچنين، كليه علاقه‌مندان به مباحث عاشوراپژوهی می‌توانند در اين نشست‌ها شركت كنند و برای كسب اطلاعات بيشتر با شماره تلفن ۷۷۵۱۴۲۳-۰۲۵۱ تماس بگيرند.برای اطلاع از سخنرانان آينده اين نشست‌ها و خلاصه نشست‌های گذشته به پايگاه اينترنتی ۴۰MANZEL.COM مراجعه کنید. ]]> فرهنگ Sat, 13 Nov 2010 05:22:45 GMT http://deabel.org/vgldo50f.yt0onyl22fa6y.h.html رونمایی از کتاب «گل و گلاب» اثر حاج علی انسانی http://deabel.org/vgleox8w.jh8vejrbbz9ij.2.html ]]> فرهنگ Mon, 23 Nov 2015 08:12:53 GMT http://deabel.org/vgleox8w.jh8vejrbbz9ij.2.html اصحاب رجال نامدار نسل حضرت عباس ‌بن‌ علی (ع) http://deabel.org/vdcepo8x.jh8wni9bbj.html کمبود اطلاعات در خصوص دوران زندگانی افراد نزدیک به حضرات معصومین علیهم‌السلام باعث می‌شود ما نتوانیم بصورت مفصل، شأن و منزلت آن‌ها را از لحاظ تاریخی تحلیل کنیم. گر چه در روایات در مورد شأن و منزلت آن‌ها نکات ارزنده‌ای وجود دارد، وقتی می‌خواهیم مصادیق تاریخی را در زندگی آن‌ها پیدا کنیم مطلب کم است. این خلأ درباره زندگی حضرت ابوالفضل علیه‌السلام، حضرت زینب سلام الله علیها و ام کلثوم (س) وجود دارد.   ادامه نسل عباس‌بن‌علی (ع) در عبیدالله: بر اساس منابع رجالی و گزارش‌های تاریخی، عباس‌بن‌علی (ع) با لبابه، دختر عبیدالله‌بن‌عباس‌بن‌عبدالمطلب، ازدواج کرد. البته کنیزی (ام ولد) نیز داشت که فرزندی به نام حسن از او متولد شده است. درباره تعداد فرزندان عباس‌بن‌علی (ع) اختلاف نظر وجود دارد؛ گروهی برای وی دو فرزند به نام‌های عبیدالله و فضل یا عبیدالله و حسن ذکر نموده‌اند و برخی منابع چهار فرزند به نام‌های عبیدالله، فضل، حسن و قاسم برای ایشان نام برده‌اند. البته برخی قدما و متأخران پنج فرزند به نام‌های عبیدالله، فضل، حسن، قاسم و محمد نام برده‌اند. برخی نیز چهار پسر به نام‌های عبیدالله، فضل، حسن، قاسم و یک دختر (بدون نام) ذکر نموده‌اند. در این میان همه نسب‌شناسان اتفاق نظر دارند که نسل عباس (ع) از طریق عبیدالله تداوم یافته است. همچنین از نسل حضرت عباس رجال نامداری پدید آمده‌اند، از جمله پنج تن از نوه‌های او، یعنی پسران حسن‌بن‌‌عُبَیْدالله‌بن‌‌عباس، به نام‌های عُبَیْدالله، عباس، حمزه‌الأکبر، ابراهیم جَردَقه و فضل، افراد سرشناسی شدند؛ زیرا عُبَیْدالله در زمان خود أمیر و قاضی‌القضات مکه و مدینه بود و عباس، خطیبِ فصیح و شاعری توانا شد. جناب فضل، سخنوری فصیح و بسیار متدین و شجاع بود. ابراهیم نیز فقیه، أدیب و زاهد بود و‌ قاسم‌‌بن‌حمزه‌بن‌‌حسن‌بن‌عُبَیْدالله در یمن جایگاه عظیمی کسب نمود. همچنین از فرزندان عباس (بن‌عُبَیْدالله)، جناب عبدالله، خطیب و شاعر فصیحی بود که در دربار مأمون جایگاه ویژه داشت. از نوادگان حضرت عباس (ع) برخی وارد ایران شدند و در شهرهای شیراز، گرگان، أرجان (بهبهان) سکنی گزیدند، برخی وارد یمن شدند و برخی دیگر به مصر و مغرب کوچ کردند.   مقام معنوی عباس‌بن‌علی (ع): امام صادق (ع)؛ دانشمند آل محمد در فرازی از احادیث خود به ویژگی‌های برجسته شخصیتی حضرت عباس (ع) می‌پردازند و بر دو ویژگی‌ خاص تأکید می‌کنند و در توصیف ایشان می‌فرمایند: «کان عمّنا العباس نافذ البصیره صلب الایمان، جاهد معابی عبدالله (ع) وأبلی بلاءً حسنا و مضی شهیدا؛ عموی ما عباس دارای بصیرتی نافذ و ایمانی استوار بود، همراه با ابی عبدالله جهاد کرد و به خوبی آزمایش خود را داد و به شهادت رسید». دو صفت «نافذ البصیره» بودن و «صلابت ایمان» بودن را باید در ظرف زمانی همان واقعه سنجید. مقصود از بصیرت در این روایت، قوه‌ای است که انسان به واسطه آن می‌تواند هنگامی که حق و باطل درهم آمیخته است راه حق و حقیقت را گم نکند. بی‌شک عنوان بصیرت در کلام امام صادق (ع) در جهت مدح حضرت اباالفضل (ع) به معنای بصیرت در امور سیاسی اجتماعی است، به طوری که در یاری رساندن به سیدالشهدا (ع) و شناخت حق و باطل در عرصه منازعات درون جامعه اسلامی بهترین شناخت را از خود نشان داده است. تعبیر دیگر امام صادق (ع) از عمویش عباس را که عبارت از «صلب الایمان؛ استواری ایمان» بود نیز در همین واقعه عاشورا باید شناخت؛ چرا که در سخت‌ترین شرایط ایشان تمام مشکلات را تحمل کرد و کوچک‌ترین عقب‌نشینی از ایمان خود نشان نداد. باید توجه داشت که صلابت ایمان و بصیرت دو ویژگی هستند که کنار هم بوده و باهم شناخته می‌شوند؛ مثلا سلیمان‌بن‌صرد خزاعی که بعدا رهبر توابین شد، سابقه خیلی خوبی از ایمان داشت و در جنگ صفین در کنار امیرمؤمنان (ع) حضور داشت و در زمان امام حسین (ع) نیز از سران مهم و تأثیرگذار دعوت امام به کوفه بود و در قیام توابین نشان داد که هم شجاعت دارد و هم ایمان، اما شکی نیست که او از بصیرت کافی برخوردار نبود؛ لذا وقتی امام به نزدیکی کوفه رسید و شرایط سخت شد نتوانست انتخاب درست داشته باشد. امام سجاد (ع) نیز عموی خود عباس (ع) را چنین توصیف می‌فرماید: «رَحِمَ اللَّهُ عَمِىَّ الْعَبَّاسَ فَلَقَدْ آثَرَ وأَبْلی وفَدی أَخاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّی قُطِعَتْ یَداهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْهُما جِناحَیْن یَطیرُ بِهِما مَعَ الْمَلائِکَهِ فی‌ الْجَنَّهِ کَما جُعِلَ لِجَعْفَرِ‌بن‌أَبی‌طالِبْ علیه السلام؛ وَإنَّ لِلْعَبّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبارَکَ وَتَعالی مَنْزِلَهٌ یَغبِطَهُ بِها جَمیعَ الشُّهدَاءِ یَوْمَ القِیامَهِ». خداى عمویم عباس را رحمت کند که ایثار کرد و خود را به سختی افکند و در راه برادرش جانبازی کرد تا آنکه دست‌هایش از پیکر جدا گردید. آنگاه خداوند به جای آن‌ها دو بال به وی عنایت فرمود که در بهشت همراه فرشتگان پرواز کند؛ همان‌سان که برای جعفر طیار قرار داد. در بخشی از زیارت ناحیه مقدسه امام هادی (ع) از زبان آن حضرت چنین می‌خوانیم: «سلام بر ابوالفضل العباس پسر امیرالمؤمنین؛ آن که با کمال مواسات و ایثار و برادری، جانش را نثار برادرش حسین علیه‌السلام کرد؛ آن که دنیا را وسیله آخرت قرار داد؛ آن که خود را فداکارانه فدای برادر نمود؛ آن که نگهبان دین و سپاه حسین علیه‌السلام بود؛ آن که تلاش بسیار برای آب رسانی به لب تشنگان نمود؛ آن که دو دستش در راه خدا قطع شد».   در مجموع اگر بخواهیم مقام و منزلت حضرت عباس (ع) را از دیدگاه امامان معصوم (ع) دریابیم، کافی است به سخنان امام حسین (ع) درباره حضرت عباس (ع) توجه کنیم. در شب عاشورا، وقتی دشمن در مقابل کاروان امام حسین (ع) حاضر شد و درراس آن‌ها عمربن‌سعد شروع به داد و فریاد کرد، امام حسین (ع) به حضرت عباس (ع) فرمود:‌ برادر جان، جانم به فدایت، سوار مرکب شو و نزد این قوم برو و از ایشان سوال کن که به چه منظور آمده‌اند و چه می‌خواهند. در این ماجرا دو نکته مهم وجود دارد؛ یکی آنکه امام به حضرت عباس می‌فرماید: من فدایت شوم. این عبارت دلالت بر عظمت شخصیت عباس (ع) دارد، زیرا امام معصوم العیاذ بالله سخنی بی مورد و گزاف نمی‌گوید و نکته دوم آنکه، حضرت به عنوان نماینده خود عباس (ع) را به اردوی دشمن می فرستد. امام زمان (ع)، در قسمتی از زیارتنامه‌ای که برای شهدای کربلا ایراد کردند، حضرت عباس (ع) را چنین مورد خطاب قرار می‌دهند: «السلام علی ابی الفضل العباس‌بن‌امیرالمومنین المواسی اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادی له،‌الوافی الساعی الیه بمائه، المقطوعه یداه لعن الله قاتله یزید‌بن‌الرقاد الجهنی و حکیم‌بن‌طفیل الطائی.» سلام بر ابوالفضل عباس، فرزند امیر مؤمنان؛ از خود در گذرنده با جان برای برادر، برگیرنده از دیروزش برای فردایش، فداییِ او، نگهدارنده، کوشنده برای رساندن آب به او، وکسی که دست‌هایش بُریده شد! خداوند قاتلانش یزید‌بن‌رُقاد حیتی وحَکیم‌بن‌طُفَیل طایی را لعنت کند! با توجه به روایاتی که در شان حضرت عباس (ع) از ائمه (ع) رسیده و در آن به ایثار و فداکاری در راه امام خویش تصریح شده است، به روشنی، فضیلت و مقام آن بزرگوار آشکار می شود.   صحت انتساب خطبه عباس‌بن‌علی (ع) در مکه در عزیمت به عراق: برخی از محققین خطبه‌ای را منتسب به عباس‌بن‌علی (ع) می‌دانند که بر بام کعبه در دفاع از امام حسین (ع) قبل از حرکت به سمت عراق ایراد فرمودند. جالب است که اشاره کنیم که حتی کتابی به نام «خطیب کعبه» منتشر شده است که شرحى است بر متنى عربى و آن متن عربى کوتاه، منبع این خطبه بنا بر ادعاى مؤلف، کتاب مناقب ساداه الکرام تألیف سید عین العارفین هندى است که هم بنا بر ادعاى مؤلف، در کتابخانه علامه میحامدحسین هندى موجود است. با ابهامى که در باب مأخذ این خطبه ادعایى وجود دارد، بیشترین تأکید و عنایتِ نویسنده و دیگر تقریظ نویسان به خودِ متن و ظاهر و باطنِ عباراتِ آن معطوف است که از (مضامینِ عالیِ) خطبه یاد مى‌کنند. در عرصه تاریخنگارى و دین پژوهى قابلِ استناد انگاشته اند. گر چه نقد این خطبه مجال طولانی می‌طلبد ولی در همین فرصت به چند نکته اشاره می‌کنیم: اولا: این خطبه در هیچ یک از منابع و کتاب‌های قدیم و قوی نقل نشده است، بلکه تنها یک کتاب‌ معاصر به نام «خطیب کعبه» آن‌را نقل کرده و می‌گوید آن ‌را از کتاب «مناقب ساده الکرام»، تألیف سید عین العارفین هندی نقل کرده است و آن کتاب منبع هم در کتابخانه علامه میر حامدحسین موسوی نیشابوری کشمیری وجود دارد که امروزه هیچ‌گونه چاپ و خبری از این کتاب در دسترس نیست. دوما: درباره کتاب «مناقب ساده الکرام» و نویسنده آن سید عین العارفین هندی که این خطبه را آورده، هیچ اطلاعی وجود ندارد. سوما: محتوای این عبارت [خطبه]، محتوایی پذیرفتنی و قابل قبول است، اما اگر کسی با روایات و نوع خطابه‌های عربی در آن زمان آشنا باشد، در خواهد یافت که متن عربی این خطبه نه تنها هیچ‌گونه فصاحتی ندارد بلکه اساسا از گفتاری که یک عرب زبان آن ‌را بیان می‌کند به دور است، بلکه حتی اشتباهات فاحشی نیز در متن عربی آن وجود دارد که بر کسی که به ادبیات عرب آشنا باشد پوشیده نیست. ]]> فرهنگ Wed, 23 May 2018 06:08:00 GMT http://deabel.org/vdcepo8x.jh8wni9bbj.html كربلا یك الگوی تمام عیار، كامل و مثال زدنی است http://deabel.org/vglefn8z.jh8eojrbbz9ij.2.html فرهنگ - جلال بیطرفان: بیست و چهارمین نشست از دوره دوم سلسله نشست‌های عاشوراپژوهی «چهل منزل تا اربعین» با عنوان «شیوه‌های انتقال آموزه‌های عاشورایی به کودکان» در قم برگزار شد. محمدعلی زارع در این نشست كه در سالن اجتماعات مركز انجمن‌های علمی حوزه علمیه قم به همت مرکز مطالعات راهبردی خیمه برگزار شد در سخنانی با اشاره اینكه برای تربیت ادبی سه مرحله داریم، این مراحل را تفکر، نقل اندیشه به زبان و نقل از زبان به قلم عنوان کرد.مدیر موسسه فرهنگی هنری گل نرگس وابسته به مسجد مقدس جمکران از فهم، بیان، بیان مجدد توسط مربی، توصیف توسط کودک، تصحیح لفظی توضیح و زیباسازی معنوی به عنوان مراحل رشد ادبی یاد کرد.وی با بیان اینکه ادبیات و هنر بهترین واسطه برای انتقال عاشورایی به کودکان و نوجوانان هستند، جایگاه هنر را درون انسان و خودجوش عنوان کرد.این كارشناس و محقق علوم تربیتی بیان کرد: ما برای اینکه بچه‌ها را براساس اصل اول تربیتی که طرح کردیم بر آدم‌های خوب، اسوه و الگو عبور دهیم تا به بصیرت برسند و تربیت شوند، چنگ به دامن امام حسین(ع) و درس‌های عاشورا زده‌ایم.زارع با اشاره به اینکه در سوگواره شعر عاشورایی کودکان، دو بحث ادبی و هنری وجود دارد و جایزه آن اردو می‌باشد، گفت: اردو باعث می‌شود در کودک شوق ایجاد گردد و یک فضای ایمن فراهم آید تا هنری خلق نماید که اثر آن برای همیشه در وجودش باقی می‌ماند.مدیر موسسه فرهنگی هنری گل نرگس وابسته به مسجد مقدس جمکران با بیان اینکه ما در سوگواره فقط به سوگ نمی‌پردازیم، افزود: در موضوعات عاشورایی انتخاب موضوع برای کودکان و نوجوانان بیشتر در چهارچوب عواطف و ارتباطات خانوادگی است که شخصیت‌های عاشورایی با هم دارند.وی پرستاری مادرانه حضرت ام‌البنین(ع) از فرزندان حضرت زهرا(س) در اوج ادب و احترام و ارتباط مادرانه حضرت ام‌البنین(س) با حضرت ابوالفضل(ع) و دوستی و رابطه سکینه و حمیده را از این موارد عنوان نمود.این کارشناس و محقق علوم تربیتی با بیان اینكه كربلا یك الگوی تمام عیار، كامل و مثال زدنی است، تصریح کرد: امام حسین(ع) بهترین الگو برای رساندن كودكان به معرفت‌های تجربی است و لازم است از این الگوی استفاده كنیم.زارع با اشاره به اینکه اصل، روح و جان واقعه عاشوراست که جمیل است نه ظاهر این واقعه، تصریح کرد: حضرت زینب(س) نیز با چشم و با ذهنشان عاشورا را نمی‌بییند بلکه با قلب و با تمام وجودشان و اعماق دلشان می‌بینند که می‌گویند من جز کمال نمی‌بینم.مدیر موسسه فرهنگی هنری گل نرگس وابسته به مسجد مقدس جمکران همچنین در این نشست گزارشی از نحوه شكل‌گیری و دوازده دوره سوگواره عاشورایی كودكان و نوجوانان پرداخت و در پایان تعدادی از قطعه‌های ادبی کودکان و نوجوانان را نیز قرائت نمود.نشست‌های عاشوراپژوهی چهل منزل تا اربعین پنج‌شنبه‌ها در قم، بلوار جمهوری، كوچه شماره ۲، اولین فرعی سمت چپ، ساختمان انجمن‌های علمی حوزه برگزار می‌شود.همچنین، كلیه علاقه‌مندان به مباحث عاشوراپژوهی می‌توانند در این نشست‌ها شركت كنند و برای كسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۷۷۵۱۴۲۳-۰۲۵۱ تماس بگیرند. ]]> فرهنگ Sat, 23 Oct 2010 07:32:54 GMT http://deabel.org/vglefn8z.jh8eojrbbz9ij.2.html اختتامیه کنگره سراسری شعر حبیب برگزار شد http://deabel.org/vgldo50x.yt099yl22fa6y.h.html ]]> فرهنگ Tue, 15 Sep 2015 03:49:00 GMT http://deabel.org/vgldo50x.yt099yl22fa6y.h.html اختتامیه دوسالانه گرافیک جهان اسلام http://deabel.org/vgld9s0f.yt0zkyl22fa6y.h.html ]]> فرهنگ Tue, 24 Nov 2009 11:27:49 GMT http://deabel.org/vgld9s0f.yt0zkyl22fa6y.h.html ویژه­ برنامه­ دُرِّ نجف http://deabel.org/vgldko0x.yt0ozyl22fa6y.h.html ]]> فرهنگ Wed, 29 Apr 2015 04:46:58 GMT http://deabel.org/vgldko0x.yt0ozyl22fa6y.h.html فرهنگ عامه و سوگ عاشورایی http://deabel.org/vdcbf9bf.rhb5spiuur.html عزاداری‌های حسینی در قالب تعزیه، روضه‌خوانی، نوحه‌سرایی و … به عنوان بخشی از فرهنگ عامه عاشورایی، مضمون نوشته‌ها و آثاری متعدد شده‌ که گاه به معرفی آن‌ها پرداخته‌ و گاه نیز در مقام نقد انحرافات آنان برآمده‌اند. آنچه در این گزارش خواهید خواند، گلچینی است از کتاب‌های این حوزه که بر اساس سال انتشار تا سال ۱۳۹۳ ترتیب یافته‌اند.   (گلچینی از کتاب‌های آیینی عاشورا)   •تعزیه: نمایش مصیبت جابر عناصری، جهاد دانشگاهی (دفتر مرکزی)، بخش فرهنگی، ۳۱۱ صفحه، وزیری، چاپ ۱ سال ۱۳۶۵، ۳۰۰۰ نسخه، ۶۰۰ ریال.   •تعزیه: نیایش و نمایش در ایران پتر چلکووسکی، مترجم: داود حاتمی، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، علمی و فرهنگی، ۴۲۸ صفحه، جلد ۲۸، وزیری، چاپ ۱ سال ۱۳۶۷، ۳۰۰۰ نسخه، ۱۲۰۰ ریال.   •تعزیه در ایران صادق همایونی، نوید شیراز، ۸۲۰ صفحه، وزیری، چاپ ۱ سال ۱۳۶۸، ۳۳۰۰ نسخه، ۴۰۰۰ ریال.   •شبیه‌خوانی، گنجینه نمایش‌های آیینی، مذهبی (مجموعه مقالات سمینار پژوهشی تعزیه) گردآورنده: جابر عناصری، یازدهمین جشنواره سراسری تئاتر فجر، ۳۰۴ صفحه، جلد ۲، رقعی (شومیز)، چاپ ۸ سال ۱۳۷۲، ۳۰۰۰ نسخه، ۲۲۰۰ ریال.   •تجلی عاشورا در هنر ایران محبوبه الهی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۸۰ صفحه، رحلی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۷۸، ۲۰۰۰ نسخه، ۲۱۰۰۰ ریال.   •پژوهشی در تعزیه و تعزیه‌خوانی: از آغاز تا پایان دوره قاجار در تهران عنایت‌الله شهیدی، باهمکاری: علی بلوکباشی، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، کمیسیون ملی یونسکو در ایران، مرکز انتشارات، ۸۴۴ صفحه، وزیری (گالینگور)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۰، ۳۰۰۰ نسخه، ۷۵۰۰۰ ریال.   •کندوکاوی در تعزیه و تعزیه‌خوانی غلامرضا گلی ‌زواره، مهراس، ۱۴۸ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۰، ۳۰۰۰ نسخه، ۵۰۰۰ ریال.   •مجالس تعزیه گردآورنده: حسن صالحی‌راد، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (سروش)، در ۲ جلد، وزیری (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۰، ۳۰۰۰ نسخه.   •شبیه عاشورا (بررسی هنر مردمی تعزیه و چند مجلس شبیه‌خوانی به زبان آذری) محمد سیمزاری، محمد سیمزاری، ۱۹۲ صفحه، وزیری (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۲، ۲۰۰۰ نسخه، ۱۴۰۰۰ ریال.   •عزادار حقیقی سید محمد شجاعی، نشر محیی، ۲۰۰ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۳، ۱۰۰۰۰ نسخه، ۱۵۰۰۰ ریال.   •تعزیه ویراستار: مهدی ضرغامیان، مرضیه ازگلی، کانون زبان ایران، ۴۶ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۴، ۵۰۰۰ نسخه.   •یک حسینیه اشک: تحلیل و بررسی شبیه‌خوانی (تعزیه گردانی) مسعود حاجی ‌ده‌آبادی، هلیاتوس، ۶۴ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۴، ۳۰۰۰ نسخه، ۸۰۰۰ ریال.   •تعزیه در عراق و چند کشور اسلامی: مطالعه‌ای در خصوص ارزش‌های ادبی، اجتماعی و سیاسی تعزیه عباس‌ خدوم جمیلی، مترجم: مجید سرسنگی، فرهنگستان هنر، ۸۸ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۵، ۱۵۰۰ نسخه، ۹۰۰۰ ریال.   •بنفشه‌های سوگوار: پژوهشی در انطباق نسخ مجالس شبیه‌خوانی «ظهر عاشورا» اردشیر صالح‌پور، حوا، ۲۰۰ صفحه، وزیری (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۵، ۱۸۰۰ نسخه، ۲۲۰۰۰ ریال.   •عاشورا، عزاداری، تحریفات تدوین: مجمع‌ مدرسین‌ و‌ محققین ‌حوزه ‌علمیه ‌قم، صحیفه خرد، ۶۷۸ صفحه، وزیری (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۶، ۱۵۰۰ نسخه، ۵۰۰۰۰ ریال.   •نگاهی به عاشورا و تعزیه در رودهن خدارحیم شیرمحمدی، کیانوش شیرمحمدی، مراد شیرمحمدی، نشر آنیش، ۱۲۰ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۶، ۱۱۰۰ نسخه، ۱۵۰۰۰ ریال.   •شور و شعور حسینی تهیه و تنظیم: عبدالحسین حاجی‌ابوالحسنی‌ ترگانی، صبح صادق، ۲۰۸ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۶، ۲۰۰۰ نسخه، ۲۵۰۰۰ ریال.   •بنیادها و آسیب‌های عزاداری امام حسین علیه‌السلام علی آقاجانی‌ قناد، دفتر عقل، ۲۱۴ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۲ سال ۱۳۸۷، ۱۴۰۰ نسخه.   •احرام محرم: آداب حضور در ایام و مراسم سوگواری امام حسین (ع) عبدالحسین نیشابوری، دلیل ما، ۱۸۴ صفحه، وزیری (شومیز)، چاپ ۴ سال ۱۳۸۸، ۳۰۰۰ نسخه.   •رهگذر عشق (مجالس تعزیه) حسن فخاری، شرکت انتشارات سوره مهر، ۱۱۲ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۸، ۲۵۰۰ نسخه، ۲۰۰۰۰ ریال.   •تعزیه از نگاه مستشرقان: تعزیه علی‌اکبر و قاسم علیهماالسلام مترجم: محمود عزیزی، ویراستار: منصور احمدی، مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری متن، ۱۲۸ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۸، ۱۵۰۰ نسخه، ۲۲۰۰۰ ریال.   •تعزیه و آیین‌های عاشورایی: مجموعه هفت مقاله مردم‌شناختی محمد میرشکرایی، نمایش، ۱۱۲ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۸، ۲۰۰۰ نسخه، ۲۵۰۰۰ ریال.   •با حسین (ع) تا عرش: شرح رابطه سلوکی با اباعبدالله الحسین علیه‌السلام، بیان اسرار گریه، زیارت، تربت و لعنت بر قاتلان آن حضرت محمدباقر عامری‌نیا، راه سبز، ۲۳۹ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۴ سال ۱۳۸۸، ۱۰۵۰ نسخه، ۲۰۰۰۰ ریال.   •حی علی العزاء: آداب عزاداری، انواع عزاداری، تعریف هیئت، هیئت‌داری علیرضا لک؛ گردآورنده: مجید عیوضی، آرام‌دل، صیام، ۱۳۶ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۸، ۱۲۰۰ نسخه، ۱۷۰۰۰ ریال.   •جلوه‌های عزاداری در تعالیم اهل بیت (ع) علیرضا شاهرودی، آل المرتضی (ع)، ۲۷۲ صفحه، وزیری (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۸، ۱۰۰۰ نسخه، ۲۰۰۰۰ ریال.   •نمایش‌های ایرانی (تعزیه) صادق عاشورپور، شرکت انتشارات سوره مهر، ۵۶۸ صفحه، جلد ۲، وزیری (گالینگور)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۹، ۲۵۰۰ نسخه، ۱۰۷۰۰۰ ریال.   •وداع با خورشید: مجلس تعزیه شهادت امام حسین (ع) گردآورنده: امیر زینلی، مصحح: سید محمود طباطبایی، ویراستار: رضا بابایی، حوزه هنری استان قم، ۲۱۰ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۹، ۱۱۰۰ نسخه، ۲۵۰۰۰ ریال.   •تعزیه: حقیقت و مسایل مربوط به آن (از دیدگاه علما و فقهای مذاهب اربعه) خالدبن ‌عبدالله دایل‌الشمرانی، مترجم: جهانگیر ولدبیگی، جهانگیر ولدبیگی، ۱۷۶ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۸۹، ۳۰۰۰ نسخه، ۲۰۰۰۰ ریال.   •آئین عزاداری حضرت امام حسین (ع) سید محسن امین، مترجم: احمد حسین مظهری، حبیب، ۳۷۶ صفحه، وزیری (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۰، ۲۰۰۰ نسخه.   •آسیب‌شناسی عزاداری امام حسین (ع) اصغر کمالی، صرفی‌پور، ۲۴۰ صفحه، وزیری (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۰، ۱۰۰۰ نسخه.   •عاشورایی برای عاشورا: آسیب‌های عزاداری (دلایل شکل‌گیری و راه برون‌رفت) محمداسماعیل عبداللهی، هاتف، ۱۶۸ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۰، ۳۰۰۰ نسخه، ۲۵۰۰۰ ریال.   •مناسک و آیین‌های عاشورا (از آل بویه تا کنون) فرخنده چینی‌پرداز، ویراستار: مهدی عصاره، اهوراقلم، ۲۰۰ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۰، ۱۰۰۰ نسخه، ۵۰۰۰۰ ریال.   •حقایق و خرافات از نگاه دین: سخنرانی‌های حضرت آیت‌الله سید احمد خاتمی ”حفظه‌الله” سید علی‌اکبر حسینی‌ نیشابوری، صالحان، ۲۰۰ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۰، ۵۰۰۰ نسخه، ۲۸۰۰۰ ریال.   •آبرومندان درگاه حسین (ع): در فضائل و مقام مداحان و مرثیه‌خوانان اهل بیت (ع) گردآورنده: محسن شیرازی، ساحل، ۳۲۴ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۱، ۱۵۰۰ نسخه.   •تاریخ و جلوه‌های عزاداری امام حسین (ع) در ایران با تکیه بر دوره صفویه اصغر حیدری، ویراستار: فاطمه اروجلو، مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۲۸۴ صفحه، وزیری (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۱، ۲۰۰۰ نسخه.   •پیراهن کبود: تحقیقی پیرامون سیاه‌پوشی در سوگ سید الشهداء (ع)، مجموعه کتب شبهه‌شناسی عاشورا سید علی باروتیان، ویراستار: رضا بیات، حنیف، ۶۴ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۱، ۵۰۰۰ نسخه، ۱۸۰۰۰ ریال.   •تعزیه، روایتگر تاریخ اهل بیت (ع) اشکان علیزاده ‌پیرکوهی، نور محبت، ۱۳۲ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۱، ۱۰۰۰ نسخه، ۸۰۰۰۰ ریال.   •پژوهشی در فلسفه سوگواری امام حسین (ع) با تأکید بر چالش‌ها و نتایج تربیتی سید عبدالمناف هدایتی‌نسب، طلیعه سبز، ۲۵۶ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۲، ۳۰۰۰ نسخه.   •ثواب گریه بر امام حسین (ع) عباس عزیزی، اثر قلم، ۹۶ صفحه، جیبی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۲، ۱۰۰۰ نسخه، ۱۰۰۰۰ ریال.   •تاریخچه عزاداری اهل سنت بر امام حسین (ع): پژوهشی مستند پیرامون پیشینه سوگواری، واقعه عاشورا، تحریف عاشورا و مشروعیت عزاداری از دیدگاه اهل سنت حسین تهرانی، تهذیب، ۵۱۲ صفحه، وزیری (سلفون)، چاپ ۲ سال ۱۳۹۲، ۱۰۰۰ نسخه، ۱۲۰۰۰۰ ریال.   •امام حسین (ع) و مجالس عزاداری کریم بهشتی ‌سیتی، گل‌های بهشت، ۱۰۴ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۳، ۲۰۰۰ نسخه.   •تاریخچه عزاداری امام حسین (ع) مهتاب محمدزاده‌ هروی، نور محبت، ۱۶۸ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۳، ۱۰۰۰ نسخه ۱۱۰۰۰۰ ریال.   •تعزیه تداعی عاشورا و کربلا: و گذری بر شبیه‌خوانی افتر ابراهیم محمودی، ویراستار: الهام محمودی و ابراهیم محمودی، ۴۸ صفحه، رقعی (شومیز)، چاپ ۱ سال ۱۳۹۳، ۵۰۰ نسخه، ۴۰۰۰۰ ریال. ]]> فرهنگ Wed, 23 May 2018 05:35:58 GMT http://deabel.org/vdcbf9bf.rhb5spiuur.html اصحاب امام حسین(ع) مورد کم‌لطفی قرار گرفته‌اند http://deabel.org/vgld9n0f.yt0x5yl22fa6y.h.html فرهنگ – جلال بیطرفان: دومين نشست از دوره دوم نشست‌های عاشوراپژوهی «چهل منزل تا اربعين» با عنوان «سیری کوتاه در مقاتل سیدالشهدا(ع)» از سوی مركز مطالعات راهبردی خيمه برگزار شد.در این نشست حجت الاسلام والمسلمین عبدالرحیم عقیقی بخشایشی گفت: «اگر مقاتل را از آغاز حادثه کربلا معرفی کنیم، کمک بزرگی به محققان خواهد شد و از کنار هم قرار این مقاتل حادثه عاشورا بهتر ترسیم می‌شود.»این مدرس حوزه و دانشگاه با اشاره به این که اصحاب امام حسین(ع) مورد کم لطفی قرار گرفته‌اند، افزود: «باید نسبت به شناخت آنها بیشتر تلاش شود زیرا عده‌‌ای از آنها از اصحاب رسول خدا(ص) و از حافظان قرآن نیز بودند.»به گفته بخشایشی، یاران اباعبدالله الحسین(ع) یارانی نمونه،‌ دارای بصیرت و مشتاق شهادت بوده‌اند به طوری که خود حضرت نیز درباره آنان فرمودند: «یارانی بهتر، فداکارتر از اصحاب خودم ندیدم و سراغ ندارم.»عقیقی بخشایشی با ذکر مثالی از کتاب شیخ جعفر شوشتری خطاب به حاضرین در جلسه گفت: از همه دوستان تقاضا دارم تا در مراجعه به کتب مقتل محور عقل را همیشه در نظر داشته باشند چرا که در بسیاری مواقع، آنچه بیان می‌شود، سخن امام نیست بلکه زبان حال است و اگر با معیار عقل سنجیده شود، خواهیم دید که مطابقت ندارد و خود موجب مشکلات بسیاری در عرصه روضه‌ها و مداحی‌های ما می‌شود. وی با اشاره به اینکه اغلب مقاتل ما فضا سازی می‌خواهند، تصریح کرد: «عقل و همچنین روایاتائمه به ویژه سخنان امام سجاد(ع) وامام صادق(ع) می‌تواند بهترین معیار برای استناد در مقاتل باشد.»این پژوهشگر از حروفچینی و ویرایش دایره‌المعارفی درباره اصحاب امام حسین(ع) خبر داد و  خطاب به دست‌اندرکاران خیمه گفت: «پیشنهاد من به دوستان تحریریه خیمه این است که بر روی تک تک اصحاب امام حسین(ع) سرمایه‌گذاری شود و مفصل در مورد آنها در نشریه کار شود و وضعیت آنها و سابقه‌شان بررسی شود.»سلسله نشست‌های عاشوراپژوهی «چهل منزل تا اربعين» با هدف تبيين اهداف قيام امام حسين(ع) در ابعاد مختلف و همچنين چگونگی بهره‌برداری از اين قيام تاريخی، توسط مركز مطالعات راهبردی خيمه برگزار می‌شود.اين نشست‌ها هر هفته از ساعت ۱۷:۳۰ الی ۱۹:۳۰ در سالن شهيد فهميده واقع در قم ،باجك۳، مجتمع فرهنگيان، ميدان صادقيه، كانون شهيد فهميده برگزار می‌شود و كليه علاقه‌مندان به مباحث عاشوراپژوهی می‌توانند در اين نشست‌ها شركت كنند.برای آشنایی بیشتر با «روش شناسی پژوهش در عرصه عاشورا»،‌ به «پرونده ویژه خیمه» در این زمینه مراجعه کنید. ]]> فرهنگ Sat, 15 May 2010 05:28:58 GMT http://deabel.org/vgld9n0f.yt0x5yl22fa6y.h.html