پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - پربيننده ترين عناوين فرهنگ :: نسخه کامل http://deabel.org/vsna.6hnk9gc4o5k14.html Thu, 23 Nov 2017 23:46:10 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Thu, 23 Nov 2017 23:46:10 GMT فرهنگ 60 اختتامیه نخستین دوره جایزه دعبل- کتاب سال عاشورا برگزار شد http://deabel.org/vglb58b5.rhbz8rquu8ipr.l.html ]]> فرهنگ Wed, 30 Sep 2015 11:45:49 GMT http://deabel.org/vglb58b5.rhbz8rquu8ipr.l.html گزارش تصویری: مراسم ترحیم استاد حاج علی آهی http://deabel.org/vglfxxd0.w6djyw,iiygaw.p.html ]]> فرهنگ Thu, 09 Apr 2015 17:08:24 GMT http://deabel.org/vglfxxd0.w6djyw,iiygaw.p.html رونمایی از کتاب اربعین http://deabel.org/vglep78w.jh8nxjrbbz9ij.2.html کتاب اربعین عصر شنبه با حضور احمد مسجد جامعی و هنرمندان سینما و عکاسان این کتاب رونمایی شد. ]]> فرهنگ Sun, 31 May 2015 07:13:00 GMT http://deabel.org/vglep78w.jh8nxjrbbz9ij.2.html تجلیل از برگزیدگان جایزه دعبل http://deabel.org/vglau6nu.49n0w4hkk6514.,.html ]]> فرهنگ Wed, 30 Sep 2015 07:11:01 GMT http://deabel.org/vglau6nu.49n0w4hkk6514.,.html ویژه­ برنامه­ دُرِّ نجف http://deabel.org/vgldko0x.yt0ozyl22fa6y.h.html ]]> فرهنگ Wed, 29 Apr 2015 05:46:58 GMT http://deabel.org/vgldko0x.yt0ozyl22fa6y.h.html بايد بين قيام اباعبدالله(ع) و حماسه عاشورا تفاوت قائل شويم http://deabel.org/vgljx8ev.uqexyubffvszu.w.html فرهنگ - جلال بیطرفان: حجت‌‌الاسلام والمسلمين عليرضا پناهيان در نشست «حقیقت عاشورا» که به همت مرکز مطالعات راهبردی خیمه در ساختمان انجمن‌های علمی حوزه برگزار شد در سخنانی اظهار داشت: «بی‌شك معارفی كه در زندگی ائمه جاری است يكی از دو ثقلی است كه خداوند متعال توسط پيامبر اسلام(ص) در بين ما به وديعه نهاده است.» وی تصریح كرد: «عترت فقط كلمات ائمه معصومين(ع) نيست بلكه رفتار، منش و سيره امامان بزرگوار نيز برای ما درس آموز است؛ عترتی كه مسير حركت تاريخ را تغيير داده است.»اين استاد حوزه و دانشگاه با بيان اينكه بايد كلمات ائمه را بفهميم و اجرا كنيم، افزود: «تا اين كار را نكنيم فايده‌ای از كلمات ائمه در زندگی ما مترتب نمی‌شود ولی آنجا كه ائمه عملی انجام دادند با عمل خود عملا مسير حركت تاريخ را تغيير دادند.»وی گفت: «كلمات ائمه تفسير رفتارشان و رفتارشان تفسير گفتارشان است و اين منبع و ذخيره بسيار غنی برای معرفت و كمال است که در اختيار ما قرار دارد.»پناهيان با بيان اينكه ‌در بين اعمال ائمه بی‌ترديد مهم‌ترين عملی كه از زندگی چهارده معصوم شاهد بوديم قيام اباعبدالله(ع) است، تصريح كرد: «اين قيام را از چند جهت می‌توان مهم‌ترين عمل تلقی كرد؛ يكی به اين دليل كه اساسا شهادت مهم‌ترين عمل است و عالی‌ترين نوع، شهادت اباعبدالله(ع) است كه به اذن خدا صورت گرفت.»وی با اشاره به اينكه تمام اسلام وابسته به شهادت امام حسين(ع) است و با اين شهادت اسلام بيمه شد، افزود: «پس از شهادت امام حسين(ع)، تا ظهور و پس از آن نياز به بيمه ساختن اسلام نبوده است و هر اقدامی كه پس از آن شده تنها در جهت تقويت و تكامل بوده است.»اين استاد حوزه و دانشگاه همچنين با بيان اينكه نحوه شهادت اباعبدالله(ع) نشان می‌دهد كه آن حضرت اذن ويژه‌ای از پروردگار دريافت كردند، ‌ابراز داشت: «اباعبدلله(ع) حقيقت محبت اهل بيت(ع) عصمت و طهارت به معرض نمايش گذاشت.»وی در ادامه تاكيد كرد: «طبيعتا اين چنين ذخيره بسيار غنی‌ به اين سادگی قابل استحصال و درك نيست و هر چه قدر پژوهش و تحقيق در مورد آن انجام شود باز هم جای كار بيشتر وجود دارد.»پناهيان با بيان اينكه همين امروز قيام امام حسين(ع) می‌تواند برای جامعه ما درس آموز باشد، بيان داشت: در همين مقاطع گذشته انقلاب هر روز يك گونه از حماسه حسينی درس گرفتيم و از پيام‌های آن حضرت استفاده كرديم و گره‌هايمان را گشوده‌ايم و به اين كمال كنوني رسيديم.وی با اشاره اينكه شهيد مطهری نخستین بار حماسه اباعبدالله(ع) را به صورت عنصر امر به معروف و نهی ‌از منكر در جامعه ما مطرح كرد، اظهار داشت: «زمانی كه بعضی‌ها می‌خواستند عاشورا را در حد يك رابطه عاطفی با اباعبدالله(ع) نزول دهند و آن را غير انقلابی كنند شهيد مطهری با بيان عنصر امر به معروف و نهی از منكر عاشورای انقلابی را به ما هديه داد.» اين استاد حوزه و دانشگاه امر به معروف و نهی از منكر را به عنوان يكی از عناصر كليدی قيام اباعبدالله(ع) ذكر كرد و گفت: «شايد اگر بخواهيم حقيقت قيام اباعبدالله(ع) را با يك تعبيير نام‌گذاری كنيم همانا امر به معروف و نهی از منكر است.»وی با بيان اينكه بايد بين قيام اباعبدالله(ع) و حماسه عاشورا تفاوت قائل شويم، افزود: «قيام اباعبدالله(ع) و حماسه عاشورا دو مرحله به هم پيوسته است كه مجموع آنرا می‌توان قيام اباعبدالله يا حماسه اباعبدالله(ع) ناميد.» پناهيان با تاكيد بر اينكه بايد از قيام تا حماسه محلی كه از يك مرحله به مرحله ديگر انتقال صورت می‌گيرد دقت كنيم،‌ تصريح كرد: «در مرحله اول امام عليه يزيد قيام كرد و ياران نيز همراه آن حضرت شدند، اتمام حجت صورت گرفت و قيام امر به معروف و نهی از منكری عليه يزيد آغاز شد.»وی با بيان اينكه امام حسين(ع) شب عاشورا به نوعی پايان بخش اول قيام را اعلام كردند، افزود: «اباعبدالله(ع) شب عاشورا سخنان تاريخی عجيبی بيان كردند و خطاب به يارانشان فرمودند که من بيعت را از شما برداشتم و از شما راضی هستم كار شما اينجا به پايان رسيده است، من را می‌كشند شما برويد.»اين استاد حوزه و دانشگاه در ادامه شعار اصلی عاشورا را «هيهات من الذله» دانست و گفت: «مرحله دوم قيام درگيری برای سرنگونی يزيد و نجات امت اسلام نيست بلكه اين مرحله دفاع جانانه، عزت‌مندانه، سلحشورانه و پرحماسه برای حفظ عزت است.»وی با تشریح اينكه حفظ عزت توسط امام حسين(ع) به قيمت شهادت خود و فرزندان و يارانش و اسيرشدن اهل بيتش انجاميد، درباره اهميت حفظ عزت امام گفت: «حفظ عزت يك امام در موقعيت خطير مساوی با حفظ اصل اسلام است.»پناهيان تاكيد كرد: «شهدا شب عاشورا تمنا كردند پای ركاب اباعبدالله(ع) به شهادت برسند فقط برای اينكه شهادت امام حسين(ع) را چند لحظه به تعويق بيندازند زيرا نمی‌توانستند تحمل كنند كه آنها بمانند و ولی خدا به شهادت برسد.»اين استاد حوزه و دانشگاه يادآور شد: «شهدای كربلا ديگر شهدای راه ظلم ستيزی نبودند زيرا مبارزه با ظلم يزيد به پايان رسيده بود بلكه شهدای راه عزت بودند زيرا آنها برای حفظ عزت ولی خدا جنگيدند و  بی‌شك حماسه عاشورا بدون ياران اباعبدالله الحسين(ع) شكل كامل خودش را پيدا نمی‌كرد.»پناهيان گفت: «حتی در رجزهای شهدای كربلا، حمايت از حسين(ع) به عنوان حمايت از دين مطرح می‌شود.»وی با بيان اينكه هر چند اباعبدالله(ع) از شهدای كربلا امر را برداشتند اما آنها ماندند، تصريح كرد: «حقيقت عاشورا اوج ولايتمداري است كه در اين باره سند‌هاي و بيان‌هاي متفاوتي وجود دارد.»پناهيان در پايان با اشاره به اينكه ياران امام زمان ۳۱۳ نفر هستند، گفت: «امام زمان ۳۱۳ نفر عاشورايی می‌خواهد و عاشورايی يعنی كسی كه در ولی خدا ذوب شده است.»در پایان این نشست حجت الاسلام مرتضی وافی، مدیر مركز مطالعات راهبردی خیمه و دبیر شورای عالی فرهنگی مسجد مقدس جمکران با اهدا لوح سپاسی از خدمات حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان، خطیب برجسته و استاد حوزه و داشگاه تقدیر کرد.این نشست‌ها در قم، بلوار جمهوری، كوچه شماره ۲، اولین فرعی سمت چپ، ساختمان انجمن‌های علمی حوزه برگزار می‌شود.همچنین، كلیه علاقه‌مندان به مباحث عاشوراپژوهی می‌توانند در این نشست‌ها شركت كنند و برای كسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۷۷۵۱۴۲۳-۰۲۵۱ تماس بگیرند. ]]> فرهنگ Sat, 04 Sep 2010 07:24:48 GMT http://deabel.org/vgljx8ev.uqexyubffvszu.w.html كودكان با فطرت پاكشان با امام حسين(ع) ارتباط برقرار مي‌كنند http://deabel.org/vglj8xev.uqexyubffvszu.w.html اندیشه - جلال بیطرفان: بیست و دومین نشست از دوره دوم سلسله نشست‌های عاشوراپژوهی «چهل منزل تا اربعین» با عنوان «كودكان، نوجوانان و آموزه‌های عاشورایی» در قم برگزار شد.محمدعلی زارع در این نشست كه در سالن اجتماعات مركز انجمن‌های علمی حوزه علمیه قم به همت مرکز مطالعات راهبردی خیمه برگزار شد در سخنانی با بیان اینكه كودكان دارای معرفت‌های فطری هستند، گفت: راستی، خوبی، مهربانی، ایثار، وفای به عهد و... از جمله معرفت‌های فطری هستند كه ذاتا در انسان وجود دارد.وی با اشاره به اینكه معرفت‌های فطری كودك باید تبدیل به نمونه عملی شود، افزود: پدر و مادر و مربیان معرفت‌های تجربی را به كودك آموزش می‌دهند.این كارشناس و محقق علوم تربیتی در حوزه كودكان بر اساس روایتی از امام صادق(ع) تصریح كرد: كودك باید از محضر انسان‌های با معرفت عبور كند تا با دیدن نمونه‌های معرفت عملی بصیرت پیدا كند‌ و به دنبال آن از فهم بهره‌مند شود.مدیر موسسه فرهنگی هنری گل نرگس وابسته به مسجد مقدس جمکران تصریح کرد: آن كسی كه فهمید، علم پیدا می‌كند و كسی كه به این علم عمل كرد فهم عملی به دست می‌آورد و عالم می‌شود كه این مهم نخستین كلید تربیتی بسیار مهم در تعلیم و تربیت اسلامی است كه بدون توجه به این مسئله تربیتی صورت نخواهد گرفت.زارع تاكید كرد: شیوه صحیح معرفت این است كه انسان و كودك را بر نمونه‌های عملی عبور دهیم تا به ترتیب بصیرت، فهم، علم و فهم عملی پیدا كند كه در این صورت تربیت صورت گرفته است.وی وجود مقدس پیامبر اسلام و ائمه اطهار را بهترین الگو، اسوه و نمونه عملی ذكر كرد و گفت: چون كودك معرفت فطری دارد باید او را به معرفت‌های تجربی برسانیم تا بر اساس فرمایش امام صادق(ع) بصیرت پیدا كند، فهم عملی پیدا كند و عالم شود و چه نمونه و الگو و اسوه‌ای بهتر از ائمه اطهار(ع) می‌توانیم پیدا كنیم.این كارشناس و محقق علوم تربیتی در حوزه كودكان بیان داشت: بر همین اساس ما برای اینكه كودك را بر آدم‌های خوب عبور دهیم تا به بصیرت و فهم و عمل برسد تا در نهایت تربیت شود اباعبدالله الحسین(ع)، واقعه كربلا و درس‌های عاشورایی را اسوه و الگو قرار دادیم.مدیر موسسه فرهنگی هنری گل نرگس وابسته به مسجد مقدس جمکران با بیان اینكه كربلا یك الگوی تمام عیار، كامل و مثال زدنی است، ابراز داشت: امام حسین(ع) بهترین الگو برای رساندن كودكان به معرفت‌های تجربی است كه لازم است از این الگوی استفاده كنیم.زارع با اشاره به لزوم برگزاری سوگواره عاشورایی برای كودكان اظهار داشت: برخی بر اساس علوم تجربی رایج سوگ، سوگواره و عاشورا را برای كودكان لازم نمی‌دانند در حالیكه كودكان با فطرت پاكشان با امام حسین(ع)، سوگ و گریه برای آن حضرت ارتباط برقرار می‌كنند.وی تصریح كرد: ما معتقدیم یاد امام(ع) باعث شادی است و گریه بر مظلومیت امام(ع) دل را صفا می‌دهد و صفای دل نشاط آور است.مدیر موسسه فرهنگی هنری گل نرگس وابسته به مسجد مقدس جمکران همچنین در این نشست گزارشی از نحوه شكل‌گیری و چگونگی دوازده دوره سوگواره عاشورایی كودكان و نوجوانان پرداخت و با توجه به استقبال گسترده از این سوگواره، آن را نمونه بارزی از توجه فطرت ذاتی كودكان به واقعه كربلایی ذكر كرد.در پایان این نشست از این كارشناس و محقق علوم تربیتی در حوزه كودكان تقدیر به عمل آمد.نشست‌های عاشوراپژوهی چهل منزل تا اربعین پنج‌شنبه‌ها در قم، بلوار جمهوری، كوچه شماره ۲، اولین فرعی سمت چپ، ساختمان انجمن‌های علمی حوزه برگزار می‌شود.همچنین، كلیه علاقه‌مندان به مباحث عاشوراپژوهی می‌توانند در این نشست‌ها شركت كنند و برای كسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن ۷۷۵۱۴۲۳-۰۲۵۱ تماس بگیرند. ]]> فرهنگ Sat, 09 Oct 2010 06:40:37 GMT http://deabel.org/vglj8xev.uqexyubffvszu.w.html آیین تقدیر از فعالان اقامه نماز http://deabel.org/vglbw0b5.rhbafrquu8ipr.l.html مراسم تقدیر از فعالان اقامه نماز صبح امروز یکشنبه با حضورعلی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و حجت الاسلام محسن قرائتی در سالن سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد. ]]> فرهنگ Sun, 10 May 2015 14:30:04 GMT http://deabel.org/vglbw0b5.rhbafrquu8ipr.l.html نمایش فصل شیدایی http://deabel.org/vgli5qar.t1awptkcczb2t.x.html ]]> فرهنگ Sun, 05 Jul 2015 06:55:35 GMT http://deabel.org/vgli5qar.t1awptkcczb2t.x.html عوامل ماندگاری مرثیه محتشم کاشانی http://deabel.org/vdcb0fbf.rhb5wpiuur.html نام و یاد هیچ انسان و هیچ اثری ناخواسته در ذهن و اندیشه انسان‌ها جاودان و پایدار نمی‌ماند و گذر زمان معیار و محک خوبی برای جاودانگی و ماندگاری نام و یاد آثار انسان‌ها از یک سو و همچنین حذف و هدم افراد و آثار اشخاص است. یکی از چهره‌های ماندگار و پایدار در عرصه ی شعر و شاعری حسان العجم مولانا کمال‌الدین علی متخلص به محتشم کاشانی است که به راستی باید راز و رمز جاودانگی نامش را در ترکیب بند، مرثیه‌اش در توصیف حماسه ی جانسوز و جانگداز حسین بن علی(ع) در کارزار کربلا دانست. مرثیه محتشم کاشانی که شاید اولین نمونه از این طرز باشد در ادبیات پارسی با آن قریب سیصدو پنجاه سال از آن می‌گذرد و شاعران فراوان به پیروی از آن ترکیب بندهای مختلف ساخته‌اند، به جرات می‌تواند گفت که هنوز هیچ کدام به گیرایی و تاثیر عمیق آن در روح نمی‌رسید هرچند بعضی از آن‌ها از استادان بزرگ باشند. در این مقاله پس از بیان جایگاه مرثیه و سبر آن، انواع مرثیه با موضوعات درباری، شخصی، خانوادگی، فلسفی، اجتماعی، داستانی و مذهبی، اوزان و قوالب غالب مرثیه، به دکر پاره‌ای از ویژگی‌های منحصر به فرد مرثیه محتشم کاشانی شامل تنوع مضامین، تعادل در گفتار و پرهیز از جزیی نگری، ساختار و قالب مطلوب، انتخاب واژگان متناسب با مرثیه، تصویر آفرینی، حسن مطلع زیبا و… اشاره شده است. یکی از برجسته‌ترین و گسترده‌ترین ابعاد شعرآیینی، مرثیه است. در شعر مذهبی، مرثیه سوگ و اندوهی ظاهری نیست بلکه بینش و هدف‌مداری خاصی است که در آن نهفته است و هدف شاعر از بیان اشعار سوزناک و اندوه‌ساز، راهنمایی و به حرکت واداشتن مخاطب به منظور خاص و در قالب نکات مشخص و معین است. در قالب سوگ سروده‌ها که ابعاد حزن و سوگ را در بر دارد، در واقع شاعر به دلیل بی‌بهره ماندن از حضور نورانی ائمه اطهار(علیهم السلام) به سوگ می‌نشیند و شاعر جایگاه رفیعی برای مخاطبین خود همچون امام حسین(ع) دارد و به همین جهت درمرثیه‌های مذهبی، شاعر نه تنها وجود خود، بلکه تمام هستی و کائنات را سوگوار آن حضرت می‌داند. یکی از ماندگارترین مرثیه‌ها که در ماتم و حزن سرور وسید شهیدان، ابوالاحرار، حسین بی علی(ع) سروده شده است و به گونه‌ای باعث و عامل مانایی و ماندگاری حماسه عاشورا در روزگار ما شده و اشعار حزن انگیزش تجلی‌کننده نام و یاد حسین بن‌علی(ع) و عاشورا است؛ ترکیب بند عاشورایی محتشم کاشانی است. در این مرثیه محتشم با واژه گزینی‌های به جا، بهره‌گیری از آرایه‌ها و پرداختن به هر موضوع در هر بند و فاخر شمردن عمل گران‌قدر حسین بن علی(ع) در سرزمین کربلاو توصیف‌های بدون اغراق توام با حزن و ماتم، در روح و ذهن مخاطب تاثیری مضاعف می‌نهد و حماسه عاشورا در ذهن او جاودان می‌سازد. زیرساخت و سیر مرثیه از آغاز تا امروز «رثا» بسیار پیش‌تر از آن که در ادب فارسی نوعی خاص از شعر شمرده شود و شاید حتی پیش از آن که نمونه‌های مشابه یا نزدیک بدان در ادب ایران پیش از اسلام دیده شود، به عنوان یکی از مقاصد شعر عربی جای خود را در ادب این قوم باز کرده است. منشأ«رثا» در ادب عربی را باید در روابط قبایل و منازعات آنها جست وجو کرد. زیرا در رهگذر شعر عصر جاهلی، آن را چنین تعریف کرده اند: «رثا یعنی مدح و توصیف از مناقب کشتگان میدان جنگ و دعوت و ترغیب قبیله به گرفتن خون شهیدان معرکه یا مردگان بیگانه که حقی برگردن شاعر داشته‌اند.»(ترجانی‌زاده، ۱۳۴۸،۲۹) شاعران عصر جاهلی برای آن که به این معنی توسعه بخشیده باشند، ضمن برشمردن مناقب و صفات مقتول یا متوفی وتاسف بر مرگ او، برای محترم جلوه دادن و طبیعی نمودن مساله مرگ، از امثال پیرامون نابود شدن ملوک گذشته و همچنین از بین رفتن قلمروایشان و محوشدن اقوام مختلف و زایل شدن مظاهر طبیعت، نمونه‌هایی می‌آورند.(اسکندری ۱۹۹۴، ۴۸) و این شروعی بوده است تا رگه‌هایی از عبرت و حکمت،‌جای خود را در مراثی بازکند.خلقیات عرب که ایشان را بر آن می‌داشت تا بر مردگان خود زاری بسیاری کنند و گریه بر مردگان را با برشمردن صفات پسندیده آنان تشدید نمایند، باعث آن بود تا مرثیه در زندگی خصوصی و اجتماعی اعراب حضوری فعال داشته باشد. البته این شرف و اعتباری عظیم برای شخصی در گذشته محسوب می‌شد که برجنازه او بگریند و زاری کنند و حتی خواست و وصیت مردگان در زمان حیاتشان آن بودکه پس از مرگ برایش بگریند. شعر«طرفه بن عبد»موید این موضوع است: اذامت فانغینی بما انا اهله وشقی علی الحبیب یا انبه العبد (محمد شکری، ۱۳۱۴، جزء ثالث،۱۰) اما «مرثیه» در ادب فارسی تعریفی کلی‌تر و شامل‌تر از عربی دارد و موجزترین شکل تعریف کلی آن چنین است: «رثا و مرثیه بر اشعاری اطلاق می‌شود که در ماتم گذشتگان و تعزیت خویشاوندان و یاران و اظهار تاسف و تالم بر مرگ سلاطین وصدور و اعیان سران قوم و ذکر مصایب پیشوایان دین و ائمه اطهار(ع) مخصوصاً حضرت سیدالشهدا و شهدای کربلا وشمردن مناقب و فضایل و مکارم و تجلیل از مقام و منزلت شخص و متوفی وبزرگ نشان دادن واقعه و تعظیم مصیبت و دعوت ماتم زدگان به صبر و سکون و معانی دیگری از این قبیل سروده شده است»(موتمن، ۱۳۳۲، ۴۷) البته کیفیت‌های دیگری را نیز بر این تعاریف اضافه کرده اند. مثلاً‌ دکتر زرین کوب، حبسیات را هم در محدوده مرثیه گنجانده است (زرین کوب، ۱۳۴۶، ۱۷) و ظاهراً هر شعری که درباره آلام و مصایب فردی یا جمعی سروده شده است، از نظر ایشان مرثیه محسوب می‌شود. اقسام مراثی در شعر فارسی دری در تقسیم‌بندی مراثی، گاهی با توجه به گونه‌های موجود و شناخته شده آن در ادبیات فارسی، تقسیماتی را ذکر کرده‌اند یکی از محققان معاصر، مراثی را بدین صورت تقسیم بندی کرده است:‌رثا تشریفاتی، رثا شخصی یا خانوادگی و رثا مذهبی (موتمن،۱۳۳۲، ۵۰) در این تقسیم بندی، مراثی درباری و آنچه در مرگ بزرگان منسوب به دربارها سروده شده است، جزو اولین گروه محسوب گردیده و انواع دیگر مراثی ملحوظ داشته نشده است. اما با توجه به نمونه‌های موجود در شعر فارسی، انواع شعر مرثیه را به چند بخش و در قالب دسته‌بندی زیر یادآور شده‌اند: ۱ـ مراثی درباری ۲ـ مراثی شخصی ۳ـ مراثی مذهبی ۴ـ مراثی فلسفی ۵ـ مراثی اجتماعی ۶ـ‌ مراثی داستانی. ۱ـ مراثی درباری: این دسته از مراثی راشعرا در حق سلاطین و بزرگان درباری سروده‌اند و شاید بتوان گفت که اکثر مراثی در دواوین شعرای فارسی زبان را این نوع تشکیل می‌دهد. چنان که معلوم است، از وظایف شاعران درباری بوده که در حوادث مهم، پیروزی‌ها و ولادت‌ها، مرگ‌ها، بر تخت نشستن و امثال آنها اشعاری به مناسبت بسرایند. مرثیه‌های درباری در واقع وظیفه‌ای بوده است که شاعر داشته، ولی طبیعی است که هر قدر مرگ سلطان یا حاکم از اهمیت برخوردار می‌بود، باز هم نمی‌توانست عامل نیرومندی باشد که بار عاطفی این گونه مراثی را در اوج قرار دهد. لذا جنبه احساسی این قبیل مراثی، غالباً زیاد نیست. در این گونه مراثی، مرسوم بوده است که بشتر شاعران در آغاز سخن از اشاره مستقیم به مرگ ممدوح خودداری می‌کردند و سخن را به گونه‌ای آغاز می‌نمودند که گویی مرگ پادشاه یا وزیر، امر غیرقابل انتظار بوده است. شاید بتوان گفت که مبتکر این کار در مراثی درباری فرخی سیستانی بوده است. ۲ـ‌ مراثی شخصی و خانوادگی: این دسته از مراثی، پراحساس‌ترین و شورانگیزترین گونه رثا در ادب فارسی است و بی‌تردید از نظر ارزش هنری و ادبی نیز به واسطه قوی بودن زمینه عاطفی، برترین قسم مراثی را تشکیل می‌دهد. این مراثی غالباً اشعاری هستند که شاعر در مرگ زن و فرزند و یا شخصی دیگر از خانواده خود می‌سراید و البته می‌توان مرثیه‌هایی را که شاعران برای یاران نزدیک خود سروده‌اند را نیز در این قسم قرار داد. در مراثی شخصی، شاعر در محدوده ماجرا بوده و احیاناً خود ناظر بسیاری از جنبه‌های آن است و بدین علت دامنه تصویرسازی و صحنه‌پردازی قوی است. به هر حال، مراثی خانوادگی را از لحاظ صداقت در ردیف مراثی مذهبی قرار می‌دهند. هرچند در ادبیات عرب مشهورترین مرثیه شخصی و خانوادگی را مرثیه «خنساء» می‌دانند، ولی دقیقاً نمی‌توان نخستین مرثیه شخصی را در شعر فارسی نشان داد و شاید سخن فردوسی در مرگ فرزندش، یکی از قدیم‌ترین مراثی از این نوع باشد. فردوسی در شصت و پنج سالگی، تنها فرزند ذکور سی و هفت ساله خویش را که ذخیره حیات خود می‌پنداشت، از دست داد. او که خود قصه‌گوی مرگ جانسوز سیاوش و سهراب است، این بار از داغ جگر گوشه خویش سخن می‌گوید. (زرین‌کوب، ۱۷۱،۱۳۴۶) ۳ـ مراثی فلسفی: پرداختن به موضوع مرگ، به عنوان سرنوشت محتوم و لایتغیر و فرجام‌ناپذیر، باعث گردید تا از همان روزهای نخستین زایش شعر و ادب در دفترهای شعری جهان، ذهن و اندیشه نویسندگان و شاعران زیادی به این موضوع رهنمون گردد. در این عرصه، اندیشه‌های گوناگون در موضوع مرگ، گروهی همواره به نقطه فرجامین چشم می‌دوختند و در این شمارش واژگونه که حیات و زندگی نامیده می‌شود، دم را غنیمت دانسته ولی در کنار این اغتنام،‌ در بی‌وفایی دنیا، کوتاهی عمر، بی‌ثباتی حیات و پایان ناگوار زندگی حق سخن ادا کرده‌اند. نگاهی همراه با امعان نظر و ژرف‌اندیشی در اشعار پاره‌ای از شعرا نشان می‌دهد که گاهی اشعاری یافت می‌شود که از احساسات پر تأثر شاعر نسبت به مسئله مرگ و حیات و افسوس بر گذراندن دوران جوانی به بیهودگی و احساس مرگ قریب‌الوقوع بی‌زاد و توشه راه و… حکایت دارد. این اشعار بیش‌تر جنبه تنبیهی و گاهی عرفانی دارد و همانند آن است که شاعر پیش از مرگ بر خود تعزیت و مرثیت می‌خواند. این مراثی، مراثی در فلسفی تعبیر می‌شود. این گونه مراثی در آثار شعرای آغازین زبان فارسی از قبیل رودکی، خیام و بعدها عطار، سنایی و حتی حافظ و جمال‌الدین عبدالرزاق یافت می‌شود. ۴ـ مراثی اجتماعی: این عنوان برای اشعاری به کار برده می‌شود که به واسطه رخ نمودن مصیبتی طبیعی از قبیل زلزله، سیل، بیماری خاص و قتل‌عام‌های فجیع، لشکرکشی‌های همراه با خونریزی، طوفان و جنگ‌ها و… سروده شده باشد. هرچند این اشعار در قیاس با انواع دیگر مراثی و در مجموع، سابقه‌ای چندان طولانی ندارد ولی به هر حال باید نوعی از مرثیه به حساب آید. آغاز مراثی اجتماعی را اگر چه برخی از مورخان ادبی از قرن هفتم به بعد می‌‌دانند و مرثیه سعدی بر زوال ملک مستعصم و انقراض خلفای عباسی را آغاز این گونه مراثی در ادب فارسی به حساب آورده‌اند (نعمانی، ۱۳۳۵، ج۲، ۴۷)، ولی باید در واقع تاریخچه آن را پیش‌تر دانست که شعر «ابوالینبغی» در ویرانی سمرقند از آن‌هاست. این‌گونه مرثیه را می‌توان در اشعار انوری در بیان قصه پر سوز مادران فرزند مرده و خفت کشیده و سرزمین ویران خراسان، خاقانی در توصیف ویرانی‌های ایوان مدائن، قطران تبریزی در توصیف زلزله تبریز، کمال‌الدین اسماعیل در توصیف قحطی وحشتناک خراسان، سلمان ساوجی در قحط‌سالی آذربایجان و ولایت‌های شمالی ایران، و سیف فرغانی در قحط‌سالی جامعه خویش یافت. ۵ـ مراثی داستانی: این نوع از مراثی شامل ابیاتی است که شاعر برای یک شخصیت داستانی یا قهرمانی یکی از منظومه‌ها سروده است و فرقی هم نمی‌کند که شخصیت داستانی دارای هویت تاریخی باشد یا نباشد. زیرا شاعر به مقتضای فضای عاطفی منظومه خود، مرثیه را در درجات مختلفی از احساس می‌سراید. در پاره‌ای از مواقع، یاد آوردن یکی از عزیزان در گذشته شاعر یا یادآوری مرگ یکی از نزدیکان او در هنگام سرودن مرثیه داستانی، جوهر عاطفی آن را قوی‌تر می‌کند. چنان‌که در داستان خسرو و شیرین نظامی ، پس از آن‌که در مرگ شیرین و نکوهش دنیا و موعظه سخن می‌راند، بلافاصله به یاد آفاق می‌افتد. جوهر عاطفی مرثیه‌های داستانی با توجه به کیفیت مثبت و منفی قهرمانان داستان تغییر می‌کند (دستگردی، ۱۳۵۱، ۲۶۶). انواع دیگر این مراثی را می‌توان در آثار نظامی، شاهنامه، ویس و رامین و … یافت. ۶ـ مراثی مذهبی: مراثی مذهبی، دسته‌ای از مراثی است که در واقعه کربلا و شهادت امامان و رحلت معصومین (علیهم‌السلام) به وسیله شعرای شیعه سروده شده است. مراثی مذهبی به آن دلیل که بی‌هیچ چشمداشتی سروده شده است، از احساس و صداقت فراوانی برخوردار است. در ادبیات عرب این‌گونه مراثی سابقه قابل توجهی دارد و از پیشینه‌ای بسیار قدیم‌تر از نمونه‌های آن در زبان فارسی برخوردار بوده است. شاید بتوان مرثیه «دعبل خزاعی» در شهادت امام موسی کاظم(ع) و شهادت حسین بن علی(ع) را از جمله قدیم‌ترین مراثی مذهبی عربی دانست. شاعر این مرثیه را در حضور امام رضا(ع) سروده است. قصیده دعبل با مطلع زیر، مشتمل بر یکصد و بیست بیت است که تمامی آن را در «مجالس المؤمنین» درج شده است: تجاوین بالادنان و الزفرات نوایح عجم اللفظ والنطقات اما در ادبیات فارسی باید بی‌تردید مراثی مربوط به شهادت حضرت حسین بن علی(ع) را محور اصلی مرثیه‌های مذهبی دانست. این موضوع به تعداد قابل توجهی در ادبیات عرب هم صادق است. زیرا بسیاری از شاعران نام‌آور، رثای مظلومان واقعه کربلا را مضمون اشعار گرانقدر خود ساخته‌اند، اما آنچه قابل تأمل و توجه است، این که در ادبیات فارسی «مراثی مذهبی» جدیدترین نوع مرثیه‌سرایی دانسته شده است. زیرا بیش از چند قرن نیست که مذهب شیعه در ایران رواج کلی یافته است و تا دورة قبل از صفویه نمونه‌های چشمگیری از مراثی مذهبی یافت نمی‌شود. البته این سخن بدان معنی نیست که شعرای شیعه در این سده‌ها وجود نداشته و یا مراثی مذهبی سروده نشده‌اند، بلکه کیفیت و قوالب مراثی برجسته و ممتاز نیست. ضمن این‌که این نکته هم ضروری است که هر چند در کتاب «النقض» فردوسی، قدیمی‌ترین شاعر فارسی زبان شیعه معرفی شده و بیش از همه شعرای شیعه بدو اشاره شده است (قزوینی، ۱۳۳۱، ۲۵۲)؛ اما تصور می‌رود که قدیم‌ترین مراثی مذهبی موجود باید متعلق به قوامی رازی شاعر نیمه اول قرن ششم هجری باشد. دکتر صفا درباره وی نوشته شده است: «قوامی رازی مردی شیعی مذهب و در میان شاعران شیعه معروف بوده است.» (صفا، ۲۱۹۵، ۱۳۴۷) مطالعه و مقایسه مراثی در آغازین سال‌های زایش و رویش شعر فارسی تا قرون بعدی مؤید این است که باید قرون ششم تا هشتم هجری را «قرون تجربه‌های تازه در مرائی مذهبی» شناخت. از این دوره به بعد به شعرایی برمی‌خوریم که مراثی مذهبی را به اوج نگاری ساده پایین نیاورد و هیچگاه از متن جریان رها نشد و به تخیلات و حتی پاره‌ای از تحریفات و تخیلات سرگرم نگردید. ـ ساختار و قالب مطلوب: ساختار مطلوب و فنون شعری و قالب برجسته در مرثیه محتشم کاشانی مشهود است. این شعر، نه بیش از حد کوتاه است که از دریافت مطلب و پیام شعر بی‌بهره بمانیم و نه آن‌چنان مطول که موجبات دلزدگی و ملامت و ملالت خواننده گردد. بیان آن نه بسیار ساده و عامیانه است که از شعر بودن رها شود و نه آن‌چنان پیچیده و متکلف و فنی که برای فهم مفاهیم، نیازمند شناخت و آگاهی‌های وسیع از صنایع ادبی معنوی خاصی باشیم. ضمن این‌ نباید از این نکته هم غافل شد، همان‌طور که قبلاً ذکر گردید، قالب غالب برای سرودن اشعار مرثیه، قطعه و قصیده بوده است، ولی محتشم با انتخاب و گزینش قالب ترکیب بند به نوعی بر تنوع و حتی بداعت قالب ترکیب بند در سرایش مرثیه‌های عاشورایی افزوده. به گونه‌ای که این قالب بعدها به وسیله شاعرانی هم چون صباحی بیدگلی و … مورد تقلید قرار گرفت. ـ انتخاب واژگان مناسب برای مرثیه: محتشم کوشیده است در ترکیب بند خویش از الفاظ و واژگانی بهره گیرد که با روح مرثیه هم‌خوانی داشته باشد و از هر واژه بوی غم، مصیبت، گریه و حزن و اندوه استشمام گردد. این گزینش واژگان، هم در گزینش لغات و هم صفات و قیدها قابل مشاهده است. صبح تیره، نوحه، عزا، ماتم، آشوب، ملال، زانوی غم، کشتی شکست خورده، خاک و خون تپیده، اشک، قحط آب، تشنگان، العطش، شرم، خوف، خصم، افغان، سیل سیه، زمین قیرگون، شعله برق، زمین بی‌سکون، غرقه دریای خون، حلق تشنه، و …. ـ بهره‌مندی از واگویه(حدیث نفس): یکی از شیوه‌ها و ابزارهای توصیف مصیبت و حزن و اندوه، بهره‌گیری از عنصر و عامل واگویه یا حدیث نفس است؛ بدانگونه هنگامی که انسان دچار مصیبت و یا حزنی بزرگ گردد، می‌کوشد از طریق حدیث نفس، واقعیات درونی خویش را به بیرون منتقل نماید. بند یازدهم ترکیب بند مؤید این موضوع است. خاموش محتشم که دل سنگ آب شد بنیاد صبر و خانه طاقت خراب شد خاموش محتشم که از این حرف سوزناک مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد خاموش محتشم که از این شعر خونچکان در دیده اشک مستمعان خون ناب شد خاموش محتشم که از این نظم گریه خیز روی زمین به اشک جگرگون کباب شد خاموش محتشم که به سوز تو آفتاب از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین جبریل را ز روی پیمبر حجاب شد (محتشم کاشانی ۱۳۸۷، ۳۲۷) ـ تصویر آفرینی: نگاهی به مرثیه محتشم کاشانی مؤید این موضوع است که محتشم در سرایش ترکیب بند عاشورایی خود از واژگانی بهره گرفته است که گویا به نوعی واقعه و حادثه عاشورا را برای مخاطبان نقاشی می‌کند، به دیگر عبارت چیدمان واژه، تصویرگر حادثه عاشورا است. صبح تیره ـ غروب آفتاب ـ آشوب تمامی ذرات عالم ـ قیامت دنیا ـ قدسیان با زانوی غم ـ نوحه جن و ملک ـ عزای اشرف اولاد آدم ـ طوفان ـ خاک ـ خون ـ غم ـ گریستن ـ اشک ـ مضایقه کوفیان در آب دادن ـ مکیدن خاتم از قحط آب ـ العطش بیابان. ـ حسن مطلع زیبا: مرثیه محتشم کاشانی با یک لحن پرسشی شروع می‌شود که به نوعی هنرمندی محتشم را می‌رساند، به گونه‌ای در آغاز ترکیب بند خویش در ابیات نخستین با طرح چند سؤال شنونده را در حال انتظار و تعلیق قرار می‌دهد و بعد از طرح چند سؤال در بیت پنجم و در انتهای بند اول برای خواننده روشن می‌سازد که سخن از کربلاست و کشتن حسین بن علی(ع) باز این چه شورش است که در خلق آدم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی‌نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است محتشم کاشانی در بند دوم، به وقایع دردناک قبل از واقعة عاشورا همانند شهادت امام علی(ع) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) اشاراتی دارد و این‌گونه زمینه‌ها و پیش درآمدهای تاریخی واقعة عظیم عاشورا را نیز یادآور می‌گردد: بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند اول صلا به سلسله انبیا زدند نوبت به اولیا چو رسید آسمان تپید ز آن ضربتی که بر سر مرتضی زدند بس آتشی ز اخگر الماس پاره‌ها افروختند و بر حسن مجتبی زدند و آن گه سرادقی که فلک محرمش نبود کنند از مدینه و در کربلا زدند (محتشم کاشانی، ۱۳۸۷، ۳۲۵) ـ بهره‌گیری از نغمه‌های مناسب: واج‌آرایی یا تکرار واج و یا نغمه آرایی، تکرار صامت یا مصوت در یک جمله است؛ آن‌گونه که باعث زیبایی و دل‌نشینی لفظی جمله گردد. یکی از مهارت‌ها و هنرمندی‌های محتشم در مرثیه عاشورایی خویش، بهره‌وری و بهره‌مندی از واج‌های مناسب با لحن و توصیف حادثه است. تا آنجا که می‌توان ادعا کرد در هر بیت محتشم از واج و یا نغمه حروف و یا مصوت با آن بیت استفاده شده است. مصوت بلند «ا» در بیت زیر نوعی تعجب و حیرت را ابراز می‌دارد: گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است و یا مصوت «م» نوعی حزن و اندوه را در بیت زیر تداعی می‌کند: آه از دمی که لشکر اعدا نکرد شرم کردند رو به خیمه سلطان کربلا از آب هم مضایقه کردند کوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است (محتشم کاشانی، ۱۳۸۷، ۳۲۳) ]]> فرهنگ Wed, 22 Nov 2017 09:54:57 GMT http://deabel.org/vdcb0fbf.rhb5wpiuur.html رونمایی از کتاب منظومه حماسه امام علی(ع) http://deabel.org/vglgnn9x.ak9txa1rrqp4a.v.html ]]> فرهنگ Tue, 05 May 2015 05:50:00 GMT http://deabel.org/vglgnn9x.ak9txa1rrqp4a.v.html آیین نکوداشت محمدرضا سنگری http://deabel.org/vglgqx9x.ak9wza1rrqp4a.v.html مطالب مربوط به پرونده ویژه دکتر سنگری را می توانید از اینجا بخوانید. ]]> فرهنگ Mon, 16 Feb 2015 05:46:17 GMT http://deabel.org/vglgqx9x.ak9wza1rrqp4a.v.html گزارش تصویری فیلم و پشت صحنه های «محمد رسول الله» http://deabel.org/vglfetd0.w6dvew,iiygaw.p.html ]]> فرهنگ Tue, 01 Sep 2015 06:59:00 GMT http://deabel.org/vglfetd0.w6dvew,iiygaw.p.html گزارش تصویری تقدیر از عوامل مختار نامه http://deabel.org/vgli3paz.t1awrtkcczb2t.x.html فرهنگ: یکشنبه  ۲۱آذر ماه همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شمیرانات و شمال تهران مراسم تقدیر از عوامل و بازیگران سریال مختارنامه با حضور دکتر سید محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد. بیش از ۳۰ نفر از عوامل و بازیگران «مختارنامه» به این مراسم دعوت شده بودند. ]]> فرهنگ Wed, 22 Dec 2010 06:13:41 GMT http://deabel.org/vgli3paz.t1awrtkcczb2t.x.html «موضع مندی»،جانمایه شعر اصیل آیینی http://deabel.org/vdcdjs0s.yt0xj6a22y.html «شعرهای مذهبی و شعرهای مربوط به ائمه(علیهم‌‌‌‌‌‌‌السّلام) را، به اصطلاحی که حالاها باب شده، تعبیر می‌کنند به«شعر آئینی». انصافاً شعرهای خوبی هم گفته می‌شود؛ لیکن اهداف و آرمان های انقلاب منحصر در اینها نیست. انقلاب یک مجموعه‌‌‌‌‌‌‌ای از ستاره‌‌‌‌‌‌‌های درخشان آرمانی را بالای سر ما قرار داده و ما را به حرکت و پرواز و جهش به سمت این نقاط نورانی دعوت کرده. ما هم امتحان کردیم، دیدیم می‌توانیم پرواز کنیم؛ دیدیم این پرواز ممکن است… از این آرمان ها هنوز بالای سر ماست؛ ما باید حرکت کنیم: به سمت عدالت باید برویم، به سمت اخلاق باید برویم، به سمت استقلالِ به معنای حقیقی کلمه – شامل استقلال فرهنگی که از همه عمیق‌تر و دشوارتر است – باید برویم، به سمت بازیابی حقیقی هویت اسلامی- ایرانی خودمان باید برویم… در اینجا شاعر چه نقشی دارد؟ مردِ هنری و مردِ فرهنگی – مرد شامل زن ها هم می‌شود – یعنی انسانِ هنری و انسانِ فرهنگی، در این صحنه چه وظیفه‌‌‌‌‌‌‌ای دارد؟ به نظر من وظیفه خیلی سنگین است، خیلی بزرگ است. مهم ترین وظیفه هم تبلیغ و تبیین است؛«الّذین یبلّغون رسالات اللَّه و یخشونه و لا یخشون احدا الّا اللَّه». (بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع شعرا – ۱۲ شهریور ۸۸). ارجحیت «موضع» بر«موضوع» در سال های اخیر، تمام دغدغه من شعر آیینی و دینی – بخصوص شعر عاشورایی – بوده است و بسیار و فراوان به تعریف درست آن اندیشیده ام. «شعر آیینی» تعریفی سهل و ممتنع دارد. سهل از آن جهت که می توان – با تساهل و تسامح – بر هر شعری که موضوع دینی داشته باشد، عنوان شعر آیینی نهاد. و ممتنع از آن روی که بسیاری از شعرها علی رغم این که با موضوع دینی سروده شده اند، به خاطر آن که در سیرت و باطن با آموزه های وحیانی و قرآنی در تقابل اند، شعر آیینی نیستند. به همین انگیزه و با تامل در تمام تعاریف ارائه شده، در این یادداشت به دنبال ارائه تعریفی جامع تر و کاربردی تر برای شعر دینی و آیینی هستم. در باور بسیاری هر شعری که موضوع دینی داشته و در مدح و منقبت و مراثی ائمه اطهار (علیهم السلام) سروده شده باشد، شعر آیینی ست. این بدترین و نارساترین تعریفی ست که از شعر دینی و آیینی می توان ارائه داد. با چنین تعریف نارسایی شاعرانی همچون حافظ به اعتبار این که پوسته، برونه و موضوع اشعارشان دینی نیست، بیرون از دایره شعر آیینی قرار می گیرند، و شوربختانه شاعرانی که شعرشان هیچ نسبتی با شعر آیینی اصیل و فاخر ندارد، صرفا به اعتبار این که موضوع اشعارشان دینی ست، در صف شاعران آیینی! حال آن که اطلاق عنوان «شعر آیینی» بر بسیاری از شعرهایی که موضوع دینی دارند، به خاطر آن که از موضع و مضمون ارجمند و شریفی برخوردار نیستند، جفا به شعر و شاعران آیینی ست. به یاد دارم استاد حمید سبزواری نیز در مصاحبه با یکی از خبرگزاری ها در پاسخ به این سوال که:«آیا تمام اشعاری که با محوریت مسائل دینی سروده شده را می توان اشعار آیینی نامید؟» گفته بود: «باید همواره آگاه باشیم که هر نوع شعری که در باره دین گفته می شود شعر آیینی نیست. برخی شاعران دین شناس نیستند و آگاهی آنها بیشتر ناظر بر آگاهی طبقات جاهل و مبلغان ساده اندیشی است که برداشت غلطی از دین دارند؛ بنابراین این نوع شعرها نه تنها ارزش ادبی ندارد، بلکه به اصل دین نیز ضربه می زند. حتی در برخی مواقع به وضوح می توان در شعر برخی از شاعران جنبه های دین ستیزی را لمس و مشاهده کرد. بین متون اصلی دین و دینی که طبقات جاهل و مبلغان منحرف ارائه می کنند تفاوت وجود دارد اما بعضی از شاعران به این نکته توجهی ندارند و این عدم توجه در اطلاعات و دانش اندک آنها ریشه دارد. شاعرانی هم که عموماً در شعرهای شان دین ستیزی موج می زند گرفتار این بی دانشی هستند و نمی توانند بین اصل دین و دینی که بر اساس برداشت غلط عرضه می شود، تفکیک قائل شوند. موازین الهی و عقلی بسیار پیشرفته است، شاعر باید آنچه را از دین می آموزد بر اساس موازین الهی که در قرآن بر آنها تاکید شده و موازین عقلی که یکی از آنهاست بسنجد، نه این که دین را بر اساس قضاوت کسانی که شناخت دینی درستی ندارند بیاموزد، چرا که این شناخت نادرست هم به شعر شاعر و هم نسبت به باورهای عمومی خدشه وارد می کند».(حمید سبزواری، مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی، ۸ دی ماه ۱۳۹۳) «حافظ»، آیینی ترین شاعر روزگار ما آری، شعر آیینی الزاماً نباید موضوع دینی داشته و در ستایش بزرگان دینی و مناسبت‌های مذهبی سروده شده باشد، بلکه پیش‌تر و بیش تر از موضوع دینی، باید «موضع» دینی داشته باشد. «موضوع» توقف در منزل صورت و ظاهر دین است – یعنی مدح و منقبت صرف – و «موضع» پرداختن به درونه، سیرت و حقیقت دین، یعنی بیان معارف و حقایق دینی و توحیدی. جان مایه شعر آیینی اصیل و فاخر «موضع مندی» آن است، نه «موضوع بندی» آن. یعنی ایستادن شاعر در جبهه «حق» و حق مداری و برائت از ظلم و باطل و زشتی و پلشتی. از این منظر حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی آیینی ترین شاعر تاریخ ادبیات ماست، چرا که در همه سروده های خود موضع مسلمانی و ایمانی دارد. ابیات زیر را – که مُشتی است از خروار – بدون هیچ گونه تردیدی می توان به عنوان نمونه های بی بدیل و درخشان شعر آیینی ادبیات پارسی معرفی کرد: غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است *** گر چه گردآلود فقرم، شرم باد از همتم گر به آب چشمه خورشید دامن تر کنم *** مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست *** در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست *** هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بُود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست *** مرو به خانه ارباب بی ‌مُروت دهر که گنج عافیتت در سرای خویشتن است *** ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم با پادشه بگوی که روزی مقدر است *** فاش می گویم و از گفته خود دلشادم بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم *** حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی دام تزویر مکن چون دگران قرآن را *** آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو *** عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم دانش و بینش دینی،پیش شرط «موضع مندی» گفتیم شعر آیینی فاخر و اصیل شعری است که «موضع دینی» داشته باشد و این موضع منبعث از معارف الهی و حقایق توحیدی و نبوی باشد. برخورداری از مواضع منطبق بر آموزه های وحیانی و قرآنی نیازمند داشتن «دانش و بینش» دینی یا به تعبیری رساتر «بصیرت دینی» ست. در غیر این صورت حرکت در مسیر حق کاری ست بس دشوار و غیر ممکن، چنان که امام صادق می فرماید:‏ ‎«العامل على غیر بصیرهٍ کالسّائر على غیر الطّریق، و لا یزیده سرعه السّیر من الطّریق الاّ بعدا»، کسى که بدون بینش عمل کند، همچون کسى است که در بیراهه رود، چنین کسى هر چه تندتر رود، از راه دورتر مى افتد.‏ (الأمالی للصدوق: ۵۰۷ر۷۰۵). برای شاعر عاشورایی شب‌چراغی پر فروغ‌تر از این فراز بصیرت بخش و معرفت آفرین زیارت اربعین نیست که «وَ بَذَلَ مُهجَتَهُ فیکَ لِیَستَنقِذَ عِبادِکَ مِنَ الجَهالَهِ وَ حَیرَهِ الضَّلاله…، حسین (ع) خون قلبش را به آستان الهی هدیه داد تا بندگان را از ظلمات جهل و نادانی و حیرت گمراهی رهایی بخشد.» یقینا اگر شاعر عاشورایی با آیات قرآن و بخصوص این فراز از زیارت اربعین زندگی کرده و جان و جهانش با معرفت قرآنی و حسینی عجین شده باشد، هرگز در اشعار خود راضی به بیان مطالب غیر مستند و آمیخته به خرافه و دادن نسبت الوهیت به حضرت نمی شود. مطالب غیر سودمند و وهن آلودی که هیچ گونه نسبت و قرابتی با فلسفه قیام اباعبدالله (ع) ندارد. خداوند در آیه ۸۰ سوره مبارکه آل عمران می فرماید: «وَ لا یَأْمُرَکُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِکَهَ وَ النَّبِیِّینَ أَرْباباً أَیَأْمُرُکُمْ بِالْکُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ، و هرگز خدا به شما امر نمی‌کند که فرشتگان و پیامبران را خدایان خود قرار دهید، چگونه ممکن است شما را به کفر بخواند پس از آن که اسلام آورده باشید؟!». مولی الموحدین حضرت امیرالمومنین (ع) نیز در حدیثی می فرمایند: «إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ اللَّهِ لَا تُسَمُّونَا أَرْبَاباً… جز این نیست که من یکى از بندگان خدایم ؛ ما را ربّ ننامید…» (‏بحار الأنوار،ج‏۲۶،ص ۶). و باز در حدیثی دیگر با تاکید بر بندگی خویش می فرماید: «یَا أَبَاذَرٍّ! أَنَا عَبْدُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ خَلِیفَتُهُ عَلَى عِبَادِهِ لَا تَجْعَلُونَا أَرْبَاباً وَ قُولُوا فِی فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ …ای اباذر! بدان که من بنده خدای عزّ و جلّ و خلیفه او بر بندگانم . ما را ربّ قرار ندهید و در فضل ما هر چه می خواهید بگویید!» (بحار الأنوار،ج‏۲۶،ص۲). با عنایت به این دقیقه، برای شاعر آیینی انس با قرآن، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و سایر ادعیه، آشنایی با روایات و احادیث و مقاتل معتبری همچون «لهوف» و «نفس المهموم»، مطالعه کتاب های ارزنده ای همچون «قیام حسینی» و «تحریفات عاشورا» از استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری، و اشراف به تاریخ اسلام یک ضرورت غیر قابل انکار است. تقسیم بندی شعرهای آیینی در یک جمع‌أبندی کلی شعرهای آیینی در سه گروه زیر جای می‌گیرند: ۱ – شعرهایی که موضوع و موضع آیینی دارند. ۲ – شعرهایی که موضوع آیینی ندارند، ولی موضع آیینی دارند.( همچون غزلیات حافظ) ۳ – شعرهایی که موضوع آیینی دارند، ولی موضع آیینی ندارند. با عنایت به تعریفی که ارائه شد، به روشنی پیداست که شعرهای گروه سوم – شعرهایی که موضوع آیینی دارند، ولی موضع آیینی ندارند – نه تنها بیرون از دایره شعرهای دینی و آیینی قرار می‌گیرند، بلکه در مواردی به خاطر آن که موضعی مخالف با آموزه های وحیانی و قرآنی دارند – به خاطر دادن نسبت الوهیت به بزرگان دینی و آلوده شدن به خرافه و گزافه – به شعری ضد دینی و آیینی تبدیل می شوند. شعری که از جان و جهان آنها بوی کفر و شرک به مشام می‌رسد. جان کلام آن که شعر آیینی، شعری نیست که تنها موضوع دینی و آیینی داشته باشد، بلکه پیش‌تر و بیش‌تر از موضوع، باید «موضع دینی» داشته باشد . این نکته ظریفی ست که در تعریف شعر آیینی روزگار ما گاهی مورد غفلت قرار می‌گیرد. شاعر آیینی واقعی به طور قطع در شعر خود موضع دینی را در نظر می گیرد و این موضع چیزی نخواهد بود جزعبودیت، یکتاپرستی، عزت مداری، آزادگی، حق جویی، عدالت خواهی و پرداختن به کرامت های انسانی. به تعبیر قرآن شاعران در گمراهی‌اند، مگر کسانی که اهل ایمان، عمل صالح و ذکر الهی باشند: «الشعراءُ یتّبعُهم الغاوُون…الا الذین آمَنوا و عملوا الصالحاتِ و ذکروا اللهَ کثیرا…»، روح القدس نیز تنها بر شعر شاعرانی که دارای چنین ویژگی هایی باشند مُهر تایید می زند. اما اگر شاعر آیینی – به هر علت – از دایره آموزه‌های دینی و قرآنی خارج شود، و در مسیری مخالف با قرآن و عترت حرکت کند، مورد طمع شیطان قرار خواهد گرفت و شعرش چیزی جز القائات و الهامات شیطانی نخواهد بود. به عنوان مصداق، حُسن ختام این نوشتار را به غزلی عاشورایی و«موضع مند» از خوشدل تهرانی اختصاص می دهم. غزلی که آیینه ارجمندی و شکوهمندی حماسه بی بدیل و جاودانه عاشوراست، و راوی پیام های اصیلی همچون: حق خواهی، ظلم ستیزی، آزادگی، و… با هم می خوانیم: بزرگ فلسفه نهضت حسین این است که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است حسین مظهر آزادگی و آزادی ست خوشا کسی که چنینش مرام و آیین است نه ظلم کن به کسی، نی به زیر ظلم برو که این مرام حسین است و منطق دین است همین نه گریه بر آن شاه تشنه لب کافی ست اگر چه گریه بر آلام قلب، تسکین است ببین که مقصد عالی نهضت او چیست که درک آن سبب عز و جاه و تمکین است فراز نی سر وی گر رود نباشد باک که سرفرازی طاها و آل یاسین است اگر چه داغ جوان تلخ کام کردش، گفت: که مرگ در ره حفظ شرف، چه شیرین است زخاک مردم آزاده، بوی خون آید نشان سروری و راه رهبری این است زخون سرخ شهیدان کربلا،«خوشدل» دهان غنچه و دامان لاله، رنگین است ]]> فرهنگ Wed, 22 Nov 2017 10:00:52 GMT http://deabel.org/vdcdjs0s.yt0xj6a22y.html