پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - آخرين عناوين ادبیات :: نسخه کامل http://deabel.org/vsng.n19rkjoaqpr4a.html Mon, 05 Feb 2018 13:54:56 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Mon, 05 Feb 2018 13:54:56 GMT ادبیات 60 حجت ‌الاسلام ریاضت: مداحان امانت داران اهل بیت(ع) هستند http://deabel.org/vdcfxtdm.w6d0vagiiw.html حجت الاسلام محمود ریاضت با اشاره به ایام سوگواری دهه فاطمیه اظهار داشت: مداحان یکی از امانتداران اهل بیت (ع) هستند که با مداحی خود فضایل اخلاقی ائمه و امام معصوم (ع) را گسترش می‌دهند. وی با اشاره به تفاوت اعتقاد نظری و عملی در انسان افزود: اعتقاد نظری اعتقادی فراگیر است که عموم مردم در آن اشتراک نظر دارند. وی بااشاره به اینکه این در حالی است که اعتقاد عملی که باید در عمل به ارزش‌ها اجرایی شود نیازمند تقویت است.تصریح کرد: این مهم از طریق تعمیق باور‌های دینی در انسان و عمل به فرائض دینی معنا می‌شود. استاد حوزه و دانشگاه از بسیجیان نیزبه عنوان پیروان واقعی اهل بیت (ع) نام برد و گفت: وقتی مسئولیتی را می‌پذیریم در قبال درست انجام دادند آن مسئول هستیم. حجت الاسلام ریاضت افزود: صداقت و امانتداری از اصول مهم یک مسئولیت است که رعایت آن سبب عاقبت بخیری فرد می‌شود. ]]> ادبیات Mon, 05 Feb 2018 07:43:10 GMT http://deabel.org/vdcfxtdm.w6d0vagiiw.html مرثیه خوانی برای حضرت زهرا(س) به زبان آذری/ حاج منصور زمان شعار http://deabel.org/vdcjmiet.uqe8xzsffu.html دریافت ]]> ادبیات Wed, 31 Jan 2018 10:33:38 GMT http://deabel.org/vdcjmiet.uqe8xzsffu.html پژوهش؛ چاهی که آب ندارد ولی نان دارد! http://deabel.org/vdcewn8x.jh8wxi9bbj.html نقل است که صدر اعظم یکی از شاهان قاجار، علاقه‌ی زیادی به حفر چاه آب داشت و مقنی‌های فراوانی را به این کار گمارده بود. روزی هنگام سرکشی به یکی از پروژه‌های مذکور، مقنی به اوگفت: این حفر ما به آب نرسیده و نخواهد رسید و جز هدر رفت انرژی ما، سودی ندارد. صدر اعظم گفت: شما حفر کنید. این گفتگو سه روز متوالی اتفاق افتاد. روز سوم صدر اعظم به مقنی گفت: شما دغدغه‌ی رسیدن به آب را از سر بیرون کن. این چاه برای ما آب نداشته باشد، برای شما که نان دارد. گزافه نیست اگر بگوییم بسیاری از مراکز متولی پژوهش چه در حوزه و چه در دانشگاه، در جایگاه صدراعظم داستان ما هستند و پژوهشگران، در جایگاه مقنی داستان. پژوهش را مگر نمی‌گوییم باید مساله محور باشد؟ مگر قبول نداریم که باید مشکلی را پاسخ دهد و دردی را دوا کند؟ اگر این است پس"بررسی آراء اعتقادی زمخشری در تفسیر کشاف" پژوهش نیست؛ زیرا دردی را نه از زندگی مردم دوا می‌کند و نه معضلی از معضلات علمی را حل می‌کند. معلوم نیست چرا برای یک پژوهشگر یا یک متولی پژوهشی باید چنین سوال و سوالاتی از این دست ایجاد شود. مثلا موضوعی که تا به حال کار نشده باشد، الزاما موضوع خوبی برای پژوهش است؟ پژوهشگر دغدغه‌مند، به امید این که دردی از دردها را دوا و مشکلی از مشکلات را حل کند، به دنبال دست و پا کردن موضوعی می‌گردد که توسط متولیان مراکز پژوهشی تایید شود؛ بعد می‌بیند موضوعش اگر نوین باشد و گونه‌ای از پیچیدگی را بازگو کند، موضوع خوبی است؛ حتی اگر هیچ معضلی از معضلات سیاسی یا اجتماعی یا اقتصادی یا اعتقادی یا فقهی را درصدد پاسخ نباشد. همین مقدار که «دهن پُرکنش» خوب باشد و آقایان صاحب نشریه و مجله بپسند و چاپ کنند خوب است دیگر. پژوهشگر هم وقتی می‌بیند که نام و نانش از این طریق است که تامین است، دغدغه‌های پاک ابتدای مسیر را فراموش می‌کند و زبان حالش این می‌شود که "برای کسی آب نداشته باشد، برای من که نان دارد"! بودجه‌های پژوهشی ابتدا باید در مسیر شناسایی پرسش‌ها و معضلات حل نشده گسیل داده شوند که اگر این خشت اولِ کار کج نهاده شود یا اصلا نهاده نشود، یا پژوهشی نخواهیم داشت یا بنای آن تا ثریا کج می‌رود. سپس اولویت بندی آنها بر پایه‌ی شاخص‌های مربوطه در دستور کار قرار گیرد. سپس با تشکیل تیم‌های قوی پژوهشی و انجام کار تحقیقاتی، وارد متن شویم و در نهایت با وارد کردن خروجی پژوهش در شبکه‌های توزیع گوناگون، زمینه‌ی بهره مندی مردم و مجریان ذی‌ربط را فراهم کنیم. باور کنید حالِ پژوهش بد است وقتی که از واقعیت جدا افتاده است. در حسرت پژوهشیم وقتی پژوهشگر به دنبال مدرک تحصیلی است و علم لا ینفع خویش را متراکم می‌کند و نشر می‌دهد. در چنین فضایی، آینده‌ی پژوهش اصلا روشن نیست و باید پرسید: آیا پژوهشی که به آب برسد ممکن است؟   ]]> ادبیات Sun, 28 Jan 2018 08:37:14 GMT http://deabel.org/vdcewn8x.jh8wxi9bbj.html سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند http://deabel.org/vdcfvtdm.w6d0xagiiw.html یکی از مهم‌ترین فرازهای تولید ادبی در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش هنری صاحب قلمان برای بازنمایی حوادث و بزنگاه‌های مهم تاریخ اسلام در قالب روایت داستانی بوده که در این میان سهم حادثه عاشورا و آنچه به آن منجر شد بسیار قابل توجه است. بسیاری از نویسندگان در این عرصه چنان خوش درخشیدند که کارنامه کاری خود را تمام و کمال با این ادبیات و درباره این حادثه ترسیم کردند و برخی دیگر نیز به طبع‌آزمایی در این عرصه پرداختند و در کنار سایر آثارشان، روایتی داستانی نیز درباره یک فراز مهم تاریخی و دینی اسلام و تشیع به رشته تحریر در آوردند. داوود غفارزادگان نیز در زمره نویسندگانی است که به طبع‌آزمایی در این عرصه به شیوه دوم پرداخته است و در میان خیل آثار خود که با موضوعات خاص اجتماعی و با موضوعات مربوط به انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نوشته است و نیز آثار مستقلش؛ بخشی ویژه را نیز به روایت‌‌نویسی داستانی بر مبنای حوادث تاریخ اسلام به ویژه واقعه عاشورا اختصاص داد که حاصل آن نیز بسیار درخشان بوده است. کتاب «سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند» نیز در قالب همین دست از آثار اوست. کتابی شامل سه روایت از زندگی امام حسین (ع) در مسیر رسیدن به کربلا و نیز در ایام حضور در این مکان تا شهادت. غفارزادگان در این کتاب آمیزه‌ای از هنر و تکنیک و مضمون را برای مخاطبان خود به ارمغان آورده است. او از سویی برای روایت خود از تکنیک روایت‌نویسی کهن ایرانی بهره برده است. هر بخش از کتاب خود را بنا بر سنت کتابت مقاتل با محتوایی به هم پیوسته و منزل به منزل سامان داده و مخاطبش را بر همین مبنا تا درون حادثه راهنمایی می‌کند. او در این متن نشان داده که برای نوشتن بسیار مقید به پژوهش است و متن روایی داستانی تاریخی را بر پایه مستندات شکل می‌دهد اما هرگز نشانی از کپی‌برداری و یا کلیشه‌سازی را در آن برجای نمی‌گذارد. غفارزادگان همچنین در این کتاب تلاش بسیاری کرده است تا از منظر زبانی به متنی با رنگ و بوی و حال و هوای تاریخی دست پیدا کند؛ متنی که خوانش آن مانند قدم زدن در پس‌کوچه‌های تاریخ برای به تماشا نشستن رخدادهای آن است. او کلمات و عباراتی را استخدام می‌کند که از سویی دارای استواری بیان است و از سوی دیگر حریم و ساختار تاریخ را برای روایت شدن در خود محفوظ نگاه می‌دارد و به همین اعتبار کتاب «سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند» را می‌توان نمونه‌ای قابل تأمل از ادبیات تاریخی دانست که مسیر حرکت کاروان امام حسین (ع) از مدینه به سمت کوفه را بازخوانی می‌کند و با زبان روایت داستانی نظرگاه خود را با رعایت امانت و به شکل بیانی تازه‌ای با مخاطبانش در میان می‌گذارد و  او را به کشف دنیایی تازه که خود آن را شکل داده دعوت می‌کند. کتاب نیستان «سه روایت از مردی که خدا دوست داشت او را کشته ببیند» را در 172 صفحه و با قیمت 14000 تومان منتشر کرده است.   ]]> ادبیات Mon, 15 Jan 2018 10:21:49 GMT http://deabel.org/vdcfvtdm.w6d0xagiiw.html شعر «حسان» ولایی بود http://deabel.org/vdcauyne.49nuw15kk4.html علی انسانی از شعرای آیینی کشور با اشاره به درگذشت حبیب‌الله چایچیان متخلص به «حسان» که شب گذشته دارفانی را وداع گفت، یادآوری کرد: آنچه مطرح بود ولایی بودن، نجابت و آقایی او بوده است. شعرش، شعر ولایی بود و برای اهل شعر، سروده‌های قابل توجهی سروده بود. وی افزود: برخی از اشعار او هم برای خواننده‌های اهل‌بیت(ع) در تمام عمر خوراک شده است. البته خودش هم فرد بزرگوار، متواضع و مهربانی بود. مرحوم چایچیان متولد سال 1302 شمسی در تبریز بود که عصر امروز در سن 94 سالگی دار فانی را وداع گفت. دو شعر «امشب شهادت‌نامه عشاق امضا می‌شود» و «آمدم ای شاه پناهم بده» از سروده‌های مشهور مرحوم چایچیان یکی از قدیمی‌ترین شاعران اهل بیت(ع) بود. حسان بیش از نیم قرن از عمر خود را صرف سرودن اشعاری در وصف اهل‌ بیت‌(ع) کرد که تاکنون از وی 3 دیوان شعر با نام‌های «ای اشک‌ها بریزید» ، «خلوتگاه راز» و «زمزمه‌های قلب من» روانه بازار کتاب شده است. ]]> ادبیات Fri, 01 Dec 2017 18:53:41 GMT http://deabel.org/vdcauyne.49nuw15kk4.html لزوم گردآوری دیوان اشعار زنده‌یاد چایچیان/ تخلص «حسان» ازکجا آمد؟ http://deabel.org/vdcjvxet.uqe8yzsffu.html محمدجواد محبت شاعر پیشکسوت آئینی و از دوستان قدیمی زنده‌یاد حبیب‌الله چاپچیان گفت: من از روزگار جوانی با آقای حسان آشنا بودم و موارد متعددی با شعرهای ایشان دمخور بوده‌ام؛ الحق و الانصاف که در زمینه شعرهای آئینی، او هم روان می‌سرود و هم روان، سروده‌هایش را می‌خواند. وی افزود: آقای حسان که برای ائمه (س) شعرهای زیادی سروده، حتماً پاداش خیر دارد و ماجور است و ان شاء الله از شفاعت آن عزیزان هم برخوردار خواهد بود. اساساً تخلصی هم که ایشان برای خود برگزید، یعنی «حسان» نام شاعری بوده در زمان پیامبر (ص) و این، ارادت او را به سلاله پاک محمدی نشان می‌دهد. محبت همچنین پیشنهاد داد: در شرایطی که زنده‌یاد حسان خودش چندان به دنبال انتشار شعرها و سروده‌هایش نبود، خوب است ناشری متخصص همت کند و گزیده‌ای از اشعار زنده‌یاد حسان را با انتخاب چند شاعر ورزیده، در قالب یک کتاب و همچنین کل اشعار او را در قالب دیوان شعر، به چاپ برساند. حبیب‌الله چایچیان (حسان) شاعر و مرثیه سرای اهل بیت (علیهم السلام) روزگذشته پس از تحمل یک دوره بیماری و بستری در منزل، دارفانی را وداع گفت. دو شعر «امشب شهادت نامه عشاق امضا می‌شود» و «آمدم ای شاه پناهم بده» از معروف‌ترین سروده‌های اوست. ]]> ادبیات Fri, 01 Dec 2017 18:52:07 GMT http://deabel.org/vdcjvxet.uqe8yzsffu.html داوود میرباقری: تولید مجموعه سلمان کلید خورد http://deabel.org/vdcd5s0s.yt0xn6a22y.html داوود میرباقری در مراسم افتتاحیه سی‌ودومین جشنواره ملی قرآن و عترت دانشگاهیان گفت: این روزها درگیر مجموعه سلمان فارسی هستم و امیدوارم حاصل همه این تجربیاتی که در طول 36 سال گذشته داشته‌ام در این مجموعه متجلی شود.  وی ادامه داد: به نظرم کار بسیار دشواری است و دعا کنید خداوند توفیق دهد کار شایسته و درخور سلمان فارسی و ملت ایران باشد. سلمان فارسی مرارت‌های بسیاری کشید تا در حلقه اهل بیت علیهم السلام درآید و الان هم حدود 17 سال است که درگیر تولید مجموعه سلمان هستم. وی با بیان اینکه لحظات بسیاری در زندگی‌ام پیش امد که به برکت هم‌نشینی با سلمان نجات پیدا کرده‌ام و امیدوارم مجموعه‌ای به یادماندنی شود، عنوان داشت: با توجه به سرگشتی‌های ایدئولوژیک که در دنیا وجود دارد، فکر می کنم امروز به سلمان فارسی بسیار نیاز داریم و نیاز دنیای امروز ماست. این روزها حالم خوب است و بالاخره سازمان صداوسیما بعد از سال‌ها انتظار پابه رکاب است که بتوانیم هرچه زودتر تولید مجموعه سلمان را شروع کنیم.  وی اظهارداشت: فکر می‌کنم اگر در حوزه فرهنگ تمرکز کنیم به سلامت ما هم کمک بسیاری می‌کند چرا که جامعه‌ای که به لحاظ فرهنگی جامعه سالمی باشد، بسیاری از معیارهای سلامت جسم و روح را خواهد داشت.  وی خطاب به وزیر بهداشت عنوان داشت: بنده هرچه پزشک سراغ دارم یا هنرمند است یا علاقه‌مند به فعالیت‌های هنری است. خود من مهندسی خوانده‌ام و از همان ابتدای ورود به دانشگاه از مهندسی معدن به هنر گرایش پیدا کردم.   ]]> ادبیات Wed, 29 Nov 2017 06:56:06 GMT http://deabel.org/vdcd5s0s.yt0xn6a22y.html مناسکی به وسعت یک تاریخ http://deabel.org/vdcfvmdm.w6d00agiiw.html هر ساله با فرارسیدن اربعین حسینی خیل علاقه‌مندان به خاندان عصمت و طهارت را شوری وصف ناشدنی در بر می‌گیرد و حال و هوایی غریب بر آن‌ها چیره می‌شود. اما چه می‌شود که چنین وضعیتی برای شیعیان در این ایام به وجود می‌آید؟ ریشه و تاریخچه آیین گرامیداشت اربعین چیست؟ و چه رویدادهای تاریخی مهمی در روز اربعین به وقوع پیوسته است؟ شاید پاسخ به این پرسش‌ها بتواند ابعاد تازه‌تری از چگونگی شکل‌گیری این آیین و رسوم مربوط به آن را به دست دهد. از این رو، مطالعه وضعیت کاروان اسرای کربلا و ورود احتمالی آن‌ها در روز اربعین به صحرای نینوا خالی از لطف نیست. به هرحال پس از هفت روز که اهل بیت در شام بودند، به دستور یزید، نعمان بن بشیر وسایل سفر آنان را فراهم کرد و کاروان به همراهى مردى امین به سوی شهر مدینه راهی شدند. در هنگام حرکت، یزید امام سجاد علیه السلام را فرا خواند تا با او وداع کند، و گفت: خدا پسر مرجانه را لعنت کند! اگر من با پدرت حسین ملاقات کرده بودم، هر خواسته‌‏اى که داشت، مى‏‌پذیرفتم! و کشته شدن را به هر نحوى که بود، گرچه بعضى از فرزندانم کشته مى‏‌شدند از او دور مى‌ کردم! ولى همان‌گونه که دیدى شهادت او قضاى الهى بود! چون به وطن رفتى و در آنجا استقرار یافتى، پیوسته با من مکاتبه کن و حاجات و خواسته‏‌هاى خود را براى من بنویس! آنگاه دوباره نعمان بن بشیر را خواست و براى رعایت حال و حفظ آبروى اهل بیت به او سفارش کرد که شبها اهل بیت را حرکت دهد و در پیشاپیش آنان خود حرکت کند و اگر على بن الحسین را در بین راه حاجتى باشد برآورده سازد؛ و نیز سى سوار در خدمت ایشان مامور ساخت؛ و به روایتى خود نعمان بن بشیر را و به قولى بشیر بن حذلم را با آنان همراه کرد. همان‌گونه که یزید سفارش کرده بود به آهستگى و مدارا طى مسافت کردند و به هنگام حرکت، فرستادگان یزید بسان نگهبانان گردا گرد آنان را مى‏‌گرفتند، و چون در مکانى فرود مى‌‏آمدند از اطراف آنان دور مى‌‏شدند که به آسانى بتوانند وضو سازند. اربعین اهل بیت علیهم السلام به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهى جاده عراق و مدینه رسیدند، چون به این مکان رسیدند، از امیر کاروان خواستند تا آنان را به کربلا ببرد، و او آنان را به سوى کربلا حرکت داد، چون به کربلا رسیدند، جابر بن عبد الله انصارى را دیدند که با تنى چند از بنى هاشم و خاندان پیامبر براى زیارت حسین علیه السلام آمده بودند، همزمان با آنان به کربلا وارد شدند و سخت گریستند و ناله و زارى کردند و بر صورت خود سیلى زده و ناله‏‌هاى جانسوز سر دادند و زنان روستاهاى مجاور نیز به آنان پیوستند، زینب علیها السلام در میان جمع زنان آمد و گریبان چاک زد و با صوتى حزین که ‏دلها را جریحه‌‏دار مى‌کرد مى‏‌گفت: «وا اخاه! وا حسیناه! وا حبیب رسول الله و ابن مکه و منا! و ابن فاطمه الزهراء! و ابن علی المرتضى! آه ثم آه!» پس بیهوش شد. آنگاه ام کلثوم لطمه به صورت زد و با صدایى بلند مى‌‏گفت: امروز محمد مصطفى و على مرتضى و فاطمه زهرا از دنیا رفته‌‏اند؛ و دیگر زنان نیز سیلى به صورت زده و گریه و شیون مى‌کردند. سکینه چون چنین دید، فریاد زد: وا محمداه! وا جداه! چه سخت است بر تو تحمل آنچه با اهل بیت تو کرده‌‏اند، آنان را از دم تیغ گذراندند و بعد عریانشان کردند! عطیه عوفى مى‌گوید: با جابر بن عبد الله به عزم زیارت قبر حسین علیه السلام بیرون آمدم و چون به کربلا رسیدیم جابر نزدیک شط فرات رفته و غسل کرد و ردایى همانند شخص محرم بر تن پوشید و همیانى را گشود که در آن بوى خوش بود و خود را معطر کرد و هر گامى که بر مى‌‏داشت ذکر خدا مى‌‏گفت تا نزدیک قبر مقدس رسید و به من گفت: دستم را بر روى قبر بگذار! چون چنین کردم، بر روى قبر از هوش رفت. من آب بر روى جابر پاشیدم تا به هوش آمد، آنگاه سه مرتبه گفت: یا حسین! سپس گفت: «حبیب لا یجیب حبیبه!» ، و بعد اضافه کرد: چه تمناى جواب دارى که حسین در خون خود آغشته و بین سر و بدنش جدایى افتاده است! ! و گفت:«فاشهد انک ابن خیرالنبیین و ابن سید المومنین و ابن حلیف التقوى و سلیل الهدى و خامس اصحاب الکساء و ابن سید النقباء و ابن فاطمه سیده النساء، و مالک لا تکون هکذا و قد غذتک کف سیدالمرسلین و ربیت فی حجرالمتقین و رضعت من ثدی الایمان و فطمت بالاسلام فطبت حیا وطبت میتا غیر ان قلوب المومنین غیر طیبه لفراقک و لا شاکه فی الخیره لک فعلیک سلام الله و رضوانه و اشهد انک مضیت على ما مضى علیه اخوک یحیى بن زکریا.» من گواهى مى ‏دهم که تو فرزند بهترین پیامبران و فرزند بزرگ مومنین هستی، تو فرزند سلاله هدایت و تقوایى و پنجمین نفر از اصحاب کساء و عبایى، تو فرزند بزرگ نقیبان و فرزند فاطمه سیده بانوانى، و چرا چنین نباشد که دست سیدالمرسلین تو را غذا داد و در دامن پرهیزگاران پرورش یافتى و از پستان ایمان شیر خوردى و پاک زیستى و پاک از دنیا رفتى و دلهاى مومنان را از فراق خود اندوهگین کردى پس سلام و رضوان خدا بر تو باد، تو بر همان طریقه رفتى که برادرت یحیى بن زکریا شهید گشت. آنگاه چشمش را به اطراف قبر گردانید و گفت: «السلام علیک ایتها الارواح التی حلت بفناء الحسین و اناخت برحله، اشهد انکم اقمتم الصلوه و آتیتم الزکوه و امرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر و جاهدتم الملحدین و عبدتم الله حتى اتاکم الیقین.» سلام بر شما اى ارواحى که در کنار حسین نزول کرده و آرمیدید، گواهى مى‏ دهم که شما نماز را بپا داشته و زکوه را ادا داده و به معروف امر و از منکر نهى کردید، و با ملحدین و کفار مبارزه و جهاد کرده، و خدا را تا هنگام مردن عبادت کردید. و اضافه کرد: به آن خدایى که پیامبر را به حق مبعوث کرد ما در آنچه شما شهدا در آن وارد شده‏‌اید شریک هستیم. عطیه مى‏‌گوید: به جابر گفتم ما کارى نکردیم! اینان شهید شده‌‏اند. گفت: اى عطیه! از حبیبم رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم که مى‌فرمود: «من احب قوما حشر معهم و من احب عمل قوم اشرک فی عملهم»؛ هر که گروهى را دوست داشته باشد با همانان محشور شود، و هر که عمل جماعتى را دوست داشته باشد در عمل آنها شریک خواهد بود. اربعین و اختلاف اقوال در تاریخ حبیب السیر آمده است: یزید بن معاویه سرهاى مقدس شهدا را در اختیار على بن الحسین علیهماالسلام قرار داد، و آن بزرگوار در روز بیستم ماه صفر آن سرها را به بدنهاى پاکشان ملحق کرد و آنگاه عازم مدینه طیبه شد. ابوریحان بیرونى در آثارالباقیه گفته است: در روز بیستم ماه صفر، سر مقدس حسین علیه السلام به بدن مطهرش باز گردانیده و دفن شد به هنگامى که اهل بیت امام حسین علیه السلام بعد از بازگشت از شام در روز اربعین جهت زیارت آمده بودند. سید ابن طاووس در اقبال مى‏گوید: چگونه روز بیستم ماه صفر، روز اربعین است در حالى که حسین صلوات الله علیه روز دهم محرم به شهادت رسید، بنابراین اربعین، روز نوزدهم ماه صفر باید باشد. آنگاه سید مى‌گوید: محتمل است ماه محرم سال 61 کم بوده است، یعنى 29 روز بوده که طبعا بیستم ماه صفر، روز اربعین است، و احتمال دارد که ماه محرم تمام بوده ولى چون امام حسین علیه السلام در پایان روز عاشورا شهید شده لذا روز عاشورا را به حساب نیاورده‌‏اند. و در مصباح آمده است: حرم حسین علیه السلام در روز بیستم ماه صفر به همراه على بن الحسین به مدینه رسیدند، و شیخ مفید همین قول را اختیار کرده است، و در غیر مصباح آمده است که ایشان در روز بیستم ماه صفر بعد از مراجعت از شام به کربلا رسیدند. همانگونه که در نقلهاى ذکر شده مشهود است اهل بیت علیهم السلام در همان سالى که حادثه کربلا رخ داد ـ سال 61 ـ پس از مراجعت از شام و در روز اربعین به کربلا آمدند، و یا این که در سنه 62 یعنى یک سال بعد از شهادت رهسپار کربلا شده ‏اند؛ و ما در اینجا به صورت اختصار عینا آنچه در این رابطه گفته و یا نوشته شده است ذکر مى‏ کنیم: قول اول: اهل بیت در همان سال 61 پس از مراجعت از شام و در روز بیستم صفر به کربلا وارد شدند، و این همان قول صاحب تاریخ حبیب السیر است که قبلا بازگو کردیم، و در الآثارالباقیه ابوریحان نیز همین قول آمده و ظاهر عبارت سید ابن طاووس در اللهوف هم همین مطلب را مى‌‏رساند و ابن نما در مثیرالاحزان نیز همین قول را نقل کرده است. قول دوم: اهل بیت علیهم السلام همان سال در روز بیستم صفر به کربلا و قبل از رفتن به شام از کربلا عبور کردند و بر مزار شهیدان خود عزادارى برپا کردند، و سپهر مولف ناسخ التواریخ بر این قول است. و این احتمال گرچه بعید به نظر مى‌‏رسد، زیرا در نقلى بدان اشاره نشده است ولى احتمالى است که ثبوتا مانعى ندارد و دلیلى براى اثبات آن نیست. قول سوم: آل البیت در سال 62، یعنى یک سال بعد و در روز بیستم صفر به کربلا آمده‌اند. صاحب قمقام زخار مى‌‏گوید: مسافت و عادت تشریف فرمایى به حرم حضرت سیدالشهداء علیه السلام در روز اربعین سال 61 هجرى به کربلاى معلى مشکل، بلکه خلاف عقل است؛ زیرا امام حسین علیه السلام در روز عاشورا به درجه رفیع شهادت نائل آمد و عمربن سعد یک روز براى دفن کشتگان خود در آنجا توقف و روز یازدهم به جانب کوفه حرکت کرد و از کربلاى معلى تا کوفه به خط مستقیم حدودا هشت فرسخ است، و چند روزى هم عبیدالله بن زیاد اهل عصمت را در کوفه براى معرفى آنان و کار بزرگى که صورت گرفته و ارعاب قبایل عرب نگاه داشت تا از یزید خبر رسید که اهل حرم را به دمشق اعزام دارد و او هم اسیران را از راه حران و جزیره و حلب به شام فرستاد که مسافت دورى است و فاصله کوفه تا دمشق به خط مستقیم تقریبا صد و هفتاد و پنج فرسخ است و پس از ورود به شام به روایتى تا شش ماه اهل بیت را نگاه داشتند تا آتش شعله ‏ور غضب یزید خاموش شد و پس از حصول اطمینان از عدم شورش مردم موافقت کرد که حضرت سجاد با اهل حرم به مدینه بازگردد. پس چگونه این همه وقایع مى‌‏تواند در چهل روز صورت گرفته باشد، قطعا ورود اهل بیت علیهم السلام به کربلا در سال دیگر بوده است که سال شصت و دو هجرى ‏باشد و هر کس به نظر تدبر در این مساله بیندیشد نامه نگار را تصدیق خواهد کرد، و جابربن عبدالله هم در اربعین شصت و دو به زیارت مشرف شده است و شرافت جابر در این است که او اولین کسى است که از صحابه کبار و مخلصین سوگوار به این سعادت نایل آمده است، کفى به فخرا، و نامه ‏نگار در این قول منفرد است: مى‏ گویم و مى آیمش از عهده برون! و الله ولى التوفیق. قول چهارم: احتمال دیگرى وجود دارد که اهل بیت ابتدا به مدینه آمدند و از مدینه عازم کربلا شدند و سر مقدس امام را نیز در این سفر با خود برده و به بدن مطهر حسین علیه السلام ملحق کرده‌اند، اما نه در اربعین سال 61 هجرى بلکه پس از مراجعت به مدینه به کربلا رفته‌‏اند. ابن جوزى از هشام و بعضى دیگر نقل کرده است که سر مقدس حسین علیه السلام با اسیران به مدینه آورده شد، و سپس به کربلا حمل شده است و با بدن مطهر دفن شده است. و از بعضى از مورخان نقل شده است که: صورت حال جریان اقتضاء مى‌‏کند که اهل بیت در مدتى بیش از چهل روز از زمان شهادت امام حسین علیه السلام به عراق یا به مدینه رفته باشند، و بازگشت آنها به کربلا، ممکن است، ولى روز بیستم صفر نبوده است زیرا جابربن عبدالله انصارى هم از حجاز آمده بود و رسیدن خبر به حجاز و حرکت جابر از آنجا قهراً زمانى بیش از چهل روز را مى‌طلبد. یا این که باید بگوییم جابر از مدینه نیامده بود بلکه از کوفه و یا از شهرى دیگر عازم کربلا شده بود. توقف در کربلا خاندان داغدیده رسالت پس از ورود به کربلا براى شهیدان خود به عزادارى پرداختند، چون هنگام حرکت به سوى کوفه اجازه عزادارى به آنان نداده بودند، و همانگونه که سید ابن طاووس در اللهوف نقل کرده است که «و اقاموا المآتم المقرحه للاکباد» «ماتمهاى جگرخراش بپا داشتند» ، و تا سه روز امر بدین منوال سپرى شد. حرکت از کربلا اگر زنان و کودکان در کنار این قبور مى‌ماندند، خود را در اثر شیون و زارى و گریستن و نوحه کردن هلاک مى‏‌کردند، لذا على بن الحسین علیهماالسلام فرمان داد تا بار شتران را ببندند و از کربلا به طرف مدینه حرکت کنند. چون بارها را بستند و آماده حرکت شدند، سکینه علیهاالسلام اهل حرم را با ناله و فریاد به جانب مزار مقدس امام جهت وداع حرکت داد و جملگى در اطراف قبر مقدس گرد آمدند. سکینه قبر پدر را در آغوش گرفت و شدیدا گریست و به سختى نالید و این ابیات را زمزمه کرد: بلا کفن و لا غسل دفینا الا یا کربلا نودعک جسما لاحمد و الوصی مع الامینا الا یا کربلا نودعک روحا ]]> ادبیات Wed, 08 Nov 2017 07:56:30 GMT http://deabel.org/vdcfvmdm.w6d00agiiw.html نباید واقعیت تاریخی امام حسین (ع) را به نفع یک تفکر، ایدئولوژی یا گروه مصادره کرد http://deabel.org/vdcdzx0s.yt0x56a22y.html دکتر حسن حضرتی، استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در نشست تخصصی «۱۰ سال معارضه؛ شش ماه مبارزه» در کانون فرهنگی زیتون گفت: تفاوتی میان نگاه و هدف امام حسین علیه‌السلام در ۱۰ سال امامت و ۶ ماه پایانی نیست. شخصیت و هدف امام حسین (ع) که در این دوره‌ها عوض نشده است. وی با بیان این‌که اگر چه یزید تلاش کرد با لابی‌گری‌ها و فریبکاری بیعت امام حسین (ع) را بگیرد اما امام حسین (ع) نپذیرفتند، افزود: نکته مهم این‌جاست اباعبدالله (ع) در طول دوران امامت خویش، نه‌ تنها سکوت نکردند بلکه به تمامی مسائل پیرامون، با تدبیر و مبتنی بر شرایط واکنش مناسب نشان دادند. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با اشاره به این که گفته می‌شود امام حسن (ع) در زمان معاویه سکوت کردند و با بیعتشان، اقدامی بر علیه کارشکنی‌های خلافت نکردند، اظهار کرد: این موضوع که ابدا درست نیست و نه تنها امام حسن (ع) بلکه همه امامان ما، به شکل خاص و منحصر به دوران خود، علیه انحراف‌ها و کژی‌ها ایستادند ولی این کار را با راهبرد و استراتژی، متناسب با اولویت‌ها و شرایط انجام دادند. وی با بیان این‌که متأسفانه شرایط سیاسی هر دوره و وضعیت نگاه ما، به خوانش از دوران مختلف امامان اثرگذار است و به فراخور، هر دوره از امام حسین (ع) و دیگر امامان را از منظر خاصی خوانش کرده‌ایم، گفت: هنوز هم صلح امام حسن (ع) و بیعت امام رضا (ع) واضح و شفاف تبیین نشده و برای ما محل پرسش است. با چنین نگاهی رویدادهای تاریخی را نمی‌توان بر مبنای واقعیت تجزیه‌ و تحلیل کرد و با در نظر گرفتن اقتضائات و منافع خود، تا حد ممکن نه‌ تنها ۶ ماه پایانی امامت بلکه دوران ۱۰ ساله امام حسین (ع) را نیز دست‌خوش تحریف ساخته‌ایم. حضرتی گفت: شرایط امام حسین (ع) در آن دوران و با توجه به نظام گسترده تبلیغاتی معاویه، به‌گونه‌ای نبود که همراهی گروه اجتماعی قوی را با نگاه ایشان همراه کند. امام حسین (ع) را در واقعه عاشورا در مجموع ۷۲ نفر همراهی می‌کنند که ۲۵ نفر آن از خانواده و اقوام ایشان‌اند. واقعیت این قیام شفاف و صریح است و جز این‌که امام حسین (ع) نمی‌خواهد بیعت کند چیز دیگری نیست. نباید واقعیت تاریخی امام حسین (ع) را به نفع یک تفکر، ایدئولوژی یا گروه مصادره به مطلوب کنیم. این پژوهشگر تاریخ با تاکید بر این‌که تاریخ را باید آن‌گونه‌ای که به واقع رخ داده است ببینیم، افزود: تاریخ‌نگاری یک علم است و کسانی که می‌خواهند در حوزه امام حسین (ع) کاری کنند خواه ناخواه به حوزه این علم وارد می‌شوند، آن‌ها باید در نظر داشته باشند نگرش ایدئولوژیک به واقعیت تاریخی یا قصه‌پردازی و تعبیرها به‌ مثابه تاریخ، بدترین نوع تاریخ‌نگاری است. این نوع نگاه، شناخت از حقایق را دچار انحراف می‌کند. بنابراین علم تاریخ‌نگاری الزاماتی دارد که بدون رعایت این الزام‌ها نمی‌توان به یک تاریخ‌ واقعی یا نزدیک به واقع رسید. ما نباید واقعیت تاریخی امام حسین (ع) را به نفع یک تفکر، ایدئولوژی یا گروه مصادره به مطلوب کنیم. حضرتی در ادامه بیان کرد: تاریخ‌نگاری ویژگی‌ها و شرایط خاصی را داراست که به شدت متأثر از زیست‌بوم، جهان و شرایط محیطی آن است. هر واقعه تاریخی وابسته به شرایط و محیط خودش است و در عمل تاریخ‌نگار کاملا بی‌طرف نداریم. باید توجه داشت در این تاریخ‌نگاری تا چه اندازه می‌خواهیم بر روی جامعه، خواست‌ها و شرایط جامعه خود توجه کنیم یا صرفا به دنبال واقعیت تاریخ هستیم؟ آیا می‌خواهیم حسین (ع) را بشناسیم یا بر مبنای نیاز جامعه و برای پرسش به پاسخ‌های زمانه خود به تعریف حسین (ع) بپردازیم؟ این مدرس دانشگاه با بیان این‌که در بسیاری موارد برای پاسخ دادن به پرسش‌های جامعه، از تاریخ امام حسین (ع) استفاده و ایشان را برای نیاز جامعه تعریف کرده‌ایم، گفت: این کار مهم‌ترین خطا و بزرگ‌ترین آفت تاریخ‌نگاری است و ضمن آن‌که از واقع امر فاصله می‌گیرد، زمینه انحراف و انحطاط را فراهم می‌کند. حضرتی یکی از رویکردها به تاریخ امام حسین (ع) و عاشورا را حماسی و انقلابی برشمرد و گفت: در دوران صفویه «ابومسلم‌نامه‌» به اوج خود می‌رسد. ابومسلم‌نامه در واقع حماسه‌ای است برگرفته از زندگی ابومسلم خراسانی و درگیری با مروان آخرین خلیفه امویان به عنوان نیروی بیگانه و ضد خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که به پیروزی ابومسلم و انقراض امویان می‌انجامد. این حماسه با افسانه بسیار مخلوط شده است و زندگی و زاده شدن و نسب ابومسلم به صورت افسانه‌ای روایت می‌شود. اما با روی کار آمدن صفویه به‌ مثابه یک حاکمیت حقه و ناجی مردم، حاکمیتی که مدعی است دولت امام زمان (عج) را نمایندگی می‌کند و همان حکومت ایده‌آل و واقعی اسلامی معرفی می‌شود، می‌بینیم که «گریه‌نامه‌ها»، کتب با رویکرد گریه، تشنگی و مظلومانه، عموما با گفتمان غمگنانه رواج می‌یابد. جامعه ایران با توجه به حضور در فضای انقلابی، همچنان بر موضوع انقلابی‌گری و حماسه امام حسین (ع) تأکید دارد. وی با بیان این‌که پس از روی کار آمدن صفویان رویکرد پرداختن به امام حسین (ع) از حالتی انقلابی به غمگنانه تغییر می‌یابد، گفت: رویکرد به امام حسین (ع) در این دوره، دیگر رنگ و بویی از انقلاب و حماسه ندارد، چرا که دیگر حماسه و انقلاب هدف نیست انگار اساسا با رسیدن حکومت حقه به مسند قدرت، دیگر نیازی به انقلاب نداریم! حاکمیت حقه روی کار آمده است و ضرورتی برای انقلاب و حماسه وجود ندارد. حضرتی ادامه داد: یا مثلا در دهه ۵۰ بیشترین رویکرد به امام حسین (ع) مجددا انقلابی است، چون شرایط طوری است که جامعه یک حسین انقلابی می‌خواهد. در این دوره، کتاب‌هایی چون حماسه حسینی شهید مطهری، حسین وارث آدم مرحوم شریعتی یا شهید جاوید آیت‌الله صالحی نجف‌آبادی به چاپ یا انتشار مجدد می‌رسد. این استاد دانشگاه گفت: بنابراین، امام حسین (ع) که عوض نشده و تغییری در هدف و رویکردهای ایشان رخ نداده است اما ایشان را به فراخور نیاز و منافع در هر دوره‌ای به شکلی متفاوت تعریف می‌کنند و به فراخور نیاز، گاهی وی را مصلح و گاهی هم مظلوم تعریف می‌کنیم. حضرتی با بیان این‌که چگونگی تصویر ارائه شده از امام حسین (ع) و قیام ایشان، جای بحث جدی دارد، اظهار کرد: هدف امام حسین (ع)، به بیان مطهری امر به معروف و نهی از منکر، به بیان شریعتی شهید شدن و به همین ترتیب موارد مختلفی به عنوان هدف ایشان تعریف می‌شود. در زمان‌هایی که فضای انقلابی در جامعه فروکش کرده، بر فضای گریه و اشک و آه تأکید شد، اما جامعه ایران با توجه به حضور در فضای انقلابی، همچنان بر موضوع انقلابی‌گری و حماسه امام حسین (ع) تأکید دارد. وی با تأکید بر این که شناخت و تعریف عاشورا باید با یک تاریخ‌نگاری مبتنی بر اسناد متقن صورت بگیرد، گفت: اگر چه ممکن است این واقع‌نگاری نیز صددرصد مطابق با واقعیت نباشد اما قریب به اتفاق با واقعیت مطابق است. اما رویکردی که از سوی افراد ایدئولوژیک مطرح می‌شود متاسفانه عموما واقعیت این موضوع را جور دیگر بیان می‌کند. در دوره معاویه، امام حسن (ع) نیز همان هدفی را دنبال می‌کردند که امام حسین (ع) در دوره یزید دنبال تحقق آن بودند. اما تاکتیک‌ها تفاوت داشت. وی با طرح این پرسش که چرا در هر دوره‌ای به فراخور پرسش جامعه به یک امام خاص پرداخته می‌شود، گفت: چرا در این دوره اصلا از امام حسن (ع) صحبتی نیست؛ یا به همین ترتیب از امام کاظم (ع)؟ درحالی‌که ایشان گام‌های مهمی را در گسترش تشکیلات «وکالت» و گماردن افراد نفوذی در تشکیلات سیاسی و حکومتی عباسیان، به عنوان دو اقدام مهم برای حفظ شیعیان از خطر انجام دادند. وی افزود: در دوره‌ای که بستر را برای کار دیگری نیاز داشتند، مثلا بر موضوع «مداد العلما افضل من دماء الشهدا»، نگاه به امام باقر (ع) و امام صادق (ع) تأکید می‌شود. خیلی دور از انصاف است که صرفا به امام حسین (ع) آن‌ هم صرفا یک بعد از زندگی ایشان بپردازیم و آن را بررسی و برجسته کنیم در حالی‌ که هدف و رویکرد امامان ما در مجموع واحد بوده است و مجموع این رویکرد باید مورد توجه قرار بگیرد. حضرتی با بیان این‌که هدف تمامی امامان ما یک موضوع واحد و اصلاح جامعه است، گفت: هدف به معنای فلسفه است که در تمامی این بزرگان مشترک و واحد بوده و امام رضایی که بیعت را می‌پذیرد، امام حسینی که قیام می‌کند یا امام سجادی که دعا می‌کند، همه و همه به دنبال تحقق هدف اصلاح هستند. ما هدف این امامان را متفاوت نمی‌دانیم، همان‌گونه که انبیای الهی به دنبال اصلاح بودند، امامان ما نیز همان مسیر را با شکل و راهبردهای متناسب هر برهه دنبال کردند. وی با بیان این‌که در خصوص هدف قیام امام حسین (ع) نیز حرف‌های مختلفی گفته‌ شده است، اظهار کرد: اغلب آنان با وجود تمام احترامی که برایشان قائلیم، مسیر را اشتباه رفتند. عمل به تکلیف، امر به معروف و نهی از منکر و یا شهادت به عنوان هدف از سوی بزرگان بیان‌ شده است، در حالی‌ که این‌ها ابزاری برای اصلاح جامعه هستند. جنگ هم همین‌طور است و شهید شدن هدف نیست. ما در جنگ به دنبال هدفی مقدس هستیم که اگر در آن راه شهید هم شویم ارزشمند است. حضرتی ادامه داد: در دوره معاویه، امام حسن (ع) نیز همان هدفی را دنبال می‌کردند که امام حسین (ع) در دوره یزید دنبال تحقق آن بودند. اما تاکتیک‌ها تفاوت داشت. معاویه، فردی فریبکار و سیاست‌مدار است که اتفاقا در فریب و همراهی افکار عمومی هم موفق عمل می‌کند. در آن دوره تنها کسی است که خلیفه‌الله خطاب می‌شود. بنابراین اساسا گفتمان دیگری طرح‌ شده است و معاویه می‌خواهد این باور را در جامعه جا بیندازد که نماینده بر حق خدا روی زمین است و به صورت مستقیم و بدون هیچ واسطه‌ای، خلیفه خداست. وی با بیان این‌که معاویه با این کار تلاش می‌کند عملا نبوت پیامبر را دور بزند و حرف خود را آن‌طور که می‌خواهد مطرح کند، اظهار کرد: بدیهی است وقتی پیامبر (ص) را در این ساز و کار کنار گذاشته است، به نوه او نیز تهمت خارجی بزند. حجاج‌بن‌ثقفی از میان علما رأی جمع می‌کند و می‌پرسد از میان نبی‌الله و خلیفه‌الله کدام‌ یک شأن و مقام بالاتری دارد؟ همه علما به اتفاق طومار را مبنی بر بالاتر بودن مقام خلیفه‌الله امضا کردند. عضو هیئت علمی دانشگاه با اشاره به تسلط معاویه بر فضا که در چنین شرایطی امکان قیام سیف وجود ندارد، گفت: اما شرایط در دوره خلافت یزید فرق می‌کند. یزید فردی شراب‌خوار و میمون‌باز است و حتی ظواهر دین را رعایت نمی‌کند. بر همین اساس، مبارزه امام حسین (ع) نیز آشکارتر می‌شود و شکل رادیکال‌تری به خود می‌گیرد. زیرا حاکمیت قصد دارد همه‌چیز را نفی کند و اسلامی وارونه ارائه دهد. کاری که با معاویه آغاز شد و یزید ادامه داد. به همین خاطر هر چه کردند امام حسین (ع) با یزید بیعت نکرد. معاویه، حکومتی را به‌دست یزید سپرد که معارض نداشت و بدون چالش بود. اما یزید شخصیتی نداشت که بتواند در ادامه راه موفق باشد. بد نیست نگاه نواندیشان اهل سنت را بدانیم به‌طوری‌که برخی معتقدند یزید و معاویه لعین هستند و حتی عاشورا را روز رستگاری اسلام می‌دانند. عضو هیئت علمی دانشگاه با تأکید بر این‌که باید امام حسین (ع) تاریخی را از میان شواهد، قراین و اسناد جست‌وجو کنیم، گفت: حتی بر اساس قضاوت عقل نیز شهادت نمی‌تواند هدف غایی امام حسین (ع) باشد، بلکه وسیله‌ای بود برای تحقق آرمان اصلاح‌گری. در مورد این‌که برخی از بزرگان، شهادت را هدف امام حسین (ع) بیان کرده‌اند، خودشان باید پاسخ بدهند اما عقل می‌گوید هیچ‌کدام از موارد یادشده هدف نیست. حضرتی، یکی از دلایل موفقیت واقعه عاشورا و قیام امام حسین (ع) را توانمندی این حرکت در بازتولید خود در دوران مختلف به‌ مثابه یک فرآیند و فراتر از یک رویداد دانست و گفت: در مورد میزان موفقیت امام حسین (ع) نیز بستگی دارد که موفقیت را چه تعریف کنیم. برخی از رویدادهای تاریخی خودشان را در تاریخ بازتولید می‌کنند. عاشورا به‌طور مکرر در تاریخ بازتولید شده است و جوامع بر حسب منافعشان و پرسش‌هایی که دارند به این واقعه رجوع و آن را بازتولید می‌کنند. عاشورا اما یک رویداد نیست بلکه یک فرآیند است که در تاریخ خود را بازتولید می‌کند. وی افزود: در مقابل می‌بینیم که بسیاری از وقایع، جریان‌ها، افراد و تفکرها در حد یک رویداد باقی ماندند و نتوانستند در طول دوران گوناگون تاریخی بازتولید کنند. بنابراین از تاریخ حذف شدند یا در حد همان رویداد باقی ماندند. ما رفتار امامان را نباید بر اساس گفتمان سیاسی هر دوره تحلیل کنیم، یا این‌که چند سال، چه قدر و بر چه پهنه‌ای حکومت کردند ملاک موفقیت آنان نیست. مثلا عثمانی‌ها بیش از ۶۵۰ سال حکومت کردند اما اکنون جز اندک نشانه‌هایی در حد و اندازه یک رویداد از آنان باقی نمانده است. اما امامان با صلح، جنگ، قیام، بیعت، دعایشان و علمشان چیزی را دنبال کردند که آنان را ماندگار کرد که جز اسلام واقعی نیست. حضرتی گفت: من عاشق امام حسین (ع) هستم و معتقدم اگر اعتقادی به اسلام وجود دارد، به مدد کار بزرگ ایشان است و گامی که ایشان برداشت ملاکی به دست ما داد تا بتوان میزان نزدیکی به اسلام واقعی و حقیقت را مورد سنجش و ارزیابی قرار داد. توجه به فضای تبلیغاتی سو در آن دوره نیز اهمیت چنین کاری را دو صد چندان می‌کند. نباید افراد مخالف اسلام را به دید افرادی حقیر که به خاطر منافع خرد خودشان دست به جنایت‌هایی مثل قتل امام علی (ع) در محراب مسجد بزنند، بنگریم. چرا که این افراد زیر فشار شدید تبلیغاتی و ترویجی که معاویه مبدع آن بود قرار داشتند و اگر امام حسین (ع) و دیگر امامان ما در مقابل این جریان نمی‌ایستادند، معلوم نبود چه سرنوشتی داشتیم. این استاد دانشگاه بیان کرد: جامعه امروزی هر چه جلوتر می‌رود بیشتر از قبل به درک حقیقت مسیری که توسط امام حسین (ع) آغاز شد، می‌رسد. بد نیست نگاه نواندیشان اهل سنت را بدانیم به‌طوری‌که برخی معتقدند یزید و معاویه لعین هستند و حتی عاشورا را روز رستگاری اسلام می‌دانند. نباید فراموش کنیم این حرف‌های مسلمان نواندیش اهل سنت است، اهل سنتی که تندروهایش معتقدند کشته شدن در کربلا سزای کار حسین (ع) بود. این آگاهی و اصلاح، ناشی از عمق تأثیر عاشورا و کار امام حسین (ع) است که باید به‌ مثابه میراثی گران‌سنگ حفظ شود. ]]> ادبیات Sun, 22 Oct 2017 12:26:20 GMT http://deabel.org/vdcdzx0s.yt0x56a22y.html نگاهی به پیشینه مراسم سوگ ایام محرم؛ عزای آل‌رسول(ص) در تاریخ ایران http://deabel.org/vdch-znx.23ni-dftt2.html پیشینه عزاداری سیدالشهدا(ع) در ایران به دوران تشکیل نخستین محلات شیعه‌نشین در شهرهای این سرزمین باز می‌گردد. توصیه  به برپایی عزاداری به مناسبت ایام شهادت سالار شهیدان(ع) و تلاش برای زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره این قیام جاودانه، باعث می‌شد که شیعیان، صرفنظر از نوع مذهب و گرایش فکری، نسبت به برگزاری این مراسم و تداوم آن، اهتمام داشته باشند. با این حال، بخشی از گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد که عزاداری در ماه محرم، تنها مختص شیعیان نبود و برخی دیگر از مذاهب اسلامی نیز دست‌کم به صورت محدود، حرمت این ایام را نگه می‌داشتند و در آن به عزاداری می‌پرداختند؛ چرا که احترام به اهل‌بیت(ع) موضوعی مهم در تفکرات اعتقادی اهل سنت محسوب شده و می‌شود. «ابوریحان بیرونی» در کتاب «الآثار الباقیه عن القرون الخالیه» که آن را در جوانی به‌رشته تحریر درآورده است، به‌مسأله حرمت دهه اول محرم در میان مسلمانان اشاره می‌کند و این، نشان می‌دهد که در جوامع مسلمان و از جمله در میان مسلمانان ایرانی، عزاداری برای شهادت امام حسین(ع)، از نخستین قرون پس از این واقعه جانگداز، موضوعیت داشته است. «بیرونی» می‌نویسد:«أَمّا الشّیعه، فإنَّهُم ینوحُون وَ یبکونَ أَسَفا لِقَتلِ سَیدالشهداء فیه؛ اما شیعیان در روز عاشورا به خاطر قتل سیدالشهدا(ع) نوحه‌خوانی کرده و گریه می‌کنند.» با این حال، نباید از یاد بُرد که شیوه عزاداری، مانند امروز، در همه جا یکسان نبود و هر طایفه و گروهی، بسته به موقعیت جغرافیایی، فرهنگی و اعتقادی، مراسم خاص خود را برگزار می‌کرد. با این حال، اگر بنا باشد به عزاداری‌هایی شبیه به مشی و سیاق امروزی بپردازیم، ناچاریم چند قرن جلوتر بیاییم و شروع آن را در عهد حکومت علویان طبرستان و آل بویه جست‌وجو کنیم. نخستین شیعیان ایران و مسأله عزاداری در قرن‌های 4 و 5 هجری، تشیع، مذهب قالب برخی شهرهای ایران بوده است. به نوشته «علی اصغر فقیهی» در کتاب «تاریخ آل‌بویه»، «در بعضی از شهرهای بزرگ، محله‌های شیعه‌نشین وجود داشت. شیعیان ایران و عراق، بیشتر جعفری و اثنی عشری بودند، اما تعدادی اسماعیلی و زیدی نیز، در پاره‌ای از نواحی سکونت داشتند.» یکی از مهم‌ترین محله‌های شیعه نشین ایران، محله‌ای به نام «مسلحگاه» در شهر ری بود. طبق نظر «حسن بن محمد قمی» در کتاب «تاریخ قم»، در این دوره تاریخی، در شهرهای کاشان، کرج، آوه، تفرش و فراهان غلبه با شیعیان بود و شعائر دینی آنها رواج کامل داشت. همچنین، در مناطق جنوبی حاشیه دریای خزر، یعنی دیلمان و طبرستان که از دیرباز به‌عنوان پناهگاه علویان محسوب می‌شد، تشیع و آداب و اعتقادات آن، بر دیگر مذاهب اسلامی رجحان داشت. بنابراین، حق داریم که این شهرها و مناطق را نخستین مکان‌هایی بدانیم که در آنها، عزاداری ماه محرم، با رویکردی کاملاً اعتقادی و شیعی برگزار می‌شد. آل‌بویه و نخستین عزاداری‌های عمومی با این حال، آن‌چه در تاریخ مشهور است و بیشتر به چشم می‌آید، آن است که آل بویه، پس از تسلط بر بغداد، عزاداری بر سیدالشهداء(ع) را به‌صورت عمومی رایج کرد. آل‌بویه، فرزندان «بویه ماهیگیر» که از اهالی خطه گیلان و پیرو مذهب شیعه بودند، توانستند با کاردانی و تهور، بر بخش‌های عظیمی از ایران و عراق مسلط شوند و پایتخت خلافت عباسی را در اختیار بگیرند. این زمان، مقارن با فعالیت برخی علمای نامدار شیعه مانند شیخ مفید و شیخ طوسی بود. طبق گزارش‌های تاریخی موجود، ظاهراً عزاداری بر مصیبت شهادت امام حسین(ع) و یارانش، در دوره آل‌بویه، تنها محدود به روز عاشورا بوده و دهه اول محرم را در بر نمی‌گرفته است. «فقیهی» می‌نویسد:«معزالدوله در سال 352 هـ‌ .ق دستور داد که مردم در روز عاشورا گرد یکدیگر جمع شوند و اظهار حزن (و عزاداری نسبت به امام حسین علیه‌السّلام) کنند. در این روز بازارها بسته شد، خرید و فروش موقوف شد، قصابان گوسفند ذبح نکردند، هریسه پزها، هریسه (حلیم یا آبگوشت) نپختند، مردم آب ننوشیدند، در بازارها خیمه برپا کردند و بر آنها پلاس آویختند، زنان بر سر و روی خود می‌زدند و بر حسین علیه السّلام ندبه می‌کردند، در این روز نوحه گری و ماتم به پا شد.» برگزاری مراسم روز عاشورا تا پایان دوره آل‌بویه ادامه پیدا کرد و پس از آن، از رونقش بشدت کاسته و در برخی نقاط، ممنوع شد. عزاداری در عصر تسلط ترکان غزنوی و سلجوقی پس از اضمحلال آل‌بویه و قدرت گرفتن غزنویان، محدودیت‌های شدیدی برای شیعیان به وجود آمد. این محدودیت‌ها، بیشتر بواسطه اقدامات و فعالیت‌های اسماعیلیه و «قِرمَطیان» بود که ظاهراً گروهی از اسماعیلیه محسوب می‌شدند. آنها در سال 317 هـ‌ .ق، در ایام حج، به مکه حمله کرده و ضمن کشتار حجاج، اموال آنها را به یغما برده بودند؛ از این رو، در میان تمام مسلمانان، رویکردی منفی و توأم با انزجار، نسبت به قرمطیان وجود داشت. به طوری که هر فرد مخالف با حکومت، به جرم قرمطی‌گری، به پای میز محاکمه کشانده و اعدام می‌شد؛ «حسنک وزیر» که «بیهقی» در تاریخ خود به زندگی و مرگ وی پرداخته است، یکی از این متهمان سیاسی بود که با انگِ قرمطی بودن، بر دار کشیده شد. با وجود این، برخی گزارش‌ها از تدأوم عزاداری بر واقعه جانگداز کربلا، در شهرهای شیعه‌نشین و غیر آن خبر می‌دهد؛ هرچند که این گزارش‌ها، محدود و اندکند. «رسول جعفریان» در کتاب «تاریخ تشیع در ایران از آغاز تا طلوع دولت صفوی»، به برخی از این موارد که مربوط به شهرهایی مانند قزوین و ورامین است، اشاره می‌کند. مفصل‌ترین گزارشی که در این زمینه و از این دوره تاریخی وجود دارد، مربوط به «عبدالجلیل قزوینی رازی»، نویسنده و عالم قرن ششم هجری است. او در کتاب «النقض» که برای پاسخگویی به مخالفان شیعه امامیه به رشته تحریر درآمده است، به همراهی گروه‌هایی از اهل‌سنت با شیعیان، در برگزاری مراسم روز عاشورا اشاره می‌کند و می‌نویسد:«آن‌گاه که [به لحاظ دوره تاریخی] فروتر آیی، معلوم است که خواجه بومنصور، [بزرگ] ماشاده(یکی از محلات قدیم اصفهان) به اصفهان که خود در مذهب سنت، در عهد خود، مقتدا بوده است، هر سال این روز(عاشورا)، تعزیت به آشوب و نوحه و غریو داشته‌اند.» او در بخشی از اثر ارزشمند خود، از عزاداری اهالی همدان و نیشابور نیز اطلاعاتی به دست می‌دهد و می‌نویسد:«اما به همدان، اگرچه مُشَبَّهه(فرقه‌ای از اهل‌سنت) را غلبه باشد، برای حضور رایت سلطان و لشکر ترکان، هر سال مجدالدین مذَکر همدانی در موسم عاشورا این تعزیت به صفتی دارد که قُمّیان را عجب آید و خواجه امام نجم‌المعالی بن ابی‌القاسم بزاری به نیشابور، با آنکه حنفی مذهب بود، این تعزیت به غایت کمال داشتی و دستار برگرفتی و نوحه کردی و خاک پاشیدی و فریاد از حد بیرون کردی.» سربداران و گسترش اعتقادات شیعی با حمله مغول به ایران و اضمحلال خلافت عباسی، شیعیان توانستند بدون مانع جدی، فعالیت‌های خود را گسترش دهند. بی‌تردید، حضور علمای نامدار شیعه، همچون خواجه نصیرالدین طوسی در دربار ایلخانان، بر این شرایط تأثیری مستقیم داشت؛ تا جایی که مطابق برخی روایات تاریخی، «اولجایتو» یا همان «سلطان محمد خدابنده»، به تشیع گروید و به ترویج این مذهب، اهتمام فراوان داشت. رویکرد «اولجایتو» در برخورد با سایر مذاهب اسلامی، بسیار تندتر از «آل‌بویه» بوده است. بنابراین، اصلاً بعید نیست که در دوران او، عزاداری برای سالار شهیدان(ع)، با شدت و حدت بیشتری دنبال شده باشد. در اواخر دوره مغول، تشیع توانسته بود بن‌مایه‌های درونی خود را بازیابی کند و در عرصه فرهنگ عمومی و سیاست، به کار گیرد. مقابله با ظلم و بیداد مغولان که در اواخر دوره ایلخانی به اوج خود رسیده بود، ضرورت بهره‌گیری شیعیان از آموزه‌های ظلم‌ستیزانه برگرفته از واقعه عاشورا را دوچندان می‌کرد. به همین دلیل، پس از تشکیل حکومت سربداران در باشتینِ سبزوار، در سال 738 هـ.ق، این آموزه‌ها، در عمل به کار گرفته شد و باعث تقویت تشیع شد. هرچند از برگزاری مراسم عزاداری در دوران حکومت سربداران خراسان، اطلاعات زیادی در دست نیست، اما چنان که شهرت دارد، آنها مراسمی ویژه در روزهای جمعه داشتند که درآن، برای ظهور امام عصر(عج) دعا می‌کردند. این مراسم به صورت نمادین برگزار می‌شد و طی آن، اسبی سفید را با سلاح و ادوات نظامی می‌آراستند و در کوچه‌ها و خیابان‌های باشتین می‌گرداندند. «اصغر حیدری» در کتاب «تاریخ و جلوه‌های عزاداری امام حسین(ع) درایران با تکیه بر دوره صفویه»، فصلی را به این دوره تاریخی اختصاص داده و از اهمیت آن در تاریخ عزاداری ایران سخن گفته‌است؛ هرچند الگوها و شیوه عزاداری محرم در دوره سربداران، چندان معلوم و مشخص نیست. با توجه به مطالبی که به طور خلاصه عنوان شد، می‌توان گفت که پیش از رسمیت یافتن مذهب تشیع در ایران عصر صفوی، عزاداری بر مصیبت سالار شهیدان(ع) در بسیاری از مناطق ایران، رواج داشته است. شیوه عزاداری ایرانیان در این دوره تاریخی، نسبت به دوره‌های متأخر، متفاوت بود، به این معنا که برخی از آداب و رسوم مورد استفاده در دوره‌های بعدی هنوز درمیان عزاداران شناخته شده نبود و رواج نداشت. البته، بدون تردید، مقتل‌خوانی و نوحه‌خوانی، مانند امروز، دو بخش مهم از برنامه عزاداری‌ها را تشکیل می‌داد. «رسول جعفریان» در این زمینه می‌نویسد:«مقتل‌خوانی در ایران پیش از عصر صفوی کاملاً رایج بوده است. کاشفی در مقدمه روضة الشهداء به این مطلب اشاره کرده است. افزون بر آن، مقتل ابوالمفاخر رازی... نشان می‌دهد که تا چه اندازه این کار مرسوم بوده است. در ایران این مراسم نه تنها توسط شیعیان، بلکه توسط سنیان نیز انجام می‌گرفت.» صفویه و تحول رسم عزاداری محرم در ایران صفویه دودمانی بود که خود را به ائمه‌اطهار(ع) منسوب می‌کرد. شاه اسماعیل اول، نخستین پادشاه صفوی، پس از یکپارچه کردن ایران، تشیع اثنی‌عشری را به‌عنوان مذهب رسمی ایران برگزید و به این ترتیب، آن را به مثابه ابزاری برای مشروعیت بخشیدن به حکومت خود مورد استفاده قرار داد. با روی کار آمدن صفویان، چهره فرهنگی و مذهبی ایران دچار تغییرات فراوانی شد. آنها به عزاداری ایام محرم، شکوه خاصی بخشیدند. به احتمال زیاد، برگزاری عزاداری دهه نخست ماه محرم، از دوره صفویه مرسوم شده است. آنها از شیوه‌هایی در برگزاری عزاداری استفاده کردند که تا پیش از آن سابقه نداشت. زنده‌یاد دکتر علی شریعتی، در کتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» که در آن به رویکردهای مذهبی صفویان سخت تاخته است، به سازمانی اشاره می‌کند که توسط صفویان برای ساماندهی امور عزاداری ایجاد شد. او معتقد است که آنها، برخی شیوه‌های عزاداری را از دیگر ادیان وام گرفته‌اند. اینکه ادعای آن مرحوم، تا چه اندازه با صحت قرین و مستند است، نیازمند تتبع و پژوهش همه‌جانبه دارد؛ اما در این مسأله نمی‌توان تردید کرد که گرایش صفویه به هر چه پرشکوه‌تر برگزار کردن مراسم عزاداری، ریشه در تلاش آنها برای جلب مشروعیتِ مبتنی بر گرایش به مذهب شیعه داشت. به هر نحو، این رویکرد صفویان، سبب رونق عزاداری ایام محرم شد و بتدریج، رسم و رسومات خاصی، بر آن‌چه در گذشته رایج بود، اضافه شد. عزاداری عصر صفوی در آثار جهانگردان مراسم عزاداری شهادت سالار شهیدان (ع) در دوره صفویه، بشدت مورد توجه سیاحان و جهانگردان اروپایی قرار داشت. کمتر سفرنامه‌ای از آن دوره برجای مانده است که بخشی از آن به شرح این مراسم اختصاص نیافته باشد. «تاورنیه»، گوهر فروش و جهانگرد فرانسوی که شاهد برپایی مراسم عزاداری در دربار شاه سلیمان صفوی بوده‌است، در این باره می‌نویسد:«شاه سلیمان اول صبح [عاشورا] در وسط تالار جلوس کرد و بزرگان همه بر پا ایستاده بودند. مسئولیت برپایی نظم به بیگلر بیگی سپرده شده بود... بعد از آن بیگلر بیگی شروع به داخل کردن دسته‌ها کرد. هر دسته عماری داشت که 8 تا 10 نفر آن را حمل می‌کردند و در هر عماری، تابوتی گذارده و روی آن را با پارچه زری پوشانده بودند.» او به عزاداری مردم در دهه نخست محرم نیز اشاره می‌کند و می‌افزاید:«مدت 8 یا 10 روز قبل از مراسم عاشورا، معتقدترین شیعیان، سراسر بدن و چهره را سیاه می‌کنند.» «دلاواله»، «کاتُف»، «اولئاریوس» و «کمپفر» نیز، از جمله جهانگردانی هستند که به عزاداری دهه نخست ماه محرم در ایران پرداخته‌اند. طبق روایت آنها، در این روزها مراسم روضه‌خوانی و منابر وعظ برقرار بود. نکته جالب توجه این است که مجالس شبانه و همچنین، مراسم شام غریبان هم در این دوره وجود داشت. «تاورنیه» می‌نویسد:«همین که خورشید غروب می‌کند، در گوشه میدان‌ها و بعضی چهارراه‌ها، منبرهایی را برای واعظان برپا می‌کنند و همه برای گوش دادن به سخن آنها می‌آیند و مردم آماده مراسم می‌شوند.» در این دوره، مراسم برپایی روضه در خانه‌ها نیز رونق گرفته بود. «دلاواله»، جهانگرد ایتالیایی که شاهد برگزاری این جلسات عزاداری خانگی بوده‌است، در این باره می‌نویسد:«بعضی خانه‌ها که با چراغ‌های فراوان و علامات عزاداری و پرچم‌های سیاه مشخص شده‌اند، محل برپایی عزاداری هستند و همسایه‌ها و اطرافیان برای شرکت در مراسم، به این خانه‌ها می‌روند.» همان‌طور که پیش از صفویه، مقتل‌خوانی رواج داشت، پس از آن نیز، مقتل‌خوانی یکی از اجزای مهم عزاداری‌ها محسوب می‌شد. «کمپفر»، جهانگرد آلمانی که شاهد یکی از مراسم‌ مقتل‌خوانی بوده است، می‌نویسد:«مردم، قبل از ظهر، به میدان‌ها و معابر عمومی می‌آیند و با کمال احترام، به سخنان ملا که روزانه یکی از فصول ده‌گانه کتاب روضة الشهداء(*) را می‌خواند، گوش فرا می‌دهند؛ فصل آخر این کتاب، شامل گزارش و شرح شهادت [امام] حسین(ع) است.» تداوم رونق عزاداری بعد از صفویه با وجود فروپاشی حکومت صفویان به دست «هوتکیان»(یکی از اقوام شرق افغانستان امروزی)، تغییری در مذهب رسمی ایران به وجود نیامد. تشیع چنان در فکر و زندگی مردم ریشه داشت که هیچ کس نمی‌توانست فکر کنار زدن آن را در سر بپروراند. مراسم مربوط به ایام محرم، چنان‌که در دوره صفوی، در دوره افشاری نیز ادامه پیدا کرد و در عصر زندیه، هنر «تعزیه‌خوانی» نیز، به آن افزوده شد. برخی معتقدند که نخستین تکیه‌ها، در این دوره تاریخی پدیدار شدند. در دوره قاجار، روش پیشینیان در برگزاری عزاداری سیدالشهداء(ع) تداوم یافت، اما متأسفانه رسوم نامتعارفی مانند قمه‌زنی هم رواج پیدا کرد. هرچند که چنین رفتارهایی، در دوره صفویه هم وجود داشت و جهانگردانی مانند «اولئاریوس» نیز در سفرنامه‌هایشان به برگزاری آنها اشاره کرده‌اند، اما شاید بتوان دوره قاجار را، عصر به اوج رسیدن چنین فعالیت‌هایی دانست. استفاده از روایات ناصحیح در عزاداری‌ها نیز، در این دوره بسیار شایع شد؛ تا آن حد که شخصیتی مانند مرحوم «محدث نوری»، ناچار شد در سال 1280 هـ.ش، کتابی به نام «لؤلؤ و مرجان» را به رشته تحریر درآورد و نسبت به برخی داستان‌های غیرواقعی و رسوم نامتعارف که در مجالس عزاداری رایج شده بود، انتقاد کند. پی‌نوشت: البته باید توجه داشت که بسیاری از اندیشمندان و اسلام‌شناسان معاصر، مانند استاد شهید مرتضی مطهری، نسبت به صحت محتوای کتاب روضة الشهدای کاشفی، تردید فراوان داشتند و برخی از آنها، استفاده از این کتاب را یکی از دلایل رواج روایت‌های غیرصحیح درباره واقعه عاشورا می‌دانستند. ]]> ادبیات Mon, 02 Oct 2017 06:36:09 GMT http://deabel.org/vdch-znx.23ni-dftt2.html محرم، مولانا و خوانسار http://deabel.org/vdccisq1.2bqip8laa2.html محرم كه می‌شود نمی‌توانم به یاد خوانسار نیفتم. (این را سال قمری گذشته هم نوشتم، اما دلیل نمی‌شود دوباره یادآوری نکنم). یادآوری محرم در خوانسار برای من غیر از اهمیت زیبایی‌شناسی این مراسم، یادآور پروژه ناکام و پر از ادعای ساخت سریال زندگی «مولانا جلال‌الدین»، شاعر ایرانی، نیز هست که دست‌اندرکاران قرار بود طوری این سریال را بسازند تا با همسایگان ترک رقابت کند. می‌دانیم که ترک‌ها مولانای فارسی‌زبان را متعلق به خود می‌دانند. چهار سال پیش (آن‌موقع که آقای سرافراز معاونت برون‌مرزی صداوسیما را بر‌عهده داشت)، به قول «شهرام اسدی» (کارگردان اول این سریال) این معاونت محترم برون‌مرزی قصد داشت با هدف پیش‌دستی در تولید سریال مولانا ثابت کند که این فیلسوف و شاعر بزرگ جهانی جزء مفاخر ملی و میهنی ماست. شهرام اسدی معتقد بود که ارزش این قضیه کمتر از تملک خلیج‌فارس به ایران نیست، چراکه اينگونه به جهانیان می‌فهمانیم که مولانا برای ماست و جزء افتخارات ما تلقی می‌شود، اما این آرزوی شهرام اسدی بعد از گذشت چهار سال هنوز در زمین و هوا مانده است و من نیز به‌عنوان عضو کوچکی از گروه بازیگران این سریال که ماه‌ها در خوانسار زیبا شاهد تولید آن بودم، در حسرت رسیدن به این آرزو هنوز مانده‌ام. پاییز سال ٩٢ بود که به پروژه سریال «جلال‌الدین» در خوانسار ملحق شدم. خوانسار شهر عجیبی است، به‌خصوص وقتی یک گردشگر فرهنگی باشی. بهارش با «گلستان‌کوه» پر از لاله‌های واژگونش هوش از سرت می‌برد و تابستانش با لطافت هوا و میوه‌های خوش‌طعم و سایبان درختان گردویش یادآور خاطرات خوش خواهد بود و پاییزش رنگارنگ و پر از کوچه‌باغ‌هایی است که از برگ خزان فرش شده و خش‌خش این برگ‌ها زیر پایت تا ابد در گوشت می‌ماند و زمستانش پر از برف با کوه‌های سپیدی که شهر را دوره کرده‌اند زمستانی گرم را زیر کرسی‌های خانه‌های شهر برایت می‌سازد. لوکیشن شهر بلخ سریال جلال‌الدین در روستای وانشان، نزدیک خوانسار بود. در آنجا بود که «مشکین مهرگان» مسئول لباس و دکور سریال، قلعه و بازار بلخ را ساخته بود. نمی‌دانم بعد از چهار سال چه به روز آن دکور حجیم و زیبا آمده است. زیبایی دکور و لباس‌ها با طبیعت اطراف ده وانشان به هم پیچیده بود. رنگ لباس‌ها، رنگ طبیعت اطراف بود. همه‌چیز در هاله‌ای از رنگ‌باختگی تاریخی غوطه می‌خورد، همه‌چیز: قلعه‌ای که ساخته بودند، بازار بلخ، آهنگری، صحافی، کوزه‌گری، پارچه و زیلو‌بافی و... قشنگ پرتاب می‌شدی به قرن ششم و هفتم. آن سال محرم به اول زمستان رسیده بود. از یگانه‌بودن مراسم عزاداری محرم در خوانسار شنیده بودم، ولی شنیدن کی بود مانند دیدن. مرتضی راوندی در تاریخ اجتماعی ایران در مورد خصوصیت مردم خوانسار می‌گوید: «و آنچه را نباید فراموش کرد اتحاد مردم خوانسار است که قابل اهمیت می‌باشد و در دوستی هم اگر از طرف، محبت و یکرنگی ببینند صادق‌اند. مردم خوانسار در هرکجا که باشند هوای یکدیگر را دارند» و من این را به چشم دیدم. دیدم که چگونه جمعیت ٣٠ هزارنفری خوانسار در دهه اول محرم به دو یا سه‌برابر می‌رسد، انگار تمام خوانساری‌ها از تمام گوشه‌وکنارهای کشور برمی‌گردند به شهرشان. همه از صبح تا شب در خیابان‌ها هستند با لباس‌های عزای تمیز و زیبا. مراسم امام حسین باید زیبا برگزار شود. شهر آذین عزا بسته و در هر کوی و برزن رنگ‌های سبز و سیاه و زرد و گاهی قرمز در و دیوار را یادآور حماسه امام حسین کرده است. دسته‌ها که با علم‌های مزین به پرهای رنگین، سرخ، سفید، بنفش، صورتی و... به هم می‌رسند، تعظیم می‌کنند و رنگ‌ها قاطی می‌شوند، جدا می‌شوند و دوباره به سر جای خود برمی‌گردند. مراسم تعزیه‌خوانی بعدازظهرها برپاست. دسته‌های شترسوار و اسب‌سوار، اشقیا و اولیا ... صدای شیپور جنگ و نقاره، نوحه‎‌خوانی گاهی حتی با ادوات موسیقی کلاسیک؛ یعنی کلارینت و ویلن و حتی آکاردئون... همراه با هیئت‌های سینه‌زنی یا زنجیرزنی با عزادارانی پابرهنه درحالی‌که بر پیشانی‌شان به نشانه عزا مقداری گل زده شده و البته نذری در قالب صبحانه و ناهار و شام. در آن سال پروژه مولانا، در دهه اول محرم به قول معروف «آف» خورد و بعد از عاشورا وقتی همه به سر کار بازگشتند، زمزمه‌های سردی به گوش رسید؛ زمزمه‌هایی از برهم‌خوردن توافقات کارگردان و تهیه‌کننده و بعد هم شهرام اسدی رفت و مهدی همایونفر، تهیه‌کننده سریال، با کارگردانی جوان؛ یعنی شهرام معیریان قرارداد بست. فاجعه وقتی بود که سریال پس از یک‌سال پخش شد. انگار قورمه‌سبزی را با لازانیا در یک بشقاب بریزی و مخلوط کنی ... . بهتر است بیشتر نگویم. همان‌سال مهدی همایونفر، از تولید فصل دوم این سریال که درباره بزرگ‌سالی و پختگی مولانا، حکیم و شاعر نامدار ایرانی است، خبر داد و اکنون دو سال از آن خبر می‌گذرد و هیچ خبری نشده و گویا همسایگان ترک خیالشان راحت شد که از مدعیان ایرانی مولانا کار سریال یا سینمایی برنمی‌آید. ان‌شاءالله که اشتباه کنند. ]]> ادبیات Wed, 27 Sep 2017 12:21:28 GMT http://deabel.org/vdccisq1.2bqip8laa2.html هم‌اندیشی جریان‌شناسی شعر اربعین http://deabel.org/vdccsxq1.2bqim8laa2.html رئیس کمیته فرهنگی اربعین حسینی اظهار کرد: با هماهنگی رئیس ستاد فرهنگی اربعین و رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در عراق، حجت‌الاسلام والمسلمین اباذری و تولیت عتبه حسینی، هم‌اندیشی شعرای آیینی ایرانی و عراقی در یک گردهمایی ۳ روزه در کربلای معلی که در آن به بحث و بررسی جریان‌شناسی شعر عاشورا و ارائه آخرین سروده‌های شعر عاشورایی و اربعینی می‌پردازند، برگزار می‌شود.    حجت‌الاسلام احمدی، رئیس کمیته فرهنگی و آموزشی ستاد مرکزی اربعین بیان کرد: استفاده از ظرفیت بزرگ و اثرگذار شعرا و ادبا یکی از بهترین شیوه‌ها در تولید ادبیات و گفتمان‌سازی فرهنگ اربعین و نهضت الهی عاشوراست. به همین منظور در برنامه فرهنگی سال ۱۳۹۶ اربعین حسینی که به تصویب ستاد مرکزی اربعین و ستاد فرهنگی اربعین رسید، با مساعدت و پشتیبانی و حمایت عتبه حسینی، جمعی از شعرا و نخبگان ادبی ایران و عراق در مجمّع حضرت سیدالشهدا(ع) به میزبانی عتبه حسینی گرد هم می‌آیند و در یک نشست ۳ روزه که از روز یکشنبه، ۲۶ شهریور آغاز می‌شود و تا روز سه‌شنبه، ۲۸ همین ماه ادامه می‌یابد، به شعرخوانی، بررسی ادبیات آیینی و اشعار اربعینی و پیشینه تاریخی و جریان‌های ادبی شعر اربعین می‌پردازند. وی افزود: حجت‌الاسلام والمسلمین محمدجواد محمدزمانی، شاعر آیینی که مسئولیت گروه شعر و ادب کمیته فرهنگی را برعهده دارد، مدیریت این نشست سه روزه را به صورت مشترک با علی کاظم سلطان، مسئول بخش فعالیت‌های فرهنگی‌ عتبه حسینی(ع) برعهده خواهد داشت. رئیس کمیته فرهنگی درباره انتشار مباحث این نشست‌ها گفت: یک گروه مستندساز کاروان اعزامی شاعران به عتبات عالیات را همراهی می‌کند که همه مباحث و اشعار ارایه شده ضبط و تدوین و از طریق سامانه الاربعین (www.alarbaeen.ir) در اختیار رسانه‌ها و عموم مردم قرار می‌گیرد و مباحث تخصصی آن نیز تدوین و منتشر خواهد شد. وی بیان کرد که این آغاز یک حرکت مستمر و بزرگ است که زمینه برپایی کنگره شعر حسینی بین شعرای جهان اسلام را رقم خواهد زد تا از سال آینده شعرا و ادبایی از کشورهای دیگر نیز به این نشست دعوت شوند.  ]]> ادبیات Sat, 16 Sep 2017 07:01:29 GMT http://deabel.org/vdccsxq1.2bqim8laa2.html نه مداح هستم و نه خواننده/ ساقی سرمست هنوز خوب معرفی نشده http://deabel.org/vdcauone.49n6i15kk4.html کلامش آن قدر دلنشین است که بیش‌تر از قبل دلباخته او و ارادتش به اهل‌بیت(ع) می‌شوید. استاد از  ده­ سال قبل که قطعه­ ماندگار «آمدم ای شاه پناهم بده» را خوانده، خیلی شکسته‌­تر شده و چندان حال مساعدی ندارد  اما هنوزم هم حنجره­ای طلایی دارد. شاید روزی که «آریا عظیمی‌نژاد» از استاد کریمخانی دعوت کرد تا قطعه‌ای  برای امام رضا(ع) بخواند، هیچ کدام­شان فکرش را هم نمی‌کردند این مناجات آن­قدر فراگیر شود که دل هر زائری را به لرزاند و اشک را میهمان چشم‌های عاشقان کند. نقطه­ اوج این آواز، که حیرت‌ بسیاری از اهالی حرفه‌ای موسیقی را برانگیخته این است که یک حنجره تا چند گام بالاتر را می‌تواند ادا کند. استاد محمد علی کریمخانی که 67 سال قبل در شهر نرجه استان قزوین به دنیا آمده روزی بزرگ‌ترین آرزویش، این بود  نوایش مثل اذان مرحوم «موذن‌زاده» ماندگار شود و اکنون با عنایت امام رضا(ع) با خلق آمدم ای شاه پناه بده به آرزویش رسیده است.  استاد گویا از کودکی به خواندن علاقه داشتید و مداحی هم می کردید؟  درست است .از کودکی(حدود 5-6سالگی) قرآن می خواندم و  مداحی کردم. در واقع، معلم قرآن دبستانم، مشوّق اصلی­ام برای خواندن بود. در هر هیئت و محفلی هم که می­خواندم، همه تشویقم کرده و می­گفتند: «صدای این جوان خوب است!» چند سال بعد، به تهران مهاجرت کردیم و من، به خواندن مدح و کرامت ائمه­اطهار(علیهم­السّلام) اهتمام بیشتری پیدا کردم. تا این که به آرزوی همیشگی‌­ا­م رسیدم.  فکر می کردید روزی مدحی بخوانید که اینقدر معروف و ماندگار شود؟ 14-15ساله بودم که برای اولین­ بار به حرم امام رضا(علیه­السّلام) مشرّف شدم. آن­جا، به حضرت گفتم: «می­شه عنایتی کنی تا مدحی بخوانم... یا اذانی بگَم در حرمت... که موندگار بشه؟!­» که بعد از گذشت این همه سال، آن­ها محقّق شد و خدا، دعایم را مستجاب کرد. بعد از منتشر شدن این قطعه، وقتی در حرم امام رضا، مشغول خواندن بودم  و هزاران نفر می‌شنیدند، آن­جا بود که فهمیدم  خدا مرا به به آرزویم رسانده . همان جا  گفتم: «یا امام رضا... ممنونم!»     خاطره ای هم از خواندن این قطعه در میان دارید؟ راستش را بخواهید! وقتی که در مراسمی این قطعه را می­خوانم و چهره­ی مردم را می­‌بینیم که حالشان خوب شده و از شنیدن این مدح، احساس رضایت می­‌کنند، همه و همه­‌اش در اثر نمکی است که حضرت رضا بر این کار ریخته! مثلاً من عروسی می­روم... داماد می­گوید: «آمده­‌ام ای شاه» را بخوان! می­گویم: «این­جا مجلس عروسی است، مردم با شنیدن این قطعه، ممکن است گریه کنند!» می­گوید: «دوست دارم در عروسی­ام مدح امام رضا خوانده شود. گریه برای امام رضا، بهترین ثمره­ زندگی‌­ام است... شروع زندگی­‌ام با گریه­ بر امام رضاست... خنده­ی با گناه بهتر است یا گریه­ی بر امام رضا(علیه­السّلام)!» شما در این قطعه گام بالاتری می خوانید این باعث نشده که حنجره تان آسیب ببیند؟ حنجره‌­ام نه تنها آسیب ندیده، بلکه می­‌توانم تا سه ­گام بالاتر را بخوانم. بدون آن­که برای حنجره و صدایم مشکلی ایجاد شود. بعضی وقت­ها برای خودم هم قابل هضم نیست که چطور حنجره­ام می­تواند تا این مقدار بالاتر را یاری کند و مشکلی برایش پیش نیاید و این، فقط و فقط لطف خدا و امام هشتم است! بگذارید یک­چیز را همین­جا بگویم: باعث افتخار من است که نامم، در کنار نام امام رضا(ع) آورده می‌شود؛ چه از این بالاتر! شما وقتی کالایی را به بازار عرضه می‌کنید، باید نشان دهید که چند مرده حلاجید! اگر نتوانید کار خوبی به بازار ارائه دهید، ستاره شدن‌تان چه اهمیتی دارد، من شوق شهرت ندارم! من را با کسی می‌شناسند که زمین و زمان به آن احتیاج دارند؛ «آقا علی بن موسی الرضا(علیه‌­السّلام)» آلبوم عاشورایی ساقی سرمت شما هم به موفقیت خوبی رسید؟ محرم1391 پس از چندسال کار کردن، «آلبوم عاشورایی ساقی­ سرمت»، منتشر شد که آهنگسازی آن نیز با «آریا عظیمی­‌نژاد» بوده است. هميشه و از ابتدا اين روال من بوده كه در كارهايم، همه­ اصول و قوانين لازم را رعايت كنم. اين اِلِمان‌ها، همگي بر مي‌گردند به موسيقي اصيل ايراني. من تمامي قطعات این آلبوم را با در نظر گرفتن موسيقي اصيل ايران خوانده‌ام، چرا كه بر اين باورم موسيقي اصيل ايراني از تعزيه به ما رسيده است و در سنت ما ريشه ‌دارد. موسيقي، وقتي ريشه‌دار و با اصالت باشد به طور حتم براي مردم هم دلنشين خواهد بود، زيرا اين نوع موسيقي، جدا از اين كه بسيار سنگين است، عامه­‌پسند بوده و مورد استقبال مردم قرار مي‌گيرد. من، تك­‌تك اين قطعات را در دستگاه‌ها و گوشه‌هاي مختلف ايراني اجرا كرده‌ام تا حرفي براي گفتن داشته باشند. شايد مثلا فكر كنيد كه همه در دستگاه همايون يا مثلا چهارگاه اجرا شده‌اند، ولي اين‌طور نيست و به نوعي من اين دستگاه‌ها را با هم تركيب كرده‌ام و گاهي چيزهايي را نيز افزوده‌ام. اينكه اين آلبوم با تمامي قطعاتش متعلق به حضرت امام حسين(علیه­السّلام) است، دليلي براي موفقيت آن است.  همه­ی ما وسيله هستيم، دقيقاً مثل دكترها كه وسيله هستند تا مريض بهبود يابد، اما در واقع شفادهنده، خداوند است. در واقع، اين عنايت ائمه و اهل­بيت است كه موجب مي‌شود كاري مثل «ساقي­ سرمست» به موفقيتي اين‌چنيني نائل می­آيد. سروصدایی که یک باره آغاز می‌شود، به بن‌بست می‌خورد و کار را یک بار مصرف می‌کند. مهم است که مردم به تدریج متوجه مفهوم کار شوند. مهم است که هر چقدر شما به آهنگ گوش دهید، تمایل بیشتری برای شنیدنش داشته باشید. کار حماسی است و همین آهنگ و شعرهای حماسی فرد را به سوی خود می‌کشاند. شما به آهنگ «مگر ای کربلا خاک بهشتی» گوش کنید. این ترانه انسان را به سوی خود می‌کشاند و می‌برد. به نظر شما چرا کارهای شما اینقدر ماندگار می شود؟  هر کاری که از عمق دل باشد و  شما شیفته آن باشید، موفق خواهید شد. وقتی این قطعات را می‌خواندم، حس می‌کردم نزد امام حسین(ع) و امام رضا می‌خوانم بنابراین تلاش می‌کردم کارم، کم و کسری نداشته باشد. هر چه در وجودم بود، مصرف می‌کردم. می‌گویند از تو حرکت از خدا برکت؛ اگر حرکت کنی و به سمت و سوی امام حسین(ع) بروی، اگر نیم‌نگاهی هم به کارت شود، آن کار ماندگار می‌شود. یقین دارم «ساقی سرمست» از این درجه بالاتر هم می‌رود و حتی جوانان خارج از کشور را نیز شیفته خود کرده و می‌کند. هرکسی، قطعات منتشر شده  من را گوش می­کند، از این لحن و صدا متعجب می­‌شود. در حالی که بارها و بارها گفته ­ام: این قدرتِ خواندن را خودشان محبت می­کنند وگرنه دست من و ما نیست! اما هنوز هم خواهش می­کنم از مسؤلان تا برای آلبومی که من و آریا عظیمی­ نژاد، برای جمع ­آوری­ آن، سه­ سال زحمت کشیدیم، تلاش کنند و آن را معرفی کنند. این آلبوم و قطعات آن، هنوز آن­طور که باید و شاید، برای مردم معرفی نشده! خواهش می­‌کنم تا برای کاری که وقت گذاشته شده، ارزش قائل شوند. این کار یک اثر فاخر آیینی است و باید حق آن ادا شود. نه به خاطر این که من خواننده­ آن هستم، به این خاطر که این آلبوم، مخصوص حضرت سیدالشهداء(ع) است و نباید از کنار آن راحت عبور کرد. سبک خاصی هم در اجرای کارهایتان دارید؟ من، نه مداح هستم و نه خواننده! باید بگویم: این را هم من اختراع نکردم، من خودم را به کسی دیگر می‌سپارم. می‌خوانم، اما تکیه‌ام جای دیگر است. اگر انسان خودپسند و از خودراضی نباشد همه چیزش درست می‌شود. اگر بخواهی بگویی من در این مجلس قیامت می‌کنم، هیچ کاری انجام نمی‌شود و فقط شرمندگی باقی می‌ماند. من می‌گویم یا امام حسین(ع)! خودت می‌دانی که من چیزی نیستم، دست من را بگیر. البته ادعا نمی‌کنم... امام حسین(ع) را شناخته­‌ام! شاید اصلاً لیاقت خواندن هم نداشته باشم، اما هر موقع خوانده‌ام، فقط برای خودشان بوده است. این کار را نکردم که فلان وزیر یا نماینده مجلس یا شخصیت بازاری که در مراسم است، لذت ببرد. اگر به من بگویند: این، یک تار موی امام حسین (علیه­‌السّلام) است، زندگیت را رها کن، قطعا آن مو را می‌گذارم میان کفنم هم می‌گویم: این مرا بس است. زندگی چه ارزشی دارد. کسی نمی‌تواند در خلقت با امام حسین(ع) برابری کند. وقتی ما کسی را ارباب قرار دادیم، باید ببینیم ارباب چکار کرده، ما همان کار را بکنیم.  یعنی از مرگ نمی‌ترسید؟ اصلاً از مرگ، هراسی ندارم! شاید برای­تان جالب باشد که این روزها، وقتی که بیماری بیشتر به من فشار می‌­آورد، روی تخت می‌نشینم و خواب به چشمم نمی‌­آید. خودم را میان قبر و چشم­‌انتظار سیدالشهداء و امام رضا(علیهم­السّلام) حس می‌­کنم. واقعاً این دنیا چه­ چیزی دارد که ما باید به آن دل­خوش کنیم؟! این همه دویدن و حرص‌­زدن برای مال دنیا، چه فایده­‌ای دارد؟! به­‌قدر وسع باید کوشید و به‌­قدر گذران زندگی باید تلاش کرد! اما بیش­تر از آن، به چه دردی می­‌خورد؟! من، فقط چشم­‌انتظار دیدار حضرت اباعبدالله و امام رضا(علیهم‌­السّلام)، هنگام مرگم هستم. خیلی‌ها دوست دارند در جوار امام رضا(ع) دفن شوند شما همچنین آرزویی دارید؟ حالا که سال­ها کوشیده‌­ام و خدا، چنین لطفی به من کرده است، تنها آرزویم در این شب­ها و روزها، به دست آوردن سلامتی است! آرزوی دیگرم، خاک شدن در حرم امام رضاست! بارها به دوستانم در مجموعه­ ی آستان قدس گفته­‌ام اگر می‌­شوند کاری کنند، اما هنوز هیچ خبری نشده که بتوانم صاحب قبری در حرم امام هشتم شوم. دوست داشتم خادم هم شوم که فعلاً با این وضعیت جسمانی، اصلاً بعید می­‌دانم اگر هم جور بشود، بتوانم از عهده­ آن بر بیایم!   ]]> ادبیات Mon, 07 Aug 2017 09:22:23 GMT http://deabel.org/vdcauone.49n6i15kk4.html روادید اربعین لغو نخواهد شد/ ویزای اربعین تا سه ماه اعتبار خواهد داشت http://deabel.org/vdce7o8x.jh8zwi9bbj.html مجید آقابابایی درباره آخرین تمهیدات اندیشیده شده برای صدور ویزای زائران اربعین گفت:‌ با تدابیر و هماهنگی دولت عراق، وزارت کشور و سفارت بغداد در تهران صدور ویزا سریع‌تر از سال گذشته انجام خواهد شد، ضمن این‌که می‌توان اعلام کرد تمامی امور نسبت به سال قبل با برنامه‌ریزی جامع‌تر، متقن‌تر و مشخص‌تری برای اربعین سال ۹۶ انجام شده و فرایند انجام آن هم با نظم خاصی در حال پیگیری است. وی ادامه داد: پیش‌بینی ما برای اربعین سال ۹۶ افزایش تعداد زائرین به میزان ۲۰ درصد نسبت به سال گذشته است به طوری که احتمالا میزان زائران ایرانی در راهپیمایی اربعین به ۳ میلیون نفر خواهد رسید. آقابابایی درباره احتمال لغو روادید در اربعین سال جاری افزود: برای اربعین سال ۹۶ بحث دریافت روادید وجود دارد. ضمن این‌که ستاد مرکزی اربعین به موضوع روادید ورودی نداشته که منتج به تصمیم‌گیری خاصی شود و تا کنون بحثی درباره لغو روادید صورت نگرفته است. دبیر ستاد مرکزی اربعین تصریح کرد: قیمت دریافت ویزا در همه دنیا رفتاری متقابل است و به همان میزانی که ما از زوار عراقی برای اعطای ویزا مبالغی را دریافت می‌کنیم طرف عراقی هم به همان میزان در قبال اهدای ویزا به زائر ایرانی مبالغی را می‌گیرد. وی با اشاره به این‌که عده‌ای از زوار ایرانی در سال گذشته نتوانسته‌اند با وجود داشتن ویزای اربعین به عراق سفر کنند، گفت: با رایزنی‌های صورت گرفته مدت استفاده از ویزای اربعین تا ۳ ماه افزایش پیدا کرده است. آقابابایی با بیان این‌که مدت اقامت زوار ایرانی اربعین در عراق در گذشته ۲۰ روز بوده که این میزان افزایش پیدا کرده، افزود: برای اربعین ۹۶ بعد از هماهنگی با دولت عراق مدت اقامت زوار ایرانی به یک ماه افزایش پیدا کرده است. مدیرکل امور مرزی وزارت کشور در توصیه‌ای به زوار ایرانی با بیان این‌که بهتر است کسانی که قصد عزیمت به عراق و حضور در راهپیمایی اربعین دارند گذرنامه‌ خود را کنترل کنند که حداقل اعتبار گذرنامه باید بیش از ۶ ماه باشد، گفت: زوار اربعین بهتر است برای دریافت روادید سریع‌تر اقدام کرده و دریافت آن را به روزهای منتهی به اربعین واگذار نکنند. همچنین زمان ورود به عراق، خروج از این کشور و مرز مشخص خود را از قبل تعیین کرده تا مشکلی در این زمینه نداشته باشند. وی افزود: دولت و ملت عراق میزبان اصلی زوار اربعین هستند و ایران مسئولیت اسکان و تغذیه در اربعین ندارد لذا بهتر است بدانیم که ما فقط کمک‌کننده و حامی دولت و ملت عراق هستیم و باید برای میزبانی آنان احترام ویژه‌ای قائل باشیم و تصور رایگان بودن همه خدمات در عراق برای ایرانی‌ها نباید وجود داشته باشد. آقابابایی گفت: سال قبل در توسعه زیرساخت‌های مرزهای زمینی اقدامات خوبی صورت گرفته و آسیب‌شناسی مناسبی پس از اربعین سال ۹۵ انجام شده که بخشی از آن آسیب‌ها در حال رفع است. ]]> ادبیات Tue, 25 Jul 2017 12:10:03 GMT http://deabel.org/vdce7o8x.jh8zwi9bbj.html برگزاری نمایشگاه عکس اربعین در لهستان توسط دانشگاه علامه طباطبایی http://deabel.org/vdcamane.49n6y15kk4.html دکتر علیرضا امیدبخش، استادیار گروه زبان اسپانیانی دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی با حضور در مجموعه فرهنگی زیتون از ارائه مقاله «اربعین الگوی آرمان‌شهر همبستگی» در سمینار علمی «آرمان‌شهر» در لهستان خبر داد و گفت: این سمینار علمی با حضور بسیاری از اندیشمندان معاصر و با موضوع همبستگی برگزار خواهد شد. وی ادامه داد: کنفرانسی که امسال در لهستان برگزار خواهد شد ۱۸ امین کنفرانس انجمن اروپایی مطالعات آرمان‌شهری است که هر سال در یک شهر اروپایی برگزار می‌شود و معتبرترین کنفرانس در این حوزه است. این استاد دانشگاه علامه ادامه داد: این کنفرانس ۴ روزه است و اکثر نظریه‌پردازها و نویسندگان معاصر در حوزه مطالعات آرمان‌شهری از شاخه‌های مختلف علوم در آن شرکت می‌کنند. وی افزود: اربعین یکی از نمونه‌های بی نظیری است که جهان امروز با آن مواجه است و ما بر اساس مطالعات علمی و مستند آن را به مثابه یک الگوی آرمان‌شهری در این کنفرانس و ارائه مقاله معرفی خواهیم کرد. امیدبخش خاطر نشان کرد: در حاشیه برگزاری این کنفرانس، دانشگاه علامه طباطبایی با همکاری و حمایت دانشگاه گدانسک لهستان، مرکز اروپایی همبستگی در همین شهر، انجمن اروپایی مطالعات آرمانشهری و موسسه خط نو  و جشنواره سوگواره سوم  یک نمایشگاه عکس از اربعین برگزار خواهند کرد که حدود ۵۰ عکس از اربعین با محوریت موضوع همبستگی در موزه کتابخانه مرکز اروپایی همبستگی در معرض دید بازدید کنندگان قرار خواهد گرفت. این استاد دانشگاه در پایان تاکید کرد: اهمیت برگزاری چنین نمایشگاهی با موضوع سیدالشهدا (ع) و اربعین با حمایت مراکز علمی معتبر اروپایی دو چندان می‌شود. ]]> ادبیات Tue, 04 Jul 2017 07:12:24 GMT http://deabel.org/vdcamane.49n6y15kk4.html