پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی - آخرين عناوين ادبیات :: نسخه کامل http://deabel.org/vsng.n19rkjoaqpr4a.html Tue, 22 May 2018 15:20:10 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://deabel.org/skins/default/fa/ch01_newsfeed_logo.gif پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی http://deabel.org/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه اطلاع رسانی دعبل خزاعی آزاد است. Tue, 22 May 2018 15:20:10 GMT ادبیات 60 نقش نوحه در ادبیات آیینی و هنر نوحه‌خوانی http://deabel.org/vdchxwnx.23nizdftt2.html نوحه در ادبیات آیینی بارزترین خصیصة شعر شیعی در حوزة آیینی، وجهة مردمی بودن آن است که به‌آسانی با مخاطبان میلیونی خود ارتباطی تنگاتنگ برقرار می‌سازد و مردمی‌ترین شعر شیعی را باید در میان گلسروده‌های مذهبی و نوحه‌های دینی جست‌وجو کرد که همیشه با اقبال توده‌های متدین مردمی روبه‌رو بوده است.      این روی‌کرد عمومی ناشی از تأثیر شگرفی است که نوحه‌های مذهبی عموماً و نوحه‌های عاشورایی خصوصاً در جان آحاد مردم کوچه و بازار باقی می‌گذارد و این تأثیر شگرف هنگامی مضاعف می‌شود که نوحه‌سرایان جاذبه‌های ماتمی و عاطفی را با زبانی ساده و صمیمی و دور از تکلف و با بهره‌گیری از دقایق کلام محاوره‌ای به تصویر می‌کشند. در پیشینة شعر ماتمی در قلمرو شعر شیعی می‌توان نقطة اوج نوحه‌های عاشورایی را نشان داد که بحث و فحص در مورد یکایک آنها از حوصلة تنگ این مقاله بیرون است.      تا حرفی از نوحه به میان می‌آید، ناخودآگاه در کنار این لفظ، لفظ «دم» به چشم می‌خورد. در رابطه با کلمة «دم» و «نوحه» که گاه هر دو را با هم و مرادف هم می‌آوردند، اما هرکدام معنای خاص خود را دارند و دو مقولة جدای از هم هستند، نکاتی را یادآور می‌شویم که از لطف خالی نیست.      «دَم» را می‌شنوند و معمولاً مستمعان آن را تکرار می‌کنند و پاسخ می‌دهند؛ ولی «نوحه» به معنای زاری کردن است. کلمة «دم» در لغت‌نامة دهخدا معانی گوناگونی دارد که به برخی اشاره می‌شود.    دم به معنای نفس و هوایی که با حرکات آلات تنفس در شش‌ها داخل و خارج می‌شود و به آن دم و بازدم می‌گویند. هر نفس که فرو می‌رود مُمِد حیات است و چون برآید مفرح ذات ... (سعدی)      دم به معنای حاشیه و کبه آمده است؛ مثلاً از دم شمشیر همة کافران را گذراند.    دم به معنای کلام و صدا نیز آمده است؛ مثل خجسته‌دم، فسرده‌دم. دلش پر غم و درد بینم همی لبش خشک و دم ‌سرد بینم همی (فردوسی) دم ز خواهش چون مصفا شد دم عیسی شود      دم به معنای لحظه، دمی به آسایش برآوردن بی‌حاصل است ما را اوقات زندگانی الا دمی که ما را با همدمی برآید (سعدی) هر دم از این باغ بری می‌رسد نغزتر از نغزتری می‌رسد (سعدی) چشم آن دم که ز شوق تو نهم سر به لحد تا دم صبح قیامت نگران خواهد بود      دم به معنای دعوی، ادعا و لاف و محاوره؛ مثلاً می‌گویند فلانی دم از فلان می‌زند.    دم به معنای حرارت و گرما، به دستگاه میزان گرما می‌گویند «دماسنج». این دیگه ز خامی ست که در جوش و خروش است چون پخته شد و لذت دم یافت خموش است (صائب) وقت دم آهنگر، ار پوشید دلق احتشام او نشد کم پیش خلق (مولوی)       دم در لسان عرب به معنای خون است و معانی دیگر هم دارد که در این مقاله نیازی به آنها نیست. نتیجتاً دم به چند کلام در وزن‌های مختلف عروضی می‌گویند که مداح برای عزادارن و سینه‌زنان با نوای خاصی می‌گوید و با همان شیوه و آهنگ که می‌شنوند به صورت جمعی پاسخ «جواب» می‌دهند. گفتنی است: هرکس نام دم را انتخاب کرده می‌تواند مصداق تمام آنها که معنا باشد و گاهی دیده شده که دم در دسته‌های عزاداری آن‌چنان توجه را جلب می‌کند که در کوچه‌ها و خیابان‌ها و بازار اشخاص رهگذر را هم تحت تأثیر قرار داده و به آنها پیوسته‌اند و دم می‌تواند محور نظم و یکپارچگی از مبدأ تا مقصد باشد و اگر در این نوع سرایش دم رعایت ویژگی آن بشود می‌تواند پی‌آوردهای مثبت داشته باشد.   نوحه    در فرهنگ «نوحه» به معنای بیان مصیبت و گریه کردن با آوای بلند آمده و در غیاث‌اللغات هم به معنای آواز ماتم و شیون و در اندراج هم به معنای ندبه، مویه‌گری و زاری به عزیز از دست رفته آمده است. چرخ گردون بسی آورده است/ نوحه و نوحه‌گر زمعدن سور گر بود در مجلسی صد نوحه‌گر/ آه صاحب‌درد را باشد اثر (عطار)      کوتاه بگویم که دم کار ذاکر و مداح است و نوحه کار مستمع و مقوله‌ای دیگر است و «دم» اگر در چهارچوب خاص خود باشد شنونده به نوحه کردن تشویق و ترغیب می‌شود و اگر از زاویة حماسی و مکتبی و فخامت زبان کم‌رنگ باشد، اما خاصیت تأثیرگذاری بر عواطف داشته باشد پوشش لازم را به فخامت آن می‌دهد، مانند: یک مرد مانده بود و کران تا کران عدو/ یک تیر مانده بود و جهان تا جهان نشان (محمدعلی گویا)      اگرچه تصویر و فضاسازی خاص خود را دارد و پیام هم در آن می‌درخشد؛ اما دم، شور و حال دیگری را می‌طلبد تا صمیمی‌تر و و عاطفی‌تر با مخاطب ارتباط برقرار کند.      از کسانی که در مرثیه‌گویی به معنای اخص آن یعنی در «مراثی سینه‌زنی» دستی دارند باید در رساله‌ای جدا نام برد که خود حوزة گسترده‌ای است و شاعران این زمینه، برخی کارنامه‌های درخشانی دارند و هر چند برخی از آنان شهرت عام نیافته‌اند؛ چون بیدل باغدشتی الموتی و سید میرزا آقا سخت‌سری و میرزا موسی مکلای طالقانی، که آثاری استوار و شیوا بر جا نهادند. در این‌جا از این سه تن به جز بیدل که دیوان او حدود ۱۰۰ سال پیش به چاپ سنگی رسیده است و به هر حال در کتابخانه‌ها موجود است چند بیتی از میرزا موسی مکلا ذکر می‌کنم، این مرثیه برای سینه‌زنی سنگین و یک‌ضرب با موضوع گفت‌وگوی حضرت اباعبدالله با جبرئیل می‌گوید:   از چه منصور ملک با آه شبگیر آمدی    گر به یاری آمدی خوب آمدی دیر آمدی از چه، با فوج ملک، زوج ملک! کردی نزول موج درياي شهادت را عنان‌گير آمدي  کي فرشته با فرشته آفرین بازی ‌کند در مصاف روبهان بر یاری شیر آمدی      تا آنجا که می‌گوید: ای مکلا آتش‌افکندی به ارکان جهان زین معما بی‌خبر، ناخوانده تفسیر آمدی      از سید میرزا آقا سخت‌سری هم در رامسر و روستاهای اطراف آن مرثیه‌های بلند سینه‌زنی بین مردم به جای مانده که در سینه‌ها  یا در بیاض‌های خطی باقیمانده است:   صبح عاشوراستی یا محشر عظماستی دست عباس علی یا شاخة طوباستی بید مجنون یا کمان یا قیامت زهراستی ...      برای نمونة دیگر می‌توان از نوحه‌های جان‌سوز یغمای جندقی شاعر پرآوازة سدة 13 نام برد که پس از گذشت تقریباً سه نسل از عمر این سروده، هنوز ورد زبان مردم (خندق) و (بیابانک) است که با زمزمه کردن آنها آتش اشتیاق را در درون صاف و روستایی خود دامن می‌زنند و با حضرت لیلی خاتون مادر گرامی حضرت علی اکبر هم‌ناله می‌شوند و تسلی‌بخش خاطر محزون سالار شهیدان می‌گردند:   می‌رسد خشک‌لب از شط فرات اکبر من نوجوان اکبر من سیلانی بکن ای چشمة چشم تر من نوجوان اکبر من تا ابد داغ تو از زادة آزاده نهاد نتوان برد زیاد از ازل کاش نمی‌زاد مرا مادر من نوجوان اکبر من      غم‌سروده‌های این شاعر نامدار در سوگ شبیه‌ترین خلق خدا به رسول اکرم(ص) در حیطة وصف نمی‌گنجد و از نظر ساختار لفظی و محتوایی در شمار ممتازترین اشعار ماتمی در حوزة شعر آیینی است:   تا ز چمن خانة زین  بر زمین نخل برازندة اکبر فتاد جلوه‌گری رفت ز بالای سرو رعشه بر اندام صنوبر فتاد شبه رسول امین شست به خون تا جبین از دم شمشیر کین خفت به روی زمین گرد برآمد ز مزار حبیب رفت برون پای ظفر از رکیب چهرة ناهید به خون شد خضیب روشنی از دیدة اختر فتاد عرش برین شد نگون گشت افق، غرق خون مانده زره، چرخ دون گشت زمین، بی‌سکون گشت چو آن کاکل مشکین رسن از غم خون نافة مشک ختن باز شد از طره سنبل‌شکن رایحه از طبله منبر فتاد زد به فضای چمن چتر عزا نسترن خفت به خونین کفن غنچه نازک بدن      این دو شعر ماتمی یغماء جندقی با آرایه‌های لفظی و معنوی خصوصاً مراعات نظیر، ساختار محکم لفظی و غنای بالای محتوایی می‌تواند راه‌گشای پویندگان راه شعر ماتمی امروز باشد.      پدید آوردندگان شعر ماتمی امروز نیز خصوصاً دربارة نوحه‌‌های عاشورایی باید جداً از تکرار گفته‌های دیگران پرهیز کنند و فضای عاطفی لازم را برای تأثیربخشی هر چه بیشتر در مخاطبان خود ایجاد نمایند. ایشان می‌توانند با تصویرسازی‌ها و تجسم هنری، پرده‌های بدیعی را که در گوشة این ماجرای ماندگارِ عاشورا وجود دارد به شیفتگان ادب شیعی بنمایند، آنها را به گلگشت صحنه‌های بی‌بدیل شهادت فرا خوانند و با بهرة کاملی که از صمیمیت زبان شعر امروز می‌برند، غمسروده‌ها و نوحه‌های خود را از عناصر غیر ضروری پیرایش کنند؛ تا معجزة مردمی بودن شعر ماتمی امروز را در قلمرو شعر شیعی به تماشا بنشینند.   ]]> ادبیات Tue, 15 May 2018 09:54:31 GMT http://deabel.org/vdchxwnx.23nizdftt2.html تأملی دربارة نوحه و نوحه‌سرایی http://deabel.org/vdciw3ap.t1aru2bcct.html    احسان محمدی/ دعبل: به اعتقاد محمدمهدی فرقانی، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، با توجه به حساسیت موضوع عاشورا و عزاداری سیدالشهدا(ع)، دور شدن از اصالت‌های شعری، موسیقایی و محتوایی مناسب و متناسب با آن، اهل تفکر را آزرده‌خاطر می‌کند و میان آنها و فرهنگ عاشورایی فاصله می‌اندازد. بازخوانی این نظرگاه دکتر فرقانی که در حاشیة اولین همایش نوحه‌های برتر با عنوان «روایت شیدایی» در بهمن ۱۳۸۹ اظهار کرده‌اند، بر آنمان داشت تا به نوحه، نوحه‌سرایی و اقداماتی که در این خصوص انجام شده است، تأملی کنیم.       نوحه تصنیفی با مضمون مذهبی و دینی است و برای سینه‌زنی در مراسم سوگواری سروده می‌شود. میرزاهای تعزیه، مداحان اهل‌بیت(ع) و شاعران با رواج روضه‌خوانی در عصر صفویه و به‌خصوص با تشکیل دسته‌های بزرگ زنجیرزن، سینه‌زن و کرب‌زن برای عزاداری در برخی از روزهای محرم و ماه رمضان در زمان پادشاهی شاه عباس اول، به سرودن اشعار نوحه روی آوردند. یغمای جندقی (1276ـ1196.ق) اولين شاعري است که بخشي از ديوانش به نوحه اختصاص يافته است. وی را متحول‌کنندة سبک نوحه‌سرایی جدید می‌دانند. او با سرودن مرثیه‌هایی که برای آهنگ ضربی ساخته شده و خود آنها را نوحة سینه‌زنی یا سنگ‌زنی می‌نامد، نوع تازه‌ای از مراثی را به‌وجود آورده که اکثر آنها در قالب مستزاد و داراي استحکام لفظی و معنایی است. پس از یغما فرزندانش اسماعيل هنر، ابراهيم دستان و احمد صفايي راه او را ادامه دادند و اشعار تازه‌اي در اين زمينه از خود باقي گذاشتند.      به اعتقاد محمدمهدی فرقانی، استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، با توجه به حساسیت موضوع عاشورا و عزاداری سیدالشهدا(ع)، دور شدن از اصالت‌های شعری، موسیقایی و محتوایی مناسب و متناسب با آن، اهل تفکر را آزرده‌خاطر می‌کند و میان آنها و فرهنگ عاشورایی فاصله می‌اندازد. غلامرضا سازگار، از ستایشگران و ذاکران اهل‌بیت(ع) که خود از نوحه‌سرایان نامی معاصر است، می‌گوید: اگر نوحه دارای محتوا باشد در جامعه تحول ایجاد می‌کند. اهمیت نوحه از قصیده و غزل بیشتر است و باید با سبک فاخر و محتوای صحیح گفته شود.      مرحوم دکتر صادق آئینه‌وند، استاد تاریخ اسلام در دانشگاه تربیت مدرس، پیش‌تر در گفت‌وگویی با «دعبل» گفته است: هدف از مجالس عزاداری گریه نیست؛ در حالی که امروز گریه هدف شده است؛ ولی در حقیقت گریه ابزاری است برای بیان فضایل آن بزرگواران در خفا؛ چون بنی‌امیه مانع بیان فضایل آنان به‌صورت علنی می‌شد. ولی امروز بنی‌امیه وجود ندارد و کسی مزاحم نیست؛ بنابراین می‌توانیم به‌صورت علنی فضایل آنان را بیان کنیم؛ در چنین شرایطی چرا گریه را تشدید کنیم؟ باید فضایل و مناقب را افزایش دهیم. مناقب، فضایل و تواصل وجود دارند؛ یعنی باید وصل شویم تا منقبت، فضایل و راه هدایت آنها را بیان کنیم.      به اعتقاد رضا اسماعیلی، از شاعران آیینی معاصر که فعالیت زیادی در این حوزه داشته و در مقام روزنامه‌گار، شاعر و منتقد حضور چشم‌گیری در این حوزه دارد: اگر نهادهای فرهنگی قصد خدمت و کمک به ادبیات آیینی را دارند باید برای شاعران بستری مناسب برای خلق و آفرینش‌های ادبی ایجاد کنند تا شاعر بتواند با فراغت و آرامش خاطر دست به خلق آفرینش‌های ادبی بزند.      از جمله اقدماتی که تا کنون برای کیفی‌سازی و بهبود آثار مکتوب در حوزة عاشورا انجام شده است می‌توان به برگزاری جایزة دعبل (کتاب سال عاشورا) اشاره کرد. جایزة دعبل زیر نظر بنیاد دعبل خزاعی قصد دارد زمینه‌ای را فراهم کند که کتاب‌ها و آثار شاخص و برجسته‌ای که در حوزة عاشورا وجود دارند، معرفی شوند؛ تا هم برای مؤلفان و خالق آثار تشویق باشد و هم چتر حمایتی برای آنها و روشن کردن مسیر آینده باشد. در دومین دورة جایزة دعبل (۱۳۹۶ش.) در رشتة نوحه ذیل گروه ادبیات، «مراثی خوشدل» برگزیده شده است. در این کتاب مجموعة نوحه‌های منتشرنشده و مرثیه‌های مذهبی مرحوم علی‌اکبر صلح‌خواه مشهور به خوشدل تهرانی که بیشتر به واقعة عاشورا و شهادت امام حسین و یارانش مربوط می‌شود، به همت مهدی آصفی تصحیح، گردآوری و تدوین شده است. اثر برگزیدة مربوط به رشتة نوحه در اولین دورة جایزة دعبل (۱۳۹۴ش.) نیز «هم‌صدا با جبرئیل» اثر سید محمد سادات اخوی، مجموعة نوحه‌های عاشورایی همراه با لوح فشردة صوتیِ اجرای نوحه‌ها توسط گروهی از مداحان بود. در دورة اول جایزة دعبل، یک پژوهش هنری با نام «شعر و موسیقی در نوحه‌های طهران قدیم» نیز برگزیده شده است. این اثرِ مهدی امین‌فروغی مجموعه‌ای از میراث نوحه‌خوانی در تهران قدیم با محوریت نوحه‌های میرزا حسین بابا مشکین همراه با آوانگاری نوحه‌هاست.      چهارشنبه بیستم بهمن‌ماه ۱۳۸۹ نیز نخستین همایش نوحه‌های برتر با عنوان «روایت شیدایی» به منظور پاسداشت و تکریم هنر مرثیه‌سرایی برای تقدیر از آثار برتر در قالب نوحه‌های عاشورایی در زمینة اجرا، کلام و آهنگ به همت مرکز مطالعات راهبردی خیمه، معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران، ادارة کل نغمات آیینی و رادیو نوا، حوزة هنری سازمان تبلیغات اسلامی و بنیاد دعبل خزاعی برگزار ‌شده است. در این همایش در ۳ بخشِ: ۱ـ نوحه‌های انقلاب اسلامی، ۲ـ نوحه‌های اقوام ایرانی و ۳ـ آثار موسیقایی سنتی و مدرن، از چهره‌هایی چون «حسام‌الدین سراج»، «سلیم مؤذن‌زاده اردبیلی»، «غلامرضا سازگار»، «صادق آهنگران»، «سید محمود دعایی» و ... تجلیل شد. رئیس شورای سیاست گذاری همایش روایت شیدایی، حجت‌الاسلام مرتضی وافی هدف از برگزاری این همایش را ثبت و مستندسازی نغمات و نوحه‌های عاشورایی در زمینة کلام، اجرا و آهنگ عنوان کرد. به عقیدة ایشان نوحه را می‌توان از تأثیرگذارترین اشکال مناسک آیینی دانست که زمینه‌های ابداع و ابتکار در آن، بسیار بیشتر از سایر مناسک است و بنابراین توجه ویژه‌ای را می‌طلبد. به گفتة ایشان اولین هدف این همایش، بازتعریف نوحه از منظری تازه بوده است؛ به طوری که موجب نزدیکی بیشتر اهل موسیقی و مداحی به یکدیگر شود.      مهدی امین‌فروغی، نویسنده و پژوهشگر موسیقی آیینی و عضو هیئت علمی بنیاد دعبل خزاعی که در هیئت داوران همایش روایت شیدایی حضور داشته است می‌گوید: یک نوحه، همچون یک تصنیف از سه عنصر شعر، ملودی و ریتم شکل می‌گیرد که هماهنگی این سه، در موفقیت آن نقش اساسی دارد. از سوی دیگر، نوحه‌ها باید از منظر تاریخی قابل استناد و معتبر باشند.      دفتر هنر و ادبیات هلال با مدیریت حجت الاسلام فتحی نیز از مجموعه‌های فعال در حوزة آثار فرهنگی و مذهبی است که به‌طور ویژه درخصوص ارتقاء سطح کیفی ادبیات آیینی و فضای مدح و مرثیة اهل‌بیت(ع) فعالیت می‌کند. برای اطلاعات بیشتر دربارة این مجموعه به سایت http://www.madayeh.com مراجعه کنید.   ]]> ادبیات Mon, 14 May 2018 07:49:23 GMT http://deabel.org/vdciw3ap.t1aru2bcct.html نوحه بايد پيام داشته باشد/ نوحه‌سرايي نوعي تخصص است http://deabel.org/vdcjooet.uqe8hzsffu.html احسان محمدی/ دعبل: مدتی است که در پایگاه اطلاع‌رسانی بنیاد دعبل خزاعی در بخش مربوط به بنیاد دعبل، ذیل بخشی با نام «مدرسة دعبل»، مطالب مربوط به درس‌گفتار «درون‌مایة مداحی: آشنایی با عناصر شعری، زیبایی‌شناسی و آرایه‌ها» از دکتر اسماعیل امینی در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌گیرد. هدف از این درس‌گفتار آموزشی این است که دانش و مهارت لازم برای تحلیل اشعار در اختیار مداحان و ذاکران جوان قرار گیرد تا با درک مفاهیم و زیبایی‌های اشعار مذهبی، موجبات غنی‌تر شدن مجالس مذهبی فراهم آید.    پیرو این منطق امیدواریم با ایجاد فضای بحث و گفت‌وگو دربارة موضوعات مرتبط با آنچه در مدرسة دعبل ارائه می‌شود، زمینة بهره‌بری بیشتر از محتوای مطالب فراهم آید. برای این منظور در گفت‌وگویی با «سيد محمد جوادي»، مداح و ذاکر اهل‌بیت(ع) که خود دستی در شعر و نوحه‌سرایی دارد، از ایشان دربارة ویژگی‌های منحصربه‌فرد نوحه و الزامات نوحه‌سرایی پرسیدیم که در ادامه تقدیم می‌شود:      دعبل: نوحه‌سرايي در ميان شيعيان چه سير تاريخي‌ای داشته است؟    من مطالعة تاريخي انجام نداده‌ام؛ ولي مي‌دانم كه از 400 الي 500 سال پيش از دورة صفويه شعر و نوحه اوج گرفت. محتشم نيز براي همان دوره محسوب مي‌شود. در آن دوران دولت شيعه بوده است و به شيعيان نيز بها داده مي‌شد و شاعران آييني و مذهبي نيز رشد كردند. البته اگر منظور شما نوحه و مرثيه است، از زمان شهادت حضرت سيدالشهدا(ع) نوحه و مرثيه خوانده مي‌شد و حضرت سكينه(س) و حضرت ام‌البنين(س) مرثيه مي‌خواندند.      دعبل: آيا با تعريف عام نوحه به معناي بيان مصيبت و آواز ماتم، در نوحه‌خواني مي‌توان از ساير گونه‌هاي شعري نظير غزل و قصيده استفاده كرد يا بيان مصيبت در قالب انواع اشعار ديگر نام ديگري به غير نوحه‌خواني دارد؟    نوحه، غزل و قصيده با هم فرق مي‌كنند. غزل شعري است كه مصرع‌هاي اول و دوم و چهارم و ششم و هشتم آن هم قافيه هستند و بين هفت تا 14 بيت است. شايد بتوان يك بيت غزلي را به صورت اتفاقي از مردم جواب گرفت؛ ولي نمي‌توان به آن نوحه گفت؛ چون تعريف نوحه اين نيست. قصيده نيز بين يك تا ده خط است. اينها قالب‌هاي ادبي شعر هستند كه در اين قالب‌ها مدايح مي‌گوييم و در قالب غزل نيز مرثيه مي‌گوييم. نوحه‌سرا در قالبي كه آهنگسازی ملودي مي‌سازد، شعر مي‌گويد و مداح آن را مي‌خواند. مثلاً «مستفعلن مستفعلن مستفعلاتن» اين وزني از غزل است؛ ولي شعر غزل چيز ديگري است. شايد از يك وزن غزل در گوشه‌اي يا نوحه‌اي يا به عنوان سربند يا گوشواره استفاده شود؛ ولي غزل، قصيده، مثنوي، رباعي، تركيب‌بند و ترجيع‌بند، چيز ديگري هستند. نوحه فضاي خاصي دارد.      دعبل: نوحه دقیقاً به چه معناست؟ ويژگي‌هاي مخصوص اين نوع شعر را بيان كنيد؟    نوحه چيزي است كه مداح مي‌خواند و از مستمع جواب مي‌گيرد و با اين جواب گرفتن، سينه هم زده مي‌شود. اگر سينه زده نشود و مداح يك سبك خاصي را بخواند و جواب بگيرد به آن زمزمه مي‌گويند، كه با آن گريه نيز مي‌كنند. نوحه، قالب‌ها، وزن‌ها، موسيقي‌ها و سبك‌هاي مختلف مخصوص به خود دارد. نوحه در شعر مذهبي يك قالب است و عده‌اي متخصص نوحه‌سرايي هستند. شاعران بسيار خوبي هستند كه حتي از اوزان نوحه‌ها هم آگاه هستند؛ ولي نمي‌توانند نوحة خوبي بگويند؛ ولي چه بسا كسي هست كه نمي‌تواند يك غزل خوب بگويد؛ ولي در نوحه خوب مضمون مي‌آورد.      دعبل: دقيقاً مثل ترانه‌سرا‌ها و شاعرانی که کمتر ترانه می‌گویند.    بله، درست مي‌گوييد. در شعر امروز هم برخی شاعر قوي‌ای هستند؛ ولي ترانه‌سرا نيستند. بسياري هم ترانه‌سرا هستند؛ ولي در قالب‌های دیگر قوي‌ نيستند. به‌ندرت كسي هم شاعر و هم ترانه‌سراي ماهري است. بايد به نوحه يك نگاه ويژه‌اي داشته باشيم و نوحه را دست كم نگيريم. من خودم شاعر هستم، با این حال گاهي مي‌بينم كه يك جوان 20 ساله از من بهتر است، او نمي‌تواند مثل من شعر بگويد، ولي از من بهتر نوحه مي‌گويد. مضامين مناسبي مي‌آورد. ما بايد قبول كنيم تخصصي به نام نوحه وجود دارد.    بعضي آنقدر در شور يا در زمينة نوحه، شعر فولكوريك را زيبا بيان مي‌كنند كه در يك بند يك مضمون كامل را مي‌آورند. بعضي از شاعران در يك شعر هفت خطي يك مضمون را قرار مي‌دهند و يك نتيجه مي‌گيرند؛ ولي بعضي از شاعران در يك شعر سه بندي در هر بندش يك مضمون كامل را بيان مي‌كنند. حرف من اين است كه به نوحه يك نگاه ويژه داشته باشيم و كساني كه نوحه مي‌گويند، شناسايي شوند و به آنها بها دهيم؛ تا نوحه‌هاي خوب داشته باشيم. مثل نوحه‌هايي كه 40 سال از عمر آنها گذشته است؛ ولي هنوز هم خوانده مي‌شوند؛ مثل نوحه‌هاي اكبر ناظم. به نظرم بايد به نوحه‌خواني و شاعر نوحه‌گو بها دهيم و آنها را شناسايي كنيم و مجموعه‌اي تشكيل دهيم و در بعضي از مسائل با آنها كار كنيم تا با يك سري از دستگاه‌ها آشنا شوند تا نوحه‌ها از يكنواختي خارج شوند. چون اينها در امر ملودي‌سازي براي نوحه‌ها آموزش آهنگ‌سازي نیاموخته‌اند و دوستاني كه در اين زمينه فعاليت مي‌كنند با گوشه‌هايي آشنا هستند و شايد حتي نتوانند نت‌ها را از نظر علمي بنويسند؛ بلكه با زمزمه كردن و ضرب زدن يك نوحة خوب می‌سازند؛ ولي نه آنقدر كه يك استاد آهنگ‌ساز در اين قضيه كار كرده است.    اکنون می‌بینیم که بعضي نوحه‌ها بسيار نزديك و شبيه به هم هستند؛ چون ما روي قضية نت كار نكرده‌ايم و به علم آن وقوف نداریم. به نظرم با کار علمی و آموزشی در این حوزه می‌توانیم دست‌آوردهای خوبی داشته باشیم.      دعبل: براي تناسب وجه ادبي نوحه با وجه آهنگين و موسيقايي آن؛ نوحه‌سرایان و مداحان چه نقش‌هایی دارند؟    نقش نوحه‌سرا بسيار اهميت دارد. با توجه به وزن، شعر گفته مي‌شود. هر شعري در هر قالبي قرار نمي‌گيرد. بعضي از شعرها به بعضي از قالب‌ها نمي‌خورند. قالب به ما مي‌گويد كه چه شعري در آن قرار مي‌گيرد؛ مثلاً در یک قالب محكم و حماسي نمي‌توان شعر فولكوريك قرار داد؛ مثلاً شعر «مي‌دوني دوست دارم امام رضا» اين شعر، شعر بسيار لطيف و عاطفي است؛ ولي قالبي كه خواندم قالب حماسي است. بايد بين شعر و موسيقي سنخيت وجود داشته باشد كه تنظيم اين دو بر عهدة نوحه‌سراست. نوحه‌سرايي نوعي تخصص است. فقط شعر گفتن تخصص نيست. بسياري در امر نوحه‌سرايي متخصص هستند. مداح نيز بايد در اين امر متخصص باشد و وقتي نوحه را مي‌خواند متوجه شود كه قالب و شعر با هم سنخيت دارند یا خیر؛ يا كلمات سر جاي خود قرار دارند یا ندارند.      دعبل: مداح براي انتخاب يك نوحة خوب به چه نكاتي باید توجه كند؟    مداح بايد بداند چه نوحه‌اي را در چه فصلي بخواند؛ مثلاً نوحه‌اي كه براي شب تاسوعا مي‌خواند با نوحه‌اي كه در ایام هفتگي مي‌خواند، يا نوحه‌اي كه بالاي چهارپايه در ميان بازار مي‌خواند، يا نوحه‌اي كه در جمعيت بسيار زياد مي‌خواند، يا نوحه‌اي كه پيش يك مرجع مي‌خواند با نوحه‌اي كه براي يك نوجوان مي‌خواند بايد با هم فرق داشته باشند. نوحه‌اي كه در شب تاسوعا و ظهر عاشورا مي‌خواند بايد محرمي و عاشورايي باشد. نوحة محرمي سوز خاص و گريه خاصي دارد و مردم بايد با بندبند آن نوحه گريه كنند. نوحه‌اي كه براي يك جوان مي‌خواند بايد از نظر موسيقي و از نظر شعري فرق كند؛ وقتي نوحه‌اي را براي جمع چند هزار نفري مي‌خواند بايد نوحه‌اي روان و سبك و كوتاه باشد و ابتدا و انتهاي سبك را به‌زودي جمع كند، چون مي‌خواهد جواب بگيرد تا جمعيت سينه بزنند؛ بنابراين مكان به مكان و فصل به فصل نوع نوحه‌ها با هم فرق مي‌كنند.      دعبل: نوحه‌هاي مذهبي از حيث مضمون، محتوا و قالب چه تقسيم‌بندي‌هايي دارند؟    نوحه‌ها را به چند دسته تقسيم مي‌كنم: نوحه‌هاي حماسي كه به تبع اوزاني كه با آن سينه مي‌زنيم، بايد حماسي باشند و ديگري نوحه‌هاي مصيبتي و مرثيه‌اي كه گريه‌دار هستند. نوحه از نظر مضمون بايد محتوا داشته باشد؛ به‌ويژه، قسمت سربند آن، به دليل اين‌كه چند بار تكرار مي‌شود. مقام معظم رهبري فرمودند كه سربند نوحه‌هايتان پيام داشته و روان باشد و از كلمات و لغات سخت و سنگين استفاده نشود؛ همچنين نوحه‌ها از نظر موسيقي سنگين باشند. دربارة موسيقي بايد بگويم كه نمي‌توانيم هر موسيقي‌اي را به صرف اين‌كه حزن دارد در دستگاه امام حسين(ع) استفاده كنيم.    در قديم نوحه‌ها بسيار ساده بودند؛ ولي امروز محدوديتي در ميدان قالب نداريم. هر چيزي كه بتوان با آن خوب سينه زد و سنگين باشد در قالب سينه‌زني قرار مي‌گيرد. امروز جوان‌ها به ميدان آمده‌اند و در بحث سينه‌زني و سبك، نوآوري صورت گرفته و ميدان گسترده شده و از قالبِ محدود درآمده است؛ بنابراين نمي‌توان براي آن قالبي تعريف كرد.      دعبل: مهم‌ترين نكاتي كه در سرودن يك نوحه بايد مدنظر نوحه‌سرا باشد، چيست؟    نوحه بايد پيام داشته باشد. شعرهاي قديمي، بسيار پيام دارند؛ مثل بيت «من زادة علي مرتضايم». وقتي حاج اكبر ناظم در سال 42 نوحه مي‌خواند، مي‌گفت «ولايت فقيه، اصل دين است/ خميني رهبرم» در آن عرصة مبارزه، نوحة او پيام داشت. امروز هم مي‌توانيم در نوحه‌هايمان پيام داشته باشيم يا مثلاً جملة «هيهات من الذلة»، ما هم مثل امام حسين(ع) زير بار ظلم زندگي نمي‌كنيم؛ اين مي‌تواند از پيام‌هاي اصلي اين نوحه باشد. مرحوم خوشدل مي‌گويد: «بزرگ فلسفة قتل شاه دين اين است/ كه مرگ سرخ به از زندگي ننگین است». اين جمله پيام بلندي دارد. نوحه نيز بايد اين‌گونه باشد؛ اگر در شعر اين ويژگي‌ها وجود نداشته باشد، اشكالي ندارد؛ ولي ويژگي نوحه اين است كه حماسه داشته باشد يا  اگر مرثيه گفته مي‌شود؛ سنگين و تند نباشد. مثلاً «مستان همه افتاده و ساقي نمونده/ يك گل براي باغبان باغي نمونده». نوحه بايد تميز و از نظر ادبي، حماسي باشد و اگر مرثيه گفته مي‌شود، تند و سخت نباشد؛ بلكه ادبي و روان باشد و در دهان مستمع راحت بچرخد؛ زيرا نوحه يك بار خوانده نمي‌شود و مردم در ذهن‌شان باقي مي‌ماند.      دعبل: در ميان شاعران قدیم و معاصر كدام‌ها در نوحه‌سرايي موفق‌ترند؟    در قديم حاج مهدي خرازي، اكبر ناظم و امروز نيز حاج حيدر توكلي، مهدي زنگنه، محمد صميمي از نوحه‌سراهاي بسيار خوب هستند. آقاي سازگار نوحه مي‌گويند و شاعر بسيار خوبي هستند و از آقاي انساني نوحه‌هاي خوب و معروفي داريم و آقاي مؤيد هم همين‌طور. آقاي جعفر رسول‌زاده (آشفته) چند مجموعة خوب دارند. آقاي حيدر توكلي، سبك‌هاي بسيار خوبي دارند و در ميان جوانان آقاي مهدي زنگنه و محمد صميمي و آقاي سعيد پاشا نوحه‌هاي خوبي مي‌گويند. آقاي خرازي نيز خوب بودند كه به رحمت خدا رفته‌اند.     ]]> ادبیات Sun, 13 May 2018 09:29:00 GMT http://deabel.org/vdcjooet.uqe8hzsffu.html تعادل حماسه و سوگ در اشعار مذهبی http://deabel.org/vdcivvap.t1arv2bcct.html   هر کاري در کائنات چه مثبت، چه منفي بدون انعکاس و رفلکس نمي‌شود. عصارة آموزه‌هاي انبيا دو چيز است؛ مهرباني و خونسردي (آرامش). در چه صورت اين دو به دست مي‌آيد؟ چگونه مي‌شود مهربان بود و آرام؟ بزرگ‌ترين کرامت، تعادل است. مولا علي(ع) مي‌گويد از صفات پرهيزکاران اين است که وقتي خبر خوشي به آنها مي‌رسد و وقتي بلايي به آنها مي‌رسد تکان نمي‌خورند. هيچ تغييري در او نمي‌بيني نه آنقدر خوشحالي مي‌کند و نه آنقدر بي‌تابي. آرام است، تعادل دارد خلقت و آفرينش بر مدار تعادل مي‌چرخد، تعادل معيار و ميزان سعادت دنيوي و اخروي بشر است.      تعادل در همه‌چيز و همه‌جا حتي در کارهاي خير. ما بايد با اشعار آييني، کرامت انساني را به او برگردانيم آن هم با برقراري تعادل که نتيجه‌اش مهرباني و آرامش است. شعر آييني مي‌تواند بهترين ابزار براي هدايت باشد و اين در صورتي ممکن مي‌شود که زندگي و سيرة ائمة اطهار(ع) در اشعار آييني، جاري و ساري باشد.      شعر، گره‌خوردگي عاطفه و خيال است که در زبان آهنگين هويدا مي‌شود. گره‌خوردگي استعاره، تشخيص، ايهام، ‌بيان پارادوکس با خيال في حد ذاته موجب مي‌شود که شعر تعادل نداشته باشد؛ اما شعر مي‌تواند در جهت تعادل بخشيدن به روند حيات بشر و جامعه مؤثر واقع شود. بايد بررسي کنيم و ببينيم با نسلي که امروز مخاطب ماست از چه منظري عاشورا را به نظاره بنشينيم که بتوانيم ميل و رغبتش را به داستان عاشورا بيشتر کنيم.      ما بايد امام حسين(ع) را با اعمال و رفتارمان به عنوان پدر و مادر، معلم، مدير، مسئول، فرزند و ... به نسل امروز معرفي کنيم؛ هر چه رفتارمان شبيه‌تر باشد و به ملکوت و حقيقت عاشورا نزديک‌تر شويم حوزة‌ نفوذمان وسيع‌تر مي‌شود؛ اگر حرف‌هايمان دلي باشد و بتوانيم نسبتي با امام حسين(ع) برقرار کنيم، مخاطبان بيشتري پيدا مي‌کنيم.      بايد بسنجيم در چه جامعه و با چه شرايطي هستيم و مخاطبانمان چه کساني و با چه روحيه، اعتقادات، ايده‌ها، تمايلات و خواسته‌هايي هستند. زماني در يک دورة تاريخي جامعه نياز به حماسه دارد، عاشورا را با جنبة حماسي‌اش ببينيم و از اين بعد مطرح کنيم. اين‌گونه به تعادل مي‌رسيم. گاه از بعد فرهنگي، اخلاقي، سوگواري و ... به آن بپردازيم، نمي‌گويم بايد استفادة ابزاري داشته باشيم؛ اما بايد جامعه را ديد که در چه موقعيتي است و به کدام سمت و سو مي‌رود. وجوه سوگوارانة آن هم هست، حماسه هم هست و با هم گره خورده است.      عاشورا اقيانوسي است. جنبة حماسي‌اش براي جوانان، جنبة تراژدي‌اش براي آنان که مي‌خواهند با گريه و اشک در آن سهيم باشند. البته برقراري تعادل و حفظ آن در مقابل آسيب‌ها و آفت‌ها کار آساني نيست.   ]]> ادبیات Wed, 09 May 2018 13:18:00 GMT http://deabel.org/vdcivvap.t1arv2bcct.html حاکمیت فرهنگی می‌تواند بساط سلطه بر یک جامعه را پهن کند http://deabel.org/vdch66nx.23niqdftt2.html «رضا معمّمی مقدّم» مدیرکل تشکل‌های دینی و مراکز فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی در جمع مدیران تشکّل‌های دینی ادارات کل تبلیغات اسلامی استان‌ها، پرداختن به حوزه آسیب‌های اجتماعی، نحوه ورود و نقش‌آفرینی برای تحقق شعار سال و بزرگداشت چهلمین فجر را مهم‌ترین وظایف تشکل‌های دینی در سال جاری برشمرد و گفت: امروز باید از خود بپرسیم تدابیر جبهه فرهنگی انقلاب برای تحقق شعار سال چیست؟ قطعاً ایجاد انگیزش و هویت اسلامی ایرانی منجر به تحقّق شعار سال می‌شود و تحقق شعار سال، نیازمند جهاد کبیر است.  باورپذیری برای پذیرش اقتصاد مقاومتی وظیفه ما است؛ در نشست‌ها گفتمانی، مقدمات فکری و فرهنگی حمایت از کالای ایرانی باید مد نظر قرار گیرد. وی، حل مشکلات معیشتی مردم را طبق فرمایش رهبری از اهم وظایف نهادها و سازمان‌های مربوطه برشمرد و گفت: قطعاً تشکل‌های دینی شامل هیات‌های مذهبی، انجمن‌های اسلامی کارگری، اصناف و محلات و کارمندی، کانون‌های فرهنگی تبلیغی و جمعیت بانوان فرهیخته که همه آنها اعضای جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی محسوب می‌شوند؛ باید در راستای فرهنگ‌سازی در سطح ملی و منطقه‌ای با تعصّب و غیرت و اقدامات ارزشمند به منظور حمایت از کالای ایرانی به میدان بیایند همان‌طور که در برهه‌های مختلف نیز دغدغه هیات‌های مذهبی و سایر تشکل‌های دینی حمایت از نظام و انقلاب بوده است. مدیرکل تشکل‌های دینی و مراکز فرهنگی سازمان تبلیغات، دلبستگی به تولیدات خارجی را موضوعی  دانست که رهبر معظم انقلاب از آن به آفت اجتماعی تعبیر می‌کند و در این باره افزود: امروز گرایش به کالای خارجی و تفاخر به مارک‌‌های معروف با وجود تولیدات مرغوب و مطلوب داخلی، یک بیماری است که باید درمان شود که در این خصوص نقش اصناف و بازاریان در ارائه کالاهای با کیفیت ایرانی بسیار مهم است. حاکمیت فرهنگی می‌تواند بساط سلطه بر یک جامعه را پهن کند وی با اشاره به اینکه هر کالایی که از یک جامعه‌ای با فرهنگ دیگر به جامعه‌ای دیگر صادر می‌شود، بخشی از فرهنگ جامعه مبدأ را با خود به جامعه مقصد منتقل می‌‌کند تصریح کرد: چه بسا دلیل اصلی صدور هر کالایی به جامعه مقصد، انتقال فرهنگ باشد، چراکه فرهنگ‌ها زیربنای اصلی هر اجتماع را تشکیل می‌دهند و تنها با حاکمیت فرهنگی است که می‌توان بساط سلطه بر یک جامعه را پهن کرد. مدیر کل تشکل‌های دینی و مراکز فرهنگی سازمان تبلیغات، نقش انجمن‌های اسلامی اصناف و بازاریان در ارائه کالاهای با کیفیت ایرانی را بسیار مهم دانست و گفت: بسیاری از کالاهای وارداتی بر مبنای نیاز جامعه ما طراحی و تولید نشده‌اند، بلکه هدف از تولید این کالاها، ایجاد نیاز کاذب در مصرف‌ کننده است. این نیاز کاذب بخش عمده‌ای از درآمد خانواده‌ ایرانی را به خود اختصاص می‌دهد و از سوی دیگر فرصت را از تولیدکننده و کارگر ایرانی می‌‌گیرد. معممی مقدم با اشاره به اینکه مخاطب فرمایش رهبری، توده مردم هستند اظهار کرد:باید برای تحقق شعار سال، یک نهضت مردمی ایجاد شود؛ البته در این میان نقش تشکل‌های میانی تخصصی وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی یعنی اتحادیه انجمن‌های اسلامی 4 گانه، مجمع کانون‌های فرهنگی تبلیغی، شورای هیات‌های مذهبی، و کانون مداحان و شعرای آئینی نیز به‌عنوان رابطان سازمان با تشکل‌های دینی مردمی بسیار مهم است، به طوریکه از ابتدای سال جاری با تشکیل کارگروه ویژه با هدف فرهنگ‌سازی و نهادینه‌سازی شعار سال 97 به دنبال اجرایی شدن آن در سراسر کشور از طریق شبکه تبلیغی مردمی هستیم. منبع: تسنیم ]]> ادبیات Tue, 08 May 2018 09:08:05 GMT http://deabel.org/vdch66nx.23niqdftt2.html مهدی خادم آذریان خادم افتخاری امام رضا شد http://deabel.org/vdcfccdm.w6d0tagiiw.html طی حمکی از سوی حجت الاسلام و المسلمین رییسی، تولیت آستان قدس رضوی، نماینده بنیاد دعبل خزاعی در استان آذربایجان شرقی و پیشکسوت ستایشگری حاج مهدی خادم آذریان در ایام ولادت امام زمان نشان خادم افتخاری حرم علی ابن موسی الرضا علیه السلام را درایفت نمود. بنیاد دعبل خزاعی این افتخار ارزشمند را به ایشان تبریک گفته و از خداوند منان برای ایشان خدمت خالصانه و طول عمر و توفیق روز افزون مسئلت دارد. ]]> ادبیات Tue, 08 May 2018 08:08:39 GMT http://deabel.org/vdcfccdm.w6d0tagiiw.html رونمایی از کتاب «سیدالشهدا(ع) تجلی عبودیت» در نمایشگاه کتاب http://deabel.org/vdcjyoet.uqe8azsffu.html آئین رونمایی از کتاب «سیدالشهدا(ع) تجلی عبودیت» و معرفی آخرین نسخه «ترجمه قرآن کریم» استاد حسین انصاریان، دوشنبه 17 اردیبهشت‌ماه به همت موسسه دارالعرفان در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برگزار می‌شود. کتاب «سیدالشهدا (ع) تجلی عبودیت و عرفان» در چهار فصل و ۴۰۰ صفحه مطالب نابی را از ابعاد متفاوت قیام امام حسین (ع) و واقعه کربلا بیان می‌کند، این کتاب شامل فصل‌هایی از جمله «حقیقت و چیستی عبودیت»، «تجلی شاخصه‌های فردی عبودیت در شخصیت سیدالشهدا (ع)»، «تجلی شاخصه‌های اجتماعی عبودیت در قیام حسینی» و «سیدالشهدا (ع) تجلی مقام ربوبیت و حریت» است. علاقه‌مندان به حضور در این نشست می‌توانند از ساعت 12 روز دوشنبه 17 اردیبهشت‌ماه به سالن‌ کتاب‌نمای نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران مراجعه کنند.  ]]> ادبیات Mon, 07 May 2018 05:36:52 GMT http://deabel.org/vdcjyoet.uqe8azsffu.html اثر زبان فارسی در اشعار دعبل http://deabel.org/vdcd9j0s.yt0xk6a22y.html چکیده: دعبل شاعری است عراقی، متعهد به مبانی اسلامی و شیعی که در برابر طاغوتیان بنی­‌عباس زبانی بران دارد و سفرهایی به شهرهای ایران چون شوش، قم، ری، مرو و سمنجان (در خراسان) کرده است و فرمانداری شهر سمنجان را برای مدتی به عهده داشت، و در سال‌های آخر عمر، در نزدیکی شهر شوش به سر می‌برد،  و همان‌جا به فیض شهادت نایل شد. سفرهای پی‌درپی او به ایران اثر خود را در اشعار او گذاشت، و تعدادی از واژه‌های فارسی در اشعار او دیده می‌شود.   واژه­‌های کلیدی: اقلید، برسام، زمرّده، بربط، کندش، غنچه.   مقدمه: دعبل شاعر نامدار عراقی در قرن دوم  و سوم بعد از سرودن قصیدة معروف تائیه، برای حضرت امام رضا(ع) شهرت به‌سزایی به دست آورد. برخی از اشعار ایشان در حرم حضرت امام رضا(ع) (قسمت بالای مصلی که نزدیک ضریح است) با خط زیبا و با ترجمة فارسی نوشته شده است. او عرب و از اهل یمن، ولی حضرت رسول اکرم(ص) را برای تمام مسلمان‌ها می‌دانست و به قریش چنین گفت:   فأَن قلتم رسول الله منا فأًنّ محمداً للمسلمینا   (ای قریش) اگر بگویید. پیغمبر از آن ما است پیغمبر، برای تمام مسلمانان است. (الدشتر، ص157) این شاعر بزرگوار به دست یکی از مزدوران بنی‌العباس در نزدیکی شهر شوش به شهادت رسید و در شهر شوش به خاک سپرده شد، و هم‌اکنون مزار عظیمی برای او در همین شهر باستانی در حال ساخت است.   برخی از عباسیان از واژه‌های فارسی استفاده می‌کردند. سال 132ق. شاهد انقلاب سیاسی مهمی بوده است، چون دولت بنی‌امیه که بر پایة تعصب قومی برقرار بود سرنگون شد و دولت بنی‌العباس به وسیلة خراسانیان به قدرت رسید، و با سرنگونی بنی‌امیه، تعصب قومی از بین رفت تا این حد که برخی از فرماندهان بنی‌العباس، در جمله‌های عربی از واژه‌های فارسی استفاده می‌کردند. یکی از بزرگان بنی‌العباسی، عبدالله بن علی بن عبدالله بن عباس بود و فرمانداری شام را به عهده داشت، همین عبدالله عباسی، بنی‌امیه را دعوت، سپس آنان را قتل‌عام کرد.   علامه امینی در کتاب الغدیر، شرح مختصری دربارة قتل عام بنی‌امیه آورده، و کیفیت حملة خراسانیان به آنان را شرح داده و گفته است که فرماندار آنان، عبدالله عباسی، به خراسانیان دستور حمله داد: (ثُمَّ قالَ لِأهلِ خُراسانَ. دهید ...) یعنی: (عبدالله عباسی به خراسانیان گفت: دهید ...) علامه امینی در پاورقی نوشته است که کلمة «دهید» فارسی است. البته منظور آن فرماندار این است که ای خراسانیان حق بنی‌امیه را که کشتن است به آنها دهید. (أمینی، ج2، ص227) فرماندار عباسی از واژة فارسی «دهید» استفاده کرده، و شاید از واژه‌های دیگری استفاده کرده است.  دعبل هم از برخی واژه‌های فارسی در اشعارش استفاده کرده است.   اثر سفرهای دعبل به ایران در اشعار او دعبل برای چند بار به ایران آمد، و مدتی فرماندار شهر (سمنجان) در خراسان بود  و در شهر مرو خدمت حضرت امام رضا(ع) شرفیاب شد و قصیدة معروف (تائیه) را برای امام بزرگوار سرود، (در جلد 18 کتاب الاغانی، سفر دعبل به شهر ری ذکر شده است.) دعبل در سال‌های آخر عمر پر برکتش در خوزستان به سر می‌برد و در نزدیکی شهر شوش به شهادت رسید، و این سفرها و تماس‌ها با ایرانیان، اثر خود را در اشعار دعبل گذاشت که در برخی از اشعار او، واژه‌های فارسی دیده می شود.   حسین بن دعبل به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز شعر سروده است نوروز، از نظر دین مقدس اسلام روز شریف و جلیل می‌باشد، و در کتاب نفیس (مفاتیح‌الجنان) اعمال مستحب و نماز مستحب و دعای ویژة نوروز ذکر شده (قمی، ص1037)، و در آیة 25 سورة شریفة «کهف» به سال شمسی قبل از سال قمری اشاره شده و در تفسیر میزان علامه طباطبایی(ره) به روایت از حضرت علی(ع)، شرح مبسوطی دربارة 2 سال شمسی و قمری ارائه شده که قرآن مجید هر دو سال را ذکر کرده است. (طباطبایی، ج13، ص276)   نوروز در اشعار شاعران نامدار عرب ذکر شده از جمله متنّبی (متنبی، ص527)، و حسین بن دعبل در عید نوروز شعر سروده و دکتر الاشتر، محقق نامدار سوری، در کتاب (شعر دعبل بن علی الخزاعی) یک بیت از آن اشعار را نوشته و گفته است: «وَلبیتُ لِلحسینِ بنِ دعبلِ مِن اَبیاتٍ اَهداها اِلی محمدِ بنِ واصلِ التمیمیِّ فی عیدِ النور روزِ»؛ «این بیت از نظم حسین فرزند دعبل، و از جمله ابیاتی است که این شاعر، آنها را در عید نوروز برای محمد بن واصل تمیمی، به عنوان هدیه سرود.» (الدشتر، ص458)   این ابیات که ویژة نوروز و از حسین بن دعبل است، این نتیجه را می‌رساند که خانوادة دعبل به علت سفرهای دعبل به ایران تحت تأثیر رسوم، عادات و زبان فارسی قرار گرفته بود، و خود دعبل که شاعر عرب اصیل است، به نحوی تحت تأثیر زبان فارسی قرار گرفت که واژه‌های فارسی در اشعار او دیده می‌شود.   واژه‌های: اقلید، سیاه، برسام، زمرده (یعنی زن و مرد)، بربط، و قنجه در اشعار دعبل.    ۱ـ واژة «اقلید»: این واژه به معنی کلید است و از همین کلمه گرفته شده، و دعبل آنرا در این بیت ذکر کرده است: (الدشتر، ص116) ما رَأَینا وَ لاسَمِعنا بِحشًّ قَبلَ هذا لِبا بِهِ اِقلیدٌ/ ما قبل از این ندیده و نشنیده بودیم که در ورودی باغ «کلیدی» است.      ۲ـ کلمة «سیاه»: معنی این کلمه رنگی که برعکس «سفید» است. دعبل این واژه را در قافیة یکی از هجویاتش به کار برده و چنین گفته است: فَهُناکَ فَافتَخِرُوا فَاِنَّ لَکُم بِهِ مَجداً تَلیداً طارِفاً (بسیاهِ)/ همان‌جا، شما، افتخار خود را اعلام کنید، چون برای شما افتخار بسیار بزرگ و فراگیری به وسیلة «سیاه» وجود دارد! (الدجیلی، ص362) دعبل در این بیت، دشمن را نکوهش کرده و گفته: افتخار شما با سیاه است، یعنی شما هیچ افتخاری ندارید، البته «جاحظ» کلمة «سیاه» را در این بیت شعر، به عنوان یک نام خاص تفسیر کرده است؛ و اگر هم نام خاصی باشد، از نظر ریشه‌یابی از کلمة سیاه و فارسی­الاصل می‌باشد. (همان).      ۳ـ کلمة «بِرسام»: این کلمه فارسی و به معنی مرضی است که بیمار در آن هذیان می‌گوید، و در کتاب (دیوان دعبل بن علی خزاعی) از استاد الدجیلی که از پژوهشگران نجف اشرف است در قافیة یکی از اشعار دعبل به این صورت ذکر شده است: اِضرِب بِه جیشَ العدوِّ فَوَجهُهُ جَیشٌ مِنَ الطّاعونِ وَ البِرسامِ/ تو لشکر دشمن را با چهرة این شخص بکوب، چون چهرة این شخص مانند لشکری است از وبا و طاعون و مرضی که در آن هذیان هست می‌باشد) (الدجیلی، ص284) استاد الدجیلی نجفی در شرح این بیت چنین نوشته است: «ألبِرسامُ بِالکسرِ عِلّّهٌ یُهذی فیها و الکلمهُ فارسیّهٌ و مَعناها: اِلتهابُ الرّئَهِ» (الدجیلی، دیوان، دعبل بن علی الخزاعی، ص284)؛ «برسام با کسرة زیر حرفِ «ب» به معنی مرضی است که در آن هذیان گفته می‌شود، و این کلمه فارسی است و به معنی التهاب شش است.» (همان).      ۴ـ کلمة «زَمَّردَه»: این کلمه از واژة ‌«زنمرده» فارسی است؛ یعنی زنی که خود را به صورت مرد ظاهر می‌کند. این کلمه در وصف یکی از کنیزان دربار عباسیان است، چون در زمان امین عباسی، به روایت مروج الذهب ( آخر جلد4) زنان، لباس مردان را می‌پوشیدند. دعبل زن شبیه مرد را هجو کرده و چنین گفته است: بُلِیتُ بِزَمَّردهٍ کَالعَصا أَلصُّ وَ أَسرَقُ مِن کَندَشِ/ گرفتار زنی شدم که شبیه مردان و مانند عصاست، این زن که دزد است، در دزدی از «کندش» که پرنده­ای است و در سرقت معروف است خبیث‌تر است.» (همان، ص341). استاد الدجیلی نجفی در کتاب دیوان دعبل بن علی الخزاعی در شرح این بیت نوشته است: «زَمَّردَه: بِفتحِ الزای و کسرِها و فتحِ المیمِ المشددَّه، فارسیهٌ مُعرَّبهٌ أصلُها زَنموده ای المرأهُ المُتشبهه بالرِّجال»؛ «زمَّرده»: با فتحه بر روی حرف (ز) یا کسره، و فتحه بر روی حرف میم با تشدید، واژه­ای است فارسی که معرب شده است، و اصل فارسی آن «زنمرده» یعنی: زنی که خود را شبیه مردان کرده است می­باشد.» و کلمة «کندش» به معنی دزد نام پرنده­ای است که در عربی آن را «عقعق» می­گویند و در دزدی معروف است. (الدجیلی، ص341، پاورقی)      ۴ـ کلمة «بربط»: این کلمه مرکب از دو کلمة «بر» و «بط» است، کلمات مرکب از دو کلمه، در زبان عربی بسیار نادر است، ولی در زبان فارسی بسیار زیاد است. دعبل، این کلمه را در قافیة یکی از هجویاتش به ابراهیم بن شکله برادر هارون الرشید و خلیفة آوازخوان عباسی به‌کار برده است، و به معنی یکی از دستگاه‌هایی است که هنگام آواز به‌کار برده می­شود و شبیه سینة «بط» است، یعنی شبیه سینة «اردک» است، دعبل چنین گفته است: وَ هکذا یَرزُقُ اَصحابَهُ خَلیفهٌ مُصحَفُهُ البَربَطُ بدین ترتیب، آن خلیفه که کتاب مذهبی‌اش (بربط) (یا دنبک است) به یاران خود حقوق می­دهد. (یعنی: زدن دنبک به جای حقوق) (الاشتر، ص175) دکتر الاشتر از سوریه و استاد الدجیلی نجفی که تحقیقات وسیعی دربارة اشعار دعبل و ریشه‌یابی واژه­های آنها انجام داده‌اند، دربارة کلمة «بربط» گفته‌اند که این کلمه «مُعرَّب» است؛ یعنی وارد زبان عربی شده است. واژه‌شناسان مصری نیز در فرهنگنامة «المعجم الوسیط» گفته‌اند که کلمة «بربط» معرب است.      ۵ـ «قنجه»: این کلمه از کلمة فارسی «غنچه» است و به صورت قافیة یکی از اشعار دعبل درآمده است. محقق نجفی، استاد الدجیلی در دیوان شعر دعبل، این کلمه را تفسیر نکرده، و آن را بدون شرح گذاشته و گفته است که به همین صورت درآمده است (الدجیلی،ص158) در حالی‌که مشخص است «قنجه» که در زبان عربی وجود ندارد از «غنچه» فارسی است.   نتیجه: دو زبان فارسی و عربی از اعصار بسیار دور همسایه بوده و همکاری صمیمی داشته که واژه­های عربی در اشعار شاعران نامداری مانند: رودکی، فردوسی، حافظ و سعدی و دیگران دیده می­شود، و همچنین واژه­های فارسی در اشعار شاعران نامدار عرب مانند دعبل و متنبی به‌کار رفته است. این همکاری صمیمی میان این دو زبان هم‌جوار و دوست بوده و هست و آرزومندیم که این همکاری در تاریخ معاصر بیشتر باشد؛ تا خدمتی به زبان وحی و به زبان شیرین فارسی داده شود. و الله ولی التوفیق.   تائیَّه الولاء (أربَعةَ عَشَرَبیتا بعددِ المعصومینَ سلام اللهِ عَلیهِم فی مَدحِ تائیةِ دعبلِ الخزاعی) مِن نظمِ الشاعر الدکتور (حسین جوبین) أ اللّـهُ یـا تـائیـهَ الـــولاءِ یا قِمَّهَ القریضِ و الرِّثاءِ فَالشعرُ اِن یَکن رِیاضَ أرضٍ فَاَنتِ اَنتِ جَنهُ السماءِ وَ اَنتِ مِثلُ نسمَهِ الصبــاحِ وَ عذبهٌ کالماءِ فِی الرواءِ اَنتِ جمـالُ رؤیهِ الهــلالِ وَاَنتِ فوقَ النَّجمِ فِی العلاءِ تائیه اَتـیتِ بِسالمـعالـی بِالحبِّ و الأیثارِ و النقاءِ فیکِ عَرفنا جوهَر التَّحدی فیک کشفنا معدن الأباءِ فیکِ عرفنا جوهَر التَّحدی فیک کشفنا معدن الأباءِ فیک رأینا شاعرا جسورا ملبِّیاً بصرخهِ الفِداءِ فصوت دعبل اتی جهورا ولاحت الرویا بلاریاءِ و ها هو الیوم اتی یُنادیِ اَسمع بذا الصوت وَ ذاالنداءِ نراهُ قدحلَّ بأرض طوس معَ الرضا و حازَ بالرضاء یذکر یوم بیعه الغدیر و غدر جمع ضلَّ بِالجفاءِ أللهُ یا فاجعهَ الغدیرِ أللهُ یاً أَحزانَ کربلاءِ تائیهَ الدماءِ والدموعِ اَکرِم بِذِی الدموعِ و الدِّماءِ   دعبل ای سرباز ایثار و وفا1 دعبل ای سرباز ایثار و وفا در رضای ایزد و عشق رضا(ع) شاعر آن هشتمین شمس‌الشموس یاور آن عترت حق و هدی ای شجاع پیر، ای شیر دلیر شیعة حق علی مرتضا(ع) دعبل ای کوبندة حکام جور شعر تو بر ضد قوم أشقیا از بنی‌سفیان و مروان زنیم از بنی عباس وکلّ خلفا2 در دو قرن دوم و سوم تویی چون ابوذر در ره دین و فدا شعر تو شمشیر «مالک»3 بوده است راه تو راه علی و هل أتی4 بهر تو هر روز عاشورا شده بهر تو شد کل أرضٍ کربلا5 چوبة دارت به دوشت برده‌ای6 در ره نصرت به آل مصطفا(ص)  روز و شب این پرسش از تو آمده پس شهادت بهر من باشد کجا7 آخر الأمر آن شهادت بهر تو آمد و در شوش8 شد روز لقا دعبلا فرمایش مولا رضا بهر تو کافی‌ست در روز جزا بهر تو فرمود: آن روح‌القدس در زبان توست9 در هجو10 و ثنا دعبل ای نور ره مستضعفین شد مسیر تو صراط و مُقتدی   منابع و مآخذ: 1ـ با میمنت شمارش14تن معصوم(ع)، این قصیده از دکتر چوبین در 14 بیت سروده شده است. 2ـ دعبل خزاعی به تمام خلفا در اشعارش تاخته است. 3ـ مالک اشتر (رح). 4ـ منظور سورة شریفه (انسان، یا دهر) که در ستایش حضرت علی(ع) است. 5ـ این بیت با الهام از شعار معروف (کل یوم عاشوراء و کل ارض کربلاء) است. 6ـ دیوان دعبل بن علی الخزاعی، از استاد عبدالصاحب دجیلی، چاپ نجف اشرف، ص7، متن عربی جملة دعبل: «لی خَمسونَ سنهً اَحمِلُ خَشَبَتی علی کَتفی ...»؛ «50 سال گذشت و من چوبة دارم را بر روی دوشم برداشته‌ام ...» 7ـ منبع قبلی، و متن عربی که از دعبل است: «أدورُ علی من یَصلِبُنی علها فما اَجِدُ مَن یَفعَلُ ذلک»؛ «من به دنبال کسی می‌گردم که مرا بر روی چوبة دار که بدوشم می‌کشم به شهادت برساند، ولی آن شخص را نمی‌بینم.» 8ـ منبع قبلی به نقل از معجم البلدان، ج3، ص280 9ـ منبع قبلی، ص143 و همچنین کتاب شرح تائیه دعبل الخزاعی، علامه محمد باقر مجلسی(رح) ص72، و متن عربی فرمایش حضرت امام رضا(ع): «یا خزاعی نطقَ روح القُدُسِ علی لسانِک بهذینِ البیتین» 10ـ هجو: بد گفتن به خلفا و حکام جور   پی‌نوشت: * استادیار دانشگاه شهید چمران اهواز ]]> ادبیات Sat, 05 May 2018 05:59:47 GMT http://deabel.org/vdcd9j0s.yt0xk6a22y.html معرفت در شعر شاعران شیعی http://deabel.org/vdcizvap.t1arw2bcct.html ملاحظة بایسته‌ها و توجه به شایسته‌های شعر آیینی به عنوان فرآیند اندیشه و ترجمان ارزش‌های دینی، همیشه دغدغة استادان ادبیات و مداحان و ذاکران اهل‌بیت(ع) بوده است. در این خصوص با احد ده‌بزرگی، نمایندة بنیاد دعبل خزاعی در استان فارس و از شاعران موفق در حوزة شعر آیینی گفت‌وگو کرده‌ایم. ده‌بزرگی «پنجره‌های همیشه باز»، «روضة خورشید»، «دختر شهرآشوب» و آثار تألیفی متعددی را در کارنامة ادبی خود دارد. ایشان بازنشستة آموزش و پرورش است و تحصیلات حوزوی، تأسیس و راه‌اندازی کانون شعر و نویسندگان کشور، دبیری چندین دورة جشنوارة شعر فدک‌الزهرا، همکاری در شورای شعر و موسیقی استان فارس و تجربة موفق و تأثیرگذار شب شعر عاشورایی شیراز باعث شده، گفتنی‌های زیادی دربارة شعر آیینی داشته باشد.      دعبل: چند بار از شما خوانده و شنیده‌ام که شعر آييني فقط بيان احساسات نيست؛ برخي استادان نيز به اين نکته اشاره مي‌کنند و گفته می‌شود، حقیقت شعر آييني، فرآيند انديشه و ترجمان ارزش‌هاي ديني است. به نظر شما، اين موضوع تا چه اندازه محقق شده و اشعار آييني تا چه اندازه، ابعاد مختلف فکري و عملي مسلمان‌ها را نشان می‌دهد؟    نام نوراني امام حسين(ع)، زودتر از قواي احساس و عاطفة انساني با فطرت همة انسان‌ها گره خورده است. انسان‌هايي هستند که هيچ چيز را قبول ندارند؛ اما زماني که دچار مشکل هستند «يا حسين» مي‌گويند. اين يک طرف قضيه است و طرف ديگر اين‌که جهان امروز دنياي تکنيک است و در آستانه‌اي ايستاده و از ما نکته‌گيري مي‌کند. در شعر آیینی، احساس و عاطفه کافي نیست و ما بايد با معرفت و شناخت، دنبال امام حسين(ع) باشيم. بايد عقل به عنوان پشتوانة احساس و عاطفه، وجود داشته باشد؛ زيرا ريشة دين ما، «اول ما خلق الله العقل» است. رسول اکرم(ص) را عقل کل ناميده‌اند. چراغ راه ما عقل است. حديث نبوي در اين مورد مثال خوبي است: «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة»؛ «امام حسين (ع) چراغ هدايت و کشتي هدايت است». وقتي به نور خيره شويم نور پس از مدتي ما را کور مي‌کند؛ بنابراين بايد زير چتر اين نور، خود را به کشتي برسانيم. هدف ما اين است که در کشتي قرار بگیریم. احساس و عاطفه به پشتوانة عقل، خوب و درست است.      دعبل: به نظر شما، شاعران آييني در نحوة توزيع معرفت و مباحثي که به آنها اشاره کردید، تا چه اندازه موفق عمل کرده‌اند؟ اگر مقصد ما ملاحظة بايسته‌ها و عمل به شايسته‌های این حوزه باشد، ما در کجاي اين مسير قرار داريم؟    حرکت‌هاي خوبی انجام شده است؛ برای مثال، در شيراز شب شعر عاشورا راه‌اندازي شد و در اردوهاي دانش‌آموزي با حضور دکتر سنگري، مرحوم حاج محمد‌علي مرداني و خسرو آقاياري کارهای درخوری انجام شده است. زمانی که تصمیم گرفتیم، مجلس شب شعر عاشورا را برپا کنیم، در دوراني قرار داشتيم که اذهان افراد نهيليستي شده بود و عده‌اي قصد تهاجم به تشکيلات دولتي داشتند. براي اين‌کار فرا‌خوان اعلام کرديم تا افراد آثارشان را ارسال کنند و اين‌گونه بود که اين حرکت آغاز شد. اولين شعري که از اردوگاه رامسر به چاپ رسيد، شعر «خانم سالاروند» بود:  چشمي گشوديم و ديديم، خورشيدمان سربريده‌ست  دست پليدي از اين باغ، يک دامن آلاله چيده‌ست بعد از جلسات و کلاس شعر نشست‌هاي جداگانه‌اي را برپا مي‌کرديم و به سؤالات پاسخ مي‌گفتيم. در اين پاسخ‌گويي‌ها سؤالات و نکاتي گفته مي‌شد که از لحاظ معرفتي افراد را اشباع مي‌کرد و اين اقدامات به آموزش افراد از لحاظ معرفتي بسيار کمک کرد.  البته هنوز برخی شاعران مباحث معرفتی را به اندازة کافی در اشعار خود مطرح نمی‌کنند. برخی شاعران اشعار خود را بر پاية احساسات و عاطفه بيان مي‌کنند. شعر آنها از لحاظ تکنيک خوب و زبان‌شان نو است؛ اما پشتوانة معرفتي ندارد. گاهی در داوري اشعار متوجه می‌شویم که شاعران مسائل جغرافيايي را نمي‌دانند؛ مثلاً شهادت حضرت زهرا (س) را در کوفه ذکر می‌کنند، درحالي‌که شهادت آن حضرت در مدينه بوده است. اين نکاتي است که بايد به افراد آموزش داده شود. بايد کلاس‌هايي برگزار شود تا مسائل معرفتي را به آنها آموزش دهند.   دعبل: علاوه براين که کفة احساس و عاطفه سنگين‌تر است، بحث تنوع در مضامين نيز وجود دارد؛ مثلاً به قول آقاي جاويد که از استادان و پژوهشگران موسیقی مذهبی هستند، در سال‌های اخیر کمتر شاهد رمضانيه‌خواني هستیم و شايد ريشه‌اش در فقدان رمضانيه‌سرايي باشد. رهبري نیز توجه به مناجات، مضامين دعا و ادعيه در اشعار را مطرح کرده‌اند. يکي از مواردي که در گذشته شاعران به آن توجه فراوان داشتند، موضوعاتی نظیر توحيديه، مناجات، منقبت رسول‌ اکرم(ص) و حضرت علي(ع) بوده است. در تمامي کتاب‌هاي نظامي، اشعار شاعر با توحيد، مناجات، موضوع معراج و منقبت رسول اکرم(ص) همراه است و اين در حالي است که نظامي، اشعار بزمي مي‌سروده؛ ولي برخی شاعران آييني ما از بحث توحيد جدا افتاده‌اند.   دعبل: چرا اين اتفاق افتاده است؟ به نظر من، بشر هميشه دنبال اسطوره بوده و فطرتش اين‌گونه است که به دنبال شخصيتي از جنس خود باشد؛ تا به او پناه ببرد. گروهی امام حسين(ع) يا امام علي(ع) را براي خود انتخاب مي‌کنند، به اين نور خیره می‌شوند و در این نور باقي و به این ترتیب از توحيد، مناجات و رمضانيه غافل مي‌مانند؛ درحالی‌که ما باید خود را به آن کشتی برسانیم.  شاعران گذشتة ما هم کمتر به اهل‌بیت(ع) پرداخته‌اند. امروز شکوفايي شجرة طيبه و مباحث یادشده بايد با هم صورت گيرد. اگر نام امام حسين(ع) را مي‌آوريم، نماز همراه آن است؛ اگر نام اميرالمؤمنين(ع) را به زبان مي‌آوريم، روزه و مناجات با آن همراه است؛ امام سجاد(ع) سرتاسر زندگي‌اش را در حال دعا کردن سپري کرده است. در رابطه با اين موضوعات کارهای بسياري بايد انجام شود و نباید به کارهاي انجام شده، بسنده کرد.   دعبل: ملاحظات و ملزومات این قبیل کارها چیست؟    نکتة مهم اين است که شخصي که اين کار را انجام مي‌دهد، چه‌قدر به اين کار عشق مي‌ورزد. چه‌قدر نسبت به اين موضوع دلبستگي دارد. ظرف‌ وجودی‌اش از معرفت، عقل و عشق به امام حسين(ع)، تا چه اندازه پر است.    ... بايد از شاعر چه از نظر مادي و چه از نظر معنوي حمايت شود. نمونة این حمایت‌ها در تاريخ موجود است. افرادي مثل دعبل، کميت، سيد حميري، فرزدق از حمايت انبياء، بسيار برخوردار بودند. نکته‌اي که در حال حاضر بايد مدنظر ما قرار بگيرد، اين است که شاعراني که ريشه دارند، شناسايي و از آنها حمايت کنيم؛ تا این شاعران به کساني تبدیل شوند که اين سلسه را به دست صاحبش برسانند.   ]]> ادبیات Tue, 01 May 2018 10:44:24 GMT http://deabel.org/vdcizvap.t1arw2bcct.html رییس بسیج مداحان استان تهران تغییر کرد/ خورسندی از بسیج رفت http://deabel.org/vdcdjj0s.yt0xs6a22y.html دعبل: سرهنگ بهرام جمالپور به عنوان رییس بسیج مداحان استان تهران منصوب شد. در هفته ی گذشته و طی حکمی از سوی سردار یزدی فرمانده محترم سپاه حضرت محمد رسول الله (ص) تهران، ضمن تقدیر و تشکر ازمصطفی خورسندی به پاس تلاش‌های ارزشمند ایشان، سرهنگ بهرام جمالپور را به عنوان رییس بسیج مداحان استان تهران منصوب گردید. مصطفی خورسندی غیر ازبسیج مداحان مسئولیت خانه مداحان و کانون مداحان را نیز برعهده دارد. ]]> ادبیات Sun, 29 Apr 2018 10:18:02 GMT http://deabel.org/vdcdjj0s.yt0xs6a22y.html جایگاه «اصلاح گری» و«اندیشه ورزی» در شعر پارسی http://deabel.org/vdcc1mq1.2bqi48laa2.html پیامبراکرم(ص): «العلم میراثی و میراث الأنبیاء من قبلی:علم میراث من و میراث پیامبران پیش از من است.ر نهج الفصاحه» «العلم حیاه الإسلام و عماد الإیمان و من علم علما أتم اللَّه له أجره و من تعلّم فعمل علّمه اللَّه ما لم یعلم:علم حیات اسلام و ستون ایمان است و هر که علمى بیاموزد خدا پاداش او را کامل کند و هر که تعلیم گیرد و عمل کند خدا آنچه نمى داند به او تعلیم دهد.ر نهج الفصاحه». *** چون شود اندیشۀ قومی خراب ناسره گردد به دستش سیم ناب میرد اندر سینه‌اش قلب سلیم در نگاه او کج آید مستقیم بر کران از حرب و ضرب کائنات چشم او اندر سکون بیند حیات موج از دریاش کم گردد بلند گوهر او چون خزف ناارجمند پس نخستین بایدش تطهیر فکر بعد از آن آسان شود تعمیر فکر «علامه اقبال لاهوری» با بررسی کارنامه شعر و ادب پارسی، به خوبی می توان دریافت که نام آوران و بزرگان این عرصه، همواره در قامت یک آسیب پژوه دینی و «مُصلح اجتماعی» ظهور کرده و هنر شعر و شاعری را در مسیر اصلاح ناهنجاری‌های اجتماعی و اخلاقی به خدمت گرفته اند. عصاره و جانمایه اشعار شاعرانی چون: فردوسی، ناصرخسرو، سنایی، عطار، مولانا، سعدی، حافظ، صائب، بیدل، اقبال لاهوری، پروین اعتصامی و… به نوعی نقد و کالبدشکافی سلوک دینی و موید این ادعاست. شاعران مصلح با الهام از آموزه‌های وحیانی و قرآنی بر این اعتقاد و باورند که هیچ جامعه ای رنگ سعادت و رستگاری را نخواهد دید، مگر آن که مردم از پیله انفعال و رخوت بیرون بیایند و با اراده ای استوار به تغییر وضع موجود اهتمام کنند. چنان که خداوند در آیه ۱۱ سوره مبارکه «رعد» می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم: خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملّتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.» انسان صالح در گام اول، خودش را اصلاح می کند و در گام دوم در قامت یک مصلح اجتماعی به اصلاح جامعه می پردازد. لازمه اصلاح، حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب و موعود است، و این امکان پذیر نیست مگر این که ما کاستی‌های وضع موجود و برجستگی‌های وضع مطلوب را دریابیم و بشناسیم. بنابراین لازمه تغییر و اصلاح، داشتن معرفت و شناخت است. بدون شناخت امکان هیچ گونه تغییر و اصلاحی وجود ندارد. نتیجه آن که انجام «عمل صالح» بدون شناخت و معرفت اصیل دینی ممکن نیست. رسالت شاعران مُصلح شاعران مصلح، همواره با سروده‌های خود جامعه اسلامی را به «بصیرت» دعوت می کنند و رسالت خود را در این می‌دانند که به مسلمانان شیوه درست اندیشیدن و درست دیدن را بیاموزند. آنان بر این باورند که یک انسان مسلمان باید در عین اطاعت و بندگی حق، به فلسفه امور و احکام اسلامی آشنا باشد، و در برخورد با جهان پیرامونش واکنش‌های مناسب از خود نشان دهد و بتواند به تجزیه و تحلیل مسائل بپردازد. یک مسلمان اصیل هرگز نباید در دایره «عادت» و «تقلید طوطی‌وار» حرکت کند. رسالت یک مسلمان مسئول و آگاه این است که «تفکر نقادانه» را در خود تقویت نماید و نسبت به ناهنجاری‌ها و نابسامانی‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی واکنش مناسب نشان دهد. یک مسلمان باید در اظهار عقیده خویش توانایی داشته باشد. یک مسلمان باید قدرت تمیز خوب و بد را پیدا نماید و هر مسئله‌ای را به طور کورکورانه نپذیرد. یک مسلمان باید شهامت گفتن «نه» را داشته باشد و در برخورد با هر پدیده، قبل از پذیرش بی‌چون و چرای آن، به ارزیابی آن بپردازد. یک مسلمان باید عارف و شاعر(انسان دارای شعور) به معنای واقعی کلمه باشد. یک مسلمان باید عقاید خود را بدون«خودسانسوری»وآزادانه بیان کند و خلاصه کلام آن که یک مسلمان باید «خودباوری»، «اعتماد به نفس» و «شخصیت» داشته باشد و برای رای و نظر خود ارزش قائل گردد. شاعران مصلحی چون «اقبال» می‌خواهند جامعه اسلامی را از خواب انفعال و تقلید و عادت بیدار کنند و آنان را به «تفکر»، «اندیشیدن»و«نگریستن»وادارند.چرا که رسالت یک مسلمان اصیل، پیش و بیش از هر چیز، تلاش برای فتح قله‌های «بصیرت» و «اجتهاد» است. مسلمانی که از اسلام فقط «تقلید کردن» را خوب آموخته است، به درد آینده اسلام نمی‌خورد. چرا که آینده اسلام در انحصار انسان‌های مجتهد، خودآگاه و جهان‌آگاه است. علیرغم این تفکر که اجتهاد در دین فقط وظیفه عالمان دینی است، با بازخوانی آموزه‌های اصیل وحیانی و قرآنی و روایات و احادیثی که از خاندان رسالت(علیهم السلام) برای ما به یادگار مانده است، در می یابیم که «اجتهاد»، «تدبر» و «تفقه» در دین، تنها منحصر به عالمان دینی نیست، بلکه یک تکلیف عمومی و همگانی و وظیفه هر مسلمان مسئول است. مظلومیت «عقل» در شعر و ادب پارسی تا توانی با خرد بیگانه باش عقل را غارت کن و دیوانه باش علیرغم همه تاکیدی که در اسلام بر اندیشه و اندیشه ورزی شده است و خداوند گروهی را که در آیات الهی تعقل و تدبر نمی کنند«اولئک کالانعام بل هُم اَضلرقرآن،اعراف۱۷۹» می خواند؛ یعنی «چهارپایانی که در گمراهی به سر می برند، بلکه گمراه تر از آنان»؛ متاسفانه امروز در شعر پارسی و به بهانه تکریم عشق، آنقدر«عقل مُکرم»را ذلیل و خاک بر سر کرده ایم که نسل امروز برای اندیشه ورزی و عقلانیت، محلی از اعراب قائل نیست. به خاطر همین تلقینات غلط، مخاطب شعر پارسی عقل را موجودی طفیلی، فضول و مزاحم می داند که باید کمر به قتلش بست و بنیانش را بر باد داد! در حالی که در آموزه‌های اصیل دینی می خوانیم که اولین آفریده خدا «نور» و «لوح و قلم» بوده است که دلالت بر عقل و دانایی می کند. چنان که در قرآن نیز می‌خوانیم: «اللَّهُ نُورُ السَّمَوَتِ وَالْأَرْضِ». این عادت ادبی شایسته ما به عنوان یک ایرانی مسلمان نیست که با دست عرفان، دائم توی سر عقل بزنیم و عقل مُکرم را در شعر و ادبیات به حاشیه رانده و خانه نشین کنیم. در آموزه‌های دینی هیچ‌گونه تقابلی بین فلسفه و عرفان و «عقل و عشق» نیست. چنان که امام خمینی(ره) در تبیین جایگاه فلسفه گفته است:« فلسفه وسیله است، خودش مطلوب نیست. وسیله است برای این که شما مسائل را، معارف را با برهان به عقل تان برسانید، هنرش همین قدر است.ر تفسیر سوره حمد، ص۱۰۹ و ۱۱۰٫» بر اساس نص صریح آیات قرآن و همچنین احادیث و روایاتی که از بزرگان دین برای ما به یادگار مانده است، عقل و عشق در جهان بینی اسلامی مُکمل یکدیگرند و بدون استمداد از حضرت عقل، نمی توان در عشق به کامیابی و در زندگی به سعادت و رستگاری دست یافت. برای تقویت گفتمان انتقادی و تفکر نقادانه باید به تقابل کاذب «عقل و عشق» در ادبیات پایان بدهیم و ضمن عرض ارادت به عشق، به پیروی از بزرگان شعر و ادب پارسی به تکریم اندیشه ورزی و عقلانیت بپردازیم. بازخوانی نمونه‌هایی از آثار بزرگان در ستایش عقل خالی از لطف نیست: دانش اندر دل چراغ روشن است وز همه بد بر تن تو جوشن است (رودکی) خرد بهتر از چشم و بینایی است نه بینایی افزون ز دانایی است؟ (ابوشکور بلخی) خرد چشم جان است چون بنگری تو بی‌چشم جان، آن جهان نسپری (حکیم فردوسی) کشتی خرد است دست در وی زن تا غرقه نگردی اندرین دریا (حکیم ناصرخسرو) با نوریان بگو که زعقل بلند دست ما خاکیان به دوش ثریّا سواره ایم (علامه اقبال) بدیهی است که عقل مورد ستایش در آموزه‌های دینی و ادبیات پارسی، عقل انسانی است، نه عقل نفسانی(عقل جزوی). عقلی که چراغ راه انسان در ظلمات و یار و مددکار او در تشخیص مصالح و مفاسد است. عقلی که مورد ستایش همه اندیشمندان، فلاسفه و عالمان دینی است. چنان که «غزالی» نیز در کتاب «تکوین عقل عربی» در باره آن می‌گوید: «شریف‌ترین مُبدعات عقل است و او (خدا) آن را ابداع کرد.» مولانا، و دعوت به «اندیشیدن» مولانا که خود تربیت یافته مکتب انسان ساز قرآن و عترت است، بر این اعتقاد و باور است که انسان آگاه باید در مسیر اجتهاد گام بردارد تا منزل «تقلید» را پشت سر نهد و به مقام «تحقیق» برسد، و این ممکن نیست مگر با تقویت گفتمان انتقادی و تمرین اندیشه ورزی در شعر و ادب پارسی. از همین رو، در ذهن و زبان مولانا «تفکر» و «اندیشیدن» از جایگاه بسیار والایی برخوردار است: ای برادر تو همان اندیشه ای مابقی خود استخوانی و ریشه ای *** جهد کن تا پیر عقل و دین شوی تا چو «عقل کل» تو باطن بین شوی از عدم چون عقل زیبا رو گشاد خلعتش داد و هزارش نام داد مولانا اندیشه ورزی را سرمایه دانایی و توانایی و در تقابل با تقلید کورکورانه می داند و می گوید: خلق را تقلیدشان بر باد داد که دو صد لعنت بر آن تقلید باد خداوند نیز در قرآن تقلید در اصول و عقاید را جایز نمی داند و مومنان را به تفکر و تدبر در دین دعوت می کند:«و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ماوجدنا علیه اباؤنا اولوکان الشیطان یدعوهم الی عذاب السعیرر سوره لقمان- آیه ۲۱) ترجمه: هنگامی که (از جانب پیامبران) به آنها (که شرک را برگزیده‌اند) گفته می شود: پیروی نمائید از آنچه خداوند نازل نموده است، گویند ما از آنچه پدران خویش را بر آن یافته ایم پیروی می نمائیم،‌ آیا اگر شیطان آنان را به سوی جهنم هم فرا خواند(باز آنها پیروی خواهند نمود؟) طبق آموزه‌های اصیل قرآنی، وظیفه یک مسلمان مسئول و آگاه این است که برای فهم دین – در حد بضاعت علمی خویش – اجتهاد نماید، بخصوص در حوزه «عقاید» که غیرقابل تقلید است. اجتهاد در عقاید وظیفه هر مسلمان است. پیروی از معصوم نیز بر اساس منطق و بر پایه پشتوانه‌های عقلی است. به این معنا که ما به حکم عقل، کلام معصوم را حجت قرار می دهیم. اجتهاد در معنای عام آن، به معنای تلاش برای فهم عقاید و آموزه‌های دینی، جوهر و جانمایه جهان بینی اسلامی و شیعی است. امام علی(ع) در حدیثی با تاکید بر این دقیقه می فرماید: «اِنَّمـَا الْبـَصـیـرُ مـَنْ سـَمـِعَ فـَتـَفـَکَّرَ وَ نـَظـَرَ فـَاءَبـْصـَرَ وَانْتَفَعَ بِالْعِبَرِ، ثُمَّ سَلَکَ جَدَداً واضِحاًر انـسـان بـا بـصـیـرت کـسى است که بشنود و خوب بیندیشد و بنگرد و ببیند و از تجارب دنیا بهره گیرد، سپس در راه روشن حرکت کند.ر نهج البلاغه ، خ ۱۵۲، ص ۴۷۳ ـ ۴۷۴٫» امام صادق(ع) نیز می فرماید:«تاهَ مَن جَهِلَ وَ اهتَدی مَن أبصَرَ وَ عَقَلَر هر که جهالت ورزید هلاک شد و هر که با دیده ی بصیرت نگریست و تعقل کرد، هدایت یافت.ر کافی، ج ۲، ص ۴۸٫» در حدیثی از امام کاظم (ع) نیز می خوانیم: «تفقهوا فی دینِ الله فَأنَّ الفِقهَ مِفتاحُ البَصیرةِ وَ تَمامُ العِبادَةِر در دین خدا تفقه و کاوش کنید، چرا که فقه و فهم دین، کلید بصیرت و کامل کننده عبادت است.ر بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۲۴۷٫» دو حدیث زیر از مولی الموحدین، علی(ع) نیز مؤید این معناست که گمشده انسان مسلمان بصیرت است و بدون بصیرت نمی توان در مسیر عبودیت و بندگی و متابعت از بزرگان دینی به سرمنزل مقصود رسید:«إنَّ نورَ البصیرةِ روحُ الحَیاهِ الَّذی لا ینفَعُ ایمانُ إلاّ به مَعَ اتَّباعِ کَلِمَهِ اللهِ وَ التَّصدِیقِ بِهَار به درستی که نور بصیرت و بینش، روح و اصل حیات است و ایمان جز با آن و متابعت کلمه الله و قبولی آن سودی ندهد.ر بحارالانوار، ج ۳۰، ص ۳۸٫» «فَإنَّما البَصیرُ مَن سَمِعَ فَتَفَکَّرَ وَ نَظَرَ فَأبصَرَ وَانتَفَعَ بَالِعَبرِر انسان بصیر کسی است که بشنود و بیندیشد، نگاه کند و ببیند و از عبرتها بهره گیرد.ر میزان الحکمه، ح ۱۷۳۲٫» محک زدن گفتار بزرگان ادبی با قرآن و عترت در ادبیات پارسی، گاهی به گزاره‌های غلطی در قالب منظوم و منثور بر می خوریم که چون این گزاره‌ها از زبان بزرگان ادبی نقل شده است، آنها را بدون چون و چرا می پذیریم و تکرار می کنیم. این پذیرش به معنای مرعوب بودن در مقابل بزرگان و نوعی تقلید بی چون و چرا از آنهاست. بله، فردوسی و عطار و مولانا و سعدی و حافظ جزو مفاخر و مشاهیر ادبی ما هستند و احترام آنها واجب است، ولی احترام گذاشتن به این معنا نیست که ما در مقابل آنان تسلیم محض باشیم و بدون تدبر و تفکر هر چه که آنان گفته اند را بپذیریم. اسلام با چنین طرز تفکری مخالف است. ما باید گفتار بزرگان را با معیار قرآن و عترت محک بزنیم و آنچه که مطابق با آموزه‌های اصیل دینی است بپذیریم و آنچه که مخالف آنهاست، کنار بگذاریم. استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری در این خصوص می گوید:«سعدی خودمان در یک رباعی چنین اشتباه بزرگی کرده است، می‌گوید: من آن مورم که در پایم بمالند نه زنبورم که از نیشم بنالند می گوید من آن مورچه‌ ای هستم که زیر پا لگدم می‌کنند، زنبور نیستم که نیش بزنم و از نیشم ناله کنند. کجا خود شکر این نعمت گزارم که زور مردم آزاری ندارم نه آقای سعدی! مگر امر دایر است که انسان یا باید مور باشد و یا زنبور که می‌گویی من از میان مور بودن یا زنبور بودن، مور بودن را انتخاب می‌کنم؟ تو نه مور باش که زیر دست و پا له شوی و نه زنبور باش که به کسی نیش بزنی. سعدی این‌طور باید می‌گفت: نه آن مورم که در پایم بمالند نه زنبورم که از نیشم بنالند چگونه شکر این نعمت گزارم که دارم زور و آزاری ندارم اگر آدم زور داشته باشد و آزاری نداشته باشد، جای شکر دارد و الّا اگر زور نداشته باشد و آزار هم نداشته باشد، مثل این می‌شود که شاخ ندارد و شاخ هم نمی‌زند. اگر شاخ داشتی و شاخ نزدی، آن وقت هنر کرده‌ای.»(مجموعه‌ آثاراستاد شهید مطهری، ج۲۳، ص: ۱۷۳.) ادبیات و «تفکر نقادانه» دقیقه ای که استاد مطهری بر آن تاکید کرده، تقویت«تفکر نقادانه» و بیرون زدن از دایره «تقلید» است. یعنی باید با چشم و گوش باز حرف‌ها را شنید و بعد از تجزیه و تحلیل عقلانی آنها را پذیرفت. چنان که خداوند در قرآن می فرماید: «الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ: همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند، آنان کسانی هستند که خدا هدایت شان کرده ، و آنها خردمندان اند.ر قرآن کریم، سوره زمر، آیه ۱۸» در آموزه‌های وحیانی و قرآنی بسیار بر این مهم تاکید شده است. این که در مقابل عقاید دیگران منفعل نباشیم و هر حرفی را با عقل و منطق و معرفت دینی بسنجیم و بعد از یقین به درستی آن، بپذیریم. چرا که در اسلام «آگاهی و معرفت» دو نوع است: ۱ – معرفت مسموع ۲ – معرفت مطبوع٫ چنان که امام على(ع) در حدیثی مى فرماید:«العِلمُ عِلمانِ: مَطبوعٌ و مَسموعٌ و لایَنفَعُ المَسموعُ إذا لَم یَکُنِ المَطبوعُ: دانش، دو گونه است: مطبوع و مسموع٫ دانش مسموع، بدون دانش طبیعى، سودمند نیست.» منظور از «علم مسموع»، علمی است که از دیگران یا از طریق مطالعه کتاب به دست آمده است. یعنی منبع آن گفته‌ها و شنیده‌های دیگران است. «علم مطبوع» اما به علمی گفته می شود که حاصل کشف و شهود و سیر وسلوک علمی انسان است. علمی که محصول اندیشیدن، تفکر، تدبر و خلافیت است. مطالعه کتاب، تنها راهی برای کسب علم مسموع است. ولی زمانی «علم مسموع» ارزش دارد که با «علم مطبوع» در آمیزد و ارزش افزوده پیدا کند. یعنی منجر به رشد «تفکر نقادانه و خلاقانه» در انسان شود. توجه به این مسئله، هنگام مطالعه آثار منظوم و منثور پارسی – بخصوص ضرب المثل‌ها – بسیار مهم است. شایسته است آثار بزرگان ادبی را با دید انتقادی بخوانیم و هر ضرب المثلی را به صرف این که سخن «بزرگان ادبی» است، نپذیریم . یادمان باشد که حرف بزرگان وحی مُنزل نیست. دیگر این که هر کتابی با هر محتوایی نیز مصداق «یار مهربان» نیست. نباید در مقابل مطالبی که از کتاب‌ها فرا می گیریم تسلیم محض باشیم. به این دقیقه توجه داشته باشیم که صرف کتاب خواندن و افزودن بر محفوظات، دردی از ما دوا نمی کند، آنچه که در کتاب و کتابخوانی باید مورد توجه قرار گیرد این است که مطالعه قدرت تفکر نقادانه را در ما تقویت کند. یعنی در فرایند مطالعه مواظب باشیم که دچار استحاله فرهنگی نشویم؛ به گونه ای که کتاب‌ها به جای ما فکر کنند و شخصیت ما را بسازند! حواسمان باشد که مطالعه ما را به انبار «محفوظات» تبدیل نکند، بلکه مطالعه راهکاری برای تقویت قدرت تحلیل و ارزیابی علمی در ما باشد، تا بتوانیم محفوظات خام را به «معلومات» راهگشا و کاربردی تبدیل کنیم. نقل داستانی از استاد شهید آیت الله مطهری در این خصوص، خالی از لطف نیست. استاد مطهری در فرازی از کتاب « تعلیم و تربیت در اسلام» می گوید: «یک وقت یک خارجی آمده بود کرج، با یک دهاتی روبرو شد. این دهاتی‏ خیلی جواب‌های نغز و پخته‏ای به او می‏داد. هر سؤالی که می‏ کرد، خیلی عالی‏ جواب می‏داد. بعد او گفت که تو اینها را از کجا می ‏دانی؟ گفت: «ما چون سواد نداریم، فکر می‏ کنیم». این خیلی حرف پرمعنایی است. آن که‏ سواد دارد، معلوماتش را می‏ گوید، ولی من فکر می‏کنم، و «فکر» خیلی از سواد بهتر است. این مسأله که باید در افراد و در جامعه رشد شخصیت فکری و عقلانی پیدا بشود – یعنی قوه تجزیه و تحلیل در مسائل پیدا بشود – یک مطلب اساسی‏ است؛ یعنی در همین آموزش‌ها و تعلیم و تربیت‌ها در مدرسه‏ها وظیفه معلم‏ بالاتر از این که به بچه یاد می‏دهد اینست که کاری بکند که قوه تجزیه و تحلیل او قدرت بگیرد، نه این که فقط در مغز وی معلومات بریزد، که اگر معلومات خیلی فشار بیاورد ذهن بچه راکد می‏شود.» جان کلام آن اینکه باید در مکتب شعر و ادب پارسی، به دنبال تقویت «تفکر نقادانه» و تربیت نسلی «پرسشگر» و «خلاق» باشیم، و این ممکن نیست مگر با بازشناسی و تکریم مقام رفیع و بی بدیل «عقل» و ستایش «دانایی» و بینایی. برای تاکید بر این دقیقه، با سروده ای از حکیم ابوالقاسم فردوسی در ستایش «خرد» سخن را به پایان می برم: کنون ای خردمند وصف خرد بدین جایگه گفتن اندر خورد کنون تا چه داری بیار از خرد که گوش نیوشنده زو برخورد خرد بهتر از هر چه ایزد بداد ستایش خرد را به از راه داد خرد رهنمای و خرد دلگشای خرد دست گیرد به هر دو سرای ازاو شادمانی وزاویت غمی است وز اویت فزونی وز اویت کمی است خرد تیره و مرد روشن روان نباشد همی شادمان یک زمان چه گفت آن خردمند مرد خرد که دانا ز گفتار از برخورد کسی کو خرد را ندارد ز پیش دلش گردد از کرده خویش ریش هشیوار دیوانه خواند ورا همان خویش بیگانه داند ورا ازاویی به هر دو سرای ارجمند گسسته خرد پای دارد ببند خرد چشم جان است چون بنگری تو بی‌چشم شادان جهان نسپری نخست آفرینش خرد را شناس نگهبان جانست و آن سه پاس سه پاس تو چشم است وگوش و زبان کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان خرد را و جان را که یارد ستود و گر من ستایم که یارد شنود حکیما،چو کس نیست گفتن چه سود ازاین پس بگو کافرینش چه بود تویی کرده کردگار جهان ببینی همی آشکار و نهان به گفتار دانندگان راه جوی به گیتی بپوی و به هر کس بگوی ز هر دانشی چون سخن بشنوی از آموختن یک زمان نغنوی چو دیدار یابی به شاخ سخن بدانی که دانش نیاید به بن ]]> ادبیات Tue, 17 Apr 2018 09:22:38 GMT http://deabel.org/vdcc1mq1.2bqi48laa2.html مدیحه خوانی حاج حمید منتظر برای میلاد امیرالمومنین/ در بنیاد دعبل http://deabel.org/vdcdx50s.yt0xz6a22y.html دریافت ]]> ادبیات Sun, 18 Mar 2018 11:04:31 GMT http://deabel.org/vdcdx50s.yt0xz6a22y.html ۹۰ اشکال اساسی در نحوه اعزام زائران اربعین وجود دارد http://deabel.org/vdcaeine.49nu015kk4.html معاون امنیتی وزیر کشور در کرمانشاه در دیدار با موکب داران استان گفت: امسال به دستگاه‌ها اعلام کردیم که اجباری برای خدمات ‌دهی به زائران اربعین حسینی وجود ندارد و سیستم مدیریت مراسم اربعین امسال بصورت استانی و مردمی انجام می‌شود. حسین ذوالفقاری افزود: ایراداتی در نحوه اعزام ‌زائران اربعین حسینی وجود دارد و در واقع بیش از ۹۰ اشکال اساسی در کار ما وجود دارد که باید آنها را برطرف کنیم. وی گفت: هر ساله دو میلیون و ۳۰۰ هزار زائر برای مراسم اربعین راهی کشور عراق می‌شوند و به دنبال آن هستیم تا امور حاکمیتی مانند امنیت، بهداشت و درمان داخل کشور و عبور و مرور را ساماندهی کنیم و به تدریج سهم دستگاه‌های حاکمیتی در بخش‌های خدماتی را کاهش دهیم. ذوالفقاری ادامه داد: امسال به دستگاه‌ها اعلام کردیم که اجباری برای خدمات دهی به زائران اربعین حسینی وجود ندارد و سیستم مدیریت مراسم اربعین استانی و مردمی انجام می‌شود. وی افزود: موکب‌های ایرانی در عراق فعالیت می‌کنند و لذا عملکرد ما در عراق به شکلی باید باشد که افتخار تاریخی مردم این کشور به عنوان زائر اربعین حسینی خدشه‌دار نشود. معاون امنیتی وزیر کشور گفت: بنا نیست که تمام اسکان و تغذیه زائران اربعین حسینی را تهیه و پرداخت کنیم و بخش خصوصی و ساکنان طول مسیر تردد زوار باید در بحث خدمات دهی به زائران اربعین حسینی تقویت شود. قائم مقام رئیس ستاد اربعین کرمانشاه نیز در این مراسم گفت: احتمال بازگشایی مرز خسروی از سه ماه قبل از ایام اربعین وجود دارد. جعفر همتی افزود: مذاکراتی با طرف عراقی برای بازگشایی مرز خسروی انجام شده است و براساس این مذاکرات به احتمال بیش از ۹۵ درصد مرز خسروی از حدود سه ماه قبل از ایام اربعین برای تردد زائران بازگشایی می‌شود. قائم مقام رئیس ستاد اربعین کرمانشاه گفت: امکانات مناسب زیرساختی و تجهیزاتی در مرز خسروی فراهم است. همتی افزود: پیش بینی می شود استان کرمانشاه میزبان ۷۰۰ هزار تا یک میلیون نفر زائر در مرز خسروی خواهد بود. * ابلاغ اعتبار آماده‌سازی مرز خسروی اعتبارات لازم برای آماده سازی مرز خسروی توسط وزارت کشور ابلاغ شده است وضرورت دارد کمیته زیرساخت ملی طرح جامعی را برای ساماندهی مرز خسروی آماده کند. استاندار کرمانشاه در این باره گفت: بازگشایی مرز خسروی تبدیل به یک مطالبه عمومی برای کل مردم استان کرمانشاه شده است ومردم نشاط و امیدواری را در بازگشایی این مرز می‌بینند. هوشنگ بازوند گفت: اعتبارات لازم برای آماده‌سازی مرز خسروی توسط وزارت کشور به ما ابلاغ شده است و تقاضا می‌کنیم که کمیته زیرساخت ملی یک طرح جامع برای ساماندهی مرز خسروی آماده کند تا بر اساس آن پیش برویم. وی افزود: بازگشایی مرز خسروی می‌تواند در افزایش نشاط و امیدواری در میان مردم مناطق زلزله‌زده که عمدتاً مرزنشین هستند ایجاد کند و تا اندازه‌ای از غم آنها بکاهد. ]]> ادبیات Sun, 11 Mar 2018 04:22:45 GMT http://deabel.org/vdcaeine.49nu015kk4.html حجت ‌الاسلام ریاضت: مداحان امانت داران اهل بیت(ع) هستند http://deabel.org/vdcfxtdm.w6d0vagiiw.html حجت الاسلام محمود ریاضت با اشاره به ایام سوگواری دهه فاطمیه اظهار داشت: مداحان یکی از امانتداران اهل بیت (ع) هستند که با مداحی خود فضایل اخلاقی ائمه و امام معصوم (ع) را گسترش می‌دهند. وی با اشاره به تفاوت اعتقاد نظری و عملی در انسان افزود: اعتقاد نظری اعتقادی فراگیر است که عموم مردم در آن اشتراک نظر دارند. وی بااشاره به اینکه این در حالی است که اعتقاد عملی که باید در عمل به ارزش‌ها اجرایی شود نیازمند تقویت است.تصریح کرد: این مهم از طریق تعمیق باور‌های دینی در انسان و عمل به فرائض دینی معنا می‌شود. استاد حوزه و دانشگاه از بسیجیان نیزبه عنوان پیروان واقعی اهل بیت (ع) نام برد و گفت: وقتی مسئولیتی را می‌پذیریم در قبال درست انجام دادند آن مسئول هستیم. حجت الاسلام ریاضت افزود: صداقت و امانتداری از اصول مهم یک مسئولیت است که رعایت آن سبب عاقبت بخیری فرد می‌شود. ]]> ادبیات Mon, 05 Feb 2018 06:43:10 GMT http://deabel.org/vdcfxtdm.w6d0vagiiw.html مرثیه خوانی برای حضرت زهرا(س) به زبان آذری/ حاج منصور زمان شعار http://deabel.org/vdcjmiet.uqe8xzsffu.html دریافت ]]> ادبیات Wed, 31 Jan 2018 09:33:38 GMT http://deabel.org/vdcjmiet.uqe8xzsffu.html