نسخه قابل چاپ

نسخه وب

داخلی » خبر » فرهنگ

گفت‌وگو با علی اشرف فتحی؛ نویسنده و پژوهشگر جامعه شناسی تشیع

مخاطب مذهبی متکثر است/ برخلاف هیئت‌ها، مساجد خلوت شده

۱۹ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۱۳

مخاطب مذهبی یعنی فردی دیندار که در مقام تعامل و تخاطب با یک فرد، تشکل، نهاد یا رسانه قرار می‌گیرد و نیازهای مذهبی‌اش می‌تواند موضوع سیاست‌گذاری مقامات، نهادها، تشکل‌ها و رسانه‌ها و دغدغه آنان برای بقای خود باشد.

نسیم کاهیرده/ دعبل: در سالهای اخیر بواسطه رشد علوم مختلف و گسترش فضاهای علمی و تسهیل ارتباطات، پیوند میان رشته های مختلف علوم  افزایش یافته وتلاشهای فکری و اندیشگی امکان هم افزایی بیشتری یافته اند. در حوزه مطالعات دین اما بنظر میرسد ارتباطات قوی و مؤثری  وجود ندارد.دراین میان شاید بتوان به حلقه ی مفقوده اتصال حوزه و دانشگاه  اشاره نمود که بیش از سایر علل و عوامل زمینه ای تاثیر گذاربوده است.

علی اشرف فتحی مدیرمسئول مجله تقریرات از جمله معدود افرادیست که فعالیت های سالهای اخیرش در زمینه مطالعات دین با رویکردی در جهت اتصال و ارتباط میان حوزه و دانشگاه بوده است. دیدگاه وی را در مورد وضعیت امروز مخاطب مذهبی جویا شده ایم که در ادامه در قالب پرسش و پاسخ هایی آمده است :

 



تعریف شما از مخاطب مذهبی چیست؟ آیا در جامعه امروز ایران می‌توان دسته‌بندی مشخصی در این مورد ارائه نمود؟

 

مخاطب مذهبی یعنی فردی دیندار که در مقام تعامل و تخاطب با یک فرد، تشکل، نهاد یا رسانه قرار می‌گیرد و نیازهای مذهبی‌اش می‌تواند موضوع سیاست‌گذاری مقامات، نهادها، تشکل‌ها و رسانه‌ها و دغدغه آنان برای بقای خود باشد. مسلما" همان‌قدر که مذهبی‌ها وجوه مشترکی دارند، تفاوت‌ها و تکثرهایی نیز به اقتضای سلایق، پیش‌زمینه‌های ذهنی و فرهنگی، منافع و موقعیت‌های اجتماعی‌شان خواهند داشت و این مخصوص زمانه ما نیست. همواره مذهبی‌هایی بوده‌اند که مثلا معتقد به یگانگی خدا و جهان پس از مرگ بوده‌اند اما فرائض و مناسک دینی خود را به طور کامل انجام نمی‌داده‌اند. در جامعه خودمان همیشه مذهبی‌هایی داشته‌ایم که گاه نماز خود را نمی‌خوانده‌اند اما روزه‌شان ترک نمی‌شده، یا مقید به نماز و روزه هستند اما خمس و زکات خود را سرسری می‌گیرند. خانم‌های زیادی داشته‌ایم و داریم که نماز و روزه‌شان ترک نمی‌شود اما نسبت به حجاب شرعی بی‌مبالات هستند. پس این تکثر اجتماعی در نوع تقید مذهبی‌ها به اعمال و ظواهر دینی به تکثر و تنوع مخاطبین مذهبی رسانه‌ها و هیئات و مساجد می‌انجامد. مثلا زمانی هیئات مذهبی مخالف هرگونه حضور و همراهی خانم‌های نیمه‌محجبه در برنامه‌های مذهبی بودند.‌ دسته عزاداری مشهوری را در دهه هفتاد به خاطر دارم که مداح اصلی‌اش به طور مکرر از خانم‌های بدحجاب می‌خواست از دسته خارج شوند. اما اکنون همان دسته با این‌گونه پوشش‌ها با مدارا و مماشات برخورد می‌کند. این چالش‌ها نقش‌آفرینی جدی تکثرهای مذهبی در عرصه جامعه را  نشان می‌دهد.

 

در جوامع در حال گذار، دينداري يكي از مقوله‌هاي اجتماعي است كه دستخوش تغيير و تحولات گسترده مي‌شود. با فرض پذیرفتن جامعه ایران بعنوان یک جامعه در حال گذار، می توان از تغییر و تحولات اساسی دينداري در جامعه و به تبع آن ذائقه مذهبی مخاطبان سخن گفت؟

 

در پاسخ به پرسش قبلی‌تان به همین مسأله اشاره کردم که تغییر در سبک‌های اجتماعی دینداری را نمی‌توان انکار کرد. هنجارها با غلبه واقعیت‌ها دست‌خوش تغییر می‌شوند. واقعیت‌ها نیز به مرور زمان عینیت می‌یابند. تا همین دو دهه پیش یکی از چالش‌های مهم مجالس و هیئات مذهبی این بود که آیا می‌شود در موالید ائمه کف زد و هلهله کرد؟ تنش‌ها و بحث‌های زیادی در هیئات بر سر این موضوع رخ می‌داد. به مرور همه پذیرفتند که نباید همیشه چهره غمگینی از شیعه ارائه داد. هجوم سیل شیعیان ایرانی پس از سقوط صدام به عتبات عالیات، به زوار ایرانی نشان داد که شیعیان عراقی‌ حتی کنار ضریح ائمه در جشن‌های مذهبی کف می‌زنند و هلهله می‌کنند. حالا دیگر کف زدن در جشن‌های تولد ائمه(ع) آنقدرها یک امر قبیح تلقی نمی‌شود. نیازها و تغییر ذائقه مخاطبان هیئات حتی در تغییر سبک مداحی‌ها در سه دهه اخیر بسیار ملموس بوده است.

 

 

 اگر بخواهید میان ذائقه مخاطب مذهبی امروز با سالیان قبل مقایسه‌ای انجام دهید چه ویژگیهایی را برمی‌شمرید؟

 

حس می‌کنم تنش‌های سیاسی و مضیقه‌های اقتصادی سبب شده که مخاطبین مذهبی به جلسات کمتر سیاسی رغبت بیشتری پیدا کنند. اگرچه غلظت سیاسی‌کاری مداحان تفاوت خاصی با دهه هشتاد نکرده، اما نسبت به دهه هفتاد متفاوت‌تر شده و مداحان سعی می‌کنند کمی کمتر وارد تنش‌های غیر مذهبی شوند تا مخاطبین خود را از دست ندهند. همچنین افزایش وسایل ارتباط جمعی و سیطره شبکه‌های اجتماعی، جذابیت‌های بصری هیئات را افزایش داده و محور قرار دادن مخاطبین این

شبکه‌ها به عامه‌پسندتر شدن مضامین مداحی و منبر منجر شده است.

 

 مواجهه مخاطب مذهبی با محتوای ارائه شده توسط رسانه ملی به ویژه تلویزیون جمهوری اسلامی  را چگونه ارزیابی می کنید؟

 

تلویزیون جایگاه خود را از نظر مذهبی نیز به شدت از دست داده و حتی جذابیت‌های مذهبی دهه هفتاد را نیز ندارد. چه‌بسا حضور پررنگ یک واعظ یا مداح در تلویزیون به نوعی یک ضد تبلیغ برای او محسوب می‌شود. فکر می‌کنم با داشتن گوشی‌های هوشمند کمتر کسی رغبت به تماشای برنامه‌های مذهبی تلویزیون داشته باشد. اگر رسانه ملی همین چند ساله فکری به حال بحران مخاطب نکند عملا از گردونه رقابت و اثرگذاری رسانه‌ای حذف خواهد شد.

 

 با توجه به شرایط  فرهنگی و اجتماعی امروز جامعه ایران چه قالب و فورمی از کار تبلیغی دینی( در رسانه، مسجد، هیئت) توان بالاتری در جذب مخاطب  را دارد؟

 

واقعیت آن است که اگرچه رونق هیئات مذهبی کم نشده، ولی مساجد ما جذابیت و اثرگذاری دهه‌های پنجاه و شصت را ندارند. شاید کاهش دخالت‌های فرامذهبی و سیاسی و اداری در مساجد بتواند آنها را هم مثل هیئات مذهبی جذاب و پرمخاطب کند. اما هیئات نیز اگر روال کنونی را ادامه دهند سطح کیفی‌شان در حد تشکل‌ها و چهره‌های فرهنگی و هنری عامه‌پسند ثابت خواهد ماند و از اثرگذاری عمیق فرهنگی عاجز خواهند بود. پررنگ شدن نقش مداح در مقابل واعظ، ناشی از اصرار مسؤولان هیأت‌ها بر جذب مخاطب گسترده و افت علمی روحانیون مبلغ در هیئات و رسانه‌هاست.

 

 برخی بر این باورند که حضور مخاطب مذهبی در مساجد و هیئت‌های مذهبی کم رنگ شده است و این افراد نسبت به گذشته  بسیار کم تعدادترند. تحلیل شما چیست؟ آیا با توجه به شرایط امروز جامعه می‌توان از بحران مخاطب سخن گفت؟

 

 

نمی‌شود لزوما از کاهش مخاطب هیئات صحبت کرد. بحران مخاطب به معنای کاهش تعداد هیاتی‌ها فعلا" محسوس نیست. من فکر می‌کنم چه‌بسا طی سال‌های آتی تا مدتی بر آمار مخاطبین هیئات افزوده شود. وقتی تلویزیون از کار رسانه‌ای قابل قبول در حوزه دین عاجز است و در حوزه کتاب و مجلات هم بحران مخاطب کیفی داریم، طبعا هیئات فعلا دچار کاهش تعداد شرکت‌کنندگان نخواهند شد، اما سیر سریع عامه‌پسند و زرد شدن ذائقه مخاطبان در همه رسانه‌ها و خصوصا رسانه‌های مذهبی و هیئات جدی است. باید مدارای بیشتری با صاحب‌نظران حوزه اندیشه و دین کرد تا بتوانند به تدریج با مخاطب ارتباط بر قرار کنند و ذائقه او را از فست‌فودی شدن و راحت‌طلبی فکری نجات دهند. تاوان بی‌مبالاتی، عافیت‌طلبی و بی‌مسؤولیتی صاحبان رسانه‌ها و نهادهای مذهبی بزرگ را که منجر به زرد شدن مذاق مخاطبان و بی‌محتوا شدن جلسات و برنامه‌ها شده، علعاکنون خرده‌رسانه‌ها و تک‌ستاره‌های متفکر و دغدغه‌مند می‌دهند.