با وجود دو ماه عزاداری چه میزان آسیب‌های اجتماعی کاهش‌یافته است؟

رضا معممی مقدم: امروز دغدغه اول همه مسئولان نظام، کاهش آسیب‌های اجتماعی است لذا باید از خود بپرسیم که باوجود دو ماه عزاداری ...

رسانه‌ها به تغییرات مثبت هیئات توجه کنند/ مداحی فقط در خواندن خلاصه نمی‌شود

الان که استقبال جوانان نسبت به مداحی و مداحان افزایش یافته است، مسئولیت مداحان نیز سنگین‌تر شده است. مداح باید غیر از ...

حیا در خواندن بین برخی ذاکران از بین رفته است/ بهتر است مداح کسب و کار دیگری هم داشته باشد

روضه باز و مكشوفه می خوانند، خط قرمزها و حد و حدود ها را به راحتی ازش عبور می كنند. قبح همه چیز شكسته است. مراقبت ها كم ...
نمايش آدرس ايميل
سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۳    ساعت ۱۲:۰۷
رسانة مدرن، دین‌دار پرورش نمی‌دهد
چند سالي است بحث و گفت‌وگو دربارة استفاده از رسانه‌هاي مدرن براي بيان مسائل مرتبط با عاشورا و امام حسين(ع)به يكي از مباحث مهم بين صاحب‌نظران عرصة ارتباطات به‌ويژه كارشناسان ديني تبديل شده و پرداختن به اين موضوع همه‌ساله با نزديك‌شدن به ماه محرم رنگ‌وبوي جدي‌تري به خود مي‌گيرد. امروز شاید کمتر کارشناس مطلعی در حوزة ارتباطات و رسانه‌ها باشد که قبول نداشته باشد، اصلی‌ترین انگیزة مردم به‌ويژه جوانان از تماشای تلویزیون، مشاهدة برنامه‌های سرگرم‌کننده است.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : 20302
گفت‌وگو با ناصر باهنر مدیر گروه ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع)



چند سالي است بحث و گفت‌وگو دربارة استفاده از رسانه‌هاي مدرن براي بيان مسائل مرتبط با عاشورا و امام حسين(ع)به يكي از مباحث مهم بين صاحب‌نظران عرصة ارتباطات به‌ويژه كارشناسان ديني تبديل شده و پرداختن به اين موضوع همه‌ساله با نزديك‌شدن به ماه محرم رنگ‌وبوي جدي‌تري به خود مي‌گيرد. امروز شاید کمتر کارشناس مطلعی در حوزة ارتباطات و رسانه‌ها باشد که قبول نداشته باشد، اصلی‌ترین انگیزة مردم به‌ويژه جوانان از تماشای تلویزیون، مشاهدة برنامه‌های سرگرم‌کننده است. در حقیقت باید گفت نیاز انسان پرمشغله و شاید خستة امروزی که با مشکلات بسیاری دست به گریبان است، باعث شده مهم‌ترین انگیزة او از روی آوردن به تلویزیون، جست‌وجوی نشاط و پرکردن اوقات فراغت، آن‌هم پس از تحمل مشکلات زندگی روزمره باشد؛ با این ‌حال اين پرسش وجود دارد که آیا رسانه‌ها در کشورهای اسلامی نیز باید از همین اصل پیروی کنند و فقط از مزیت‌های رسانه‌های نوین در حوزة اطلاع‌رسانی و سرگرمی استفاده و تولید برنامه‌های مذهبی را از دستور کار خود خارج كنند؟ این موضوع وقتی از اهمیت بیشتری برخوردار می‌شود که در تعارض‌هاي فرهنگی‌اي که امروز بین دنیای غرب و جهان اسلام به وجود آمده، نفی باورهای فکری و عقیدتی مسلمان، توهین به مقدسات، ارائة تصویری غیرواقعی از اسلام و...، در کانون توجه رسانه‌های غربی قرار گرفته است. هرچند دربارة اینکه رسانه‌ها در جوامع اسلامی باید از همة ظرفیت‌های خود برای ارائة تصویری حقیقی از اسلام، ترویج مسائل دینی و... استفاده كنند، كمتر شکی وجود دارد، آنچه کارشناسان و صاحب‌نظران حوزة ارتباطات بر سر آن اختلاف‌نظر دارند، نحوة استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌های مدرن در حوزة دین و چگونگی تعامل آن با رسانه‌های سنتی است. به اعتقاد کارشناسان هرچند رسانه‌های مدرن از ظرفیت و مخاطبان بیشتری نسبت به رسانه‌های سنتی برخوردارند، هیچ‌وقت نمی‌توانند جایگزین رسانه‌های سنتی در حوزة مسائل دینی و اعتقادی شوند و باید از ظرفیت‌های موجود در هرکدام از آنها برای تکمیل نقاط ضعف یکدیگر استفاده كنند. برای بحث و بررسی همین مسئله سراغ دکتر ناصر باهنر، مدیرگروه ارتباطات، فرهنگ و معارف اسلامي دانشگاه امام صادق(ع)و نویسندة کتاب «رسانه‌ها و دین» رفتیم. هرچند دکتر باهنر در این گفت‌وگو تأکید می‌کند تربیت متدینان و دینداران باید متمرکز در مساجد و هیئت‌ها باشد و رسانة مدرن، جای پرورش آنان نیست، در عین حال تأکید دارد رسانه‌های مدرن به اهمیت کارکردهای سرگرمی و اطلاع‌رسانی در حوزة دین و ضرورت‌های آموزش‌های صحیح دینی توجه شایسته‌اي نداشته‌اند و وسایل ارتباط جمعی نظیر تلویزیون باید کمبودهای تاریخی خود را در این عرصه جبران كند.



همیشه در آستانة فرا رسیدن ماه محرم، چگونگی استفاده بهینه از رسانه‌ها برای بیان مسائل دینی و به‌ويژه مسائل مرتبط با عاشورا و امام حسین(ع)به بحثی فراگیر بین کارشناسان مسائل دینی و مذهبی تبدیل می‌شود. عده‌ای همچنان طرفدار استفاده از شیوه‌های سنتی نظیر منبر و هیئت‌های مذهبی هستند و عده‌ای دیگر نیز معتقدند که با توجه به فراگیربودن رسانه‌های نوین باید از این رسانه‌ها براي تبیین مسئلة عاشورا و امام حسین(ع)استفاده كرد. شما چه سهمی برای معرفی و بیان موضوعات مرتبط با امام حسین(ع)و عاشورا از طریق رسانه‌های مدرن قائل هستید؟

پاسخ این پرسش را با خاطره‌ای از حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی آغاز مي‌كنم. یک‌بار ایشان در جمع زيادي از دانش‌آموختگان دانشگاهی بعد از اینکه به‌طور مفصل به سوابق فعالیت‌های تبلیغی خود اشاره کرد، گفت، بعد از چند دهه فعالیت رسانه‌ای دینی به این نتیجه رسیده‌ برای متدین‌کردن و تربیت دینی مردم، تلویزیون رسانة مطلوبی نیست. ایشان حتی گفت، ای کاش عمده وقت و تلاشش را صرف تبلیغ شفاهی در جمع‌های کوچک کرده بود و از همان جلسه نیز فعالیت جدیدی را در عرصة تربیت و فرستادن مبلغان برای شهرها و روستاها شروع کرد.

در کنار این خاطره، باید خاطرة دیگری از یکی از بزرگ‌ترین روحانیان مبلغ کشور بیان کنم که از شخصیت‌های برجسته در فعالیت‌های تبلیغی است.

ایشان در جمعی بیان کرد، مدتی است در صدا و سیما برنامه دارد و با شناختی که از این رسانه و مخاطبان وسیع آن پیدا کرده‌، به این نتیجه رسیده کاش به‌ جای سال‌ها تبلیغ شفاهی از ابتدا در این رسانه فعالیت می‌کرد و وقتش را صَرف صدا و سیما می‌کرد.

با اشاره به این دو خاطره از این دو روحانی برجسته می‌خواهم به این نتیجه برسم که نبود شناخت واقعی از رسانه‌های جدید و سنتی سبب بروز چنین تعارض‌هايي می‌شود؛ این در حالی است که هر رسانه‌ای -چه مدرن و چه سنتی- مثل یک خانه است که هر شیئی در این خانه باید جایگاه خود را داشته باشد تا ما بتوانیم از زندگی در آن لذت ببریم؛ بنابراين به‌ دليل اینکه رسانه‌های مدرن مخاطبان بیشتری دارند نمی‌توانیم مدعی شویم باید در مورد فعالیت هیئت‌ها و مجالس مذهبی تجدیدنظر کنیم و یا هیئت‌داران ما و روحانیاني که در هیئت‌ها شرکت می‌کنند، به‌جای صرف وقت خود در چنین مجالسی، وقتشان را در رسانه‌ها بگذرانند.

این پاسخی اجمالی برای پرسش شما بود؛ اما می‌توان پاسخی با بیان مبانی علمی نیز به این پرسش داد.

و آن پاسخ چیست؟

بر اساس تحقیقی که من و تعدادی از همکارانم دربارة بررسی جایگاه رسانه‌های دینی در سبد مصرف دینی مردم در چند سال اخیر انجام دادیم، به این نتیجه رسیدیم در حوزة مصرف دینی که شامل چهار کارکرد آموزشی، اطلاع‌رسانی، ارشادی و سرگرمی است، خانواده و سپس مجالس و مراسم مذهبی، نخستین رسانه‌های دینی مورد نظر به‌شمار می‌آیند و چنانچه آمار منبرها و سخنرانی‌های دینی را به‌ دليل مشابهت بسیار به مجالس و مراسم مذهبی بیفزايیم، فاصلة موجود میان این رسانه‌ها با رسانه‌های نوین، درخور توجه خواهد شد.

در حقیقت من در خلال این تحقیق از مخاطبان خود پرسیدم اگر شما بخواهید نیازهای دینی خود را برطرف کنید، به کدام‌یک از این رسانه‌ها (تلویزیون و رادیو، مجالس و مراسم مذهبی، منبرها و سخنرانی‌های دینی، والدین و خانواده) رجوع می‌کنید که دو رسانة خانواده و مجالس و مراسم مذهبی در جایگاه اول از نظر مخاطبان قرار داشتند.

حوزة مهمی که در اینجا باید مورد اشاره قرار بگیرد دانش ارتباطات و دانش تعلیم و تربیت است. اگر ما بخواهیم انسانی را در حوزة دینی تربیت كنيم، دانش ارتباطات به ما می‌گوید رسانه‌های جمعی به دليل وضعيت خاصی که در پیام‌رسانی دارند، مخاطبانشان مجموعه‌ای از مردم عامه و به بیانی ساده‌تر، توده‌وار هستند؛ توده‌وار به این معنا که شما وقتی یک مراسم مداحی را از تلویزیون پخش می‌کنید این برنامه را همة مردم اعم از متدین و دیندار و غيرديندار مي‌بينند؛ همچنین به لحاظ تعامل این‌گونه برنامه‌ها که یک‌طرفه است و شما بازخورد و مشارکتی از طرف مخاطبی که برنامه را تماشا می‌کند، دریافت نمی‌کنید، هیچ‌وقت نمی‌توانید از توانمندی‌های مخاطب برای مشارکت و تعامل استفاده كنيد و او فقط شنونده و بیننده باقی می‌ماند؛ این در حالی است که ممکن است مخاطب در وضعيت کاملاً متفاوت هر لحظه پیام متفاوتی را دریافت کند؛ اما آیا در حالی‌ که مخاطبان چنین رسانه‌ای در شرایط مختلف مشغول تماشای یک برنامة دینی هستند، این‌گونه پیام‌رسانی دینی تأثیر مطلوبي بر جای می‌گذارد؟

در نقطة مقابل مسئله، جمع کوچکی را تصور کنید که همة آنها برای شرکت در یک مراسم مذهبی دور هم جمع شده‌اند و از نظر اعتقادی به یکدیگر نزدیک‌اند. خب معلوم است بهره‌برداری این مخاطبان از مراسمی که در آن شرکت کرده‌اند، بیشتر از مخاطبانی است که هرکدام در شرایط خاصی یک مهمان دارد؛ یکی در آشپزخانه کار می‌کند و تلویزیونش هم روشن است، یکی کتاب می‌خواند و چند وقت یک‌بار نگاهی هم به تلویزیون می‌کند و... مشغول تماشای برنامة مذهبی از طریق تلویزیون هستند. حالا وقت آن است که بپرسيم آیا چنین شرایطی برای تربیت مخاطب دینی و ترویج دینداری مطلوب است؟ برای اینکه درک بهتری از شرایط داشته باشیم بهتر است که این شرایط را با رسانه‌های سنتی نظیر منبر و هیئت مقایسه کنیم.

این در حالی است که دانش تعلیم و تربیت نیز به ما می‌گوید برای به‌وجود آوردن رشد نافع و انتقال پیام حسینی به‌ صورتی که در شخصیت مخاطب تغییری به وجود آورد، قرارگرفتن در جمع، کاملاً با رسانه و تماشای برنامه آن متفاوت است؛ بنابراين در حوزه‌ای که من نام آن را «عاشوراپروری» گذاشته‌ام، رسانه‌های سنتی کاملاً بر رسانه‌های مدرن برتری دارند؛ اما در دو کارکرد اطلاع‌رسانی و سرگرمیِ رسانه‌های مدرن از رسانه‌های سنتی قوی‌تر هستند و مزاياي چشمگيري دارند.



هدف ما از بررسی این مسئله در نشریة خیمه اصلاً این نیست که شیوة سنتی باید کنار برود و روحانیان و مداحان ما باید فقط از رسانه‌های مدرن استفاده کنند. در حقیقت آنچه می‌خواهیم دست روی آن بگذاریم شاید به‌ نوعی به همان خاطره‌ای باز می‌گردد که شما ابتدای گفت‌وگو به آن اشاره داشتید. ما می‌خواهیم بدانیم چه کنیم تا از این دو رسانه برای تکمیل نقاط قوت و ضعف یکدیگر استفاده كنيم؛ چنانچه مي‌بينيم در رسانة مدرنی مثل تلویزیون که در ایام محرم همة شبكه‌های آن صبح تا شب برنامة مذهبی پخش می‌کند، در سایر روزهای سال خبری از امام حسین(ع)و تفکر و عمل عاشورایی نيست. با توجه به این نكته، ارزیابی شما از وضعیت فعلی تبلیغ دینی در رسانه‌های ما چیست؟

پاسخ شما کاملاً روشن است؛ ولی من معتقدم باید مبانی این مسئله نیز نقد و بررسی شود. ما در پاسخ به این‌گونه سؤالات به‌راحتی نمی‌توانیم بگوییم عملکرد رسانه‌ها خوب یا بد است. ما در حوزة ادبیات دین و رسانه دو واژة مهم داریم که من از نشریة خیمه در همین‌جا تقاضا دارم بیشتر روی آن کار كند.



دو واژة مد نظر شما چیستند؟

«رسانة دینی» و «دین رسانه‌ای.»



لطفاً بیشتر دربارة فرق این دو واژه با یکدیگر توضیح بدهید؟

ما خیلی اوقات می‌گویيم «رسانة دینی». آرزوی ما این بود که صدا و سیما به‌ عنوان الگوی رسانة دینی خود را نشان دهد که البته به موفقیت‌های بسیاری نيز در این باره دست یافته است.



اینکه می‌گویید آرزو داشتید منظورتان این است که صدا و سیمای ما نتوانسته به ‌الگوی رسانة دینی مناسب تبدیل شود؟

نه؛ اتفاقا صدا و سیما در طول یک دهة گذشته موفقیت‌های بسیاری داشته که به‌ سبب همین موفقیت‌ها در ردیف الگوی رسانة دینی موفق قرار می‌گیرد؛ ولی شبهاتی هم برای کارشناسان وجود دارد. همان‌طور که اشاره داشتم به‌ جز «رسانة دینی»، مسئلة «دین رسانه‌ای» هم بسیار مهم است. شاید بیان این مسئله جالب باشد که پرسش شما و دو واژة رسانة دینی و دین رسانه‌ای، نمادی از مهم‌ترین پرسش تلویزیون‌ها و شبکه‌های دینی حوزة مسیحیت در ۳۰ سال گذشته بوده است؛ البته سابقة فعالیت‌های دینی در رسانه‌ها به‌ حدود ۶۰ سال قبل باز می‌گردد؛ ولی در طول ۳۰ سال گذشته شبکه‌های دینی بسیاری تأسیس شدند که تعداد آنها امروز از ۱۰۰ شبکه هم فراتر رفته است.

برای این شبکه‌ها همین پرسش ایجاد شده بود که آنها چه باید بکنند تا پخش مراسم مذهبی از طریق شبکه‌های تلویزیونی بتواند بیشترین تأثیر را داشته باشد تا بتوانند به ‌الگوی رسانة دینی موفق تبدیل شوند؛ ولی در گذر زمان این پرسش برای دست‌اندرکاران این شبکه‌ها به وجود آمد که آیا آنها توانسته‌اند از قابلیت‌های تلویزیون و رسانه‌هایشان به‌درستی استفاده كنند؟ این موضوع از آن نظر حائز اهمیت است که نشانه‌شناسی رسانه‌های سنتی با نشانه‌شناسی رسانه‌های مدرن متفاوت است؛ این در حالی است که طبق نظر مسیحیت، اصولاً دین، دارای مفاهیم و معارفی است که خسته‌کننده است و تلویزیون خاستگاهی برای فراغت و آرامش مردم است که بعد از بازگشت از محل کار به منزل بتوانند در ساعات پربیننده، برنامه‌هایی تماشا کنند که رفع خستگی کند. بر مبنای همین تفکر، اینکه در این ساعات برنامه‌های دینی پخش شود، اصالتاً و ماهیتاً با كاركرد تلویزیون منافات دارد؛ بنابراين بدکار کردن شبکه‌های تلویزیونی در حوزة مسیحیت به جایی رسید که عده‌ای به این نتیجه برسند تلویزیون ذاتاً با دین تخالف دارد.

این دیدگاه امروز به یک نظریه به نام نظریه «ذات‌گرا» تبدیل شده که طبق آن دین با ذات تلویزیون تخالف دارد. این مسئله سبب طرح واژة «دین رسانه‌ای» شد؛ بنابراين من در پاسخ به پرسش شما باید بگویم می‌توانیم از رسانه‌های مدرن برای بیان مسائل مرتبط با امام حسین(ع)و عاشورا استفاده كنيم؛ ولي نه در هر شرایطی.



چرا؟

این مربوط به ویژگی‌های دین رسانه‌ای است که در آن مراسم مذهبی بی‌کم‌وکاست پخش می‌شوند یا با حفظ همان قالب‌های موجود در رسانه‌های سنتی دینی در تلویزیون بازتولید می‌شوند و نسبت به توانمندی‌ها، نمادها و نشانه‌های رسانه‌های جمعی بی‌توجهی شده و از مزیت‌های آنها در سایر زمینه‌ها غفلت می‌شود و به‌جای تکمیل عملکرد رسانه‌های سنتی رو به تکرار آورده مي‌شود؛ این در حالی است که ما در رادیو و تلویزیون با مخاطبانی روبه‌رو هستیم که ممکن است دینداران متدین، پر و پا قرص، عاشورایی و محرمی نباشند و با علایق و انگیزه‌های دیگری پای تلویزیون نشسته باشند. آنها می‌خواهند ببینند آیا علایق و خواسته‌های خود را در تلویزیون می‌یابند یا خیر و ممکن است سبک و سیاق رسانه‌های سنتی را نپذیرند.

پخش یک برنامة تلویزیونی، هزینه‌های بسیاری برای رسانه دارد؛ رسانه‌ای که متعلق به مردم است و به لحاظ بودجه مشکل دارد و مجبور است برای تأمین هزینه‌های خودش تبلیغات زیادی پخش كند؛ این در حالی است که معلوم نیست بودجه‌ای که صرف توليد برنامه مذهبی به ‌شیوة معمول می‌شود، در نهایت بتواند آن تأثیرگذاری مناسب را داشته باشد.



چرا رسانه‌ای که ردیف بودجه و درآمدهای بسیار از محل تبلیغات دارد، باید نگران تأمین هزینة برنامه‌هایش به‌ويژه در حوزة مذهب باشد؟ نگرانی از مسئلة بودجه آن ‌هم برای رسانة ملی با آن‌همه درآمد تعجب‌برانگیز نیست؟!

می‌خواهم بگویم که این بودجه مال صدا و سیما نیست؛ مال مردم است. این بودجه‌ای است که از بیت‌المال تأمین می‌شود و به قول معروف، «قِران» آن هم حساب دارد. این در حالی است که صدا و سیما برای ساخت برنامه‌ها هزینه‌های کلانی می‌کند؛ مثلاً برای ساخت سریال مختارنامه که هم‌اکنون در حال پخش است، یکی از مسئولان صدا و سیما به من گفت که ۷ سال منتظر ساخت این سریال بودند و در طول این مدت به بعضی بازیگرها ماهانه ده‌ها میلیون تومان حقوق داده‌اند. شما هزینه‌هایی که برای ساخت «مختارنامه» و دیگر سریال‌های مذهبی نظیر امام حسن(ع)، امام رضا(ع)و حضرت علی(ع)صرف شده را در نظر بیاورید و ببینید در ماه محرم برای چه برنامه‌هایی هزینه می‌کنیم!

شاید اشاره به این نکته بد نباشد که در یکی از جشنواره‌های برنامه‌های دینی صدا و سیما که من هم بودم، به این مسئله اشاره شد که برای پخش مراسم مذهبی به ‌صورت مستقیم و تولیدی، چندین برابر برنامه‌های دیگر هزینه شده؛ ولی وقتی جمعی از متخصصان می‌خواستند از بین این برنامه‌ها، برنامه‌ای را به‌ عنوان برنامة منتخب جشنواره انتخاب کنند هیچ‌کدام از این برنامه‌ها در حوزة مذکور انتخاب نشد!

من معتقدم رسانه‌های مدرن به‌ويژه رادیو و تلویزیون که در دو کارکرد اطلاع‌رسانی و سرگرمی به رسانه‌های سنتی مزیت و برتری دارند، باید از این مزیت برای رفع نقاط ضعف رسانه‌های سنتی استفاده كنند که در دو حوزة آموزشی و ارشادی مزیت دارند؛ بنابراين باید بودجة خود را در این حوزه‌ها مصرف کنند تا این بودجه محدود در حوزة برنامه‌های دینی صَرف مواردی نشود که در آخر کار نتوان از آن نتیجة مطلوبی گرفت.

اعتقاد من این است که اگر به ‌دنبال پرورش انسان‌هاي معتقد و متدین هستیم، این مسئله ذاتاً بر عهدة رسانه‌های سنتی (نظیر مجالس و مراسم مذهبی، منبرها و سخنرانی‌های دینی، حسینیه‌ها، تکیه‌ها، مساجد، نماز جمعه، مجالس دعا و روضه و...) است؛ اما تلویزیون هم با پخش سریال‌هایی نظیر مختارنامه و دیگر سریال‌های مذهبی و برنامه‌های مناسکی می‌تواند به کمک رسانه‌های سنتی بیاید. به نظر من تلویزیون، مسلمان‌ساز، متدین‌ساز و انسان‌ساز نیست. این هدف باید در جای دیگری اتفاق بیفتد و تلویزیون و دیگر رسانه‌ها فقط می‌توانند نقش کمکی و نه نقش اصلی و مرکزی ايفا كنند.



شاید یکی از دلایلی که جنابعالی را به این باور رسانده، این باشد که ما از شیوة درستی برای بیان مسائل مرتبط با امام حسین(ع)، عاشورا و دیگر مسائل دینی و اعتقادی در این رسانه استفاده نمی‌کنیم و می‌خواهیم همان‌طور که در هیئت و منبر در این باره صحبت می‌کنیم، عمل کنیم. در بیشتر برنامه‌های دینی که از تلویزیون ما پخش می‌شود معمولاً رسم بر این است که سخنرانی صحبت می‌کند و مخاطب فقط می‌تواند گوش بدهد و ما در طول این سال‌ها شاهد برنامه‌های مذهبی یا گفت‌وگوی مذهبی چالشی نبوده‌ایم.

من معتقدم نحوة استفادة ما از این رسانه مدرن، کاملاً سنتی است و ما می‌توانیم با استفاده از شیوه‌های نوین برای ساخت برنامه‌های مذهبی، عرضة بیانی جدید از مسائل دینی و استفاده از روش‌های جدید جذب مخاطب استفاده مطلوب‌تری از ظرفیت‌های این رسانه برای ترویج دینداری كنيم. دیدگاه شما در این باره چیست؟

من می‌خواستم به دو نکته اشاره کنم؛ یکی اینکه کساني که در حوزة رسانه‌های مدرن فعالیت می‌کنند نباید فکر کنند که آنها اول و آخر دینِ مردم یا متولی دینِ مردم هستند. در جامعه، نهادهایی مثل خانواده، مدارس، مساجد، هیئت و... وجود دارد که در این حوزه‌ها مشغول فعالیت هستند؛ بنابراين وقتی این تصور از بین برود دیگر کسی نمی‌رود پایش را در کفش دیگری كند و مرتب از تلویزیون سخنرانی و مداحی پخش نمی‌کند و سعی در استفاده از نقاط قوت رسانه‌هاي مدرن نسبت به رسانه‌هاي سنتي دارد؛ مثل ساخت همین مستندها و سریال‌های مذهبی و به این ترتیب به‌دنبال بیشترین تأثیرگذاری است.

اگر نگاهی به عملکرد رسانه‌های خصوصی کشورهای همسایه در حوزة برنامه‌های دینی بیندازیم، می‌بینیم آنها چگونه از ظرفیت‌های خود به بهترین نحو ممکن استفاده می‌كنند؛ بنابراين می‌خواهم بگویم ما می‌توانیم از قالب‌های مستند، سریال‌ها، مسابقات، گفت‌وگوهای چالشی و...، به نیازهای مخاطبانی که به‌دنبال برنامه‌های دینی در رسانه‌های مدرن هستند، پاسخ بدهیم. کارهای بسیاری است که در رسانه‌های مدرن می‌توانیم انجام دهیم که رسانه‌های سنتی در حوزة دین و مذهب امکان آن ‌را ندارند؛ مثل پخش مسابقه‌های مذهبی، اخبار مذهبی، سریال، فیلم و...؛ بنابراين وقتی ما خودمان را مشغول کارهایی می‌‌كنیم که وظیفة ما نیست، بودجه، زمان و امکانات ما صرف مواردی می‌شود که جزو ساده‌ترین کارهاست و تأثیر چندانی نیز ندارد.

ساده‌ترین کاری که امروز، یک تهیه‌کنندة برنامه‌هاي مذهبی می‌تواند انجام دهد این است که یک دوربین مقابل یک سخنران یا مداح بگذارد و برنامه را به‌صورت زنده پخش کند؛ ولی ساخت سریال مذهبی یا مستند مذهبی کار سنگینی است که هر کسی توان انجام آن‌ را ندارد. ما قبل از ساخت برنامه‌های مذهبی و پخش آنها باید مخاطب‌شناسی كنيم؛ بدانیم در چه شرایطی می‌خواهیم پیام تولید کنیم؛ زیرا این شرایط در رسانه‌های جمعی به‌گونه‌ای است که نمی‌توانیم هر کاری انجام دهیم.

ما ممکن است برای بعضی روحانیان در ایامی خاص مانند عاشورا و تاسوعا که شرایط کشور، شرایط ویژه‌ای است برنامه‌هایی پخش کنیم که تأثیرگذار نیز باشد؛ ولی در بقية طول سال می‌خواهیم چه کنیم؟ ما باید چگونه برنامه بسازیم که حواس مردم را متوجه دین کنیم؟ اگر در این مسیر فکر و حرکت کنیم آن‌وقت می‌توانیم شاهکارهای خوبی خلق كنيم که تأثیرگذاری بسیاری داشته باشد.

خوشبختانه صدا و سیما به شناخت خوبی از خود رسیده و بازگشت خوبی به مزیت‌های کارکردی خود داشته است. در حال حاضر ساخت سریال‌ها و مستندهاي دینی و برخی مسابقات دینی در روند خوبی قرار گرفته است که از نقاط قوت صدا و سیما در شرایط فعلی محسوب می‌شود؛ این در حالی است که در گذشته‌ای نه چندان دور، هنگامی که ماه مبارک رمضان فرا می‌رسید صدا و سیما حتی برنامة چندانی برای سرگرم‌کردن مردم در این ایام مبارک نداشت و گویا ماه حُزن آمده است؛ ولی در حال حاضر برنامه‌های خوبی در ایام ماه مبارک تولید می‌شود.



آن‌قدر که مردم گیج می‌شوند و نمی‌دانند باید کدامش را نگاه کنند!

بله؛ به همین علت است که معتقدم موفقیت صدا و سیما در این عرصه باید مورد آسیب‌شناسی نیز قرار بگیرد؛ چون وقتی صدا و سیما، سریال پشت سریال پخش می‌كند، آن‌وقت با مساجدی روبه‌رو می‌شویم که خالی می‌ماند و مخاطب در شرایطی قرار می‌گیرد که برای اینکه نمازش را در منزل بخواند نیز با مشکل وقت روبه‌رو می‌شود!

البته این مسئله در طول یکی، دو سال گذشته مورد توجه بوده است؛ با این ‌حال یکی دیگر از نقاط ضعف صدا و سیمای ما این است که در حوزة کارکرد اطلاع‌رسانی مذهبی یا ساخت مستندهاي مذهبی نقاط ضعف بزرگی دارد که باید بیشتر روی آن وقت بگذارد. در برخی شبکه‌ها همان پخش مستقیم‌های بی‌هدف از مجالس مذهبی ادامه دارد که باید به نظرم در مورد برخی از آنها تجدیدنظر شود.

در نقطة مقابل، گاهی این تصور به وجود می‌آید چون ما رادیو معارف یا شبکة قرآن و معارف سیما داریم باید برنامه‌های مذهبی به این رسانه‌ها منحصر باشد؛ مثلاً از پخش تلاوت‌ها و تواشیح زیبا خبری نیست و فقط به پخش اذان بسنده می‌شود!

اینها مسائل مهمی هستند که باید شبکه‌های ما در حوزة اطلاع‌رسانی دینی و ساخت برنامه‌های مذهبی مورد توجه قرار دهند؛ بنابراين دوباره تأکید می‌کنم رسانه‌های سنتی و مدرن ما باید از ظرفیت‌های موجود برای تکمیل یکدیگر استفاده كنند؛ زیرا فقط در یک سیستم متعامل و پویای ارتباطات سنتی و مدرن دینی که روابط درون‌سیستمی میان انواع رسانه‌های آن هم‌گرا و مکمل باشند، رسانه‌های ما می‌توانند سهم خویش را در حوزة دینی به ‌نحو مناسبی ايفا كنند.