با وجود دو ماه عزاداری چه میزان آسیب‌های اجتماعی کاهش‌یافته است؟

رضا معممی مقدم: امروز دغدغه اول همه مسئولان نظام، کاهش آسیب‌های اجتماعی است لذا باید از خود بپرسیم که باوجود دو ماه عزاداری ...

رسانه‌ها به تغییرات مثبت هیئات توجه کنند/ مداحی فقط در خواندن خلاصه نمی‌شود

الان که استقبال جوانان نسبت به مداحی و مداحان افزایش یافته است، مسئولیت مداحان نیز سنگین‌تر شده است. مداح باید غیر از ...

حیا در خواندن بین برخی ذاکران از بین رفته است/ بهتر است مداح کسب و کار دیگری هم داشته باشد

روضه باز و مكشوفه می خوانند، خط قرمزها و حد و حدود ها را به راحتی ازش عبور می كنند. قبح همه چیز شكسته است. مراقبت ها كم ...
نمايش آدرس ايميل
سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۳    ساعت ۱۲:۰۵
نقش رسانه در تجددگرایی دینی
در جهانی که هر لحظه به ‌گونه‌اي فزاینده به ارتباطات الکترونیکی و رسانه‌ها وابسته‌تر می‌شويم، توجه به رابطة رسانه و دین از دو جنبه مهم است؛ جنبه نخست متوجه رهبران دینی است؛ زیرا در اوضاع کنونی، مراکز و مراجع دینی می‌خواهند دین همچنان به ‌منزلة نیرویی قوی و تأثیرگذار در جامعه باقی بماند و از این‌ رو، باید از ابزارهای کارآمد و اثربخشی که توسعة فناوری‌های ارتباطی در اختیار آنان گذاشته، بهره بگیرند؛ اما جنبة دوم به سیاست‌گذاران رسانه‌های گروهی مربوط می‌شود؛ چون مدیران و برنامه‌ریزان این رسانه‌ها نیز باید به مسئولیت رسانه‌ها در قبال جامعه توجه جدی داشته باشند و جنبة هدایتگری و فرهنگ‌سازی آنها را در جامعه در اولویت قرار دهند.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : 20303
گزارشی از کتاب «رسانه‌ها و دین» نوشتة ناصر باهنر



در جهانی که هر لحظه به ‌گونه‌اي فزاینده به ارتباطات الکترونیکی و رسانه‌ها وابسته‌تر می‌شويم، توجه به رابطة رسانه و دین از دو جنبه مهم است؛ جنبه نخست متوجه رهبران دینی است؛ زیرا در اوضاع کنونی، مراکز و مراجع دینی می‌خواهند دین همچنان به ‌منزلة نیرویی قوی و تأثیرگذار در جامعه باقی بماند و از این‌ رو، باید از ابزارهای کارآمد و اثربخشی که توسعة فناوری‌های ارتباطی در اختیار آنان گذاشته، بهره بگیرند؛ اما جنبة دوم به سیاست‌گذاران رسانه‌های گروهی مربوط می‌شود؛ چون مدیران و برنامه‌ریزان این رسانه‌ها نیز باید به مسئولیت رسانه‌ها در قبال جامعه توجه جدی داشته باشند و جنبة هدایتگری و فرهنگ‌سازی آنها را در جامعه در اولویت قرار دهند.

توجه به اين مسائل در كنار اهمیت والایی که دین در جامعة ما دارد؛ همچنین رسالت دینی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، موضوعی جذاب برای پایان‌نامة دکتر ناصر باهنر در مقطع دكتري شد که در نهایت با حمایت مرکز تحقیقات صدا و سیما كتابي با عنوان «رسانه‌ها و دین» منتشر شد.

این کتاب که هم‌اکنون به چاپ دوم رسیده، با بررسی موضوعاتی نظیر دین و رسانه‌ها در خلال نوگرایی، رسانه‌های سنتی در ایران، تلویزیون و دین در ایران، مسیحیت و تلویزیون در غرب و در نهايت عرضة الگویی برای آموزش دین از طریق تلویزیون به بررسی حجم وسیعی از نظریات مختلف دربارة رابطة بین رسانه‌ها و دین پرداخته است؛ مثلاً یکی از مباحث اساسی که در این کتاب مورد تأکید قرار گرفته، این است که برخلاف دیدگاه‌ها و نظریه‌هایی که دانشمندان علوم اجتماعی دربارة چيرگي رسانه‌های مدرن بر رسانه‌های سنتی و حذف آنها طرح کرده‌اند، اوضاع در کشورهای در حال توسعه به‌ویژه در جوامع اسلامی حکایتی متفاوت دارد و حضور برجستة نظام‌های سنتی در جهان امروز، خیزش‌های مردمی در برابر تأثیرات زندگی مدرن و جنبش‌های دینی با اتکا بر ارتباطات سنتی به‌ویژه در جهان اسلام از نمونه‌های حیات سنت در دنیای مدرن است.

یکی دیگر از مباحث مهمی که در این کتاب مورد نقد و بررسی قرار گرفته این است که با وجود اینکه با ظهور نوگرایی و شکل‌گیری جوامع مدرن، نقش سنت تغییراتی یافته و برخی وجوه آن تأثير پذيرفته؛ ولی تعیین این دگرگونی‌ها بسته به ويژگي‌هاي فرهنگی هر جامعه متفاوت است و لزوماً نمی‌توان گفت این تحولات سبب تضعیف سنت شده؛ چراکه بسیاری سنت‌ها همچنان نقش مهمی در زندگی مردم و حیات اجتماعی ایفا می‌کنند و حتی اگر همة راه‌ها برای انتقال آنها به نسل‌های بعد مسدود باشد، نمی‌توان مانع انتقال شفاهی و سینه‌به‌سینه آن شد.

این کتاب این‌طور نتیجه‌گیری می‌کند که تعارض نوگرایی و رسانه‌های مدرن با دین را باید نگرشی جاهلانه یا مغرضانه به موضوع دانست؛ چراکه نه نوگرایی در ذات خود تعارضی با ارزش‌ها و اعتقادات ناب دینی دارد و نه معارف ناب الهی تحجر و عقب‌ماندگی را به پیروان خود توصیه می‌کند؛ از این ‌رو آنان که دم از تعارض و زوال فرهنگ دینی در جامعة مدرن می‌زنند، احتمالاً به دنبال تحمیل الگوهای نوگرایی مورد قبول خویش، دین را مانعی سر راه خود می‌بینند یا اینکه از دستیابی به معارف ناب دینی محروم مانده‌اند و تجارب قرون وسطایی را که ربطی به اصول مورد قبول ادیان ندارد، ملاک خویش قرار داده‌اند.

این کتاب همچنین دربارة رابطة میان رسانه‌های مدرن با رسانه‌های سنتی نیز بر این مسئله تأکید می‌کند که برای دستیابی به حقایق باید این ذهنیت را کنار بگذاریم که بهره‌گیری از رسانه‌های مدرن یکسره به ترک شیوه‌ها و رسانه‌های سنتی منجر خواهد شد؛ زیرا رسانه‌های مدرن هیچ موضع قبلی‌اي نسبت به رویارویی با رسانه‌های سنتی ندارند؛ این در حالی است که ارتباطات جمعی را می‌توان به‌منظور گسترش و تحکیم سنت‌ها مورد استفاده قرار داد؛ همان‌گونه که می‌توان برای چالش و تضعیف ارزش‌ها و باورهای سنتی آنها را به کار بست. این کتاب هرچند این موضوع را می‌پذیرد که سنت‌ها و نظام‌های ارتباطی آنها، تأثیرات درخور ‌توجهی از رسانه‌های مدرن پذیرفته‌اند؛ ولی تأکید دارد که سنت‌ها توانسته‌اند با حضور در وسائل ارتباط جمعی از طریق اشکال رسانه‌ای و ثبت محتوای نمادین در محصولات مربوط به آن (مطبوعات، نوارهای صوتی و تصویری) شکلی از تداوم زمانی پیدا کنند؛ همچنان‌ که برخی شخصیت‌های سنتی با حضور مستمر در رسانه‌ها به‌ عنوان شخصیت‌های رادیو و تلویزیونی شناخته می‌شوند. با چنین استدلالی در این کتاب نتیجه‌گیری مي‌شود، با وجود اینکه برخی پدیدة رسانه‌ای‌شدن سنت و رسانه‌های سنتی را به‌ معنای تضعیف آنها می‌دانند؛ اما بر عکس به نظر می‌رسد راهی برای سنت مهیا شده تا مشخصه‌های تازه‌ای بیابد و در بافت‌های جدید اجتماعی گسترش یابد و از نو ساخته شود.

این کتاب همچنین در اثبات اینکه رسانه‌های نوین هیچ‌وقت قدرت حذف رسانه‌های سنتی را به‌ صورت کلی ندارند، به ماجرای نقش رسانه‌های سنتی در پیروزی انقلاب اسلامی اشاره و به نقل از «اورت راجرز» در کتاب «تکنولوژی ارتباطات: رسانه‌های جدید در جامعه» بیان می‌کند: «رژیم شاه با وجود در اختیار داشتن رسانه‌های فراگیر نوشتاری و الکترونیک نتوانست در برابر شبکة ارتباطات سنتی ایستادگی کند.» وی سپس می‌افزاید: «در مقابل رژیم شاه یک شبکة غیررسمی سازماندهی‌شده، حدود ۲۰۰ نفر رهبر مذهبی و ۹۰ هزار مسجد وجود داشت؛ ولی حتی با وجود تبعید امام خمینی (ره) به خارج از کشور، وی همراه با روحانیان و در نتیجة ارتباط با مردم توانست رژیم شاه را که مجهز به همة ابزارهای قدرت بود، از پای در بیاورد و درسی که کشورهای جهان سوم باید از انقلاب ایران بگیرند این است که اهمیت بیشتری به کانال‌های بین‌فردی و به رسانه‌های این چنین کوچک بدهند.»