مداح محبوب آذری‌ها این روزها مشغول چه کاری است

عارف دلسوخته‌ای چون ایشان چه سنخیتی می‌تواند با مال دنیا داشته باشد؟ عاشقِ دلداده‌ای چون او چگونه می‌تواند عشق مقدس خود ...

وحدت به معنای حذف مذاهب نیست/ اهانت به یکدیگر بر آتش فتنه می‌دمد

شیخ حسین خشن از علمای دینی لبنان با تاکید بر اینکه وحدت اسلامی به معنای حذف و کنار گذاشتن مذاهب نیست گفت: اختلاف نظر اشکالی ...

فیوضات علما شعاعی از برکات حضرت فاطمه معصومه(س) است

حجت الاسلام محمد مهدی میرباقری: حرم کریمه اهل بیت(س) حرم تمام اهل بیت(ع) است، حرمی که در قم است بسیار مهم و از اهمیت بالایی ...
نمايش آدرس ايميل
چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶    ساعت ۱۵:۲۷
فرایند دولت-ملت سازی موجب تهی شدن مناسک آیینی شده است
در نشست "آئین در میانه دولت و مردم" طرح شد:
فرایند دولت-ملت سازی موجب تهی شدن مناسک آیینی شده است
جامعه ایران جامعه ای مذهبی است و تمایل به قدسی کردن مسائل اجتماعی که توسط صاحبان دین اتفاق می افتد، مانع از فهم دقیق آن ها و توجیه کامل شرایط شده که این مساله متضمن شرک می شود.
مرجع :
خبرگزاری رضوی
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : 32373
در آستانه پایان یافتن ماه صفر و موسم عزاداری سید الشهداء، مساله پیاده روی اربعین به عنوان بحثی چالش برانگیز در میان جامعه شناسان و صاحبان اندیشه مطرح شده و صاحب نظران در صدد بررسی و واکاوی این مفهوم از دیدگاه های مختلف بر آمده اند. در همین راستا، حوزه هنری با برگزاری نشستی با عنوان "آئین در میانه دولت و مردم " با محوریت اربعین دولتی- اربعین مردمی، به بررسی نقش دولت در ایجاد و رشد آیین های دینی به ویژه رویداد اربعین پرداخت که این برنامه روز سه شنبه مصادف با ۲۳ آبان ماه در پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، سرای شهید آوینی برگزار شد.

نخستین سخنران این جلسه محمد حسین بادامچی، معاون پژوهشگاه علوم اسلامی حوزه هنری، با اشاره به ابعاد اجتماعی اربعین گفت: جامعه ایران جامعه ای مذهبی است و تمایل به قدسی کردن مسائل اجتماعی که توسط صاحبان دین اتفاق می افتد، مانع از فهم دقیق آن ها و توجیه کامل شرایط شده که این مساله متضمن شرک می شود. در چنین صحنه ای عینیت اتفاقات تغییر نمی کند اما خودآگاهی ما ازبین رفته و موجب می شود که این مسائل به صورت شبهه ای مطرح شود و این فروبستگی مانع از اندیشه صحیح می شود.
وی با اشاره به "دولت- ملت سازی" این رویداد دینی افزود: اربعین مثالی از روندهایی است که در جامعه در حال اتفاق افتادن است و بحث جدایی از تحلیل ها و جریانات سیاسی و اجتماعی ما نیست. در جامعه شناسی، مفهومی با عنوان " دولت-ملت سازی" مطرح می شود که این پروژه، مشخصا از زمان امیرکبیر آغاز شد که به نوعی موجب درهم شکستن جامعه و ادغام آن با حکومت و از بردن نقاط مقاومت و ترکیب بقایای آن با حاکمیت است که در زمان پهلوی در مرحله عملی شدن، با شکست مواجه شد و دو انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی در مقابل این پدیده به وقوع پیوست. در خلال این دو انقلاب، مذهب، و به طور مشخص، تشیع، مهم ترین ابزار مقاومت در برابر این پروژه است. در سیستم "دولت- ملت سازی"، ملت کاملا بی اراده و ذیل دولت تعریف می شود و در این سیستم، مردم از سیاست ها بی اطلاع هستند زیرا خود را بخشی از این توده می دانند و خود را سیاهی لشکر تلقی می کنند.
بادامچی در ادامه پیرامون سرنوشت این پروژه پس از انقلاب خاطرنشان کرد: متاسفانه این پدیده در دهه ۶۰، با چرخشی نسبی ادامه پیدا کرد و این بار نهاد مذهب نیز تصرف شد. نهادی که در تمام این دوران ها نماد مقاومت بود و روحانیت و تشیع و الهیات موجود در آن، به حاکمیت اجازه عملی کردن این پروژه را نداد اما اکنون توسط این رویکرد مصادره شده و به کلی درهم شکسته است. از این رو به دلیل درهم شکستن ساختارها، مناسک دینی ازبین رفته و اجرای آن از علماء به مداحان منتقل شده و اربعین نیز در چنین بستری زاده شده و اکنون میتوان از آن به عنوان فستیوالی ناسیونالیستی یا مناسکی تهی شده از معنا که صرفا برای نشان دادن مفاهیمی انتزاعی نظیر تشیع یا هویت که از معنای اصلی خود خارج شده و به پایگاه هویتی تبدیل شده اند، نام برد. بنده در این راستا بحث اربعین توده ای و اربعین مردمی را مطرح کرده و توده را در برابر مردمی نام بردم که با اراده و اختیار خود وارد صحنه ای شده و آن را خلق می کنند.
وی در ادامه پیرامون مساله توده ای شدن جامعه نکاتی مطرح کرد و افزود: توده ای شدن جامعه اتفاقی مهیب است و پدیده اربعین به عنوان مصداقی از این مساله بروز یافته زیرا بسته شدن سریع فضای مباحثه، موجب قطبی شدن جامعه و نشنیدن نظرات می شود. و جامعه ایران در همه زمینه های سیاسی و اجتماعی توده ای شده و به جای اندیشه و کنش سیاسی و اجتماعی، هویت قرارگرفته است و هویت گرایی آفت یک جامعه سیاسی است که ما به سرعت
در سیستم "دولت- ملت سازی"، ملت کاملا بی اراده و ذیل دولت تعریف می شود و در این سیستم، مردم از سیاست ها بی اطلاع هستند زیرا خود را بخشی از این توده می دانند و خود را سیاهی لشکر تلقی می کنند.
دچار این آفت شده ایم و جامعه نمی تواند راه خود را از میان مباحثات سیاسی و وضعیت اجتماعی پیدا کرده و دچار کوری می شود؛ طبیعی است در چنین جامعه ای، اربعین به فستیوالی تبدیل می شود.

محمدحسین شهرستانی ، استاد دانشگاه و پژوهشگر علم اجتماعی، دومین سخنران این جلسه بود که پیرامون زبان و شیوه بیان مساله اربعین نکاتی را مطرح کرده و افزود: چنانچه بخواهیم جامعه شناسی را در خدمت توجیه یا نقد یک پدیده قرار دهیم، باید اساسا بیاندیشیم که این شکل گفتاری یا زبانی چه نسبتی می تواند با روایت پدیده موردنظر برقرار کند و این پرسشی است که تاریخ علم را رقم زده است. هنگامی که موضوع یا مساله ای خاص در دوران بشریت اتفاق افتاده، که علم ناچار شده از آن سخن بگوید، در زبان علم، تغییرو دگرگونی ایجاد شده است از این رو، مهم ترین مساله ای که در مورد بحث مطرح شده وجود دارد این است که چه زبانی برای بیان مساله انتخاب کنیم. بنابراین پیش از آنکه گفتمانی از منظر الهیات اجتماعی پیرامون مساله اربعین به محرمی برای عنوان بازخیزی و احیاء نهضت دینی در دوره معاصر، انجام دهیم باید گفتار و زبان سیاسی و اجتماعی ویژه این پدیده را عرضه کنیم.
وی پیرامون جایگاه گفتار اجتماعی پیرامون رویدادهای دینی در حوزه و دانشگاه، افزود: ما تا کنون گفتار اجتماعی و سیاسی موثقی پیرامون مساله اربعین نداشته ایم که این مساله تا حدود زیادی متوجه جامعه روحانیت است  که باید با جریان سازی مفید، ما را به سمت بازخوانی و تفسیر نو رویدادهای اجتماعی هدایت کنند تا با خوانش جدیدی از رویدادها مواجه شویم. بنابراین می توان گفت، الهیات اجتماعی پایه اصلی توصیف تاریخی و اجتماعی یک پدیده اجتماعی و امری قدسی است.
شهرستانی در نقد به نظریه مطرح شده "دولت- ملت سازی" خاطرنشان کرد: روایت تاریخی ارائه شده از این مساله تا حدود زیادی مخدوش است و ما باید این مفهوم را در زیرمجموعه " بروکراتی شدن اقتدار" توضیح دهیم. اگر بخش انتقادی دولت سازی را در این زیر مجموعه بررسی کنیم، خط سیر روایت و شیرازه بحث طور دیگری رقم می خورد. فرایند دولت سازی در ایران، پروژه ای مقطعی یا متعلق به حکومتی خاص نیست بلکه فرایندی است که چند هزارسال پیش در جهان و به تعبیر هگل در ایران آغاز شد و جامعه شناسان آیه " إنّا جَعَلناکُم قَبایلا و شُعوبا"
را به این مساله مرتبط ساخته و قبایل را با عنوان دولت ها و شعوب را با عنوان ملت ها مطرح کرده اند لذا این پروژه پهلوی یا انقلاب اسلامی نیست زیرا ایران از ابتدا دولت- ملت بوده است و قرائت های مختلف اندیشمندان نظیر سید جواد طباطبایی یا عبدالکریم سروش، تغییری در ماهیت این مساله ایجاد نمی کند لذا امری که در برابر توده ای شدن جامعه می ایستد، هویت ها هستند و توده ای شدن به معنای هویت زدایی ملی و حکومتی است.
وی در ادامه پیرامون تشیع عراقی و ایرانی افزود: نمی توان اینگونه برداشت کرد که تشیع عراقی، بدوی و دست نخورده است و تشیع ایرانی با چالش و تغییر مواجه شده است زیرا در عراق به عنوان مهد تمدن بین النهرین در طول تاریخ ملقمه ای از صورت های سیاسی و اقتصادی بوده  و به تعبیر هگل، ایران نیز از ابتدای تاریخ مهد دولت سازی بوده است؛ بنابراین در چنین جوامعی با فرایند بدویت مواجه نیستیم و همه مفاهیم در طول تاریخ با چالش مواجه شده و هیچ امر خالص و تغییر نیافته ای در تاریخ وجود ندارد. در نهایت باید گفت، فرایند دولت سازی درایران و عراق، ثمره بروکراسی شدن اقتدار نیست از این رو اربعین نیز پروژه ای ناسیونالیستی محسوب نمی شود.

در ادامه سید علی متولی، پژوهشگر و جامعه شناس پیرامون نقش دولت در شکل گیری جریان های اجتماعی، گفت: به عقیده من برای روشن سازی نقش دولت در برخورد با جامعه ابتدا باید به نحوه شکل گیری دولت، درک ما از دولت و اطلاع از سنت حکمرانی بپردازیم. همان گونه که انسان به واسطه انسان بودن به اشیاء نگاه کرده و از آن ها کلیت می سازد، از دل ملت نیز مساله ای کلی به نام دولت به وجود می آید، بنابراین نباید دولت را به عنوان موجودی منفور تلقی کرد و در مقابل دولت- ملت سازی ایستاد زیرا دولت امری ضروری است که از دل ملت شکل گرفته و به مفهومی کلی تبدیل می شود. در جایی که به بدویت دولت عراق اشاره شد می توان از منظر دولت سازی
تا کنون گفتار اجتماعی و سیاسی موثقی پیرامون مساله اربعین نداشته ایم که این مساله تا حدود زیادی متوجه جامعه روحانیت است که باید با جریان سازی مفید، ما را به سمت بازخوانی و تفسیر نو رویدادهای اجتماعی هدایت کنند.
آن را کشوری بدوی تلقی کرد که دارای اجزاء پراکنده ای است که در میان آن ها کلیتی وجود ندارد و از این دست به دامان تشیع ایرانی می شود زیرا تشیع ایرانی در ذیل قدرت و حاکمیت کلی فعالیت می کند و عراق می تواند در ذیل آن فعالیت کرده و حضور سیاسی پیدا کند. کشورها برای رسیدن به این کلیت مرزبندی می کنند و سنت حکمرانی در جمهوری اسلامی به گونه ای بوده است که رابطه بین مفاهیم کلی و جزئی را بازیابی و احیاء کرده و حفظ کند.
وی پیرامون ارتباط قدرت گیری دولت و مناسک اجتماعی و دینی نکاتی بیان کرد و افزود: دولت هنگامی موفق و کارآمد است که بتواند مشارکت مردم در عرصه سیاسی را تمهید و تامین کند و چنانچه بتوانیم این مساله را در جمهوری اسلامی بازیابی کنیم به این نتیجه خواهیم رسید که حرکت هایی مانند اربعین، نقطه ای برای ظهور قدرت ملت است و حضور مردم سازماندهی شده است و حکومتی که دولت قدرتمند داشته باشد، در عرصه سیاسی حاضر شده و زمینه حضور مردم را نیز تمهید می کند بنابراین حضور قدرتمند مردم در رویداد اربعین برخاسته از حضور دولتی قوی است.
در پایان، میثم مهدیار پژوهشگر و جامعه شناس حوزه دین، از دو نگاه موجود در جامعه پیرامون پدیده اربعین و ابعاد اجتماعی آن صحبت کرد و گفت: در سال های گذشته موسم مناسبت های مذهبی، دغدغه هایی به عنوان دولتی شدن یا حکومتی شدن آیین های دینی و مذهبی از سوی کارشناسان مطرح می شود که گروهی از دیدگاه درون دینی یا درون گفتمانی به ماجرا نگاه می کردند. این نگاه از این جهت بود که دغدغه ای نسبت به این آیین ها داشتند و بر این باور بودند که دخالت و حمایت دولت، آن ها را از معنا تهی کرده و به ابزارهایی در خدمت اغراض و اهداف سیاسی تبدیل می کند.
 از سوی دیگر، نگاه برون گفتمانی هم وجود دارد که آیین ها را به طور کلی در خدمت سیاست و ایدئولوژیک دولتی قلمداد می کرد و حمایت و دخالت دولت در این آیین ها را از اساس مساله ساز می دانست.
امسال با توجه به گسترش ابعاد اجتماعی پدیده اربعین، جامعه شناسان مذهبی نسبت به این پدیده اجتماعی واکنش داده و از متخصصان و جامعه شناسان و کارشناسان علوم انسانی دعوت کردند تا در این میدان وارد شوند تا درباره اربعین صحبت کنند.
وی در ادامه، موضوع دوگانه دولتی و مردمی را مطرح کرد و گفت: اولین مساله مطرح شده این است که نمی توان دولت را از دخالت در مناسک مذهبی حذف کرد و چگونه می تواند دولتی را که در شهرسازی، آموزش و پرورش و... ما حضور دارد را از یک مناسک شیعی بزرگ حذف کرد؟ زیرا دولت مدرن در خصوصی ترین و پیچیده ترین ابعاد زندگی ما حضور دارد و فرهنگ جامعه را شکل می دهد. رابطه میان دولت و فرهنگ در جمهوری اسلامی معنای پیچیده تری به خود می گیرد و به واسطه آیین انقلاب پیروز شده و قشری سرکار آمده اند و سیاست گذاری می کنند و بسیاری از دولتمردان به واسطه سرمایه اجتماعی که در این آیین ها کسب کردند، امکان حضور در قدرت و سیاست را پیدا کرده اند.
وی با اشاره به نقش اقتصاد بازار در مصادره پروژه های فرهنگی، تاکید کرد: نکته سوم در دوگانه سازی دولت و مردم، فراموشی ضلع سوم یا همان بازار است که اساسا دوگانه سازی دولت و مردم ذیل پروژه اقتصاد بازار طرح شده که محور اصلی آن، دولت زدایی است تا بازار ابعاد مختلف زندگی مردم را تحت سلطه خود قرار دهد. از این رو گاهی اوقات فراموش می شود که دولت وظیفه دارد از فرهنگ در برابر بازار دفاع کند.
مهدیار با انتقاد از شیوه بررسی مساله اربعین، خاطرنشان کرد: متاسفانه در کشور ایران، نگاه انتقادی به آیین ها وجه سیاسی پیدا می کند و همه در صدد به چالش کشیدن این نگاه سیاسی برمی آیند، اما این نکته وجود دارد که این آیین ها در سایه وجود دولت امکان حضور یافته است بنابراین اگر این مساله را تنها از زاویه دولت- ملت سازی بررسی کنیم مردم را افرادی می بینیم که تنها در زیر سایه دولت می توانند فعالیت کنند در صورتی که ملت جزئی از دولت هستند و این یک رابطه دوسویه است همانگونه که مرزهای شهرها نیز موجب جدایی بنیادی آن ها از یکدیگر نمی شود. از این رو می توان به موفقیت دولت در این زمینه اشاره کرد زیرا هر سال شاهد افزایش تعداد زائران اربعین هستیم و افراد اشتراکات را پیدا کرده و آن را در زندگی خود باز تولید می کنند. بنابراین ما ملتی منفعل ذیل مفهوم دولت نیستیم که بدون خلاقیت و تحت فشار دولت اتفاق می افتد و اشتراکات دو ملت اربعین را از صرف سیاسی بودن خارج می کند.