با وجود دو ماه عزاداری چه میزان آسیب‌های اجتماعی کاهش‌یافته است؟

رضا معممی مقدم: امروز دغدغه اول همه مسئولان نظام، کاهش آسیب‌های اجتماعی است لذا باید از خود بپرسیم که باوجود دو ماه عزاداری ...

رسانه‌ها به تغییرات مثبت هیئات توجه کنند/ مداحی فقط در خواندن خلاصه نمی‌شود

الان که استقبال جوانان نسبت به مداحی و مداحان افزایش یافته است، مسئولیت مداحان نیز سنگین‌تر شده است. مداح باید غیر از ...

حیا در خواندن بین برخی ذاکران از بین رفته است/ بهتر است مداح کسب و کار دیگری هم داشته باشد

روضه باز و مكشوفه می خوانند، خط قرمزها و حد و حدود ها را به راحتی ازش عبور می كنند. قبح همه چیز شكسته است. مراقبت ها كم ...
نمايش آدرس ايميل
دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۵    ساعت ۱۰:۰۴
نگاهی به شیوه تربیتی مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
نگاهی به شیوه تربیتی مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی
آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی را بیش از هرچیز باید با عنایت خاص اش به فلسفه شناخت. ایشان فلسفه را نه یکی از علوم در ردیف سایر علوم، بلکه ریاضتی فکری جهت رشد معنوی می دانست.
مرجع :
شفقنا
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : 31277
مهدی نیک بین در نوشتاری  با عنوان «نگاهی به شیوه تربیتی آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی» آورده است :

“انسان سازی فلسفی”
آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی در سال ۱۳۰۳ شمسی در  قم به دنیا آمدند، در جوانی به محضر آیت الله حاج شیخ عباس تهرانی راه می یابند و سپس از محضر کسانی همچون امام خمینی، علامه طباطبایی، آیت الله بروجردی، آیت الله بهجت و… بهره مند می شوند. ایشان پس از گذراندن دوره ی طولانی بیماری، در ۲ بهمن ۱۳۹۵ وفات یافتند.

آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی را بیش از هرچیز باید با عنایت خاص اش به فلسفه شناخت.
ایشان فلسفه را نه یکی از علوم در ردیف سایر علوم، بلکه ریاضتی فکری جهت رشد معنوی می دانست.
از دیر باز در حوزه های علمیه، چندین رویکرد نسبت به فلسفه وجود داشت:

۱.یکی اینکه مسیر فلسفه را از اساس با شیوه ی انبیاء و اهل بیت متباین و بلکه متضاد می دانستند. آنها فلسفه را میراثی از یونان محسوب می کردند که توسط خلفای عباسی برای مواجهه و مقابله با اهل بیت ترجمه و ترویج شده بود.
اگر کسی از میان آنها به فلسفه مشغول می شد، صرفا به این دلیل بود که بتواند، تباین و تضاد، راهِ فلسفه و راه اهل بیت را بهتر و بیشتر آشکار کند؛ بی آنکه متهم به بی اطلاعی از فلسفه شود.

۲.گروهی دیگر، فلسفه را وزارت امور خارجه ی حوزه های علوم دینی می دانستند. از نظر آنها، فلسفه صرفا در قبال غیر مسلمین و برای اسکات و اقناع آنها کاربرد دارد.
پس طبق نظر آنها، برخی از طلاب که آمادگی لازم را دارند، برای پاسخ گویی به شبهات غیر مسلمین می بایست فلسفه را بیاموزند تا در جامعه ی اسلامی کسی گمان نکند، شبهات فلسفیِ مخالفین، بی جواب است.
بنابر این اشتغال به فلسفه، نزد این گروه، به عنوان واجبی کفایی (مانند حضور در جبهه های نبرد با کفار) محسوب می شد.

۳.اما دسته ی سوم که طرفداران کمتری داشته و دارند، فلسفه و حکمت اسلامی را، عینا منطبق با اصول و مبانی فکری و تربیتیِ اهل بیت دانسته و راه فهم عمیقِ معارفِ اهل بیت را مجهز بودن به علوم عقلی قلمداد می کردند.

از نظر آنان، مردم در قبال تعالیم انبیاء سه دسته هستند:

الف) یکی عوامی که قدرت درک معارف عمیق الهی را ندارند و از موضوع بحث خارج اند.
ب) دسته دوم کسانی که به علت آمادگی روحی زیاد، بی آنکه مقدمات عقلی را طی کنند، واقف به عمیق  ترین لایه های تعالیم وحیانی می شوند.
ج) و دسته سوم، متوسطانی، که نه با امداد الهی راه صد ساله را یک شبه طی می کنند و نه ذهنشان از  درک علوم عقلی عاجز است.

این دسته، کسانی اند که برای رسیدن به مراتب بالای تزکیه ی روحی، باید فلسفه بیاموزند.
مرحوم آیت الله سید ابراهیم خسروشاهی، جزء گروه ۳ بود و شاگردانش هم در دسته ج قرار می گرفتند. یعنی، فلسفه آموزی، را واجبی عینی برای متوسطین می دانست و ازنظر ایشان، بدون طی مقدمات عقلی که توسط فلاسفه اسلامی،َ پی ریزی شده، راهی بری درک والای قرآن و روایات وجود ندارد.
ایشان، وظیفه ی فلسفه را صرفا در پاسخگویی به شبهات مخالفین نمی دانست، بلکه آن را نوعی ریاضت عقلی جهت آمادگی دریافت الهی برای فهم متون دینی و سلوک الی الله می دانست.
از نظر ایشان، انسان ها، بواسطه ی تربیتی که از کودکی داشته اند، قوای ادراکی شان، آلوده به وهم و خیال است. و وهم و خیال، دست انسان را از درک امور عقلی کوتاه می کند.
از طرف دیگر، تعالیم انبیاء و اهل بیت، جزء معقولات است. پس انسانی که دستگاه فاهمه اش، آلوده به وهم و خیال باشد، توانایی ادراک آموزه های وحیانی را ندارد.
ایشان راه صحیح تربیتِ دستگاهِ فاهمه ی انسان ها را اشتغال به فلسفه می دانستند.

بنا به نظر آیت الله خسروشاهی، ریاضیت عقلی (فلسفه آموزی) و ریاضت عملی (التزام به شرعیات)؛ همگام با هم زیر نظر و تحت تعلیم استادی باید صورت گیرد که خودش از آلودگی های فکری و عملی، رها شده باشد.
چرا که فلسفه آموزی، اگر زیر نظر استاد، نباشد می تواند موجب شود که انسان، در حجاب الفاظ و اصطلاحات بماند.
شیوه ی ایشان در آموزش فلسفه اسلامی، شباهت چندانی به شیوه سایر اساتید فلسفه در حوزه های علمیه نداشت.
اغلب اساتید فلسفه در حوزات علمیه، نگاهشان به فلسفه کمابیش شبیه نگاه دانشگاهیان است. آنها در ابتدا متن کتب فلسفی را می خوانند و سپس توضیح می دهند و بعد از آنکه تک تک تعابیر و براهین را شرح دادند به سراغ مطلب بعدی می روند.

اما آیت الله خسروشاهی، گاه پس از ماه ها تدریس، دوباره به صفحات نخست، بازمیگشتند تا تغییر نگرش دانش جو را محک بزنند. و ببیند پس از گذر ماه ها، آیا مطالب قبلی، اصطلاحا، “دَم کشیده” یا خیر. حرکت دایره وار و رفت و برگشتی ایشان در میان صفحات کتب فلسفی، نمود کامل این نکته بود که فلسفه را از مقوله ی تعلیم و تربیت می دانند و نه علوم آکادمیک.
یکی از عادات ایشان در تعلیم و تربیت شاگردانشان این بود که در راستای ریاضت عقلی، صرفا به متون رایج فلسفی بسنده نمی کردند، گاه در میانه ی راه، کتابی علمی که حاوی مطالبی در فیزیک و یا زیست شناسی بود را بدست می گرفتند و شاگردان را دعوت به تعمق در فرازهای آن مطالب می کردند و نکات عقلی و فلسفی آموخته شده را با آموزه های علمیَ، تطبیق می دادند.
گاه، تکه شعری و یا حتی بریده ای از روزنامه، از نظر ایشان شروعی برای طرح مباحث شان قرار می گرفت و اینکه فیزیک و زیست شناسی و یا شعر و اخبار، دستمایه ی تعلیم و تربیت قرار گیرد را کسر شأن خود تلقی نمی کردند.

اگرچه در فلسفه غرب تبحر و ادعایی نداشتند، اما گاه، استشهاد به بخشی از نظرات فلاسفه ی غرب را در تبیین بهتر منظورشان مفید می دیدند و از این کار شانه خالی نمی کردند.
آیت الله خسروشاهی، یکی از رسالت های خویش را، دفاع از فلسفه و حکمت اسلامی در قبال هجمه های مخالفین می دانستند. چرا که، مرتبا از ناحیه کسانی که منتقد جدی فلسفه بودند و طریق فلسفی را در تضاد کامل با مسیر انبیاء می دانستند، مورد انتقاد شدید قرار می گرفتند.
ایشان به تاسی از استاد محبوبشان حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه)؛ اکتفا به فقه و محرومیت از فقه اکبر (فلسفه و حکمت) را مایه ی دور ماندن از مقصود انبیاء و فهم نادرست از کلام آنان می دانست.
مرحوم آیت الله خسروشاهی، هشدار می دادند که در درک، معارف وحیانی، نباید ساده اندیشی کرد، و با ابزار فقه و اصول، به سرچشمه ی معارف نشست.
تاکید ایشان این بود که، معارف وحیانی، آنقدر در دسترس و آسان یاب نیستند که با اکتفا به ظواهر الفاظ، بتوان به آنها راه یافت.
پس باید، دستگاه فاهمه را مجهز به دقت ها و موشکافی های لازم کرد تا حقایقی که در بادی نظر مغفول می ماند، بر ما آشکار شود.
 
 
انتهای پیام/